فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 1 (بهار 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/03/31
  • تعداد عناوین: 8
|
  • یحیی کبیر، حسین حجت خواه* صفحات 1-28

    برخلاف ارسطو که اصل پایه در دستگاه فلسفی خود را «تمایز مابعدالطبیعی میان ماده و صورت» قرار داده بود تا به تمایز میان محسوس و نامحسوس و به محرک نامتحرک برسد که فاعل طبیعی است، ابن سینا «تمایز مابعدالطبیعی میان وجود و ماهیت» را برگزید تا به تمایز میان واجب و ممکن برسد و فاعل الهی یعنی «علت فاعلی ایجادی» و وجود محض را، که خدای تعالی است ثابت کند. اما ملاصدرا اصل پایه در دستگاه فلسفی خود را «تقدم وجود بر ماهیت» یا «اصالت وجود» قرار داد و با بحث از حقیقت عینی وجود و مراتب تشکیکی آن، به جای بحث از مصادیق وجود و صدق مفهوم وجود بر آنها، مسئله «فاعلیت ایجادی» را تعالی بخشید.
    در این مقاله، پس از طرح اقوال مختلف در فاعلیت حق، در نهایت به این نتیجه خواهیم رسید که ابن سینا حق تعالی را فاعل بالعنایه به معنای اول می داند که صورت های ارتسامی زائد بر ذات و ماهیات متحقق در علم خود را به ماهیات موجود تبدیل می کند و لذا فاعلیت حق تعالی از نوع «ایجاد الشیء من شیء» است؛ اما ملاصدرا، در یک نظریه خداوند را فاعل بالتجلی و در نظریه دیگر، فاعل بالعنایه به معنای دوم می داند که علم عنایی او عین ذاتش است و خالقیت و فاعلیت را هم به این نحو می داند که عالم عبارت است از مجموعه ای از وجودات تعلقی و ربطی نسبت به وجود حق تعالی، که شعاع و جلوه ای از وجود اوست،پس «ایجاد الشیء لا من شیء» است.

    کلیدواژگان: علت فاعلی، علت غایی، فاعل الهی، فاعل بالتجلی، فاعل بالعنایه، فاعل طبیعی، فاعلیت ایجادی
  • سید عبدالرحیم حسینی صفحات 29-56
    عقلانیت و خردورزی، برجسته ترین فعل و شاخصه فصل اخیر انسانیت است، که مکتب های مختلف فکری و فلسفی برترین و ماندگار ترین اعتبار خود را در قوت انتساب به آن می بیند. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که: حکمت متعالیه به عنوان عالی ترین نماد عقلانیت شیعی، شرایط اساسی درست اندیشی و خردورزی حکیمانه را چگونه ترسیم کرده است و بر چه عناصری استوار می کند؟ و خردورزان را برای نیل به حقیقت و گشودن افق های بلند و روشن فراروی بشریت به رعایت کدام اصول توصیه می کند؟
    از بررسی آثار صدرالمتالهین شیرازی چنین استفاده می شود که وی با تاکید بر اصول و قواعد علمی و استدلالی حکمت متعالیه برای خردورزی و نیل به حقایق وکشف افق های جدید جهانی وسیع تر، توجه به بایسته هایی را اجتناب ناپذیرمی بیند که برخی از آنها نظیر عقل پایه گی، ایمان، قدسی بودن، حکمت، حریت، تهذیب ظاهر از طریق شریعت و تطهیر قلب، ضوابط اثباتی و ایجابی هستند و درمقابل؛ کاستی ذاتی، رودیگردانی از غایت مطلوب، حجاب فروهشته و ناآگاهی از راه مطلوب،ازامورقابل توجه اند.
    کلیدواژگان: حکمت متعالیه، عقل پایه گی، مطلوب غایی، موانع
  • عقل گرایی در مدرسه امامیه بغداد و معتزله
    رضا برنجکار، ریحانه هاشمی صفحات 57-82
    عقل در معتزله با تعابیری چون علم، منع، فکر، نظر، راه رسیدن به علم و درک واجبات تعریف شده است. ایشان اولین گروه از اهل سنت بودند که از عقل نظری در شناخت دین بهره گرفتند و از طریق عقل عملی بر حسن و قبح افعال استدلال و فعل قبیح را از خدا رد و به انجام تکلیف استدلال کردند.
