فهرست مطالب

  • پیاپی 6 (زمستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/12/23
  • تعداد عناوین: 7
|
  • صدیقه زارع کیا*، محمد فیاض، پرویز غلامی، محمود گودرزی، فرهنگ جعفری صفحات 1-11
    چرای دام یکی از فعالیت های متداول بشر است که حتی امروزه در مناطق حفاظت شده به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در اکوسیستم ها اتفاق می افتد. در این مطالعه آثار مدیریت های مختلف چرایی بر تنوع و غنای گونه ای در مراتع استپی مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور داده ها از 60 پلات دو مترمربعی در محدوده سه طرح مرتع داری و قرق 4 ساله برداشت گردید. برای ارزیابی تنوع گونه ای از شاخص های سیمپسون و شانون- واینر و برای مقایسه غنای گونه ای از شاخص های منهینیک و مارگالف استفاده شد. هم چنین برای محاسبه یکنواختی گونه ای از شاخص پیلو استفاده شد. همه این شاخص ها با استفاده از نرم افزارPAST و SPSS محاسبه و تجزیه و تحلیل شدند. نتایج مربوط به میانگین شاخص تنوع شانون در سایت ها حاکی از تنوع بالای مناطق قرق، نعمتی (چرای تناوبی با شدت چرای متوسط) و شیرعلی بگلو (چرای مداوم در طول سال و شدت چرای بالا) بوده که از این نظر اختلاف معنی داری با هم نداشته اند و مرتع چگنه با سیستم چرای مداوم در طول 6 ماه و شدت چرای نسبتا بالا دارای کمترین تنوع است. همین طور مقدار عددی شاخص تنوع به پایین بودن تنوع در مراتع استپی اشاره دارد. غنای گونه ای نیز در سایت شیرعلی بگلو بیشتر از بقیه سایت ها بوده و در سه مرتع دیگر نیز مانند تنوع گونه ای با افزایش شدت چرا از غنای گونه ای کاسته شده است. نتایج نشان می دهد در مرتع شیرعلی بگلو اگر چه وضعیت مرتع فقیر بوده اما بر اثر چرای مداوم دام و با افزایش گونه های مهاجم، وفور گونه ها در این مرتع افزایش یافته در نتیجه تنوع و غنای گونه ای نیز افزایش یافته است. افزایش شدید چرا در طول سال می تواند از طریق افزایش گیاهان یکساله موجب افزایش غنای گونه ای شود، اما در عین حال، در نتیجه فشار چرایی و به هم خوردگی خاک، ناپایداری اکوسیستم را در پی دارد.
    کلیدواژگان: مدیریت چرایی، تنوع گونه ای، غنای گونه ای، مراتع استپی، ساوه
  • علی عسگریان، بهمن جباریان امیری*، افشین علیزاده شعبانی، جهانگیر فقهی صفحات 13-25
    امروزه شهرها با نرخ رشد بسیار بالا در حال توسعه و گسترش می باشند. این مساله مدیریت رشد شهرها را به یکی از مهم ترین چالش-های قرن 21 تبدیل کرده است. در این بین، تهیه اطلاعات مکانی- زمانی مرتبط با الگو و میزان رشد شهرها برای درک بهتر فرآیند رشد شهری و اخذ سیاست های مدیریتی بسیار حایز اهمیت است. پژوهش حاضر نیز در این راستا به بررسی روند گسترش و میزان توسعه پراکنده شهر ساری پرداخته است. بدین منظور در ابتدا نقشه های کاربری/ پوشش سرزمین شهر ساری با پردازش تصاویر چندزمانه ماهواره لندست در سال های 1371، 1381 و 1389 تهیه گردید. هم چنین با تلفیق روش ارزیابی چندمعیاره و مدل سلول های خودکار- مارکوف، رشد این شهر در سال 1389 با شاخص کاپای کلی 80/83 درصد و ROC برابر با 69/0 پیش بینی شد. سپس این مدل برای شبیه سازی رشد شهر در سال های 1400 و 1410 اجرا گردید. پس از تکمیل دوره مورد مطالعه، روند گسترش افقی شهر ساری با استفاده