فهرست مطالب

اندیشه نوین دینی - پیاپی 36 (بهار 1393)
  • پیاپی 36 (بهار 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/02/24
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مهراب صادق نیا، حسن سرایی صفحه 7
    مرگ، ساده ترین واقعیت زندگی ماست. ما متولد می شویم، رشد و زندگی می کنیم و در پایان، می میریم، از این ساده تر نمی شود. شاید گمان شود که مرگ نابودگر زندگی و نقطه ای در برابر آن است. به همین دلیل، زیستن با انکار مرگ است که معنا یافته و پایا می شود. حال اینکه مرگ صرفا یک پایان نیست، بلکه فرایندی بامعناست. فرایندی که با کمک دین، نه تنها ویرانگر زندگی نیست، که آن را معنا می دهد. زندگی با انکار مرگ، اصالت خود را از کف می دهد. مرگ در سطح شناختی «ایجاد آگاهی از موقعیت» می کند و درحقیقت، پاسخی است به این پرسش که ماهیت این جهان چیست؟ و در سطح کنش، رویه اخلاقی خاصی را مطالبه می کند و از اینجاست که کارکردهای مرگ سامان می یابند. این کارکردها تماما معنایی است که مرگ به زندگی می دهد. اگر اندیشه مرگ نبود، احتمالا آدم ها طوری دیگر زندگی می کردند.
    کلیدواژگان: مرگ، مرگ آگاهی، معنابخشی، اصالت، کنترل اخلاقی، افزایش تراکم اخلاقی
  • محمد ابراهیمی ورکیانی صفحه 23
    در طول تاریخ درمورد چگونگی برخورد با مرتدان، سوالات جدی مطرح بوده و گفتگوهای بسیاری در مکاتب حقوقی فقهی و کلامی صورت گرفته است این معنا پس از صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر که آزادی عقیدتی را حق طبیعی انسان ها دانسته، حالت جدی تری به خود گرفت و از آنجا که واکنش های خشن و شدید جزایی در مجازات مرتد، بیشتر در میان پیروان ادیان الهی گزارش شده است، عمده اعتراض ها تاکنون متوجه ادیان الهی بوده است.
    و حال آنکه نه تنها در شریعت اسلام، بلکه در شریعت یهود و مسیحیت نیز گناه کشتن هر انسانی که مرتکب قتل انسانی و یا عامل فسادی نبوده، معادل کشتن همه انسان ها و عظیم ترین خطا است.
    این مقاله درصدد اثبات آن است که نه تنها در اسلام، بلکه در هیچ آئین الهی دیگری مجازاتی غیرعادلانه نیامده و هر مرحله از خشونت، از ساحت قدس پیامبران الهی به دور است.
    کلیدواژگان: ارتداد، بردباری دینی، بردباری سیاسی، آزادی عقیده، از دین برگشتگان
  • محمدحسن نادم صفحه 49
    صدرالمتالهین شیرازی، معمار و طراح حکمت متعالیه، ازجمله فلاسفه ای است که بیش از دیگران به تبیین و تحلیل مفاهیم دینی اهتمام داشته است. علم غیب از مفاهیم کلیدی در منظومه اعتقادی مسلمین است. ملاصدرا تنها فیلسوفی است که به این مسئله مهم نگاه ویژه نموده، با مبانی و استدلال های فیلسوفان گذشته و با تکیه بر اصول مستدل مکتب فلسفی خویش مانند اصالت وجود، حرکت جوهری، وجود ذهنی، اتحاد عاقل و معقول، قوس نزول و صعود استکمال نفس را کاویده، تبیین و تحلیلی فلسفی عرفانی متمایز از رویکردهای دیگر ارائه کرده است. در این جستار برآنیم امکان بازیابی به عالم غیب و اطلاع از حقایق آن عالم را که از آن با نام علم غیب یاد می شود از نگاه این مکتب بررسی، تحلیل و وجوه امتیاز آن را با دیگر مکاتب فلسفی بنمایانیم.