    در مدرسه امامیه بغداد، شیخ مفید و سید مرتضی، عقل را بر قوه ای اطلاق کرده اندکه اقتضای تمییز دارد و شیخ طوسی عقل را مجموعه علوم تعریف کرده است. در این مکتب کارکردهای عقل، یعنی نظری و عملی پذیرفته شده است.
    در زمینه رابطه عقل و وحی، در حالی که شیخ مفید همچون متکلمان مکتب کوفه و برخلاف معتزله، عقل را نیازمند وحی می داند، سید مرتضی و شیخ طوسی چنین نیاز و وابستگی را قبول ندارند.
    معتزله و امامیه بغداد بحثی در حجیت عقل ارائه نکرده اند و گویا آن را امری بدیهی پنداشته اند و در عمل از عقل به عنوان منبع و ابزار استفاده می کنند.
    کلیدواژگان: حجیت، عقل، عقل عملی، عقل نظری، معتزله، مکتب امامیه بغداد
  • حسن قنبری صفحات 83-92
    در این نوشتار ابتدا به دو تلقی از مفهوم عقل اشاره می شود. در ادامه به نگاه ریچارد سوین برن اشاره خواهد شد که مطابق با تلقی نخست از عقل است. همچنین بیان خواهد شد که از نظر سوین برن ایمان دینی و باور عادی، از یک نوع عقلانیت برخوردارند. در این زمینه ضمن اشاره به تعریف رایج معرفت نزد معرفت شناسان، این پرسش را پاسخ می دهیم که ایمان دینی چه نسبتی با معرفت دارد؟ در این زمینه اصولی را، بررسی خواهیم کرد که سوین برن برای عقلانیت باور ذکر می کند. در ادامه به تعریف خاصی که در کلامی اسلامی از ایمان وجود دارد، یعنی «تصدیق قلبی» می پردازیم و گفته خواهد شد که مفهوم ایمان مفهومی کاملا درون دینی و مختص ادیان الهی است. در نهایت به این نتیجه می رسیم که با این تلقی از عقلانیت، ایمان معرفت نیست.
    کلیدواژگان: ایمان، تصدیق قلبی، عقلانیت، معرفت
  • حسین عشاقی صفحات 93-114
    درباره نسبت خلق با حق چه دیدگاه هایی وجود دارد؟ و کدام دیدگاه از نظر عقل و نقل پذیرفته است؟
    درباره نسبت خلق با حق سه دیدگاه اصلی وجود دارد: یکی دیدگاه مباینت است که بر اساس آن، خلق با حق هیچ سنخیتی ندارد، بلکه چیستی و هستی اش با چیستی و هستی خداوند کاملا مغایر و بیگانه است؛ دوم دیدگاه اتحاد است که بر اساس آن، خلق با حق، یا در چیستی و در اصل هستی یگانه است؛ گرچه در مرتبه وجود مغایر و بیگانه است؛ یا در چیستی و هستی و مرتبه هستی یگانه است؛ ولی در عین حال با کثرت ضعیفی، خلق از حق متمایز می شود و سوم دیدگاه وحدت محض است که بر اساس آن، خلق هیچ شیئیتی جز شیئیت حق ندارد، گرچه حق «بود» است و خلق «نمود» آن؛ بر اساس برهان عقلی و نقلی، دو دیدگاه اول و دوم باطل و دیدگاه سوم درست است. از این رو، همین دیدگاه درست است.
    کلیدواژگان: بود و نمود، تشکیک در وجود، حق و خلق، ظهورات حق، عارف و فیلسوف، وحدت وجود
  • سید مرتضی حسینی شاهرودی، وحیده فخار نوغانی صفحات 115-142
    مسئله زبان دین و فهم دلالت های آن همواره مورد توجه اندیشمندان اسلامی بوده است. ملاصدرا از جمله اندیشمندانی است که معیارها و مبانی خاصی را در فهم دلالت های زبان دین مطرح کرده است. مجموعه این معیارها و مبانی، بیانگر نظریه خاص وی در فهم زبان دین است. در این پژوهش معیارها و مبانی فهم زبان دین در سه محور اساسی نقد و بررسی شده است. این محورها عبارت از «ویژگی های خاص زبان دین»، «مبانی هستی شناختی زبان دین» و «مبانی زبان شناختی زبان دین» است که ملاصدرا در پرتو توجه به آنها به فهم دلالت های زبان دین پرداخته است. علاوه بر این در برخی موارد مقایسه ای تطبیقی بین شیوه فهم ملاصدرا از دلالت های زبان دین با سایر شیوه ها و در پرتو معیارهای یاد شده صورت گرفته است. در پایان نیز سعی شده است تا تبیین جدیدی از فهم زبان دین بر مبنای نظریه گسترش دلالی الفاظ مطرح شود.