از شاخص آنتروپی شانون و نیز مساحت کاربری سکونتگاهی به ازای هر فرد مورد بررسی قرار گرفت. براساس نتایج حاصل از آشکارسازی و شبیه سازی تغییرات شهر ساری، وسعت کاربری مسکونی این شهر از سال 1371 همسو با رشد جمعیت افزایش یافته و به گسترش خود تا سال 1410 و عبور از مرز 2800 هکتار ادامه خواهد داد. هم چنین نتایج حاصل از مقادیر نسبی شاخص آنتروپی شانون نشان از افزایش میزان پراکندگی شهر ساری دارد. اگرچه شهر ساری هنوز به طور کامل با پدیده توسعه پراکنده شهری مواجه نشده است، اما عدم وجود موانع فیزیکی محدودکننده در پیرامون این شهر مساله مدیریت شهری را ملزم به اتخاذ رویکردی جامع در مدیریت بر محدوده شهر، کنترل گسترش افقی آن و جلوگیری از مشکلات محیط زیستی این پدیده در آینده خواهد کرد.
    کلیدواژگان: سنجش از دور، مدل سلول های خودکار، مارکوف، شاخص آنتروپی شانون، پراکنده روی شهری، شهر ساری
  • افسانه افضلی، نورالله میرغفاری*، علیرضا سفیانیان صفحات 27-38
    در دهه های اخیر با پیشرفت فناوری و مدیریت جامع مواد زاید جامد شهری، از روش هایی مانند بازیافت، تیمار بیولوژیکی، تیمار حرارتی و دفن بهداشتی استفاده شده است. روش دفن بهداشتی به عنوان یکی از راهبردهای مطرح در سلسله مراتب مدیریت جامع پسماند به شمار می آید و نسبت به سایر روش های دفع، رایج تر و کم هزینه تر است. انتخاب محل مناسب جهت دفن مواد زاید جامد می تواند از آثار نامطلوب اکولوژیکی و اجتماعی- اقتصادی جلوگیری کند. مکان یابی محل دفن نیازمند تجزیه و تحلیل داده های مکانی، قوانین و معیارهای قابل قبول است. هدف از این پژوهش تعیین مکان مناسب دفن مواد زاید شهری شهرستان نجف آباد با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی است. بدین منظور معیارهای محیط زیستی و اجتماعی- اقتصادی تحت عنوان لایه های اطلاعاتی در منطق بولین و منطق فازی مورد ارزیابی قرار گرفتند. وزن دهی لایه های اطلاعاتی به دست آمده از روش استانداردسازی فازی با استفاده از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی انجام گرفت. با روی هم گذاری نقشه های حاصل از دو منطق بولین و فازی، دو منطقه با در نظر گرفتن حداقل مساحت مورد نیاز محل دفن برای 20 سال مناسب تشخیص داده شدند. با این وجود، این دو محل نیز به به دلیل نزدیکی به شهرستان تیران، از تناسب لازم برای در نظر گرفتن محل دفن پسماندهای شهری نجف آباد برخوردار نیستند. بنابراین به نظر می رسد که به دلیل محدودیت های زیاد در نجف آباد، باید امکان استقرار محل دفن مشترک پسماندهای شهری با شهرهای مجاور مورد بررسی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: مواد زاید جامد، مکان یابی محل دفن، سامانه اطلاعات جغرافیایی، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، منطق بولین، منطق فازی
  • سید حسن موسوی*، محمد رضا شکری، افشین دانه کار صفحات 39-52
