فهرست مطالب

  • سال دوم شماره 3 (پاییز 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/11/24
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مصعب قادری، افضل شمسی صفحات 8-15
    مقدمه

    هوش هیجانی یکی ازعوامل موفقیت در محیط های آموزشی، حرفه ای و روابط اجتماعی است. که با رشد و پرورش آن آثار مطلوبی بر جنبه های فردی و میان فردی و عملکرد افراد خواهد داشت. یکی از آثار مثبت آن رشد شخصی و درگیری شغلی مثبت افراد در سازمان ها است.

    هدف

    این مطالعه با هدف تعیین ارتباط هوش هیجانی با درگیری شغلی پرستاران شاغل در بیمارستان های شهر جیرفت انجام شد.

    مواد و روش ها

    این پژوهش توصیفی- تحلیلی به روش تمام شماری بر روی 180 نفر از پرستاران بخش های مختلف بیمارستان های شهر جیرفت در سال 1391 انجام شد. برای سنجش میزان هوش هیجانی از پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی بار- آن (EQ-i) استفاده شد همچنین برای سنجش درگیری شغلی از پرسشنامه استاندارد بین المللی10 ماده ای درگیری شغلی کانونگو استفاده شد. روایی و پایایی هر دو پرسشنامه توسط پژوهشگر سنجیده شد و برای پرسشنامه هوش هیجانی و درگیری شغلی به ترتیب 872/0 و 813/0 محاسبه گردید. برای تجزیه و تحلیل داده های از نرم افزار آماری 17 Spss و آزمون های آماری تی تست، آنوا و رگرسیون استفاده شد.

    یافته ها

    1/81 درصد نمونه ها را زن تشکیل داد. میانگین سنی و میانگین سابقه کار نمونه ها به ترتیب شامل: 18/8 ± 6/35 و76/8 ± 26 سال بود. میانگین نمرات هوش هیجانی و درگیری شغلی به ترتیب 63/33 ± 64/313 و 39/13 ± 81/40 بود. آزمون آماری همبستگی پیرسون رابطه مستقیمی (034/0) بین هوش هیجانی و درگیری شغلی را نشان داد. بر اساس آزمون آماری رگرسیون گام به گام، 6/9 درصد از تغییرات درگیری شغلی مربوط به زیر مولفه های هوش هیجانی می باشد.

    نتیجه گیری

    نتایج نهایی نشان داد که بین هوش هیجانی و درگیری شغلی ارتباط مستقیمی وجود دارد، لذا با برنامه ریزی همه جانبه در زمینه رشد و پرورش هوش هیجانی در پرسنل پرستاری می تواند به رشد شخصی و شغلی آنها منجر شده و این موجب افزایش بهره وری پرستاران و رضایت هرچه بیشتر بیماران و در نهایت ارتقاء سطح سلامت جامعه می گردد.

    کلیدواژگان: هوش هیجانی، درگیری شغلی، پرستار بالینی
  • حمید سالاری، یوسف احمدی، اقبال پاک طینت صفحات 16-25
    مقدمه

    همواره گرایش کارکنان به شغل دوم در این سیستم های بهداشتی- درمانی موجب تمرکز کمتر بر شغل اصلی و تحلیل نیروی جسمی و روانی آنها و کاهش کیفیت خدماتشان است. با توجه به ارتباط مستقیم کارشان با سلامتی جامعه می بایست مورد توجه جدی قرار گیرد.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف شناخت و بررسی عوامل موثر بر گرایش کارکنان شاغل به شغل دوم در بیمارستان های تابعه دانشگاه علوم پزشکی جیرفت نسبت به مشوق های شغل دوم انجام شده است..

