فهرست مطالب

  • سال پنجم شماره 2 (پیاپی 9، پاییز و زمستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/11/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مصطفی ازکیا، منصور وثوقی، عادل عبدالهی صفحات 1-22
    در پژوهش حاضر، جهان- محلی شدن و بازاندیشی در هویت زنان مورد بررسی قرار گرفته است. در دهه های اخیر، روابط متقابل و روزافزون عناصر محلی و جهانی، الگوهای فرهنگی و هویتی را در جوامع سنتی با چالش مواجه کرده است. از این رو، بررسی رویارویی عناصر جهانی و محلی و پیامدهای آن از مهم ترین مسائل جوامع در حال گذار است. شرایط پدید آمده در هورامان، موجب شده است زنان ضمن بازاندیشی در هویت سنتی خود، درصدد بازسازی نگرش های کلیشه ای در خصوص کارکرد زنان در خانواده و جامعه برآیند. از این رو، بررسی نحوه تعامل جامعه هورامان با عناصر جهانی و پیامدهای آن بر هویت زنان حائز اهمیت است و بدین منظور نظریه های جهان- محلی شدن و بازاندیشی مدرنیته به عنوان راهنمای نظری پژوهش مورد استفاده قرار گرفتند. در پژوهش حاضر از روش پژوهش کیفی استفاده شده است. داده های کیفی با استفاده از فنون مشاهده مشارکتی و مصاحبه عمیق گردآوری گردید. سپس داده ها بر اساس اصول نظریه زمینه ای تحلیل و در قالب مدلی زمینه ای ارائه شد. بر اساس نتایج پژوهش، هویت زنان در زمینه گرایش به تحصیلات و مشاغل خانگی، تحت تاثیر ارزش های جهانی متحول شده است، ولی در خصوص اشتغال بیرون از منزل و داشتن استقلال رای، هنوز نیز ارزش های محلی و سنتی تسلط نسبی خود را بر هویت زنان حفظ کرده است. می توان اذعان کرد که هویت زنان در هورامان بر اساس ارزش های محلی و جهانی بازسازی شده و به تبع آن، صورتی جهان- محلی یافته است.
    کلیدواژگان: هویت سنتی، زنان، نظام ارزشی، جهان، محلی شدن هویت، هورامان
  • ولی الله رستمعلی زاده، منصور وثوقی، حسین ایمانی جاجرمی صفحات 23-48
    پژوهش حاضر به دنبال این است که چه عواملی بهزیستی روستایی در شهرستان شبستر را به پیش برده است و اینکه مهاجران از چه طریق، راهبرد و روش هایی در توسعه و بهزیستی روستایی شهرستان شبستر دخیل شده اند؟. داده های مربوط به تحقیق حاضر با توجه به ویژگی های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی جامعه مورد مطالعه و به منظور دستیابی به اهداف و سوالات این پژوهش، به شیوه کیفی و با اتخاذ رویکرد نظریه بنیانی و با استفاده از فنون مصاحبه و بحث گروهی، مشاهده، تاریخ شفاهی و اسناد و مدارک جمع آوری شده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که عوامل موثر بر تغییرات بهزیستی در جامعه مورد مطالعه در پنج حوزه «نهادهای توسعه ای و حمایتی»، «کارآفرینان مهاجر و محلی»، «اتحاد/ همبستگی اجتماعی»، «تغییرات فرهنگی و ارزشی» و «محلی گرایی/ تعلق زادگاهی» قرار دارند که همه اینها رویهمرفته، به پدیده اصلی و عمده ترین یافته نظری تحقیق حاضر یعنی «تئوری توسعه مبتنی برای اجتماعات محلی گسترده» رهنمون شده اند. این نوع از توسعه هم دارای «کنشگران توسعه ای»، هم «نهادهای توسعه ای» و هم «روحیات، توانمندی ها و روابط توسعه ای» است. کنشگران توسعه ای آن مردم اجتماعات گسترده، مدیران مشارکت جوی محلی و کارآفرینان مهاجر و محلی هستند؛ نهادهای توسعه ای آن «انجمن های زادگاهی» و سایر نهادهای حمایتی و خیرخواهانه در میان مردم هستند؛ و روحیات، توانمندی ها و روابط توسعه ای آن نیز اتحاد و تعلق زادگاهی هستند. نظریه «توسعه مبتنی بر اجتماع گسترده»، تغییرات (بهبود/ ارتقاء) بهزیستی روستایی را با پیامدهایی چون؛ «حمایت»، «وجوه ارسالی»، «سرمایه گذاری در زادگاه»، «علاقه به بهبود وضعیت روستا»، «انتقال نوآوری، ایده و سرمایه»، «پیشرفت عمرانی روستا»، «تشویق و ترغیب مشارکت فعالانه عمومی»، «سکونت خانه دومی در روستا»، «اقدامات توسعه ای»، «اهمیت علم و فرهنگ»، «بهبود شرایط زندگی»، «دلسوزی برای منطقه» و مواردی از این قبیل، باعث شده است.
