فهرست مطالب

روان شناسی افراد استثنایی - پیاپی 12 (زمستان 1392)
  • پیاپی 12 (زمستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/12/12
  • تعداد عناوین: 10
|
  • محسن امیری*، حمید علی زاده، نورعلی فرخی صفحه 1
    هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش مادران با رویکرد آدلر-درایکورس بر کاهش علائم مثبت و منفی اختلال نارسایی توجه-بیش فعالی و افزایش عملکرد رفتاری، فرزندان شان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی دارای طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. ازاین رو تعداد 24 نفر از مادرانی که فرزندان شان با استفاده از معرفی معلمان، پرسش نامه کانرز و مصاحبه تشخیصی دارای این اختلال تشخیص داده شده بودند به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل همتا سازی شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه مرضی کودکانCSI-4، مقیاس درجه بندی کانرز والدین و پرسش نامه عملکرد رفتاری کودکان بود. آموزش مادران با رویکرد آدلر-درایکورس در قالب 10 جلسه نوددقیقه ای در گروه آزمایشی اجرا شد. در پایان دو گروه آزمایشی و کنترل پرسش نامه های یادشده را به عنوان پس آزمون تکمیل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. تحلیل نتایج بیانگر تاثیر کاربندی آزمایشی برافزایش عملکرد رفتاری (p < 0.05) و همچنین نشانگر تاثیر کاربندی در کاهش، علائم اختلال نارسایی توجه-بیش فعالی ترکیبی و بیش فعالی (p < 0.05) کودکان گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل بود اما هیچ تاثیری را بر علائم نارسایی توجه این کودکان نشان نداد. به طورکلی یافته ها نشان می دهند که آموزش والدین به شیوه آدلر-درایکورسی، مشکلات رفتاری فرزندان را کاهش داده و سبب کاهش نشانه های مرضی کودکان با اختلال نارسایی توجه-بیش فعالی می شود.
    کلیدواژگان: کودکان، اختلال نارسایی توجه، بیش فعالی، آموزش آدلر، درایکورسی، مادران
  • غلامعلی افروز، حسین تقی زاده*، سوگند قاسم زاده صفحه 27
    مادران کودک با نیازهای ویژه در مقایسه با مادرانی که فرزندشان هیچ مشکلی ندارند، تحت فشار بیشتری هستند و هنگامی که این کودکان به سنین نوجوانی می رسند، احساس ناتوانی بیشتری در قبال آن ها می کنند و درنتیجه سلامت روانی آن ها به خطر می افتد. هدف این پژوهش، مقایسه سلامت روان مادران نوجوان با نیازهای ویژه و سلامت روان مادران نوجوان عادی بود. روش پژوهش حاضر علی مقایسه ای بود. نمونه این پژوهش متشکل از 75 نفر از مادران نوجوان با نیازهای ویژه و 25 نفر از مادران نوجوان عادی در شهرستان بابل بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار به کار گرفته شده، یک مقیاس 90 سوالی سلامت روان (SCL-90-R) و آزمون هوش ریون (فرم بزرگسال) بود. به منظور تجزیه تحلیل داده ها، از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. یافته ها نشان دادند که به طورکلی بین میانگین سلامت روان مادران نوجوان با نیازهای ویژه و میانگین سلامت روان مادران نوجوان عادی تفاوت معناداری وجود دارد؛ به این صورت که ازنظر علائم سلامت روانی یعنی افسردگی (p = 0.032)، اضطراب (p = 0.008)، پرخاشگری (p = 0.01)، اضطراب فوبیک یا ترس مرضی (p = 0.023) تفاوت معناداری به دست آمد. اما ازنظر وسواس- اجبار (p = 0.10) تفاوت معناداری بین گروه ها به دست نیامد؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که مادران دارای نوجوان با نیازهای ویژه نسبت به مادران دارای نوجوان عادی از سلامت روانی پایین تری برخوردارند و از بین سه گروه مادران دارای نوجوان کم توان ذهنی، ناشنوا و تیزهوش؛ مادران دارای نوجوان کم توان ذهنی از سلامت روانی پایین تری برخوردار هستند. با توجه به یافته ها، توصیه می شود کارشناسان خدمات درمانی توجه بیشتری به مادران دارای نوجوان کم توان ذهنی کرده و جهت پیشگیری از هرگونه مشکلات روانی اقدامی به عمل آورند.