    مواد و روش ها

    پژوهش از نوع توصیفی پیمایشی بوده و جامعه آماری آن شامل کلیه کارکنان بیمارستان اعم از پزشک، پرستار و مسوولین اداری، انتظامی و خدماتی بیمارستان های تابعه دانشگاه علوم پزشکی جیرفت می باشد که در طول سال 1390 در کنار حرفه اصلی خود به شغل دوم نیز اشتغال داشته اند و تعداد آنها بالغ بر 223 نفر می باشد. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته که به صورت طیف لیکرت تنظیم شده بود استفاده شد. برای سازمان دادن، خلاصه نمودن و تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید، و برای پاسخ دادن به سوالات تحقیق و اعتبار پرسشنامه از روش امار تخلیلی واریماکس استفاده شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان می دهد که چهار عامل کلی گرایش به شغل دوم وجود دارند: سختی کار، عدم منزلت شغلی و اجتماعی، کمبودهای مالی و اقتصادی و مسایل مدیریت و رهبری. بنا به نتایج آزمون فریدمن بیشترین میانگین رتبه مربوط به عدم توجه به شرایط فیزیکی کار در بیمارستان (83/16) است. همچنین بر اساس یافته های پژوهش میزان اثرگذاری مشوق ها بر اساس متغیرهایی چون جنسیت، وضعیت سن، وضعیت تاهل، مقطع تحصیلی، سابقه خدمت با همدیگر متفاوت است.

    نتیجه گیری

    توجه مدیران سازمان های بهداشتی- درمانی به فاکتورهایی همچون رضایت شغلی، عدالت در پرداخت ها، منزلت شغلی و اجتماعی و عوامل مدیریتی می تواند کارکنان را از گرایش به شغل دوم باز دارد.

    کلیدواژگان: مشوق های شغل دوم، رضایت شغلی، کارکنان بیمارستان، انگیزش شغلی
  • علی کاوسی، ربابه معماریان، زهره ونکی صفحات 26-34
    مقدمه

    همواره نیاز به برنامه های بازآموزی و بهسازی نیروی انسانی یک ضرورت است. اما برای اثربخشی بیشتر این برنامه ها بررسی دیدگاه و نظرات پرستاران مهم است زیرا تغییر رفتار مراقبتی آنان را بعد از بازآموزی تسهیل می کند.

    هدف

    این پژوهش «دیدگاه پرستاران بخش اورژانس را در راستای اجرای برنامه بازآموزی طراحی شده صلاحیت محور» بررسی می کند.

    مواد و روش ها

    این پژوهش توصیفی مقطعی است که دیدگاه های 45 پرستاربخش اورژانس یکی از بیمارستان های آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گلستان(سال1390) را مطالعه نموده که به صورت غیرتصادفی و مبتنی برهدف انتخاب شده بودند. بدین صورت که بعد از 6 ماه اجرای برنامه بازآموزی صلاحیت محور درزمینه احیاء قلبی ریوی که بر اساس اصول برنامه های بازآموزی و گام های اصلی آموزش براساس «صلاحیت» طراحی و اجراشده بود. داده ها توسط پرسشنامه ساخته شده با اعتبار (91/0) که از محاسبه الفای کرونباخ بدست آمده بود و حاوی دو بخش؛ اطلاعات دموگرافیگ و سوالات اصلی (27سوال) در سه حیطه عملکرد، آموزش و نحوه خدمات پشتیبانی در دوره آموزش بود جمع آوری و توسط نرم افزار SPSS 16 و آمارتوصیفی (فراوانی، میانگین، انحراف معیار)، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    بررسی دیدگاه های پرستاران نشان می دهد که به ترتیب 52/58 درصد پرستاران نظر خیلی خوب و 48/41 درصد آن ها نظر خوب درباره بعد آموزشی برنامه بازآموزی صلاحیت محورداشته اند. در بعد عملکرد به ترتیب 36/56 درصد پرستاران نظر خیلی خوب و 79/38 درصد نظر خوب ودرنهایت در بعد خدمات پشتیبانی در دوره آموزش به ترتیب 53/29 درصد نظر خیلی خوب و 95/40 درصد نظر خوب داشته اند.

    نتیجه گیری

    باتوجه به نتایج میتوان پیشنهاد دادکه این برنامه بازآموزی صلاحیت محور جهت بهسازی پرستاران در بخش های اورژانس با این روش اجرا شود تا رضایتمندی آنان را به همراه داشته باشد.

    کلیدواژگان: بازآموزی صلاحیت محور، دیدگاه پرستاران، اورژانس
  • حمید حجتی، یدالله مهرعلیزاده، حمید فرهادی، سودابه آلوستانی، محسن اقاملایی صفحات 35-42
    مقدمه

    ارزشیابی آموزشی یکی از مهم ترین برنامه های هر سازمان میباشد که اطلاعات خوبی را در زمینه طراحی و بازنگری هر سیستم به مدیران می دهد. ارزیابی اثربخش دوره های آموزش موجب می گردد تا مدیران و کارکنان سازمان تصویر روشن تری از چگونگی کم و کیف فعالیت های آموزشی به دست آورند.