    کلیدواژگان: علم غیب، حکمت متعالیه، نفوس فلکی، اصالت وجود، حرکت جوهری، وجود ذهنی، عاقل و معقول، نزول و صعود
  • سعید علیزاده صفحه 67
    ایده رکن رابع در فرقه شیخیه، از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ به طوری که برخی سران این فرقه، آن را برتر از اصول دین، حتی توحید و به عنوان اساس هستی و فلسفه آفرینش قلمداد کرده اند. سخنان سران شیخیه در تبیین رکن رابع، در نظام اعتقادی این فرقه دارای اشکالات و چالش های اساسی است و اختلافات عمیقی میان این ایده و اصول و مبانی اعتقادی شیعه، ازجمله نظریه نیابت وجود دارد. این نوشتار بر آن است که پس از بررسی مفهوم، جایگاه و مبانی رکن رابع در نظر شیخیه، نسبت آن با نظریه نیابت (عامه و خاصه) در فرهنگ شیعی را بررسی کند. بررسی به عمل آمده حاکی از آن است که: ایده رکن رابع، انحراف و بدعتی در مبانی شیعه بوده و با نظریه نیابت، تفاوت های اساسی دارد؛ ضمن اینکه خود نیز از مبنا و دلیل قابل قبولی برخوردار نیست.
    کلیدواژگان: شیخیه، شیخ احمد احسائی، سیدکاظم رشتی، کریم خان کرمانی، رکن رابع، هورقلیا، غیبت کبرا، نیابت خاصه، شیعه کامل
  • محمدعلی چلونگر، مجید صادقانی صفحه 85
    مفوضه از گروه های غالی شیعی بودند که اگرچه اعتراف به مخلوق و حادث بودن پیامبر اکرم(ص) و امامان(ع) داشتند، اما معتقد بودند که خداوند آنان را در آغاز آفرینش آفرید؛ سپس کار خلق و رزق و تدبیر جهان را به آنان تفویض نمود. ازسوی دیگر حکمای شیعی پیرو ابن عربی با طرح نظریه «حقیقت محمدیه» چنین عنوان می کردند که خداوند برای جلوه گر ساختن خود و برای آنکه خود را در هستی متجلی سازد، ابتدا موجودی را آفرید و سپس از وجود او عالم را به وجود آورد. آنان از این موجود نخستین با تعبیر «حقیقت محمدیه» نام می بردند که معادل عقل اول در نظام فکری مشائیان بود.
    این دو نظریه اگرچه شباهت هایی در ابتدای امر دارند، اما تفاوت ماهوی آنها بسیار بیش از تشابه ظاهری آنهاست؛ در این تحقیق به این تفاوت ها و شباهت ها اشاره خواهیم کرد.
    کلیدواژگان: مفوضه، تفویض، حقیقت محمدیه، ابن عربی، سید حیدر آملی، ملاصدرا، امام خمینی(ره)
  • علی اکبر شایسته نژاد صفحه 103
    نقش انسان در افعال خود، از مباحث مهم کلامی و تفسیری است. فخر رازی همه اعمال انسان را منسوب به خدا می داند و انتساب خالقیت اعمال، توسط انسان را موجب نفی یا تضعیف قدرت خداوند دانسته و کفر و ایمان انسان را ناشی از خلقت خدا شمرده است. اما نظریه متقن و استواری ارائه نکرده، گاه انسان را مجبور شمرده، گاه به آزادی انسان تمایل نشان داده و گاه با طرح نظریه کسب و تمایز بین اراده و خلق خداوند، از پذیرش جبر شانه خالی کرده و گاه انسان را مضطری در صورت اختیار معرفی کرده است. نگارنده به روش تحلیل محتوا به کنکاش آرای فخر رازی پرداخته و نظریه وی را موجب تضعیف جایگاه انسان و نفی مسئولیت او، نفی قاعده علیت و نسبت آفرینش شرور به خداوند دانسته است. از نتایج این پژوهش می توان به تبیین رابطه طولی خالقیت خدا و خالقیت انسان و تعلق اراده خداوند بر خالقیت اعمال توسط انسان، تفاوت اراده تکوینی و تشریعی خداوند اشاره کرد.
