فهرست مطالب

  • سال چهارم شماره 4 (تابستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/05/10
  • تعداد عناوین: 11
|
  • علی محمدیان اردی* صفحات 1-2
    علیرغم تمام تلاش های قابل تقدیری که بعد ازانقلاب شکوهمند اسلامی درحوزه سلامت اتفاق افتاده است، در سال های اخیر شاهد افول شاخصه های اقتصاد سلامت بوده ایم. به طوری که در طی اجرای برنامه چهارم، شاخص مردم یا همان هزینه پرداختی از جیب out of packet) OOP) و هزینه های کمرشکن درمانی نه تنها کاهش نیافت، بلکه افزایش نشان داد. امسال خوشبختانه ما شاهد چند راهبرد و توجه اساسی دراین حوزه بودیم که ما را امیدوار کرد تا به آینده حوزه سلامت خوشبین و به احیاء آن که دچار وقفه قلبی - تنفسی شده است، دل ببندیم. ابلاغ سیاست های کلی سلامت از طرف مقام معظم رهبری اولین اقدام نجات بخش و به حرکت در آورنده سایر طپش های قلب از کار افتاده حوزه سلامت بود که با توجه ویژه به رشد و تعالی انسان ها به عنوان محور توسعه پایدار، داشتن انسان سالم و سایر بندهای سیاست ابلاغی ذهن نگران ودلسوز دلسوزان را به حرکت در آورد. از جمله شعارهای اساسی تبلیغات انتخاباتی دولت یازدهم، تغییر و تحول در حوزه سلامت بود و آن را جزء چند اولویت اول خود اعلام کرد و برای عملیاتی کردن بند (ب) ماده 34 قانون برنامه پنجم دامن همت به کمر بست. در این راستا طرح تحول نظام سلامت را با 7 محور مهم مطرح کرد. تعمیم بیمه سلامت همگانی، کنترل فرانشیز پرداختی بیماران در بیمارستان ها، گسترش زایمان طبیعی و رایگان، توسعه ماندگاری پزشکان درمناطق محروم، توسعه مقیم ماندن پزشکان متخصص در بیمارستان ها و... همه و همه در راستای دستیابی به اهداف بند 19 سیاست های کلی و بند (ب) ماده34 قانون برنامه پنجم توسعه یعنی کاهش سهم مردم از هزینه های سلامت به 30% می باشد. خوشبختانه منبع مالی مطمئنی هم از طریق 10% هدفمندی یارانه ها و 1% ارزش افزوده برای آن دیده شده است. اصولا وظیفه مهم دولت ها در سرتاسر دنیا در قبال سلامت مردم و جلب رضایت نسبی آن ها، فراهم آوردن عدالت به معنای اعم آن و دسترسی به خدمات پایه حوزه سلامت به معنای اخص آن است. عدالت در سلامت صرفا به معنای توسعه فیزیکی خانه های بهداشت و پزشک خانواده در روستاها نیست بلکه فراهم آوردن شرایط و دسترسی به همه آحاد مردم جهت بهره گیری از خدمات مورد نیاز به لحاظ مالی، جغرافیایی، پوشش بیمه ای و... می باشد. اگر رسالت و ماموریت سازمانی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سازمان های بیمه گر در این است که بیمار و خانواده او به جز رنج و درد بیماری، رنج دیگری را تحمل نکنند، باید در نظر داشته باشند که تجلی رنج بیمار، عمدتا در درد ناشی از بیماریست بنابراین بایستی درد را شایع ترین شکایت بیمار در بیماران سرطانی، تصادفات، اورژانس های داخلی و جراحی و...دانست. برخلاف بسیاری از رشته ها که فاصله شروع دوره آموزشی آن در کشور عزیزمان ایران با کشورهای توسعه یافته طولانی بوده است، خوشبختانه با تلاش های ایثارگرانه جمعی ازاساتید دلسوز کشور و تحمل مشقت های فراوان، وزارت محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی دوره آموزشی فلوشیپ درد را از سال 1385 در بعضی از دانشگاه های کشور راه اندازی کرده است و همه ساله فارغ التحصیلانی از این رشته به سراسر کشور گسیل می شوند تا با امکان دسترسی بیماران دردمند به این عزیزان عدالت در سلامت معنی شود، ولی متاسفانه مشمول آن مثل معروف شده که «سفره باز نشده یک عیب دارد و باز شده هزار عیب» متاسفانه وزارت متبوعه فقط در حد تهیه کلیات آموزشی دوره فلوشیپ تعهد و مسئولیت پذیرفته و در قبال نحوه خدمت گیری از کسانی که یکسال ونیم از عمر ذی قیمت شان را صرف آموزش درمان دردهای حاد و مزمن صعب العلاج مردم کرده اند نه تنها کوچکترین قدمی بر نداشته، بلکه آن ها را در مقابل بعضی از قوانین و دستورالعمل های توهین آمیز، تبعیض آمیز و بی اساس سازمان های بیمه گر تنها گذاشته و آتشی را شعله ور نموده که دودش به چشم سرمایه های انسانی مملکت و بیماران دردمند رفته است. براستی کدام عقل، منطق، انصاف و حتی عقل تجاری می پذیرد که شما متخصصین مملکت را از اقصی نقاط کشور در تهران به مدت 18 ماه معطل آموزش پر ریسک و پر هزینه مداخلات درد زیر اشعه فلوروسکپ نمایند و بعد از برگشت به دانشگاه ها و شهرهایشان، اجازه درخواست ام آر ای، سی تی اسکن و