    هدف

    این مطالعه با هدف ارزیابی اثربخشی دوره آموزش ضمن خدمت با موضوع «آموزش به بیمار» بر اساس مدل کرک پاتریک انجام گرفت.

    مواد و روش ها

    این مطالعه توصیفی مقطعی بر روی 50 پرستار بیمارستان حکیم جرجانی گرگان که در دوره آموزش به بیمار در سال 1391شرکت کرده بودند به روش تمام شماری انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات؛ پرسشنامه و چک لیست هایی خودساخته بود که به کمک آن اثربخشی دوره آموزشی بر اساس مدل کرک پاتریک در چهار سطح (واکنش، یادگیری، رفتار و نتیجه گیری). تجزیه و تحلیل اطلاعات توسط نرم افزار آماری Spss16 و آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) انجام شد.

    یافته ها

    نتایج نشان دادند که میانگین و انحراف معیار در سطح واکنش (17 + 6/95)، یادگیری(7 + 85)، رفتار(4/2 + 81) و نتیجه گیری(11 + 7/85) و شاخص کلی اثربخشی دوره 14/85درصد است که در مقایسه با شاخص اعتبار بخشی بیمارستان (85 درصد) نشان دهنده وضعیت مطلوب و اثربخش بودن دوره آموزشی است.

    نتیجه گیری

    در انتهای هر دوره آموزش ضمن خدمت می توان با بکارگیری مدل پاتریک به ارزشیابی میزان اثربخشی ان پرداخت، زیرا که بخوبی تغییرات حاصل از آموزش را در سطح یادگیری و رفتار پرستاران نشان می دهد و مدیران پرستاری می توانند در همان راستا برای دستیابی به شاخص بالاتری برنامه ریزی کرد.

    کلیدواژگان: اثربخشی آموزش ضمن خدمت، آموزش به بیمار، مدل کرک پاتریک
  • سعادت سالاری، مطهره پیله ورزاده، فوزیه رفعتی، مصعب قادری صفحات 43-51
    مقدمه

    امروزه فرهنگ سازمانی به عنوان عاملی موثر بر عملکرد سازمان تلقی می گردد. افرادی که در سازمان فعالیت می کنند، در عملکرد سازمانی نقش بسزایی دارند و از طرفی رضایت این افراد از سازمان خود، نقش قابل ملاحظه ای در بازدهی و عملکرد سازمان ایفا می کند.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه فرهنگ سازمانی با رضایت شغلی در کارکنان بیمارستان امام خمینی(ره) جیرفت انجام شده است.

    مواد و روش ها

    این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی است که در سال 1391 انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان اداری و پرستاری بیمارستان امام خمینی(ره) شهر جیرفت بود. به منظور اندازه گیری فرهنگ سازمانی از پرسش نامه فرهنگ سازمانی هافستد (1980) و برای اندازه گیری رضایت شغلی (JDI)کارکنان از پرسشنامه شاخص توصیف شغلی استفاده گردید، اعتبار هر دو پرسشنامه نیز با استفاده از روش باز آمایی و آلفای کرونباخ محاسبه گردید و بترتیب مقدار 80/0 و 87/0 بدست آمد. داده ها پس از جمع آوری و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t استفاده گردید.

    یافته ها

    یافته های تحقیق نشان داد فرهنگ سازمانی حاکم بر بیمارستان، از لحاظ مرد سالاری و فاصله ی قدرت در سطح متوسط و از لحاظ فردگرایی و اجتناب از عدم اطمینان در سطح بالایی قرار دارد. رضایت شغلی کارکنان نیز بخصوص در عوامل پرداخت حقوق و مزایا، ترفیع، ارتقای شغلی و همکاری در سطح متوسط و از لحاظ کار و سرپرست در سطح بالایی قرار دارد. همبستگی بین فرهنگ لحاظ کار و سرپرست در سطح بالایی قرار دارد همچنین نتایج حاکی از آن است که رابطه معکوس و معنی داری بین فرهنگ سازمانی و رضایت شغلی وجود دارد (01/0> p).