    کلیدواژگان: بهزیستی روستایی، تغییرات بهزیستی، اجتماعات گسترده، مهاجرت، شهرستان شبستر
  • محمود متوسلی، هدی زبیری صفحات 49-74
    اهمیت نهادها در نیل به توسعه پایدار مورد تصدیق روزافزون اقتصاددانان قرار گرفته است به گونه ای که امروزه دیگر برای سیاست گذاران این سوال مطرح نیست که آیا نهادها اهمیت دارند یا نه. اکنون این سوال حائز اهمیت است که کدام نهادها مهم هستند، و چگونه می توان آن ها را ایجاد، تغییر، تقویت و یا تعدیل کرد. از این رو، هدف از این مقاله بررسی زیرساخت ها و ترتیبات اجتماعی لازم جهت تحول و اصلاحات نهادی است و در این راستا انسجام اجتماعی به عنوان شرط لازم برای دست یابی به توسعه اقتصادی مطرح می شود. انسجام اجتماعی به وضعیتی اطلاق می شود که در آن، اجزای تشکیل دهنده جامعه، به گونه ای به یک دیگر وصل می شوند که یک کل معنادار و موثر را بوجود می آورند. به عبارت دیگر، انسجام اجتماعی نوعی از ترتیبات اجتماعی است که تضمین می کند افراد، گروه ها و طبقات مختلف اجتماعی، به اشتراک ذهنی (مدل ذهنی مشترک) برسند، به قوانین و قواعد آن تن دهند، از امکانات آن استفاده کنند و در مقابل توانایی های خویش را بر اساس هوش ها و توانمندی های چندگانه بازشناسی و پرورش داده و در جامعه مشارکت فراگیر و موثر داشته باشند، که به نوبه خود توسعه ظرفیت ها و توانایی های جامعه را به بار می آورد. در چنین فضایی زمینه های مساعد برای پذیرش اندیشه های نو و بکارگیری و آزمون آن ها، پذیرش تفکر علمی، توجه بیشتر به برنامه ریزی و سیاست گذاری حول محور بهره وری و کارایی فراهم می شود. تمام معیارهای مذکور همراهی مثبت با رشد و توسعه اقتصادی دارند.
    کلیدواژگان: انسجام اجتماعی، مدل های ذهنی، نهادها، توسعه اقتصادی
  • جمال محمدی، کمال خالق پناه، معصومه زارع صفحات 75-102
    فرآیندهای جهانی شدن بر دگرگونی های عمومی در روابط فضایی- زمانی دلالت می کند. در عین حال همزمان باعث قلمروزدایی از بسیاری از پدیده ها، افراد و ایده ها شده است. یکی از ایده ها و قلمروی که از آن قلمرو زدایی شده است، روستاها هستند. در این فضای مفهومی به دشواری می توان از دوگانگی شهر- روستا در علوم اجتماعی دفاع کرد. مناقشه و شیوه های حل آن در جهان روستایی یکی از پدیده هایی است که از آن قلمروزدایی شده است. هدف این مقاله بررسی مناقشات و شیوه های حل آن در زمینه روستایی و شهری است. ایده نظری ما اینست که بررسی مناقشه های روستایی بیانگر از دست رفتن بر ساخت «روستاییت» در جهان معاصر است. برای بررسی تجربه روستاییان و شهریان، روش شناسی زمینه ای را به کار گرفته ایم. حوزه پ‍ژوهشی این مقاله تهران و روستاهای اطراف آن و مهاجران روستایی در شهر تهران است. نتیجه آن که روستاییان بسیاری از خصیصه های فرهنگ روستایی و اجتماعی خود را کنار گذاشته اند. قضایی شدن مناقشات و فقدان میانجی های اجتماعی سنتی در مناقشات روستایی ما را به بازاندیشی در مفهوم سازی روستا- شهر دعوت می کند. قضایی شدن مناقشات و مسائل در روستا در کنار رها کردن شیوه های حل مناقشه سنتی و جایگزین (ADR) که جدیدا در بسیاری از کشورها به دنبال ناکارآمدی شیوه های قضایی برجسته شده است، ازنشانه های بازاندیشی در دوگانگی شهر- روستا است.
