فهرست مطالب

  • پیاپی 29 (پاییز 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/09/12
  • تعداد عناوین: 8
|
  • داود جعفری*، مهدیه صالحی، پروانه محمدخانی صفحات 7-16
    شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن، آمیزه ای از شناخت درمانی بک و برنامه ی کاهش استرس مبتنی بر حضور ذهن کابات- زین است و فعال سازی رفتاری، مراجعان افسرده را برای جستجوی تقویت های مثبت برمی انگیزد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه ی اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن و درمان فعال سازی رفتاری برای افسردگی در میزان افسردگی و کیفیت زندگی دانشجویان افسرده بود. بدین منظور، طی یک پژوهش نیمه تجربی، 50 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد ملایر که حداقل نمره ی 20 را در آزمون افسردگی بدست آورده بودند، انتخاب شدند و از این تعداد 34 نفر بر اساس مصاحبه ی بالینی ساختار یافته به گونه تصادفی و با رعایت اصل معادل سازی، به دو گروه آزمایش جهت شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن و درمان گروهی فعال سازی رفتاری تقسیم شدند. هر دو گروه به مدت 8 جلسه در معرض پروتکل های درمانی قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. گروه ها، قبل و بعد از کاربندی از نظر افسردگی و کیفیت زندگی مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل واریانس مختلط داده ها نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن و فعال سازی رفتاری برای افسردگی، میانگین نمرات افسردگی و کیفیت زندگی آزمودنی ها را بهبود می دهد و به نظر می رسد که تکنیکهای درمانی غرب وقتی با آیین های شرقی پیوند می خورند، راهگشا ترند.
    کلیدواژگان: شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن، فعال سازی رفتاری، افسردگی
  • میثم محمودیان، سیمین ایپچی، کاظم رسول زاده طباطبایی صفحات 17-26
    افسردگی، ترکیبی از احساس غمگینی، تنهایی، تحریک پذیری، بی ارزشی و نا امیدی و گناه را با آرایه ای از نشانه های جسمی به همراه دارد و محققان، به طور مکرر از ارتباط بین نشخوارگری و افسردگی حمایت کرده اند. هدف پژوهش حاضر، تعیین سهم نشخوارگری فکری، بدشکلی بدنی و وسواس- بی اختیاری در پیش بینی نشانه های افسردگی در دانشجویان بود. بدین منظور، طی یک پژوهش توصیفی مبتنی بر همبستگی، 380 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای ساده انتخاب و از نظر افسردگی، وسواس- بی اختیاری، بدشکلی بدن و نشخوار فکری مورد آزمون قرار گرفتند. نتیجه تحلیل رگرسیون نشان داد که بین نشخوارگری فکری، بدشکلی بدنی و وسواس- بی اختیاری ارتباط معناداری وجود دارد و به ترتیب نشخوارگری فکری، نشخوار وسواسی، رضایت بدنی و شک، بهترین پیش بینی کننده ی افسردگی است. نشخوارگری فکری، به عنوان مولفه ای تاثیر گذار در افسردگی است که مستقیما یا از طریق ارتباط با وسواس- بی اختیاری و بدشکلی بدنی در ایجاد افسردگی، موثر است.
    کلیدواژگان: نشخوارگری فکری، بدشکلی بدن، وسواسی، بی اختیاری، افسردگی
  • میترا قدم خیر*، حسین قمری گیوی، نیلوفر میکاییلی، زهره سپهری شاملو صفحات 27-36
    ازدواج و رابطه ی زناشویی، منبع حمایت، صمیمیت و لذت انسان و رضایتمندی زناشویی، محصول سبک های شناختی زوجین و سوگیری های شناختی آنهاست. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی مداخله ی مبتنی بر رفتار درمانی عقلانی- هیجانی در افزایش صمیمیت و رضایت زناشویی بود. بدین منظور، طی یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل، 30 زن متاهل به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب و به شیوه ی تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. آزمودنی ها قبل و بعد از مداخله، از نظر میزان صمیمیت و رضایت زناشویی ارزیابی شدند. سپس گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت مداخله ی مبتنی بر رفتار درمانی عقلانی- هیجانی قرار گرفت. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که اثربخشی مداخله ی مبتنی بر رفتار درمانی عقلانی- عاطفی (REBT) بر افزایش صمیمیت و رضایت زناشویی زنان معنادار است. به نظر می رسد که صمیمیت و رضایت زناشویی، نتیجه ی مهارت های همسران در برقراری ارتباط، حل منطقی مشکلات و تعارضات، انتظارت و باورهای عقلانی است و در مداخلات زناشویی، می توان از رویکرد رفتار درمانی عقلانی- هیجانی برای ایجاد این مهارت ها استفاده کرد.