    نتیجه گیری

    در راستای نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود که مدیران در رعایت؛ کم کردن فاصله قدرت، افزایش قدرت ریسک پذیری، در کارکنان و پرستاران توجه جدی کنند تا از این طریق فرهنگ سازمانی بهبود یافته و رضایتمندی بیشتری حاصل آید.

    کلیدواژگان: فرهنگ سازمانی، رضایت شغلی، کارکنان بیمارستانی
  • منصوره سپهری نیا، مریم رسولی *، فاطمه علایی کرهرودی، فرید زایری، منصوره زاغری تفرشی صفحات 52-59
    مقدمه

    برقراری ارتباط یکی از مهم ترین وظایف پرستار می باشد به گون های که پرستار با برقراری ارتباط صحیح و موثر با بیمار و خانواده وی می تواند کیفیت خدمات پرستاری را ارتقا دهد.

    هدف

    این مطالعه با هدف مقایسه ادراک پرستاران و مادران از برقراری ارتباط پرستاران با مادران کودکان بستری در بیمارستان های منتخب آموزشی کودکان شهر تهران در سال 1389 انجام شد.

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- مقایس های است که بر روی 150 مادر کودک بستری و 120 پرستار شاغل در بخش های داخلی و جراحی کودکان در بیمارستان های منتخب آموزشی کودکان شهر تهران انجام شد. نمونه ها به صورت در دسترس انتخاب شدند. ابزار های پژوهش، پرسش نامه ویژگی های جمعیت شناسی پرستاران و مادران، پرسش نامه «ادراک پرستاران از برقراری ارتباط پرستاران با مادران» و «ادراک مادران از برقراری ارتباط پرستاران با مادران» طراحی شده توسط Reid و همکارانش(2007) بود. روایی محتوا و پایایی همسانی درونی ابزارها از طریق محاسبه آلفای کرونباخ به ترتیب (87/0= α و 86/0= α) و پایایی ثبات این پرسش نامه ها در فاصله 10روز به ترتیب (897/0=r، 887/0=r) بدست آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری (SPSS18) و آزمون های تی زوجی، آنالیز واریانس و ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شد.

    یافته ها

    آزمون آماری تی مستقل، تفاوت معنی دار آماری را میان نمرات ادراک پرستاران و مادران از برقراری ارتباط پرستاران با مادران در هر سه بعد موانع عمومی، برقراری ارتباط بین فردی و مشارکت به ترتیب (032/0=P، 001/0> P و 001/0>P) نشان داده است. همچنین آزمون آماری تی مستقل تفاوت معنی دار آماری را بین میانگین نمرات ادراک مادران از برقراری ارتباط با پرستاران با وضعیت اشتغال مادران نشان داد (030/0=P).

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج پژوهش، به نظر می رسد پرستاران در زمینه مهارت های عمومی ارتباطی، نیازمند آموزش هستند؛ از آن جا که این مهارت ها، اکتسابی و قابل یادگیری بوده و تجربه بالینی فردی نقش کمی در ارتقای آن ها دارد، این مهارت ها، باید از طریق برنامه های درسی یا دوره های بازآموزی، آموزش داده شوند.

    کلیدواژگان: برقراری ارتباط، مادر، پرستار کودکان، بخش کودکان
  • ملیحه حسنی طیبی، سیما محمدخان کرمانشاهی * صفحات 60-68
    مقدمه

    باتوجه به اهمیت مراقبت های بارداری درحفظ وارتقا سلامت مادرونوزادلازم است عواملی را که باعث عدم اجرای بسته های مراقبتی استاندارد از آنان می شود، شناسایی شوند.

    هدف

    تعیین موانع اجرای بسته ی مراقبتی مادران باردار در سه ماهه ی سوم بارداری.

    مواد و روش ها

    این مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی بود که در سال 1391 اجرا شد. موانع اجرای بسته مراقبتی مادران باردار را از دیدگاه پرسنل پنج مرکز بهداشتی شهرستان فیروز آبادمورد بررسی قرار گرفت. تعداد نمونه ها 23 نفربود ندکه به روش تمام شماری انتخاب شده و پرسشنامه ی موانع اجرای بسته را در سه بعد مدیریتی (13 آیتم)،محیطی (7 آیتم) وفردی (9 آیتم) را تکمیل کردند. پایایی ابزار با آزمون همزمان در دو گروه و سنجش همبستگی بین آنها. 84/. برآورد گردید. همچنین از مشاهده برای نحوه کاربرد بسته مراقبتی توسط پرسنل استفاده شد. داده ها با نرم افزار آماری spss 16 مورد تجزیه و تحلیل توصیفی قرار گرفت..

