فهرست مطالب

  • سال هفدهم شماره 4 (مهر و آبان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/06/07
  • تعداد عناوین: 27
|
  • غلامرضا خمیسی پور، علی اکبر پور فتح الله*، مسعود سلیمانی، مهدی فروزنده مقدم، مهرداد نوروزی نیا، سعید کاویانی، کامران علی مقدم، غلام رضا حیدری، حمیدرضا علیزاده اطاقور صفحات 506-516
    زمینه
    تبدیل اپی ژنتیکی سلول های سوماتیک مختص بیمار به سلول های رویانی به دلیل اهمیت آن در پیوند سلول های بنیادی و سازگاری با گیرنده ازارزش بسیاری برخوردار است. با این حال، به کارگیری درمانی سلول های به دست آمده به دلیل مشکلات فنی و موضوعات اخلاقی امکان پذیر نیست. اخیرا روش های جدیدی مطرح شده که با بیان اکتوپیک فاکتورهای رونویسی دوره رویانی سلول سوماتیک را به سلول شبه رویانی تبدیل کرده اند. محدودیت این روش به کارگیری ویروس های جهش زای آسیب رسان به ژنوم مانند رتروویروس یالنتی ویروس می باشد. هدف اصلی این بررسی تولید سلول های بنیادی هماتوپوئتیک انسانی از سلول های فیبروبلاست القا شده با وکتورهای بی خطر آدنوویروسی حامل ژن های فعال دوره رویانی بود.
    مواد و روش ها
    فیبروبلاست های جدا شده از پوست ختنه گاه تکثیر و آدنو ویروس های نو ترکیب حامل ژن های cMyc، Klf4، Oct4، Sox2 انسانی به محیط کشت اضافه گردید. پس از تشکیل کلون های شبه جنینی و تکثیر سلولی به محیط کشت جنینی بدون bFGF منتقل و اجسام شبه رویانی در محیط تمایزی با و بدون استروما به مدت 14 روز کشت داده شدند.
    یافته ها
    بیان ژن CD34 و شاخص های آنتی ژنی CD38، CD34، CD133 در محیط تمایزی استرومایی اختلاف معنی داری با محیط غیرتمایزی و بدون استروماداشتند.
    نتیجه گیری
    این یافته ها نشان می دهند میزان تمایز هماتوپوئتیک سلول های Adeno-iPS در محیط استرومایی زیاد است و نیازی به استفاده از فاکتور رشد نیست، در حالی که در تمایز هماتوپوئتیک در محیط غیر تمایزی و تمایزی بدون استروما هیچ تفاوتی دیده نمی شود.
    کلیدواژگان: آدنوویروس، iPS، تمایز، هماتوپوئتیک
  • امیر قاسمی، محمدحسین سالاری *، امیر حسن زرنانی، محمود جدی تهرانی صفحات 516-523
    زمینه
    امروزه به دلیل مشکلاتی که سوش واکسن بروسلا ملی تنسیس ایجاد می کند، توسعه واکسن ساب یونیتی با استفاده از پروتئین های نوترکیب مد نظر است. علی رغم به دست آمدن پروتئین های نوترکیب با بیش تر از 95 درصد خلوص، این پروتئین ها هنوز حاوی میزان زیاد و مشخصی از اندوتوکسین هستند. اندوتوکسین ها، لیپوپلی ساکاریدهایی همراه با غشاء بیرونی باکتری های گرم منفی هستند. سمیت ذاتی این لیپوپلی ساکاریدها دارای یک اثری شاخص بر روی رخدادهای بیوشیمیایی بعضی از سلول ها از جمله سلول های ایمنی هستند و می توانند در آزمایش های انجام شده در شرایط آزمایشگاه تداخل ایجاد کنند.
    مواد و روش ها
    پلاسمیدهای بیانی حاوی دوژن dnakوomp31 به درون باکتریDE3)E.coli Bl21)ترانسفورم شد. بعد پس از انتخاب کلونی مناسب با استفاده از روش وسترن بلات محلولیت و عدم محلولیت هر کدام معین شد. سپس بعد از بیان در 20 درجه به مدت 22 ساعت با استفاده از روش Ni-NTA آگاروز و روش تخلیص با استفاده از اوره، پروتئین های نوترکیب تخلیص گردید. در هنگام شستشو Ni-NTA agarose هم از روش همراه با دترجنت Triton X-114 و هم بدون آن (استاندارد) استفاده شد.
    یافته ها
    در این مطالعه میزان 20 و 8 میلی گرم از پروتئین های نوترکیب DnaK و Omp31 به ترتیب با استفاده از روش استاندارد به دست آمد در حالی که در روشی که دترجنت استفاده شده بود، این میزان 20 درصد افت داشت. اما در عوض میزان اندوتوکسین در محصول نهایی به میزان بسیار زیادی جدا شده بود و به کمتر از EU 05/0 میلی گرم در لیتر رسید.
    نتیجه گیری
    روش به کار رفته در این مطالعه می تواند به عنوان روشی مناسب به منظور بیان، تخلیص و جدا سازی از محصول پروتئین نوترکیب نهایی برای تمام پروتئین های با خصوصیات فیزیولوژیکی مشابه به کار رود.
    کلیدواژگان: پروتئین نوترکیب، تخلیص، اندوتوکسین، بیان
  • طهمورث شهریور، احمدعلی معاضدی، عبدالرحمن راسخ، سحر الماسی ترک، امرالله روزبهی* صفحات 524-532
    زمینه
    پروژسترون به عنوان هورمونی تولید مثلی در ساختمان مغز مورد بررسی قرار گرفته است. در پژوهش های جدید که بیشتر با تزریق سیستمیک انجام گردیده است، گزارش شده که پروژسترون بر حالت های مختلف حافظه اثرات متفاوتی دارد. ولی اینکه آیا صرفا هیپوکامپ واسطه پروژسترون در تقویت حافظه و یادگیری بوده است روشن نیست. بنابراین در بررسی کنونی تزریق داخل هیپوکامپی پروژسترون بر حافظه و یادگیری احترازی غیرفعال در ناحیه CA1 موش های صحرایی نر نژاد ویستار مورد بررسی قرار گرفته است.
    مواد و روش ها
    حیوانات به 8 گروه هفت تایی شامل گروه های کنترل، شاهد سرم فیزیولوژی، شاهد روغن بادام (به عنوان حلال) و گروه های پروژسترون (5/.، 1، 5/1، 2 و 3 میکروگرم بر کیلوگرم وزن بدن) تقسیم شد. در همه گروه ها به جز گروه کنترل جراحی و کانول گذاری با دستگاه استریوتاکس در ناحیه CA1 سمت چپ صورت گرفت. یک هفته بعد از بهبودی همه گروه ها با شاتل باکس آموزش داده شدند و بلافاصله بعد از آموزش دوزهای مختلف پروژسترون در حجم 5/. میکرولیتر با کانول به ناحیه CA1 هیپوکامپ تزریق گردید و گروه های شاهد به همان حجم سرم فیزیولوژی یا روغن بادام دریافت کردند، سپس حافظه همه گروه ها پس از 48 ساعت مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    تجزیه وتحلیل آماری نشان می دهد که پروژسترون با دوزهای 5/.، 5/1 و 2 میکروگرم به طور معنی داری (001/0>P) حافظه و یادگیری احترازی غیرفعال را افزایش می دهند. اما مقادیر پروژسترون 1 و 3 میکروگرم تاثیر معنی داری در حافظه و یادگیری احترازی غیرفعال ندارد. روغن بادام باعث افزایش حافظه و یادگیری احترازی غیرفعال در مقایسه با سالین می شود (001/0>P).
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد که اثرات پروژسترون به عنوان یک نورواستروئید، بر حافظه و یادگیری وابسته به دوز استفاده شده از این هورمون می باشد و روغن بادام نیز با داشتن ترکیبات ویتامین E، امگا 3 و اسید اولئیک نیز در تقویت حافظه و یادگیری نیز اثرات مفیدی دارد.
    کلیدواژگان: یادگیری، حافظه، پروژسترون، هیپوکامپ، شاتل باکس
  • نادر باقری، قربانعلی رحیمیان، لقمان سلیم زاده، افشین تقی خانی، مجید مهسا، مرتضی هاشم زاده، فاطمه آزادگان دهکردی، ندا سلیمانی، هدایت الله شیرزاد* صفحات 533-541
    زمینه
    عفونت هلیکوباکترپیلوری با التهاب معده و ارتشاح سلول های پاسخ ایمنی به بافت مخاط معده مرتبط می باشد. چندین سایتوکاین از این سلول های التهابی ترشح می شوند که در نتیجه آن التهاب موضعی به وجود آمده، گسترش پیدا کرده و تداوم می یابد. عفونت های بالینی مختلف ممکن است الگوی بیان سایتوکاینی متفاوتی داشته باشند. گزارش شده که در عفونت هلیکوباکترپیلوری سایتوکاین هایی مانند IL-1 بتا، فاکتور نکروزدهنده تومور (TNFآلفا)، IL-17، IL-23 و IL-18 با التهاب بافت مخاط معده مرتبط می باشند اما جزئیات و ارتباط این سایتوکاین ها با الگوهای التهابی مختلف هنوز نامشخص است.
    مواد و روش ها
    میزان mRNAیIL-18 با استفاده از real-time PCR مورد سنجش قرار گرفت، بدین ترتیب کهTotal RNA از نمونه های بیوپسی 56 بیمار مبتلا به عفونت هلیکوباکترپیلوری و 50 بیمار که از لحاظ ابتلا به هلیکوباکترپیلوری منفی بودند اما التهاب معده داشتند با استفاده از معرف biozol طبق دستور کیت استخراج شد. با استفاده از1 میلی گرم از RNAی استخراج شده cDNAی اولیه ساخته شد و در مرحله بعد به منظور سنجش mRNAی IL-18، 2 میکرولیتر ازcDNA در دستگاه Rotor-Gene با استفاده از پروب اختصاصی و پرایمرهای اختصاصی PCR شد. همچنین ژن بتا اکتین به عنوان کنترل داخلی مورد استفاده قرار گرفت.
    یافته ها
    در این مطالعه بیان mRNAی IL-18 در بیوپسی افراد آلوده به هلیکوباکترپیلوری در مقایسه با افراد غیرآلوده به طور معنی داری بالاتر بود.
    نتیجه گیری
    IL-18 ممکن است در پاسخ التهابی و پیشرفت پاسخ Th1 برعلیه عفونت هلیکوباکترپیلوری، و در ایجاد نتایج بالینی مختلف نقش مهمی داشته باشد.
    کلیدواژگان: هلیکوباکترپیلوری، گاستریت، IL، 18، mRNA
  • مریم رحیمی، پژمان فرداصفهانی*، شیما فیاض، ارمغان فرداصفهانی، محمدحسین مدرسی، سید محمد اکرمی صفحات 542-549
    زمینه
    سرطان تیرویید تمایز یافته (DTC) شایع ترین بدخیمی غدد درون ریز بوده که شامل سرطان تیرویید فولیکولاری و پاپیلاری می باشد. یکی از عوامل موثر در ایجاد ان اثر اشعه و به دنبال آن شکست DNA است. از جمله مسیرهای مهم ترمیم DNA شکسته شده، مسیر NHEJ (Nonhomologus End Joining) می باشد که با اتصال دو انتهای غیر همولوگ، DNA شکسته شده را به هم متصل می کند. یکی از ژن های مهم این مسیر، ژن XRCC4 می باشد و پلی مورفیسم G>A در محل پیرایش اینترون 6 (جایگاه گیرنده) این ژن منجر به ساخت پروتئین ناکامل می گردد. هدف این بررسی ارزیابی ارتباط پلی مورفیسم مذکور با سرطان تیرویید تمایز یافته (DTC) بوده است.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه مورد- شاهدی r s1805377 SNP ژن XRCC4 در 172 نمونه خون بیمار مبتلا به DTC و 195 کنترل با سابقه عدم ابتلا به هرگونه سرطان که از بیمارستان شریعتی تهران به دست آمده بود، با روش PCR-RFLP مورد بررسی قرار گرفت. فراوانی ژنوتیپ ها در دو گروه سالم و بیمار محاسبه و مقایسه گردید. همچنین نسبت ریسک ایجاد DTC در ژنوتیپ ها با آنالیز رگرسیون مورد ارزیابی قرارگرفت.
    یافته ها
    یافته ها به دست آمده هیچ تفاوت معنی داری را بین فراوانی های ژنوتیپ ها در دو گروه شاهد و کنترل نشان نداد (9638/6-3349/0CI: 95 درصد، 52/1=OR، 588/0P-). همچنین، پس از تقسیم آلل ها در بین گروه های دارا و فاقد سرطان تمایز یافته تیروئید، نتایج معنی داری به دست نیامد.
    نتیجه گیری
    اگر چه نسبت به دست آمده تا حدودی به نفع همراهی ژنوتیپ A با ریسک DTC می باشد ولی یافته ها باید در بررسی های دیگری با حجم نمونه بیشتر تکرار گردند.
    کلیدواژگان: سرطان تیروئید تمایزیافته، ترمیم DNA، پلی مورفیسم چند شکلی، NHEJ، ژن XRCC4
  • فریبا فتوحی، مهرانگیز دژبرد، پژواک خاکی*، رضا پیله چیان لنگرودی، بهزاد صالحی، سهیلا مرادی بیدهندی صفحات 550-559
    زمینه
    لپتوسپیروز بیماری عفونی می باشد که به عنوان مهم ترین بیماری زئونوز شایع در جهان مطرح شده است. LigBیکی از مهم ترین پروتئین های غشاء خارجی لپتوسپیرا می باشد، ایمونوژن می باشد و تنها در لپتوسپیراهای بیماری زا وجود دارد. هدف این پژوهش تشخیص مولکولی لپتوسپیراهای بیماری زا به روش PCR بر مبنای ژن ligB می باشد.
    مواد و روش ها
    در این بررسی از پنج سرووار بیماری زای لپتوسپیرا و یک سرووار غیر بیماری زا استفاده گردید. باکتری ها در محیط کشت اختصاصی کشت داده شدند و DNA ژنومیک آن ها تخلیص گردید. پرایمرهای اختصاصی جهت تکثیر ژنligB طراحی و حساسیت و ویژگی آن در PCR بررسی شد.