    کلیدواژگان: سلامت روان، مادران، نوجوانان با نیازهای ویژه، نوجوانان عادی
  • فریبا ایمانی*، شهلا پزشک، ژانت هاشمی آذر صفحه 51
    هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی داستان های اقتباسی- آفرینشی- افزایشی (ACE) بر آموزش مفاهیم مکان های عمومی در دانش آموزان کم توان ذهنی خفیف 14- 8 سال بود. روش انجام این پژوهش روش تک آزمودنی از نوع طرح AB بود و نمونه پژوهش 6 دانش آموز دختر کم توان ذهنی خفیف و آموزش پذیر با دامنه سنی 14-8 بودند. به منظور اجرای پژوهش حاضر از 6 داستان محقق ساخته بر مبنای داستان های ACE که روایی آن ها به تایید متخصصان رسیده بود برای آموزش 6 مفهوم از 3 مکان عمومی پارک، فروشگاه و رستوران استفاده شده است. در مرحله خط پایه اطلاعات از سه منبع معلم، والد و پژوهشگر جمع آوری گردید؛ سپس هر داستان به مدت 5 جلسه و هر جلسه به مدت حداکثر 30 دقیقه برای آنان خوانده شد. برای پیگیری اطلاعات به دست آمده درباره یادگیری مفاهیم توسط دانش آموزان مذکور یک هفته پس از اتمام جلسات آموزشی نیز یادگیری مفاهیم مورد ارزیابی مجدد قرار گرفت. نتایج به دست آمده بر اساس جداول و نمودارهای ترسیم شده حاکی از آن است که داستان های ACE بر آموزش مفاهیم مکان های عمومی به کودکان کم توان ذهنی اثربخش بوده اند به طوری که 2 نفر از آزمودنی ها، 5 مفهوم از 6 مفهوم موردنظر آموزش و 4 نفر دیگر تمامی 6 مفهوم را آموختند. پیشنهاد می شود از داستان های اقتباسی- آفرینشی- افزایشی (ACE) برای آموزش مفاهیم به دانش آموزان کم توان ذهنی خفیف آموزش پذیر در دیگر زمینه ها نیز استفاده گردد.
    کلیدواژگان: داستان های اقتباسی، آفرینشی، افزایشی (ACE)، مکان های عمومی، کم توان ذهنی خفیف کم توانی ذهنی
  • پرویز شریفی درآمدی* صفحه 67
    کودکان با اختلال های طیف درخودماندگی دشواری های جدی در شناسایی، توصیف و تنظیم احساسات خود و دیگران را تجربه می کنند. پژوهش در زمینه شناسایی موثرترین راهبردها برای حل این مشکل قابل تامل است. پژوهش حاضر باهدف تعیین تاثیر مداخله مهارت های اجتماعی گروهی بر نارسایی هیجانی پسران با اختلال های طیف درخودماندگی 10 تا 12 سال انجام شد. روش آزمایشی. نمونه گیری به صورت نمونه در دسترس بود و حجم نمونه 14 کودک بودند که با مراجعه به پرونده آن ها بر مبنای حداقل بهره هوشی متوسط و مهارت های زبان درکی و جنسیت با استفاده از پرسشنامه نارسایی هیجانی ریف، اوسترلد، میرام (2006) در دو گروه 7 نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. مقایسه ی نتایج با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر نشان داد که پسرانی که تحت آموزش مهارت های اجتماعی قرار گرفتند به طور معناداری در غلبه بر نارسایی هیجانی پیشرفت به دست آورند. پیشنهاد می شود با توجه به نتایج پژوهش حاضر از آموزش مهارت های اجتماعی برای مقابله با نارسایی های هیجانی کودکان با اختلال های طیف درخودماندگی جهت برنامه ریزی آموزشی و توان بخشی آنان استفاده شود.