    کلیدواژگان: رفتار درمانی عقلانی، عاطفی، صمیمیت، رضایت زناشویی
  • پریسا پیوندی، حسن احدی، محمدعلی مظاهری، فرهاد جمهری صفحات 37-46
    فرایند مادرشدن به دلیل تغییرات فیزیکی و روانی می تواند تنش ها و نگرانی هایی را به همراه داشته باشد. یکی از این تغییرات بروز افسردگی پس از زایمان در مادران است. تولد نوزاد نارس (نوزادی که پیش از هفته 37 بارداری به دنیا آمده باشد) نیز می تواند احتمال ابتلا به افسردگی پس از زایمان را افزایش دهد.هدف پژوهش حاضر پیش بینی افسردگی پس از زایمان بر اساس دلبستگی مادر به نوزاد، سبک های دلبستگی مادر و رضایت مندی زناشویی در مادران نوزادان نارس و مادران نوزادان عادی بود. برای این منظور 100 مادر دارای نوزاد نارس و 100 مادر دارای نوزاد عادی که به بخش زنان و زایمان یا بخش مراقبت های ویژه نوزادان بیمارستان میلاد و بیمارستان شهید اکبرآبادی در شهر تهران مراجعه نموده بودند به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و از نظر افسردگی پس از زایمان، دلبستگی و رضایت مندی زناشویی مورد آزمون قرار گرفتند. تحلیل رگرسیون چند متغیری یافته ها بیان گر این مطلب بود که در هر دو گروه رضایت زناشویی و سبک دلبستگی مضطرب دوسوگرا، افسردگی پس از زایمان را پیش بینی می کند. یافته ها نشان داد که شیب خط رگرسیون در دو گروه به لحاظ متغیر رضایتمندی زناشویی با یکدیگر تفاوت معناداری دارد.
    کلیدواژگان: افسردگی پس از زایمان، نوزاد نارس، دلبستگی، رضایتمندی زناشویی
  • شهرام وزیری، فرح لطفی کاشانی صفحات 47-56
    مشکلات جنسی در زنان، شیوع بالایی داشته و پیوسته با تنشهای فردی و تخریب کیفیت زندگی ارتباط دارد. در ارزیابی مشکل جنسی زنان و مشخص کردن ماهیت آن، ارزیابی سایق جنسی، بررسی رشد و تکامل جنسی و در لابه لای اطلاعات کسب شده، خودکارآمدی جنسی به عنوان یک متغیر مداخله گر نقش تعیین کننده ای دارد. با توجه به اهمیت تشخیص برای ارزیابی این موضوع، هدف پژوهش حاضر، ساخت و بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه ی خودکارآمدی جنسی در زنان بود. بدین منظور، در یک پژوهش زمینه یابی از نوع توصیفی- مقطعی، 594 زن 20-40 ساله، بعد از اعمال معیارهای ورود و خروج، وارد مطالعه شده و با پرسشنامه ی محقق ساخته ی خودکارآمدی جنسی، مورد آزمون قرار گرفتند. تحلیل عاملی به روش تحلیل مولفه های اصلی با چرخش واریماکس، 2 عامل را دراین پرسشنامه نشان داد. بررسی های روان سنجی در این پژوهش، پایایی و اعتبار این پرسشنامه را تایید کرد. نتایج حاکی از آن بود که پرسشنامه ی خودکارآمدی جنسی، در جامعه ی ایرانی از ویژگی های روانسنجی مطلوبی برخوردار است و می توان از آن در اقدامات مداخله ای و تشخیصی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: خودکارآمدی جنسی، اعتبار، پایایی
  • پریشاد گندم کار*، فرح نادری، کریم سواری صفحات 57-66
    مهارت های مقابله ای، یکی از مولفه های مهم سلامت ی و چگونگی واکنش انسان در برابر مسایل و مشکلات زندگی است و از این رو با انعطاف پذیری کنشی و سلامت، ارتباط دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای مقابله ای بر انعطاف پذیری کنشی و سلامت دانش آموزان دختر بود. بدین منظور، طی یک مطالعه ی نیمه آزمایشی با استفاده از روش پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه، 42 نفر از دانش آموزان دختر شهر آبادان، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب و از نظر انعطاف پذیری کنشی و سلامت، مورد آزمون قرار گرفتند. سپس آموزش راهبردهای مقابله ای به مدت 8 جلسه ی 90 دقیقه ای به گروه آزمایش ارایه شد و هر دو گروه مجددا از نظر انعطاف پذیری کنشی و سلامت، مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان دهنده ی آن بود که یادگیری راهبردهای مقابله ای، بر انعطاف پذیری کنشی و سلامت دانش آموزان تاثیر داشته و موجب بهبود آن شده است. نتایج آزمون پیگیری در گروه آزمایش و گواه نیز دوام این تاثیرات را نشان داد. بنابراین، می توان گفت که آموزش راهبردهای مقابله ای می تواند قدرت مقابله با فشار و تحمل تهدیدها و فشارهای درونی و بیرونی و روش های حفظ آرامش در شرایط تهدید آمیز را به افراد یاد داده و آستانه ی تحمل آنها را در برابر تهدیدها و فشارها بیافزاید
    کلیدواژگان: راهبردهای مقابله ای، انعطاف پذیری کنشی، بهداشت روانی
  • عظیم قاسم زاده، ستاره جانی صفحات 67-76