    یافته ها
    با توجه به داده های PCR مشخص شد که این ژن فقط در سرووارهای گونه بیماری زا حضور دارد و قطعه bp 1041 حاصل که نشان دهنده تکثیر ژن ligBمی باشد، در گونه غیربیماری زای بایفلکسا مشاهده نگردید.
    نتیجه گیری
    بیماری لپتوسپیروز در مناطق معتدل و مرطوب که دارای بارندگی زیاد بوده دارای شیوع بیشتری است و به علت کند رشد بودن این باکتری، جداسازی آن از نمونه های بالینی به روش کشت بسیار مشکل و زمان بر است. بنابراین یک آزمایش تشخیصی مولکولی مناسب با ویژگی و حساسیت بالا مانند PCRبرای تشخیص درست، به موقع و سریع این بیماری دارای اهمیت می باشد.
    کلیدواژگان: لپتوسپیروزیس، لپتوسپیرا انتروگانس، PCR، ژن ligB
  • صدف عصایی، اسما سبزواری فرد، سهیلا منصورپور، ذبیح الله عزیزی، غلامحسین رنجبرعمرانی* صفحات 560-570
    زمینه
    علیرغم گزارش های موجود درباره ی ارتباط حافظه و یادگیری وابسته به هیپوکامپ در پی مصرف بروموکریپتین به عنوان آگونیست و هالوپیریدول به عنوان آنتاگونیست گیرنده D2، مطالعه ای درباره اثر مصرف این دو دارو بر اندازه هیپوکامپ و تعداد سلول های استروسیت صورت نگرفته است. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر احتمالی مصرف داروی بروموکریپتین و هالوپیریدول روی یادگیری و اندازه هیپوکامپ موش صحرایی نر انجام گرفته است.
    مواد و روش ها
    45 موش صحرایی نر از نژاد Sprague – Dawley با وزن 20±220 به طور تصادفی به 5 گروه 9 تایی تقسیم شدند. گروه های مورد آزمایش به مدت یکماه داروهای بروموکریپتین با دوزهای 5/10 میلی گرم بر کیلوگرم در روز و هالوپیریدول با دوزهای 5/25 میلی گرم بر کیلوگرم در روز را به صورت تزریق داخل صفاقی دریافت می کردند. بعد از پایان این مدت حافظه فضایی گروه های مختلف در ماز آبی موریس مورد آزمایش قرار گرفت. سپس از هیپوکامپ برش های سریالی به ضخامت 7 میکرون تهیه گردید. از هر 100 برش، به-صورت تصادفی سیستماتیک 10 نمونه انتخاب گردید و مورد بررسی قرار گرفت. تخمین حجم با استفاده از اصل کاوالیه انجام شد.
    یافته ها
    گروه های دریافت کننده حداکثر دوز هالوپیریدول و بروموکریپتین در زمان و مسافت بیشتری سکوی ماز آبی موریس را پیدا کردند که حاکی از یادگیری ضعیف این دو گروه بود، همچنین این دو گروه در مقایسه با گروه کنترل، هیپوکامپ سمت راست کوچکتری داشتند. در حالی که گروه های دریافت کننده بروموکریپتین و هالوپیریدول با حداقل دوز در زمان و مسافت کمتری سکوی پلاکسی گلاس را پیدا کردند که حاکی از یادگیری قوی تر این دو گروه بود و افزایش حجم هیپوکامپ در گروه های دریافت کننده بروموکریپتین و هالوپیریدول با حداقل دوز نسبت به گروه کنترل مشاهده گردید. همچنین نتایج نشان داد که تفاوت آماری معنی داری بین تعداد آستروسیت های هیپوکامپ در گروه های دریافت کننده حداکثر دوز بروموکریپتین و هالوپیریدول با گروه کنترل و همچنین تفاوت آماری معنی داری بین تعداد آستروسیت های هیپوکامپ در گروه های دریافت کننده حداقل و حداکثر دوز بروموکریپتین و هالوپیریدول با گروه کنترل وجود دارد که این تفاوت به ترتیب شامل افزایش و کاهش تعداد سلول های استروسیت می باشد.
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داده شده که مصرف داروی هالوپیریدول و بروموکریپتین با دوز پایین نه تنها در بهبود یادگیری بلکه در افزایش حجم هیپوکامپ و تعداد سلول های آستروسیت موثر است.
    کلیدواژگان: استریولوژی، بروموکریپتین، هالوپیریدول، هیپوکامپ، یادگیری
  • میترا خادم الشریعه *، طیبه امیری پارسا، محمدرضا حامدی نیا، مرضیه سادات آذرنیوه، سید علیرضا حسینی کاخک صفحات 571-581
    زمینه
    دیابت با اختلالات متابولیکی زیادی از جمله تغییر در آدیپوکاین هایی مثل واسپین و کمرین همراه است. اثر تمرینات ورزشی هوازی بر این آدیپوکاین ها در زنان دیابتی نوع دو کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. لذا هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر دو نوع پروتکل تمرین هوازی بر واسپین، کمرین و نیم رخ لیپیدی در زنان دیابتی نوع 2 می باشد.
    مواد و روش ها
    بررسی کنونی به روش نیمه تجربی انجام شد. بدین منظور36 زن مبتلا به دیابت نوع 2 به صورت تصادفی به سه گروه 1، 2 و 3 تقسیم شدند. گروه 1 تمرینات هوازی روزانه 5 هفته ای (12 نفر)، گروه 2 تمرینات هوازی روز در میان 10 هفته ای (12 نفر) انجام داده و گروه 3 که گروه کنترل بود هیچ تمرینی انجام نمی دادند. تمرینات هوازی با شدت 70-60 درصد ضربان قلب بیشینه و 60-30 دقیقه در هر جلسه انجام شد. اندازه گیری ها و نمونه گیری خونی قبل، پس از 5 هفته و 10 هفته از اجرای پروتکل پژوهشی برای همه آزمودنی ها (سه گروه) انجام شد. برای تحلیل داده ها از روش آماری ANOVA با اندازه گیری مکرر و آنوای یک طرفه استفاده شد. سطح معناداری آزمون ها 05 /0P≤ در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    تمرینات ورزشی روزانه 5 هفته ای اثر معنی داری بر وزن (5/0=p)، درصد چربی بدن (54/0=p)،BMI (65/0=P) و واسپین (59/0=P) نداشت. همچنین تمرینات ورزشی یک روز در میان 10 هفته ای نیز اثر معنی داری بر وزن (35/0=p)، درصدچربی بدن (30/0=P)،BMI (27/0=P) و واسپین (67/0=P) نداشت. در حالی که باعث کاهش معنادار غلظت کمرین شد (001/0=p). تمرینات ورزشی روزانه 5 هفته ای اثر معنی داری بر هیچ یک از شاخص های اندازه گیری شده نداشت.
    نتیجه گیری
    پنج هفته تمرین روزانه هوازی و 10 هفته تمرین روز در میان هوازی بر سطوح واسپین و نیم رخ لیپیدی بیماران زن دیابتی نوع دو تاثیری ندارد. به نظر می رسد این بیماران برای بهره برداری موثر از تمرینات هوازی باید این تمرینات را برای مدت زمان بیشتری انجام دهند.
    کلیدواژگان: دیابت نوع 2، تمرینات هوازی، کمرین، واسپین، نیم رخ لیپیدی
  • فاطمه زنگنه، امیر جلالی *، حمید گله داری، غزاله محمد زاده شهریاری، محمدطه جلالی، جواد محمدی اصل صفحات 582-592
    زمینه
    سیتوکروم 1E4502P(1E2CYP) آنزیمی اصلی است که نقش عمده ای در فعال سازی و سمیت زدایی بسیاری از ژنوبیوتیک ها، سرطان زاها (کارسینوژن ها) و داروها ایفا می کند. بررسی انواع پلی مورفیسم در 1E2CYP به عنوان یک ضرورت اولیه خطر ابتلا به انواع سرطان در صورت تماس با ترکیبات کارسینوژن، یافته های متفاوتی داشته است. هدف از این بررسی تعیین فراوانی آللی و ژنوتیپی پلی مورفیسم B5*1E2CYP در جمعیت ایرانی و مقایسه با سایر جمعیت های دنیا بود.
    مواد و روش ها
    بررسی کنونی در سال 1390 در دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز انجام شد. در این پژوهش پلی مورفیسم (C1293-G؛ 3813867rs) B5*1E2CYP در200 نفر (100 زن و 100 مرد) از افراد مراجعه کننده به آزمایشگاه های تشخیص طبی شهر اهواز با روش PCR-RFLP مورد بررسی قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون آماری مجذور کای و معادله هاردی- واینبرگ تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    فراوانی ژنوتیپ های (1c/1c) A1*، (2c/1c)B5*/ A1* و (2c/2c)B5*/B5* به ترتیب 97/3 و 0 درصد به دست آمد. فراوانی الل (1c)A1* و (2c)B5* نیز 5/98 و 5/1 درصد محاسبه شد. در نتایج حاصل از بررسی این پلی مورفیسم تفاوت معنی داری بین دو جنس مشاهده نشد (در این مطالعه، مقدار P کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد).
    نتیجه گیری
    توزیع ژنوتیپی B5*1E2CYP با ترکیه و تعدادی از جمعیت های اروپایی شباهت داشت در حالی که اختلاف معنی دار با جمعیت های آسیای شرقی، آمریکایی و تعدادی از جمعیت های اروپایی مشاهده شد. جنسیت در توزیع اللی این پلی مورفیسم نقشی ندارد.
    کلیدواژگان: پلی مورفیسم، B5*1E2CYP، ژنوتیپ، فراوانی های اللی، ایران
  • حسین دارابی، فهیمه هداوند، افشین استوار، ایرج نبی پور، زهرا مولایی منش، فرزانه یوسفی، کتایون وحدت * صفحات 593-601
    زمینه
    همراهی هلیکوباکتر پیلوری به عنوان یکی از عفونت های شایع دستگاه گوارش با بیماری های خارج از دستگاه گوارش از جمله بیماری های قلبی- عروقی به اثبات رسیده است. جداسازی مستقیم این هلیکوباکتر پیلوری از پلاک های آترواسکلروتیک، دلیل محکمی برای تایید این ارتباط است که در کنار عوامل خطرساز کلاسیک بیماری های عروق کرونر مانند فشار خون، پروفایل چربی نقش مهمی را ایفا می کند. هدف این بررسی یافت ارتباط بین عفونت مزمن با هلیکوباکتر پیلوری و پروفایل چربی در یک مطالعه ی بزرگ جمعیتی بوده است.
    مواد و روش ها
    1754 بیمار (8/50 درصد زنو 2/49 درصد مرد)) از گروه سنی بالای 25 سال به صورت تصادفی از افراد شرکت کننده در پروژه ی قلب سالم مونیکا انتخاب شدند. نمونه های سرم برای IgG هلیکوباکترپیلوری با روش الیزا مورد بررسی قرار گرفتند و تیترهای بالاتر از 30 واحد در میلی لیتر مثبت تلقی شدند. در نهایت داده ها به کمک نرم افزار SPSS ویرایش 18 مورد آنالیز قرار گرفتند و 05/0P< معنادار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    پس از یک آنالیز رگراسیون مولتی لجستیک تعدیل شده برای سن و جنس، شاخص توده ی بدنی، فشار خون، دیابت تیپ 2 و مصرف دخانیات، ارتباطی بین پروفایل های چربی (HDL-L، LDL) و سرولوژی مثبت هلیکوباکتر پیلوری یافت نشد 05/0P>.
    نتیجه گیری
    در این مطالعه ی بزرگ جمعیتی در شهرهای شمال خلیج فارس همراهی بین عفونت هلیکوباکتر پیلوری و پروفایل چربی در گروه زنان و مردان یافت نشد.
    کلیدواژگان: هلیکوباکترپیلوری، کلسترول، آترواسکلروز، پروفایل چربی
  • سجاد یعقوبی، نادر مصوری *، سهیلا مرادی بیدهندی، علی اصغر فرازی، محمد محمدطاهری، زهرا رجبی، خلیل عزیزیان، یوسف امینی، آزاد جامعی صفحات 602-611
    زمینه
    RFLP-IS6110 یک روش کامل و استاندارد برای ژنوتایپینگ مایکوباکتریوم توبرکلوزیس می باشد. هدف از این مطالعه بررسی تعیین تنوع ژنتیکی مایکوباکتریوم توبرکلوزیس در استان مرکزی و همچنین شناسایی نحوه ی انتقال بیماری در این منطقه بوده است.
    مواد و روش ها
    نتایج یافته های آزمایش RFLP بر روی 42 نمونه ی مایکوباکتریوم توبرکلوزیس جمع آوری شده از استان اراک آنالیزشد. DNA جمع آوری شده از ایزوله ها مورد هضم آنزیمی توسط Pvu II قرار گرفته و در نهایت هیبریدیزاسیون با استفاده از پروب IS6110 انجام شد.
    یافته ها
    براساس تعداد کپی IS6110، ایزوله ها به چهار گروه اصلی تقسیم شدند 1- فاقد کپی های IS6110 2- تعداد کپی های اندک (2-1) 3-دارای تعداد کپی های متوسط (5-3) 4- دارای تعداد کپی های بالا (17-6). در این مطالعه بررسی تعداد کپی بیشتر از 17 در هر یک از ایزوله های بررسی شده دیده نشد.72 درصد از ایزوله ها دارای کپی های بالا IS6110، 10 درصد از ایزوله ها دارای تعداد کپی های متوسط IS6110، 10 درصد از ایزوله ها دارای تعداد کپی اندک IS6110و 5 درصد از ایزوله ها فاقد کپی های IS6110 بودند.
    نتیجه گیری
    روش انگشت نگاری ژنومیRFLP-IS6110، به فهم بهتر ما از ارتباطات اپیدمیولوژیکی در موارد توبرکلوزیس کمک شایانی می نماید. با این تکنیک می توان فعال شدن مجدد عفونت در استان را تخمین زد. در مطالعه ی حاضر کنونی قرار گرفتن سویه ها در خوشه های جداگانه، نشان دهنده فعال شدن مجدد عفونت نهفته توبرکلوزیس در این منطقه است.
