فهرست مطالب

  • پیاپی 28 (زمستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1393/03/12
  • تعداد عناوین: 8
|
  • جاوید قنبرپور ممقانی، علی یساقی صفحات 3-12
    منطقه زیاران در جنوب غرب رشته کوه البرز (شمال ایران) قرار داشته و به دلیل قرار گرفتن در ادامه غربی گسل مشاء و طالقان و همچنبن داشتن توالی از واحدهای پالئوزوییک تا ترشیری محل مناسبی در بررسی تکامل ساختاری جنوب البرز مرکزی محسوب می شود. این منطقه به وسیله گسل طالقان از جنوب، گسل تکیه از شرق و گسل اهورک (ادامه غربی گسل شمال قزوین) از شمال محدود شده است. در این مقاله تحلیل جنبشی این گسل ها و ساختارهای موجود در حد فاصل آن ها ارائه شده و سعی شده تا با توجه به ارتباط زمانی بین ساختارهای موجود با فازهای دگرشکلی حاکم بر این منطقه تکامل زمانی ساختاری برای جنوب غرب البرز مرکزی ارائه شود. داده های بدست آمده از تحلیل گسل طالقان بیانگر پی سنگی بودن این گسل و تکامل آن درخلال وارون شدگی یک گسل نرمال اولیه حداقل پس از کرتاسه پایانی و در اثر یک فاز فشارشی شمالی_ جنوبی است. این وارون شدگی باعث رانده شدن مجموعه های پالئوزوییک و مزوزوییک بر روی واحدهای ائوسن شده است. در میوسن برخورد نهائی صفحه عربی و ایران مرکزی در راستای شمال- شمال شرق به صورت مایل صورت گرفته است که در نتیجه آن توسعه گسل های معکوس با روند شمال غرب- جنوب شرق مانند گسل تکیه شده است. این تغییر روند باعث تغییر در سازوکار گسل های اصلی منطقه چون تغییر سازوکار معکوس گسل طالقان به حرکت راستالغز چپ گرد و گسل اهورک به راستالغز راست گرد شده است. ادامه این حرکت در پلیوسن که با حرکت پوسته خزر به سمت جنوب- جنوب غرب همراه بوده است و موجب زمین ساخت ترافشارش چپ گرد در البرز شده که با تجدید فعالیت گسل های پی سنگی همراه بوده و موجب تشکیل گسل های کوچکتر در داخل منطقه مورد مطالعه و از نوع ریدل شده است.
    کلیدواژگان: منطقه زیاران، گسل طالقان، گسل اهورک، گسل تکیه، زمین ساخت وارون، ترافشارش چپ گرد
  • محمد یزدی*، محسن غلامی، روشنک درویش زاده، سامر ادیب پور، عباس مقصودی، افشین اکبرپور صفحات 13-22
    در این مطالعه از شبکه عصبی مصنوعی (پس انتشار خطا) و تصاویر ماهواره ای (جهت تعیین دگرسانی ها در منطقه) در محیط GIS جهت تعیین مناطق دارای آنومالی کروم در منطقه بانه (استان کردستان) استفاده شد. تصاویر لندست TM (مربوط به تاریخ 11/2002) برای استخراج داده های ورودی جهت تعیین دگرسانی ها در منطقه استفاده شد. دگرسانی های اکسیداسیون و پیریتی منطقه با استفاده از تصاویر سنجش از دور (با استفاده از نسبت های باندی 1+2+3/4+3 و 2-3+1/8+4) و به کمک مشاهدات صحرایی و مقاطع نازک برداشت شده از منطقه و تطبیق آن ها با تصاویر ماهواره ای استخراج شد. داده های جمع آوری شده، بعد از انجام تحلیل ها و پیش پردازش های لازم، برای ورود به شبکه آماده گردیدند. سلول عصبی مورد استفاده، حاوی 4 عصب در لایه اول، 50 عصب در لایه دوم و 1 عصب در لایه خروجی می باشد. با استفاده از شبکه مذکور نقشه پتانسیل معدنی کروم با دقت بالایی در حدود %86 (نسبت به داده های زمینی برداشت شده) تخمین زده شد. این روش، روشی داده مبنا بوده (داده ها به صورت عددی می باشند) و در مقایسه با روش های مرسوم (دانش مبنا)، دارای مزایای بیشتری است. نتایج نشان داد که استفاده از تصاویر ماهواره ای و سلول های عصبی مصنوعی می تواند در تهیه نقشه پتانسیل معدنی نقش به سزایی ایفا کند.
