فهرست مطالب

پژوهش نامه انتقادی متون و برنامه های علوم انسانی - پیاپی 29 (زمستان 1392)
  • پیاپی 29 (زمستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/12/24
  • تعداد عناوین: 7
|
  • فرهنگ ارشاد* صفحات 1-22
    هدف عمده مقاله حاضر وارسی و ارزیابی نقادانه کتاب دیالکتیک روشنگری نوشته آدورنو و هورکهایمر است. اثر مزبور یکی از متون اصلی جریان فکری «نظریه انتقادی» است که با عنوان صوری مکتب فرانکفورت مشهور شده است. نویسندگان کتاب، به واقع، از پیش کسوتان نظریه انتقادی اند و در معماری این جرگه فکری و طرح مفاهیم محوری آن جایگاه برجسته ای دارند. آدورنو و هورکهایمر دیالکتیک روشنگری (پارادایم فکری و جهان نگری عصر خرد یا مدرنیته) را که بر موضعی خوش بینانه و مثبت گرایانه (پوزیتیویستی) استوار است دیدگاهی توهم آمیز می دانند. به نظر آن ها مواضع عقلانی و فلسفی روشنگری قرن هجدهم، که پیام آور دموکراسی و جامعه مدنی بود، اساسا در جهت استقرار سلطه و توسعه جامعه مدیریت شده (نظارتی) کارکرد داشته است. برخلاف نیچه که کل پیکره آگاهی (معرفت) و دانش مدرنیته را در خدمت قدرت (خواست قدرت) تشخیص می دهد و بر آن نقد بنیان کن دارد، نویسندگان این اثر در برابر دیالکتیک توهم آمیز روشنگری، سرمشق فکری یا پارادایم «دیالکتیک منفی» را پیشنهاد می کنند که ارزیابی و نقد مستمر ساختار قدرت مسلط موجود را توصیه می کند.
    کلیدواژگان: دیالکتیک منفی، جامعه مدیریت شده، صنعت فرهنگ، جامعه توده ای، یهودستیزی
  • جهانگیر جهانگیری* صفحات 23-42
    همه هم و غم فوکو در کتاب تولد زیست سیاست پایان دادن به بسیاری از بدفهمی ها و سوءتعبیرها از برخی از مفاهیم اندیشه سیاسی، برای مثال نئولیبرالیسم، است. آن چه فوکو در این کتاب پیش روی ما می نهد، بیش از آن که توصیف یا تفسیری از سیر تطور مکاتب سیاسی و فکری باشد، شرحی مبسوط از اصول کلی هستی شناختی، معرفت شناختی، و روش شناختی آن هاست. بنابراین، کتاب تولد زیست سیاست را باید در چهارچوب کلی نظریه فوکو در باب «گفتمان» ادراک کرد؛ نظریه ای که با ابتنای بر میراث فلسفی غنی گذشتگان مطرح می شود و اثری ژرف را در آیندگان باقی می گذارد؛ نظریه ای که از زاویه دیدی مبتنی بر «انتظام در پراکندگی» ارائه می شود و وحدت یک گفتمان را در ناهم پیوستگی و برهم کنش وجوه افتراق ابژه های آن جست وجو می کند.
    کلیدواژگان: زیست سیاست، دیرینه شناسی، تبارشناسی، صورت بندی های گفتمانی، لیبرالیسم، اردولیبرالیسم، نئولیبرالیسم
  • سیدحسین حسینی* صفحات 43-62
    تفکیک بین دو مفهوم «نظام اخلاقی اسلام» و «اخلاق اسلامی» از جمله مسائل مهم و کارساز در حوزه تبیین و تحلیل مجموعه مباحث اخلاقی است و به این منظور هر کتابی که بخواهد به مبانی، مفاهیم، و مهم ترین رویکردهای مطرح در قلمرو اخلاق اسلامی توجه کند، به ناچار بایستی در این خصوص تعیین تکلیف کند؛ به ویژه در تدوین کتب آموزشی، مرز بین نگاه جزء نگر با نگاه کل نگر به نظام اخلاقی اسلام می تواند نوع تلقی و برداشت مخاطب را در نگاه به آموزه های اخلاقی اسلام به منزله اجزایی گسسته و غیر همسو یا مجموعه ای پیوسته، مکمل، و با اهداف کاربردی جامع مشخص کند.
    بر این اساس، مقاله حاضر به بررسی و نقد اجمالی کتاب اخلاق اسلامی (مبانی و مفاهیم) از مجموعه دروس معارف اسلامی دانشگاه ها می پردازد. پس از مروری کلی بر سرفصل های کتاب و معرفی کلی اثر، به تحلیل امتیازها و کاستی های ابعاد شکلی و صوری کتاب می پردازیم سپس، نقاط قوت و ضعف ابعاد محتوایی آن را برخواهیم شمرد. مقاله با ارائه تحلیل نهایی و پس از بیان چند پیشنهاد و نتیجه گیری به پایان می رسد.
