فهرست مطالب

زمین شناسی اقتصادی - سال ششم شماره 1 (بهار و تابستان 1393)
  • سال ششم شماره 1 (بهار و تابستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/06/04
  • تعداد عناوین: 10
|
  • بهزاد مهرابی نفیسه چقانه، ابراهیم طالع فاضل صفحه 1

    کانی سازی فلزات پایه (مس، سرب و روی) و گرانبها (نقره±طلا) آنومالی 4 کانسار گلوجه با میزبان سنگهای آتشفشانی و نیمه نفوذی ائوسن-الیگوسن در بخش مرکزی پهنه طارم- هشتجین رخ داده است. سنگهای آتشفشانی، آتشفشانی- تخریبی و نیمه نفوذی با ترکیب بازیک تا حدواسط متشکل از آندزیت، آندزیت بازالت، تراکی آندزیت، داسیت و توف ها دارای بیشترین فراوانی در منطقه بوده که دارای خصوصیات سری ساب آلکالن تا کالک آلکالن غنی از پتاسیم هستند. کانی سازی در منطقه با عیار متوسط طلا (ppm15/0)، نقره (%24/0)، مس (%6/0)، روی (%4) و سرب (%6)، در دو رگه کوارتز- سولفیدی اصلی (A و B) دارای امتداد شمال غرب- جنوب شرقی با ساخت و بافتهای نواری، برشی، رگه- رگه چه ای و پرکننده فضای خالی و محتوای سولفیدی 5 تا %60 متشکل از کانه های اصلی گالن، اسفالریت، کالکوپیریت و پیریت صورت گرفته است. مطالعات SEM، حاکی از وجود مقادیر نقره (47/0 تا wt. % 66/0) و کادمیم (33/0 تا wt. % 72/0) در ساختمان گالن و آهن(wt.% FeS 23/0) در ترکیب اسفالریت است. دگرسانی های گرمابی فیلیک (کوارتز- سریسیت- پیریت)، آرژیلیک حدواسط (کوارتز- ایلیت/ مسکویت) و سیلیسیک، دگرسانی های همراه کانی سازی بوده که در آن به ترتیب زوج عناصر کادمیم- روی (86/0)، کادمیم- سرب (82/0)، سرب- نقره (80/0)، طلا- نقره (75/0)، سرب- روی (70/0) و کادمیم- بیسموت (74/0) دارای بیشترین همبستگی ژئوشیمیایی در رگه های کوارتز- سولفیدی کانه دار هستند.
    مطالعه میانبارهای سیال دو فازی مایع و بخار رگه های کانه دار، حاکی از تغییرات دمای همگن شدن میانبار به فاز مایع (Thlv→l)، بین 223 تا C°287 و شوری 5/6 تا 17 درصد معادل نمک طعام (در میزبان کوارتز) و دمای همگن شدن 175 تا C°244 و شوری 5/1 تا 12 درصد معادل نمک طعام (در میزبان اسفالریت) است. تغییرات دمای اولین نقطه ذوب یخ (Tfm) در میانبارهای سیال میزبان اسفالریت رگه کوارتز- سولفیدی کانه دار، بین 23- تا C°18- در سامانه NaCl–H2O است.
    در آنومالی 4 کانسار گلوجه، خصوصیاتی نظیر ساخت و بافتهای رگه ای- برشی و نواری، حضور کانی های دگرسان ایلیت/ مسکویت به همراه فراوانی کانه های گالن، اسفالریت و مقادیر کم کالکوپیریت و تنانتیت، دما و شوری متوسط تا پایین سیال کانه ساز، عمق کم کانی سازی و ترکیب آهن دار اسفالریت های منطقه، دارای شباهت با کانسارهای رگه ای اپی ترمال نقره و فلزات پایه سولفید متوسط (IS) است که احتمالا می تواند با ذخایر پورفیری مس- طلا در عمق مرتبط باشد.

    کلیدواژگان: فلزات پایه و گرانبها، دگرسانی گرمابی، ژئوشیمی، سیالات درگیر، اپی ترمال سولفیداسیون متوسط (IS)، گلوجه
  • ملیحه قورچی روکی، محمدحسن کریم پور، جی لنگ فارمر، چارلز استرن صفحه 23