    کلیدواژگان: مایکوباکتریوم توبرکلوزیس، تایپینگ ملکولی، DR، IS6110، RFLP
  • محمدرضا عرب *، رمضان میرزایی، رضوانه مشهدی، مهدی جهان تیغ، محمدعلی طبسی، طیبه کرمانی صفحات 612-619
    زمینه
    لحیم کاری آلاینده های زیان آور فراوانی تولید می کند. هدف از این مطالعه تعیین اثرات سمی این آلاینده ها بر ضخامت پوشش ژرمینال در موش صحرایی بود.
    مواد و روش ها
    48 سر موش صحرایی بالغ نر به طور تصادفی به دو گروه آزمایش (30 سر) و شاهد (18 سر) تقسیم شدند. موش های گروه های آزمایش و شاهد بر اساس زمان مواجهه ی گروه آزمایش با آلاینده ها (روزانه به مدت یک ساعت) به سه زیر گروه 2، 4 و 6 هفته ای تقسیم شدند. میزان فیوم ها روزانه با روش های استاندارد اندازه گیری شد. بر اساس جدول زمانی از بیضه موش های دو گروه پس از فیکساسیون در فرمالین بلوک های پارافینی تهیه و مقاطع تهیه شده با هماتوکسیلن و ائوزین رنگ آمیزی و ضخامت پوشش ژرمینال در آنها اندازه گیری شد. اطلاعات جمع آوری شده به کمک تست غیرپارامتری مان ویتنی ویتنی با نرم افزار SPSS ویرایش 17 تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که غلظت این آلاینده ها به ترتیب برای فرمالدئید، قلع و سرب برابر با 193/0 میلی گرم بر متر مکعب 35 و /0 میلی گرم بر متر مکعب و 3 میلی گرم بر مترمکعب بود. با آنکه اختلاف معنی داری میان وزن بیضه ها میان گروه های شاهد و آزمایش دیده نشد، اختلاف میان گروه های شاهد و آزمایش در گروه 6 هفته ای برای ضخامت لوله های منی ساز معنی دار بود (02/0>P).
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که آلاینده های لحیم کاری به صورت وابسته به زمان می تواند موجب تغییر ساختار و ضخامت پوشش ژرمینال در موش های صحرایی گردد.
    کلیدواژگان: لوله های منی ساز، بیضه، پوشش ژرمینال، موش صحرایی، فیوم های لحیم کاری
  • خدیجه احمدی، جلال مردانه *، ساره سعادت صفحات 620-628
    زمینه
    اسینتوباکترها جزء کوکوباسیل های گرم منفی هستند که به طور وسیع در طبیعت پراکنده بوده و در بخش های بیمارستانی سبب ایجاد طیف وسیعی از عفونت های بیمارستانی از جمله پنومونی، مننژیت، اندوکاردیت، عفونت های پوست و بافت نرم، کونژنکتیویت، عفونت زخم سوختگی و باکتریمی می گردند. این باکتری، مقاومت به عوامل ضد میکروبی متعددی را نشان داده است. هدف از این مطالعه بررسی الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی سویه های اسینتوباکتر جدا شده از بیماران بستری در بخش های مختلف بیمارستان طالقانی شهرستان اهواز می باشد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تعداد 43 سویه اسینتوباکتر از بیماران بستری در بیمارستان طالقانی شهرستان اهواز ایزوله و مورد بررسی قرار گرفتند. کشت نمونه های بالینی بر روی محیط های میکروب شناسی انجام شد. تست آنتی بیوگرام با استفاده از روش دیسک دیفیوژن بر اساس آنچه توسط سازمان استاندارهای بالینی و آزمایشگاهی جهت انجام این تست تعریف شده، انجام گردید.
    یافته ها
    سویه های اسینتوباکتر از 24 نمونه ی بیوپسی (8/55 درصد)، 13 نمونه زخم (2/30 درصد) و 6 نمونه خون (14 درصد) ایزوله شدند. نتایج تست حساسیت آنتی بیوتیکی نمونه ها نشان داد که بیشترین حساسیت (5/60 درصد) نسبت به آنتی بیوتیک کلیستین بوده و 33 مورد (7/76 درصد) از سویه های ایزوله شده، به آنتی بیوتیک ایمی پنم مقاوم بودند.
    نتیجه گیری
    مشاهده مقاومت بالا نسبت به ایمی پنم به عنوان داروی خط آخر درمانی در درمان عفونت های ناشی از باکتری های گرم منفی بسیار نگران کننده بوده و انجام برنامه های نظارتی به منظور جلوگیری از مصرف نابجا این دارو در بیمارستان ها ضروری است.
    کلیدواژگان: اسینتوباکتر، بیمارستان، مقاومت آنتی بیوتیکی
  • شکرالله فرخی*، محمد کاظم غیبی، علی موحد، داریوش ایران پور، افشین استوار، کتایون وحدت، حسینعلی خزایی صفحات 629-637
    زمینه
    در سال های اخیر فراوانی بیماری های آلرژیک پوستی مانند درماتیت آتوپیک (اگزما) و کهیر در منطقه بسیار بالا گزارش شده است. شناسایی فراوانی اینگونه آلرژن های مناطق مختلف در تشخیص و درمان بیماری های آلرژیک نقش بسیار مهمی دارد. هدف از این پژوهش بررسی فراوانی آلرژن های شایع در بیماران آلرژیک پوستی به ویژه اگزما و کهیر در استان بوشهر بوده است.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه مقطعی- توصیفی، 234 بیمار مبتلا به کهیر و اگزما که در تست آلرژی پوستی پریک حداقل به یک آلرژن حساسیت داشتند، وارد مطالعه شدند. تست آلرژی پوستی پریک با عصاره آلرژن های شایع استنشاقی و غذایی منطقه ای انجام شد.
    یافته ها
    از بین 837 بیمار مراجعه کننده به درمانگاه آلرژی، 91 نفر (8/10 درصد) اگزما و 143 نفر (17 درصد) کهیر داشتند. شیوع اگزما و همچنین کهیر در زن ها به شکل معنی داری بیشتر از مردان بود. شایع ترین آلرژن های خوراکی در بین بیماران اگزما به ترتیب بادام زمینی (6/56 درصد)، گردو (7/47 درصد)، سویا (1/46 درصد) بود. همچنین شایع ترین آلرژن های استنشاقی در این بیماران به ترتیب مایت غبار خانگی (7/67 درصد)، گرده علف هرز شور (7/57 درصد) و اسپور قارچ آلترناریا (6/51 درصد) بود. در بیماران با کهیر بادام زمینی (58 درصد)، گردو (1/53 درصد)، گوجه فرنگی (2/48 درصد) شایع ترین آلرژن های خوراکی بودند، درحالیکه شایع ترین آلرژن های استنشاقی در این بیماران به ترتیب مایت غبار خانگی (4/66 درصد)، گرده علف هرز شور (4/52 درصد) و گرده درخت خرما (51 درصد) بود.
    نتیجه گیری
    یافته های این بررسی نشان داد که فراوانی عوامل حساسیت زای خوراکی در بیماران اگزما و کهیر، بادام زمینی و گردو می باشند. همچنین شایع ترین عوامل حساسیت زای استنشاقی در این بیماران، مایت غبار خانگی و علف های هرز بودند.
    کلیدواژگان: اگزما، کهیر، تست آلرژی پریک، آلرژن
  • طاهره اسدی، افشار بارگاهی، ایرج نبی پور، غلامحسین محبی، بهمن خلدبرین *، سهیل مهاجرانی، علی ابا، نیلوفر معتمد صفحات 638-648
    زمینه
    این پژوهش به منظور تعیین درصد روغن و اسیدهای چرب در ساقه، برگ و بذر گیاه شوره زیست (Suaeda vermiculata) با نام محلی تهما و رویشگاه سواحل خلیج فارس در استان بوشهرانجام شد.
    مواد و روش ها
    روغن تام و اسیدهای چرب موجود در برگ و ساقه و ریشه در حلال نرمال هگزان توسط سوکسله استخراج گردید و سپس آنالیز و شناسایی اسیدهای چرب مربوطه با استفاده از دستگاه گاز کروماتوگرافی FID-GC انجام شد.
    یافته ها
    مقدار روغن در نمونه های مورد نظر بین 74/1-68/0 (درصد وزن خشک از بافت) به دست آمد که کمترین مقدار روغن در ساقه و بیشترین مقدار در برگ مشاهده گردید. تعداد 11 اسید چرب شناسایی شد که هشت اسید چرب از نوع اشباع و سه اسید چرب غیراشباع بود. اسید پالمیتیک، اسیدچرب اشباع غالب در ساقه و برگ ولی در بذر اسید مارگاریک بود. همچنین اسید چرب غیراشباع غالب در برگ، بذر و ساقه به ترتیب اسید اولئیک، اسید لینولئیک و لینولنیک بود. همچنین نتایج نشان داد که اسیدهای چربی نظیر پلارگونیک، پالمیتیک و استئاریک در همه اندام های فوق الذکر وجود دارند.اسید چرب پلارگونیک در برگ ولی لینولئیک و استئاریک در ساقه وفور بیشتری داشتند.
    نتیجه گیری
    با تحلیل یافته ها مشخص گردید که در بذر گیاه S. vermiculata اسید چرب اشباع غالب، مارگاریک و اسید چرب غیراشباع غالب، لینولئیک بود. و از طرفی در دانه گیاه درصد اسیدهای چرب اشباع بیشتر از انواع غیر اشباع بود.
    کلیدواژگان: اسید چرب، گیاه vermiculata Suaeda، شوره زیست، روغن، گاز کروماتوگرافی
  • شهلا عباس پور، جلال مردانه *، ساناز ده باشی، سیده سمیه جاسمی صفحات 647-657
    زمینه
    عفونت های اکتسابی از بیمارستان از موضوعات مهم در سلامت بیمار می باشد. طیفی از ارگانیسم های گرم منفی مسئول عفونت های اکتسابی از جامعه هستند. خانواده انتروباکتریاسیه در این بین در میان همه شایع ترین گروه شناخته شده می باشند. عفونت های ناشی از این سویه ها همراه با یافته های بالینی شدید جبران ناپذیر همراه بوده که منجر به مرگ ومیر، بستری شدن طولانی مدت و افزایش هزینه های درمانی و از سویی تاخیر در به کارگیری درمان موثر، می گردد. هدف از این مطالعه بررسی الگوی حساسیت آنتی بیوتیکی میکروارگانیسم های جدا شده از بیماران بستری در بخشPICU و شناسایی استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متی سیلین و باکتری های مولد ESBL با استفاده از روش های فنوتیپی بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه از بیماران بستری در بخش PICU بیمارستان بهرامی تهران بسته به ارگان درگیر شونده نمونه های مختلف جمع آوری شد. برای جداسازی باکتری ها از نمونه های بیماران، کشت بر روی محیط های انتخابی و غیر انتخابی انجام شد. پس از شناسایی ارگانیسم ها به کمک آزمایش های بیوشیمیایی، آزمایش حساسیت آنتی بیوتیکی با استفاده از روش دیسک دیفیوژن انجام شد. شناسایی فنوتیپی سویه های استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متی سیلین (MRSA) با استفاده از دیسک سفوکسیتین انجام شد. سویه های تولیدکننده ESBL با استفاده از دیسک های سفتازیدیم (CAZ) و سفتازیدیم/کلاوولانیک اسید (CAZ/CLA) شناسایی شدند.
    یافته ها
    شایع ترین ارگانیسم جداشده از کل نمونه های بالینی ارسال شده به آزمایشگاه، اشریشیاکلی (24 مورد) و پس از آن به ترتیب پسودوموناس آئروژینوزا (9 مورد) و استافیلوکوکوس اورئوس (8 مورد) بود. از بین 8 سویه استافیلوکوکوس اورئوس ایزوله شده از نمونه های مختلف بالینی 6 سویه (75 درصد) مقاوم به متی سیلین (MRSA) بودند. از بین 52 باکتری گرم منفی جداشده 5 مورد (6/9 درصد) سویه ها ESBL بوده است.
    نتیجه گیری
    روش های پیشگیری استاندارد جهت جلوگیری از گسترش مقاومت ضدمیکروبی در بخش های مراقبت ویژه شامل رعایت بهداشت دست، استفاده از پوشش های مناسب در هنگام کار با این بیماران عفونی شده و کلونیزه شده با این سویه ها می باشد. از وسایل اختصاصی و تجهیزات برای این قبیل بیماران باید استفاده گردد. افراد کلونیزه شده یا عفونی شده در اتاق های مجزا و یا بخش های مخصوص این بیماران قرار داده شوند. بررسی فعال و شناسایی افراد کلونیزه شده با این سویه ها که به عنوان مخزن عمل می کنند، ضروری است.
    کلیدواژگان: PICU، حساسیت آنتی بیوتیکی، سویه های MRSA، سویه های تولیدکننده ESBL
  • سمیه سالاری صدیق، حجت الله یوسفی منش *، جواد سرآبادانی صفحات 658-665
    زمینه
    عراق در جنگ تحمیلی بارها از گازهای شیمیایی به ویژه خردل (سولفورموستارد) علیه نیروهای ایرانی استفاده نمود. اثرات گاز روی بافت های مختلف بدن به مقدار سم و مدت تماس بستگی دارد. با توجه به اهمیت بررسی شیوع ضایعات دهانی، این پژوهش در شهر زاهدان بر روی جانبازان شیمیایی صورت گرفت.
    مواد و روش ها
    این بررسی از نوع مقطعی- توصیفی بر روی 70 بیمار صورت گرفت. پس از کسب رضایت از بیماران فرم پرسشنامه مشخصات فردی بیمار تکمیل و معاینه شدند. در صورت وجود ضایعه در بافت نرم مورد بررسی دقیق قرار گرفتند. همه اطلاعات به دست آمده در فرم های مخصوص گردآوری گردید و با نرم افزار SPSS ویرایش 18 مورد آنالیز آماری قرار گرفت.