    کلیدواژگان: مهارت های اجتماعی گروهی، نارسایی هیجانی، کودکان با اختلال های طیف درخودماندگی
  • مهدی عبدالله زاده رافی*، حمید علی زاده، نورعلی فرخی صفحه 83
    هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی مذهب در رابطه بین آزاردیدگی هیجانی و اختلال های هیجانی نوجوانان بود. پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش را تمامی دانش آموزان دختر و پسر دوره راهنمایی شهر جاجرم در سال تحصیلی 1392-1391 تشکیل می دادند که به دلیل محدود بودن جامعه تمامی آن ها (604 نفر) موردبررسی قرار گرفتند. پرسش نامه های خودگزارش دهی آخنباخ، مذهبی بودن و آزاردیدگی هیجانی، ابزار استفاده شده پژوهش هستند. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج بررسی آشکار ساخت که بین آزاردیدگی هیجانی با اختلال های عاطفی (p < 0.05) و اضطرابی (p < 0.05) رابطه مثبت وجود دارد و مذهب در رابطه بین آزاردیدگی هیجانی و اختلال های هیجانی نقش میانجی دارد. بر این اساس، مذهب می تواند اثرات منفی آزاردیدگی هیجانی را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: اختلال های هیجانی، مذهب، آزاردیدگی هیجانی
  • بهروز کریمی*، علی محمد رضایی صفحه 107
    هدف پژوهش حاضر ساخت و بررسی پایایی و روایی آزمون تشخیصی املا برای دانش آموزان پایه سوم دبستان است. از بین تمام دانش آموزان پایه سوم دبستان دو شهرستان کرمانشاه و کنگاور که در سال تحصیلی 92-1391 مشغول به تحصیل بودند. تعداد 30 نفر از دانش آموزان عادی و 30 نفر از دانش آموزان پایه سوم که دارای اختلال املا بودند (این دانش آموزان به علت اختلال املا به مرکز توان بخشی اختلال یادگیری دو شهرستان کرمانشاه و کنگاور ارجاع داده شده بودند) به شیوه طبقه ای تصادفی ساده با نسبت مساوی انتخاب شدند. برای ساخت آزمون بر اساس کتاب بخوانیم آزمون اولیه املا که شامل 115 واژه بود، طراحی شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که، میزان پایایی کل آزمون با محاسبه آلفای کرونباخ برابر با 0/98 است که پایایی بسیار مطلوبی است. به منظور تعیین روایی آزمون از روش تمایز گروهی و تعیین نقطه برش و قدرت تمایزگذاری بین افراد عادی و با اختلال یادگیری با بهره گیری از منحنی راک استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین گروه عادی در آزمون تهیه شده 18/18 و میانگین گروه با اختلال یادگیری، 4/96 از 20 نمره می باشد که تفاوت در سطح p < 0.05 معنی دار بود. با توجه به نتایج حاصله روایی آزمون به روش تمایز گروهی مورد تایید قرار گرفت. نمره برش حاصله بر اساس منحنی راک نمره 13/40 به دست آمد؛ بنابراین می توان بیان کرد که آزمون موردنظر دارای پایایی و روایی قابل قبولی است و برای تشخیص مشکلات املای دانش آموزان دبستانی پایه سوم مناسب است.
    کلیدواژگان: آزمون تشخیصی املا، پایایی، روایی، دانش آموزان
  • سالار فرامرزی*، احمد موثقی، احمد عابدی، صدیقه رضایی دهنوی صفحه 127
    هدف از پژوهش حاضر تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره پیش حرفه ای دانش آموزان کم توان ذهنی به لحاظ میزان توجه به مهارت های زندگی مستقل بود.روش پژوهش تحلیل محتوا بوده، جامعه و نمونه آماری پژوهش را کلیه ی کتاب های درسی دوره پیش حرفه ای دانش آموزان کم توان ذهنی (30 جلد، تالیف سال 1388، در 10 ماده درسی) تشکیل داده، که به صورت نمونه ی تمام شمار انجام گرفت. ابزار جمع آوری داده ها فهرست وارسی بود و داده ها با روش های آمار توصیفی و استنباطی و به وسیله نرم افزار آماری spss تجزیه وتحلیل شدند.یافته ها نشان داد که میزان توجه کتاب های درسی در ماده های درسی به آموزش مهارت های زندگی متفاوت است، 8/54 درصد کتاب ها به آموزش این مهارت پرداخته اند که به صورت جداگانه بیشترین سهم، مربوط به مهارت های اجتماعی (26/6درصد) و مهارت های شغل یابی (23/4 درصد) و کمترین میزان مربوط به مهارت های پرورش و مراقبت از کودک (0/9 درصد) و مهارت های حقوقی (0/8 درصد) است. تحلیل یافته ها نشان می دهد که کتاب های درسی دوره پیش حرفه ای دانش آموزان کم توان ذهنی به گونه ای متفاوت به آموزش مهارت های زندگی توجه دارند، به بعضی از مهارت ها توجه بیشتر و به بعضی کمترین توجه صورت گرفته است. بنابراین با توجه به این که هدف آموزش دوره پیش حرفه ای دانش آموزان کم توان ذهنی آماده ساختن دانش آموزان برای زندگی مستقل در جامعه است، ضرورت دارد که کتاب های درسی موردبازنگری قرار گیرند.