    منطقه اکتشافی هلاک آباد در شمال شرق پهنه ایران مرکزی (پهنه ساختاری سبزوار) قرار دارد. در این پژوهش تکامل ژئوشیمیایی، سن و منشا بخشی از کمان ماگمایی (توده های نفوذی) شمال شرقی ایران در منطقه هلاک آباد (خراسان رضوی) مورد مطالعه قرار گرفته است. رخنمونهای سنگی به ترتیب سن نسبی شامل سنگهای آتشفشانی با سرشت داسیت، آندزیت و بازالت، سنگهای رسوبی آهکی، سنگهای درونی شامل دیوریت، کوارتزدیوریت، مونزودیوریت، کوارتز مونزونیت، گرانودیوریت و گرانیت و واحدهای رسوبی آهک، ماسه سنگ و کنگلومراست. پذیرفتاری مغناطیسی توده های گرانیتوئیدی بیش از SI 5- 10× 100 است، لذا متعلق به سری مگنتیت (اکسیدان) هستند. ماگماتیسم یادشده به طور عمده در قلمرو پتاسیم پایین (سری تولئیتی) و متاآلومین قرار می گیرند. مقادیر عناصر Ti، Nb، Th، Zr در مقایسه با N-MORB کاهیدگی نشان می دهند. الگوی عناصر کمیاب روند تقریبا مسطحی را نشان می دهند. سن توده گرانودیوریتی بر اساس سن سنجی اورانیوم سرب زیرکن 8/1± 7/99 میلیون سال (کرتاسه میانی) است و نسبت 87Sr/86Sr اولیه آنها 7047/0 است. داده های ترکیب ژئوشیمیایی و نسبتهای ایزوتوپی 87Sr/86Sr اولیه نشان دهنده ماگماتیسم مرتبط با قوسهای آتشفشانی و زون فرورانش در این منطقه است. ماگماتیسم مورد مطالعه با ویژگی های محتوای بالای Na2O (7-3 %)، مقدار کم K2O (12/0-1 %)، مقدار بالای CaO (4 تا 7/5 %)، مقدار کم Rb (1 تا 20 پی پی ام)، محتوای کم REE (کمتر از 40)، نسبت بالای Ba/Nb، نسبت Sm/Yb کمتر از 2، مقدار (La/Yb)N کمتر از 2، میزان ایزوتوپ اولیه 87Sr/86Sr کمتر از 7045/0 و میزان εNd اولیه 5/4+ ویژگی های غیر گرانیتوئیدهای معمول زون فرورانش را نشان می دهد. ویژگی های ژئوشیمیایی و پترولوژیکی نشان دهنده ذوب در فشار نسبتا کم (عمق کم) است. شواهد نشان دهنده آن است که تشکیل این توده گرانیتوئیدی نیازمند یک ناحیه فرافرورانش است.

    کلیدواژگان: تعیین سن، ایزوتوپ ناپایدار، پتروژنز، فرافرورانش، سبزوار، هلاک آباد
  • نرگس شیردشت زاده، قدرت ترابی، رامین صمدی صفحه 49

    افیولیت های نایین و عشین در شمال شرقی استان اصفهان و در غرب خرده قاره شرق - ایران مرکزی قرار گرفته اند. گدازه های بالشی از مهمترین واحدهای تشکیل دهنده آنها با سن کرتاسه هستند. درجه ذوب بخشی کمتر پریدوتیت های گوشته در افیولیت عشین و مذاب حاصل از ذوب کلینوپیروکسن آنها موجب بازیک تر و غنی تر شدن گدازه های بالشی عشین و درجه ذوببخشی بالاتر و ذوب نامتجانس ارتوپیروکسن و در نتیجه افزوده شدن سیلیس به مذاب در حال صعود موجب تشکیل مذابهای اسیدی تر (آندزیت تا بازالت آندزیتی) و تهی شده تر (از نظر عناصر کمیاب) در افیولیت نایین شده است. میزان REE نمونه های سنگ کل نایین بیشترین شباهت شیمیایی را با نمونه های IAT دارند اما نمونه های عشین ترکیب MORB را نشان می دهند. با توجه به شواهد پتروگرافی، مقدار کم نسبت Eu/Eu* در فنوکریستال های کلینوپیروکسن عشین و مقادیر محاسبه شده Kd کلینوپیروکسن و غنی شدگی عناصر نادر خاکی سنگین در ترکیب مذاب در حال تعادل با کلینوپیروکسن (به ویژه در منطقه عشین)، تبلور پلاژیوکلاز نسبت به کلینوپیروکسن در منطقه عشین نسبت به نایین تقدم و شدت بالاتری داشته و در نتیجه، مذاب در حال تعادل با کلینوپیروکسن در عشین ماهیتی شبیه ترکیب MORB و در نایین شبیه به IAT نشان می دهد. بنابراین، علی رغم مجاورت این دو مجموعه افیولیتی و برخی شباهتهای صحرایی و پتروگرافی، گدازه های بالشی این دو مجموعه افیولیتی هم از لحاظ ترکیب مذاب اولیه و هم از نظر فرآیندهای تفریق و محیط تشکیل با هم متفاوت هستند.

    کلیدواژگان: ژئوشیمی، کلینوپیروکسن، گدازه بالشی، افیولیت نایین، افیولیت عشین
  • علی رستمی، مرضیه بازآمد، بهزاد حاج علیلو، محسن موذن صفحه 71