    یافته ها
    از میان 82 بیمار مراجعه کننده 52 نفر دارای ضایعه دهانی و 18 نفر دارای مخاط دهانی سالم بودند. شایع ترین ضایعات دهانی مشاهده شده در این بررسی پس از پیگمانتاسیون (8/52 درصد) زخم (8/ 42 درصد) و افزایش حجم و خونریزی از لثه (2/34 درصد) و ضایعات سفید (پاک شونده (5/28 درصد) و غیرپاک شونده (8/22 درصد) بود.
    نتیجه گیری
    شایع ترین محل ضایعات در لثه و زبان بوده اند. شمار زیادی از مراجعه کنندگان از وجود ضایعات در دهان خود مطلع نبودند و این مساله لزوم تاکید بر معاینات دوره ای دهانی توسط متخصصین را ایجاب می کند.
    کلیدواژگان: ضایعات دهان، گاز خردل، شیوع، ایران
  • رضا طاهرخانی، فاطمه فرشادپور*، علی میرجلیلی، رویا امیری نژاد صفحات 666-675
    زمینه
    اسکلروز متعدد (MS) بیماری دمیلینه کننده ی مزمن سیستم عصبی مرکزی است که خودایمنی علیه میلین در بیماری زایی آن نقش دارد. عفونت با ویروس های شایع خصوصا ویروس اپشتن-بار (EBV) احتمالا در پاتوبیولوژی MS نقش دارد. مطالعات اپیدمیولوژی بیانگر ارتباط میان عفونت EBV و خطر بیماری MS می باشند. هدف از این پژوهش تعیین شیوع آنتی بادی IgG علیه آنتی ژن کپسید EBV در سرم دو گروه بیماران مبتلا به MS و گروه افراد سالم،یکسان نظر سن و جنس، بود.
    مواد و روش ها
    میزان شیوع آنتی بادی IgG علیه آنتی ژن کپسید (VCA) ویروس اپشتین-بار (EBV) توسط سه آزمون شامل دو آزمون الایزا و یک آزمون ایمنوفلورسنس غیرمستقیم (IFA) در گروه بیماران MS (21 بیمار) و گروه کنترل (105 فرد سالم) ارزیابی و با یکدیگر مقایسه گردید. داده ها به صورت میانگین، درصد و نمودار گزارش شدند و از آزمون test-t و نرم افزار SPSS ویرایش 15 برای این منظور استفاده گردید.
    یافته ها
    به وسیله آزمون IFA، 100 درصد بیماران MS از نظر آنتی بادی IgG اختصاصی EBV VCA مثبت بودند در حالی که در گروه کنترل 5/93 درصد مثبت بودند. در گروه کنترل به وسیله کیت الایزا تجاری و الایزا طراحی شده به ترتیب 4/91 درصد و 4/90 درصد مثبت بودند و در گروه بیماران MS با هر دو آزمون الایزا 2/95 درصد از نظر آنتی بادی IgG اختصاصی EBV VCA مثبت بودند. در آزمون های الایزا جذب نوری (OD) نمونه های سرمی بیماران MS نسبت به گروه کنترل به طور معناداری بالاتر بود که نشان دهنده تیتر بالاتر آنتی بادی می باشد. علاوه بر این در آزمون IFA درصد سلول های فلورسنت مثبت در نمونه های سرم بیماران MS نسبت به گروه کنترل بیشتر بود.
    نتیجه گیری
    نتایج بیانگر این است که احتمالا ویروس EBV از نظر سرواپیدمیولوژیکی با بیماری MS در ارتباط می باشد.
    کلیدواژگان: ویروس اپشتن، بار، مولتیپل اسکلروز، الایزا، ایمنوفلورسنس
  • راحله عالی جهان، فرهاد پورفرضی، سوسن سلیمی، پریسا طهماسبی، شهلا مرادی، صادق حضرتی* صفحات 676-686
    زمینه
    عفونت ادراری شایع ترین عفونت باکتریال دوران بارداری و عامل خطر مهمی برای پیامد وخیم مادری و پری ناتال است. این مطالعه با هدف تعیین شیوع عفونت ادراری و عوامل خطر مرتبط با آن انجام شد.
    مواد و روش ها
    این پژوهش، مطالعه ای توصیفی همبستگی بود که در آن 2496 زن باردار مراجعه کننده به 6 مرکز بهداشتی شهری و 3 مرکز بهداشتی روستایی شهرستان اردبیل در تیرماه سال 1390 از طریق نمونه گیری چند مرحله ای مورد مطالعه قرار گرفتند. 240 نفر که کشت ادرار آن ها مثبت بود به عنوان گروه مورد و مابقی به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. اطلاعات مورد نیاز، از طریق بررسی پرونده بهداشتی زنان باردار و تکمیل پرسشنامه جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل آماری توسط نرم افزار SPSS ویرایش 16 و با استفاده از آزمون های آماری کروسکال والیس، مجذور کای و رگرسیون گام به گام انجام شد.
    یافته ها
    7/9 درصد زنان باردار عفونت ادراری داشتند. از میان متغیرهای مورد بررسی، طبقه اجتماعی-اقتصادی متوسط به پائین (328/2=OR،766/4-138/1:CI،0210/0=p) فاصله از بارداری قبلی کمتر از 3 سال (137/2=OR، 141/4-093/1:CI، 026/0=p) استفراغ شدید بارداری (062/2=OR، 098/4-038/1:CI،039/0=p) به ترتیب مهم ترین عوامل خطر ابتلا به عفونت ادراری در زنان باردار تعیین گردید.
    نتیجه گیری
    فاصله گذاری مناسب بین بارداری ها، مراقبت وی‍ژه از زنان باردار طبقه اجتماعی متوسط به پایین و زنان مبتلا به استفراغ شدید بارداری می تواند نقش به سزایی در پیشگیری از ابتلا به عفونت ادراری و عوارض مرتبط با آن داشته باشد.
    کلیدواژگان: زنان باردار، عفونت ادراری، عوامل خطر، ایران
  • داریوش شهبازی گهرویی، محمد عبدالهی* صفحات 687-694
    زمینه
    افراد ساکن و یا شاغل در مناطق با پرتوزایی بالا، افرادی هستند که برای مدت طولانی در معرض پرتوگیری زمینه ای با دوزهای پایین قرار دارند. در مورد اثرات زیستی دوزهای پایین در طولانی مدت و همچنین اثرات پرتوگیری زمینه ای بالا اتفاق نظر وجود ندارد. و مکانیسم پاسخ های زیستی نسبت به این گونه پرتوها تا حد زیادی مبهم باقی مانده است. جهت بررسی اثرات مزمن پرتوها، پارامترهایی باید مورد بررسی قرار گیرند که تغییرات کوچک آن ها سبب بروز اثرات مهمی بر سیستم های زیستی می گردند. عناصر کمیاب بدن از این دیدگاه دارای اهمیت خاص هستند. عناصر کمیاب نقشی حیاتی در پروسه های زیستی بر عهده دارند و گستره قابل قبول این عناصر جهت پروسه های فیزیولوژیکی محدود می باشد.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش 30 نفر از کارکنان و ساکنین منطقه چشمه های آب گرم محلات که به صورت دائم در منطقه حضور داشتند (متوسط دوز زمینه سالانه: 6/21 میلی سیورت) به عنوان گروه نمونه و 30 نفر با شرایط فرهنگی و اقتصادی مشابه با گروه نمونه، و ساکن در شهرستان محلات که در حدود 15 کیلومتری چشمه ها واقع شده به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. میزان غلظت عناصر مس، روی، منیزیم و آهن در سرم خون افراد مورد آزمایش با روش اسپکترومتری جذب اتمی اندازه گیری و با هم مقایسه گردید. آنالیز آماری داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفت.
    یافته ها
    میانگین غلظت مس، آهن، روی و منیزیم در گروه نمونه به ترتیب 11/0±67/0، 41/0± 54/1، 34/0±76/1، 42/1±78/19 و در گروه شاهد 06/0±78/0، 15/0±06/1، 05/0± 85/0، 57/0±34/20 میلی گرم در لیتر به دست آمد. مقایسه آماری گروه ها با استفاده از آنالیز t مستقل نشان دهنده اختلاف معنی دار عنصر مس در دو گروه بود (05/0p<) به گونه ای که کاهش مس در خون کارکنان دائمی منطقه مشاهده شد (01/0p<). متوسط غلظت آهن و روی در خون کارکنان دائمی منطقه بیشتر از گروه شاهد بود، و این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (05/0p<). بر خلاف کمتر بودن متوسط میزان عنصر منیزیم در خون کارکنان دائمی منطقه بین عنصر منیزیم و حضور دائمی در منطقه ارتباط معنی داری به دست نیامد (05/0p>).
    نتیجه گیری
    پرتوگیری مزمن می تواند مکانیسم های جذب، دفع و جایگزینی عناصر بدن را دچار اختلال کرده و تعادل دینامیکی آن ها را تحت تاثیر قرار دهد. بر اساس نتایج این پژوهش احتمال تاثیر پرتوگیری زمینه ای بالا بر غلظت عناصر کم مقدار بدن زیاد می باشد و به همین منظور موارد مربوط به حفاظت در برابر پرتوهای با دوز کم از اهمیت زیادی بر خوردار است.
    کلیدواژگان: پرتوگیری، اسپکترومتر جذب اتمی، عناصر کم مقدار، پرتوگیری زمینه ای
  • سیده زینب عابدی*، محمد کاظم خالصی، سهراب کوهستان اسکندری صفحات 695-705
    زمینه
    فلزات سنگین غیرقابل تجزیه موجود در آب ها، در ماهی به عنوان یکی از زنجیره های غذایی انسان تجمع می یابند. در این مطالعه، ضریب انباشتگی زیستی (BCF) فلزات سنگین کروم و کادمیوم در ماهی فلس دار کپور معمولی (C. carpio) و بدون فلس گربه ماهی راه راه(P. hypophthalmus) در بافت های کبد، پوست، آبشش، عضله و فلس تعیین و با هم مقایسه شدند.
    مواد و روش ها
    ابتدا غلظت کشنده کروم و کادمیوم طی زمان 96 ساعت (LC50-96 h) برای هر گونه ماهی تعیین و سپس ماهیان به مدت 15 روز در معرض 1/0 غلظت های کشنده قرار گرفتند. پس از آماده سازی و هضم شیمیایی نمونه های بافت ها، مقادیر فلزات توسط دستگاه جذب اتمی اندازه گیری گردید.
    یافته ها
    انباشتگی کل کروم و کادمیوم در بافت های گربه ماهی به ترتیب 6/ 15±11/2286 و 39/9±73/360 و در کپور 15/24±71/734 و 66/13±67/725 میکروگرم در گرم وزن خشک برآورد شد. باقیمانده فلزات در آب تیمارهای گربه ماهی به ترتیب 02/0±059/0 و 0017/0±0036/0 و کپور 03/0±1/0 و 023/0±0412/0 میلی گرم بر لیتر بود. در گربه ماهی راه راه، بیشترین BCF کادمیوم در کبد و بعد در عضله > آبشش > پوست یافت شد. BCF کادمیوم در کپور به صورت کبد > پوست > آبشش > فلس > عضله، و BCF کروم به صورت آبشش > کبد > پوست > فلس > عضله، و در گربه ماهی با ترتیب کبد > عضله > پوست > آبشش برآورد گردید.
    نتیجه گیری
    مقادیر کم کادمیوم و کروم با BCF بالا به ویژه در عضله ماهیان بدون فلس (گربه ماهی) سلامتی مصرف کننده را تهدید می کنند.
    کلیدواژگان: ضریب انباشتگی زیستی، کروم، کادمیوم، ماهی، کپور معمولی، گربه ماهی راه راه
  • نرگس بهمنی، کرامت الله زندی قشقایی *، صدر الله خسروی صفحات 706-715
    زمینه
    اسکیزوفرنیا اختلال روان پزشکی است که در آن طیف گسترده ای از کارکردهای شناختی به ویژه حافظه، توجه، مهارت های حرکتی، کارکردهای اجرایی و هوش آسیب می بیند. تحقیقات تجربی گوناگون نشان داده است که بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا در نگهداشت توجه و حافظه مشکل دارند. هدف از این پژوهش مقایسه تاثیر سه نوع موسیقی بر عملکرد حافظه و نگهداری توجه در بیماران اسکیزوفرنی بوده است.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه کارآزمایی بالینی،با استفاده از نمونه گیری در دسترس تعداد 60 نفر (30 زن و 30 مرد) انتخاب شدند. بیماران در محدوده سنی 18 تا 48 سال قرار داشتند این افراد به جز اسکیزوفرنیا بیماری دیگری نداشتند. از تمامی آزمودنی ها، آزمون حافظه وکسلر و آزمون فراخنای توجه از مجموعه آزمون شناختی- تشخیصی کی به عمل آمد. سپس آزمودنی ها به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش (سنتی ایرانی، کلاسیک غربی و پاپ) و سه گروه کنترل در هر گروه 10 نفر (5 مرد و 5 زن) تقسیم شدند. پس از انجام آزمایش ها، دوره موسیقی درمانی به مدت 10 روز بر روی گروه های آزمایشی اجرا شد.پس از پایان جلسات موسیقی درمانی، آزمایش ها مجددا بر روی گروه ها انجام شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که موسیقی درمانی به طور کلی بر عملکرد حافظه موثر بوده است ولی نوع موسیقی بر بهبود عملکرد حافظه تاثیر نداشته است، به این معنی که بین گروه ها با توجه به نوع موسیقی مختلف، تفاوت معنی دار وجود نداشته است. همچنین تحلیل کوواریانس نشان داد که موسیقی درمانی به طور کلی بر نگهداری توجه موثر است و نوع موسیقی نیز در این مداخله موثر می باشد و موسیقی پاپ در بهبود نگهداری توجه افراد اسکیزوفرن دارای بیشترین اثربخشی بوده است.