    کلیدواژگان: نقشه های ژئوشیمیائی، سلول عصبی، سنجش از دور، بانه، غرب ایران
  • محسن نصرآبادی صفحات 23-40
    مجموعه دگرگونی سلطان آباد در شمال شرق افیولیت های سبزوار واقع است. در بخش غربی این مجموعه دگرگونی و در مجاورت با توده ترونجمیتی متابازیت های میگماتیتی برونزد دارند. محاسبات دما- فشارسنجی این متابازیت ها نشان دهنده آن است که فرایند دگرگونی در دمای بیش تر از650 درجه سانتی گراد و فشار بالاتر از 15 کیلوبار روی داده است. تحت این شرایط، فرایند ذوب بخشی باعث ایجاد ساختارهای میگماتیتی به صورت ملانوسوم گارنت-هورنبلندیتی و لوکوسوم تونالیت-ترونجمیتی با ویژگی های آداکیتی شده است. الگوی عناصر نادر خاکی ملانوسوم با شیب مثبت و غنی شدگی از عناصر نادر خاکی سنگین و لوکوسوم آمفیبول دار با شیب منفی و تهی شدگی از عناصر نادر خاکی سنگین، نیز بیان گر انجام رخداد ذوب بخشی در فشار بالا و تحت شرایط پایداری گارنت بوده است. در لوکوسوم غنی از آمفیبول تحدب رو به بالای الگوی عناصر نادر خاکی و غنی شدگی از عناصر نادر خاکی متوسط با تمرکز آمفیبول در آن ها سازگار می-باشد. ترکیب آداکیتی لوکوسوم متابازیت های میگماتیتی و سن تشکیل آن ها مشابه توده های تونالیت-ترونجمیتی هم جوار می باشد. سناریوی محتمل در رابطه با متابازیت های میگماتیتی شامل دگرگونی و ذوب بخشی صفحه اقیانوسی فرورو در اعماق بیش تر از 50 کیلومتر یک زون فرورانش داغ و تشکیل ملانوسوم گارنت-هورنبلندیتی و لوکوسوم تونالیت-ترونجمیتی با ویژگی های آداکیتی است.
    کلیدواژگان: گارنت، هورنبلندیت، متابازیت میگماتیتی، افیولیت های سبزوار، مجموعه دگرگونی سلطان آباد
  • زهرا کمالی، خلیل سرکاری نژاد صفحات 41-50
    فروبوم دشت ارژن با جهت شمال خاور، در 65 کیلومتری باختر شیراز در اثر فعالیت قطعه هائی از گسل فعال کره بس تشکیل شده است. این فروبوم کششی، به‍وسیله گسل های مرزی ارژن خاوری و باختری که عمود بر طاقدیس کوه شاه نشین و سلامتی می باشد، محصور است. در این بررسی برداشت اطلاعات از خش لغز ها، منظور بازسازی جهت گیری دیرینه تنش موثر در تشکیل فروبوم دشت ارژن با روش گرافیکی صورت گرفته است. موقعیت و روند استرس های محلی 1σ، N23°E، 72o، 3σ، S58°E، 26oو 2σ، S34°W، 10o می باشند. بر اساس مطالعه خش لغز گسل ها با استفاده از روش وارونگی چند مرتبه ای می توان انتظار دو فاز را در منطقه داشت. فاز تنش کهن به صورت کششی، سبب شکل گیری گسل ها با روند جنوب باختر شده است. فاز دوم تنش سبب ایجاد درزه های جوان در منطقه شده است.