    کلیدواژگان: تطابق و تناظر عوالم، تعین زبان دین، زبان دین، گسترش دلالی، معیارها و مبانی
  • علی فتح طاهری، اسماعیل شرفی صفحات 143-172
    آنتونی فلو، فیلسوف تحلیلی مشهور، پس از حدود 60 سال تلاش برای انکار خدا، اعلام کرد که با تکیه بر اسناد و شواهد علمی، وجود خدا را پذیرفته است. به گفته او، چرخش وی در جهت عمل به این اصل اساسی رخ داده است: «پیرو دلیل باش، هرکجا که تو را راهنمایی کرد».
    فلو در دوره الحاد با تاکید بر مسائلی از قبیل شرور موجود در جهان و معناداری گزاره های دینی، عقیده خدا باوران را به چالش می کشد و بر اساس پیش فرض الحاد، مسئولیت ارائه دلیل را بر دوش آنها می گذارد. اما او نسبت به ملحدان نیز موضع مشابهی می گیرد و از این رو خود را نه خدا باور می داند و نه ملحد ایجابی؛ او موضع خویش را«الحاد سلبی» می نامد. از همین رو می توان باور او را در دوره الحاد موقتی دانست؛ در نتیجه با آگاهی از اکتشافات جدید، به ویژه در حوزه ژنتیک، او براساس اصل دلیل خویش اعلام می کند که به خدا باور یافته است. اما مخالفان فلو بیشتر از روی تعصب می کوشند رویگردانی او را از الحاد، ناشی از کبر سن، ضعف حافظه و نقص دانش جلوه دهند. در این مقاله ضمن اشاره به تفکر اساسی فلو در دو دوره الحاد وخدا باوری، به نقد و بررسی آرای مخالفان می پردازیم و نشان می دهیم که چرخش فلو با اصول اساسی او در تعارض نبوده است.
    کلیدواژگان: آنتونی فلو، الحادگرایی، تغییر عقیده، خداباوری، دلیل، ملحد ایجابی، ملحد سلبی
  • حسین مطلبی کربکندی، بهروز مینایی، عسگر دیرباز صفحات 173-196
    به دنبال پدید آمدن و رشد چشمگیر رایانه ها از اواسط سده گذشته میلادی، این تصور به وجود آمد که پیشرفت های مذکور به نقطه ای خواهد انجامید که در آن با همین روش های مطرح در علوم رایانه، می توان هوش انسانی را به صورت هوش مصنوعی بازسازی کرد و رایانه ها قادر به انجام اموری خواهند بود که از موجود هوشمندی مانند انسان بر می آید. در میان دانشمندان علوم رایانه ای، این پروژه با عنوان «هوش مصنوعی» (AI) شهرت یافت و نظریات گوناگونی پیرامون امکان موفقیت آن مطرح شد؛ گستره وسیعی از نظریات که در میان آنها اختلاف های شایان توجهی وجود دارد، تا جایی که برخی امکان آن را انکار کردند و گروه دیگری به گونه ای افراطی معتقدند که این پروژه به موفقیت نائل شده است و حتی همین رایانه های امروزی دارای هوش هستند و به خوبی فکر می کنند. دو رویکرد اصلی در زمینه ایجاد هوش مصنوعی وجود دارد: «نشانه گرایی» و «پیوند گرایی». در این مقاله تلاش می کنیم تا ضمن تبیین فلسفی رایج ترین دیدگاه ها در زمینه رابطه ذهن و بدن، هم در حوزه فلسفی غربی و هم اسلامی، امکان تحقق هوش مصنوعی را بر مبنای هر کدام از این دیدگاه ها، به صورت مجزا و با توجه به دو رویکرد نشانه گرایی و پیوندگرایی بررسی کنیم.