    کلیدواژگان: روستا، شهری شدن روستاها، مناقشه، تجربه مناقشه، قضایی شدن مناقشات
  • سعید غلامرضایی، زینب موسوی، مهدی رحیمیان صفحات 103-116
    هدف مقاله حاضر بررسی موانع اداری-سیاستی موثر در عدم مشارکت بهره برداران حوزه سد کزنار در تشکیل تعاونی آب بران می باشد. جامعه آماری این تحقیق کلیه بهره برداران حوزه سد کزنار شهرستان الیگودرز می باشد.نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام گرفت و اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه که روایی و پایایی آن تایید شده است، جمع آوری گردید.از نرم افزار SPSS نیز برای تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس تحلیل عاملی بهره گرفته شد.نتایج تحلیل عاملی تحقیق نشان می دهد که پنج عامل «بی توجهی مسولین»، «مکانیزم نادرست توزیع آب»، «عدم مشورت با مردم»، «نقص قوانین»و «بدقولی مسولین» از جمله موانع اداری –سیاستی موثر در عدم مشارکت بهره برداران در تشکیل تعاونی آب بران بودند که در کل این پنج عامل توانستند 85/71 درصد واریانس کل متغیرها را تبیین کنند. در این زمینه مشارکت مردم محلی در تمامی سطوح و مراحل و هماهنگی و همکاری بین بخشی میان ادارات و نهادهای ذیربط پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: موانع اداری، سیاستی، عدم مشارکت، تعاونی آب بران، کزنار
  • بهروز محمدی یگانه، عصمت بارانی، مهدی چراغی، اسماعیل کرمی دهکردی صفحات 117-132
    استقرار صنایع کلان و ملی عسلویه به وسیله دولت در مناطق روستایی محدوده مورد مطالعه، با هدف صنعتی کردن روستاها نبوده است، بلکه صنایع عسلویه به منظور توسعه صنعتی و بدون توجه به محیط روستایی پیرامونی استقرار و گسترش یافته است. این امر تغییر در ساختارهای اقتصادی و فعالیت های مرتبط با آن را نسبت به قبل از ورود صنعت در پی داشته است. پژوهش حاضر با تعداد نمونه 244 خانوار در دهستان عسلویه صورت گرفته و در پی پاسخ به این سوال است که آیا استقرار صنعت در نواحی روستایی، سبب تضعیف اقتصاد روستایی شده است؟ نتایج تحقیق نشان می دهد که میان ورود صنعت به منطقه مورد مطالعه و توسعه صنعتی، و متغیرهای اقتصادی موثر بر اقتصاد روستایی رابطه معنی داری وجود دارد. به طوریکه صنعت تغییرات فراوانی را در فعالیت های اقتصادی روستا، میزان درآمد روستائیان و سایر مولفه های اقتصاد روستایی از جمله منابع آب و خاک، شیوه تولید کشاورزی، استفاده از تسهیلات و استفاده از ماشین آلات کشاورزی به وجود آورده است.
    کلیدواژگان: صنعتی شدن، استان بوشهر، توسعه روستایی
  • حجت ورمزیاری*، فرحناز رستمی، شهپر گراوندی صفحات 133-156

    یکی از الزامات توسعه کشاورزی عدالت محور و مولفه های موثر بر حکمرانی خوب، نهادسازی است. تجربه سایر کشورها نشان داده است که نهادهای کارآمد در ارتقاء کشاورزی خرده مالکی و مدیریت پایدار منابع طبیعی نقش بسزایی دارند. برخلاف اهمیت نهادها در توسعه کشاورزی خرده مالکی، این موضوع از سوی برنامه ریزان و مسوولان کشاورزی کشور مورد غفلت و کم توجهی واقع شده است. این امر می تواند ناشی از فقدان دیدگاه کل نگر به اجزاء توسعه کشاورزی باشد. از این رو، در پژوهش کیفی حاضر، سعی بر آن است با استفاده از روش تحقیق نظریه داده بنیان به بررسی ابعاد و الگوسازی نهادهای موثر بر توسعه کشاورزی خرده مالکی ایران، با تاکید بر بخش غیردولتی پرداخته شود. در این راستا نمونه های مورد مطالعه، متخصصانی بودند که با استفاده از نمونه گیری نظری و مبتنی بر هدف انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها، از مصاحبه نیمه ساختاریافته بهره گرفته شد. مدت زمان انجام مصاحبه ها به طور متوسط 70 دقیقه بود. روایی و پایایی نتایج، توسط روش تکثرگرایی داده ها و بازخور به مشارکت کنندگان مورد تایید قرار گرفت. تحلیل یافته ها نشان داد، توسعه «بنگاه های اقتصادی کوچک و متوسط» و ارائه کارکردهای «تحقیق، توسعه و تشویق نوآوری های بومی»، «مشاوره و ارائه طرح و ایده»، «شناسایی کارآفرینان و حمایت از کارآفرینی»، «پیمانکاری اراضی» و «مالی- بیمه ای» باید به منظور توسعه کشاورزی خرده مالکی، در برنامه نهادسازی غیردولتی بخش کشاورزی مد نظر قرار گیرند.