    منطقه مورد مطالعه در سه کیلومتری جنوب غربی جزیره هرمز، در استان هرمزگان واقع است. واحدهای اصلی زمین شناسی منطقه توده اسیدی گرانوفیر که به شدت دگرسان شده و عامل به وجودآورنده آپاتیت های منطقه است، دایک دیابازی، مارن و بازالت تجزیه شده می باشند. آپاتیت تنها کانی فسفاته تمرکز دهنده عناصر نادر خاکی در جزیره هرمز است. در این آپاتیت ها، مقدار اکسیدهای Na2O و SiO2 بالا و مقدار متوسط عناصر اصلی چون Fe، Mg، Al، Caبترتیب برابر با7.5ppm، 365ppm، 2880ppm، 27.8% می باشد. با افزایش تفریق ماگمایی میزان عناصر Y، Mn، Rb افزایش و میزان Sr کاهش می یابد، میزان این عناصر در آپاتیت های هرمز به گونه ای است که تفریق ماگمایی متوسط را نشان می دهند. مجموع عناصر REE (1.22-2.25%) و نسبت LREE/HREE در آپاتیت های هرمز بالا هستند. بنابراین آپاتیت های هرمز از عناصر نادر خاکی سبک غنی شده اند. شیب الگوی به هنجار شده نسبت به کندریت این عناصر منفی و همراه با آنومالی منفی Eu می باشد. از نمودارهای مختلف متمایز کننده انواع واحدهای سنگی براساس ترکیب آپاتیتها مشخص شده است که آپاتیتهای هرمز به گرانیتوئیدهای نوع I مافیک با درجه اکسیدشدگی بالا (Fe2O3/FeO>1) تعلق دارند.

    کلیدواژگان: عناصر نادر خاکی، آپاتیت، جزیره هرمز، ژئوشیمی REE
  • مژگان صلواتی رضا فهیم گیلانی صفحه 87
    در شرق امام زاده هاشم در جنوب استان گیلان و در بین پوشش جنگلی انبوه، توده های مافیک و اولترامافیکی در بین سنگهای واحد شمشک (ژوراسیک) قابل مشاهده است. کومولاهای اولترامافیک شامل کلینوپیروکسنیت، کلینوپیروکسنیت های پلاژیوفر و الیوین-کلینوپیروکسنیت هستند و سنگهای مافیک با توجه به کانی های تشکیل دهنده به انواع گابروها، الیوین گابرو، بیوتیت گابرو، گابروهای آمفیبول دار تفکیک می شوند. بر اساس داده های ژئوشیمیایی، سنگهای مورد مطالعه دارای ماهیت تولئیتی بوده و در نمودارهای تشخیص جایگاه های تکتونیکی در محیط قوس قرار می گیرند. الگوی REE نرمال شده به کندریت غنی شدگی LREE را نسبت به HREE نشان می دهد. تهی شدگی از عناصر Ti،Zr، Nb در نمودارهای عنکبوتی نرمالایز شده این سنگها به گوشته اولیه و مورب مشاهده می شود که از مشخصه های ماگماهای جزایر قوسی می باشد. همچنین غنی شدگی از عناصر LILE و تهی شدگی از عناصر HFSE نیز نشان دهنده ماگمای مناطق قوس فرورانش می باشند. با توجه به نشانه های زمین شناسی و ژئوشیمیایی می توان توده های مافیک و الترامافیک شرق امام زاده هاشم را به عنوان بخشی از سکانس افیولیتی جنوب دریای خزر دانست که در یک سیستم تکتونیکی سوپراسابداکشن تشکیل شده اند.
    کلیدواژگان: پترولوژی، ژئوشیمی، گابرو، اولترامافیک، امام زاده هاشم
  • علی نجفی، محمدحسن کریم پور، مجید قادری، چارلز استرن، جی لنگ فارمر صفحه 107

    توده های گرانیتوئیدی منطقه کجه در شمال باختر فردوس، با ترکیب دیوریت، مونزودیوریت، مونزونیت، مونزوگرانیت، سینوگرانیت و گرانیت، با ماهیت کالک آلکان و پتاسیم بالا، ویژگی های ژئوشیمیایی عناصر کمیاب و نادر خاکی مشابه زون های فرورانش متعلق به تیپ I دارند. این توده ها اغلب مربوط به سری اکسیدان بوده و تنها یک توده مربوط به سری احیایی در منطقه برون زد داشته و ویژگی هایی از تیپ S را نشان می دهد. سه نمونه از واحدهای گرانیتوئیدی منطقه به روش U-Pb زیرکن سن سنجی شده اند. از نظر سنی، توده های نفوذی منطقه متعلق به کرتاسه پسین هستند. گرانیت پورفیری با سن 3/1 ± 2/84 میلیون سال (آشکوب سانتونین) قدیمی ترین توده و بعد از آن توده بیوتیت هورنبلند مونزوگرانیت با سن 4/1 ± 8/70 میلیون سال (آشکوب کامپانین) و جوانترین آنها، توده هورنبلند کوارتز دیوریت با سن 1± 9/67 میلیون سال (آشکوب ماستریشتین) است. نسبتهای 87Sr/86Sr و 143Nd/144Nd اولیه و єNdI برای توده گرانیت پورفیری به ترتیب برابر 708080/0، 512129/0 و 81/7- است. همین نسبتها برای توده بیوتیت هورنبلند مونزوگرانیت 706125/0، 512416/0 و 55/2- و برای توده هورنبلند کوارتز دیوریت 707491/0، 512221/0 و 43/6- است. با توجه به مجموعه اطلاعات ژئوشیمیایی و ایزوتوپی، سه گروه سنگی با ویژگی های متفاوت و منشا متفاوت در منطقه قابل تمایز است. دسته اول، گرانیت پورفیری (قدیمی ترین توده) که احتمالا منشا پوسته ای داشته و دسته دوم مونزونیت ها و مونزودیوریت ها و دسته سوم دیوریت ها که احتمالا منشا گوشته ای داشته و با توجه به متفاوت بودن منشا و عمق تشکیل و جای گزینی این توده ها، نسبتهای متفاوتی از آلایش را تحمل نموده اند. توده های نفوذی منطقه در مقایسه با دیگر توده های کرتاسه پسین بلوک لوت در منطقه بزمان و گزو از میزان بالاتری i(87Sr/86Sr) برخوردار بوده و نسبت به منطقه بجستان، این میزان در سنگهای منطقه کمتر است. توده گرانیت پورفیری منطقه از نظر پتروشیمی، شباهت فراوانی به سنگهای منطقه بجستان داشته، ولی از نظر سنی حدود 10 میلیون سال قدیمی تر است. دو گروه دیگر توده های منطقه نیز از نظر ژئوشیمی و منشا به منطقه بزمان و گزو شباهت دارند، با این تفاوت که به نظر می رسد میزان آلایش بیشتری را متحمل شده اند.