    کلیدواژگان: افعال انسان، فخر رازی، جبر و اختیار، نظریه کسب، امر و اراده خداوند
  • سید مهدی ساداتی نژاد صفحه 123
    مسئله هبوط انسان از عالم علیا به عالم سفلی و آرزوی بشر برای بازگشت به عالمی که در عهد ازلی بدان تعلق داشته است، از اساسی ترین مباحث فلسفی عرفانی در آثار بسیاری از فیلسوفان الهی است. با مطالعه آثار فلسفی عرفانی ملاحظه می گردد که برداشت های گوناگونی در سیر مراحل نزول و سقوط، متناسب با اندیشه و نوع برداشت آنان مورد اشاره قرار گرفته است.جهت آشنائی با تمایز ها و تفاوت های این موضوع عرفانی در دو حوزه جغرافیائی شرق و غرب، دو شخصیت به نام و مطرح عرفانی یعنی افلوطین به عنوان پدر عرفان غربی، و شیخ شهاب الدین سهروردی بنیان گذار مکتب اشراقی در شرق مورد بررسی تطبیقی قرار گرفته اند. علی رغم تشابه های اندیشه ای در مراحل سیر و سلوک، مهم ترین تمایز را می توان در استناد عرفان افلوطین بر انگاره های عقلی و عدم ابتنا بر دین دانست و در مقابل عرفان سهروردی را عرفانی مبتنی بر دین و متاثر از آموزه های وحیانی قلمداد نمود.
    کلیدواژگان: هبوط، صعود عرفانی، نزول عرفانی، افلوطین، سهروردی
  • بهادر مهرکی، علی محمد ساجدی صفحه 141
    مسئله چگونگی صفات باری تعالی، ازجمله مسائلی است که هر سه گروه؛ متکلمان، حکیمان، و ازجمله، عارفان به آن پرداخته، و مورد بحث و فحص قرار داده اند. قرآن کریم قبل از همه، این دو صفت را در کنار سایر صفات، درخصوص حضرت باری تعالی مورد عنایت قرار داده است.
    در این جستار که با محوریت آرا ملاصدرا و امام خمینی(ره) تنظیم شده است، استنباط شده که آنان این دو صفت را از توابع علم شمرده اند. همچنین ملاصدرا پس از نقد و بررسی آرا خواجه نصیر و شیخ اشعری و پیروان وی، با نظریه «علم اجمالی در عین کشف تفصیلی» خود و با بیانی متفاوت از دیگران، سمیع بودن باری تعالی را به علم او به مسموعات، و بصیر بودنش را به علم او به مبصرات ارجاع داده است. لیکن، امام خمینی(ره) با ذکر دلایل خاص خود اثبات می کند که این دو صفت، صفاتی جدا و مستقل بوده، و ارجاعشان به دیگر صفات در اثر اهمال برخی از جهات و حیثیات می باشد.
    کلیدواژگان: متکلمان، حکیمان، ملاصدرا، امام خمینی(ره)، سمع و بصر
  • محمد عباس زاده جهرمی صفحه 157
    نفس و قوای انسان، تجرد یا عدم تجرد آن و ارتباط بین آن دو از دیرباز تاکنون، بحث های پردامنه ای را در مکاتب فلسفی مختلف، به خود اختصاص داده است. معجزه حقیقتی دو پهلوست که یک سوی آن به سمت طبیعت و سوی دیگر آن به طرف ماورای طبیعت قرار دارد.
    این نوشتار تلاش دارد ضمن نگرش مختصر حکمت مشاء به قوای انسان، جایگاه آن را در تبیین معجزه بررسی و سپس آن را از منظر حکمت متعالیه تبیین کند.