    نتیجه گیری
    بنا بر بررسی کنونی می توان نتیجه گیری کرد که اجرای موسیقی درمانی در بیماران اسکیزوفرن ممکن است سبب بهبود حافظه و توجه گردد. البته پیشنهاد می شود مطالعات بیشتری در این زمینه صورت گیرد. همچنین استفاده از موسیقی پاپ به طور ویژه برای بهبود نگهداری توجه در بیماران اسکیزوفرن دارای بیشترین تاثیر است.
    کلیدواژگان: موسیقی، عملکرد حافظه، نگهداری توجه
  • مریم صدرنیا، ریما ژلداکووا، محمد ارجمندزادگان * صفحات 716-722
    زمینه
    ترکیبات آمونیوم چهار ظرفیتی (QACS) به عنوان مواد ضدمیکروبی بسیار موثر در پزشکی و صنعت شناخته شده اند. بروز مقاومت فزاینده میکروب ها نسبت به این مواد، ضرورت تولید ترکیبات جدید با فعالیت گسترده تر و سمیت اندک را ایجاب می نماید. هدف این تحقیق ارزیابی اثر ضدمیکروبی ترکیبات جدید که با ایجاد تغییر در ساختار و تغییر رادیکال ها ساخته شده اند روی باکتری ها، مخمرها و قارچ ها می باشد.
    مواد و روش ها
    16 نمک چهارتایی آمونیوم بی فنیل در حلال اتیل الکل یا استونیتریل تحت شماره های 1 تا 16 ساخته شدند. سپس با استفاده از روش استاندارد، حداقل غلظت ممانعت کنندگی از رشد (MIC) در محیط کشت غنی کننده گلوکز- نمکی محتوی عصاره مخمر و نیز نوترینت براث برای باکتری ها، پوتیتو آگار برای قارچ ها و نوترینت آگار و سابورودکستروز آگار برای مخمرها تعیین گردید.
    یافته ها
    ترکیبات به شماره های 2، 7، 8، 9، 12 و 13 دارای بیشترین فعالیت ضدمیکروبی (کمترین غلظت ممانعت کنندگی از رشد) بودند. علاوه براین، غلظت ممانعت کننده از رشد در اکثر باکتری های مورد مطالعه غیر وابسته به ترکیب محیط کشت بود. نتایج به دست آمده از کشت مخمرها نشان داد که در صورت غنی بودن محیط رشدی، لازم است از غلظت بالاتر ترکیبات مورد مطالعه جهت مهار رشد استفاده شود. همچنین مشخص شد که مواد شماره 9، 12 و 13 علاوه بر بالاترین اثر ضدباکتریایی، دارای بیشترین تاثیر ضد قارچی نیز می باشند.
    نتیجه گیری
    با مقایسه ساختار ترکیبات تولید شده و نتایج این تحقیق مشخص گردید که گروه قرار گرفته در محل رادیکال R3 بالاترین نقش را در ظهور اثر ضدمیکروبی QuACها ایفا می کند بنابراین با جایگزین کردن گروه های مختلف در این محل، می توان مواد با حداکثر اثر ضدمیکروبی و حداقل سمیت تولید نموده و با مقاومت میکروبی مقابله کرد.
    کلیدواژگان: ترکیبات آمونیوم چهارظرفیتی، اثر ضدمیکروبی، باکتری ها، قارچ ها، MIC
  • امیر وزیری زاده، حسین نادری منش *، افشار بارگاهی، ایرج نبی پور، غلامحسین محبی صفحات 723-732
    زمینه
    یکی از ماهیان زهرآگین خلیج فارس نوعی سنگ ماهی به نام فریاله خال سیاه (Pseudosynanceia melanostigma) است که شناخت بسیار کمی از آن وجود دارد. این ماهی در بسترهای گلی مناطق کم عمق زیست می نماید و بر روی بدن سنگ مانند خود دارای خارهایی مجهز به غده های زهرآگین است. مسمومیت بیشتر در اثر تماس ناخواسته افراد با آن رخ داده و زهر پروتئینی این ماهی با خار به داخل پوست تزریق می گردد. در اثر ورود زهر به بدن علایم و نشانه های گوناگونی بروز می نمایند که شدت آن ها به میزان زهر وارد شده به بدن بستگی دارد. هدف از این بررسی شناخت پاره ای از اثرات فارماکولوژیک زهر خام این ماهی جهت پژوهش های آتی می باشد.
    مواد و روش ها
    تعداد 18 سر موش صحرایی در سه گروه کنترل و نیز دوم و سوم با تزریق وریدی زهر خام فریاله ماهی به ترتیب به میزان یک دوم و یک سوم متوسط دوز کشنده قرار داده شدند و سطح سرمی آنزیم های کراتین فسفوکیناز، لاکتات دهیدروژناز، گلوتامات- اگزالواستات ترانس آمیناز، گاماگلوتامیل ترانس پپتیداز، فسفاتاز قلیایی و آمیلاز، الکترولیت های سرم شامل سدیم، پتاسیم و کلسیم و نیز شمارش کامل سلول های خونی اندازه گیری شدند.
    یافته ها
    سطح سرمی آنزیم های مورد بررسی و نیز سطح پتاسیم، کلسیم و شمارش گلبول های سفید خون در گروهی از موش های صحرایی که مورد تزریق زهر خام فریاله ماهی قرار گرفته بودند در مقایسه با گروه کنترل افزایش چشمگیری یافته ولی (001/0>P) سطح هموگلوبین و شمارش گلبول های قرمز خون و نیز سطح سدیم سرمی کاهش معنی داری را نشان دادند (001/0>P).
    نتیجه گیری
    افزایش سطح سرمی آنزیم های کبدی- ماهیچه ای و نیز کاهش سطح هموگلوبین خون می تواند نشانگر وجود احتمالی رابدومیولیز و همولیز و هپاتوتوکسیسیتی سم فریاله ماهی باشند که بررسی های پاتولوژیک و بافتی برای بررسی آسیب های حاصله در این سیستم ها پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: فریاله خال سیاه، زهر، خلیج فارس، رابدومیولیز، هپاتوتوکسیسیتی
  • ماریا ظهیری *، شادی شفی خدایی، حسن کشاورز صفحات 733-747
    طی سال های اخیر پیشرفت قابل ملاحظه ای در ارتباط با سلول های بنیادی حاصل شده است که نوید بخش راه کارهای نوین درمانی در بیماری های صعب العلاج می باشد. این سلول ها که در تمام ارگانیسم های چند سلولی حضور دارند، توانایی تقسیم و تبدیل به سلول هایی بسیار اختصاصی را داشته و همچنین قادر به جایگزینی سلول های ازدست رفته و آسیب دیده می باشند. خاصیت خود نوزایی و توان تمایزی این سلول ها آینده ی روشنی را در زمینه طب ترمیمی، سلول درمانی و تحقیقات دارویی نوید می دهد. تکنولوژی های نوین نه تنها فراهم آورنده منبع نامحدود سلول های بنیادی اتولوگ می باشند، بلکه امکان استفاده از سلول های غیر اتولوگ را نیز فراهم نموده است. البته استفاده درمانی از سلول های بنیادی با محدودیت ها و موانع متعددی همراه است و به همین جهت تحقیقات بیشتر به منظور درک بیولوژی آن ها ضروری می باشد. در نوشته حاضر مفاهیم پایه، موارد کاربرد و محدودیت استفاده و دورنمای کاربرد سلول های بنیادی در آینده مرور شده است.
    کلیدواژگان: سلول های بنیادی، زیست شناسی، کاربرد بالینی
  • غلامحسین محبی *، ایرج نبی پور، امیر وزیری زاده صفحات 748-788
    زمینه
    اقیانوس ها به عنوان مادر منشاء حیات «یک منبع منحصر به فردی هستندکه مجموعه های مختلفی از محصولات طبیعی را از اسفنج ها، تونیکات ها، بریوزوان ها، جلبک ها، نرم تنان و همچنین سیانو باکتری ها و دیگر موجودات دریایی را ارائه می نمایند. در طی چند دهه گذشته، تعداد قابل توجهی از محصولات طبیعی دریایی با خواص دارویی قوی از این موجودات کشف شده اند. در اینجا، به تاریخچه کشف و توسعه ترکیبات دارویی طبیعی دریایی، با چشم اندازی به آینده، پرداخته می شود.
    مواد و روش ها
    برای رسیدن به هدف، ما با جستجو در pubmed، در تاریخ (26/6/2014) Marine Lit و همچنین در آرشیو سایت مجله طب جنوب از طریق موتور جستجوی گوگل، داده ها را جمع آوری نمودیم. عبارات جستجو برای Pubmed»marine venoms to drugs«و»marine bioactive compounds«بودند که در مجموع 69 مقاله یافت گردید که از بین آن ها، 50 مقاله دارای ارتباط بیشتر با موضوع، انتخاب شدند. از جستجوی عبارات»marine bioactive compounds to drugs«و»marine bioactive compounds«به ترتیب 67 و 105 مقاله انگلیسی زبان به دست آمد که 99 مورد انتخاب شدند. علاوه بر این جستجو در موتور جستجوی گوگل، برای عنوان»مواد فعال زیستی دریایی و bpums یا ismj «11 مقاله به چاپ رسیده ی مرتبط، به دست آمد.
    یافته ها
    در حال حاضر، برخی از مواد فعال زیستی مانند سیتارابین، در بازار قابل دسترسی است. برخی از آن ها در حال حاضر در مراحل مختلف کارآزمایی های بالینی فازهای (I)، (II) و یا (III) آزمایش های بالینی، برخی در مراحل پیش بالینی بوده یا برخی هم انتظار می رود که به زودی تایید شوند. بسیاری از محصولات دریایی برای سرطان، دردهای مزمن، بیماری های عفونی، سندروم نقص ایمنی اکتسابی (AIDS)، ورم مفاصل، التهاب و موارد درمانی دیگر مفید هستند.
    نتیجه گیری
    نویسندگان بر این باورند که دریا، می تواند سرچشمه کشف داروهای امیدوار کننده، برای بیمارانی که از منابع زمینی نا امید شده و از درمان دست کشیده اند، باشد. تاریخچه این ترکیبات نشان می دهد که تلاش های اولیه که موجب جداسازی ترکیبات فعال شده است، نقطه شروعی برای مرحله بعدی توسعه خود بوده است. بنابراین، هر گونه پژوهش با هدف خاص، هر چند به ظاهر کوچک، می تواند مقدمه ای برای کشف داروهای جدید باشد. با توجه به قدمت چند دهه ای علم داروسازی با استفاده از منابع دریایی نسبت به قدمت چند هزار ساله آن در خشکی، می توان حدس زد که سرعت رشد آن تا چه حد دارای شتاب روبه جلو بوده است.
    کلیدواژگان: محصولات طبیعی دریایی، داروهای دریایی، خصوصیات فارماکولوژیک
  • فرزانه دهقانی *، ملیحه الزمان منصفی، طاهره طلایی خوزانی، زهرا وجدانی صفحات 789-797
    زمینه
    آلودگی صوتی در افراد بالغ سبب آسیب به کلیه ها می شود اما تاثیر آلودگی های صوتی بر روی جنین هنوز ناشناخته باقی مانده است. بنابراین هدف از این مطالعه تاثیر اصوات با شدت زیاد بر روی حجم و ساختمان کلیه های در حال تکامل در جنین بوده است.
    مواد و روش ها
    32 موش حامله به 4 گروه 8 تایی تقسیم شدند. مادران باردار در گروه های آزمایش از روز 6 بارداری تا یک هفته پس از تولد به میزان 5/2 ساعت در معرض صداهای پیوسته با شدت 100 دسی بل قرار داده شدند. کلیه نوزادان در روزهای 7 و 14 بعد از تولد برداشته شد. و پس از آماده سازی بافتی، اسلایدهایی به ضخامت 5/0 میکرون با روش orientator به دست آمد. سپس حجم کل کلیه و حجم قسمت های قشری و مرکزی آن با استفاده از اصل کاوالیه مورد مطالعه قرار گرفت. میزان ماتریکس، مقدار نکروز و میزان واکنش های التهابی توسط Knodell Scoring System رتبه بندی گردید. آنالیز آماری توسط آزمون من- ویتنی در سطح (05/0>P) انجام گرفت.
    یافته ها
    اختلاف معنی داری در میزان حجم کلیه در بین گروه های کنترل و آزمایش وجود نداشت (05/0>P). مطالعات میکروسکوپی نیز نشان داد که صوت، تاثیری بر روی ساختمان بافتی کلیه ندارد.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که اصوات با شدت زیاد تاثیری روی ابعاد ساختمان بافتی کلیه جنین سوری ندارد.
    کلیدواژگان: صوت، کلیه، استریولوژی، روش کاوالیه
|
  • Gholam Reza Khamisipour, Ali Akbar Pourfathollah *, Masoud Soleimani, Mehdi Fourouzandeh Moghaddam, Mehrdad Norouzinia, Said Kavyani, Kamran Ali Moghaddam, Gholam Reza Heydari, Hamid Reza Alizadeh, Otaghvar Pages 506-516
    Background
    Epigenetic reprogramming of somatic cells into embryonic stem cells has attracted much attention, because of the potential for stem cell transplantation and compatibility with recipient. However, the therapeutic application of either nuclear transfer or nuclear fusion of somatic cell has been hindered by technical complications as well as ethical objections. Recently, a new method is reported whereby ectopic expression of embryonic specific transcription factors was shown to induce fibroblasts to become embryonic like SCs (induced pluripotent stem cells). A major limitation of this method is the use of potentially harmful genome integrating viruses such as reto- or lentivirus. The main aim of this investigation was generation of human hematopoietic stem cells from induced fibroblasts by safe adenovectors carrying embryonically active genes.
    Material And Methods
    Isolated fibroblasts from foreskin were expanded and recombinant adenoviruses carrying human Sox2, Oct4, Klf4, cMyc genes were added to culture. After formation of embryonic like colonies and cell expansion, they were transferred to embryonic media without bFGF, and embryoid bodies were cultured on stromal and non-stromal differentiation media for 14 days.
    Results
    Expression of CD34 gene and antigenic markers, CD34, CD38 & CD133 in stromal culture showed significant difference with non-differentiation and non-stromal media.
    Conclusion
    These findings show high hematopoietic differentiation rate of Adeno-iPS cells in stromal culture and no need to use growth factors. While, there was no difference between non-differentiation and non-stromal media.