    کلیدواژگان: گرانیتوئید، کرتاسه پسین، آلایش، بلوک لوت، کجه، ایران
  • جعفر عبدالهی شریف علی امامعلی پور صفحه 137
    معدن مرمر اونیکس قره قشلاق ازجمله ذخایر بسیار با ارزش سنگ تزیینی در گستره استان آذربایجان غربی است که محصول چشمه های گرم آهک ساز بوده و ضخامت توده معدنی آن در مقایسه با گسترش سطحی محدود است. در این پژوهش، مدل سازی زمین شناسی و بلوکی کانسار مرمر به منظور تدوین برنامه ریزی تولید معدن، شناسایی موقعیت تک کوپ های استخراجی و افزایش جنبه های اقتصادی بهره برداری از آن طراحی واجرا شده است. در خلال این پژوهش، ضمن تهیه مدل زمین شناسی و بلوکی معدن، در گام نخست ابعاد بهینه تک کوپ های قابل استخراج از آن تعیین و با بازنمایی معادله رویه های محصور کننده این طبقات مرمری در محیط رایانه، ابعاد بهینه، بیشینه تعداد و موقعیت دقیق مکانی تک کوپ های قابل استخراج از این معدن شناسایی و به واحد استخراج معرفی شده است. بر اساس یافته های حاصل از این مطالعات با توجه به داده های 83 گمانه اکتشافی موجود امکان استخراج 183 تک کوپ مرمر صورتی و 103 تک کوپ مرمر سبز با ابعاد خام 5/2×5/2×5/1 متر و فقط 2 تک کوپ با ابعاد 5/2×5/2×3/1 متر از لایه مرمر سفید امکان پذیر است. همچنین نتایج حاصل از بررسی ها نشان داد با اعمال ملاحظات استخراجی و با توجه به ضریب بهره دهی لایه ها و حذف زون تغییر رنگ تدریجی بیشترین ضخامت تک کوپ ها برای طبقات مرمر صورتی، سبز و سفید به ترتیب 65/1و 65/1 و 4/1 متر خواهد بود.
    کلیدواژگان: مرمر اونیکس، قره قشلاق، مدل زمین شناسی، مدل بلوکی، برنامه ریزی تولید
  • محمد سیاری، مرتضی شریفی، جمشید احمدیان صفحه 149

    سنگهای آتشفشانی مورد مطالعه در بخش میانی کمان ماگمایی ارومیه- دختر قرار گرفته و بخشی از ایالت ماگمایی واقع در شمال زمیندرز بیتلیس- زاگرس، محسوب می گردند. این سنگها متشکل از درشت بلورهای آمفیبول، پلاژیوکلاز و بیوتیت می باشند که در زمینه ای از فلدسپار، کوارتز، کانی های اوپاک، شیشه و میکرولیت قرار دارند و عمدتا دارای بافت پورفیریتیک هستند و در محدوده داسیت تا آندزیت قرار می گیرند. کانی ها عمدتا سالم هستند و آثار دگرسانی محدود به کلریتی شدن ضعیف برخی آمفیبول ها و سوسوریتی شدن حاشیه برخی پلاژیوکلازهااست. بیوتیت های مورد آنالیز در سنگهای آتشفشانی میوسن- پلیوسن شرق کامو، همگی از نوع بیوتیت های غنی از منیزیوم بوده و بر اساس تقسیم بندی جامع میکاها به 6 عضو پایانی کلی، به طور متوسط از 45/55 درصد فلوگوپیت، 90/15 درصد تالک، 72/12 درصد تیتان- فلوگوپیت، 44/11 درصد ایستونیت، 71/3 درصد فری ایستونیت و 78/0 درصد موسکیت، تشکیل شده اند. ترکیب بیوتیت ها، سری کالک آلکالن را برای ماگمای مادر نشان می دهد. برآورد فوگاسیته اکسیژن ماگما بر اساس ترکیب و محتوای +3Fe بیوتیت، نشان می دهد که فوگاسیته اکسیژن در زمان تبلور بیوتیت ها به صورت کیفی در حد بافر FMQ و به صورت کمی حدود 15-10 بار بوده است. این تخمین با فوگاسیته اکسیژن سنگهای آتشفشانی حدواسط تا اسیدی مطابقت نشان می دهد.

