فهرست مطالب

پژوهش های تاریخی - سال پنجم شماره 4 (پیاپی 20، زمستان 1392)
  • سال پنجم شماره 4 (پیاپی 20، زمستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/12/21
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمدامیر شیخ نوری، ابوذر خسروی صفحات 1-22
    بررسی تلاش های سیاسی دولتمردان ایران، در اثبات حاکمیت ایران بر بحرین از نمونه های بارز اثبات وجود شخصیت هایی است که از جان و مال خود، در راه اعتلای این سرزمین گذشتند. تیمورتاش از رجال سیاسی ایران عصر پهلوی اول و وزیر دربار وقت و شخص شماره دو دولت پهلوی اول بود. وی در این مدت، از سال 1306 تا 1312ش/1927 تا 1934م، به عنوان نماینده ویژه رضاشاه در نقش دیپلماتی کارکشته ماموریت یافت به هر طریق ممکن، حاکمیت ایران را بر جزایر و بنادر خلیج فارس به اثبات برساند. تیمورتاش در این راه، منازعه سیاسی با انگلستان را در پیش گرفت. به مذاکرات او با کلایو (Kliue)، نماینده انگلستان، در منابع کمتر توجه شده است؛ اما این امکان وجود دارد که براساس برخی اسناد و منابع موجود، گوشه هایی از این جریان را بازبینی کرد. طرح مسئله بحرین، در مقطع حضور تیمورتاش در دربار رضاشاه، به نتیجه ای نرسید؛ اما اقدامات او در زمینه معامله بر سر بحرین با انگلیس، نقش تعیین کننده ای در سیاست منطقه ای و بین المللی دوره پهلوی دوم داشت. در این تحقیق با رویکردی توصیفی و تحلیلی و با بهره گیری از اسناد تاریخی، به دنبال پاسخ به این سوال هستیم که اقدامات تیمورتاش در مناقشه ایران و انگلیس، دایر بر ادعای مالکیت ایران بر بحرین، متکی بر چه مستنداتی بود و چرا این ادعا به ناکامی کشید؟ فرض بر این است که تیمورتاش، به عنوان دیپلماتی فعال و به واسطه پیوند نزدیک با شخص رضاشاه، زبان گویای حکومت پهلوی در موضوع بحرین بود؛ هرچند این گستردگی اختیارات نهایتا از عوامل حذف او شد.
    کلیدواژگان: ایران، انگلستان، خلیج فارس، بحرین، تیمورتاش
  • محسن رحمتی صفحات 23-38
    کوه نشینان کمیجی در ناحیه کوهستانی اطراف سرچشمه جیحون، پیرامون ختلان و چغانیان می زیستند. آنان از بازماندگان اقوام ایرانی، در آن منطقه بودند که به علت مقاومت در برابر نفوذ اسلام، در قرون نخستین هجری، از تحولات سیاسی جامعه به دور بودند؛ اما از قرن چهارم و به دنبال گرایش به اسلام، از حالت انزوا خارج شدند و در تحولات سیاسی منطقه، به ایفاء نقش پرداختند. این درحالی بود که ایلات و عناصر ترک، در قالب حکومت های غزنوی و قراخانی و سلجوقی، اکثر امور و شئونات جامعه اسلامی را دراختیار می گرفتند. این مقاله درصدد است تا با روش توصیفی تحلیلی و از طریق به پرسش کشیدن اندک اطلاعات موجود، ضمن معرفی کمیجیان، تا حد امکان به نقش آن ها در تحولات سیاسی ماوراءالنهر و خراسان وضوح بیشتری ببخشد. این پژوهش نشان می دهد که طوایف کمیجی از طریق تجارت و مبادلات فرهنگی، از اوایل قرن چهارم تحت نفوذ تدریجی اسلام قرار گرفتند؛ سپس در تحولات سیاسی منطقه، نظیر شورش ابوعلی چغانی و منازعات سیاسی و نظامی قدرت های محلی حضور یافتند. در اوایل قرن پنجم نیز با استفاده از نیروی رزمی خود، در منازعات غزنویان و قراخانیان، تشکیل حکومت سلجوقی و تقسیم دولت قراخانی ایفای نقش کردند.