    هدف از این مطالعه بررسی برهمکنش آبسنگ های مرجانی با برخی از مهم ترین پارامترهای فیزیکی و شیمیایی آب (عمق، دما، شوری، کدورت، اکسیژن محلول، pH، کلروفیلa و سرعت جریان آب) و دو پارامتر شیب بستر و جنس بستر در جزیره کیش بود. منطقه مطالعاتی به 19 پهنه (8 پهنه دارای مرجان و 11 پهنه فاقد مرجان) تقسیم بندی گردید که در هر یک از پهنه ها این پارامترها با مطالعه یافته های محققان مختلف طی سالیان گذشته و نمونه برداری میدانی توسط دستگاه CTD در تابستان 1389 گردآوری شدند. سپس جهت بررسی الگوی پراکنش آبسنگ های مرجانی از آزمون دسته بندی غیرمتریک ((nMDS) Non-metric Multidimensional Scaling)، جهت تعیین درصد شباهت ایستگاه های مرجانی و فاقد مرجان از آزمون تحلیل خوشه ای و در نهایت برای تعیین پارامترهای موثر در ایجاد تفاوت بین ایستگاه های مرجانی و فاقد مرجان از آزمون درصد شباهت SIMPER در نرم افزار PRIMER 5 استفاده شد. نتایج آزمون دسته بندی غیر متریک (nMDS) بیانگر وجود تفاوت در الگوی پراکنش مکانی هر یک از ایستگاه های مرجانی و فاقد مرجان بود. مطابق آزمون تحلیل خوشه ای نیز ایستگاه مرجانی واقع در شمال جزیره کیش (CR 6) و ایستگاه فاقد مرجان واقع در شمال شرقی جزیره کیش (NC 2)، از نظر پارامترهای فیزیکی و شیمیایی آب شباهت بیشتری با یکدیگر داشته و با سایر ایستگاه های مرجانی و فاقد مرجانی در سطح آماری 1 درصد تفاوت بسیاری را نشان دادند. هم چنین مطابق آزمون SIMPER بیشترین سهم در ایجاد عدم شباهت بین ایستگاه های مرجانی و فاقد مرجان را به ترتیب پارامترهای شیب بستر، شدت جریان، شوری، عمق، دمای آب و کدورت با سهمی برابر با 06/25، 38/23، 88/13، 82/13، 69/8 و61/8 درصد دارا هستند.
    کلیدواژگان: پارامترهای فیزیکی و شیمیایی آب، آبسنگ های مرجانی، پراکنش، جزیره کیش
  • زهرا پسندیده فرد*، عبدالرسول سلمان ماهینی، سید حامد میرکریمی، مرتضی اکبری، مهدی غلامعلی فرد صفحات 53-63
    یکی از آلودگی های اصلی در آب های سطحی آلودگی غیرنقطه ای (NPS) است که اغلب ناشی از رواناب کشاورزی است. در این مطالعه، هدف بررسی تغییرات فصلی پارامترهای کیفی آب در حوزه آبخیز گرگانرود - واقع در استان گلستان- و اثر فعالیت های کشاورزی و آلودگی غیرنقطه ای بر آنهاست. در ابتدا، پارامترهای کیفی آب (پتاسیم، سدیم، pH، شوری، دبی آب، EC، سختی آب، یون های سولفات و بیکربنات، کلر، منیزیم و کلسیم در سال های 1345 تا 1388) به وسیله روش های چند متغیره آماری بررسی شدند. MANOVA به منظور تعیین معنی داری تفاوت بین میانگین های فصول، DA یا آنالیز تفکیکی جهت تعیین هم بستگی فصول با دوازده پارامتر کیفی آب، PCA و FA برای مشخص کردن پارامترهای شاخص کیفی آب انجام شد. به این ترتیب از طریق نتایج آماری اثر اقلیم (انجماد، هوازدگی و بارندگی) و فعالیت های انسانی از جمله کشاورزی روی کیفیت آب مشخص شد. مهم ترین پارامترها در تفکیک فصول، به ترتیب پتاسیم، pH، اسیدکربنیک، کلسیم و منیزیم بود. مطابق نمودارهای بارگذاری آنالیز فاکتور، یون های کلر، سدیم و پتاسیم در فصول بهار و تابستان مهم ترین پارامترها هستند که بیانگر مصرف کود (مخصوصا کود کلرور پتاسیم) و وجود آلودگی غیرنقطه ای در این فصول است. با استفاده از نرم افزار CROPWAT ماه هایی از سال که محصولات منطقه نیاز آبی شدید دارند تشخیص داده شد. محصولات مهم و شاخص منطقه عبارت اند: از پنبه، برنج، سویا، گندم و جو که تقریبا بیشترین نیاز آبی تمامی این گونه ها، در اواخر بهار تا اواسط یا اواخر تابستان است. طبق نتایج حاصل از آنالیزهای آماری فعالیت کشاورزی در ایجاد آلودگی آب تاثیر زیادی دارد که نتایج نرم افزار CROPWAT نیز آن را تایید کرد.