    کلیدواژگان: پیوندگرایی، رابطه نفس و بدن، رایانه، نشانه گرایی، هوش مصنوعی
|
  • Yahya Kabir, Hosein Hojjatkhah Pages 1-28

    In spite of Aristotle، who settled the fundamental basis of his philosophical system «the metaphysical difference between matter and form»، to reach the difference between sensible and nonsensory and to reach the unmoved mover that is natural agent، Avicenna chose «the metaphysical difference between existence and essence» to reach the difference between necessity and possibility and to prove the divine agent، namely creational agent cause and pure being that is Allah Almighty. But Mulla Sadra discussed about objective reality of existence and its gradational degrees، instead of discussion about extensions of existence and conformity of the concept of existence on them، to settle the fundamental basis of his philosophical system «primacy of existence over quiddity» or «principality of existence». This article، explains various views about agency of Allah Almighty and finally concludes that Avicenna believes in Allah Almighty as agent-by-foreknowledge in the first sense، but Mulla Sadra believes in Allah Almighty as agent by self-manifestation and، in his another view، as agent-by-foreknowledge in the second sense.

    Keywords: agent cause, final cause, natural agent, divine agent, agent, by, foreknowledge, agent by self, manifestation, creational agency, principality of existence
  • Abdorrahim Hoseini Pages 29-56
    Rationality is the most prominent action and characteristic of humanity that different schools of thought and philosophy see their reputation and survival in attribution to it. This article seeks to answer this question which how the Transcendent Wisdom as the highest symbol of Shi''ite rationality to draw basic conditions of just thinking and wise intellection and it is based on what elements? And to achieve truth and open up bright horizons facing humanity it recommends the intellectuals observing what principles? By examining the works of Mulla Sadra it is obtained that he emphasizes on the principles and rules، not as only ethical and guidance advices but as scientific and reasoning necessity، that it is inevitable to observe them and achieve facts and discover the new horizons for obtaining a larger world، that some of these principles and rules such as reason – pivot، faith، being arcuate، wisdom، freedom، cleaning up the appearance by Shari''a and purity of heart from inappropriate thoughts are positive and proving criteria، and its usage in various areas of reflection is essential، that they are interpreted «the necessities of rationality» in this research. Some of other principles and rules such as inherent defect، impurity of gem of life، away from favorable end، fallen wearing and unawareness of favorable way are nonpositive that abstinence from them is essential، and they are interpreted «the barriers of rationality».
    Keywords: Rationality, barriers, Favorable End, Transcendent Wisdom
  • rationalism in emameh's of Baghdad and mutazillah's of basreh
    Reza Brenjkar, Reyhaneh Hashemi Pages 57-82
    Reason in Mu`tazila`s of basreh is explained by interpretations like knowledge، prohibition، thought، opinion، way to achieve knowledge، and apprehension of religious duties. They were the first group of Sunnis that benefited from speculative reason in cognition of religion; and argued for good and evil of deeds through practical reason، and rejected vile action of Allah، they also argued for doing the religious obligation. In Emameh`s of Baghdad School، Sheikh Mofid and SeyyedMorteza، have attributed the reason to a faculty which demands for differentiation; and reason has been described as collection of sciences by Sheikh Tousi. In this school the function of reason، practical and speculative، are accepted. Concerning the relationship between reason and Revelation، Sheikh Mofid like speakers of Kufa School and contrary to Mu`tazila، believes that reason needs Revelation while SeyyedMorteza and Sheikh Tousi do not accept such need and attachment. Both Mu`tazili and Baghdad School have not presented any argument over sacred authority as if it is supposed to be an axiom، and practically، reason is used as a source as well as an instrument.