    کلیدواژگان: کمیجیان، ماوراءالنهر، قراخانیان، غزنویان، چغانیان، سامانیان
  • علی اکبر کجباف، فریدون الهیاری، سمیه بختیاری صفحات 39-54
    از اوایل دورهء قاجار سیاحان بسیاری متوجه قلمرو بختیاری شدند. آنان توانستند اطلاعات بی نظیری درباره زندگی کوچ نشینی ایل، چگونگی ازدواج، بیماری های بومی، لباس مردان و زنان و جنبه های دیگر زندگی اجتماعی ارائه کنند. مقام و موقعیت زن در ایل بختیاری، ازجمله نکاتی است که نظر سیاحان اروپایی را به خود جلب کرده است؛ به طوری که افزون بر توصیف جایگاه و کارکرد زن در جامعه بختیاری، موقعیت خاص آن ها را نه تنها با زنان روستایی و شهری ایران، بلکه با زنان اروپا مقایسه کرده اند. سیاحان زنان را ستون فقرات ایل و محور اصلی هرگونه تلاش و کوشش دانسته اند و معتقدند که زن ایل از مزایایی برخوردار است که هر زن آزاده ای آرزوی آن را دارد. زن در ساختار اجتماعی ایل، همواره نیمی از جمعیت را شامل می شده و نقش مهمی در پایداری و استحکام نظام خانوادگی و ایلی داشته است. لذا، این پژوهش با چنین رویکردی به روش توصیفی و تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای به بررسی موضوع می پردازد. این مقاله، پس از مقدمه و درآمدی بر جغرافیا و ساختار ایل بختیاری، به بررسی جایگاه اجتماعی و سیاسی و اقتصادی زن در ایل بختیاری و سیمای زنان شاخص، در گزارش های سیاحان دوره قاجار می پردازد.
    کلیدواژگان: ایل، بختیاری، زن، سفرنامه، قاجاریه
  • علی اکبر جعفری، سید حسین رئیس السادات، سمیه سادات سجادی جزی صفحات 55-68
    تشکیل دولت های متعدد در تاریخ ایران اسلامی و دوام حاکمیت آن ها، به عوامل مختلفی بستگی داشته که تشکیلات اداری و دیوانسالاری، مهم ترین آن ها بوده است. در این تشکیلات، ایرانیان و خاندان های معتبر و مشهور دیوانی نقش پررنگی داشته اند. تشکیل دولت صفوی موجب شد تا بار دیگر، ایرانیان در تشکیلات اداری حضور یابند؛ به دنبال آن، خاندان های جدیدی نیز وارد عرصه دیوانی شدند که شایستگی و توانمندی چشمگیری را از خود به نمایش گذاشتند. جابری ها نمونه مشخصی از این خاندان ها بودند. جابری ها از خاندان های سرشناس و تاثیرگذار، در تشکیلات و نظام دیوانی و حتی ساختار سیاسی دولت صفوی بودند. تعدادی از آنان توانستند به عنوان کارگزاران نظام دیوانی، در دوره هایی از دولت صفویه، مسئولیت های مهمی را بر عهده گیرند. مهم ترین آن ها، میرزاسلمان خان جابری انصاری بود. نظر به اهمیت حضور و عملکرد میرزاسلمان و خاندان جابری در دیوانسالاری صفویه، این پژوهش با هدف بررسی نقش و جایگاه آن ها در دوره صفویه، درپی پاسخ گویی به این سوال است که خاندان جابری در تشکیلات اداری و دیوانی دولت صفویه چه نقش و جایگاهی داشته اند؟ برای پاسخ گویی به سوال فوق، این فرضیه را به آزمون گذاشته ایم که خاندان جابری با تصدی مناصب و مسئولیت های مهم در تشکیلات دیوانی صفویه، حضوری فعال و موثر در مدیریت این تشکیلات و اداره قلمرو صفوی داشته اند. جمع آوری اطلاعات و داده های تاریخی این پژوهش، به روش مطالعه کتابخانه ای و بررسی موضوع به شیوه توصیفی تحلیلی صورت پذیرفته است. نتایج حاصل ضمن اثبات فرضیه فوق، اطلاعات دقیقی از چگونگی ورود و عملکرد مشهورترین فرد این خاندان، یعنی میرزاسلمان خان، در نظام دیوانی صفویان و نیز چرایی برافتادن او بیان می کند. همچنین نشان می دهد که جابری ها حتی پس از قتل میرزاسلمان خان و تا زمان آخرین شاه صفوی، مسئولیت های مختلفی بر عهده داشته اند.