    کلیدواژگان: بیوتیت، فوگاسیته اکسیژن، سنگهای آتشفشانی، ارومیه، دختر، کامو
  • الهام حبیب زاده، غلامحسین شمعانیان، هادی عمرانی صفحه 163

    کانسار بوکسیت کارستی جاجرم در 175 کیلومتری جنوب غرب بجنورد واقع شده است. این کانسار به شکل یک افق چینه سان بین دولومیت های تریاس و شیل و ماسه سنگهای ژوراسیک تشکیل شده است. در این تحقیق، عناصر بافتی بوکسیت های جاجرم بر پایه معیارهای ریخت شناسی و پیدایشی به عناصر بافتی زمینه و متمایز تقسیم شد. بافتهای پلیتومورفیک و میکروگرانولار از فراوانترین عناصر بافتی زمینه و اووئیدها، پیزوئیدها، پلت ها و رخدادهای ثانویه از مهمترین عناصر بافتی متمایز می باشند. تجزیه و تحلیلهای بافتی نشانگر هر دو خاستگاه برجازا و نابرجازا برای بوکسیت های جاجرم است. در مطالعات دقیق پتروگرافی دو نوع اووئیدو پیزوئید بر مبنای ویژگی های ریختی و انتظام لامینه ها شناسایی شد. نوع A با لامینه های نازک، منظم و پیوسته مشخص می شود، در حالیکه نوع B دارای لامینه های ضخیم، نامنظم و ناپیوسته است. اووئید ها و پیزوئید ها بهطور عمده از تناوبی از لامینه های کائولینیت- هماتیت و دیاسپور- گوتیت تشکیل شده اند که به سمت لامینه های بیرونی بر مقدار Al2O3 افزوده می شود. تناوب بسیار ظریف این لامینه ها در اووئیدها و پیزوئیدها نشانگر نوسانات اقلیمی در فصول خشک و مرطوب است. عناصر بافتی ثانویه به طور عمده دارای تظاهر رگه چه ای بوده و غنی از SiO2 و Al2O3 می باشند.

    کلیدواژگان: عناصر بافتی، اووئید، پیزوئید، نوسانات اقلیمی، بوکسیت کارستی، جاجرم
  • انیس پارساپور، محمود خلیلی، مجید مقامی، هاشم باقری صفحه 177

    کانسار مس پورفیری دره زار واقع بر روی کمربند ماگمایی ارومیه- دختر و در ده کیلومتری جنوب شرقی مس سرچشمه قرار دارد. این کانسار با دارا بودن پهنه های دگرسانی پتاسیک، کلریت- سریسیت، سریسیت، آرژیلیک و پروپلیتیک در نتیجه نفوذ استوک پورفیر (گرانودیوریت) دره زار به درون ولکانیک های ائوسن، تشکیل شده است. پیریت، کالکوپیریت و مولیبدنیت با بافتهای گوناگون افشان و رگه ای، کانی های سولفیدی اولیه وکوولیت و کالکوسیت از سولفید های ثانویه این کانسار بهشمار می روند. داده های ایزوتوپ گوگرد به خاستگاه ماگمایی سولفات ها و سولفیدهای قلمرو مورد تحقیق اشاره دارد. ژیپس های این منطقه را میتوان، بر پایه مطالعات ایزوتوپی اکسیژن و گوگرد، به دو دسته 1- گرمابی و حاصل از آب گیری انیدریت و 2- سوپرژن و ناشی از اکسیداسیون پیریت تقسیم نمود. بر اساس نتایج حاصل از زوج سولفید- سولفات (پیریت- انیدریت)، حرارت سیال گرمابی در زمان تشکیل کانه معادل 489-515 درجه سانتی گراد تخمین زده می شود. منشا ماگمایی با ماهیت احیاء برای این سیال کانه زا محتمل بوده و زونینگ ایزوتوپی بر پایه مقادیر δ34S پیریت نسبت به عمق، این منطقه را به دو بخش شرقی و غربی به ترتیب با همبستگی منفی و مثبت تقسیم بندی می نماید. همچنین در بخش شرقی بین عیار مس و ایزوتوپ 34 گوگرد یک تطابق منفی وجود دارد.

    کلیدواژگان: کانه، مس پورفیری، ایزوتوپ های پایدار، دره زار
|
  • Behzad Mehrabi, Nafise Chaghaneh, Ebrahim Tale Fazel Page 1

