فهرست مطالب

  • سال شانزدهم شماره 2 (پیاپی 74، تیر و خرداد 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/04/27
  • تعداد عناوین: 9
|
  • مهندس سید محمود لطیفی، حمیرا رشیدی*، سید پیمان پیامی، ارمغان مروج آل علی صفحات 81-87
    مقدمه
    پژوهش های مختلف نشان داده اند مصرف چربی در دوران کودکی می تواند اثر طولانی مدت بر سلامت و ابتلا به بیماری های غیر واگیر دوران بزرگسالی به ویژه بیماری های قلبی عروقی داشته باشد. در ایران فراوانی بیماری های قلبی عروقی و عوامل خطرساز آن رو به افزایش، و سن بروز آن رو به کاهش است. پژوهش حاضر به منظور ارزیابی شیوع هیپر لیپیدمی در نوجوانان 19-10 ساله اهوازی انجام شد.
    مواد و روش ها
    مطالعه ی توصیفی تحلیلی حاضر به روش خوشه ایچند مرحله ای در مراکز بهداشتی شهر اهواز انجام گردید. پس از ارایه ی داده های لازم در مورد پژوهش و کسب رضایت از آن ها یا والدین، توسط رابطین آموزش دیده برای شرکت در این بررسی دعوت به عمل آمد، و تکمیل فرم اطلاعاتی، اخذ نمونه ی خون ناشتا، اندازه گیری دور کمر و قد و وزن با روش استاندارد انجام شد.
    یافته ها
    در پژوهش حاضر 2239 نوجوان 19-10 ساله شامل 1117 پسر (9/49%) و 1122 دختر (1/50%)، شرکت داشتند. شیوع هیپرلیپیدمی بر اساس پیشنهاد آکادمی طب کودکان آمریکا برابر 9/29% بود که در پسران 8/32% و در دختران 1/27% به دست آمد. متوسط کلسترول تام و کلسترول LDL در دختران 14-10 ساله اهوازی بیش از پسران بود. در رده ی سنی 19-15 سال فاکتورهای کلسترول تام، کلسترول LDL و کلسترول HDL دختران اهوازی بیش از پسران به دست آمد. شیوع هیپرلیپیدمی با افزایش BMI در هر دو جنس افزایش نشان داد.
    نتیجه گیری
    شیوع هیپر لیپیدمی در نوجوانان اهوازی قابل ملاحظه است و باید توجه ویژه در راستای آموزش خانواده ها و نوجوانان از نظر تغذیه، تحرک و فعالیت صورت گیرد.
    کلیدواژگان: هیپر لیپیدمی، نوجوانان، شیوع، آکادمی طب کودکان آمریکا
  • شهره احساندار، مریم زرکش، مریم سادات دانشپور، مژگان بنده پور، پرفسور فریدون عزیزی، مهدی هدایتی* صفحات 88-94
    مقدمه
    امروزه چاقی یکی از مشکلات مهم بشری به شمار می رود و تداوم آن در بروز بیماری های قلبی عروقی و دیابت موثر است، اما ایده ی وجود منشای ویروسی برای آن در مقایسه با دلایل ژنتیکی و سایر عوامل محیطی کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. بنابراین، هدف مطالعه ی حاضر بررسی میزان شیوع Adv36 و ارتباط آن با فاکتورهای چاقی و لیپیدهای سرمی در جمعیت قند و لیپید تهران بود.
    مواد و روش ها
    در مطالعه ی مقطعی حاضر، 348 نفر به صورت تصادفی از میان آزمودنی های مطالعه ی قند و لیپید تهران (TLGS) انتخاب شدند. سپس هر یک از متغیرهای تن سنجی، بیوشیمیایی و فشار خون برای آن ها اندازه گیری شد. آنتی بادی ضد Adv36 با روش ELISA اندازه گیری گردید.