اجازه تجویز داروهای آموزش دیده را نداشته باشند و بیمه های درمانی با آنها به عنوان پزشک عمومی قرارداد ببندند و ولاجرم هزینه ها به بیماران تحمیل گردد. بیماران دردمند یا باید هزینه های درمان دردهای مزمن و صعب العلاج و سرطانی خود را به صورت آزاد و غیر بیمه ای بپردازند و یا این که از قید اخذ خدمات فوق گذشته و مخصوصا بیماران مظلوم سرطانی مرگ تدریجی را با دردهای تدریجا افزایش یابنده تجربه کنند. فقط آنهائیکه از عهده هزینه های آزاد می توانند برآیند، از این خدمات بهره گیرند، وحتی بیمه های مکمل هم به بهانه عدم تعهد بیمه های پایه از پرداخت هزینه های بیماران شانه خالی کنند. کجای این منطق و این عملکرد با عدالت در دسترسی بیماران به خدمات ضروری سازگار است. بیمه های درمانی به استناد چه مقررات و قوانینی یک خدمت را اگر پزشک عمومی انجام دهد در تعهد می گیرند ولی همان خدمت را اگر فلوشیپ درد انجام دهد نمی پذیرند. بیمه های درمانی به استناد چه مقررات و قوانینی حتی بلوک های عصبی مرتبط با سرطان ها را که در کتاب چند دهه ی پیش و موردتعهد معروف به کالیفرنیا را از فلوشیپ های درد نمی پذیرند. براستی بلوک شبکه سلیاک توسط چه کسی و برای چه بیماری می تواند مورد استفاده قرار گیرد؟! آیا ارائه خدمت به جهت کاهش آلام طاقت فرسای بیماران سرطانی قابل مقایسه با خدمات زیبایی، خود کشی و ضرب وجرح است که در کنار آن ها در تعهد بیمه های درمانی قرار نمی گیرد. اگر مسئولین محترم و دلسوز وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و وزارت رفاه و تامین اجتماعی واقعا در امر کاهش هزینه های درمانی مردم جدی و مصرند و عدالت در سلامت را به معنای عام امکان دسترسی همه آحاد مردم قبول دارند بیایند و برای همیشه این درد مزمن رشته درد را کالبد شکافی نموده و با گنجاندن و اعلام تعرفه های خدمات مرتبط با دردهای حاد و مزمن در کتاب جدید و اعلام حیطه های فعالیت های تشخیصی و درمانی این رشته وظیفه مورد غفلت و قصور شده ی خود را جبران کنند و در راستای انسان سالم محور توسعه ی پایدار، رشد و تعالی انسان ها، کاهش رنج و درد بیماران و همراهان و حتی کاهش هزینه های سازمان های بیمه گر و در راستای برنامه ی پنجم توسعه قدم بردارند. به امید آن که هرچه زودتر این درد درمان نشده با همت و دلسوزی متولیان وزارتین، درمان گردد و از این ظلم دو سویه در حق پزشک و بیمار رفع ظلم شود. انشاا. .
  • فرناد ایمانی، محمودرضا آل بویه، پوپک رحیم زاده، علی نقره کار، مصطفی خالقی پور، مریم ظفرقندی صفحات 3-9
    زمینه و هدف
    معمولا برای کنترل درد بعد از عمل بیمارانی که تحت جراحی های شکمی قرار می گیرند از بلوک اپی دورال استفاده می شود. اما وقتی بلوک اپی دورال ممنوعیت داشته باشد، می توان از روش های بی دردی موضعی مختلفی در ترکیب با بی دردی سیستمیک بهره برد. هدف از این مطالعه ارزیابی اثر بلوک پاراورتبرال در بیمارانی است که تحت جراحی های پایین شکم قرار می گیرند.
    مواد و روش ها
    چهل بیماری که تحت جراحی های پایین شکم قرار گرفتند به طور تصادفی به دو گروه بیست نفره تقسیم شدند. در گروه اول بیماران تحت هدایت سونوگرافی بلوک تک تزریقه پاراورتبرال در هر طرف، با بوپیواکایین قرارگرفتند ولی برای گروه دوم هیچ بلوکی انجام نشد. سپس برای هر دو گروه پمپ بی دردی وریدی (PCIA) با ترکیب فنتانیل و پاراستامول تعبیه شد. نمره دیداری درد بیماران در ساعات اول، ششم و بیست و چهارم بعد از عمل، تعداد کل درخواست داروی مسکن در طی بیست وچهار ساعت بعد از عمل، مقدار کلی مسکن دریافتی و عوارض احتمالی ارزیابی شد.
    یافته ها
    نمره درد یکساعت بعد از بلوک در گروه اول به طرز معنی داری پایین تر بود(05/0> P) اما نمره درد بلافاصله بعد از انجام بلوک (زمان صفر) و در ساعات 6 و 24 تفاوت معنی داری نداشت (05/0< P)، میزان مقدار یکجا و متعاقب آن میزان مقدار مصرفی داروهای مسکن در 24 ساعت به طور معنی داری در گروه پاراورتبرال کمتر بود (05/0> P) زمان اولین درخواست مسکن در گروه پاراورتبرال به طور معناداری طولانی ترشده بود(05/0> P).
    نتیجه گیری
    بلوک پاراورتبرال به عنوان یک بلوک موثر و کمک کننده در بی دردی بعد از عمل بیمارانی می باشد که تحت جراحی های ناحیه تحتانی شکم قرار گرفته اند، و ما برطبق نتایجی که به دست آوردیم بکار بردن این تکنیک را در دوره بعد از عمل جهت بی دردی توصیه می کنیم.