    خشم، واکنشی است که در موقعیت های گوناگونی از ناکامی های واقعی یا خیالی، آسیب ها، تحقیر ها یا بی عدالتی ها برانگیخته می شود و ممکن است به پاسخ های غیر ارادی مانند افزایش فشار خون، ضربان قلب، تعریق و افزایش قند خون منجر شود. خشم و تکانشگری می توانند آغازگر بسیاری از اختلالات و آسیب ها باشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر بخشی گروه درمانی شناختی - رفتاری بر تجربه ی خشم، ابراز خشم، کنترل خشم و احساس تنهایی بود. بدین منظور، طی یک طرح شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل، 20 دانشجو به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی (10 نفر) و گروه کنترل (10 نفر) کاربندی شدند. آزمودنی ها قبل و بعد از اتمام مداخله، از نظر میزان خشم و احساس تنهایی مورد آزمون قرار گرفتند. گروه آزمایشی در 8 جلسه ی گروه درمانی شناختی-رفتاری شرکت کردند ولی اعضای گروه گواه هیچ درمانی دریافت نکرد. تحلیل کواریانس نمرات آزمودنی ها نشان داد که درمان شناختی-رفتاری بر نمرات آزمودنی ها در خشم و احساس تنهایی موثر است. به نظر می رسد که درمان شناختی رفتاری می تواند خشم و احساس تن هایی را در بین دانشجویان کاهش دهد و آموزش مدیریت خشم می تواند به عنوان برنامه های کارآمد برای کاهش خشم و احساس تنهایی به کار رود.
    کلیدواژگان: احساس تنهایی، خشم، درمان شناختی، رفتاری، مهارت حل مساله
  • مهدی رضایی*، سیمین غلامرضایی، محمد علی سپهوندی، فیروزه غضنفری، فضل الله دریکوند صفحات 77-86
    طرحواره های ناسازگار اولیه، الگو ها یا درون مایه های عمیق، فراگیر و ناکارآمدی است که در دوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته، در دوران بزرگسالی تداوم می یابد و در عمیق ترین سطح شناخت، عمل می کند که معمولا فرد نسبت به آنها آگاهی ندارد. طرحواره ها، باعث می شود افراد مستعد افسردگی، اضطراب، روابط بین فردی ناکارآمد و اختلالات روانی- جسمانی شوند. هدف پژوهش حاضر، تعیین میزان توانایی ابعاد شخصیتی و طرحواره های ناسازگار اولیه در پیش بینی افسردگی بود. بدین منظور طی یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، 384 نفر (201زن، 172مرد، 11 نامعلوم) براساس نمونه گیری در دسترس از دانشگاه های زنجان و لرستان انتخاب و از نظر طرحواره های ناسازگار اولیه، ابعاد شخصیتی و افسردگی مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که طرحواره های ناسازگار، با عامل روان رنجوری همبستگی مثبت و با چهار عامل برون گرایی، گشودگی به تجربه، توافق و وظیفه شناسی همبستگی منفی داشت. طرحواره های ناسازگار گزینشی توانست 27 درصد از واریانس افسردگی را تبیین کنند. با توجه به یافته های حاصل، می توان گفت که عامل روان رنجوری، یک عامل مهم در شکل گیری طرحواره های ناسازگار است
    کلیدواژگان: ابعاد شخصیتی، طرحواره های ناسازگار اولیه، افسردگی
|
  • Davoud Jafari*, Mahdiye Salehi, Parvaneh Mohamadkhani Pages 7-16
    Cognitive therapy based on mindfulness is a combination of Beck''s cognitive therapy and Kabat Zinn’s mindfulness based stress reduction program and behavioral activation provokes depressed clients searching for positive reinforcement. The aim of the current study is to compare the effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy and treatment of activating behavior for depression in depression rate and quality of life in depressed students. Therefore، in a quasi-experimental 50 students of Azad University of Malayer who earned the minimum score of 20 on the exam depression test were selected. From this number، 34 people based on a structured clinical interview and in compliance with the principle of equivalency were divided into two groups of experiment randomly، to undergo mindfulness-based cognitive therapy and group therapy of behavioral activation. Both groups underwent therapeutic protocols for 8 sessions. The control group did not undergo any intervention. Both groups were assessed on depression and quality of life both before and after the grouping. Analysis of mixed variances of the data indicated that cognitive therapy based on mindfulness and behavioral activation for depression improved the median of depression scores and quality of life of subjects. It seems that west therapeutic techniques are more useful when bonded with the eastern rites.