    یافته ها
    شیوع آنتی بادی مثبت Adv36 در کل جمعیت 8/61% (215 نفر) بود. شیوع ویروس یاد شده در افراد دارای اضافه وزن و چاق از افراد با وزن طبیعی کمتر بود (به ترتیب 3/57 و 6/68%). در کودکان و نوجوانانی که آنتی Adv36 مثبت بودند، میانگین قد، وزن، اندازه دور کمر، کلسترول تام، کلسترول-LDL، تری گلیسرید، فشار خون دیاستولی و سیستولی بیشتر، و سطح کلسترولHDL- کمتری اندازه گیری گردید. هم چنین، در افراد بزرگسال با آنتی بادی مثبت Adv36، میانگین قد، وزن و تری گلیسرید بالاتر و سطح کلسترول HDL-کمتر نشان داده شد.
    نتیجه گیری
    در جمعیت تهرانی، با وجود شیوع بالای آنتی Adv36، ارتباط معنی داری بین آن و نمایه ی توده ی بدن مشاهده نگردید، ولی حضور این ویروس با اختلالات لیپیدی همراه بود. بنابراین، روش های خنثی سازی تاییدی برای ادامه این پژوهش توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: شیوع، آدنوویروس انسانی تیپ 36، چاقی، فاکتورهای لیپیدی، قند و لیپید تهران
  • شهین سعیدی نجات*، مهناز چاهی پور، حبیب الله اسماعیلی، وحید زوار، حمید غنچه، سهیلا فتحعلیزاده، رقیه امید بخش صفحات 95-102
    مقدمه
    خود مراقبتی روشی مداوم و فعال برای کنترل عوارض بیماری دیابت می باشد. هدف پژوهش حاضر تعیین نقش پشتیبانی خانواده در تسهیل خود مراقبتی بود.
    مواد و روش ها
    مطالعه ی حاضر در مرکز بهداشت شماره 2 شهرستان مشهد با روش خوشه ایمبتنی بر هدف با حجم نمونه 950 نفر در دو گروه انجام شد. ابزار پژوهش، پرسش نامه ی پژوهشگر ساخته با روایی و پایایی (85/0=r) حاوی داده های آمارنگاری، داده های بیماری، بخش خودمراقبتی و خودکارآمدی درک شده بود. معیار ورود ابتلا به دیابت تیپ دو کمینه برای یک سال، پشتیبانی خانوادگی متغیر مستقل، خود مراقبتی وابسته، عوامل آمارنگاری نیز متغیر زمینه ای بودند. داده ها توسط نرم افزارSPSS نسخه ی 16، آنالیز شد و از آزمون تی، مجذور کای و رگرسیون لجستیک برای تحلیل داده ها استفاده گردید.
    یافته ها
    از 1340 نفر 5/33% کنترل نامنظم داشتند. همسران بهترین مشوق (5/51%) بودند. افراد متاهل (076/0P=) با بعد کوچک خانوار (042/0P=) (042/0P=) و تحصیلات بالاتر (001/0P=) مراقبت بهتری داشتند. در بین انواع خود مراقبتی، مراقبت های درمانی رتبه اول، کنترل تغذیه رتبه دوم و مراقبت پا از همه کمتر بود. خود مراقبتی در مردان (002/0P=) و مناطق شهری بالاتر بود (001/0P=). پشتیبانی خانوادگی بالاتر، خود مراقبتی بهتر و در نتیجه کاهش وزن (066/0P=)، کاهش قند خون (075/0P=) و HbA1c طبیعی (056/0P=) بالاتری داشتند.
    نتیجه گیری
    خودمراقبتی بالاتر در افراد متاهل، خانواده های کم جمعیت، مردان، شهرنشینان، تحصیلات بالاتر و مدت زمان طولانی تر از تشخیص بیماری دیده شد. خودمراقبتی دارویی بیشترین و میزان مراقبت از پا کمترین مقدار را به دست آوردند.
    کلیدواژگان: دیابت، خود مراقبتی، پشتیبانی
  • مهشید عبد میشانی، سمیه حسین پور نیازی، حسین دلشاد، ایاد بهادری منفرد، پروین میرمیران، فریدون عزیزی* صفحات 103-110
    مقدمه
    هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه ی تاثیر رژیم غذایی اصلاح شده ی حاوی حبوبات روی پروفایل چربی خون در افراد مبتلا به دیابت نوع دو بود.