    کلیدواژگان: جراحی های ناحیه تحتانی شکم، بلوک پاراورتبرال، درد بعد از عمل
  • مرضیه لک، سارا سلیمانی، مسعود ثقفی نی*ا، یونس پناهی، حمید حصاری کیا، سیدجلال مدنی صفحات 10-18
    زمینه و هدف
    مطالعه حاضر جهت طراحی دستورالعمل کنترل درد حاد پس از اعمال جراحی ارتوپدی تنظیم گردید تا بتوانیم سهمی در پروژه طراحی دستورالعمل کنترل درد حاد پس از اعمال جراحی سهیم بوده، به پیشرفت رضایت و کیفیت زندگی بیماران کمک نموده و همچنین در ارتقاء کیفیت خدمات رسانی بیمارستان نقش کوچکی داشته باشیم.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه که به روش تحقیات توسعه ای انجام شد، ابتدا منابع گوگل اسکولار، پاب مد، کوکران، اسکوپوس، الزویر و اسپرینگر با کلمات کلیدی جراحی ارتوپدی درد حاد پس از عمل، اداره درد حاد، اداره درد پس از عمل، طی 5 سال گذشته مورد جستجو قرار گرفت. مقالات کارآزمایی بالینی، مرور سیستماتیک و متاآنالیز مربوط به کنترل درد حاد پس از اعمال جراحی ارتوپدی که از کیفیت مناسبی برخوردار بوده وارد مطالعه گردید. کیفیت سنجی مقالات بوسیله پرسشنامه جاداد (Jadad Score) که یکی از معتبرترین پرسشنامه های بین المللی در سنجش کیفیت مقالات است انجام گرفت و مقالاتی که نمره کمتر از 4 دریافت کردند از مطالعه حذف شدند. سپس دستورالعمل کنترل درد حاد بعد از اعمال جراحی ارتوپدی بر اساس مدل استتلر با رویکرد مبتنی بر شواهد طراحی شده و کیفیت آن مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    تعداد 77 مقاله در زمینه بیدردی بعد از اعمال جراحی ارتوپدی انتخاب شدند که از این بین، تعداد 51 مقاله که نمره جاداد بالای 4 داشتند وارد جلسات شدند. تعداد 3 جلسه هم اندیشی صاحب نظران برگزار شد که در پایان دستورالعمل نهایی مورد تصویب اعضای گروه قرار گرفت.
    نتیجه گیری
    کنترل درد به روش مولتی مودال از جمله مواردی است که از اعتبار بسیار بالایی در مقالات برخوردار بوده است. همچنین تجویز دوز پیشگیرانه از داروهای بی دردی، به ویژه داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی و به خصوص کپسول سلکوکسیب، میزان اثربخشی بالایی در بین مقالات داشته است. از طرفی بی دردی با استفاده از کاتتر اپی دورال به روش بی دردی با کنترل بیمار (PCA) و بلوک پری آرتیکولار نقش بسزایی در کنترل درد حاد بعد از اعمال ارتوپدی ایفا کرده است. همچنین تجویز دوز تسکینی با استفاده از مخدرها و به ویژه مورفین در مقالات متعددی تایید شده است.
    کلیدواژگان: درد، درد پس از عمل جراحی، بی دردی، اعمال جراحی ارتوپدی، دستورالعمل (گایدلاین)
  • کریم همتی*، طیبه صیادی زاده، علی دل پیشه، زهرا احمدیان ماژین صفحات 19-31
    زمینه و هدف
    یکی از اعمال جراحی شایع در زنان، سزارین است. از این رو، انتخاب تکنیک بیهوشی کم خطر، مطلوب و مقرون به صرفه برای مادر و نوزاد حایز اهمیت است. از روش های بیهوشی سزارین، می توان بی حسی نخاعی را نام برد. باید از داروهای دارای قابلیت های بهتر با کمترین آسیب ممکن استفاده کرد. از جمله مواد افزودنی به بیحس کننده های موضعی جهت انجام بی حسی نخاعی، «اپی نفرین» است که یک منقبض کننده عروقی است که از آن برای افزایش شدت و مدت بی دردی، به همراه بی حس کننده های موضعی استفاده می شود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور می باشد. 60 بیمار زن به دو گروه دریافت کننده لیدوکایین به تنهایی و لیدوکایین همراه با اپی نفرین تقسیم شدند (گروه1: 60 میلی گرم لیدوکایین 5 % (2/1 میلی لیتر) و گروه 2: 60 میلی گرم لیدوکایین 5 % (2/1 میلی لیتر) همراه با 2/0 میلی گرم اپی نفرین). پس از آن متغیرهایی همچون: فشار خون سیستولیک و دیاستولیک، ضربان قلب بیمار، تعداد تنفس و اشباع اکسیژن خون شریانی که توسط پالس اکسیمتری اندازه گیری شد، سطح بلاک حسی بیمار، سطح بلاک حرکتی و سطح بلاک سمپاتیک بیمار، آپگار دقایق 1 و 5 نوزاد و عوارض احتمالی همراه داروهای بیهوشی ثبت گردید. در آخر یافته ها بر اساس روش های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    میانگین ضربان قلب در دقیقه 5 در دو گروه لیدوکائین 5 % و لیدوکائین 5 % همراه با اپی نفرین به ترتیب 51/31 ± 8/101 و 04/25 ± 4/107 بود که از نظر آماری ارتباط معناداری وجود داشت (05/0> P). میزان گسترش داروی تزریق شده، در دو گروه از لحاظ آماری تفاوت معنی داری داشته است (04/0> P)، به طوری که در گروه لیدوکایین بالا رفتن سطح بلاک حسی شایع تر بوده است. اختلاف سطح بلاک حسی و سمپاتیک در دقیقه 5 و 15 در دو گروه از لحاظ آماری معنی دار می باشد (05/0 p<). در گروه لیدوکائین % 5 افراد افت فشار بیشتری(3/83%) نسبت به گروه لیدوکائین 5 % همراه با اپی نفرین (3/63%) داشتند ولی بین افت فشار در دو گروه رابطه معناداری وجود نداشت (08/0 > p).