    The base (Cu–Pb–Zn) and precious metals (Ag±Au) mineralization at the No. 4 anomaly of Golojeh deposit occurred in volcanic and sub–volcanic Eocene–Oligocene host rocks، in the central part of the Tarom–Hashtjin zone. Basic to intermediate volcanic، volcaniclastic and sub–volcanic rocks are dominated in the area and include andesite، basaltic andesite، trachy-andesite، dacite and tuff with affinity to sub–alkaline to high–potassic calc–alkaline series. The mineralization in the area with average grade of Au (0. 15 ppm)، Ag (0. 24%)، Cu (0. 6%)، Zn (4%) and Pb (6%) occurred in two major NW–SE trending quartz–sulfide veins (A and B) with crustiform، breccia، vein–veinlet and open-space filling structure and texture. The sulfide content varies from 5 to 60% and is dominated by galena، sphalerite، chalcopyrite and pyrite. SEM studies indicated presence of Ag (0. 47 to 0. 66 wt. %) and Cd (0. 33 to 0. 72 wt. %) in galena and Fe (0. 23 wt. %) in sphalerite. Hydrothermal alteration of phyllic (quartz–sericite–pyrite)، argillic (quartz–illite/muscovite) and silicification are related to mineralization. Correlation coefficient of metal pairs of Cd–Zn (0. 86)، Cd–Pb (0. 82)، Pb–Ag (0. 80)، Au–Ag (0. 75)، Pb–Zn (0. 70) and Cd–Bi (0. 74) was recorded in the quartz–sulfide ore–bearing veins. Microthermometric studies on two phases liquid–vapor fluid inclusions in ore–bearing veins، shows homogenization temperature to liquid (Thlv→l) in the range of 223 to 287°C and salinity of 6. 5 to 17 wt. % NaCl eq. (quartz-hosted) and homogenization temperature ranging from 175 to 244°C and salinity from 1. 5 to 12 wt. % NaCl eq. (sphaerite-hosted). First ice–melting temperature (Tmf) ranges of fluid inclusion in sphalerite-hosted of quartz–sulfide ore–bearing veins were recorded between −23 and −18°C in NaCl–H2O system. Vein–breccia and crustified structure and texture، presence of illite/muscovite alteration assemblage accompanied by high contents of galena، sphalerite and minor chalcopyrite and tennantite، low to moderate temperature and salinity of ore-bearing fluid، low depth of mineralization and Fe–bearing sphalerite features at the No. 4 anomaly of Golojeh deposit، are similar to those of intermediate sulfidation (IS) epithermal base and precious metals vein–type deposit that probably might be related to Cu–Au porphyry system in depth.

    Keywords: Base, precious metals, hydrothermal alteration, geochemistry, fluid inclusion, intermediate sulfidation epithermal (IS), Golojeh
  • Maliheh Ghourchi, Mohammad Hassan Karimpour, G. Lang Farmer, Charles Stern Page 23

    The Halak Abad prospect occurs in the northeastern part of Central Iran zone (Sabzevar structural zone). In this investigation، geochemical evolution، age and source of part of northeastern Iran magmatic arc (intrusive bodies) in Halak Abad area in the Khorasan Razavi province has been studied. The exposed rocks consist of volcanic rocks with andesite and dacite nature، limestone، plutonic rocks mostly diorite، quartz diorite، monzodiorite، quartz monzonite، granodiorite and granite and sedimentary rocks such as limestone، sandstone and conglomerate. Magnetic susceptibility of intrusive rocks is >100 × 10-5 SI، so they belong to the magnetite-series (oxidized). This magmatism is mainly low-K (tholeiite series) and meta-aluminous. The amounts of Zr، Th، Nb and Ti show depletion compared to N-MORB. Trace elements behavior shows a nearly flat pattern. Age of granodiorite body based on U-Pb zircon dating is 99. 7±1. 8 Ma (Mid-Cretaceous) and 87Sr/86Sr initial ratio is 0. 7047. The geochemical signature and 87Sr/86Sr initial ratio in the area suggest volcanic arc magmatism in subduction zone. This magmatism has characteristic such as high Na2O (3-7 %)، low K2O (0. 12-1 %)، high CaO (4-5. 7%)، low Rb (1-20 ppm)، low total REE

    Keywords: Age Dating, radiogenic Isotope, petrogenesis, suprasubduction, Sabzevar, Halak Abad
  • Nargess Shirdashtzadeh, Ghodrat Torabi, Ramin Samadi Page 49

    The Nain and Ashin ophiolites are located in northeastern Isfahan province، in western Central-East Iranian Microplate. Pillow lavas are one of the most significant Cretaceous rock units. The lower partial melting degree in mantle peridotites of Ashin ophiolite، and the derived melt by melting their clinopyroxene caused a more basic (basalt) and enriched nature for the Ashin pillow lavas، whereas higher partial melting degree and consequently incongruent melting of orthopyroxene and increment of silica in the ascending melt، together with aqueous fluids led to formation of more acidic (andesite – basaltic andesite) and depleted melts (in trace elements) in Nain ophiolite. The REE content of Nain samples have IAT chemical affinity، but the samples from Ashin show MORB characteristics. Based on petrograhic observations، lower Eu/Eu* of clinopyroxene phenocrystals of Ashin، calculated Kd of clinopyroxene together with HREE enrichment in the melt in equilibrium with clinopyroxene (especially in Ashin when compared with Nain)، the plagioclase crystallization was primer and higher in comparison with clinopyroxene، especially in Ashin compared with Nain. The melt in equilibrium with clinopyroxene in Ashin was similar to MORB composition، whereas it is similar to IAT in Nain. Thus، despite the proximity of these two ophiolitic series and some field and petrographic similarities، pillow lavas from them are different from each other in both primary melt composition and the processes of differentiation and the tectonic setting.