    یافته ها

    یافته های نشان داد که اکثریت پرسنل(1/39) در گروه سنی 30-35 سال و کاردان مامایی بودند. مهمترین موانع مطرح شده در اجرای بسته ی مراقبتی در حیطه ی فردی مشغله کاری زیاد(6/82) و نداشتن دانش و اطلاعات کافی در مورد بسته های مراقبتی(9/73)بود. در بعد محیطی دسترسی ناکافی پرسنل به بسته مراقبتی(3/91) وعدم ارتباط بین مراکز بهداشتی، شبکه بهداشت و بیمارستان(6/82) و در بعد مدیریتی کمبود تعداد پرسنل نسبت به تعداد مادران(7/95) و عدم آموزش به پرسنل در مورد نحوه ی اجرای بسته مراقبتی (3/78) بود. مشاهدات هم در مراکزبهداشتی نشان دادند که،مراقبت های دوران بارداری بیشترشامل بررسی ومعاینه فیزیکی مادران بوده، سوالات مصاحبه با انها فقط در موردعلائم خطرومشکل کنونی آنها، ازعلائم حیاتی فقط اندازه گیری فشارخون وآموزشها فقط برای شیردهی وکلاس زایمان فیزیولوژیک بوده است.

    نتیجه گیری

    ضروری است مدیران مراکز بهداشتی – درمانی نقش عمده ای را در برنامه ریزی در جهت بهبود و ارتقای کیفیت مراقبت های دوران بارداری از طریق افزایش نیروهای کاری، ایجاد کلاس و دوره های آموزش کوتاه مدت برای کارکنان،ارزشیابی مستمر خدمات کارکنان بهداشتی در حین ارائه خدمات مراقبتی و آموزشی و افزایش تعامل با پرسنل ایفا کنند.

    کلیدواژگان: موانع اجرای بسته مراقبتی، مادران باردار، پرسنل بهداشتی
  • محمدرضا اردلان، سیروس قنبری، خلیل زندی، حامد سیف پناهی صفحات 69-79
    مقدمه

    در مشاغل مرتبط با حوزه های سلامت و بهداشتی - درمانی، منابع فشار روانی فراوانی وجود دارد و به تبع آن، پرستاران فشارهای روانی زیادی را تجربه می نمایند. شناسایی متغیرهای موثر بر امنیت روانی پرستاران می تواند گامی در جهت ارتقای امنیت روانی و کاهش فشارهای روانی پرستاران گردد.

    هدف

    هدف از این پژوهش مطالعه روابط بین توانمندسازی روان شناختی، معنویت در کار و امنیت روانی در میان پرستاران بیمارستان های دولتی شهر سنندج بوده است.

    مواد و روش ها

    این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. که در سال 1392 اجرا شد. جامعه آماری شامل کلیه پرستاران بیمارستان های دولتی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهر سنندج (410 نفر) بود که با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی ساده، 148 آزمودنی به عنوان نمونه انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه توانمندسازی روان شناختی (وتن و کمرون: 1998)، معنویت در کار (میلیمان و همکاران: 2003) و امنیت روانی (ادمونسون: 1993) بود که روایی آن ها با استناد به دیدگاه صاحب نظران و پایایی آن ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ، به ترتیب با ضریب آلفای 940/0، 92/0، و 88/0 مورد تایید قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t تک نمونه ای، آزمون همبستگی پیرسون، و روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد.

    یافته ها

    تجزیه و تحلیل داده های پژوهش نشان داد که توانمندسازی پرستاران در سطح مطلوب، معنویت در کار در سطح متوسط و امنیت روانی آن ها در سطح پایینی بود. بین توانمندسازی روان شناختی، معنویت در کار و امنیت روانی، روابط مثبت و معنی داری وجود داشت. یافته ها همچنین نشان داد که توانمندسازی روان شناختی نقش معنی داری در پیش بینی امنیت روانی پرستاران داشت. نهایتا نیز مشخص شد که معنویت در کار می تواند نقش میانجی را در افزیش رابطه توانمندسازی روان شناختی و امنیت روانی ایفا نماید..