    ملاصدرا در برخی مکتوبات خود به قوایی غیر از قوای معهود انسان که حکمای مشاء هم بدان قائل بوده اند پرداخته است. وی از آنها تحت عنوان قوای ذاتی نفس یاد کرده است. توجه به نقش این قوا تبیین جایگاه معجزه را با اشکالات کمتری مواجه می سازد.
    کلیدواژگان: معجزه، قوای انسان، نفس، حکمت متعالیه، حکمت مشاء
  • مصطفی عزیزی علویجه صفحه 169
    در روایات معتبری، امام معصوم(ع) با استناد به آیه شریفه «لا ینال عهدی الظالمین»، امامت هر ظالمی را تا روز قیامت نفی می کنند؛ حتی کسانی که در گذشته، آلوده به بت پرستی بوده وسپس مسلمان شده اند نیز شایستگی رسیدن به مقام «امامت» را ندارند. این سخن امام(ع) درواقع کنایه ای است به خلافت خلیفه اول و دوم که پیش از اسلام آوردن، مدت مدیدی از عمر خویش را در بت پرستی سپری کردند.
    در مقابل، دانشمندان اهل سنت در مقام دفاع از خلافت خلفا بر این باورند که مشتق وضع شده برای خصوص متلبس به مبدا اشتقاق و استعمال آن در فرد منقضی، یک استعمال مجازی است. جالب آنکه اکثر اصولیان شیعه علاوه بر پذیرفتن استدلال امام(ع)، بر آنند که مشتق تنها درخصوص متلبس به مبدا، حقیقت است. حال پرسش این است که چگونه می توان پذیرفت که مشتق وضع شده درخصوص متلبس به مبدا، و ازسوی دیگر استدلال امام(ع) به آیه شریفه را نیز قبول نمود. در این مقاله دیدگاه شش نفر از دانشمندان را در پاسخ به این پرسش مطرح نموده و در پایان دیدگاه برگزیده تبیین می شود.
    کلیدواژگان: الظالمین، مشتق، متلبس، منقضی، امامت
|
  • Mehrab Sadeghnia, Hasan Sarae Page 7
    Death is the simplest reality of our life. We are born, grow, live and, at last, die; this is a very simple reality. Death may be considered as something destroying life and opposite to life. For this reason, living becomes meaningful and valuable by denial of death. However, death is not merely an end, but it is a meaningful process. It is a process in which by the help of religion, life not only is not destroyed, but also is meaningful. Regardless of death, life would lose its originality. At the level of cognition, death 􀀄brings awareness of the situation􀀅 and in fact, it is a response to the question that what the nature of this world is. And at the level of performance, it demands a particular ethical procedure through which the functions of death would be organized. These functions are all the meaning that life receives by death. If there were not the thought of death, perhaps people would live differently.
    Keywords: Death, Awareness of Death, Causing Meaning, Essentiality, Moral Control, Moral Intensity Increasing
  • Mohammad Ebrahimi Varkiani Page 23
    Throughout the history, serious questions have been posed on how the apostates should be encountered and in this regard, considerable discussions have been taken place in legal-jurisprudential and theological schools. This implication took a more serious status after issuance of the Universal Declaration of Human Rights which sees ideological freedom as the natural right of human. Since violent and severe penal reactions regarding the punishment of the apostates has been reported mostly among the followers of divine religions, the majority of the objections have been drawn to the divine religions. However, not only in Islamic Sharia, but also in Jewish and Christian ones, the sin of killing every human being who has not committed human murdering or not caused corruption equal to killing of all human beings and this is the greatest fault. This paper intends to prove that in none of the religions, neither in Islam, nor in the other divine religions, there is unfair punishment and the holiness of the divine prophets is exempted from any stage of violence.