    کلیدواژگان: بازسازی، خش لغز، فروبوم دشت ارژن، کمربند چین خورده ساده زاگرس
  • نسترن آزادبخت، محمدحسین آدابی، محبوبه حسینی برزی، عباس صادقی، آرمین امیدپور، نسیم آزادبخت صفحات 51-71
    فرآیندهای دیاژنزی مختلفی کیفیت مخزنی سازند آسماری در میدان نفتی اهواز در چاه شماره 19 به ضخامت 357 متر و لیتولوژی آهک، دولومیت، آهک دولومیتی، دولومیت آهکی، دولومیت آهکی ماسه ای، ماسه سنگ آهکی و ماسه سنگ، سیلتستون و شیل را تحت تاثیر قرار داده است. بررسی 1100 مقطع نازک از مغزه های موجود از این چاه و نیز داده های رقومی چاه و تخلخل و تراوایی مغزه ها مهم ترین این فرآیندها را تشکیل سیمان و بافت های مختلف انیدریتی نشان می دهد. که به ترتیب فراوانی به صورت پویکیلوتوپیک، پر کننده تخلخل و فراگیر، ندولی، پر کننده شکستگی و بلورهای پراکنده تبخیری و رگچه ای مشاهده می شوند. این بافت ها طی مراحل مختلف دیاژنزی، به صورت جانشینی و نیز پرکننده تخلخل (سیمان)، انواع رخساره ها را به درجات متفاوتی متاثر ساخته اند. نتایج این مطالعه نشان می دهد که سیمان انیدریتی عمدتا در رخساره های دولومیتی و ماسه سنگی تشکیل شده و بر کیفیت مخزنی آن-ها تاثیر به سزایی داشته است که بیان گر تاثیر شورابه های غنی از سولفات در فرایند دولومیتی شدن نیز می باشد. این در حالی است که در رخساره های آهکی، حضور سیمان انیدریتی به صورت پراکنده و خیلی اندک بوده و به همین سبب تاثیری بر روی کیفیت مخزنی آن ها نداشته است. هر چند بافت حفره پرکن و فراگیر انیدریت با پر کردن تمامی فضاهای خالی در رخساره های دولوگرینستونی و دولوپکستونی دانه پشتیبان طی تدفین کم عمق کیفیت مخزنی آن ها را به شدت کاهش داده اما با انحلال این سیمان در مراحل بعدی دیاژنز (ایجاد تخلخل ثانویه) کیفیت مخزنی بهبود یافته است. همچنین با انحلال بافت انیدریت پویکیلوتوپیک در رخساره های ماسه سنگی و تبدیل آن به انیدریت پویکیلوتوپیک با توزیع نامنظم و تکه ای تخلخل کاهش می یابد ولی سایز گلوگاه ها را تغییر نمیدهد بنابراین بافت تکه-ای انیدریت پویکیلوتوپیک با کم کردن تخلخل نمونه را از کلاس 2 لوسیا به کلاس یک تبدیل می کند.
    کلیدواژگان: سازند آسماری، بافت های انیدریتی، شورابه های غنی از سولفات، کیفیت مخزنی، دیاژنز
  • حسین کامیابی شادان*، عباس صادقی، محمدحسین آدابی، هرمز قلاوند صفحات 73-86
    سه گونه از خارتنان متعلق به خانواده Toxasteridae و مربوط به جنس Douvillaster شاملD. douvillei؛ D. longesulcatus وD. valamtarensis و یک گونه از دو کفه ای های متعلق به خانوادهNeitheidae و مربوط به زیرجنس Neithea (Neithea) به نامNeithea (Neithea) coquandi از نهشته های آپسین (سازند داریان) در تاقدیس میش واقع در حوضه زاگرس در جنوب غربی ایران مورد توصیف قرار گرفت. Douvillaster از آپسین تا تورونین حاشیه تتیس (خاورمیانه، آفریقا، ماداگاسکار و اروپا) ثبت شده است. Neithea در اقلیم شمال اقیانوس آرام، در بریازین ظاهر، در آپسین پسین و همزمان با فاز گرم شدن جهانی کره زمین به حداکثر وفور رسیده و سپس فراوانی آن در آلبین رو به کاهش نهاده و در انتهای آلبین از بین رفته است. این دوکفه ای در اقلیم های تتیسی همانند اقلیم شمال اقیانوس آرام، در بریازین ظهور یافته است، اما حداکثر توسعه آن در کرتاسه میانی (سنومانین) بوده و سپس فراوانی آن رو به کاهش نهاده و در انتهای کرتاسه انقراض یافته است.