    Keywords: Geochemistry, clinopyroxene, pillow lavas, Nain ophiolite, Ashin ophiolite
  • Ali Rostami, Marziyeh Bazamad, Behzad Hajalilou, Mohsen Moazzen Page 71

    The study area is located about 3 km southwest of the Hormoz Island in the Hormozgan province، in the Persian Gulf. The main rock units in the region consist of a highly altered acidic pluton cratophyre، which is responsible for apatite formation، diabasic dike، marl and altered basalt. Apatite is the only phosphate mineral in the Hormoz Island، which has accumulated REE in its crystal structure. The amount of Na2O and SiO2 oxides in apatite are high and the average content of the main elements Fe، Mg، Al، Ca are 7. 5 ppm، 365 ppm، 2880 ppm and 27. 8%، respectively. The Y، Mn، Rb contents increase and Sr decreases with increasing magmatic differentiation. It shows that a moderate magmatic differentiation occurred during the crystallization of apatite. The total REE content in the Hormoz apatite is high (1. 22-2. 25%). LREE/HREE ratio is also high. This means that Hormoz apatites are enriched in light rare earth elements. The REE normalized pattern shows a negative slope with a negative Eu anomaly. According to various diagrams based on apatite composition، it is deduced that the Hormoz apatites belong to mafic I-type granitoids with high oxidation state (Fe2O3/FeO>1).

    Keywords: Rare earth elements, apatite, Hormoz Island, REE Geochemistry
  • Mojgan Salavati, Reza Fahim Guilani Page 87
    Mafic and ultramafic plutonic igneous bodies، with small and big outcrops، between Shemshak rock units (Jurassic) are observed in east of Imam Zadeh Hashem، in southern Guilan province. Ultramafic cumulates consist of clinopyroxenite، and plagiofer clinopyroxenite، olivine clinopyroxenite، and mafic rocks، based on mineralogy consist of gabbros، olivine gabbros، biotite gabbros and amphibole gabbros. According to geochemical data، studied rocks have tholeiitic nature and in the tectonic setting diagrams، display arc characteristic. The chondrite normalized REE patterns show low enrichment in LREEs relative to HREEs. The negative Nb and Ti anomalies in primitive mantle and MORB-normalized multi-element diagrams of the rocks are characteristic of island arc magmas. Also، enrichment in LILE and depletion of HFSE may indicate a subduction-related tectonic setting. According to geological and geochemical evidence، Imam-Zadeh Hashem ultramafic and sub-alkaline gabbro rocks can be as a part of the Southern Caspian Sea Ophiolite sequence (SCO) that formed in a suprasubduction tectonic system.
    Keywords: Petrology, geochemistry, gabbro, ultramafic, Imam, Zadeh Hashem
  • Ali Najafi, Mohammad Hassan Karimpour, Majid Ghaderi, Charles Stern, Lang Farmer Page 107

    Granitoid rocks of Kaje area، northwest Ferdows، with the composition of diorite، monzodiorite، monzonite، monzogranite، syenogranite and granite، with calk-alkaline and high potassium affinities، have trace and rare earth element geochemical characteristics similar to those from subduction zones، belonging to I-type granitoid rocks. Most of these rocks are oxidized (magnetite series)، while one suite is reduced (ilmenite series) showing S-type characteristics. Three samples of granitoid rocks were dated using zircon U-Pb method. Granitoid rocks belong to upper Cretaceous epoch. A granite porphyry with the age of 84. 2±1. 3 Ma (Santonian stage) is the oldest body followed by a biotite hornblende monzogranite of 70. 8±1. 4 Ma (Campanian stage) and the youngest body is a hornblende quartz diorite with the age of 67. 9±1 Ma (Maastrichtian stage). Initial 87Sr/86Sr and 143Nd/144Nd ratios as well as єNdi for the granite porphyry are 0. 708080، 0. 512129 and -7. 81، respectively. Those ratios for the biotite hornblende monzogranite are 0. 706125، 0. 512416 and -2. 55، respectively; and for the hornblende quartz diorite are 0. 707491، 0. 512221 and -6. 43، respectively. Based on geochemical and isotopic data، three types of granitoid can be distinguished having three different sources and characteristics. The first and oldest one is the granite porphyry of continental crust source، the second one is the monzonite and monzodiorite and the third group is the diorite of mantle source which originated and emplaced in different depths with various rates of contamination. These rocks have higher (87Sr/86Sr) i values compared with the other upper Cretaceous rocks in Bazman and Gazu areas، and lower (87Sr/86Sr) i values in comparison with the Bejestan rocks. Petrochemistry of the granite group is similar to the Bejestan rocks، but these are 10 m. y. younger and the other two groups have similar geochemistry and source to Bazman and Gazu with more contamination by the crust.