    مواد و روش ها
    در پژوهش حاضر که به صورت مطالعه ی کارآزمایی بالینی تصادفی متقاطع انجام شد، 24 فرد مبتلا به دیابت نوع 2، در دامنه ی سنی 80-50 سال انتخاب شدند. افراد به طور تصادفی به دو گروه دریافت کننده ی رژیم غذایی بر پایه ی تغییرات درمانی شیوه ی زندگی (کنترل) یا رژیم غذایی بر پایه ی تغییرات درمانی شیوه ی زندگی به همراه حبوبات (جایگزینی 2 واحد حبوبات در سه روز هفته به جای واحد گوشت دریافتی در رژیم غذایی بر پایه ی تغییرات درمانی شیوه ی زندگی) تقسیم شدند. طول هریک از رژیم ها 8 هفته بود که با یک دوره شستشوی 4 هفته ای از هم جدا می شدند. در ابتدا و انتهای هر دو مرحله ی دریافت رژیم غذایی نمونه خون ناشتای افراد گرفته شد و گلوکز ناشتای سرم و فراسنج های چربی خون (کلسترول LDL، تری-گلیسرید سرم، کلسترول HDL، کلسترول تام) اندازه گیری گردیدند.
    یافته ها
    در رژیم غذایی تغییرات درمانی شیوه ی زندگی به همراه حبوبات، غلظت کلسترول تام و تری گلیسیرید در مقایسه با رژیم غذایی کنترل کاهش معنی داری یافت (05/0>P). بعد از 8 هفته مداخله غلظت گلوکز ناشتای سرم و کلسترول LDL در هر دو رژیم غذایی در مقایسه با مقادیر پایه به طور معنی داری کاهش یافت (05/0>P). در غلظت کلسترول HDL، تغییر معنی داری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    جایگزین کردن 2 واحد حبوبات در 3 روز هفته در رژیم غذایی TLC منجر به بهبود کلسترول تام و تری گلیسیرید می گردد.
    کلیدواژگان: دیابت نوع 2، حبوبات، گلوکز ناشتا، فراسنج های چربی خون
  • محمود حجازی*، زینب نظام دوست، مرضیه ثاقب جو صفحات 111-118
    مقدمه
    پژوهش حاضر به منظور تعیین تاثیر 12 هفته تمرین هوازی بر سطح سرمی لپتین، واسپین، ظرفیت آنتی اکسیدانی تام و مالون دی آلدهید زنان میانسال انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    در مطالعه ی نیمه تجربی حاضر، 30 نفر زن میانسال بی تحرک (میانگین سن: 02/3±30/48، نمایه ی توده ی بدن: 23/3±89/30 کیلوگرم بر مترمربع و چربی بدن: 71/2±88/32%) انتخاب، و به صورت تصادفی در دو گروه تجربی (15=تعداد) و کنترل (15=تعداد) قرار گرفتند. گروه تجربی، دوازده هفته تمرین هوازی (3 جلسه در هفته با شدت 65 تا 75% بیشینه ضربان قلب ذخیره) را انجام دادند. نمونه گیری خون 24 ساعت قبل و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین انجام شد. داده ها با استفاده از آزمون تی زوجی تجزیه و تحلیل شد (05/0>P).
    یافته ها
    نتایج، کاهش معنی داری در سطح سرمی لپتین و مالون دی آلدهید (مقادیر P به ترتیب 009/0 و 01/0) و افزایش معنی داری در ظرفیت تام آنتی اکسیدانی (01/0=P) در گروه تجربی را نشان داد؛ هم چنین درصد چربی در گروه تجربی به طور معنی داری کاهش یافت (0001/0)، بین سطح سرمی واسپین در بین دو گروه تفاوت معنی داری مشاهده نشد (93/0=P).
    نتیجه گیری
    انجام تمرین های هوازی منظم به کاهش وزن و کاهش درصد چربی بدن زنان چاق منجر می گردد. با توجه به این که تولید لپتین در بافت چربی صورت می گیرد، به دنبال کاهش درصد چربی، سطح سرمی لپتین نیز کاهش یافته است. از سوی دیگر، تمرین هوازی با کاهش غلظت سرمی مالون دی آلدهید و افزایش ظرفیت آنتی اکسیدانی می تواند به بهبود روند اکسیدانتی/آنتی اکسیدانتی در بدن منجر شود.