    کلیدواژگان: نهادسازی، کشاورزی خرده مالکی، فقرزدایی، نظریه داده بنیان
  • عباس امینی فسخودی، مهرنوش میرزایی صفحات 157-180
    افزون بر کمبود منابع و سرمایه، فقر، بیکاری و مهاجرت از دیرباز، کاهش مداوم منابع آب همراه با سوء مدیریت آنها در سال های اخیر، کم آبی را به بحرانی اساسی در پایداری حیات اقتصادی و اجتماعی بسیاری از روستاها در مناطق خشک و نیمه خشک کشور تبدیل نموده است. چنین سوء مدیریت هایی در سال های اخیر در رابطه با تنها منبع آبی حوضه زاینده رود همراه با تشدید و تداوم بی مهری های اقلیمی بحران کم آبی در این حوزه را تا حد خشک شدن زاینده رود و پیامد آن وخامت اوضاع معیشتی و سکونتگاهی جوامع روستایی پایین دست این حوزه بزرگ شدت بخشیده است. مطالعه حاضر به ارزیابی پیامدهای این پدیده در منطقه روستایی براآن در شرق اصفهان پرداخته است. جامعه آماری تحقیق سرپرستان خانوارهای روستایی ساکن در منطقه بوده و داده های لازم بطور میدانی گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد وجوه اصلی تاثیرات بحران کم آبی در جامعه روستایی مورد مطالعه به ترتیب متوجه ساختار اجتماعی، بنیان ها و فرصت های اقتصادی مرتبط با بخش کشاورزی و ابعاد محیطی در رابطه با مدیریت و کیفیت اراضی زراعی می باشد. خرد و پراکنده بودن اراضی آسیب های محیطی بیشتر و معنی دارتری را متوجه نظام های زراعی و سکونتگاهی منطقه نموده و تغییر در الگوهای بهره برداری از منابع برای سازگاری و تطابق با شرایط کم آبی نیز برای بسیاری از جامعه نمونه و به تبع کل جامعه روستایی مورد مطالعه مقدور نبوده یا تحت تاثیر ویژگی های دموگرافیکی و تولیدی- زراعی آنها بصورت الزامی درک شده در نیامده است.
    کلیدواژگان: کم آبی، سوء مدیریت، زاینده رود، مناطق روستایی، براآن
|
  • Mostafa Azkia, Mansour Wosoughi, Adel Abdollahi Pages 1-22
    The main subject of this study is the investigating of glocalization and its reflexivity on Women''s identity in Hawraman. It can be said that one of the most significant current discussions in transitional societies is having an understanding of the encounter between local and global elements and، investigating the impact of this encounter. Because there is an ongoing، complex interaction between global forces and long run patterns of culture and identity. In such situation Hawraman women had a tendency towards reflexive actions regarding their traditional roles and functions. For this reason glocalization and reflexive modernity theories have been used as theoretical guidance. The method employed in this study is the qualitative method. Participatory and depth interviews have been used as the main means of collecting qualitative data. Then the results of qualitative data have shown in a model based on grounded theory principles. The findings of study show that Women’s identity concerning tendency to education and specially regarding home-work has changed based on global values، but in relation to work in out of home and having independence in decision making، traditional and local values has maintain their roles on Women''s identity. As well as، the results of study indicated that glocalization of Women''s identity had occurred through an interaction between local and global values.