    Keywords: adenovirus, iPS, differentiation, hematopoietic
  • Amir Ghasemi, Mohammed Hussain Salari *, Amir Hassan Zarnani, Mahmoud Jeddi, Tehrani Pages 516-523
    Background
    New strategies are needed to protect against Brucella melitensis infection. Subunit vaccines offer a promising approach because they can stimulate both cellular and humoral immunity, so high production of recombinant protein with less content of endotoxin is desired. In present study, we described a method for expression and purification of B.melitensis recombinant DnaK(rDnaK) and Omp31(rOmp31) proteins while less content of endotoxins were detected in final product.
    Material And Methods
    Recombinant pET-dnak and pDEST-omp31 plasmids were transformed into competent expression host E.coli BL21 (DE3). After induction by IPTG, bacteria were grown at 20◦C for 22h. Then recombinant proteins were purified by Ni-NTA Agarose. Purification was done while two methods using Triton X-114 in washing steps and standard protocol (without detergent) were used in parallel.
    Results
    rDnak and rOmp31 were purified by using Urea. We could obtain 20 and 8 mg recombinant proteins from rDnak and rOmp31 from 1 liter medium, respectively. The amount of endotoxins in final products was less content of 0.05 EU/mg. Furthermore, recovery of protein was up to 80% as compared to the standard protocol.
    Conclusion
    The method used in this study, gives a product with very low extent of endotoxin, but 20% of recombinant proteins were lost. So we think the method described here can be used for purification and endotoxin removal of other recombinant proteins with similar physiologic properties.
    Keywords: recombinant protein, purification, endotoxin, expression
  • Tahmoores Shahrivar, Ahmed Ali Moazedi, Abdul Rahman Rasekh, Sahar Almasi, Turk, Amrullah Roozbehi * Pages 524-532
    Background
    Progesterone as a reproductive hormone is studied in the brain structure. New studies are mainly about systemic injection and have shown that the progesterone has different effects on memory. But it is not clear if hippocampus is mediator of progesterone in reinforcement of memory and learning. So, the effects of intra-hippocampal injection of progesterone on passive avoidance memory and learning was studied in male Wistar rats.
    Material And Methods
    Animals were divided in eightgroups as a control, saline, almond oil (as a vehicle) and progesterone groups (0.5, 1, 1.5, 2, 3µg/Kg. body weight). All groups except the control were cannulated in left CA1 area by stereotaxic device. One week after recovery, all groups were trained by shuttle box and immediately after training different doses of progesterone in the volume of 0.5μL were injected through the cannula in CA1 of hippocampus and control groups received saline and almond oil at the same volume and condition respectively. After 48 hours passive avoidance memory and learning was evaluated.
    Results
    Statistical analysis showed that 0.5, 1.5, 2 µg/µl progesterone groups had significantly improved passive avoidance learning and memory compared with saline group (p <0.001), but 1 and 3 µg/µl progesterone groups did not show significant effect on passive avoidance learning and memory compared with saline group. Also almond oil increased passive avoidance learning and memory compared with saline group (p <0.001).
    Conclusion
    It seems that effects of progesterone as a neurosteroid on memory and learning depend on its dose. Also almond oil contains vitamin E, omega 3 and oleic acid that has beneficial effects on learning and memory.
    Keywords: learning, memory, progesterone, hippocampus, shuttle box
  • Nader Bagheri, Ghorbanali Rahimian, Luqman Salimzadeh, Afshin Taghikhani, Majid Mahsa, Morteza Hashemzadeh, Fatemeh Azadegan, Dehkordi, Neda Solimani, Hedayatolah Shrzad* Pages 533-541
    Background
    H. pylori infection is associated with gastritis and marked infiltration of the gastric mucosa by inflammatory cells secreting of several cytokines that contribute to maintain and expand the local inflammation. Different clinical expressions of the infection may reflect different patterns of cytokine expression. Interleukin (IL)-1β, tumor necrosis factor (TNF)-α, IL-17, IL-23, and IL-18 have been reported to be involved in H. pylori-induced gastric mucosal inflammation, but the details and relation to different patterns of inflammation remain unclear.
    Materials And Methods
    Analysis of IL-18 RNA transcripts was performed by real-time PCR. Total RNA was extracted from gastric biopsies of 56 H. pylori-infected patients, 50 H. pylori-negative patients with gastritis, by biozol reagent according to the manufacturer's instructions. CDNA was synthesized from 1 mg of total RNA using First Strand cDNA Synthesis Kit (fermentas) and 3 μL cDNA was amplified by PCR using the 2x Rotor-Gene Probe PCR Master Mix (QIAGEN) and specific primers for each cytokine and β-actin.
    Results
    IL-18 mRNA expression was significantly increased in biopsies of H. pylori-infected patients compared to H. pylori-uninfected individuals.
    Conclusion
    IL-18 may play an important role in the inflammatory response and promoting gastric Th1 responses to H. pylori colonization, and may ultimately influence the outcome of H. pylori-associated diseases that arise within the context of gastritis.
    Keywords: Helicobacter pylori, gastritis, IL, 18, mRNA
  • Maryam Rahimi, Pzhman Fard, Esfahani *, Shima Fayaz, Armghan Fard, Esfahani, Mohammed Hussain Modarressi, Seyed Mohammad Akrami Pages 542-549
    Background
    Differentiated thyroid carcinoma (DTC) is the most prevalent thyroid neoplasm which includes papillary and follicular cell carcinoma. Exposure to ionizing radiation is a predisposing factor for developing DTC. Non Homologous End Joining (NHEJ) DNA repair pathway is important one among DNA repair pathways which rejoins ends of broken DNA strands. XRCC4 gene is one of the most important genes in this pathway and G>A polymorphism in acceptor site of splicing site of its intron, causes truncated protein production. The aim of this study was assay presence any relationship between this polymorphism and differentiated thyroid carcinoma (DTC).
    Material And Methods
    In this case-control study, by using PCR-RFLP method, rs1805377 SNP of XRCC4 gene was analyzed in total of 172 DTC patients and 195 cancer free individuals who admitted in Shariate Hospital of Tehran. The frequencies of this single nucleotide polymorphism (SNP) in case and control groups were compared. Also, risk ratio of having DTC in genotypes was assyed using regression analysis.
    Results
    Current results showed no significant differences in genotypes between case and control groups (p-value: 0.588, OR= 1.52, 95% CI: 0.3349-6.9638). Also, dichotomized genotypes in DTC and control groups showed no significant results.
    Conclusion
    Although the results showed potential association of A genotype with DTC risk, but these findings should be replicated in other studies with larger sample sizes.
    Keywords: Differentiated thyroid carcinoma (DTC), Non Homologous End Joining (NHEJ), single nucleotide polymorphism (SNP), NHEJ, XRCC4 gene
  • Fariba Fotohi, Mehrangiz Dezhbord, Pzhvak Khaki*, Reza Pilehchian Langrodi, Behzad Salehi, Sohela Moradi Bidhendi Pages 550-559
    Background
    Leptospirosis is an emerging infectious disease and is considered to be the most widespread zoonotic disease in the world. LigB is an immunogenic outer membrane protein. The leptospiral ligB gene expressed only in pathogenic Leptospira spp. The aim of this study was molecular diagnosis of pathogen Leptospires by PCR based on ligB gene.
    Materials And Methods
    Five pathogenic Leptospires: L. canicola, L. grippotyphosa, L. pomona, L. icterohaemorrhagiae, L. serjoe hardjo and saprophytic L. biflexa were used in this study. The bacteria were inoculated into the selective culture medium and extraction of the genomic DNA was performed by standard Phenol-Chlorophorm method. The specific primers for proliferation of ligB gene were designed. The specificity and sensitivity of PCR method was evaluated.
    Results
    PCR product was 1041bp which indicated proliferation of ligB gene which was supported using electrophoresis. The PCR based on ligB gene detected all pathogenic reference serovars of Leptospira spp. tested. No PCR products were amplified from the non-pathogenic L. biflexa.
    Conclusion
    Considering the spread of Leptosperosis in moderate and hot areas which have high rate of fall, a proper molecular diagnostic test with high specificity and sensitivity such as PCR is essential. PCR assay with high specificity and sensitivity may prove to be a rapid method for diagnosing acute leptospirosis. The results suggested that the PCR based on ligB gene can be used for detection of pathogenic leptospires.
    Keywords: Leptospirosis, Leptospira interrogans, PCR, ligB
  • Sadaf Asaei, Asma Sabzevari Fard, Sohela Mansour Pour, Zabihollah Azizi, Ghulam Hussain Ranjbar Omrani* Pages 560-570
    Background
    Some of the studies showed that related to memory and Hippocampus- dependent learning, relation after take Bromocriptine (as D2 agonist) and Haloperidol (as D2 antagonist), there is no investigation concerning the effects of these two drugs on Hippocampus size and number of Asterocyt’s cell. The aim of this study is to investigation the probable effects of Bromocriptine and Haloperidol on learning activities and Hippocampal size and number of Asterocyte in male Rats.
    Materials And Methods
    45 male Rats of Sprague-Dawley race with the body weight of 220±20 gr have been selected randomly and divided to 5 groups (each one consists of 9 rats). The studied groups have been received 5 and 10 mg/kg/day and 2.5 and 5 mg/kg/day Bromocriptine and Haloperidol respectively and as daily Intra peritunial injections for one month. At the end of this period, spatial memory of different groups has been tested by Morris water maze. Then, the rats were anesthetized, and their brains have been fixed by intra cardiac fixator injection and then the brain was removed. The hippocampus serial sections of 7µm have been prepared. 10 samples have been chosen systematically from 100 and were evaluated. Volume estamination was done by Cavalier principle method.
    Results
    for the groups which received maximal dose of Haloperidol and Bromocriptine, it took long time and high distances to reach Morris water maze which indicated of week learning ability of these two groups. Furthermore, comparing to control, these two groups had small sized right Hippocampus. It took short time and low distances for the groups which received low dose of Haloperidol and Bromocriptine which indicated bether learning ability of these two groups and comparing to control one, these two groups had large sized Hippocampus. At the other hand, consumption of Haloperidol and Bromocritine with low and high dose in comparison with control group had increase and reduces in asterocytes cell respectivly.
    Conclusion
    This study demonstrated that the low dose consumption of Haloperidol & Bromocriptine not only affects the learning positively, but also increases the Hippocampus volume and the number of asterocytes.
    Keywords: stereology, bromocriptine, haloperidol, hippocampus, learning
  • Mitra Khademosharie *, Tayebeh Amiri Parsa, Mohammad Reza Hamedinia, Marzieh Alsadat Azarnive, Syed Ali Raza Hosseini, Kakhk Pages 571-581
    Background
    Diabetes is associated with many metabolic disorders such as changes in adipokines like Vaspin and Chemerin. Effects of aerobic training on these adipokines in diabetic women is less studied. So, the aim of the present study was to survey effects of two aerobic training protocols on Vaspin, Chemerin and lipid profile in women with type 2 diabetes.
    Material And Methods
    In a semi-experimental research design 36 women with type 2 diabetes were randomly divided into three groups: daily aerobic training group, five weeks training (n=12), every other day aerobic training group, 10 weeks training (n=12) and control group. Aerobic training was conducted with an intensity of 60%-70% of maximum heart rate for 30-60 min. per session. Measurements and blood sampling were taken before, after 5 weeks and 10 weeks of training protocol. Data were analysed using a repeated measures analysis of variance and one-way ANOVA. The test significance level was taken as p<0.05.
    Results
    Our measurements did not have a significant effect on weight (P=0.05), body fat percent (P=0.54), BMI (P=0.65) and Vaspin (P=0.59). Also, 10 weeks of every other day aerobic training did not have a significant effect on weight (P=0.35), body fat index (P=0.30), BMI (P=0.27), Vaspin (P=0.67) but significantly reduced Chemerin concentration (P=0.001). However, five weeks of daily aerobic exercise training did not have a significant effect on any indicators were mmeasured.
    Conclusion
    Five weeks of daily aerobic training and 10 weeks of every other day aerobic training does not have a significant effect on of Vaspin concentration and lipid profile in women with type 2 diabetes. It seems that for the effectiveness of aerobic training, these patients should perform these trainings within a prolonged duration.
    Keywords: type 2 diabetes, aerobic training, Vaspin, Chemerin, lipid profile
  • Fatemeh Zanganeh, Amir Jalali *, Hamid Galehdari, Ghazaleh Mohammadzadeh Shahriary, Mohamed Taha Jalali, Javad Mohammadi, Asl Pages 582-592
    Background
    Cytochrome P450 2E1 (CYP2E1) is a main enzyme which plays a major role in activating and detoxifying many xenobiotics, carcinogens and drugs. Available studies suggest that CYP2E1 single nucleotide polymorphisms (SNPs) are involved in the risk of developing certain cancers after exposure to carcinogens. The purpose of the present study was to assess genotype and allele frequencies of polymorphic CYP2E1*5B in the Iranian population.
    Material And Methods
    This study was performed on 200 healthy individuals (female: 100, male: 100) in medical laboratories of Ahvaz during 2011. The CYP2E1 *5B (rs3813867; G-1293C) assessment was carried out using PCR-RFLP method. The data were analyzed with ĸ2 and hardy-Weinberg Equation statistically methods.
    Results
    The frequency of *1A/*1A (c1/c1), *1A/*5B (c1/c2) and *5B/*5B (c2/c2) genotypes was computed 97, 3 and 0 percent, respectively. The frequency of *1A (c1) and *5B (c2) alleles was computed 98.5 and 1.5 percent, respectively. No statistically significant difference was between two genders (p>0.05).
    Conclusion
    The genotype distribution and allele frequencies of CYP2E1*5B polymorphism were similar to Turkish and some of the European populations. However, there are significant interethnic differences when the Iranian population is compared with the Eastern Asian, American and some of the European populations. The allelic distribution of this polymorphism did not vary with gender.