    کلیدواژگان: تمرین هوازی، لپتین، واسپین، مالون دی آلدهید، ظرفیت تام آنتی اکسیدانی، زنان میانسال
  • حمیرا رشیدی، فهیمه رمضانی تهرانی*، مهناز بحری خمامی، مرضیه رستمی دوم، مهسا نوروززاده، فریدون عزیزی صفحات 119-126
    مقدمه
    داده های بسیار کمی در مورد شیوع سندرم تخمدان پلی کیستیک در سطح جامعه وجود دارد؛ ناهمگونی معیارهای تشخیصی و فقدان توافق بین المللی برای هر یک از معیارهای تشخیصی در پژوهش های مبتنی بر جمعیت، مقایسه ی داده های موجود را دشوار نموده است. هدف پژوهش حاضر ارزیابی شیوع فنوتیپ های مختلف سندرم تخمدان پلی کیستیک در یک مطالعه ی مبتنی بر جمعیت وسیع در جنوب غربی ایران بود.
    مواد و روش ها
    با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایاحتمالی چندمرحله ای چند طبقه ای، 646 زن واقع در سن باروری وارد این مطالعه شدند. شیوع فنوتیپ های مختلف سندرم تخمدان پلی کیستیک تشخیص داده شده بر اساس معیار روتردام با استفاده از ارزیابی شاخص های سونوگرافی، پروفایل هورمونی و شرح حال بالینی اندازه گیری گردید.
    یافته ها
    شیوع تخمینی سندرم تخمدان پلی کیستیک در مطالعه ی حاضر بر اساس معیار روتردام %1/14 (85=تعداد) بود، و زنانی که هیچ یک از علایم سندرم تخمدان پلی کیستیک را نداشته و به طور کامل سالم بودند %3/46 (279=تعداد) از نمونه ها را تشکیل می دادند. از میان مبتلایان 11 زن هر سه معیار (A)، 19 زن اختلالات قاعدگی و هیپرآندروژنیسم بالینی/آزمایشگاهی(B)، 42 زن هیپرآندروژنیسم بالینی/آزمایشگاهی و تخمدان های حاوی کیست های متعدد در سونوگرافی (C)، و 13 زن اختلالات قاعدگی و تخمدان های حاوی کیست های متعدد در سونوگرافی (D) داشتند.
    نتیجه گیری
    با توجه به این که در پژوهش حاضر شایع ترین علامت ها در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک به ترتیب هیپرآندروژنیسم، تخمدان های حاوی کیست های متعدد در سونوگرافی و اختلالات قاعدگی بود، بررسی روی اولویت انجام ارزیابی های پاراکلینیکی با استانداردهای جهانی در تشخیص بیماری در ایران مورد نیاز می باشد.
    کلیدواژگان: سندرم تخمدان پلی کیستیک، شیوع، ایران، معیار روتردام، فنوتیپ
  • جلال زمان، سجاد جدی، صالح زاهدی اصل، اصغر قاسمی* صفحات 127-135
    مقدمه
    از آنجا که پژوهش گران قادر نیستند از انسان به عنوان مدل تحقیقاتی برای پژوهش روی بیماری های مختلف استفاده نمایند، به علت تشابه سیستم های عملکردی برخی از حیوانات مانند موش و موش صحرایی با انسان، این حیوانات مدل های خوبی برای بررسی های علمی می باشند. غده ی تیروئید نقش محوری در تکامل و رشد تمام بافت-ها و اندام ها دارد که می تواند دستخوش تغییراتی مانند پرکاری گردد. ایجاد مدل های پرکاری تیروئیدی به علت اهمیت فوق العاده ی این بیماری در انسان بسیار مهم می باشد. هدف پژوهش حاضر، مرور انواع مدل های بیماری پرکاری تیروئیدی در موش و موش صحرایی بود.
    مواد و روش ها
    برای انجام پژوهش حاضر مقاله های مرتبط موجود در نمایه PubMed از سال 1975 تا 2014 مورد بررسی قرار گرفتند.