    نتیجه گیری

    مدیران بیمارستان ها می توانند با کاربست برنامه های توانمندسازی کارکنان و فراهم آوردن محیط های کاری مملو از اخلاق و معنویت زمینه های ارتقای امنیت روانی پرستاران را فراهم آورند

    کلیدواژگان: توانمندسازی روان شناختی، معنویت در کار، امنیت روانی، پرستاران
|
  • Musab Ghaderi, Afzal Shamsi Pages 8-15
    Introduction

    One of the success factors in educational environments, professional, social relations is emotional intelligence which it’s development would be favorable effects on aspects of personal, interpersonal and his performance. One of the its’ positive effects in organizations is personal growth and job involvement.

    Aim

    The aim of this study was to determine the relationship between emotional intelligence and job involvement among hospital nurses in Jieroft.

    Method

    This study was descriptive – analytical that all of hospital nurses (180) nurses in various hospitals of Jieroft city were selected in 2011. For data gathering was used the Emotional Quotient Inventory (EQ-i) standardized questionnaire and for measurement of job and work was used questioner 10 factors of Kanungo. Reliability and validity of both questionnaires were 0.872 and 0.813, respectively. Data was analyzed using statistical software Spss17 and T- test, ANOVA and regression analysis were performed.

    Results

    Findings showed that (81.1%) of the samples were women. Their age and work experience were, respectively: (35.06 ± 8.183) and (12.26 ± 8.76) years. Mean scores of emotional intelligence and job involvement were respectively (313.64 ± 33.63) and (40.81 ± 13.39). Pearson correlation test (0.034) was found between emotional intelligence and job involvement. Based on stepwise regression test (9/6%) changes of emotional intelligence is related to job involvement.

    Conclusion

    Final results showed that there is a direct relationship between emotional intelligence and job involvement. Therefore, a comprehensive plan for development of emotional intelligence in nursing staff can lead to their personal growth and job development. This results would be increased productivity and more satisfied nurses and patients and ultimately improve the health of the community.

    Keywords: emotional intelligence, job involvement, hospital nurse
  • Hamid Salari, Yousof Ahmadi, Eqbal Paktinat Pages 16-25
    Introduction

    Always staff tendency to incentives’ in second job in health care organization, resulted to less focus on the main jobs, and reduce their physical and psychological forces and also reduce their services qualities. Because of their job has direct connect to health of society, this issue must be considerable.

    Aim

    This study was done for assessing factors influenced on staff tendency to incentives’ in second job in teaching hospitals in Jiroft.

    Method

    This descriptive study was done in 2010 in teaching hospitals in Jiroft provenience. Samples (223) were selected randomly who have second job in two hospitals and all hospital staff: doctors, nurses, administrators and hospital worker in security guard and services divisions included. Data gathered by questionnaire that staff responded based on Likert scale. Its’ validity was measured by used exploratory factor analysis with Varimax Rotation. Descriptive statistics was used for data analysis.

    Results

    Findings showed that there are four factors that staff tends to the second job; hard work, lack of employment and social status, economic and financial inadequate, and leadership and management issues. The Friedman test showed that the physical conditions in the hospital had highest rank (16.83 (. Also, effect of incentives on variables such as gender, status, age, marital status, education, and work experiences are different with each other.

    Conclusion

    Health care administrators must be consider factors such as job satisfaction, fairness in pay, employment and social status and managerial factors that would be diminish employees to work in second job.

    Keywords: hospital staff, incentives of second jobs, job satisfaction, motivation
  • Ali Kavosi, Robabeh Memarian, Zohreh Vanaki Pages 26-34
    Introduction

    Always need to staff development programs are necessary. Assessing nurses’ viewpoint is important for more effectives these programs; because nurses’ care behaviors change after that simply.

    Aim

    This study was done for evaluation of “competency based” in -service education program” from nurses’ viewpoint in emergency department in one of the teaching hospital in Golestan city.

    Method

    This was descriptive cross- sectional study that it was assessed (45) nurses’ emergency department viewpoints in hospitals affiliated to Golestan University of Medical Sciences in 2011.They were selected purposively and non-randomly. After the competency based in -service education program on cardio-pulmonary resuscitation was implemented for 6 months. Data by reliable questionnaire (Alpha- Chronbach =0.91) gathered that it contains two parts; demographic data and questions in three dimensions of performance, training and supportive services (27 questions) and analyzed by SPSS16 software and descriptive statistics.