    نتیجه گیری
    بر اساس مطالعه انجام گرفته می توان گفت که تداوم بلاک حسی، حرکتی و سمپاتیک در گروه دریافت کننده لیدوکایین همراه با اپی نفرین بیشتر از گروه دریافت کننده لیدوکایین به تنهایی است و در این حالت نیاز به استفاده از داروهای بیهوشی اضافی جهت انجام سزارین به نحو زیادی منتفی است. در واقع این مسئله بیانگر طولانی شدن اثر لیدوکایین در اثر افزودن اپی نفرین می باشد.
    کلیدواژگان: سزارین، اپی نفرین، لیدوکایین
  • ولی الله حسنی، علیرضا خلدبرین، بهروز زمان، محمودرضا روحانی*، رضا صفاییان، مهناز حاتمی صفحات 32-39
    زمینه و هدف
    این مطالعه با هدف بررسی تاثیر تجویز رابپرازول در مقایسه با رانیتیدین در میزان درد اپی گاستر پس از عمل ویترکتومی در بیماران مراجعه کننده به بیمارستان حضرت رسول اکرم طی سال های 1391 تا 1392 انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی دوسوکور تصادفی شده در بین بیماران 20 تا 60 ساله تحت ویترکتومی که از سال 1391 لغایت 1392 به بیمارستان حضرت رسول اکرم مراجعه کرده بودند، انجام شد. بیماران به سه گروه دریافت کننده رابپرازول (20 میلی گرم) و رانیتیدین (150 میلی گرم) و هر دو دارو (20 میلی گرم رابپرازول و 150 میلی گرم رانیتیدین) تقسیم شدند. پس از عمل بیماران از نظر درد اپی گاستر، سوزش سر دل و رگورژیتاسیون اسیدی و داشتن تهوع و استفراغ مقایسه شدند.
    یافته ها
    در این مطالعه 105 بیمار با میانگین سنی 87/9 ± 67/55 سال، در 3 گروه 35 نفره وارد شدند. بین درصد فراوانی رگورژیتاسیون در ساعت های اول، دوم و چهارم پس از عمل در سه گروه مورد مطالعه اختلاف آماری معناداری مشاهده نشد(05/0< P). شدت درد پس از عمل در ساعت های مختلف پس از عمل در هر سه گروه به طور معناداری کاهش یافته بود(001/0 P<) ولی این روند بین سه گروه معنادار نبود (15/0= P).
    نتیجه گیری
    استفاده ی هم زمان از دو داروی رانیتیدین و رابپرازول و یا رانیتیدین به تنهایی نسبت به استفاده ی رابپراوزل به تنهایی، درد و رگورژیتاسیون بیماران پس از عمل جراحی الکتیو را بیشتر کاهش می دهد.
    کلیدواژگان: رابپرازول، رانیتیدین، درد اپی گاستر، ویترکتومی
  • کریم همتی*، الهام دریکوند، علی دل پیشه، مظفر صفری صفحات 40-48
    زمینه و هدف
    لرز یکی از عوارض ناخوشایند و شایع پس از عمل جراحی بوده که با مشکلاتی از قبیل افزایش مصرف اکسیژن، افزایش فشار داخل جمجمه و عوارض دیگر همراه می باشد. هدف از این مطالعه مقایسه اثر دوزهای متفاوت پتیدین و فنتانیل در درمان لرز پس از بی حسی نخاعی در بیماران ارتوپدی بوده است.
    مواد و روش ها
    در یک کارآزمایی بالینی 60 بیمار ارتوپدی مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی شهر ایلام طی فروردین ماه 1392 لغایت شهریور ماه1392 مورد بررسی قرار گرفتند. شرکت کنندگان به طور تصادفی در دو گروه30 نفری پتیدین و فنتانیل تقسیم شدند. شدت لرز پس از بی حسی نخاعی در دو گروه مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفت. تحلیل آماری با استفاده از آزمون های تی زوجی، تی مستقل ومجذور کای در نرم افزار SPSS نسخه 16 انجام و 05/0> P معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    شرکت کنندگان از نظر عوامل موثر بر نتایج پس از عمل همسان بودند. 3/98% از بیماران شدت لرز خفیف و 7/1% شدت لرز متوسط داشته و هیچ موردی از شدت لرز شدید گزارش نشد. میانگین و انحراف معیار شدت لرز در دو گروه به طور چشمگیری کاهش یافت اما بین کاهش شدت لرز در دو گروه اختلاف آماری معنی دار وجود نداشت (28/0= P). گروه ها از نظر شدت لرز قبل از مداخله (052/0= P) و بعد از مداخله (47/0= P) تفاوت معنی دار نداشتند.
