فهرست مطالب

مطالعات باستان شناسی - سال پنجم شماره 2 (پیاپی 8، زمستان 1392)
  • سال پنجم شماره 2 (پیاپی 8، زمستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1393/04/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • فرشید ایروانی قدیم، مرتضی حصاری، ایمان افضلی صفحات 1-20
    در این پژوهش، نوع معماری بیت هیلانی در استقرارگاه های شرق باستان، مستندسازی گشته است؛ موضوعی که درباره شیوه خاصی از اجرای یک بناست و از هزاره دوم پیش از میلاد شناخته شده است. شناخت بیت هیلانی، شاخصه های این نوع بنا، ریشه یابی استفاده و چگونگی گسترش آن در نواحی دوردست، مهم ترین پرسش های این پژوهش می باشد. مهم ترین هدف این پژوهش ارائه ویژگی های این نوع معماری و تزئینات وابسته به آن در شرق باستان است.
    در این مقاله سعی شده است با معرفی معماری بیت هیلانی، به بازسازی فضای معماری دینی و بررسی تاثیر سیاست و اقتصاد در آن و همچنین نقش فرهنگ آناتولی در گسترش این فرهنگ و تاثیر آن بر سایر فرهنگ های هم جوار و معرفی آن به عنوان یکی از شاخصه های مهم فرهنگی این زمان، پرداخته شود. در یک نگاه کلی، این مقاله قصد دارد با بررسی یکی از شاخصه های فرهنگی در دوران باستان به بازسازی و معرفی آن بپردازد و تاثیر و تاثر آن را در دیگر فرهنگ ها بررسی نماید.
    کلیدواژگان: بیت هیلانی، لاماسو، سیرن، هیلامار، آناتولی
  • محسن بهرامی نیا، علیرضا خسروزاده، محمداسماعیل اسمعیلی جلودار صفحات 21-37
    نیمه غربی استان چهارمحال و بختیاری (شهرستان اردل)، به سبب دارا بودن کوه های مرتفع، دره های عمیق و دشت های میانکوهی کوچک و قرارگیری در مسیر کوچ عشایر، از گذشته های دور تاکنون مورد توجه انسان بوده است. نظر به اهمیت ارتباطی این بخش از استان و نقشی که جوامع کوچ رو در تبادل فرهنگی بین مناطق کوهستانی چهارمحال و بختیاری و مناطق پست دشت خوزستان و مناطق جلگه ای فارس در طول تاریخ ایفا می کرده اند، و با توجه به نوع معیشتی که هم اکنون نیز در منطقه حاکم است، شناخت ویژگی های دوران روستانشینی نوسنگی و مس و سنگ، شناخت الگوی استقرار، تاثیر محیط بر چگونگی شکل گیری و پراکندگی محوطه های آن و شناخت نوع استقرار کوچ نشینی یا یکجانشینی آن ضروری است. این مقاله بر آن است تا عوامل زیست محیطی و نقش آن در شکل دهی فضای زیستگاه های انسانی در دوره های نوسنگی و مس و سنگ در شهرستان اردل را بررسی نماید. برای بررسی تاثیر عوامل محیطی بر استقراهای نوسنگی و مس و سنگ، آن ها با توجه به عواملی چون ارتفاع از سطح دریا، درصد شیب، جهت شیب، فاصله از رودخانه، فاصله از مسیرهای ارتباطی، ساختار زمین و گسل های موجود در منطقه با استفاده از روش های آماری (درصدگیری) ارزیابی شدند. برای یافتن ارتباط هر محوطه با هر عارضه طبیعی، آنها بر اساس نقشه پایه آن عارضه، به چندین طبقه تقسیم شده و میزان همبستگی محوطه ها با هر طبقه به دست آمد. در مجموع دو نوع الگوی استقرار شناسایی شده است؛ یکجانشین و کوچ نشین. نوع غالب استقرارهای این منطقه را محوطه های کوچ نشینی تشکیل می دهند.