    یافته ها
    ایجاد مدل های پرکاری تیروئیدی به روش های مختلف مانند استفاده از داروهای تیروئیدی (T3 و T4) به صورت تزریقی، خوراکی و رژیم غذایی با دوزهای دارویی متفاوت، و نیز تغییرات ژنتیکی مختلف روی موش ها مانند استفاده از موش های تراریخته به وجود می آیند.
    نتیجه گیری
    مطالعه ی مدل های حیوانی پرکاری تیروئیدی می توانند در راستای درمان و شناخت بیشتر سازوکارهای مولکولی بیماری به کار روند. از میان روش های القای پرکاری تیروئیدی استفاده از روش های القای دارویی به علت با صرفه بودن، کم هزینه بودن و در دسترس بودن بیشتر از روش های القای ژنتیکی می باشند.
    کلیدواژگان: مدل حیوانی، پرکاری تیروئیدی، موش صحرایی، T3 و T4
  • شیرین قطب الدین، زهرا بهادران، پروین میرمیران*، کبری ناخدا، فریدون عزیزی صفحات 136-143
    مقدمه
    سندرم متابولیک به عنوان یک عامل خطرساز بیماری های قلبی عروقی و دیابت محسوب می شود. مطالعات اپیدمیولوژی نشان داده اند مصرف لبنیات نقش مهمی در پیشگیری و درمان سندرم متابولیک دارد. مقاله ی مروری حاضر با مرور بررسی های انجام شده در زمینه ی ارتباط بین مصرف لبنیات و مواد مغذی موجود در آن با سندرم متابولیک و اجزای آن، صورت پذیرفت.
    مواد و روش ها
    واژگان کلیدی لبنیات، کلسیم و شیر، در ترکیب با واژگان سندرم متابولیک، بیماری های قلبی عروقی، چاقی، دیابت نوع 2، فشار خون بالا، استرس اکسیداتیو و التهاب برای جستجو در پایگاه پاب مد بین سال های 2000 تا 2013 میلادی مورد استفاده قرار گرفت. مطالعات اپیدمیولوژی و مداخله ای با طراحی مناسب و نیز مقاله های مروری با کیفیت مطلوب مورد استفاده واقع شدند.
    یافته ها
    یافته های بیشتر پژوهش ها نشان داده اند مصرف لبنیات با خطر سندرم متابولیک و اجزای آن ارتباط معکوس دارد. کلسیم، پروتئین ها، پپتیدهای بیواکتیو و برخی اسیدهای چرب موجود در لبنیات در ایجاد اثرات محافظتی مشارکت دارند. سازوکار اصلی کلسیم در کاهش خطر سندرم متابولیک به تنظیم هورمون های کلسی تروفیک، اتصال با اسیدهای صفراوی و افزایش دفع چربی از راه مدفوع، تنظیم سطح کلسیم داخل سلولی و تغییر سوخت و ساز دیگر الکترولیت ها نظیر سدیم نسبت داده می شود. پروتئین شیر به ویژه پروتئین وی موجب بهبود فراسنج های لیپیدی، فشار خون و حساسیت به انسولین می گردد. اسیدهای چرب موجود در لبنیات نیز سبب بهبود استرس اکسیداتیو و التهاب، مهار فاکتورهای رونویسی کبدی و فعال سازی ژن های درگیر در لیپوژنز می گردد.
    نتیجه گیری
    افزایش مصرف محصولات لبنی می تواند در کاهش خطر بروز و گسترش سندرم متابولیک و اجزای آن موثر باشد.
    کلیدواژگان: لبنیات، کلسیم، شیر، سندرم متابولیک، بیماری های قلبی، عروقی، چاقی، دیابت نوع 2، فشار خون بالا، استرس اکسیداتیو، التهاب
|
  • Seyed Seyed Mahmoiu Latifi, Drs. Homeira Rashidi*, Dr. Seyed Peyman Payami Pages 81-87
    Introduction
    Different studies showed fat intake in childhood and adolescence has long term effects on health, increasing the risk of non communicable disease in adulthood. In Iran the prevalence of cardiovascular risk factors is increasing, while the age of incidence has decreased. The aim of this study is evaluate the prevalence of dyslipidemia in adolescents, aged 10-19 years, in Ahvaz.