    نتیجه گیری
    تاثیر دو داروی پتیدین و فنتانیل در پیشگیری از لرز پس از عمل جراحی همسان می باشد. لذا توصیه می شود متخصصین بیهوشی با توجه به سایر شرایط بیماران، نوع داروی مورد استفاده جهت کنترل لرز بعد از عمل را انتخاب نمایند.
    کلیدواژگان: بی حسی نخاعی، فنتانیل، پتیدین، لرز پس از عمل
  • عاطفه دهنوعلیان*، علی محمدپور صفحات 49-56
    زمینه و هدف
    تداوم درد علاوه بر مشکلاتی همچون اختلال در روند بهبودی، خواب و کاهش کیفیت زندگی، در 60-30 درصد موارد، در افرادی که به دردهای مزمن مبتلا هستند، مشکلات روحی نظیر افسردگی را نیز ایجاد می کند. بنابراین شناخت موانع مدیریت درد حائز اهمیت است. هدف این پژوهش«مقایسه دیدگاه پزشکان و پرستاران در مورد موانع مدیریت درد در بیمارستان های آموزشی شهرستان گناباد در سال1391 می باشد.
    روش بررسی
    این مطالعه توصیفی- تحلیلی با شرکت 135 پزشک و پرستار به روش سرشماری در بیمارستان های آموزشی شهرستان گناباد در سال1391 انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه پژوهشگر ساخته بود که در دو بخش (ویژگی های دموگرافیک و 44 سوال مربوط به موانع در چهار حیطه سازمان، پرستار، مددجو و پزشک) تنظیم شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS (نسخه 20) و آزمون های آماری مجذور کای، آزمون تی مستقل و من ویتنی در سطح معنی داری 05/ 0> P تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    شرکت کنندگان در مطالعه 7/63% زن،3/37% مرد، 3/79% متاهل، 7/80% پرستار، 6/12% پزشک و 3/79% کارشناس بوده اند. میانگین و انحراف معیار سنی شرکت کنندگان 3/7 ± 3/31 سال بود. نتایج نشان داد که شرکت کنندگان در مطالعه موانع مربوط به مددجو را به عنوان مهمترین مانع مدیریت درد می دانند.
    نتیجه گیری
    شناخت موانع مدیریت درد بر غلبه بر این موانع کمک نموده و از سویی ضروری است که بر اهمیت ارائه اطلاعات به بیماران به عنوان قسمتی از مدیریت کنترل درد تاکید گردد.
    کلیدواژگان: مدیریت درد، موانع، دیدگاه پزشکان و پرستاران
  • بیژن یزدی، مجید گلستانی عراقی، علیرضا کمالی، هوشنگ طالبی، شیرین پازوکی، مریم شکرپور، نسیم شاهرخی صفحات 57-62
    زمینه و هدف
    درحال حاضر 95% مادران بار دار جهت انجام سزارین تحت بی حسی نخاعی قرارمی گیرند. بلوک سمپاتیک بعد از تکنیک های داخل نخاعی، ممکن است فشارخون مادری را کاهش داده و جریان خون رحمی را تحت تاثیر قرار دهد. یافته های متفاوت در زمینه تاثیر پیش گیرانه مایع درمانی در پیشگیری از افت فشارخون مادری، موجب تصمیم به تحقیق در این زمینه شد.
    مواد و روش ها
    مطالعه مداخله ای، ازنوع کارآزمایی بالینی تصادفی و به شکل دوسویه کور بود که برروی 74 بیمار کاندید سزارین غیر اورژانس انجام گرفت. بیماران به دو گروه دریافت کنن ده محلول رینگرلاکتات (گروه الف) وبدون دریافت محلول رینگرلاکتات (گروه ب) تقسیم شدند وبع د از آن زنان باردار تحت بی حسی نخاعی قرار گرفتند و اطلاعات به دست آمده از 2 گروه در پرسشنامه های طرح براساس معیارهای آپگار دقیقه اول، پنجم و دهم در نوزادان؛ فشارخون متوس ط شریانی مادر؛ ضربان قلب مادر و دوز تجویزی افدرین ثبت گردیده و با استفاده از تست های آماری آنووا و تی تست مورد آنالیز قرار گرفتند.
    یافته ها
    بین میانگین تغییرات متوسط فشارخون شریانی و میانگین تغییرات ضربان قلب مادر، میانگین سنی، آپگار دقیقه اول، پنجم و دهم گروه رینگر لاکتات وگروه شاهد اختلاف معنی داری در دو گروه وجود نداشت. ولی متوسط دوز تجویزی افدرین در گروه دریافت کننده محلول کریستالویید کمتر بوده است.
    نتیجه گیری
    تجویز پیشگیرانه رینگرلاکتات قبل از بی حسی نخاعی از هیپوتانسیون مادری پیشگیری نخواهد کرد.
    کلیدواژگان: بی حسی نخاعی، پیشگیری، تغییرات همودینامیک، سزارین
  • مهدی مرجانی*، مهرداد قهرمانی صفحات 63-68
    زمینه و هدف
    مصرف همزمان چند دارو با هم در بیهوشی می تواند سبب کاهش دوز مصرفی دارو و به حداقل رساندن عوارض جانبی ناشی از داروهای بیهوشی شود. هدف از این مطالعه بررسی اثرات مصرف ترامادول متعاقب مصرف کتامین در بیهوشی خرگوش است.