    کلیدواژگان: صفویه، خاندان جابری، کارگزار، دیوانسالاری، میرزاسلمان جابری
  • ذکرالله محمدی، محمد محمدپور صفحات 69-82
    در اواخر حاکمیت امویان، منطقه خراسان شاهد بروز قیام های مخالفان، علیه حکومت اموی بود. مخالفان از ظرفیت نارضایتی های مردم خراسان که نشات گرفته از سیاست های اقتصادی حکمرانان عرب خراسان بود استفاده کرده و با تبلیغات و فعالیت های خود، پایه های رژیم را سست کرده بودند. بنابراین خلیفه سیاس اموی، یعنی هشام بن عبدالملک، برای جلوگیری از سقوط حکومت یکی از افراد عاقل و وفادار به حاکمیت خویش، یعنی نصربن سیار، را به حکمرانی خراسان انتخاب کرد. نصر با آگاهی از عمق بحران های خراسان و برای جلوگیری از خطر سقوط حاکمیت امویان که خود وی نیز یکی از اجزاء آن بود دست به اصلاحات اقتصادی در منطقه زد؛ اما اصلاحات او به علل مختلف با ناکامی مواجه شد. اکنون برغم مطرح بودن سوالات گوناگون، در این مقاله دست کم به دو پرسش اساسی توجه خواهیم کرد: نخست اینکه کم وکیف سیاست های اقتصادی کلان اموی ها، در آن مقطع چه بود و چگونه اجرا شد که سبب نارضایتی گسترده مردم آن منطقه بود و به تبع آن، بستر و زمینه قیام ها و شورش ها را فراهم آورد. دوم اینکه علل ناکامی اصلاحات نصربن سیار چه بود که باوجود تلاش های فراوان او منجر به شکست شد. در پژوهش حاضر، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با بهره مندی از منابع کتابخانه ای، درباره شخصیت نصربن سیار کنکاش می کنیم و به سوالات مذکور نیز پاسخ در خور توجهی می دهیم.
    کلیدواژگان: نصربن سیار، اصلاحات، مالیات ها، دهقانان، موالی
  • قباد منصوربخت، مهدی فرجی صفحات 83-104
    پس از تبعات سنگین جنگ های ایران و روس، اندیشه و عمل اصلاحات و نوسازی از بدنه دیوانسالاری حکومت قاجار آغاز شد. در کنار آن، با آشنایی ایرانیان با تمدن جدید غرب و مقایسه وضع ایران با ممالک پیشرفته اروپایی، جریان انتقادی و منورالفکری در میان آنان شکل گرفت. در ابتدا گروه مهمی از اندیشمندان ایرانی مقیم هند، ازطریق آشنایی با مجاری و منابع انگلیسی، نخستین آگاهی ها از تمدن یادشده را در آثار خود بازتاب دادند. چگونگی گفتار انتقادی و منورالفکری میرزااسمعیل دردی اصفهانی، به عنوان یکی از اندیشمندان مهم ایرانی هند، مسئله مقاله حاضر است. روش تحقیق در این مقاله، روش تحلیل گفتار خواهد بود و به این پرسش پاسخ داده می شود که تلقی میرزااسمعیل از مفاهیم قانون، حقوق، حدود و آزادی چیست و از نظر وی، چه نسبتی میان مفاهیم مزبور وجود دارد؟ یافته های این تحقیق نشان می دهد که دردی اصفهانی پس از آشنایی با تمدن جدید غربی، به تامل در اوضاع سیاسی و اداری ایران پرداخت. او اساس راهکار خود، برای ترقی ایران را در قالب نظریه حکومت قانون استوار کرد. در نظریه یادشده، براساس قانون، اختیارات پادشاه محدود و حقوق مردم معین می شود. در دریافت وی، آزادی مبتنی بر قانون و سازگار با مقتضیات فرهنگی و ملی نه تنها مضر نیست، بلکه از لوازم اصلی یگانگی و پیشرفت دولت ها و ملت ها شناخته می شود.