    Materials And Methods
    This descriptive analytic cross sectional study was conducted in the Ahvaz health center, using multistage cluster sampling. After giving complete information to participants about the research, written informed consent was obtained from each participant or their parents and questionnaires were completed for all participants. Blood sampleing, and demographic information including waist, height and weight were measured by standard methods.
    Results
    In this study, 2239 adolecents, aged 10-19 years were enrolled; 1117(49.9%) boys and 1122(50.1%) girls. The prevalence of hyperlipidemia according to AAP was 29.9 %(boys 32.8%, 27.1% girls). Compared to boys, mean total cholesterol and LDL were higher in girls, aged between 10-14 years. Lipid factors were more prevalent in 14-15 year old girls and in 16-17 year old boys. Prevalence of hyperlipidemia increased with increase in BMI.
    Conclusions
    Dyslipidemia has a significant prevalence among adolescents in Ahvaz, necessitating special attention be paid to educating people on diet and exercise to prevalence condition.
    Keywords: Hyperlipidemia, Adolescence, Prevalence, American Academy of Pediatrics (AAP)
  • Shohreh Ehsandar, Maryam Zarkesh, Dr Maryam Sadat Daneshpour, Dr Mojgan Bandehpour, Prof Fereidoun Azizi, Dr Mehdi Hedayati * Pages 88-94
    Introduction
    Nowadays, obesity is a major public health problem in the most developed countries and its persistence impacts the incidence of cardiovascular diseases and diabetes. Compared to genetical and other behavioral factors, the viral origin of obesity has been less studied, which is why we undertook to assess the prevalence of human adenovirus 36 (Adv36) antibody and its association with obesity and lipid profiles in a Tehranian population.
    Materials And Methods
    In this cross-sectional study, 348 individuals were selected randomly from among participants of the Tehran Lipid and Glucose Study (TLGS). Anthropometric, blood pressure, and biochemical factors were measured and the human Adv36 antibody was determined using the ELISA method.
    Results
    The prevalence of seropositive Adv36 was 61.8% (N =215), and that of anti-Adv36 was lower in overweight and/or obese subjects in comparison to non-obese ones (57.3 vs. 68.6%; p<0.05). Children and adolescents with Adv36 seropositive had higher mean height, weight, waist, TC, LDL-C, TG, DBP, and SBP and lower HDL-C. Adv36 seropositive adults had higher mean height, weight, and TG and lower HDL-C.
    Conclusions
    Despite the high prevalence of Adv36 in this Tehranian population, no significant correlation was found between Adv36 seropositivity and BMI, although, it has been associated with lipid disorders. Therefore, further research using neut‌ralization confirmatory methods is recommended.
    Keywords: Prevalence, Human adenovirus 36, Obesity, Lipids, TLGS
  • Dr Shahin Saeidinejat *, Mahnaz Chahipour, Dr Habibollah Esmaily, Dr Vahid Zavar, Hamid Ghonche, Soheila Fathalizade, Roghaye Omidbakhsh Pages 95-102
    Introduction
    Self care is a dynamic process for controlling diabetes. The aim of study was to determine the role of family support in encouraging self care for patients with type 2 diabetes.
    Materials And Methods
    This study was performed in Mashad Health Center No 2 with 950 participants, using the cluster sampling method. The study tool, a researcher-made questionnaire with validity and reliability of r = 0.85, covered demographic data, patient information, percept self care, self efficiency, and family support. The inclusion criterion was having diabetes type II for at least one year. Family support as an independent variable, self care as an dependent variable, and demographic factors were the background factors. Data were analyzed by SPSS v16, using T-test, Chi 2 and logistic regression models.
    Results
    Among 1340 participants, 33.5% had irregular diabetes control, whereas married patients (p= 0.076) with small families (p= 0.042) and higher education (p=0.001), males (p=0.002), urban areas (p= 0.001) had better self care. Among the different aspects of self care, therapeutic care ranked first, followed by diet control and foot care ranked last. Higher family support enhanced self care and therefore higher weight loss (p=0.066), more decrease in blood glucose (p=0.075), and more normal HbA1c (p=0.056).