    کلیدواژگان: آلودگی غیرنقطه ای (NPS)، پارامترهای کیفی آب، رواناب، روش های چند متغیره آماری
  • رقیه دریکوند، رقیه ذوالفقاری* صفحات 65-75
    یکی از گونه های سوزنی برگ بومی در ایران زربین می باشد که به صورت ذخیره گاه جنگلی در منطقه تنگ سولک استان کهگیلویه و بویراحمد تحت حفاظت است. به منظور ارزیابی عوامل موثر بر جوانه زنی بذر سرو زربین آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی به صورت فاکتوریل 2×2×4 انجام شد. به طوری که خشکیدگی در 4 سطح، شیب در 2 سطح و ارتفاع از سطح دریا در 2 سطح مورد آنالیز قرار گرفت. نتایج نشان داد که از بین تمامی عوامل مورد بررسی شیب رویشگاه بیشترین تاثیر را روی جوانه زنی بذر داشت. به طوری که با افزایش شیب، کلیه پارامترهای مورد بررسی اعم از وزن هزار دانه، رطوبت، سرعت و درصد جوانه زنی، میانگین زمان جوانه زنی و میانگین تعداد بذر در مخروط کاهش یافته بود. هم چنین قطر درخت تا حدی ارتباط مثبت با وزن بذر داشت. اما تاثیر خشکیدگی درخت مادری تنها بر میانگین مدت زمان جوانه زنی معنی دار بود، هرچند که بذر جمع آوری شده از درختان با خشکیدگی بالا دارای میانگین درصد و سرعت جوانه زنی کمتری بودند. نتایج هم بستگی نیز نشان داد که همه پارامترهای جوانه زنی و بذر با وزن هزار دانه رابطه معنی دار مثبت دارد. بنابراین به منظور حفظ و احیای این گونه در این منطقه پیشنهاد می شود که جمع آوری بذرها از درختان مادری با قطر بالاتر که در شیب های کم واقع شده اند و بذرشان نیز سنگین تر است، می تواند موثر باشد.
    کلیدواژگان: ارتفاع، خشکیدگی، سرو زربین، شیب، وزن هزار دانه
  • ندا بی همتای طوسی*، علیرضا سفیانیان، سیما فاخران صفحات 77-88
    آگاهی از روند تغییرات پوشش اراضی و کاربری اراضی خصوصا در محدوده کلان شهرها طی دوره های زمانی طولانی برای برنامه ریزان و مدیران به منظور ارزیابی و پیش بینی مشکلات ناشی از این تغییرات حائز اهمیت است. سنجش از دور به همراه متریک های سیمای سرزمین ابزاری مناسب برای پایش تغییرات پوشش اراضی در مناطق شهری و محدوده آن می باشد. کلان شهر اصفهان طی چند دهه اخیر به واسطه رشد و مهاجرت جمعیت و توسعه صنایع، گسترش افقی وسیعی را داشته است. هدف از این مطالعه کمی کردن الگوهای سیمای سرزمین بخش مرکزی استان اصفهان (کلان شهر اصفهان) با استفاده از متریک های سیمای سرزمین و بررسی تغییرات در فاصله زمانی 1369 تا 1389 است. با استفاده از تصاویر ماهواره ای و روش طبقه بندی نظارت شده (حداکثر احتمال)، نقشه پوشش اراضی برای این دو سال 1369و 1389 در پنج کلاس اصلی تهیه شد. به منظور کمی کردن الگو های سیمای سرزمین متریک های درصد کاربری اراضی (PLAND)، تعداد لکه (NP)، میانگین اندازه لکه (MPS) و تراکم لکه (PD) در سطح کلاس و شاخص تنوع شانون (SHDI)، نمایه بزرگ ترین لکه (LPI)، متریک نزدیک ترین فاصله همسایگی(MNN) و پیوستگی (CONTAG) در سطح سیمای سرزمین محاسبه شد. نتایج حاصل نشان می دهد که طی سال ها درصد کلاس شهری به بیش از دو برابر رسیده است. کاهش میانگین اندازه لکه برای کلاس کشاورزی و بدون کاربری مشخص می کند که پدیده تخریب و تکه تکه شدگی در این کلاس ها بیشتر رخ داده است. در سطح سیمای سرزمین متریک میانگین فاصله نزدیک ترین همسایه و تنوع شانون افزایش و شاخص بزرگ ترین لکه کاهش یافته است.