    کلیدواژگان: میرزااسمعیل دردی اصفهانی، هند، قانون، حقوق و حدود، آزادی، منورالفکران
  • بهزاد اویسی، بتول رستمی، سیاوش یاری صفحات 105-124
    نظام های حکومتی ایران در دوره بعد از اسلام، بازتولید نظام سیاسی ایران قبل از اسلام بود که در فر آیند سیاسی چندصدساله و هم زمان با اسلامی شدن جامعه ایرانی و کسب استقلال تدریجی از خلافت صورت پذیرفت. غزنویان نخستین حکومت ترک نژاد ایرانی بودند که برعکس بسیاری از حکومت های ایرانی، قدرت یافتن آنان مبنای قبیله ای نداشت. حاکمان غزنوی نه روسای قبایل، بلکه غلام سپاهسالارانی بودند که رده های مختلف نظامی را با تلاش خویش به دست آورده بودند و خصلت نظامی گری و استبداد، در تمام وجود آنان ریشه داشت. در این مقاله می کوشیم براساس نظریه لیکرت و با تکیه بر آثار برجسته ادبی تاریخی این دوره، یعنی تاریخ بیهقی و دیوان سه شاعر درباری عنصری و فرخی و منوچهری نظام حکومتی غزنویان را در دو سطح میانی (ساختاری) و سطح کلان (محیطی) بررسی کنیم. در سطح میانی (ساختاری) نحوه ارتباط و تمرکز و تمرکزنیافتن، سیستم رهبری لیکرت و در سطح کلان (محیطی)، نظام ارزشی و چگونگی تاثیر آن بر شیوه رهبری غزنویان را تبیین می کنیم. غزنویان با ترویج نظام ارزشی الهی و انتساب حاکمیت خود به پیامبر(ص) از طریق خیلفه بغداد، به حکومت خویش تقدس بخشیده و جنایاتشان را توجیه می کردند. بدین وسیله، نظام دیکتاتوری پدید آوردند که به شدت متمرکز بود؛ یعنی تمام تصمیم گیری ها در راس سازمان انجام می گرفت و سیستم شماره یک لیکرت، یعنی شیوه آمرانه، در آن حکمفرما بود.
    کلیدواژگان: غزنویان، نظریه لیکرت، آثار ادبی، مدیریت، مسعود غزنوی
|
  • Ma Sheykh Noori, A. Khosravi Pages 1-22
    The study of political efforts by Iranian authorities to prove Iranian sovereignty over Bahrain is prominent evidence that reveals those who devoted their properties and lives to develop this land. Teimurtash was a political figure، minister of the court، during Pahlavi era. From 1927 to 1934، as the special representative of Reza Shah، Teimur being a veteran diplomat got involved in a mission to prove the authority over islands and ports in Persian Gulf. In order to achieve this goal، he started a conflict with Britain. His proposing the problem Iran had with Bahrain didn`t lead to any conclusion، but what he did to trade with Britain over Bahrain had a distinctive role in the international and regional policy during the second Pahlavi era. The present article utilizing a descriptive-analytical approach and taking advantage of historic documents is to answer the question: “what documentation were Teimurtash actions in the conflict between Iran and Britain over Bahrain based on?”
    Keywords: Iran, Britain, Persian Gulf, Bahrain, Teimurtash
  • M. Rahmati Pages 23-38
    Komijian residents of the mountainous areas around the source of the Oxus used to live near Khatlan and Chaghanian. They were the survivors of Iranian ethnic tribes in that area. They were not involved in social developments in the first centuries after Hegira since they resisted Islam. But، in the 11th century on، after converting to Islam، they were excluded from isolation and plaid roles in political activities. It coincided with the time Turkish tribes and figures had authorities in Ghaznavi، Gharakhanid and Saljuq governments and were in charge of Islamic affairs. The present article aims at questioning the information available and revealing the role of Komijian in political developments in Transoxiana and Khorasan while introducing them. The article، taking advantage of a descriptive-analytical method، indicates that from 11th century Komijian tribes were gradually being influenced by Islam through business and cultural interactions، then، performed an active role in political changes like Abu Ali Choghani`s rebellion، and political and military conflicts in the area. In the early 12th century، they had military cooperation in Ghaznavi and Gharakhani conflicts، the formation of Saljuq government and the division of Gharakhni government.
    Keywords: Komijian, Transoxiana, Gharakhanids, Ghaznavids, Samanids
  • A. Kajbaf, F. Allahyari, S. Bakhtiari Pages 39-54
    From the beginning of Qajar dynasty، a great number of explorers were attracted to Bakhtiari territory. They could present a lot of unparalleled information on their nomadic life، marriage customs، local diseases، women`s and men`s clothes، and other aspects of their social life. Position and status of Woman is one of the notions that has drawn European explorers` attention; they have not only described women`s position in Bakhtiari society but also compared them both with rural and urban women in Iran and women in Europe. The explorers introduced the women as the spinal cord of the tribe and the core of any effort. They also believe that such women have the advantages that any free-spirited woman wishes to have. In the social structure of the tribe، fifty percent of the population includes women and women play a significant role in the stability and strength of family and tribe. The article has investigated the matter taking advantage of a descriptive-analytical method and printed sources. The objective here is to study the social، political، and economic position of Woman between Bakhtiari People and the special perspective toward the women in the reports of the explorers during Qajar dynasty.