    Conclusions
    Selfcare was higher in male married patients, small families with higher education, urban area and those with longer duration of diabetes. Among different aspects of self care using medication had the highest rank whereas foot care received the least attention.
    Keywords: Diabetes, Self care, Support
  • Mahshid Abd, Mishani, Somayeh Hosseinpour, Niazi, Dr Hossein Delshad, Dr Ayad Bahadori, Monfared, Dr Parvin Mirmiran, Dr Fereidoun Azizi* Pages 103-110
    Introduction
    This study compares the effects of modified diets containing legumes on fasting blood glucose and lipid profiles in patients with type II diabetes.
    Material And Methods
    In this randomized crossover trial, 24 subjects with type 2 diabetes, age range of 50 to 80 years, were selected and randomly assigned to two groups, one receiving diets of therapeutic lifestyle change (controls) or the other, with therapeutic lifestyle change with legumes (replacing meat with 2 servings of legumes in their therapeutic lifestyle change diet, three days a week). Period of each diet was 8 weeks with a 4 week wash out period. Fasting blood samples were taken to measure the fasting plasma glucose and blood lipid profiles (LDL-C, triglycerides, HDL-C, total cholesterol).
    Results
    Compared to the therapeutic lifestyle change diet, in the group with the therapeutic lifestyle change diet with legumes, diet were fasting insulin, total cholesterol and triglycerides were significantly decreased (P<0.05). After 8 weeks intervention fasting plasma glucose and LDL cholesterol in both diets significantly reduced compared with baseline values (P<0.05), while, no significant change was observed in HDL cholesterol.
    Conclusions
    Replacement of 2 servings of legumes instead of meat 3 days a week in the TLC diet resulted in improved total cholesterol and triglyceride levels.
    Keywords: Type 2 diabetes, Legumes, Fasting Blood Glucose, Lipid Profiles
  • Mahmdou Hejazi *, Zeynab Nezamdoost, Dr Marziyeh Saghebjoo Pages 111-118
    Introduction
    This study was conducted to determine the effect of twelve weeks of aerobic training on serum levels of leptin, vaspin, total antioxidant capacity (TAC) and malondialdehyde (MDA) in obese middle-aged women.
    Materials And Methods
    In this quasi-experimental study, 30 sedentary, middle-aged women (mean±SD age 48.30±3.02 yr, body mass index 30.89±3.23 kg/m2 and body fat 32.88 ±2.71%) were randomized into the experimental (n=15) and control (n=15) groups. The experimental group performed twelve weeks aerobic training (3 times per week at an intensity of 65-75 % of maximum heart rate reserve). Blood samples were collected 24h before and 48h after the training. Data was analyzed by Student's t-test (P< 0.05).
    Results
    Results showed a significant decrease in serum levels of leptin and MDA (P values 0.009 and 0.01 respectively) while TAC significantly increased (P=0.01) in the experimental group. Body fat percentage significantly decreased in the experimental group (0.0001), but serum vaspin levels were not significantly different between the two groups (P=0.93).
    Conclusions
    Regular aerobic training is associated with weight loss and reduced body fat in obese women. As leptin production occurs in adipose tissue, subsequent decrease in body fat percent, serum leptin levels also occurred. On the other hand, aerobic training can improve oxidation/anti-oxidation in the body by reducing MDA concentration and increasing TAC.
    Keywords: Aerobic exercise, Leptin, Vaspin, Malondialdehyde, Total antioxidant capacity, Middle, aged women
  • Dr. Homeira Rashidi, Dr. Fahimeh Ramezani Tehrani *, Mahnaz Bahri Khomami, Marzieh Rostami Dovom, Mahsa Noroozzadeh, Dr. Fereidoun Azizi Pages 119-126
    Introduction
    There is very little information about the prevalence of polycystic ovary syndrome at the community level; heterogeneity in diagnostic criteria and lack of universal agreement on the definition of each criterion for population based studies complicate comparability of existing literature. This study aimed to assess the prevalence of different phenotypes of polycystic ovary syndrome in a large community-based study conducted in the southwest of Iran.