    Keywords: Traditional identity, Women, Value system, Glocalization of identity, Hawraman
  • Saeed Gholamrezaie, Zeinab Mousavi, Mahdi Rahimiyan Pages 103-116
    Purpose of this article is study of analyzing the policy and administrative barriers in farmer''s participation in Keznar Dam Water use cooperative. Statistical population is all of the beneficiaries that resident in Keznar dam area (Aligoodarz County). Method of simple random sampling was used for sampling method. Questionnaire was used for data collection and Data were analyzed by SPSS. result show that five factors including «Negligence of authorities»، «Improper distribution mechanism ''،» Lack of consultation with the people «،» Infringement «and» Authorities meet their commitments «can explain 71. 85% total variances of variables. The data are all beneficiaries of the dam are Aligoodarz Kznar city. Were randomly sampled data by a questionnaire whose validity and reliability had been confirmed، were collected. Analysis software SPSS for factor analysis was used to analyze the data. research results of factor analysis show that five neglect» officials، «»improper water distribution mechanism،«» failure to consult with people «،» perfect law «and» officials meet their commitments. «including administrative barriers - lack of effective political participation of farmers in water users cooperatives were formed in all these five factors could 85/71% of the total variance of variables to explain. In this context، community participation and intersectional collaboration at all levels and stages and coordination among relevant bureaus and institutions were recommended.
    Keywords: administrative barriers, Policy barriers, non, participation, water users cooperative, Keznar area
  • Hojjat Varmazyari, Farahnaz Rostami, Shahpar Geravandi Pages 133-156

    Institutional capacity-building is one of the important strategies affect on developing justice-oriented agriculture and good governance. Experience in other countries showed that efficient institutions have a vital role in promoting smallholder agriculture and sustainable management in natural resources. But Iranian agricultural policy makers and managers neglected it in spite of the importance of institutions in agricultural Smallholder developing، because of lack holistic attitude on whole parts of agricultural development. Hence the main purpose of this quality research was to modeling of Effective Institutionsfor smallholder agriculture development with emphasis on NGOs using grounded theory. In this regard، samples selected using purposive and theoretical sampling. Semi-structured interviews used to data collection and the average interview lengthen 70 minutes. Also data pluralism and participants feedback used for approving of reliability and validity. Data analysis showed that developing of “small and medium enterprises” and performing of functions including “research، development and encouraging local innovation”; “advising and generating idea and plan”; “identify entrepreneurs and entrepreneurial support”; “land contracting services”; and “insurance-financial services”. These structures should be considered in the plan of non-governmental institutional capacity-building in agricultural sector.

    Keywords: Institutional capacity, building, Smallholder agriculture, Poverty alleviation, Grounded theory
  • Abbas Amini, Mehrnoush Mirzaei Pages 157-180
    Shortage of natural and finance resources، integrated poverty، unemployment، immigration and depopulation of villages from young and efficient population، are some of disadvantages and deep rooted barriers which expanding the differences between rural and urban communities and leading the rural communities'' sustainability and development to fail consequently. Proliferation and application of such mismanagements to only aquifer Zayande-Roud water basin of central Iran in recent years، accompanied by exacerbation of climatic deficiencies and continuation of droughts، have intensified the water deficit crisis so that conducted to becoming dry the Zayande-roud River and tensing the livelihood and dwelling situations of inferior rural communities of the basin. Investigation and assessing of socio-economical and environmental impacts of this phenomenon in a completely rural region، called Baraan، located at the east of Isfahan metropolitan is the main purpose of this study. The statistical population was also all of the rural family heads populated and agriculturally occupied in the region. To gather the needed data، a detailed questionnaire was designed، validated and completed by interviewing the sample of family heads، which randomly sampled and proportionally assigned to selected villages. The main impacts of recent occurred droughts water deficiency crisis in the studied rural area، have been related to social structure، economical fundamentals and opportunities of agriculture sector and finally the environmental dimensions about the management and qualities of land resources. The dominant type of the region''s farming systems has been the integrated up to 5 hectare farms. Environmental damages and vulnerabilities due to droughts have been considerable and more significant in small size and disperse farm types. Modification of cropping pattern and application of new and more efficient irrigation and water conveyance methods، as the adaptation and compatibility approaches against the drought and water deficiency crisis، are unfortunately impossible or unperceived obligatory by many of farmers due to their demographic and farming style properties. Due to the disincentive roles of the small size integrated farms up to 5 hectare and senescence and illiteracy or low literacy of farmers، awareness، adoption and application of such innovative actions require vast and well programmed and presented extension and education services.
    Keywords: Water deficit, Mismanagement, Zayande, Roud, Rural communities, Baraan