    Keywords: Granitoid, upper Cretaceous, contamination, Lut block, Kaje, Iran
  • Jafar Abdollahei Sharif, Ali Immalipour Page 137
    Qareh Qeshlaq marble quarry as one of the valuable resources of ornamental stones in West Azarbaijan province formed through thermal carbonate springs while its mineral deposit thickness is limited in comparison with surface extension. In the present research، geological and blocky modeling of the marble deposit was carried out in order to develop a production planning for this quarry، identifying the position of single-marketable-block extracted from it and increasing its economical aspects for exploitation. During the study، in addition to preparing a geological and blocky model for the quarry، firstly the optimum dimensions of its extractable single marketable-block were quantified and then through representing the confining surfaces equation of marble strata in the computer، the optimal maximum dimension and the number and exact location of the single marketable-blocks were determined and presented to the operating team. Based on the findings of these studies and according to the existing 83 exploratory boreholes data، it is possible to extract 183 single marketable-block pink marble and 103 single marketable-block malachite both with 1. 5 × 2. 5 × 2. 5 m raw dimensions while only 2 single marketable-block alabaster layer with 1. 3 × 2. 5 × 2. 5 m dimensions. The results also show that with applying extraction consideration، regarding the productivity coefficient of the layers، and removing the gradual color changes zone، the maximum thickness of the single marketable-blocks for the pink marble، malachite، and alabaster will become 1. 65، 1. 65 and 1. 4 m، respectively.
    Keywords: Qareh Qeshlaq marble, production planning, single marketable, block, geological model, blocky model
  • Mohammad Sayari, Mortaza Sharifi, Jamshid Ahmadian Page 149

    Volcanic rocks of interest are situated in the middle part of the Urumieh-Dokhtar Magmatic Arc (UDMA). They are parts of a vast magmatic province located in the north of Bitlis-Zagros suture zone. Having a prevailing porphyritic texture، these rocks include phenocrysts of plagioclase، amphibole and biotite in a matrix composed of feldspar، quartz، opaque، glass and microlite and mineralogically show composition of dacite to andesite. Minerals are mostly fresh. Effects of alteration are limited to weak chloritization and saussuritization in some amphiboles and rim of plagioclases، respectively. All of the analyzed biotites in the Miocene-Pliocene volcanic rocks in the east of Kamu are of Mg-biotite. According to a widespread classification of micas to 6 general end-members، biotites of interest are averagely composed of 55. 45% phlogopite، 15. 90% talc، 12. 72% Ti-phlogopite، 11. 44% eastonite، 3. 71% ferri-eastonite and 0. 78% muscovite. Chemical composition of biotites indicates a calk-alkaline magmatic series for the magma from which biotites are crystallized. Estimation of the oxygen fugacity of magma، based on chemical composition and Fe3+ content of biotite، shows that the oxygen fugacity was limited to FMQ buffer in quality and was about 10-15 bar in quantity. This value accords the oxygen fugacity for intermediate-acidic volcanic rocks.

    Keywords: Biotite, Oxygen fugacity, Volcanic rocks, Orumie, Dokhtar, Kamu
  • Elham Habibzadeh, Gholamhossein Shamanian, Hadi Omrani Page 163

    The Jajarm karst bauxite deposit is located about 175 km southwest of Bojnourd. The deposit has been developed as a stratiform horizon along the contact of Triassic dolomites and the Jurassic shales and sandstone. In this study، the textural elements of the Jajarm bauxites are classified into matrix and separated textures based on morphological and genetic criteria. Pelitomorphic and microgranular textures are the most abundant matrix textural elements and ooids، pisoids، pelletsand secondary occurrences are the main separated textural elements. Textural analyses indicated both allochthonous and autochtonous origins for the Jajarm bauxites. Detailed petrographic studies allowed the recognition of two types of ooids and pisoids based on morphological features and laminations. Type A is characterized by thin، regular and continuous lamination، whereas type B has thick، irregular and discontinuous lamination. Ooids and pisoids are mainly composed of alternating kaolinite-hemetite and diaspore-geothite laminae in which Al2O3 concentration increases towards the outer laminae. Fine-scale alternation of these laminae in the ooids and pisoids implies the climatic fluctuations of wet and dry seasons. Secondary textural elements are mainly observed as veins enriched in SiO2 and Al2O3.

    Keywords: Textural elements, ooid, pisoid, climatic fluctuation, karst bauxites, Jajarm
  • Anis Parsapoor, Mahmoud Khalili, Majid Maghami, Hashem Bagheri Page 177

    The Darreh-Zar porphyry copper deposit، located in the Urumieh – Dokhtar magmatic belt، lies about 10 km southeast of Sar-Cheshmeh porphyry copper deposit. The ore body with hydrothermally altered zones including potassic، chlorite-sericite، sericite، argillic and propylitic all related to the Darreh-Zar porphyry stock intruded the Eocene volcanic rocks. Pyrite، chalcopyrite، molybdenite، with different textures as disseminated and veinlet، are the major sulfide minerals and chalcocite and covellite are considered as the secondary minerals. Sulfur isotopic composition of the sulfates and sulfides studied fall on the magmatic values. Two different origins may be suggested for the gypsums studied: 1- hydration of anhydrite and 2- oxidation of pyrite during supergene enrichment. The stable isotopic data calculated on couple minerals (pyrite-anhydrite) point to the formation temperature of about 485-515οC for the fluids involved in mineralization. The fluid responsible for mineralization suggests magmatic sources for all sulfide phases and reduced aqueous sulfur species. Isotopic zoning، based on the δ34S pyrite values، divided the area into the east and the west parts with negative and positive correlation against the depth، respectively. Also، a negative correlation is observed between the Cu and the δ34S in the eastern portion of the area.

    Keywords: Ore minerals, Cu porphyry, stable isotopes, Darreh, Zar