    کلیدواژگان: رشد شهری، پوشش اراضی، الگوهای سیمای سرزمین، متریک های سیمای سرزمین، اصفهان
|
  • S. Zarekia *, M. Fayaz, P. Gholami, M. Goudarzi, F. Jafari Pages 1-11
    Livestock grazing is a common human-induced activity with direct and indirect effects even on the ecosystems of protected areas. The present study analyzed the effects of different grazing management methods on species diversity and richness in the steppe rangelands of Saveh، Iran. Data were collected from sixty 2×2 m plots within the areas of three، four-years protected range management projects. Margalef’s and Menhinick''s indices، Simpson and Shannon-Weiner indices، and Pielou''s index were used to evaluate plant species richness، diversity، and evenness، respectively. All data analyses were performed in PAST and SPSS. According to the mean values obtained for Shannon-Weiner index، Nemati rangeland (with rest-rotation grazing system and moderate grazing intensity) and Shirali Baglou rangeland (with continuous grazing throughout the year and high grazing intensity) had high species diversity with no significant differences among them. However، Chagneh rangeland (with continuous grazing for six months and fairly high grazing intensity) had the lowest diversity. Low values of diversity indices indicated low species diversity in steppe rangelands. Moreover، Shirali Baglou rangeland had the highest species richness compared to the other sites. In the other three rangelands، both species richness and diversity decreased with increasing the grazing intensity. Despite poor range conditions in Shirali Baglou rangeland، intensive livestock grazing and the consequent rise in invasive species increased species abundance and hence، resulting in species richness and diversity in the area. Although over-grazing throughout the year can promote plant species richness through increasing annual species، consequent soil degradation and instability of rangeland ecosystem can be expected.
    Keywords: Grazing, Diversity, Richness, Steppe rangeland, Saveh
  • A. Asgarian, B. Jabbarian Amiri *, A. Alizadeh Shabani, J. Feghhi Pages 13-25
    Constant urban development in today’s world has turned urban growth management into a main challenge in the 21st century. Obtaining spatiotemporal information about the pattern and rate of urban growth is critical to a better understanding of the urban growth process and practicing appropriate management policies. The present study investigated the trend of urban sprawl in Sari، Iran. First، land use and cover maps of the study area were prepared by processing multitemporal Landsat images from 1992، 2002، and 2010. Moreover، the urban growth of the city in 2010 was predicted by combining the Markov-cellular automata model with multi-criteria evaluation (overall Kappa = 83. 80%; area under the receiver operating characteristic curve ≈ 0. 69). Afterward، the same model was applied to simulate urban development in 2021 and 2031. Built-up area per capita and Shannon entropy were then measured to assess urban sprawl in Sari. According to the results of change detection and simulation of urban growth of the study area، the built-up area had increased proportional to population growth since 1992. The same trend is expected to continue until 2031 when the urban area will exceed 2800 hectares. In addition، based on the relative values of Shannon entropy، although Sari has not yet faced the urban sprawl phenomenon، the absence of physical barriers around the city necessitates comprehensive urban management approaches to control urban sprawl and prevent future environmental problems.