    کلیدواژگان: نظام اخلاقی اسلام، کتاب اخلاق اسلامی، نقد و بررسی، نگاه کل نگر، نگاه جزء نگر
  • سیدسعید زاهد زاهدانی* صفحات 63-89
    در این مقاله به نقد و بررسی شکلی و محتوایی ترجمه این کتاب پرداخته ایم. کتاب علاوه بر یک پیش گفتار و یک مقدمه دارای نه فصل در دو بخش است. ترجمه کتاب، با توجه به اندک اشکالاتی که در چاپ آن مشاهده می شود، نه عالی بلکه خوب ارزیابی شده است. نظریه ای که بر اساس آن انقلاب ها را تفسیر می کند، بررسی شرایط دولتی و بین المللی، شرایط نخبگان، و شرایط مردم در سه مرحله ریشه ها، فرایندها، و پیامدها حرکت هایی انقلابی اند. در بررسی نمونه های عینی و تاریخی، با توجه به انقلاب های صورت گرفته در امریکا، فرانسه، و انگلستان این کتاب بر آن است که نظام لیبرال دموکراسی ساختار سیاسی غالب در جهان شده است و دیگر انقلاب های جهان کمابیش برای رسیدن به دستاورد های آنان شکل گرفته اند. البته برخی در این راه موفق و عده ای ناموفق بوده اند. به عبارت دیگر، می توان گفت این کتاب تحت تاثیر رشد تمدن مدرن و جریان های انقلابی صورت گرفته در آن، مفسر انقلاب های مبتنی بر ملی گرایی و لیبرال سرمایه داری است و انقلاب هایی را که به لیبرال دموکراسی نمی رسند، مانند انقلاب های اسلامی، نوعی ناهنجاری از حرکت های انقلابی قلمداد می کند. در نقد نظری کتاب باید گفت که خطی دیدن جریان انقلاب ها و جداکردن ریشه ها، فرایندها و پیامد های شرایط دولت و بین الملل، نخبگان و مردم از یکدیگر در عالم واقع امکان پذیر نیست، و به نظر ناقد می باید شرایط اجتماعی، ایدئولوژی، و کنش گران جنبش را به منزله سه عامل درهم تنیده بررسی کرد تا تفسیر واقع بینانه تری از هر انقلاب به دست داده شود. در واقع، این کتاب مفسر و توجیه گر حرکتی است که می خواهد جنبش های دموکراتیزاسیون در کشورهای جهان سوم را به سوی لیبرال دموکراسی هدایت کند. اگر برعکس جریان ایدئولوژی کتاب از زاویه انقلاب اسلامی و مردم سالاری دینی، نه لیبرال دموکراسی، به این کتاب بنگریم، در واقع می توان گفت این کتاب کتابی ضد انقلابی با عنوان انقلاب هاست.
    کلیدواژگان: لیبرال دموکراسی، مردم سالاری دینی، توسعه سیاسی، دیکتاتوری
  • غلامرضا صدیق اورعی، محمدصادق طلوع برکاتی* صفحات 91-117
    در این مقاله، هدف نگارنده این است که گزاره های اصلی ماکس وبر در کتاب اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری مشخص شود و پس از آن نکات مورد توجه به صورت انتقاد مطرح شود.
    در کتاب با جمله ها و استدلال هایی جزئی روبه رو می شویم که در گام اول با ادعای کلی مطرح شده وبر متناقض یا متضاد به نظر می رسند و یا به نوعی آن را محدود می کنند و از دایره شمول آن می کاهند. به این معنی که وبر ادعا کرده است که باورهای مذهبی کالوینی، از طریق تجاذب و رشد روح سرمایه داری، تسهیل کننده پیدایش و رشد نظام سرمایه داری غربی شده اند، اما در برخی از جمله ها و استدلال ها مواردی به چشم می خورد که به نظر می رسد این رابطه همیشه برقرار نبوده است. در این مقاله سعی می شود به طور خلاصه برخی از این مضامین مرور و جایگاه آن ها در زمینه کلی استدلال وبر یافت شوند و با دقت بیشتری درباره آن ها اظهار نظر شود.
    نکته دیگر این که در تحلیل وبر مولفه «زمان» نقش مهمی دارد و نباید بدون درنظرگرفتن آن به ارزیابی پرداخت؛ یعنی باید توجه داشت که روحیه سرمایه داری و اخلاق پروتستانی به طور هم زمان با هم وجود داشتند و تعامل و تجاذب بین این دو عامل برقرار بوده است. بدون درنظرگرفتن این نکته برخی از خوانندگان در دام این اشتباه می افتند که محقق دچار خطای منطقی شده و گاه و بی گاه علت را معلول فرض کرده است.