    کلیدواژگان: مهارت های زندگی مستقل، کم توان ذهنی، تحلیل محتوا، پیش حرفه ای
  • قدرت الله جهانی*، علی اصغر کاکوجویباری، محمد احسان تقی زاده صفحه 143
    پژوهش حاضر باهدف مقایسه سازگاری اجتماعی دانش آموزان مدارس تلفیقی و استثنایی ازنظر معلمان و والدین این دانش آموزان در شهرستان شهرکرد صورت گرفته است. روش پژوهش از نوع علی– مقایسه ای بود. در این پژوهش از روش نمونه گیری خوشه ایاستفاده گردید. بدین منظور از تعداد 150 نفر دانش آموز ناشنوا در استان چهارمحال و بختیاری 49 نفر در شهرستان شهرکرد فراگیرسازی گردیدند که از بین آنان 18 نفر جهت کنترل متغیرهای مزاحم به روش همتاسازی همگن شدند، که شامل 18 نفر از مدرسه استثنایی و 18 نفر از مدارس فراگیر شهرستان شهرکرد به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه راتر فرم معلم و والدین استفاده گردید که معلمان و والدین دانش آموزان آن ها را تکمیل کردند. نتایج استخراج شده به وسیله بررسی میانگین ها و تحلیل واریانس یک طرفه (Anova) در سطح معنی داری p < 0.001 مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل داده های پژوهش نشان داد که:1-ازنظر معلمان بین سازگاری اجتماعی دانش آموزان یکپارچه سازی شده و غیر یکپارچه تفاوت معناداری وجود ندارد. 2-ازنظر والدین بین سازگاری اجتماعی دانش آموزان یکپارچه سازی شده و غیر یکپارچه تفاوت معناداری وجود دارد و والدین، کلاس های یکپارچه را موثر توصیف کردند.
    کلیدواژگان: سازگاری اجتماعی، یکپارچه سازی، غیر یکپارچه سازی، کم شنوا
  • احمد یارمحمدیان*، امیر قمرانی، علی اصغر دادمهر، کاظم رضایی، ولی الله کرمی منش، محمدحسین علیزاده صفحه 165
    پژوهش حاضر باهدف بررسی تاثیر مداخله های روان شناختی و آموزشی مبتنی بر خانواده بر بهبود رفتارهای سازشی دانش آموزان کم توان ذهنی انجام گرفت. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بود. بدین منظور والدین 36 دانش آموز کم توان ذهنی به صورت خوشه ایچندمرحله ای انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس رفتار سازشی وایلند استفاده شد. داده ها با روش آماری کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها تفاوت معناداری را بین عملکرد دانش آموزان کم توان ذهنی در دو گروه آزمایش و کنترل در رفتارهای سازشی نشان داد (p < 0.001). بنابراین می توان نتیجه گرفت کهمداخله های روان شناختی و آموزشی مبتنی بر خانواده بر بهبود رفتارهای سازشی دانش آموزان کم توان ذهنی تاثیر دارد.