    Keywords: Urban sprawl, Remote sensing, Shannon entropy, Markov, cellular automata model, Sari
  • A. Afzali, N. Mirghaffari *, A. Safianian Pages 27-38
    Following technological advancements and integrated municipal solid waste management in recent decades، various methods such as recycling، biotreatment، thermal treatment، and sanitary landfills have been developed and employed. Creating sanitary landfills is a major strategy in the integrated solid waste management hierarchy. It is cheaper and thus more common than other disposal methods. Selecting a suitable solid waste landfill site can prevent adverse ecological and socioeconomic effects. Landfill site selection requires the analysis of spatial data، regulations، and accepted criteria. The present study aimed to use the geographic information system and the analytic hierarchy process to identify an appropriate landfill site for municipal solid wastes in Najafabad (Isfahan، Iran). Environmental and socioeconomic criteria were evaluated through different information layers in the Boolean and fuzzy logics. The analytical hierarchy process was applied for weighing the fuzzy information layers. Subsequently، two suitable sites were identified by superimposing the maps from the Boolean and fuzzy logics and considering the minimum required landfill area for 20 years. However، proximity of these two sites to Tiran (a nearby city) made them undesirable landfill sites for Najafabad. Therefore، due to the existing restrictions in Najafabad، the possibility of creating landfill sites in common with adjacent cities should be further investigated.
    Keywords: Municipal solid waste, Landfill site selection, Geographic information system, Analytic hierarchy process, Boolean logic, Fuzzy logic
  • S. H. Mousavi *, M. R. Shokri?, A. Danehka Pages 39-52
    The present study sought to determine the interactions between coral reefs and physicochemical properties of water (depth، temperature، salinity، turbidity، dissolved oxygen، pH، chlorophyll a، and water current velocity) and seabed type and slope in Kish Island، Iran. The study area was divided into 19 zones (eight zones with and 11 without corals). Physicochemical properties of water for each zone were extracted from previous studies over the past years. In summer 2010، field sampling of each zone was also performed using a conductivity، temperature، and depth (CTD) instrument. Non-metric multidimensional scaling (nMDS) and cluster analysis (CA) were then conducted to assess the dispersion of coral reefs and to determine the similarity of coral and non-coral zones، respectively. Finally، the similarity percentage (SIMPER) test was carried out in PRIMER 5 software to identify parameters differentiating coral and non-coral zones. The results of nNMDS analysis revealed differences in spatial distribution of coral and non-coral zones. According to CA results، the coral zone in the north of the island (CR6) and the non-coral zone in the northeast of the island (NC2) were similar in terms of physicochemical properties of water. However، they were significantly different from other coral and non-coral zones (p < 0. 01). SIMPER test showed seabed slope، water current velocity، salinity، depth، temperature، and turbidity to have the greatest contributions in the dissimilarity between coral and non-coral zones (25. 06%، 23. 38%، 13. 88%، 13. 82%، 8. 69% and 8. 61%، respectively).