    Keywords: cognitive therapy based on mindfulness, behavioral activation, Depression
  • Meysam Mahmoudiyan, Simin Epchi Hagh, Kazem Rasoul Zadeh Tabatabaee Pages 17-26
    Depression is a combination of feelings of sadness، loneliness، irritability، worthlessness، hopelessness and guilt accompanied with an array of physical symptoms. Researchers repeatedly have supported the association between depression and rumination. The aim of the current study was to determine the contribution of intellectual rumination، physical deformation and obsession compulsion in predicting depressive symptoms in students. Therefore، in a descriptive study based on correlation، 380 students of university of Tehran were selected using a simple multi-stage random sampling and were tested in terms of depression، obsession-compulsion، body deformation and intellectual rumination. The result of regression analysis showed that there is a correlation between the intellectual rumination، physical deformity and obsession-compulsion. Thus، intellectual rumination، obsessive rumination، body satisfaction and doubt are the best predictor of depression.
    Keywords: Depression, Body satisfaction, Obsessive rumination
  • Mitra Ghadam Kheir*, Hosien Ghamari Givi, Niloofar Mikaeeli, Zohre Sepehri Shamlo Pages 27-36
    Marriage and marital relations، sources of support، enjoyment of human intimacy and pleasure and marital satisfaction is a product of cognitive styles of couples and their cognitive biases. The aim of the current study was to evaluate the effectiveness of health behavior interventions based on rational – emotional behavioral therapy in raising intimacy and marital satisfaction. Therefore، a quasi-experimental pre-test - post-test with the control group of 30 married women were chosen with available sample method. They were placed into two groups of experiment and control، randomly. Subjects were evaluated both before and after the treatment، in terms of intimacy and marital satisfaction. Then the experimental group underwent 8 sessions intervention based on rational– emotional behavioral therapy. Analysis of covariance indicated that the effectiveness of health behavior interventions based on rational– emotional behavioral therapy (REBT) is significant in raising intimacy and marital satisfaction. It seems that intimacy and marital satisfaction are the result of Spouse’s skills in making relationship، logical way of solving problems and conflicts، expectations and rational beliefs. In marital interventions، we can use rational– emotional behavioral therapy approach for creating these skills.
    Keywords: rational – emotional behavioral therapy, intimacy, marital satisfaction
  • Parisa Peyvandi, Hasan Ahadi, Mohammad Ali Mazaheri, Farhad Jomehri Pages 37-46
    Motherhood process can be accompanied by tensions and worries due to physical and mental changes. One of these changes is the incidence of postnatal depression in mothers. Premature birth (Babies born before 37 weeks of pregnancy) can also increase the risk of postnatal depression. The aim of the current study was the Prediction of postnatal depression based on mother to infant attachment، maternal attachment styles and marital satisfaction in mothers of premature infants and normal infants. For this purpose، 100 mothers of premature infants and 100 mothers of normal infants who referred to the gynecology ward or infant intensive care hospital in Tehran''s Milad & Shahid Akbar Abady hospital were selected from available samples and were tested regarding postnatal depression، attachment and marital satisfaction. The multiple regression analysis of the data indicates that both groups of marital satisfaction and anxious ambivalent attachment style can predict the postnatal depression. Results indicated that the slope of the regression line in both groups had significant difference with each other، in terms of marital satisfaction variable.