    Materials And Methods
    A total of 646 reproductive-aged women were randomly selected using the stratified, multistage probability cluster sampling method. The prevalence of polycystic ovary syndrome according to the Rotterdam criteria and its various phenotypes were estimated using universal assessment of ultrasonographic parameters, hormonal profiles and clinical histories.
    Results
    The estimated prevalence of polycystic ovary syndrome in this population based study using the Rotterdam criteria was 14.1(n=85). There were 279 (46.3%) women who had no symptoms of polycystic ovary syndrome and were completely normal. Among women with polycystic ovary syndrome, phenotypes A, B, C and D were observed in 11, 19, 42 and 13 women, respectively.
    Conclusions
    The most common symptoms observed in this study in order of frequency were hyperandrogenism, polycystic ovary on sonography and menstrual disorders, indicating the need for more studies on the priority of paraclinical assessment, based on universal agreement on definitions for the diagnosis of polycystic ovary syndrome.
    Keywords: Polycystic Ovary Syndrome (PCOS), Prevalence, Iran, Rotterdam Criteria, Phenotype
  • Jalal Zaman, Sajjad Jeddi, Dr Saleh Zahediasl, Dr Asghar Ghasemi* Pages 127-135
    Introduction
    Humans can rarely be used as experimental models in medical researches, because of ethical issues. Therefore, some animal models, which have physiological systems similar to humans, are commonly used. In this regard, rats and mice are the most favorable species in research models. The thyroid gland has a key role in human growth and development and is essential for normal functioning of the body systems and tissues. The aim of this study was to review rat and mouse models of hyperthyroidism.
    Materials And Methods
    Related articles published between 1975-2014 on hyperthyroidism in rat and mice were searched in Pub Med.
    Results
    Hyperthyroidism can be induced in animals using different doses of thyroid hormons (T3 and T4) by oral administration, injection, or with the diet. In addition, transgenic mice could act as a model of hyperthyroidism for the design of specific model of hyperthyroidism, such as Grave's disease.
    Conclusions
    Animal models of hyperthyroidism could be used for studying the disease, treatment and identification of the molecular mechanisms involved. Pharmacologic agents are mostly used for creating animals models of hyperthyroidism because of their easy availability and low cost, compared to genetic techniques that are costly and expensive.
    Keywords: Animal models, Hyperthyroidism, Rat, T3, T4
  • Shirin Ghotbodin, Zahra Bahadoran, Dr Parvin Mirmiran *, Kobra Nakhoda, Dr Fereidoun Azizi Pages 136-143
    Introduction
    Metabolic syndrome is an important risk factor for cardiovascular disease and type 2 diabetes. Epidemiological studies have shown that consumption of dairy products plays an important role in prevention and treatment of metabolic syndrome. The objective of this review article is to examine the relation between dairy intake and its nutrients with metabolic syndrome and its components.
    Material And Methods
    The key words “dairy”, “calcium”, “milk” with “metabolic syndrome”, “cardiovascular disease”, “obesity”, “type 2 diabetes”, “hypertension”, “oxidative stress”, “inflammation” were used for a search in the pub med database between 2000-2013. Appropriately designed epidemiological and interventional studies and review articles of quality were included.
    Results
    Most studies showed that dairy consumption is inversely associated with metabolic syndrome and its components. Calcium, proteins, bioactive peptides and dairy fatty acids have protective effects on the metabolic syndrome. The main mechanism of calcium causing a decrease in a risk of metabolic syndrome is attributed to regulation of calcitrophic hormones, binding with bile acids, increased fecal fat excretion, regulation of intracellular calcium and change the metabolism of other electrolytes such as sodium. Milk protein, especially whey protein caused improved lipid profiles, hypertension, insulin sensitivity. Dairy fatty acids also improve oxidative stress, inflammation, inhibition of liver transcription factor and activates lipogenesis genes.
    Conclusions
    Increased consumption of dairy products can decrease the incidence and development of metabolic syndrome and its components.
    Keywords: Dairy, Calcium, Milk, Metabolic syndrome, Cardiovascular disease, Obesity, Type 2 Diabetes, Hypertension, Oxidative stress, Inflammation