    Keywords: Water physicochemical parameters, Coral reefs, Distribution, Kish Island
  • Z. Pasandidehfard *, A. Salman Mahini, S. H. Mirkarimi, M. Akbari, M. Gholamalifard Pages 53-63
    Nonpoint source (NPS) pollution is a major surface water contaminant commonly caused by agricultural runoff. The purpose of this study was to assess seasonal variation in water quality parameters in Gorganrood watershed (Golestan Province، Iran). It also tried to clarify the effects of agricultural practices and NPS pollution on them. Water quality parameters including potassium، sodium، pH، water flow rate، total dissolved solids (TDS)، electrical conductivity (EC)، hardness، sulfate، bicarbonate، chlorine، magnesium، and calcium ions during 1966-2010 were evaluated using multivariate statistical techniques. Multivariate analysis of variance (MANOVA) was implemented to determine the significance of differences between mean seasonal values. Discriminant analysis (DA) was also carried out to identify correlations between seasons and the water quality parameters. Parameters of water quality index were measured through principal component analysis (PCA) and factor analysis (FA). Based on the results of statistical tests، climate (freezing، weathering and rainfall) and human activities such as agriculture had crucial effects on water quality. The most important parameters in differentiation between seasons in descending order were potassium، pH، carbonic acid، calcium، and magnesium. According to load factor analysis، chlorine، calcium، and potassium were the most important parameters in spring and summer، indicating the application of fertilizers (especially potassium chloride fertilizer) and existence of NPS pollution during these seasons. In the next stage، the months during which crops had excessive water requirements were detected using CROPWAT software. Almost all water requirements of the area’s major crops، i. e. cotton، rice، soya، wheat، and oat، happen in the late spring until mid/late summer. According to our findings، agricultural practices had a great impact on water pollution. Results of analysis with CROPWAT software also confirmed this conclusion.
    Keywords: Nonpoint source pollution, Water quality parameters, Runoff, Multivariate statistical techniques
  • R. Darikvand, R. Zolfaghar * Pages 65-75
    Cypress (Cupressus sempervirens L. var. horizontalis) is one of the native conifers in Iran. It is found in Tange Soulak Forest Reserve of Kohgiluyeh and Boyer-Ahmad Province، Iran. An experiment in a completely randomized design with factorial 4×2×2 was performed to assess the factors affecting Cupressus sempervirens seed germination. Dieback، slope، and altitude were analyzed at four، two، and two levels، respectively. Results showed slope to have the greatest effects on seed characteristics and germination. In fact، all studied parameters including 1000 kernel weight، humidity of the seeds، speed and rate of germination، and the mean number of seeds in a cone decreased with increasing slope. Moreover، tree diameter had a low positive relationship with seed weight. On the other hand، although the seeds collected from trees with high rate of dieback had the lowest mean speed and rate of germination; dieback had significant effects only on the mean germination time. There were significant positive correlations between 1000 kernel weight and all seed and germination parameters. Therefore، it is suggested that for conservation and regeneration of this species in the region، seeds should be collected from mother trees with a larger diameter and heavier seeds located on low-slope lands.
    Keywords: Altitude, Dieback, Cupressus sempervirens, Slope, 1000 kernel weight
  • N. Bihamta Toosi *, A. Safianian, S. Fakheran Pages 77-88
    Knowledge about long-term land cover/use changes is essential for evaluating and predicting their consequent problems by urban managers and policymakers. Remote sensing with landscape metrics is an effective tool for monitoring these changes in urban cores and their peripheral areas. During the recent decades، industrial and urban growth، and immigration of people into Isfahan metropolitan area (Iran) have affected its surrounding environment. The objective of this research was to quantify the changes of landscape patterns in the center of Isfahan during the last two decades. For monitoring spatial pattern changes، land use and cover maps of the area were prepared using supervised maximum likelihood classification of Landsat Thematic Mapper (TM) images taken in 1990 and 2010. In order to quantify the changes in landscape patterns during this period، we used several landscape metrics of each class type and total landscape. These metrics included percentage of landscape (PLAND)، number of patches (NP)، mean patch size (MPS)، patch density (PD)، largest patch index (LPI)، mean nearest neighbor (MNN)، contagion (CONTAG)، and Shannon’s diversity index (SHDI). The results of this study showed that the proportion of urban area and bare land significantly increased during the study period. Decreased mean patch area for agriculture and undeveloped land uses indicated that the landscape had been more fragmented in these two classes. The synoptic analysis of selected metrics for landscape level indicated that the metric values of MNNand SHDI to have increased and the metric values of LPI has reduced during the last two decades.
    Keywords: Urban growth, Land cover, Landscape pattern, Landscape metrics, Isfahan