    کلیدواژگان: مداخله های روان شناختی، بر خانواده، رفتار سازشی، کم توان ذهنی
  • سجاد بشرپور*، اکبر عطادخت، اسماعیل سلیمانی، علی عیسی زادگان صفحه 183
    یکی از هسته های اصلی ناتوانی های یادگیری، نارسایی در توجه می باشد. جهت بررسی این امر، هدف پژوهش حاضر مقایسه کنترل توجه و حواس پرتی در دانش آموزان با و بدون ناتوانی های یادگیری بود. بدین منظورتعداد 3 گروه دانش آموز با ناتوانی یادگیری (15 نفر با نارساخوانی/ نارسانویسی، 15 نفر با نارسایی در حساب و 15 نفر با نارسایی مختلط از هر سه ناتوانی) که از بین دانش آموزان مراکز ناتوانی های یادگیری اداره آموزش وپرورش شهر ارومیه به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده بودند و یک گروه تصادفی 15 نفری از دانش آموزان عادی در این مطالعه علی- مقایسه ای شرکت کردند. بعد از انجام مصاحبه بالینی ساختار یافته برای ناتوانی های یادگیری جهت تایید یا رد نوع تشخیص، از این دانش آموزان خواسته شد با کمک پژوهش گر به مقیاس کنترل توجه و حواس پرتی پاسخ دهند. داده های به دست آمده نیز با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس یک راهه، تحلیل واریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی حداقل تفاوت معنی دار (LSD) تحلیل شد.نتایج نشان داد که تفاوت آماری معنی داری بین میانگین نمرات گروه ها در میزان تمرکز توجه، نمره کلی کنترل توجه و میزان حواس پرتی وجود دارد. نتیجه آزمون تعقیبی نیز آشکار کرد که این تفاوت بین گروه عادی با گروه های با ناتوانی یادگیری می باشد؛ یعنی تفاوت معنی داری بین سه گروه با ناتوانی یادگیری ازنظر این متغیرها به دست نیامد. این نتایج آشکار می کنند که کودکان با ناتوانی یادگیری کنترل توجهی پایین و حواس پرتی بالایی نسبت به گروه عادی دارند. همچنین سه گروه با ناتوانی یادگیری ازنظر کنترل توجه و حواس پرتی همگن می باشند.
    کلیدواژگان: کنترل توجه، تمرکز توجه، تغییر توجه، حواس پرتی، ناتوانی یادگیری
|
  • Mohsen Amiri*, Hamid Alizadeh, Noor, Ali Farrokhi Page 1
    The purpose of the present study was to investigate effects of training mothers with Adler-Dreikurs approach on decreasing positive and negative symptoms of ADHD in their children and increasing the children’s behavioral performance. The research employed a quasi-experimental method and a pre-and-post design with control group. A total 24 mothers whose children were diagnosed with ADHD were chosen through convenience sampling and were matched into experimental and control groups. The research instruments were the Child Symptom Inventory-4 (CSI-4), the Conners’ Parent Rating Scale, and the Child Behavior Checklist. The training was given to the mothers in the experimental group in ten 90- minute sessions. Both groups completed the questionnaires as the post-test. The data were analyzed using ANCOVA. The results showed effectiveness of the training in increasing the children’s behavioral performance (p < 0.05) and in decreasing symptoms of ADHD and hyperactivity (p < 0.05) but no effect on symptoms of attention deficit. Findings usually suggest that training parents based on Adler-Dreikurs methods decreases children’s behavioral problems and reduces symptoms in children with ADHD.
    Keywords: children, attention deficit, hyperactivity disorder (ADHD), Adler, Dreikurs training, mothers
  • Qolam Ali Afrooz, Hossein Taqizadeh*, Sogand Qasemzadeh Page 27
    Mothers who have children with special needs are under more pressure than mothers whose children have no such problems. The pressure heightens when the child reaches adolescent, which can increase the mother’s frustration and risk her mental health. The purpose of this study was to compare mental health in mothers of adolescents with special needs and mothers of normal adolescents. The study used a causal- comparative method. Through random sampling, 75 mothers who had teenager with special needs and 25 mothers who had normal teenagers were selected out of all mothers in Babol. The Symptom Checklist-90-Revised (SCL-90-R) and the Raven intelligence test (adult forms) were used for collecting data, and the data were analyzed using ANOVA and Tukey’s range test. The results indicated a significant difference in mental health between the mothers of special needs adolescents and the mothers of normal adolescents in many terms, including: depression (p = 0.033), anxiety (p = 0.008), aggression (p = 0.01), phobic anxiety (p = 0.023). In terms of compulsion, however, the difference was not significant (p = 0.10). It can be concluded that mothers of adolescents with special needs have lower levels of mental health compared to mother of normal adolescents. Furthermore, among mother of adolescents with mental impairments, deaf adolescents and gifted adolescents, the former have the poorer mental health. Based on the findings, we recommend that health care experts increase their focus on mothers of adolescents who have intellectual impairments and that they take proper actions to prevent psychological problems in general.