    کلیدواژگان: عوامل طبیعی، نوسنگی و مس و سنگ، شهرستان اردل، توزیع فضایی، GIS
  • مژگان جایز صفحات 39-57
    سازماندهی تولید دست ابزارهای سنگی یکی از مهم ترین جنبه های مطالعاتی مصنوعات سنگی است. فرایند کاهشی تولید مصنوعات مشخص می سازد که چگونه مواد اولیه از خلال مراحل کاهشی آماده سازی و منتقل شده اند. این مراحل را می توان بر اساس بقایایی که از هریک از آنها باقی مانده است، ردیابی نمود. چنین مطالعاتی در توضیح تفاوت های میان مجموعه مصنوعات سنگی متعلق به یک دوران در یک منطقه و تنوع آنها در دوره های گوناگون اهمیت دارند. مدل های توالی ویژگی های خاصی دارند که آن ها را از سایر ساختارهای باستان شناختی متمایز می کند. در این مقاله توالی کاهشی در مجموعه مصنوعات سنگی دوران فراپارینه سنگی و نوسنگی در دشت ایذه، در شمال غرب استان خوزستان مورد مطالعه قرار گرفته است. عوامل تعیین کننده در سازماندهی تولید مجموعه مصنوعات سنگی شامل در دسترس بودن ماده خام، الگوهای استقراری و خط سیر تولید در محوطه های این ناحیه مطالعه شده است. تنها محوطه دوران نوسنگی منطقه، تپه امامزاده محمود، نشان می دهد که تغییر عمده ای در خط سیر تولید ریزتیغه ها از دوران فراپارینه سنگی به نوسنگی رخ داده است و حداقل مکان ایستگاه های کاهشی که در دوران فراپارینه سنگی کاملا مجزا نشده بود، به صورت کارگاه تولیدی ریزتیغه ها در نوسنگی نسبتا تفکیک شده است.
    کلیدواژگان: دشت ایذه، خط سیر تولید مصنوعات، فراپارینه سنگی، نوسنگی، مصنوعات سنگی
  • زهره جوزی، رضا مهرآفرین صفحات 59-77
    سیستان یکی از مناطق بسیار مهم دوره اشکانی در باستان شناسی ایران به شمار می رود. این منطقه در تاریخ سیاسی و فرهنگی دوره مذکور به لحاظ حاکمیت یونانی های باختر، ورود سکاها، حضور خاندان پرقدرت سورن پهلو و محل وقوع داستان های حماسی و پهلوانی ایران از شهرت خاصی برخوردار است. شرایط زیست محیطی مطلوب سیستان در دوره اشکانی سبب گردید که در این منطقه شهرها و استقرارهای فراوانی به وجود آید. چنان که از مجموع 1662 محوطه شناسایی شده در منطقه، 392 مکان به دوره اشکانی تعلق دارند که در نیمه شمالی و نیز جنوبی آن که هم اکنون بیابان است، پراکنده شده اند. در هر یک از دو ناحیه مزبور محوطه های وسیعی شناسایی شدند که بر اساس رتبه بندی می توان آنها را به عنوان مکان های مرکزی سیستان در دوره اشکانی به حساب آورد. آثار و شواهد باستان شناسی نشان می دهد که سیستان در دوره اشکانی سرزمینی بسیار آباد، پرجمعیت و دارای منابع آبی فراوانی بوده است که بر این اساس، در بخش های شمالی و جنوبی آن شهرها و روستاهای بی شماری ساخته شده است. این رخداد بنا به شرایط زیست محیطی مناسب (آب فراوان، خاک خوب، هوای معتدل، مرتع، صید و شکار و تجارت) که در این ایام در سیستان جریان داشت، میسر گردید.