    Keywords: Apostasy, Religious Tolerance, Political Tolerance, Freedom of Opinion
  • Mohammad Hasan Nadem Page 49
    The architect and founder of transcendental Philosophy, sadr ad-Din Muhammad Shirazi, is among the philosophers who has made more attempts to analyze and illustrate the religious concepts. The knowledge of the unseen is a key concept in Muslim􀀇s belief system. Mulla Sadra is the only philosopher who has had a special attention to this concept. Based on the previous philosophers􀀇 principles and reasoning and also reliance on logical principles of his own philosophical school such as essentiality of existence, substantial departure, mental existence, and unity of knowing and the known by which he has explained the upward arc and downward arc for human soul, Mulla Sadra has introduced a philosophico-mystical analysis distinct from the other approaches. Retrieving to the knowledge of the unseen and getting to know its facts which is called the unseen knowledge, this paper intends to analyze this school and to reveal its merits in comparison to other philosophical schools.
    Keywords: Knowledge of the Unseen, Transcendent Philosophy, Heaven Souls, Essentiality of Existence, Substantial Departure, Mental Existence, Knowing, the Known, Upward Arc, Downward Arc
  • Said Alizadeh Page 67
    The idea of rukn rabe􀀇 in Shiite sect has a particular position so that some of the leaders of this sect have considered it as superiority over the religion􀀇s principles, even over monotheism. Also, they considered it as the basis of the universe and philosophy of creation. The beliefs of the heads of Sheikhieh in illustrating Rukn Rabe􀀇 related to belief system of this sect has some major problems and challenges. Analyzing the concept, position and principles of rukn rabe􀀇 from Sheikhieh􀀇s perspective, this paper intends to investigate its relation to the theory of Niabat (general and particular) in Shiite culture. The results indicate that rukn rabe􀀇 has been a kind of deviation and innovation in Shiite principles and it is radically different from Niabat theory. Meanwhile, it does not enjoy an acceptable reason and foundation.
    Keywords: Sheykhiyeh, Sheykh Ahmad Ehsaei, Seyyed Kazem Rashti, Karimkhan Kermani, Rukne Rabe', Hurqolia, Higher Absence, particular Deputy, Perfect Shiite
  • Mohammadali Chelongar, Majid Sadeghani Page 85
    Mofawwizih was one of the prevalent Shiite sects. Although this sect admits that the prophet Muhammad and Imams were legitimate, they believed that God has created them in the beginning of creation; then delegated the affairs of creation, sustenance and management of the world to them. On the other hand, Shiite sages who were Ibn Arabi􀀇s followers, putting forward the idea of 􀀄Muhamadian Truth􀀅, had been claiming that God has created a creature in the beginning and then created the world from his existence in order to manifest Himself in the world. They have interpreted this first creature as 􀀄Muhammadian Truth􀀅 which was equal to the first wisdomin conceptual systems of peripatetic philosophers. Although these theories have similarities on the first glance, their substantial differences are more evident than their apparent similarities. This study deals with these differences and similarities.
    Keywords: Mufawwizih, Tafwiz, Muhamadian Truth, Ibn Arabi, Seyyed Heidar Amoli, Mulla Sadra, Imam Khomeini
  • Aliakbar Shayestehnejad Page 103
    Human role in his own actions is one of the important topics of theological and commentary discussions. Fakhr Razi believes that all of the human actions are attributed to God and he believes that assigning the creation of actions to human causes the negation or weakness of God􀀇s power and sees that the human􀀇s belief and disbelief is due to creation of God. However, he does not go into a strong and solid theory. Sometimes he considered human to be obliged, some other times he has been inclined to accept the human free will and sometimes, by proposing the acquisition theory and drawing distinction between will and creation of God, he has not accepted the responsibility of accepting determinism. Accordingly, he has recognized human as an obliged person to be in a state of option. Using the content analysis method, the author attempts to investigate Fakhr Razi􀀇s viewpoint and believes that his theory causes the weakness of human position, rejects his responsibility, negates the causality principle and also attributes evil creation to God. As for the result of the study, one could point out to the longitudinal relationship of God􀀇s creation and human creation, and belonging of God􀀇s will on the creation of human actions, and also the difference between existential will and Divinely posited will.