    Results

    Evaluation of “competency based in -service education program” from nurses’ viewpoint in emergency department showed that in dimension of training; respectively had 58/52% nurses very good and 41/48% had good viewpoint. At dimension of performance respectively had 56/36% nurses very good and 38/79% good viewpoint, and at dimension of supportive services had 29/53% nurses very good and 40/95% good viewpoint.

    Conclusion

    Based on finding it would be suggested that competency based in-service education program applied with its’ method for emergency staff development; it will result to staff satisfaction.

    Keywords: competency based in, service education program, emergency, nurse's viewpoint
  • Hamid Hojjati, Yadullah Mehralizadeh, Hamid Farhadirad, Soudabeh Alostany, Mohsen Aghamolaei Pages 35-42
    Introduction

    Educational Evaluation is one of the most important plans in any organization that it gives good information in the design and review of the system to the managers. Evaluating the effectiveness of training outcomes leads managers for obtaining a clearer picture of how they and their employees do training activities.

    Aim

    This study aimed to assessing the effectiveness of training outcome based on Kirkpatrick model in course “Patient education for nurses.

    Method

    This cross-sectional study on all of Jorjani Gorgan hospital nurses (50) who had participated in the training course of the patient education in 2011 was done. Data gathered by Inventory and checklist that assessing effectiveness outcome training based on Kirkpatrick’s four levels (action, learning, behavior and results) model. Spss 16 statistical the software and descriptive statistics was used for data analysis.

    Results

    Findings showed that mean and standard deviation in four level of model were (95/6 + 17) in action, (85 + 7) in learning, (81 + 2/4) in behavior and (85/7 + 11)in conclusion and the overall effectiveness was 85.14%. These findings compared to accrediting hospitals index (85 percent) showed the effectiveness training outcome is satisfied.

    Conclusion

    The end of each training course, we can use the Patrick model to evaluate the effectiveness training outcome. Because it shows changes in all of the learning levels and behavior and so, the nurse managers would be programmed to achieve a higher level.

    Keywords: patient education, nursing, Kirkpatrick Model, training outcome, in, service education
  • Saadat Salari, Motahereh Pelivarzadeh, Foziyeh Rafati, Musab Ghaderi Pages 43-51
    Objective

    hospitals have a significant role in the restoration of healthy people. Thus, the present center of the organizational culture and job satisfaction is of utmost importance. This study was to determine the relationship between organizational culture and job satisfaction among hospital staff of Imam Khomeini in 2012, was affiliated with University of Jiroft.

    Materials And Methods

    This descriptive - correlational, population and nursing staff of Imam Khomeini (ra). In order to measure organizational culture Hofstadter's cultural attitudes names (1980) Job Satisfaction Questionnaire and the Job Descriptive Index measurement(JDI) is used, both the validity of the questionnaire was calculated using Cranach's alpha and preparation method(0/80& 0/87). Data collected were analyzed using SPSS statistical software. For data analysis, T-test and Pearson's correlation coefficient was used.

    Result

    The results indicate that there is significant relationship between organizational culture and job satisfaction. (p<0/01). Employee job satisfaction was assessed as moderate results, employee job satisfaction the unit nurse job satisfaction than people working in the same office.

    Conclusions

    According to these findings, it is necessary to take measures to promote job satisfaction. With good working conditions, use of appropriate technology and the organization of the day, the organization has changed its regulations.

    Keywords: Organizational culture, job satisfaction, hospital staff, nurses
  • Mansoureh Sepehri Nia, Maryam Rassouli, Fatemeh Alaee Karahroudi, Farid Zayeri, Mansoureh Zagheri Tafreshi Pages 52-59
    Introduction

    Communication is one of the important task for nurses; if nurses communicate between patients and their families rightly, it would be promoted quality of nursing care.

    Aim

    The aim of this study was to compare perception of nurse - mother communication between nurses and mothers of hospitalized children in 2010in teaching hospitals in Tehran.