    کلیدواژگان: سیستان، دوره اشکانی، بررسی باستان شناختی، الگوی استقرار
  • حمید حسنعلی پور، حسن کریمیان، سیدرسول موسوی حاجی صفحات 79-98
    به رغم وسعت چشمگیر سیستان و شرایط تمدن ساز دلتای هیرمند، اطلاعات اندکی از تمدن های کهن این سرزمین در دست است. اگرچه محوطه های غنی و کم نظیر شهر سوخته، دهانه غلامان و کوه خواجه هریک اطلاعات ارزشمندی از پیش از تاریخ و دوران تاریخی ایران را در اختیار می گذارند،تاکنون محوطه ای که بتوان از آن در مطالعات باستان شناسانه دوران اسلامی سیستان بهره گرفت، شناسایی و معرفی نشده است. به این دلیل، در پژوهش حاضر سعی شده است تا ضمن مطالعه توزیع فضایی و گاه نگاری محوطه های اسلامی دشت سیستان، شهرهای شاخص دوران اسلامی این دشت معرفی و اطلاعات ارزشمندی از توزیع مکانی محوطه های اسلامی این ناحیه حاصل شود و نیز ارتباطات فضایی و کنش و برهمکنش درون و برون منطقه ای آنها تحلیل گردد. بدین منظور، تمامی اطلاعات مربوط به شهرهای دوران اسلامی سیستان از لابه لای اسناد، منابع و متون تاریخی استخراج و با به کارگیری آنها در تفسیر داده ها و اطلاعات باستان شناختی (رهیافت تاریخی)، نسبت به بازشناسی و تعیین محل آنها اقدام گردیده است. همچنین با بهره گیری از تحلیل GIS محوطه های اسلامی، به بررسی تاثیر منابع زیست محیطی در چیدمان این محوطه ها پرداخته شده است. نتایج مطالعات حاضر روشن ساخت که در دوران اسلامی به ترتیب شهرهای: «زرنگ» (زرنج)، «شهر سیستان»، «شهر نو سیستان»، «جلال آباد»، «کندرک»، «سه کوهه» و «شهر ناصری» به مرکزیت سیستان انتخاب شده اند.
    کلیدواژگان: باستان شناسی جنوب شرق ایران، شهرهای اسلامی سیستان، استقرارهای اسلامی، هیرمند و هامون
  • نعمت الله علی محمدی، محرم باستانی صفحات 99-112
    سکه و روند ضرب آن، به عنوان یکی از شاخص های تمدن به حساب می آید که در ادوار تاریخی دچار تغییر و تحول می شوند. شدت ضعف و قوت حکومت ها در روند آنها تاثیری به سزای داشته است؛ بهطوری که در یک زمان در نهایت زیبایی و کیفیت ظاهر می شوند و در زمان دیگر رو به افول می روند. بررسی تغییر و تحول روند ضرب سکه هریک از دوره های تاریخی، مسائل متعدد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی نظامی را دربر می گیرد، از این رو سعی شده است ضمن بررسی روند ضرب سکه در حکومت یونانی و باختر، ابعاد مختلف تغییر و تحول آن بر اساس نظریه ظهور و سقوط تمدن با رویکرد و الگوی نظری ابن خلدون و توین بی بررسی شود تا برخی از پیچیدگی ها و ابهامات تاریخی موجود در این دوره برطرف گردد.
    کلیدواژگان: سکه، حکومت یونانی باختر، سلوکیان، ایران، خط خروشتی
  • ابراهیم قزلباش، احمد پرویز صفحات 113-128
    منطقه کوهستانی کهگیلویه و بویراحمد به دلیل موقعیت قرارگیری اش در حدفاصل خوزستان، فارس و اصفهان اهمیت فراوانی در باستان شناسی به خصوص باستان شناسی کوچ نشینی دارد. به دلیل آب و هوای مناسب و چراگاهای حاصلخیز این منطقه، از دیرباز اجتماعات کوچ رو در آن ساکن شده اند. در بررسی های باستان شناختی انجام گرفته در این منطقه در سال های اخیر، محوطه های استقراری متعددی که به صورت موقت (فصلی) مورد استفاده این جوامع کوچ رو قرار گرفته است، شناسایی شده اند که یکی از مهم ترین آنها، محوطه کمبوس بناری در بخش چرام استان کهگیلویه و بویراحمد است که در راستای تعیین عرصه و حریم این محوطه در سال 1388 به طور دقیق مورد بررسی نگارندگان قرار گرفته است. در مقاله حاضر به نتایج بررسی این محوطه از دیدگاه باستان شناسی و قوم باستان شناسی پرداخته شده است. نکته جالب توجه در محوطه کمبوس بناری و در محوطه های هم دوره با آن، استفاده از سفال معروف به سفال منقوش دوره اسلامی است.