    Keywords: Reason, Mutazila, emameh's of Baghdadschool, Authority, Speculative reason, Practical reason
  • Hassan Ghanbari Pages 83-92
    Rationality of Faith is one of the most important issues in contemporary philosophy of Religion that most philosophers of religion have discussed it. Alvin Plantinga and Richard Swinburne with theistic approach have discussed this subject. Swinburne with evidentialist approach concludes that religious belief like every another belief can be rational only if it has evidence and of cource theists have evidence for their belives so they are justified and rational. But Plantinga criticizes evidentialism and classical foundationalism. Instead of justification، He uses concept of Warrant and finally concludes that Christian believes have proper warrant so Christians are rational in their believes. In this project I want to survey and compare this two great thinkers ’views. My questions in this project are: 1)what criticisms Plantinga can has to Swinburne approach? 2) Is not Plantinga’s analogy argument a Kind of evidentialism? 3) Way does Plantinga use concept of Warrant instead of Justification? 4) What is difference between Warrant and Justification? 5)Are Christian believes properly warranted? 6
  • Hosein Oshaghi Pages 93-114
    There are three main ideas about relation between creatures and God. One of them is the theory of separation، according to this theory there''s not any homogeneity between creatures and God it means the essence and existence of creatures are completely inhomogeneity with God''s essence and existence. The second is the theory of oneness، according to this theory creatures and God are united in their essence and in their existence، though creatures aren''t inhomogeneity with God in their degree''s existence. The third''s is theory of net unity، according to this theory creatures haven''t any reality except God''s reality though God is existence and creatures are his appearance. According to the reasonable and traditional proof the first and second theories are false and the third''s is correct.
    Keywords: God, creatures, existence, essence, appearance
  • Seyed Morteza Hoseini Shahroudi, Vahideh Fakhar Noghani Pages 115-142
    Mulla Sadra is among the scholars presented certain criteria and principles in understanding the significations of religion language. The collection of these criteria and principles indicates his view on the religion understanding. In this study،understanding about the criteria and principles of religion language from Mulla Sadra`s view has been studied in three main domains including: special features of religion language، ontological principles، and linguistic principles. Molla sadra has studied understanding the significations of religion language according to the above- mentioned main domains. Moreover، in some cases، in the light of these criteria، an adoptive comparison has been made between Mulla sadra`s understanding method of religion language significations and other methods. In the end،we try to present a new explication on the understanding religion language based on the theory of words signification extension.
    Keywords: religion language, criteria, principles, specification religion language, signification extension, worlds conformity, correspondence
  • Ali Fathtaheri, Esmaeil Sharafi Pages 143-172
    Denying God for almost 60 years، Antony Flew، the famous analytic philosopher، announced that he believes in God based on some scientific evidences. According to Flew، his conversion was happened to fulfill this principle in his life: «follow evidence، wherever it leads you». In the period of his atheism، on the basis of certain issues such as the existence of evils in the world and the meaningfulness of the religious statements، Flow challenges the views of the theists and on the basis of the presupposition of atheism put the responsibility of offering reason on their shoulders. But as regard the atheists he has the same position. Accordingly، he neither considers himself as a theist nor positive atheist. He considers his position as negative atheism. Hence his belief in the time of atheism was provisional. As a result، in the light of new findings in the field of genetics and on the basis of the principle of his reason he declared that he believes in God. But his opponents، chiefly on the basis of their prejudices، sought to consider his return from atheism as stemmed from his old age، weakness of memory، and defect of his knowledge. In this article، while referring to the basic thought of Flow in periods of atheism and theism، the authors try to carry out a critical study of the views of the opponents and prove that his conversion did not contradict his basic principle.
    Keywords: Antony Flew, Conversion, Atheism, Deism, Negative Atheist, Positive Atheist, Evidence
  • Hossein Motallebi Korbekandi, Behrooz Minaei, Asgar Dirbaz Pages 173-196
    Followed by the emergence and growth of computers in the middle of the last century، this notion arose that these developments will lead to the point that these progresses will lead to a point at which with the same methods in the computer science، Human intelligence can be reconstructed as the artificial intelligence and computers will be able to do things that intelligent beings like humans are doing. Among computer scientists this project was famed with «Artificial intelligence» (AI)، and various theories were propounded about the feasibility of its success; wide range of opinions that significant differences exist among them، to the extent that some deny its possibility and others extremely believe that the project has succeeded so far، and even today''s computers are intelligent and they are able to think. There are two main approaches in the field of artificial intelligence «Symbolism» and «Connectionism». This article attempts in addition to explain the most common philosophical views on the relationship between mind and body، in the area of western philosophy and Islamic philosophy، evaluates the feasibility of substantiation of AI based on each of these views separately and according to two main approaches: «Symbolism» and «Connectionism».
    Keywords: Artificial Intelligence, Computer, Symbolism, Connectionism, the relationship between body, soul