    کلیدواژگان: آپسین، Douvillaster، Neithea، سازند داریان، زاگرس، جنوب غرب ایران
  • راحله هاتفی*، علی اکبر شهسواری، فرهاد اسدیان، کمال خدایی صفحات 87-98
    آبخوان جوین در شمال شرق ایران واقع شده است. این آبخوان توسط رشته ارتفاعات متشکل از سنگ های اولترامافیک با پتانسیل اقتصادی بهره برداری از کرومیت تغذیه می گردد. هدف از این مطالعه، شناسایی عوامل موثر بر کیفیت آب زیرزمینی آبخوان جوین با استفاده از روش آماری چند متغیره تحلیل مولفه های اصلی است. برای دستیابی به این هدف، از 22 چاه در محدوده مطالعاتی در خرداد ماه 1388نمونه برداری شده است. پارامترهای فیزیکی دما، DO، pH و EC در محل نمونه برداری اندازه گیری شده اند. یون های اصلی، فرعی و فلزات سنگین با روش های استاندارد اندازه گیری شد. سپس تکنیک های آماری چند متغیره مانند تحلیل خوشه ایو تحلیل مولفه اصلی/تحلیل عاملی برای بررسی ترکیبات شیمیایی آب زیرزمینی و مشخص کردن فاکتور و میزان تاثیر هر کدام استفاده شد که چهار عامل اصلی تکامل هیدروشیمیایی، توده های کرومیتی و معدن کاری، فرسایش و شرایط اکسیدی آب شناسایی گردید.
    کلیدواژگان: کیفیت آب زیرزمینی، تحلیل عاملی، آبخوان جوین
  • محمد رضوانی، احمدعلی قربانیان، مهدی نوجوان*، مهدی صهبا صفحات 99-110
|
  • Ghanbarpour Mamaghani. J., Yassaghi, A Pages 3-12
    Ziaran area is located in the southwestern part of the central Alborz range (northern Iran) where a complete series of rocks from Paleozoic to Tertiary are exposed. Thus, the area is suitable for temporal evolution of structures in this part of the range. The study area is bounded by the Taleghan Fault to the south, the Tekie Fault to the east, and the Ahurak Fault (western continuation of the North Qazvin Fault) to the North. In this research, kinematic analysis of these faults and other related structures are presented to elucidate their structural evolution during Tertiary, considering the relationship between present structure and the dominant Tertiary deformation phases. The data obtained from analysis of the Taeghan Fault implies the basement involvement nature of the fault and its evolution during the inversion of an initial normal fault since Late Cretaceous (at least). This inversion led to thrusting of the Paleozoic and Mesozoic rocks over the Eocene units. Based on E-W strikes of the Taleghan and Ahurak faults and their reverse components, it might be suggested that they have been formed as a result of a N–S compression phase before the Miocene. During the Miocene, the final collision between the Arabian Plate and Central Iran has occurred (with approximate oblique trend of SSW-NNE). This change of trend resulted in variation on the main faults kinematics across the area such as change in kinematics of the Taleghan Fault to left lateral strike-slip and that of the Ahurak Fault to right lateral strike-slip. Due to SSW motions of the Caspian basin toward the central Iran, left lateral transperssion tectonics have dominant since Pliocene. This movement led to reactivation of the basement faults and their effect have resulted in the formation of several left lateral strike slip faults, as its riddle shear faults inside the study area.
    Keywords: Ziaran region, Taleghan Fault, Ahurak Fault, Tekiye Fault, Inversion tectonic, left lateral transpression
  • Yazdim.*, Gholamim., Darvishzadehr., Maghsoudia., Akbar Poura., Adibpour, S Pages 13-22
    Mineral exploration is a complex task that often requires the use of satellite imagery, geochemical and geophysical data in order to achieve a better result. The following study is a result of a research about Artificial Neural Network (Back propagation) in GIS environment to determine areas of Cr anomalies in Baneh (Kurdistan). Images of Landsat TM (the date 11/2002) has been used to determine rock alterations in the region. For determination of rock alterations and pyrite oxidation, we used band ratios 1 +2 +3 / 4 +3 and 2-3 +1 / 8 +4. Also field observations and petrography of thin section were used to control the results. GIS data and the results of the geochemical analysis were used in neural network data processing. Four types of neurons were used in the first layer. Also, 50 neurons in the second layer and 1 neuron in output layer were used. By using of the network, Cr potential maps with high accuracy of 86% were estimated (compared to ground data). This method is based on the numerical data and compared to conventional techniques (knowledge base) which has more advantages. The results showed that the use of satellite imagery and neural cells may play a significant role in geochemical mapping of mineral potential.