    Keywords: Tribe, Bakhtiari, Women, Travel Account, Qajar
  • A. Jafari, H. Rais Al Sadat, S. Sajadi Jazi Pages 55-68
    Formation of various governments and their duration in the history of Islamic Iran were dependent on different factors mainly administration and bureaucracy. The formation of Safavid government made Iranian have a role in administration and bureaucracy one more time. Following that، new families entered the court and showed eye-catching merits and talents; among them was Jaberi family. Some Jaberis could take important responsibilities in Safavid courts. One of their most significant figures was Mirza Salman Khan Jaberi Ansari. Focusing on his role، the present article is to reveal what role and position jaberi family had in Safavid administration and bureaucracy. To answer the previously mentioned question، the hypothesis that Jaberi family gained significant positions and responsibilities in Safavid court and could manage the administration and the realm of Safavid has been tested by a descriptive-analytical method. The results of the study have not only proved the hypothesis but also revealed exact information on how Mirza Salman Khan entered the Safavid court and acted there and why he failed. It is also mentioned that Jaberis had various responsibilities till the end of Safavid dynasty even after Mirza Salman Khan was killed.
    Keywords: Safavid, Jaberi Family, Employee, Bureaucracy, MIrza Salman Jaberi
  • Z. Mohammadi, M. Mohammadpour Pages 69-82
    At the end of Omayyad dynasty، Khorasan witnessed opponents’ uprisings against Omayyad. Opponents took advantage of Khorasani settlers dissatisfaction of economic policies of the rulers and undermined the foundation of the regime advertising and acting against it. Thus، Omayyad tactful ruler، Hesham ibn Abd al-Malek appointed Nasr ibn Sayar، one of the wise and loyal men to his rule، as the ruler of Khorasan. Nasr being aware of the crisis in Khorasan، to avoid the risk of Omayyad`s failure، started economic reforms in the area. But، his reforms were unsuccessful because of different reasons. In this article at least two main questions are answered: first، what were the economic reforms?، and how were they applied that dissatisfied people and caused uprising?، second، what were the reasons for their failure? Here، while using a descriptive-analytical method and printed sources، we investigate Nasr ibn Sayar`s personality and answer the previously mentioned questions.
    Keywords: Nasr ibn Sayar, Reforms, Taxes, Peasants, Lords
  • Gh Mansurbakht, M. Faraji Pages 83-104
    After the heavy consequences of the battles between Iran and Russia، revisions and reforms of the body of Qajar government were started. Along with that، open-minded ideas formed among them after Iranian became familiar with new western civilizations and compared Iran with developed European countries. First، a group of Iranian scholars dwelling in India informed people of the civilizations in their works after getting to know British sources. The objective in this article is the critical and open-minded ideas of Mirza Ismail Dordi Isfahani، one of the Iranian scholars living in India. The article aims at analyzing the discourse of Mirza Ismail to clarify what his understanding of the concepts “law”، “rights”، “limitations”، and “freedoms” is and what kind of relation the concepts have to him. The findings of this article reveal that Mirza Ismail considered the political and official condition of Iran after he had become familiar with the new western civilizations and concluded that Iran could develop under the reign of law. According to his hyposesis، the powers of the ruler are limited and people`s rights are determined on the basis of law. He believes that freedoms based on law and cultural and national regulations are not harmful but beneficial since they lead to unity and development of governments and societies.
    Keywords: Mirza Ismail Dordi Isfahani, India, Law, Rights, Limitations, Freedom, Open, minded People
  • B. Oveysi, B. Rostami, S. Yari Pages 105-124
    Iranian political regimes during Islamic period were the reproduction of the political regimes before Islam. Ghaznavid was the only Turkish government that unlike many Iranian governments، the way they seized power was not on tribal basis. Ghaznavid rulers were not the head of any tribes but warriors who could gain different military categories putting their efforts and had the nature of militarism and authoritarianism in them. The present article seeks to investigate the two levels (structural and environmental) of Ghaznavid government، based on Likert`s Hypothesis and according to the prominent literary-historical works of the period، Beihaghi history and poetical works of three courtier poets Onsori، Farrokhi، and Manuchehri. On the Linkert`s structural level the way ruling system cooporates، concentrates and does not concentrate، and on the environmental level، the value system and the quality of its effect on Ghaznavids` leadership method are specified. Ghaznavid gave holiness to their government justified their crimes by promoting the divine value system and assigning their sovereignty to the Prophet (PBUH) through the ruler of Baghdad. This way، they created a dictatorial regime which was highly focused; that is، the rulers were the only figures who could decide. Thus، the first system proposed by Linkert، authoritarian style، ruled there.
    Keywords: Ghaznavids, Linkert Hypothesis, Liteerary Works, Management, Masoud Ghaznavid