    Keywords: mental health, mothers, adolescents with special needs, normal adolescents
  • Fariba Imani*, Shahla Pezeshk, Janet Hashemi Page 51
    The present study aimed to examine effectiveness of adapted/created/enhanced (ACE) stories in teaching concepts related to public places to educable mentally impaired students aged 8 to 14 years. The study used a single-subject method and an AB design. The sample consisted of 6 female educable mentally impaired students who aged between 8 and 14 years. Six researcher-made stories whose validity had been approved by experts in the field were used for teaching six concepts related to three public places, including the park, the store and the restaurant. Baseline data were gathered from three sources: teacher, parent and researcher. Each story was then read to the students over five 30-minute (max.) sessions. To test if any information was learned by the students, students were assessed a week after the sessions were over. The results from analysis of the data indicated that the ACE stories had a positive effect on learning concepts related to the three public places by the mentally impaired children: Two children had learned 5 of the 6 concepts and the rest four children had learn all the 6. We suggest that ACE stories should be used in teaching concepts related to other topics to educable mentally impaired students.
    Keywords: adaptive, creative, enhanced (ACE) stories, public places, educable mentally impaired student
  • Parviz Sharifi Daramadi* Page 67
    Children with autism spectrum disorders (ASD) experience serious difficulties in identifying, explaining and adjusting to their own and other people’s emotions. A considerable amount of researches has been devoted to finding effective strategies for addressing the problem. The present study examines effectiveness of group social skills training in dealing with alexithymia in male patients aged 10 to 12 who were diagnosed with autism. The study used a quasi-experimental design with a pre-test and post-test and a control group. The sample included 14 autistic boys who were selected through convenience sampling and randomly assigned to the experimental and the control group (7 each). The Alexithymia Questionnaire for Children (Reiffe, Oosterveld and Meerum, 2006) was used for assessing the children in the pre- and post-tests. The experimental group received seven 45-minute sessions of social skills training adopted from Ozonoff (2002). The data were analyzed using repeated measures in SPSS-17 software. The results showed a significant difference between the experimental and control groups in the post-test phase, with the former showing a significant decrease in alexithymia. The study suggests that social skills training programs could be used in dealing with alexithymia in autistic children and in designing curricula for them.
    Keywords: social skills training, alexithymia, children, autism spectrum disorders
  • Mehdi Abdollahzadeh Rafi*, Hamid Alizadeh, Noor, Ali Farrokhi Page 83
    The present study intended to determine the extent to which religion is significant as a mediator between emotional abuse and emotional disorders in adolescents, and it followed a correlational research design. The population included all middle school students in Jajarm (city in east of Iran) in the 2012-2013 academic year, all of which (604 individuals) were included in the study sample. The study instruments included Achenbach’s Youth Self-Report questionnaire, and two questionnaire assessing level of religiosity and emotional abuse. The data was analyzed using Pearson correlation coefficient and structural equations. The results indicated that there was a positive correlation between emotional abuse emotional (p < 0.05) and also anxiety disorders (p < 0.05). Furthermore, religion played a mediator role between emotional abuse and emotional disorder and it reduced negative effects of emotional abuse.
    Keywords: emotional disorders, religion, emotional abuse
  • Behrooz Karimi*, Ali, Mohammad Rezaei Page 107
    The purpose of this study was to construct a diagnostic spelling test for thirdgrade elementary school students and to evaluate its reliability and validity. The population included all third grade students of elementary school in Kermanshah and Kangavar region in the 2012-2013 school year. The sample consisted of 30 normal students and 30 student with spelling disorder (who had been referred to the region’s center for rehabilitation of learning disorders), who were chosen through random sampling. The test was constructed based on the third grades main spelling textbook and it included 115 words. The test’s reliability was determined using Cronbach's alpha, which yielded the satisfactory result of 0.98. The validity was evaluated using group differentiation, cut point determination and interpreting the ROC curve between the two groups. The average test score for normal students was 18.18 (out of 20) and for students with LD it was 4.96, which showed a significant difference (p < 0.05) and thus established the validity of the test. The cut point score from the ROC curve was 13.40. The study successfully established reliability and validity of the constructed test, and suggests it as a tool for diagnosing spelling problems in third grade elementary students.