    وبر در مواضع متعددی از کتاب، عبارت هایی نوشته است که شبهه اندیشه تک علتی را بزداید؛ چه آن تک علت مادی باشد و چه علل ذهنی و فرهنگی.
    به نظر نگارنده، اگر محتوای کتاب با ترتیب کاملا منطقی بازنویسی شود، تا حد بسیاری از ابهام آن کاسته خواهد شد.
    کلیدواژگان: مروری انتقادی، اخلاق پروتستان، روح سرمایه داری، باورهای مذهبی
  • مقصود فراستخواه* صفحات 119-133
    موج اول، با تنوعی اندک و سرعت تغییرات بسیار کند، مبتنی بر نظام استاد شاگردی بود؛ دانش در محیطی باثبات و ارتباطات علمی بسیار محدود بود. در موج دوم، تخصص علمی رشد کرد و «خودکارشدن» ابزارها و روش های علمی را بسیار متحول کرد. موج دوم زمانی برای تولید انبوه دانش بود، مضرب های تغییرات در علم حدودا ده ساله بود، و ارتباطات علمی از طریق رسانه های انبوه در سطح بین المللی رشد می یافت. در موج سوم، ساختار درختی علم به ساختار شبکه متحول شد، مفهوم تخصص علمی دگرگون شد، جهش بزرگ رایانه ای و انقلاب نرم افزاری به وقوع پیوست، خلاقیت و فناوری اطلاعات جانشین مهارت های دو موج پیشین شد، اقتصاد دانش ظهور یافت، تغییرات علمی به طرز بی سابقه ای سریع تر و پویاتر و پیچیده تر شد، ارتباط و تعامل بین الاذهانی در علم افزایش یافت، رسانه های انبوه با مصرف کنندگان منفعل به نظام چندرسانه ای با ویژگی تعاملی و کاربران فعال توسعه یافتند، تولید و انتقال دانش فرایندی جهانی شد، دانشگاه ها بنگاه های دانش تلقی شدند، و شبکه ای از فناوری اطلاعات و ارتباطات به توسعه مزیت انباشتی در علم انجامید.
    کلیدواژگان: دانش، جهانی شدن، تحولات علم، موج سوم، فناوری اطلاعات و ارتباطات
  • حسن محدثی گیلوائی* صفحات 135-155
    مقاله زیر نقد ترجمه فارسی کتابی درباره جامعه شناسی معرفت است. نویسنده معتقد است که در ترجمه بسیاری از متون علوم اجتماعی از زبان های دیگر به فارسی، متن اصلی به نحوی تحریف شده به زبان فارسی منتقل می شود و این فرایند بسیار مهم یعنی انتقال معرفت با سهل انگاری انجام می گیرد. نویسنده از دو نوع ترجمه نامطلوب سخن می گوید: ترجمه مقلوب و ترجمه فجیع. در برخی ترجمه های فارسی متون علوم اجتماعی، معمولا انتقال معرفت به نحوی فراگیر با دگرشد معرفت ملازم است. وی این نوع ترجمه را ترجمه مقلوب می نامد، اما از نظر وی گاهی اشکالات ترجمه ها از این نیز فراتر می رود و انتقال معرفت به کلی غیر ممکن می شود و متنی نامفهوم ارائه می شود که به «فاجعه اندیشه» و گهگاه دل سردی مخاطبان در مطالعه می انجامد که در این مقاله، ترجمه فجیع نامیده شده است. نویسنده بی آن که به متن اصلی این ترجمه رجوع کند، کوشیده است با ذکر نمونه هایی نشان دهد که بسیاری از جملات این متن ترجمه شده یکی از سه حالت زیر را دارند: بی معنایند، نامفهوم و گنگ اند، یا چندپهلو و افاده کننده چند معنای ممکن اند. عرضه این گونه تولیدات فرهنگی مشکل دار مبین ابتذال فرهنگ دانشگاهی در ایران است. بنابراین، نویسنده از تحلیل محتوای کتاب صرف نظر کرده است و فقط در آغاز بحث آن هم به اجمال و اشاره و با اذعان به ناکافی بودن بدان پرداخته است. به نظر وی، این ترجمه را، در منصفانه ترین قضاوت، می توان نمونه ای از ترجمه مقلوب در علوم اجتماعی ایران دانست.
    کلیدواژگان: ترجمه، انتقال معرفت، دگرشد معرفت، ترجمه مقلوب، ترجمه فجیع، جامعه شناسی معرفت