    Keywords: polymorphism, CYP2E1*5B, genotype, allele frequencies, IRAN
  • Hussain Darabi, Fahimeh Hadavand, Afshin Ostovar, Iraj Nabipour, Zahra Molaei Manesh, Farzaneh Yousefi, Katayon Vahdat * Pages 593-601
    Background
    Helicobacter pylori (H.pylori) infection may contribute to the development of extra-gastrointestinal manifestations like cardiovascular diseases. Detection of Helicobacter pylori in Athrosclerotic plaques is a strong evidence for this association which may play a role in pathogenesis of atherosclerosis with classic cardiovascular risk factor such as hypertension and lipid profile. The aim of this study was to explore the influence of H. pylori infection on lipid profiles in a large community- based study.
    Material And Methods
    A total of 1754 (50.8% Female & 49.2% male) subjects (age >25 years old) were selected randomely from Monica Healthy Heart Study project. H. pylori status was determined by IgG ELISA method. Subjects with titers > 30 Iu/ml were cansidered seropositive. Data were analazed by using statistical software Spss version 18 and probability values <0.05 were considered statistically significant.
    Results
    In multiple logistic regression analyses H.pylori infection did not show significant association with Lipid profiles (low HDL- cholesterol and High LDL- cholesterol) after controlling for age, sex, body mass index, hypertension, type 2 diabetes mellitus, smoking and circulating hsCRP levels.(P>0.05)
    Conclusion
    According to this large – scale population- based study in large northern cities of Persian Gulf, there was no significant association between H.pylori IgG seropositivity and lipid profiles in both men and women.
    Keywords: Helicobacter pylori, High, density lipoprotein cholesterol, Atherosclerosis, Lipid profile
  • Sajjad Yaghoubi, Nader Mosavari *, Sohela Moradi Bidhendi, Ali Asghar Farazi, Mohammad Mohammad Taheri, Zahra Rajabi, Khalil Azizian, Yoseph Amini, Azad Jamei Pages 602-611
    Background
    RFLP-IS6110 standard technique to genotyping M. tuberculosis.The aims of this study were to identify the genetic diversity of M. tuberculosis population in Markazi province and to recognize the mode of disease transmission in this region.
    Material And Methods
    The RFLP results of 42 isolates of M. tuberculosis deposited in the Mycobacterial Centre from Markazi province were analyzed. DNAs isolated from these isolates were enzyme digested with Pvu II, and hybridized with a PCR amplified DIG-labeled IS6110 probe.
    Results
    The isolates were classified into four groups, based on the copy numbers, as follows: (1) lacking IS6110 element; (2) low copy numbers (1-2); (3) intermediate copy numbers (3-5); and (4) high copy number (6-17). Copy numbers higher than 17 however were not observed in any of the isolates studied, 72 percent of the isolates showed high copy numbers of IS6110, 13 percent intermediate copy numbers, 10 percent low copy numbers, whereas 5 percent isolates lacked IS6110 element.
    Conclusion
    IS6110 DNA fingerprinting assisted us to find epidemiological links between some TB cases, and this technique estimates from reactivation of latent infection transmission of the disease in Markazi province. The low rate of clustering indicates that tuberculosis among studied population is resulted mainly from reactivation of latent infection in this region.
    Keywords: Mycobacterium tuberculosis, molecular typing, DR, IS6110, RFLP
  • Mohammad Reza Arab *, Ramadan Mirzaei, Rizwaneh Mashhadi, Mehdi Jahantigh, Muhammad Ali Tabasi, Tayebeh Kermani Pages 612-619
    Background
    Toxic fumes generating during soldering contains various contaminants. The aim of the study was to determine toxic effects of solder fumes in thickness of semniferous tubule in Rat.
    Materials And Methods
    48 male adult rats were randomly divided into experimental (n=30) and control (n=18) groups. Based on exposure time, each group was further divided into three subgroups such as 2, 4 and 6 weeks. The concentrations of toxic fumes were measured by standard method. Rats of experimental group were exposed to solder fumes for 1 hour/day. According to time table rats of experimental and control subgroups were killed. After fixation of testis, paraffin sections were stained by Hematoxylin & Eosin. The thicknesses of germinal epithelium were measured and data were analyzed by SPSS software version 17 with Mann Whitney test.
    Results
    The results showed that the concentration of fumes was 0.193 mg/m3 for formaldehyde, 0.35 mg/m3 for Stanum (Sn) and 3 mg/m3 for Pb. Although there was no significant difference for weight of rats’ testis between control and experimental subgroups, there was only a significant difference for the thickness of germinal epithelium between 6 week experimental and control subgroups (p<0.02).
    Conclusion
    The results of study showed that solder fumes can change the structure and thickness of seminiferous epithelium in experimental groups in a time dependent manner.
    Keywords: Seminiferous tubule, germinal epithelium, testis, Rat, Solder fumes
  • Khadijah Ahmadi, Jalal Mardaneh *, Sareh Saadat Pages 620-628
    Background
    The members of the genus Acinetobacter are Gram-negative cocobacilli that are frequently found in the environment but also in the hospital setting where they have been associated with outbreaks of nosocomial infections such as meningitis, endocarditis, skin and soft tissue infections, urinary tract infection, conjunctivitis, burn wound infection and bacteremia. This organism has been shown resistance to different antimicrobial agents. The aim of this study was to determination antibiotic resistance profile of Acinetobacter strains isolated from hospitalized patients in Taleghani hospital (Ahvaz, Iran).
    Materials And Methods
    This cross-sectional study was conducted on 43 Acinetobacter strains isolated from hospitalized patients. Clinical specimens were cultured on microbiological media. Subsequently, drug susceptibility test was performed using the disc diffusion method according to CLSI recommendations.
    Results
    Acinetobacter strains were isolated from different specimens consisting biopsy 24 (55.8%), wound 13 (30/2%) and blood 6 (14%). In antimicrobial susceptibility testing, colistin exhibited the greatest activity (60.5%) against isolated strains. 33 (76/7%) isolates demonstrated resistance to imipenem.
    Conclusion
    In outbreak situations, surveillance cultures of patients involved in the outbreak or who are deemed at risk for colonization/infection with the outbreak organism are often parts of the planned intervention.
    Keywords: Acinetobacter spp., hospital, antibiotic resistance
  • Shokrollah Farrokhi*, Mohammad Kazem Gheybi, Ali Movahed, Dariush Iranpour, Afshin Ostovar, Katayon Vahdat, Hussein Ali Khazaei Pages 629-637
    Background
    In recent years frequency of skin allergic diseases such as atopic dermatitis (eczema) and urticaria is reported to be high in the region. Identification of reactive allergens in different areas are very important in the diagnosis and treatment of these diseases. The aim of this study was to determine frequency of common allergens in patients with skin allergies in province of Bushehr with regards to eczema and urticaria.
    Materials And Methods
    In this cross-sectional study, 234 patients with urticarial and eczema were enrolled. The participants reacted to at least one allergen with SPT. Skin prick test with standard inhaled and food was performed on patients according to the herbal geography of the area.
    Results
    Among 837 patients referred to allergy clinic, 91 patients had eczema and 143 had urticaria. The frequency of both eczema and urticaria was significantly higher in females than in males. The most common food allergens in patients with eczema were almond (56.6%), walnut (47.7%) and soybean (46.1%). And in patients with urticaria were almond (58%), walnut (53.1%) and tomato (48.2%). Also, aeroallergens in the subjects were house dust mite (HDM) (63.7%), Russian thistle (57.7%) and Alternaria alternara (51.6%). Meanwhile, the common aeroallergens in the patients were HDM (66.4%), Russian thistle (52.4%) and date palm (51%).
    Conclusion
    Our findings indicated that almond and walnut are important food allergens in participants with eczema and urticaria. Moreover, SPT reactivity was positive with aeroallergens such as HDM and weeds.
    Keywords: Atopic Dermatitis, Urticaria, Skin Prick Test, Allergen
  • Tahereh Assadi, Afshar Bargahi, Iraj Nabipour, Ghulam Hussain Mohebbi, Bahman Kholdebarin *, Sohail Mohajerani, Ali Aba, Nilofar Motamed Pages 638-648
    Background
    This study was carried out to determine the oil content and of fatty acids in stem, leave and seed of halophyte plant (Suaeda vermiculata) locally called “Tahma” growing along the shorelines of the Persian Gulf in Bushehr Province.
    Material And Methods
    The total oil and fatty acid contents of leaves, stem and root were extracted in n-hexane using Soxhlet and the fatty acid compositions were determined by FID- Gas chromatography.
    Results
    The amount of oil content ranged from 0.68 to 1.74% by dry weight. The lowest present was for in stem and the highest for leave respectively. A total of 11 fatty acids were detected in leave, stem and root of which 8 were saturated and 3 unsaturated. The major saturated fatty acid in leave and stem was palmitic but in the seed was margaric acid. Also, the major unsaturated fatty acids in leave, seed and stem were oleic, linoleic and linolenic respectively. Our results also showed the presence of fatty acids such as plargonic, palmitic and stearic in all of the above organs, which the plargonic was dominant in leave but palmitic, linoleic and stearic in stem.
    Conclusion
    Analysis of results showed that in the seeds of S. vermiculata the major saturated fatty acid is margaric and the major unsaturated fatty acid is linoleic. Also it was shown that the amount of saturated fatty acids in the seed were more than unsaturated fatty acids.
    Keywords: Fatty acid, Gas chromatography, Halophyte, plant, Suaeda vermiculata
  • Shahla Abbas Poor, Jalal Mardaneh *, Sanaz Dehbashi, Sideh Somayeh Jasemi Pages 647-657
    Background
    Hospital-acquired infections are a major challenge to patient. A range of gram-negative organisms are responsible for hospital-acquired infections, the Enterobacteriaceae family being the most commonly identified group overall. Infections by ESBL producers are associated with severe adverse clinical outcomes that have led to increased mortality, prolonged hospitalization, and rising medical costs. The aim of this study was to survey profile of antimicrobial susceptibility isolated microorganisms from hospitalized patients in PICU ward and detection of methicillin-resistant Staphylococcus aureus and ESBL-producing bacteria by phenotypic methods.
    Material And Methods
    In this study participants were patients hospitalized in PICU part of Bahrami Hospital, Tehran, with attention to involved organ. For isolation of bacteria from patient’s samples, culture performed on different selective and differential media. After confirmation of bacteria by biochemical tests, susceptibility testing was performed by disc diffusion method. Phenotypic detection of MRSA strains was performed using cefoxcitin disc. ESBL producing strains were detected by ceftazidime (CAZ) and ceftazidime/clavulanic acid (CAZ/CLA) discs.
    Results
    Among all isolated organisms from clinical samples, the most common isolated organisms were Escherichia coli (24 cases), Pseudomonas areoginosa (9 cases) and Staphylococcus aureus (8 cases), respectively. Among eight MRSA isolated strains from different clinical samples, six strains (75%) were MRSA. Among 52 isolated gram negative organisms, 5 strains (9/6%) were ESBL.
    Conclusion
    Standard interventions to prevent the transmission of antimicrobial resistance in health care facilities include hand hygiene, using barrier precautions in the care of colonized and infected patients, using dedicated instruments and equipment for these patients. The colonized or infected patients should be isolated in single rooms, multibed rooms or areas reserved for such patients. Active surveillance screening is necessary to identify asymptomatically colonized patients who may serve as undetected reservoirs.
    Keywords: PICU, antimicrobial susceptibility, MRSA strains, ESBL, producing strains
  • Somayeh Salari Seddigh, Hojjatallah Yousefimanesh *, Javad Sarabadani Pages 658-665
    Background
    Chemical gas, especially sulfate mustard (SM) was used against Iranian forces repeatedly during the Iraq war. Gas effects on various tissues within the body depend on amount and duration of exposure. According to the prevalence of oral lesions, this study was conducted in Zahedan city on the chemical warfare.
    Material And Methods
    This descriptive cross-sectional study was performed on 70 patients. After obtaining the patient's consent form, a demographic questionnaire was completed by patients and the patients were examined. If there was soft tissue lesions, the cases were examined more closely. All data were collected on special forms and statistical analysis was performed by the SPSS computer program.
    Results
    Among the 82 patients, 52 patients were with oral lesions and 18 patients were with healthy oral mucosa. The most common oral lesions seen in the study were pigmentation (52.8 %), ulcer (42.8%) and bleeding and gingival enlargement (34.2 %) and white lesions [picking (28.5 %) and Peel off (22.8 %)], respectively.
    Conclusion
    The most common lesion sites were in the gums and tongue. Many patients referring were not informed of the lesions in their mouth and this problem emphasizes that the periodic oral examinations are required by specialists.
    Keywords: oral lesions, mustard gas, prevalence, Iran
  • Reza Taherkhani, Fatemeh Farshadpour *, Ali Mirjalili, Roya Amirinejad Pages 666-675
    Background
    Multiple sclerosis (MS) is a chronic, demyelinating disease of the CNS in which autoimmunity to myelin plays a role in pathogenesis. Infection with common viruses, particularly Epstein-Barr virus (EBV), is postulated to contribute to the pathobiology of MS. Epidemiological studies suggest an association between infection with EBV and risk of MS. To characterize the IgG antibody to the EBV capsid antigen (EBV VCA), we investigated in a group of 21 patients with MS and 105 age and sex matched controls from Kahrizak.
    Material And Methods
    The prevalence of anti-EBV VCA IgG was measured by three tests that comprise two Enzyme-linked Immunosorbent Assay (ELISA) and one Indirect Immunfluorescence assay (IFA). The data as mean, percentages and graphs were reported and Student t-test analysis was performed. SPSS software, 15th version, was used for this purpose.
    Results
    By Indirect Immunfluorescence assay (IFA), the seropositivity rate of anti-EBV VCA IgG in MS patients was 100%, compared with 93.5% in controls. Both our home made ELISA VCA IgG and commercial ELISA VCA IgG kit display in MS patients group 95.2%, compared with 90.4% and 91.4% respectively by two ELISA test in controls group. In ELISA tests, optical density of serum samples was significantly higher in MS patients than in controls. In addition to, in the IFA assay the percentage of positive fluorescent cells with serum samples from MS patients was greater compared to the control group.
    Conclusion
    The results suggest that EBV has a significant seroepidemiologic association with MS.