    Keywords: Geochemical map, Neural cells, GIS, Baneh, West of Iran
  • Nasrabady, M.* Pages 23-40
    Soltan Abad metamorphic complex is located in NE of the Sabzevar ophiolites. Migmatitic metabasites are exposed next to the trondhjemitic body, in the western part of this metamorphic complex. Thermobarometric calculations of these metabasites indicate that the metamorphic process has taken place at temperature higher than 650°C and pressure more than 15 Kb. Under these conditions, migmatitic structures have been created by partial melting process as Grt-hornblenditic melanosome and tonalitic-trondhjemitic leucosome with adakitic characteristics. Rare earth elements pattern of melanosome as positive slope and heavy rare earth elements enrichment and amphibole-bearing leucosome as negative slope and light rare earth elements depletion indicating partial melting event has occurred at high pressure garnet stability conditions as well. Upward convex of rare earth elements pattern in the amphibole-rich leucosome and middle rare earth elements enrichment are compatible with amphibole accumulation. Adakitic composition of leucosome in the migmatitic metabasites and the age of their generation are similar to the adjacent tonalitic-trondhjemitic bodies. Probable scenario for the migmatitic metabasites contain metamorphism and partial melting of subducted oceanic slab at depth higher than 50 Km in a hot subduction zone and the creation of garnet-hornblenditic melanosome and tonalitictrondhjemitic leucosome with adakitic characteristics.
    Keywords: Garnet, hornblendite, Migmatitic metabasite, Sabzevar ophiolites, Soltan Abad metamorphic complex
  • Kamali Z., Sarkarinejad Kh Pages 41-50
    The NE oriented Dasht-e- Arjan graben is located about 65 Km west of Shiraz and is formed as a result of segmentations of the active Kare-e-Bas Fault. This extensional graben bounded by two boundary east-Arjan and west-Arjan Faults perpendicular to the Shahneshin and Salamati anticlines. Analysis of data from slickenlines was used to reconstruct the orientations effective stress using graphic method (fault-slip inversion technique). The position and trend of the local stresses are, σ1 is NNE, N23°E, 72º and σ3 is SE, S58°E, 26° and σ2, is SW S34°W, 10°, respectively. Based on the study of fault-slip data and slickenside lineation, using the multiple inverse methods, two phases of stress are extracted. An early tension stress field caused faulting with the SW trend in the area, while, the later stress phase is resulted in occurrence of young joint system in the area.
    Keywords: Reconstruct, Slickenline, Dasht, e, Arjan graben, Zagros Simply Folded Belt
  • Azadbakht N., Adabi M.H., Hosseini Barzi M., Sadeghi A., Omidpour A., Azadbakht N Pages 51-71
    Various diagenetic processes have affected reservoir quality of the Asmari Formation in Ahvaz Oil Field in well No. 19 with a thickness of 357 meters. It is composed of limestone dolomite, dolomitic limestone, sandy dolomitic limestone, sandstone, siltstone and shale. Study of 1100 thin sections from available cores at this well as well as the well’s numeral data, porosity and permeability of cores, indicates that the most important diagenetic processes is anhydritic cement with different types of textures. It appears as poikilotopic, porefilling and pervasive, nodular, fracture filling, sparce crystals, and evaporite veins. During different steps of diagenesis, these textures show replacement and pore filling porosity that have affected different facies to some degrees. Results of this study show that anhydrite cement occurs mainly in dolomitic and sandstone facies and to some extent, affected the reservoir quality. This is due to the effect of sulphate rich brines during dolomitization. Where as, the presence of anhydrite cements in limestone facies is sparse and rare, it has little effect on reservoir quality. However, pore filling and pervasive anhydrite texture filling all pore-space in dolograinstone and dolopackstone grain-supported facies during shallow burial intensively reduced reservoir quality. Dissolution of cements at later stage of diagenetic processes (creating secondary porosity) improved reservoir quality. In addition, dissolution of poikilotopic anhydrite texture in sandstone facies and reprecipitated as patchy anhydrite with poikilotopic texture, results in reduction of porosity but it doesn’t make any changes in throat pores. Hence, patchy anhydrite with poikilotopic texture that reduces porosity converts the sample from Lucias class 2 to class 1.