    مواد و روش ها
    در این بررسی از 12 سر خرگوش سفید نیوزلندی با وزن تقریبی 3-5/2 کیلوگرم در 2 گروه 6 تایی استفاده شد. در گروه اول ابتدا ترامادول تزریق و پنج دقیقه بعد کتامین استفاده شد و در گروه دوم به جای ترامادول از نرمال سالین با همان حجم دارویی ترامادول استفاده گردید و پنج دقیقه بعد کتامین استفاده شد. زمان شروع دوره های القاء بیهوشی، بیهوشی، ریکاوری، بلند شدن و پارامترهای فیزیولوژیک در فواصل زمانی 90 -60-50-40-30-20-10-0 دقیقه ثبت گردید. داده ها با نرم افزار SSPSS وآزمون آماری تی مستقل با معناداری 05/0 p < تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    در رابطه با دوره القاء بیهوشی (563/0= p)، دوره بیهوشی (681/0= p)، دوره ریکاوری (931/0= p) و طول دوره ایستادن (674/0= p) دو گروه تفاوت معنی دار آماری نداشتند ولی فاکتور متفاوت بین دو گروه میانگین تعداد ضربان قلب، تنفس و درجه حرارت رکتوم بود.
    نتیجه گیری
    بر اساس کل نتایج اخذ شده می توان گفت که مصرف داروی ترامادول متعاقب مصرف کتامین در بیهوشی خرگوش باعث تغییر معناداری در تعداد ضربان قلب، تنفس و درجه حرارت رکتوم می شود و چون این فاکتورها در روند بیهوشی تاثیرگذار هستند لذا مصرف ترامادول توصیه می شود.
    کلیدواژگان: خرگوش، ترامادول، کتامین، بیهوشی
  • ابراهیم اسپهبدی* صفحات 69-72
    اهداف و
    زمینه
    هیگروم کیستیک یک ناهنجاری مادرزادی سیستم لنفاوی می باشد که در آن انسداد در مسیر لنفاوی و وریدی سبب تجمع مایع لنفاوی در ساک لنفاوی ژوگولر می گردد.
    معرفی بیمار: شیرخوار 8 ماهه با هیگروم کیستیک وسیع ناحیه گردن که اقدامات دارویی و تزریق داخل توده در درمان آن موثر واقع نشده و کاندید برداشتن توده به روش جراحی شده بود. به روش بیدار لارنگوسکوپی مستقیم انجام شد و پس از اینکه اطمینان حاصل شد دیدن اپی گلوت و مدخل تراشه بیمار جهت اینتوباسیون قابل قبول می باشد تصمیم به القاء بیهوشی به روش استنشاقی با سوفلوران گرفته شد. پس از پایان جراحی و بیدار شدن کامل بیمار اکستوباسیون صورت گرفت و بیمار با حال عمومی خوب به بخش مراقبت های ویژه منتقل گشت.
    کلیدواژگان: هیگروم کیستیک، بیهوشی عمومی، راه هوایی
  • خبرنامه
    صفحه 73
|
  • Farnad Imani, Mahmoud, Reza Alebouye, Poupak Rahimzadeh, Ali Noghrekar, Mostafa Khlaghipour, Maryam Zafarghandi Pages 3-9
    Aims and
    Background
    Patients undergoing abdominal surgery usually receive an epidural block for postoperative analgesia. However, when epidural analgesia is contraindicated or unwanted, various regional analgesia techniques are used in conjunction with systemic analgesia. The objective of this trial was to assess the effectiveness of paravertebral block in patients undergoing laparotomy.
    Materials And Methods
    We analyzed 40 patients scheduled for laparotomy. The patients were randomized to receive either an ultrasound-guided bilateral paravertebral block with bupivacaine (Group 1) (n=20) or to be part of the control group (n=20) (Group 2). Post-operatively, intravenous patient-controlled analgesia (PCIA) was used for all patients for pain control, which contained Fentanyl and Paracetamol. Visual analogue pain scores (VAS) at 1, 6, and 24 hours postoperatively, Additional analgesic request, the total amount of received analgesics and the complications were all evaluated.
    Findings
    Visual analogue pain score (VAS) in the first hour after the Paravertebral block was significantly lower (P<0/05),but it was not significantly different among the two groups at 6, 24 hours and immediately (zero time) after the block (P>0/05). The total amount of drugs and the delivered Bolus dose by PCIA in 24hr was significantly lower in the paravertebral group (P<0/05). The first request time was significantly longer in Paravertebral group (P<0/05).
    Conclusion
    Paravertebral block could serve as effective analgesia adjunct in patients undergoing laparotomy and we recommend using this technique in postoperative period, according to our results.
    Keywords: Laparotomy, paravertebral block, postoperative pain
  • Marzie Lak, Sara Soleimani, Masoud Saghafinia *, Yones Panahi, Hamid Hesarikia, Seyed Jallal Madani Pages 10-18
    Aims and
    Background
    T he present study has been performed to design a guideline for acute pain management after orthopedic surgeries, and also this study has a role in improving patient satisfaction and quality of life, and at the same time aiding hospital to reach a higher level of available pain control service.
    Materials And Methods
    In this study which is a developmental research, first of all the databases such as Google Scholar, PubMed, Cochrane, Scopus, Elsevier, and Springer were searched on the key words such as Orthopedic Surgery, Acute Post-Operative Pain, Acute Pain Management, and Post-Operative Pain Management in the last five years. Articles in the form of Clinical trial, systematic review and meta-analysis about acute pain control after orthopedic surgery, with high quality were entered into the study. The evaluation of quality of articles was done by Jadad Score questionnaire, which is one of the most reliable questionnaires in the world for evaluating the quality of articles. Articles receiving a score less than 4 were excluded from the study. The clinical care guideline was designed based on Stetler model in evidence-based approaches.