    Keywords: diagnostic spelling test, reliability, validity, students
  • Salar Faramarzi*, Ahmad Movasaqi, Sediqeh Rezaei Dehnavi, Ahmad Abedi Page 127
    The aim of this study was to analyze the content of the textbooks of the preprofessional grade for students with intellectual impairment in terms of independent living skills. The statistical population and the sample consisted of all textbooks (30 books, all compiled in 2009, covering 10 subject areas) provided for students with intellectual impairment. The data were coded and categorized and then analyzed using both descriptive and inferential statistics in SPSS. The results indicated that 8.54% of the textbooks had content which specifically addressed independent living skills, in which social skills (26.6%) and vocational skills (23.4%) took up the largest portions and child nurturing and caring skills (0.9%) and legal skills (0.8%) took up the smallest portions. We suggest the books should be revised, since they have addressed independent living skills insufficiently and inconsistently whereas they need to prepare students with intellectual impairment for leading an independent life in the society.
    Keywords: independent living skills, intellectual impairment, content analysis, pre, professional
  • Qodratollah Jahani*, Ali, Asghar Kakojouybari, Mohammad, Ehsan Tagizadeh Page 143
    This study compared social adjustment of hard of hearing students included in regular schools of Shahrekord and those enrolled in the city’s exceptional schools from the viewpoint of their teachers and parents. The study followed a causal-comparative research design. The population included all 150 hard of hearing students in Chahar Mahal wa Bakhtiari Province, 49 of which were enrolled in regular schools and 18 were selected for the study sample after controlling the interfering variables. These 18 were then matched with 18 students who were enrolled in exceptional schools. The data were collected using Rotter questionnaire (parent and teacher forms) completed by the children’s parents and teachers. The data analysis was carried out using ANOVA (p < 0.001). The results indicated that a) teachers believed that there was no significant difference between social adjustment of included and not-included hard of hearing students while b) parents felt that the difference between social adjustments of included and not-included hard of hearing students was significance, and that included classrooms were effective.
    Keywords: social adjustment, inclusion, non, inclusion, hard of hearing
  • Ahmad Yarmohammadian*, Amir Qamarani, Ali, Asghar Dadmehr, Kazem Rezaei, Valiyollah Karamimanesh, Mohammad Hosseinalizadeh Page 165
    The present study aimed to investigate effects of family-based psychological and educational interventions on improving adaptive behaviors of school students with mental impairment. It followed a semi-experimental research design. A total of 36 parents of students with mental impairment were selected through multi-level cluster sampling and assigned to the control and the experimental group. The data were gathered using Vineland Adaptive Behavior Scales, and analyzed using analysis of covariance (ANCOVA). The data analysis showed a significant difference between adaptive behaviors in the students of the two groups (p < 0.001). Thus, we can conclude that family-based psychological and educational interventions have a positive effect on adaptive behaviors of students with mental impairment.
    Keywords: psychological interventions, the family, adaptive behavior, mental impairment
  • Sajjad Basharpoor*, Akbar Atadokht, Esmail Soleymani, Ali Issazadegan Page 183
    Attention deficit is one of the core elements of learning disorder. Aimed at studying attention deficit, this paper compares attention control and distraction in students with and without learning impairments. Three groups of students with learning impairments (one group of 15 with dyslexiadysgraphia, another group of 15 with dyscalculia, and yet another group of 15 with mixed disorder) were randomly selected out of students enrolled in centers for learning impairments supervised by regional office of Ministry of Education in Uremia. A forth group of 15 normal students was also randomly selected. The study followed a causal-comparative research design. The diagnosis of type of learning impairment for each student was checked using structured clinical interviews, and the students were then asked to complete the attention control and effortful control questionnaires (the distraction-persistence subscale). The data were analyzed using one way ANOVA, MANOVA and the Least Significant Difference (LSD) test. The results showed significant differences between the groups’ mean test score in attention focus, attention control and level of distraction. The result of the LSD test showed that the main difference existed between the group of normal students and the other three groups, whose members were children with learning disorders. In other words, no significant difference existed in the three groups themselves. The results reveal that, compared to normal children, students with learning impairments have far less attention control and far more distractibility. Furthermore children with different types of learning impairments are homogeneous in terms of attention control and distractibility.
    Keywords: attention control, attention focus, attention shifting, distraction, learning impairment