    Keywords: epstein, Barr virus, ELISA, multiple sclerosis, immunofluorescence
  • Raheleh Alijahan, Farhad Pourfarzi, Susan Salimi, Parisa Tahmasebi, Shahla Moradi, Sadegh Hazrati * Pages 676-686
    Background
    Urinary tract infection, as a risk factor for adverse maternal and prenatal outcomes, is one of the most common bacterial infections during pregnancy. The objective of this study was to determine prevalence of urinary tract infection and its associated risk factors in pregnant women.
    Material And Methods
    In a cross-sectional analytical study a total 2496 pregnant women who were underwent prenatal care through July 2011 in three rural and six urban health centers of Ardabil city, were selected by multistage sampling. Data collection was performed using a self designed questionnaire from women's prenatal care records, 240 pregnant women with positive urine culture were considered as a case group and the remaining as a control group. Data were analyzed through Kruskal – Wallis, Chi-square and Stepwise Logistic Regression statistical tests using SPSS version 16.
    Results
    The incidence of urinary tract infection was 9.7%. Low socioeconomic status (p=0.021, OR= 2/338, CI= 1/138-4/766),distance between pregnancies less than 3 years(p=0.026, OR= 2/137, CI= 1/093-4/141),and hyperemesis gravidarum(p=0.039, OR=2/06, CI= 1/038-4/098)were determined as risk factors that significantly contribute to urinary tract infection in pregnant women.
    Conclusion
    We conclude that appropriate distance between pregnancies, intensive care of pregnant women with low socioeconomic status and hyperemesis gravidarum may significantly prevent urinary tract infection and its related adverse health effects among pregnant women. K
    Keywords: pregnant women, urinary tract infection, risk factors, IRAN
  • Darius Shahbazi, Gahrouei, Mohammad Abdolahi * Pages 687-694
    Background
    People who live or work in high background radiation areas are subjected to high background radiation dose for long time, with low dose. The biological effect of low dose of radiation in long time and also background radiation is unknown and the mechanism of biological responses to these radiation doses has remained largely unclear. To investigate chronic radiation effects, parameters should be noticed; those have a little but important change in biological system. Body trace element in this regards have an important roles. Trace element plays an important role in vital processes and acceptable ranges of these elements for physiological process are limited.
    Material And Methods
    In this study 30 participants of hot springs permanent employee area in mahalat (mean background dose: 21.6 mSiv) were selected as a sample group and 30 persons with similar social class and normal background dose, not engaged in any type of radiation work, selected as control group. Five ml of blood sample was taken from each participant and after preparation of samples, the concentration of elements: copper, iron, zinc and magnesium were measured with atomic absorption spectrometry. Data analysis was performed using SPSS software.
    Results
    The average concentration of copper, iron, zinc and magnesium in employee group was 0.67±0.11, 1.54±0.41, 1.76±0.34, 19.78±1.42 and in control group was 0.78±0.06, 1.06±0.15, 0.85±0.05, 20.34±0.57, respectively. Copper concentration in employees was lower than that of control group, although zinc and iron had significant increase in employee group. Magnesium average concentration in employee was lower than that of control group, but this difference was not statistically significant (p>0.05). Statistically (p<0.05) increase in Fe and Zn ratio and decrease in Cu ratio in employee group was found.
    Conclusions
    Although the value of radiation doses of hot springs Permanent employee (chronic doses) is low, but it can change the concentrations of body trace elements, which are important from biological points of view. In this study increases in average concentrations of Zn and Fe and decreases in Cu of employee was observed compared to control group. The genetic diversity, nutritional factors and case sensitivity may be important factors in this regards. This study showed that the lifelong exposure to high background levels of radiation can affect the trace element concentrations and each value of radiation doses can be dangerous.
    Keywords: Radiation exposure, Atomic absorption spectrometry, Trace element, High background radiation areas
  • Sideh Zainab Abedi *, Mohammad Kazem Khalesi, Sohrab Eskandari Pages 695-705
    Background
    Water-borne, indissoluble heavy metals are bioaccumulated in fish (human food source). In this research, chromium (Cr) and cadmium (Cd) bioconcentration factors (BCFs) in the skin, gills, scales, livers and muscles of two widely-consumed fish species, scaled common carp Cyprinus carpio and scaleless catfish Pangasius hypophthalmus were compared.
    Material And Methods
    Lethal concentrations of Cd and Cr (64.89 & 7.46, and 84.8 & 17.05 mg/L for the catfish and carp, respectively) were determined during 96 hrs (96 h LC50), and the fishes were exposed for 15 days. Then the tissue samples were chemically digested and the contents of Cd and Cr were determined using atomic absorption.
    Results
    Total contents of Cr and Cd in the catfish's tissues were 2286.11 & 360.73, and those of Cr & Cd in carp were 734.71 & 725.67 μg/g.dw (excluding the scales), respectively. Metal concentrations in the water residues (day 15) revealed lower Cr and Cd (0.059 & 0.0036 mg/L) in the catfish than those in the carp media (0.1 & 0.0412 mg/L, respectively). In common carp, BCF of Cd was as liver > skin > gills > muscle > scales, and those in the catfish marked as liver>muscle >gills >skin. The BCF of Cr in common carp ranked as gills>liver>skin>scales>muscle, and the catfish showing a BCF pattern of Cr as liver> muscle>skin>gills.
    Conclusion
    This study signifies that small amounts of cadmium and chromium with high BCFs especially in the muscles of scale less fish (catfish) threat consumers’ health.
    Keywords: bioconcentration factor, chromium, cadmium, fish, Cyprinus carpio, Pangasius hypophthalmus
  • Narges Bahmany, Karamatollah Zandi Ghashghaee *, Sadrollah Khosravi Pages 706-715
    Background
    schizophrenia is a psychiatric disorder in which a lot of cognitive functions including memory, attention, motor skills, executive functions and intelligence are compromised. Numerous empirical studies showed that schizophrenic patients have problem in sustain retention and memory activity. The objective of this study was a comparison between effectiveness of three types of music on memory activity and sustain retention in schizophrenic patients.
    Material And Methods
    A total of 60 schizophrenic patients (30 males, 30 females) 18-48 years old were selected from available sampling frame. Participants were otherwise healthy except for schizophrenia. Wechsler Memory Scale and cognitive diagnostic battery Kay test were taken from all subjects. Then patients were randomly divided into three experimental groups (Iranian classic, western classic and pop music) and three control groups. There were 10 participants (5 male, 5 female) in each group. After taking these tests, music therapy course was performed on experimental groups. After music therapy sessions were completed, tests were taken again from groups.
    Results
    Covariance analysis results indicated that music therapy is overall effective on memory activity. But type of music had no effect in improving memory activity. There wasn’t significant difference between groups considering type of music. Furthermore, covariance analysis showed that music therapy is totally effective on sustain retention and type of music is effective in this intervention. Pop music had the most effectiveness on schizophrenic patients in improving sustain retention.
    Conclusion
    Performing music therapy improves memory and retention. More over, using pop music particularly has the most effect in improving sustain retention in schizophrenic patients.
    Keywords: music, memory activity, sustain retention
  • Maryam Sadrnia, Rema Zheldakova, Mohammad Arjomandzadegan* Pages 716-722
    Background
    Quarterly Ammonium Compounds (QuAC) are the more effective antimicrobial agents in medicine and industry. It needs to produce the new compounds with the wider spectrum and less toxicity, because of microbial resistance. Aim of this study was microbiological Evaluation of the new Quarterly Ammonium Compounds produced by Structural modifications on some bacteria, yeast and fungi.
    Material And Methods
    16 Quat salts were designed and made in Ethanol or Aceto Nitril. Minimum Inhibitory Concentration (MIC) was determined by standard method on Nutrient Broth and Minimal agar culture media for bacteria, Potato Dextrose Agar (PDA) for fungi and Nutrient Agar and Saboro Dextrose Agar (SDA) for yeasts.
    Results
    Compounds 2,7,8,9,12,13 has the more antimicrobial effect (minimum of MIC). Furthermore, it was shown that MIC was unrelated to culture compounds. In yeast culture it must to increases the concentration in enriched media. Compounds 9,12 and 13 has the more antibacterial effect as well as antifungal effect.
    Conclusion
    In comparison of structure of produced compounds and results of the study, it was revealed that radical R3 has the most important role in antimicrobial properties of Quats and it could to be substitute any suitable group related to increasing anti microbial effects.
    Keywords: Quarterly Ammonium Compounds, antimicrobial effects, bacteria, fungi, MIC
  • Amir Vazirizadeh, Hussain Naderi, Manesh *, Afshar Bargahi, Iraj Nabipour, Ghulam Hussain Mohebbi Pages 723-732
    Background
    One of the venomous fishes of Persian Gulf is a type of stonefish called blackfin stonefish (Pseudosynanceia melanostigma) that is very poorly-known. This fish lives on the muddy bottoms of marine shallow waters and have venomous spines on its stone like body. The envenomation usually is happened by unwanted contact of human body to its body and the proteinic venom is injected into the skin. Upon the venom entrance to the body various symptoms and signs will occur that their intensity depends on the venom amount.The aim of study is the understanding of some pharmacological impacts of blackfin stonefish for future studies.
    Material And Methods
    A total of 18 male laboratory rats were divided into three groups of control, second and third and envenomed by sub lethal doses (1/3 LD50 and ½ LD50) intravenously and the serum enzymes namely Creatine Phosphokinase, Lactate Dehydrogenase, Glutamate-Oxaloacetate Transaminase, Gamma-Glutamyl Transpeptidase, Alkaline Phosphatase and Amylase, serum electrolytes namely Sodium. Potassium and Calcium and also complete blood cells of control and experimental rats were measured.
    Results
    The serum enzymes levels, potassium and calcium levels and withe blood cells count in envenomed rats by blackfin stonefish crude venom in compare with control rats had significant increase while the haemoglobin level, red blood cells count and also serum sodium level had significant decrease (p<0.001).
    Conclusion
    The increase in hepatomascular enzyme levels, and the decrease in haemoglobin level can be a probable marker of the presence of rhabdomyolysis, haemolysis and also hepatotoxicity activities in the blackfin stonefish venom and that needs to the histopathologic studies in these systems.
    Keywords: Blackfin stonefish, Venom, Persian Gulf, Rhabdomyolysis, Hepatotoxicity
  • Maria Zahiri *, Shadi Shafikhodaii, Hassan Keshavarz Pages 733-747
    In recent years, many progresses have been made in the field of the stem cell researches that is a promising novel therapeutic strategy for the incurable disease. These cells exist in all multicellular organisms, having an ability to divide and differentiate into a diverse range of specialized cell types and they also can replace the lost and damaged cells. Stem cell’s property of self-renewal and their potency have been proposed a promising usage of these cells in the future in regenerative medicine, cell therapy and drug researches. Recent technologies provide an unlimited source of autologous and non-autologous stem cells. Stem cell therapy has some restrictions so further research to improve our biological understanding is essential. In present paper, basic concepts, applications, limitations and the prospect of using stem cells for future use have been reviewed.
    Keywords: Stem Cells, Biology, Clinical Application
  • Ghulam Hussain Mohebbi *, Iraj Nabipour, Amir Vazirizadeh Pages 748-788
    Background
    The oceans as ‘mother of origin of life’ are a unique source that provide a various collection of natural products from sponges, tunicates, bryozoans, algae and molluscs as well as cyanobacteria and the other marine organisms. In the past few decades, a significant number of marine natural products with potent pharmacological properties have been discovered from these organisms. Here, we evaluate the history of drug discovery and theire development, from sea natural compounds, providing an outlook into the future.
    Material And Methods
    For our aims, we collected the data for this review by searcheing pubmed (in 2014. 26.06), Marine Lit in addition to archives of ISMJ site through google. Search terms were “marine venoms to drugs” and “marine bioactive compounds” for pubmed, and a total of 69 papers were found, that 50 more related articles were selected. From Search terms of “marine bioactive compounds to drugs” and “marine bioactive compounds” in Marine Lit were obtained, 67 and 105 English-language papars, respectevily; that in the end 99 articles were selected. In addition from search for “marine bioactive compounds in bpums or ISMJ” 11 related publications were selected.
    Results
    At the present time, specific bioactive compounds such as cytarabine are accessible in market; some of them are present in different phases of the clinical trials, Phase I, Phase II or Phase III, as wll as in the preclinical pipeline, or either expected to be approved soon. Many marine products are useful for cancer, chronic pains, infectious diseases, acquired immune deficiency syndrome (AIDS), arthritis, inflammations, and the other therapeutic paybacks.
    Conclusion
    The authors believe that the sea can be a promising drug discovery for patients who have disappointed and give up of land resources. History of these compounds shows that initial efforts that led to the isolation of active compounds; can be the start point for the next stage of their development. Therefore, any research with a certain purpose, though seemingly small, can be a preface to the discovery of a new drug. A comparison as the antiquity of a few decades the pharmaceutical science with marine resources, than their several thousand years antiquity in the mainland, Can guess “What has accelerated the speed of their progress”.
    Keywords: marine natural products, marine drugs, pharmacological properties
  • Farzaneh Dehghani *, Maliha Zaman Monsefi, Tahereh Talaei Khozani, Zahra Vojdani Pages 789-797
    Background
    Sound pollution causes kidney damage in adult but this effect of sound exposure on the fetus is unknown. Therefore, the aim of this study was to find the effect of noise on the structure and volume of fetal kidney.
    Materials and Methods
    A total of 32 pregnant mice were divided into four groups. Pregnant mouse in experimental groups were exposed to load 100 dB continuous noise stress, 2.5 hour per day. After birth, fetus kidneys were removed at days 7 and 14. Tissues processing were performed, and sections with 0.5 micron thickness were prepared with orientator method. Total volume and volume of cortex and medulla were calculated according to Cavalier principle. Amount of matrix, inflammatory reaction and necrosis were evaluated by Knodell Scoring system.
    Results
    The results show that there was no significant difference between the volume of different parts of kidney in experimental and control groups (P<0.05). Microscopic evaluations also revealed that sound wave has no effect on the histological structure of kidney.
    Conclusion
    It seems that sound wave has no effect on structure and volume of kidney.
    Keywords: Noise, Kidney, Stereology, Cavalier principle