    Keywords: postnatal depression, premature birth, marital satisfaction
  • Shahram Vaziri, Farah Lotfi Kashani Pages 47-56
    Sexual problems in women are highly prevalent and it is continuously related to individual’s stress and destruction of quality of life. In assessment of women’s sexual problem and determining its nature، assessment of sexual drives، study of growth، sexual development and in amidst information، sexual self efficacy as an intervening variable plays a decisive role. Regarding the importance of recognizing the assessment of this subject، the aim of the current study was to build and study the properties of psychometric of the sexual self efficacy questionnaire in women. Therefore، in a survey study of cross – sectional، 594 women with the age range of 20-40 entered the study after applying inclusion and exclusion criteria. They were tested with sexual self-efficacy -researcher constructed questionnaire. Factor analysis using principal components analysis with varimax rotation indicated two factors in this questionnaire. Psychometric evaluation of this study confirmed the reliability and validity of the questionnaire. Our results indicated that sexual self-efficacy questionnaire; in the Iranian society has good psychometric roperties and can be used in diagnostic and interventional procedures. Keywords: sexual self efficacy، validity، reliability.
    Keywords: sexual self efficacy, Validity, Reliability
  • Parishad Gandom Kar*, Farah Naderi, Karim Savari Pages 57-66
    Coping skills is an important component of health and it is how a human reacts when faced with problems of life. That is why it is linked to the flexibility of action and health. The aim of the current research is to study the effectiveness of coping strategies training on the flexibility of action and health of female pupils. Therefore، during a semi-experimental study using a pretest – post-test along with the control group، 42 female students in Abadan city were selected using multi-stage random sampling. They were tested regarding flexibility of action and health. Then، training the coping strategies was presented to the experiment group in 8 sessions for duration of 90 minutes. Again both groups were assessed regarding flexibility of action and health. The results of covariance analysis indicated that learning coping strategies effected flexibility of action and health of pupils and induced improvement on it. The result of the follow-up test in both the experiment and control groups indicated the persistence of these effects. Thus، it can be said that training the coping strategies can teach the ability to cope with pressure، tolerance of threat، internal and external pressure and techniques to keep calm in threatening situations and increase the threshold of tolerance when faced with threats and pressures.
    Keywords: Coping strategies, flexibility of action, mental health
  • Azim Ghasemzadeh, Setare Jani Pages 67-76
    Anger is a reaction which excites due to the failures of various situations which are either real or imaginary، mental damages، humiliation or injustice. It may lead to involuntary responses such as increased blood pressure، heart rate، sweating، and increased blood sugar. Anger and impulsivity can be the initiator of many disorders and damages. The aim of the current study was to investigate the effectiveness of group cognitive - behavioral therapy on anger experience، expressing anger، anger control and loneliness. For this purpose، in a quasi-experimental design، a pre-test and post-test type along with the control group 20 Students was selected from available samples. They were randomly assigned to experimental (n = 10) and control groups (n = 10). Subjects were analyzed in terms of anger and loneliness both before and after the completion of intervention. The experimental Group underwent eight sessions of cognitive - behavioral therapy. The control group did not undergo any intervention. Analysis of covariance of subject’s scores indicated that cognitive - behavioral therapy is effective on subject’s score in anger and loneliness. It seems that that cognitive behavior therapy can reduce anger and loneliness among students. Anger management training can serve as an efficient program for reducing anger and loneliness.
    Keywords: feeling of loneliness, anger, cognitive behavior therapy, problem solving skill
  • Mehdi Rezaei*, Simin Gholamrezayi, Mohammad Ali Sepahvandi, Firoze Ghazanfari, Fazollah Darikvand Pages 77-86
    Early maladaptive schemas are patterns or deep themes، pervasive and inefficient which are formed in childhood or adolescence. They continue in adulthood and they act on the deepest level of cognition in which usually a person is not aware of. The Schemas make people who are prone to depression، anxiety، and dysfunctional interpersonal relationships and psycho-somatic get hurt. The purpose of this study was to determine the ability of personality dimensions and early maladaptive schemas in predicting depression. For this purpose in a descriptive study، correlation type، 384 patients (201 women، 172 men، 11 unknown) were selected based on the available samples from Zanjan and Lorestan University. They were tested regarding the early maladaptive schemas، personality traits and depression. Analysis of the regression indicated that maladaptive schemas are positively correlated with neuroticism factor and they are negatively correlated with four factors of extraversion، openness to experience، agreement and dutifulness. Selective maladaptive schemas were able to explain 27% of the depression variance. Given the current findings it can be said that neurotics is an important factor in formation of the maladaptive schemas.
    Keywords: personality dimensions, early maladaptive schemas, Depression