    کلیدواژگان: کهگیلویه و بویراحمد، محوطه کمبوس بناری، جوامع کوچ رو، سفال منقوش دوره اسلامی
  • علیرضا کوچکزایی، حسین احمدی، محسن محمدی آچاچلویی صفحات 129-143
    یکی از مسائل مهم در زمینه بررسی و حفاظت آثار چرمی، مطالعه ساختاری در جهت شناسایی فرآیند تولید و مواد مورد استفاده در ساخت اثر است. در این راستا، یک مشک چرمی تاریخی منسوب به دوره سلجوقی و مکشوفه از قلعه کوه قاین مورد مطالعه قرار گرفت. به منظور شناسایی نوع پوست، آرایش فولیکل های مو و مقطع عرضی چرم با استفاده از SEM، بررسی شد. از آزمون های شیمی تر برای ارزیابی حضور تانن های گیاهی، سولفات و کاتیون آلومینیوم و آهن استفاده شد. همچنین ترکیبات معدنی چرم با آنالیز SEM-EDS بررسی شد. علاوه بر این، از ATR-FTIR برای بررسی ویژگی های لایه گرین، کوریوم و تانن های استخراجی چرم و نیز چربی آزاد موجود در ساختار و مواد متداول در روغن دهی بهره گرفته شد. نتایج، گویای استفاده از پوست بز موزدایی شده با آهک، برای ساخت چرم است؛ که با استفاده از تانن های گیاهی، به خصوص گروه متراکم شونده، دباغی شده است. مقایسه نوارهای جذبی طیف ATR-FTIR چربی استخراجی با چربی ها و روغن های مورد استفاده در روغن دهی چرم، گویای احتمال استفاده از چربی حیوانی و به خصوص پیه گوسفند در جریان استحصال چرم است.
    کلیدواژگان: قلعه کوه قاین، چرم سازی، سلجوقی، مشک چرمی، دباغی، ATR، FTIR، SEM، EDS
  • مهران مقصودی، سید محمد زمان زاده، حسن فاضلی نشلی، روح الله یوسفی زشک، سمیرا چزغه، حجت الله احمدپور صفحات 145-161
    منابع آبی در طول تاریخ بشر همواره از عوامل مهم در جذب استقرارگاه های بشری بوده اند، از این رو در پژوهش حاضر سعی شده است تا به بررسی نقش رودخانه شادچای در مکان گزینی دو استقرارگاه پیش از تاریخ به نام تپه های میمون آباد پرداخته شود. بنابراین ضمن مطالعات میدانی، به منظور بررسی ویژگی های رسوبی، از ترانشه محوطه باستانی و همچنین شواهد باقی مانده از آبراهه های دیرینه، نمونه برداری صورت گرفت تا نتایج حاصله با یکدیگر مقایسه شوند. برای ترسیم نقشه ها از نرم افزارهای GIS و Freehand بهره گرفته شد. نتایج حاصل از بررسی های زمین باستان شناسی نشان می دهد که این دو محوطه برروی دشت آبرفتی و در قسمت انتهایی مخروط افکنه کرج واقع شده اند. با توجه به نمونه گیری های انجام شده و تمامی شواهد این احتمال می رود که در گذشته، شعبه ای از رودخانه، مسیری به غیر از مسیر فعلی داشته است و با تغییر مسیر خود استقرارگاه نیز به تبع آن تغییر مکان داده و به مکانی نزدیک تر به رودخانه انتقال یافته است.
    کلیدواژگان: زمین باستان شناسی، میمون آباد، GIS، رودخانه شادچای
  • کمال الدین نیکنامی، ایرج رضایی صفحات 163-182
    بررسی های انجام شده درباره خاک محوطه های باستانی نشان می دهد که استقرار و سکونت انسان در یک ناحیه خاص، به سبب تولید دورریزها، فضولات، زباله های خانگی و صنعتی و موارد متعدد دیگر، باعث افزایش برخی عناصر خاک نظیر فسفر، منیزیم، کلسیم و پتاسیم می شود. تحقیق حاضر، به بررسی و شناسایی مکان برخی فعالیت های ویژه در دوره مس سنگی تپه زاغه می پردازد. در این تحقیق، نمونه های خاک به صورت طبقه بندی شده از لایه های مختلف استقراری تپه زاغه برداشت شده است. برای تجزیه عنصری نمونه ها از دستگاه «XRF» و برای طبقه بندی عناصر از روش های چندمتغیری آماری استفاده شد. از طریق مقایسه غلظت عناصر نمونه های به دست آمده از نقاط مختلف این تپه با نمونه های کنترل یا شاهد که از نقاطی خارج از همین تپه برداشت شد، مکان برخی از فعالیت های ویژه مانند پخت سفال، فرآوری مواد غذایی و دیگر فعالیت های صنعتی و خانگی در زاغه شناسایی و یا تایید شد. تحقیقات پیشین صورت گرفته در دوره مس سنگی تپه زاغه نشان داده است که مردمان جامعه زاغه در این زمان مراحلی از پیشرفت و توسعه اقتصادی و اجتماعی را تجربه کرده اند. به طوری که این بعد از توسعه را در تخصصی تر شدن حرفه های تولیدی این جامعه به خوبی می توان دریافت. درک فرایند شروع فعالیت های متنوع تولیدی تخصصی در جوامع مسسنگی، پذیرش نظریات مربوط به تغییرات اجتماعی و اقتصادی شگرف از دوره نوسنگی به مس سنگی را به دنبال دارد.