    Keywords: Asmari Formation, Anhydritic texture, Brines rich, Reservoir quality, Diagenesis
  • Kamyabi Shadanh.*, Sadeghia., Adabi, M.H., Ghalavand, H Pages 73-86
    Three species of Spatangoid Echinoid belonging to genus Douvillaster: D. douvillei Gauthier, 1902; D. longesulcatus Cotteau and Gauthier, 1895; D. valamtarensis Gauthier, 1902, and a species of Neitheidae Bivalve belonging to subgenus Neithea (Neithea): Neithea (Neithea) coquandi Peron, 1877, were described from the Aptian deposits (Dariyan Formation) at the Mish anticline in the Zagros basin, southwest of Iran. Douvillaster was recorded from the Aptian to the Turonian of the Tethyan margins (Middle East, Africa, Madagascar and Europe). The first appearance of Neithea in the North Pacific is in the Berriasian, and was continuously present until the late Albian and reached their maximum diversity in the late Aptian (this coincides with the Late Aptian global warming phase). The Neithea appeared in the Berriasian in the Tethyan realm (like to North Pacific region), thrived in the Mid-Cretaceous (Cenomanian), then decreased in diversity and finally became extinct at the end of Cretaceous.
    Keywords: Aptian, Douvillaster, Neithea, Dariyan Formation, Zagros, Southwest Iran
  • Hatefir.*, Shahsavari, A.A., Asadianf., Khodaei, K Pages 87-98
    Jovien aquifer is located in north-east of Iran and is recharged by the mountains with ultramafic rocks. The purpose of this study was to identify the effective factors on the quality of Jovein groundwater using principal component analysis (PCA) multivariate statistical technique. Groundwater sampling was collected from 22 wells (May 2009) in the study area. Physical parameters including T, DO, pH and EC were measured in situ. Major and minor ions and heavy metal compositions of groundwater have compared with standards. Then multivariate statistical techniques, such as cluster analysis and factor analysis/PCA, were employed to examine the chemical compositions of groundwater and to identify effective factors on the groundwater quality. According to the results, four principle factors were identified including hydro chemical evolution, chromites ores and chromium mining, weathering and oxidizing environment.
    Keywords: groundwater quality, factor analysis, Jovein aquifer
  • Rezvanim., Ghorbanian, A.A., Nojavanm.*, Sahba, M Pages 99-110
    Eshtehard plain has been subjected to over exploitation of ground water in recent years and disregarding to the quality of ground water was led to pollution and salinity of aquifer. In this research the spatial distribution of some of the qualitative properties of ground water such as Electrical Conductivity, the concentration of sulfate and chloride and finally the drawdown of water table are studied. For this purpose, initially on the base of existing data in the field of water table during 1376-90 years, the graph of long-term changes in water levels in the aquifer is plotted and the average annual drawdown is calculated 0.69 meter. Also on the base of continuous measurement of groundwater level of the 16 wells in the study area, the map of iso-level groundwater is produced for the year of 1389-90. Then, 14 resources including 9 wells and 5 aqueducts are selected and two sampling is done in the 1389-90. After chemical analysis of samples, the concentrations of cations and anions suchas sulfate and chloride are determined and the maps of EC, SO4 and Cl are drawn. Also annual comograph of aquifer is produced using arithmetic average for 8 years period between 1382-90. Results showed that owing to limited recharges of the study area, unbalanced exploitation is led to drawdown of water table and changing the flow path in the aquifer. On the base of annual hydrograph, the average annual recharge is 29.7 m cubic meter and average annual drawdown of water table is 0.69 meter which shows the over exploitation of aquifer. The maps of EC, SO4 and Cl indicated that brackish waters has been spread from the north of plain to the southern parts of plain so the EC is increased from 4258.1 micromoss in the 1382-83 to the 6733.9 between 1389-90. Given that in the northern part of plain, the concentration of chloride is high, the infiltration of brackish waters with high chloride has had greater increase than sulfate. So the gradual salitinization of groundwater and the spreading of saltwater front into the fresh water front can be seen in this area as one of the consequences of continuous drawdown of water table or over exploitation. Therefore continuation of the current trend does not draw a clear vision for the plain.
    Keywords: Aquifer quality, Eshtehard Plain, Electrical conductivity, Cl, SO4