    Method

    This descriptive- comparative study was done with a sample of 150 mothers and 120 nurses working in pediatric medical and surgical ward at selected pediatric hospitals in Tehran. Two questionnaires “Perception of nurses of nurses- mothers’ communication” and “Perception of mothers of nurses- communication” were used which it design by Reid (2007).Their reliability were calculated by alpha chronbach (α=0.87 & 0.87) respectively and their consistency were used test and re- test and were (r=0.897 & r=0.887). The data was analyzed using SPSS software (version 18) and statistical tests such as paired t-test, ANOVA and Spearman’s correlation. They consider at the significant level of P<0.05.

    Results

    Independent T test showed significant difference between perception of communication of nurses and mothers in general barriers (p= 0/032), personal relationships (p<0/001), participation (p= 0/032) and in total (p= 0/021).

    Conclusion

    Based on results nurses have to educate in communication skills. Since these skills can be educated and learned, they have to be taught via nursing curriculums and continuing education courses.

    Keywords: communication, mother, pediatric nurse, pediatric ward
  • Malihe Hasani, Sima Kermanshahi Pages 60-68
    Introduction

    In regard to importance in maintenance and improving of mother and neonate health, it is necessary to identify factors that would be prevent implementation of maternal standard care package in the third trimester.

    Aim

    This study was done for assessing health care providers’ views in health centers in Firozabad provenience about barriers to the implementation of maternal care package in the third trimester.

    Method

    This study was descriptive - cross sectional that was done in 2012. In five health centers in Firozabad provenance assessed views of their personnel. All of the personnel (23) who worked in health centers were participate in this study. Data gathered by questioner that designed by researcher in three domains; administrative factors (13 items), individual factors (9 items) and environmental factors (7 items). Its’ reliability was measured by concurrent test in two groups and their correlation was 0.84. Also, the first researcher used observation for how staff implement of maternal care package in the third trimester for mothers. Data analyzed by Spss 16.

    Results

    The findings showed that the majority of staff (39.1) was in the age group 30-35. And most of them were midwifes. The main obstacle was individual factor; (82.6%) of them having hard work and (73.9%) of them had lack of knowledge about maternal care package (73/9. In environmental factors; inadequate access to health care package was (91.3%) and lack of communication between health centers, hospitals and health network was (82.6%).In administrative factors; staff shortages was (95.7%) and lack of on the job training about implementation maternal care package was (78.3%).Also, observations showed that the majority of nursing maternal care were physical examination for mothers, their vital sign measuring; special blood pressure, interviews with them were about risk symptoms and chief complains and mothers’ education was about breast feeding and physiologic delivery only.

    Conclusion

    It is nessecary that health care managers play a vital role in planning for improving quality maternal care by increasing workforce, on the job training and continuing performance evaluation for them and increased their interaction with them.

    Keywords: health care provider, maternal care package, third trimester
  • Mr Mohammadreza Ardalan, Mr Siroos Ghanbari, Mr Khalil Zandi, Mr Hamed Saifpanahi Pages 69-79
    Introduction

    There are many sources of stress in health care jobs and nurses are therefore under a lot of psychological pressures. Identifying affecting variables impacting on psychological safety of the nurses can be a step towards improving their psychological safety and reducing psychological stresses on them.

    Aim

    The aim of this research is to study the relationship between psychological empowerment, work spirituality and psychological safety among nurses in public hospitals of Sanandaj, a city in northwest of Iran.

    Method

    This study was descriptive - correlation. Samples were nurses in working in Sanandaj public hospitals (n= 410) that 148 subjects were selected randomly. Data gathering tools were three questionnaires: Psychological Empowerment Questionnaire (Wooten & Cameron, 1998), Spirituality at Work Questionnaire (Mylyman, 2003) and Burnout Questionnaire (Edmohnson, 1993). Data analysis was performed by One-sample t-test, Pearson correlation test and Structural Equation Modeling.

    Results

    Data analysis showed the psychological empowerment of the nurses was at a suitable level, spirituality at work was average and their psychological safety was low. The results also showed there was a significant positive relationship between psychological empowerment, spirituality in work and psychological safety. Eventually it was proves that psychological empowerment directly and mediated by spirituality at work influences on the psychological safety of the nurses.

    Conclusion

    Health care administrators and nurse managers would be prepare grounds for improving the psychological safety of the nurses by implementing empowering programs of the employees at workplaces, and providing a moral and spiritual workplace.

    Keywords: psychological empowerment, spirituality at work, psychological safety, nurses