    Findings
    Seventy seven articles in the field of analgesia after orthopedic surgery were selected. Within these articles, 51 with a score> 4 according to Jadad questionnaire were assessed in the expert panel sessions. Three sessions were organized and finally the guideline was approved by the members attending the sessions.
    Conclusion
    Multi-modal approach to pain management after orthopedic surgery, is one of the most valid protocols based on recent evidence. The Preemptive dosing of analgesic drugs, particularly non steroidal anti-inflammatory drugs such as Celecoxib, was especially effective in the articles.
    Keywords: Pain, Postoperative Pain, Analgesia, Orthopedic Surgery, Guideline
  • Karim Hemmati*, Tayebeh Sayadizadeh, Ali Delpisheh, Zahra Ahmadian Mazhyn Pages 19-31
    Aims and
    Background
    One of the most common surgeries in women is cesarean section. Hence, it is important to choose an anesthetic technique which is safe, appropriate and affordable for mom and baby. Spinal anesthesia is one of such techniques for which drugs with the least possible damage and most efficacy should be chosen. Among the additives to local anesthetics, "epinephrine" is an appropriate choice. Epinephrine is commonly used together with local anesthetic to induce tense block and it seems that adding epinephrine to lidocaine would improve sensory block during spinal anesthesia.
    Materials And Methods
    This study is a randomized double blind clinical trial. 60 female patients were referred to the operating room of Mostafa Khomeini hospital in Ilam. The patients were divided into two groups receiving lidocaine alone and lidocaine plus epinephrine. The first group received 60mg lidocaine 5% and the second group received 60mg of lidocaine 5% and 0.2 mg epinephrine. Afterward, variables such as systolic blood pressure, diastolic blood pressure, heart rate, respiratory rate, and arterial oxygen saturation by pulse oximetry, level of sensory, motor and sympathetic block, and Apgar score of neonate at 1 and 5 minutes plus possible complications of anesthetic drugs were recorded. Finally the findings were analyzed by multivariate statistical methods.
    Findings
    We measured different kinds of variables and the results are as follows. Average Pulse Rate after 5 minutes in the first and second groups were, 101/8 ± 31/51 and 107/4 ± 25/04, respectively. This was statistically significant among the groups. A higher level block was more common (with exception in one dermatome) in group one (lidocaine alone) which was confirmed to be statistically different (P <0/04). Regarding blood pressure decrease, no significant difference was shown between the two groups.
    Conclusion
    According to this study, we can conclude that there has been a longer continuation of the sensory, motor and sympathetic block in the group receiving lidocaine plus epinephrine in comparison with the group who received lidocaine alone. In this study the use of additional anesthetic agents was also dramatically reduced. This in fact expresses the efficacy of epinephrine in prolonging local anesthetic effect.
    Keywords: cesarean section, epinephrine, lidocaine
  • Valiollah Hassani, Alireza Khaladbarin, Behrooz Zaman, Mahmood Reza Roohani, Reza Safaeian, Mahnaz Hatami Pages 32-39
    Aims and
    Background
    This study aimed to compare Rabeprazole with ranitidine on decreasing epigastric pain in patients undergoing vitrectomy surgery in Rasoul-e-Akram hospital during 1391-1392.
    Materials And Methods
    This study was a double-blinded randomized controlled trial on patients undergoing vitrectomy. Patients were divided into three groups receiving: Rabeprazole (20 mg), Ranitidine (150 mg) and both (20 mg Rabeprazole plus 150 mg ranitidine). After surgery patients were asked about epigastric pain, heartburn, regurgitation, nausea and vomiting. Patients were compared based on these variables.
    Findings
    In this study 105 patients with average age of 67.55 years (SD=9.87) were included and divided into three groups, each containing 35 patients. In Rabeprazole group, 8(22.9%), 7(20%), and 4(11.4%) patients had regurgitation at 1, 2 and 4 hours after surgery, respectively. In Ranitidine group this amount was 5(14.3%), 3(8.6%) and 2(5.7%). In the third group this changed to 3(8.6%), 2(5.7%) and 3(8.6%), respectively which was not significantly different among the three groups (P value> 0.05). Pain severity after surgery at different hours, was decreased significantly in all groups (P value<0.001) but this was not significantly different among them (P Value= 0.15).
    Conclusion
    This study shows that using Ranitidine and Rabeprazole simultaneously or Ranitidine alone decreases pain and regurgitation after elective surgery more than using Rabeprazole alone. Using both of these is effective in decreasing pain after surgery.
    Keywords: Rabeprazole, Ranitidine, epigastric pain, vitrectomy
  • Karim Hemmati *, Elham Derikvand, Ali Delpisheh, Mozafar Safari Pages 40-48
    Aims and
    Background
    Shivering is one of the common unpleasant side effects after surgery. Shivering is associated with problems such as increased oxygen consumption, increased intracranial pressure and other complications. The aim of the present study has been to compare the effect of different doses of Pethidine and Fentanyl in preventing postoperative shivering after spinal anesthesia for orthopedic surgeries.
    Materials And Methods
    In this randomized clinical trial, 60 orthopedic patients admitted to Ilam Imam Khomeini Hospital were selected from March 2013 to September 2013. All participants were randomly assigned into two groups: Pethidine and Fentanyl. The Severity of shivering after spinal anesthesia was compared between the groups. The analysis was done using the p aired t test, independent t-test, and Chi-squared test. P-value less than 0.05 was considered to be statistically significant.