    کلیدواژگان: جوامع نوسنگی، جوامع مس، سنگی، زمین باستان شناسی، تپه زاغه، آنالیز شیمیایی عناصر خاک، روش های چندمتغیری آماری
|
  • Farshid Irvani Ghadim, Morteza Hessari, Iman Afzali Pages 1-20
    This paper seeks to document the specific structural patterns of Bit Hilanis architecture which were in used in the ancient Near East from the second to the first millennium B. C. The recognition of Bit Hilanis architectural characteristics as well as their provenances and their spread from Anatoly to Palestine have always remained the important issues to be addressed by art historians and archaeologists. The main goal of this paper is to explain the architectural، religious and economic aspects of Bit Hilanis within the Anatolian cultural contexts and assess their cultural interactions with the adjacent areas. To do this we tried to provide a detailed characteristic of Bit Hilani’s architecture and their related arts as the basis to compare material remains from a group of Bit Hilanis. The comparisons were also developed through regarding the descriptions of Bit Hilanis by the different written sources as through which some parts of either the Bit Hilanis structures or their decoration details could be reconstructed.
    Keywords: Ancient Near East, Bit Hilani, Lamasu, Siren, Hilamar, Anatolia
  • Mohsen Bahraminia*, Alireza Khosrowzadeh, Mohammad Esmaeil Esmaeili Jelodar Pages 21-37
    Western parts of the Chaharmahal and Bakhtiyari Province (Ardal County) due to containing high mountains, deep valleys and small intermountain plains as well as the placement in the path of the nomads have long been of interest to humans. The nomadic communities of the mountainous regions of Chaharmahal VA Bakhtiyari culturally interacted with the lowland areas of Fars and Khuzestan's plain during history. Considering the subsistence pattern of the region, understanding the characteristics of the Neolithic and Chalcolithic periods, their settlement pattern, the impact of environment on the formation and distribution of sites and determining the type of nomads are the issues which will try to address them through this research. To investigate the effect of environmental factors on the Neolithic and Chalcolithic settlements such as altitude, slope, aspect, distance from river, distance from communication paths, and ground structure and the existence of faults in the region were evaluated by statistical methods. To find out the possible relationships between the natural factors and settlement patterns we used digital maps as the basis for the GIS analyses. In general, two types of settlement pattern are identified: permanent and nomadic.
    Keywords: Natural Factors, Neolithic, Chalcolithic, Ardal County, Spatial Distribution, GIS
  • Mozhgan Jayez* Pages 39-57
    The Organization of stone tool production is one of the most important aspects of lithic assemblage studies. Reduction process indicates how lithic material was prepared and transported through reductive phases which can be reconstructed according to remaining material from each phase. Such studies are important in explaining the differences between lithic assemblages from the same period and in a region and their variability in various periods. Sequential models have distinct characteristics which distinguishes them from other archaeological structures. The concept has been proposed by American archaeologist as “reduction sequence” and by French archaeologists as “Chaine Operatoire”, which are almost the same. In this article reduction sequence is studied in Epipalaeolithic and early Neolithic of Izeh Plain, in North West of Kuzistan, Iran. Determining factors in Organization of chipped stone production, including recourse availability, settlement patterns and production trajectory are studied in lithic assemblages of Izeh sites. The only extant PPN Neolithic site, Tepe Imamzadeh Mahmud shows that there has occurred a major change in the production trajectory of bladelets from Epipalaeolithic to Neolithic and at least the location of different reduction junctures which were not exactly separated from each other in previous Epipalaeolithc period, has got relatively separated in the form of a work-camp of bladelet production workshop in PPN Neolithic.