    Keywords: Human Action, Fakhr Razi, Free Will, Determinism, Kasb theory, Divine Will, Order
  • Seyyed Mehdi Sadatinejad Page 123
    The fall of human from heavens to the inferior world and human longing for returning to the world to which he belonged from eternity is among the most fundamental philosophico-mystical issues that could be found in the works of many divine philosophers. Study of the philosophico-mystical works indicates that in the process of decline and fall, various inferences have been drawn by the philosophers that are rooted in their thoughts and perceptions. In order to get to know the distinctions and differences of this mystical subject in two geographic areas of East and West, a comparative study has been taken up on two famous figures of mysticism i.e. Plato, known as the father of the west mysticism and Sheikh Shahaboddin Suhrawardi, the founder of Ishraqi School in the East. Despite of the similarities of thoughts in respect to the stages of the journey towards God, the most important distinction is the fact that Plato􀀇s mysticism is invoked by intellectual patterns and lack of religious bases while Suhrawardi􀀇s mysticism is based on religion and influenced by revelation teachings.
    Keywords: Falling, Ascending, Mystical, Mystical Descending, Plotinus, Sohrawardi
  • Bahador Mehraki, Alimohammad Sajedi Page 141
    The problem of God􀀇s attributes is among the issues about which the three groups of theologians, sages and Mystics have explanations and illustrations. Before these three groups, the holy Quran has taken these two attributes into account along with others. In this study which is organized based on Mulla Sadra and Imam Khomeini􀀇s viewpoints, it has been inferred that they have regarded attributes as following knowledge. After having a critique of the ideas of Khawjeh Nasir and Sheikh Ash􀀇ari and his followers, Mulla Sadra, with his own theory of 􀀄brief knowledge being at the same time of detailed kashf􀀅 and with an idea different from others􀀇, he has assigned God`s hearing to His knowledge of the things heared, and his vision is assigned to His knowledge of the visible. Therefore, mentioning his particular reasons, Imam Khomeini has proven that the two qualities are separate and independent and attributing them to others is due to negligence in some aspects and directions.
    Keywords: Theologians, Philosophers, Mulla Sadra, Imam Khomeini, Hearing, Vision
  • Mohammad Abbaszadeh Jahromi Page 157
    Human soul and powers, their abstraction or lack of abstraction and their relations to each other have provoked wide-ranging discussions since long times ago. Miracle is an equivocal reality from which one side refers to the nature and the other one to metaphysics. Having a brief attitude of peripatetic philosophy about human powers, this study intends to analyze their position in explicating miracle and then to explain it from perspective of transcendental philosophy. In some of his written works, Mulla Sadra has dealt with some powers apart from the agreed powers􀀃which the peripatetic philosophers were agreed on, too. He has mentioned them as the inherent powers of the soul. Attention to the role of these powers will cause fewer problems in explicating the position of miracle.􀀂
    Keywords: Miracle, Human Powers, Soul, Transcendent Philosophy, Peripatetic Philosophy
  • Mostafa Azizi Alavijeh Page 169
    In authentic traditions, referring to the verse 􀀄And of my offspring (will there be leaders)? He said: My covenant includeth not wrongdoers􀀅 the infallible imams deny the imamate of any wrongdoers until the day of resurrection. Even those who had been contaminated with idolatry and later on became Muslims are not qualified to reach the position of 􀀄imamate􀀅. In fact, this word of Imam is an allegory of caliphate of the first and second Caliphs who had spent a long time of their life in idolatry. On the contrary, regarding the defense of the Caliphs􀀇 caliphate, the Sunnis􀀇 scholars believe that the imposed derivation covered by the origin of the derivation and its application about the expired person is a virtual application. It is interesting that in addition to accepting the Imam􀀇s reasoning, Shiite fundamentalists believe that derivation is real only when it is covered by the origin. Now, the question is that how it could be possible to accept the imposed derivation when it is covered by the origin, and at the same time to accept the Imam􀀇s reasoning referring to the mentioned verse. This paper intends to propose six viewpoints of the scholars in respect to this question and finally illustrate more on the selected viewpoint.
    Keywords: Oppressor, Derivation, Dressed, Ended, Imamate