    Finding
    The key variables known to affect surgery outcomes were statistically similar in both groups. 98.3% of all participants had mild shivering, and 1.7% had moderate shivering. There was no report of any cases with severe shivering. The mean severity of shivering was reduced significantly in both groups. However, this reduction in the severity of shivering was not statistically significant between the two groups (P=0.28).There was not any difference in shivering severity between the groups before (P=0.052) and after (P=0.47) the intervention.
    Conclusion
    Pethidine and Fentanyl have the same effect in preventing postoperative shivering. Therefore, assessment of other conditions in patients would be recommended for anesthesiologists in order to control shivering.
    Keywords: Fentanyl, Pethidine, shivering, spinal anesthesia
  • Atefeh Dehnoalian*, Ali Mohammadpour Pages 49-56
    Aims and
    Background
    The persistence of pain creates problems such as impaired recovery process and sleep, reduced quality of life, and increased morbidity. In addition in 30-60% of cases, chronic pain can cause emotional problems such as depression. Therefore it is important to identify barriers to pain management. The aim of this study was to compare the viewpoints of physicians and nurses about the barriers to pain management in Gonabad hospitals in 2012. Methods and Materials: This Descriptive - analytic study was conducted with 135 physicians and nurses with census sampling method in teaching hospitals in Gonabad city in 2012. The Data collection tool was a questionnaire made by the researcher and was set in two parts (demographic characteristics and 44 questions in four sections related to organizational, nurse, patient and physician barriers). For data analysis, SPSS was used including Descriptive and inferential tests.
    Findings
    The characteristics of the participants in this study were: 63.7% female, % 79.3% married 80.7% nurses, 12.6 % Physicians, and 79.3% with a bachelor’s Degree. The mean age of participants was 31/3 ± 7/3 years. Our results showed that participants consider the barriers related to patients, as the most important barrier to pain management.
    Conclusion
    Identifying pain management barriers would help in overcoming these barriers and it is essential to emphasize the importance of providing information to patients as part of pain management.
    Keywords: Pain management, Barriers, Physicians, nurse's viewpoints
  • Pages 57-62
    Aim and
    Background
    Now, 95 % of the pregnant experience regional anesthesia. Neuro-axial technique-induced sympathic block may result in hypotension in the mothers and consequently can affect the blood uterus. Different findings regarding the effects of prophylactic hydration prevention of maternal hypotension, the decision to study in this field.
    Materials And Methods
    The study is a randomized clinical trial, planned in the form of double-blind on 74 pregnant women candidate for the non-urgent cesarean section. They were divided in two groups randomly, the ringer lactate was given to one group (case group; A) while no fluid was given to another one (control group; B) and then procedure of caesarean was done for the two groups under spinal anesthesia. Then, data from the both group that completed the design criteria Apgar first, fifth and tenth in infants, mean arterial blood pressure and heart rate and dose of ephedrine were recorded using statistical tests t-test, ANOVA were analyzed
    Findings
    Between mean changes in heart rate, mean arterial pressure, age, Apgar first, fifth and tenth Ringer lactate group and the control group, there was no significant difference between the two groups., but the mean dose of ephedrine (has been given 5mg and the condition of the mother's arterial blood pressure decrease > 20 % of baseline mean arterial blood pressure, mean arterial blood pressure was measured at every turn, ) was less in the case group.
    Conclusion
    Prophylactic fluid therapy before the spinal anesthesia was not efficacious in preventing the hemodynamic changes related to this kind of anesthesia.
    Keywords: spinal anesthesia, prophylaxis, hemodynamic changes, caesarean section
  • Mehdi Marjani *, Mehrdad Ghahremani Pages 63-68
    Aims and
    Background
    Concurrent use of multiple drugs can reduce the dose and minimize side effects of anesthetic drugs.This study investigated the effects of using tramadol before ketamine anesthesia in rabbits. Methods and materials: In this study 12 New Zealand white rabbits weighing approximately 2/5-3 Kg in 2 groups of 6 animals were used. In the first group five minutes after tramadol injection, ketamine was used but in the second group the same volume of saline was used instead of tramadol. The time course of induction, anesthesia, recovery, getting up and physiological parameters were recorded at 0-10-20-30-40-50-60- 90 minutes intervals. Data analysis was done with SPSS software and the significance level of independent-sample T test was considered to be less than 0.05.
    Findings
    Induction time (p=0/563), anesthetic duration (p=0/681), recovery period (p=0/931) and Standing interval (p=674) were not significantly different between the groups, but heart rate, respiration rate and rectal temperature were different between the two groups.
    Conclusions
    According to our results, use of Tramadol before ketamine anesthesia causes a significant change in heart rate, respiration and rectal temperature. As these factors are influential in the process of anesthesia so tramadol consumption may be recommended.
    Keywords: Rabbit, Tramadol, Ketamine, Anesthesia
  • Ebrahim Espahbodi* Pages 69-72
    Aim and
    Background
    Cystic hygroma is a congenital malformation of the lymphatic system in which obstruction between the lymphatic and venous pathway in fetal neck leads to lymph accumulation in the jugular sac of nuchal region. Case report: A 8- years- old infant with a huge anterior cervical mass is presented. He became candidate for tumor excision under general anesthesia as the mass did not regress after pharmacologic management and intra- tumoral injection. The patient was first examined under direct laryngoscopy, being awake; then inhalational induction with Sevoflurane was used. At last and after extubation at the end of surgery, he was transferred to intensive care unit with stable condition and awake.
    Keywords: cystic hygroma, general anesthesia, airway, laryngoscopy