    Keywords: Izeh Plain, Production trajectory, Epipalaeolithic, Neolithic, Chipped Stone
  • Zohre Jozi, Reza Mehr Afarin Pages 59-77
    In Iranian archaeology, Sistan played an important role especially in the Parthian period. This region is well known since it was cross road for Greeksto reach the East, a place for Scythians arrival, the presence of powerful Suren Pahlav clan and the place of epic and heroic tales. During the Parthian era favorable environmental conditions of Sistan caused to arise many of towns and settlements in this region as from the total 1662 archaeological site discovered, 392 of which were assigned to be occupied by Parthians. Evidence of these settlements are scattered in the northern and especially southern half of Sistan which are nowadays remain a depopulated desert. Large Parthian sites were identified in each of the two parts so that we regarded them as the central places according to their ranking in Sistan. During this period of time, Sistan was a prosperous land and it was populated due to the abundance of water resources and suitable arable lands. This paper tries to explore the impact of environmental factors in the Parthian settlement patterns since our archaeological data derived from our fieldwork indicated that there has been a positive correlation between the environment and the sites occupation processes.
    Keywords: Sistan, Parthian Era, Archaeological Survey, Settlement Patterns
  • Hamid Hassanalipour*, Hasasan Karimian, Seyyed Rasool Mousavi Haji Pages 79-98
    The climatic conditions of Sistan plain and its coexistence paved the way for settlement of human populations, establishment of various residential sites and perhaps more importantly, emergence of civilizations that have given rise to the great cities such as Shahri-Sukhteh and Tang-e Gholaman. Although the accumulation of residential areas in the plain during different times and their proximity to the Hirmand River has attracted archaeologists over the past decades to this culturally rich region but study of hundreds of Islamic sites still remains ambiguous. The present research therefore, studies the distribution and chronology of these sites during Islamic era based on the historical texts, reports of archaeological activities and other related documents and evidence. In particular, it has been attempted to determine the development of Islamic cities in Sistan region and to study their changes during the Islamic era based on the archaeological records. It has also been tried to analyze the functionalities of the major cities of Sistan during the early Islamic period. The results of this research indicate that the capital of Sistan region has moved during Islamic era to be centered in the various cities and the cities such as Zaranj, Shahr-e Sistan, Shahr-e Sistan-e Nou, Jalal-Abaad, Kondark, Sekooheh and Shahr-e Naseri, were in turn appointed as the governmental centres of Sistan during Islamic era in the stated order.
    Keywords: Sistan Plain, Archaeology of South, Eastern Iran, Islamic Cities, Spatial Archaeology, Hirmand, Hamoon
  • Nematollah Alimohammadi*, Moharram Bastani Pages 99-112
    Coin and coining as civilization indices have undergone many changes and development. It has been argued that the economic and political positions of states have always affected not only the physical shapes of a coin but its economic values within the current trade systems. To understand the changes were seen in the coining during the different time periods several political social, economic, cultural and even military issues should be considered. Thus to survey coining trend in the Greek state of Bactria, we have considered different aspects of changes and development according to the Emergence and Decline of Civilizations Theory with a special reference to Ibn Khaldoon and Toynbee theories. The focus of this paper is process of coining in the Greek state of Bactria and it also attempts to clarify some of the historical ambiguities and technological complications which occurred in course of coining.
    Keywords: Coining, Greek State of Bactria, Selucides, Iran, Khorshti, handwriting
  • Ebrahim * Ghezelbash*_Ahmad Parviz Pages 113-128
    Kohgilouyeh and Boyrahmad mountainous region has been played an important role in Iranian archaeology especially where the formation of nomadic communities is discussed. Through history different nomads have settled the region due to its moderate climate and fertile pasturelands. Archaeological studies having recently been conducted in this region have shown variant settlement sites which have temporally been used by these nomadic communities. One of these sites is Kombus Bonari which has been located in Choram county of Kohgilouyeh and Boyrahmad. In 2009, this site was precisely investigated by the authors to specify its real extent as well as its chronological orders. In this research our findings based on an archaeological and ethno-archaeological approaches is presented. It is important to say that Kombus Bonari provided us a diagnostic type of Islamic pottery known as Islamic Painted Potteries which have not been reported from the region before.
    Keywords: Kohgilouyeh, Boyrahmad, Choram County, Kombus Bonary site, Nomadic Settlements
  • Alireza Koochakzaei, Hossein Ahmadi, Mohsen Mohammadi Achachluei Pages 129-143
    Leather artifacts have organic and degradable structure and some historic samples have remained from different historical periods. Studies of these scarce specimens have a great importance in the conservation procedure by which the structural study of leather artifact for understanding production process and used materials can be achieved. For this purpose a historic leather bottle has been studied. The leather bottle along with other Seljuk leather artifacts have been discovered during the excavation of Qhalee Kooh-i Qaen historical site in 2006. These artifacts have a great importance due to their historical technical characteristics in the clarifying of Seljuk leather making technology. In this study hair follicle pattern and cross section (by the SEM) studies have been applied for skin type identification. Chemical spot test used to characterization of vegetable tannins, sulfate, Al and Fe in the leather specimen. Inorganic compounds have been analyzed by SEM-EDS. Moreover, characteristics of grain and corium layers extracted tannins from leather and free fats in the structure were investigated by ATR-FTIR analysis. Results showed the application of goat skin with lime depilatory which was tanned by condensed vegetable tannins. There is a probable use of Fe compounds for leather dying. Measurements showed the presence of 3.3 – 4.2 % free fat in the leather structure accompanied by white deposit on grain layer. Comparative study by ATR-FTIR analysis indicated the use of animal fat and especially sheep tallow in the manufacture of leather.
    Keywords: Qhalee Kooh, i Qaen, Seljuk, Leather Bottle, Leather making, Tanning, ATR, FTIR, SEM, EDS Techniques
  • Mehran I. Magsoud, Seyyed Mohammad Zaman Zadeh, Hassan Fazeli Nashli, Rouhollah Yousefi Zoshk, Samira Chazghe, Hojat Ollah Ahmadpour Pages 145-161
    Water resources throughout human history have always been an important factor in attracting human settlement. The main purpose of this paper was to investigate what is the role of Shadchay River in the location of two prehistoric settlements that are called Tepe Meymon Abad. In this research by field studies and also to investigate the characteristics of the sediments, samples were taken from the trenches of archaeological sites and remains of ancient waterway. The results obtained are compared with each other and also the necessary maps were plotted by using GIS and Freehand software. The results of the geoarchaeological studies show that these two sites are located on the alluvial plains and on the end of the Karaj alluvial fans. The fine-grained alluvial fan deposits of the Karaj, has created favorable conditions for the human settlement in this area. According to the samples taken and all evidence, probably in the past, a tributary of the Karaj river flowed in a course which is different from its nowadays water way and consequently by its redirection the settlement moved and transferred to a location closer to the river.
    Keywords: River Shadchai, Archaeological Settlement, GIS, Geoarchaeology, Meymon Abad
  • Kamal Aldin * Niknami_Iraj Rezaee Pages 163-182
    Archaeological investigations on the soil of archaeological sites indicates that human settlement and residence in a particular area, may lead to enrichment of certain elements such as phosphorus, magnesium, calcium and potassium, due to the production of rubbish, waste, domestic and industrial waste and many other cases. Investigation the range of elements in the soils, make it possible to identify different types of activities that have been carried out in the ancient times. In this research we selected Tape Zaghe to evaluate and identify some particular places in this mound during the Chalcolithic period. Through a field survey classified soil samples have been extracted from different layers of its settlement. For elemental analysis of samples we used «XRF» method and for the classification of elements, multivariate statistical methods were performed. The analysis of samples showed high concentration of some elements in the different parts of the Zaghe site. By comparing elemental concentrations of the samples as well as control samples that were taken from the different parts of the mound, we could identify the places that some special activities for example cooking of pottery, food preparation and consumption and burial practice were accomplished. Finding out the process of starting various specialized production activities in Chalcolithic society of Zaghe would lead to the proposition that the deep social and economic changes occurred in Zaghe from Neolithic to Chalcolithic as the particular activity places of Chalcolithic Zaghe indicated.
    Keywords: Tepe Zaghe, Multi Elemental Analysis, Chemical Analysis, XRF, Social, Economic Changes