فهرست مطالب

مجله زنان مامائی و نازائی ایران
سال هفدهم شماره 112 (هفته دوم شهریور 1393)

  • تاریخ انتشار: 1393/06/08
  • تعداد عناوین: 3
|
  • اصیل پژوهشی
  • فهیمه صحتی شفایی، فرشته فرتاش، مرتضی قوجازاده، زهرا فردی آذر صفحات 1-6
    مقدمه
    امروزه درصد بالایی از زنان باردار دچار زایمان زودرس می شوند که این مساله باعث به وجود آمدن مشکلات متعدد برای مادر و نوزاد نارس او می شود. زنانی که دچار پره ترم لیبر می شوند جهت جلوگیری از انقباضات رحمی معمولا توسط ترکیبات دارویی خاصی تحت درمان قرار می گیرند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تاثیر سولفات منیزیم و نیفدیپین بر مهار زایمان زودرس و عوارض مادری ناشی از تجویز سولفات منیزیم و نیفدیپین انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی مداخله ای در سال1391 بر روی 80 زن باردار مراجعه کننده به مراکز آموزشی- درمانی الزهراء و طالقانی تبریز انجام شد. به یک گروه سولفات منیزیم و همزمان قرص پلاسبو به جای نیفدیپین داده شد. در گروه دیگر قرص نیفدیپین و همزمان سرم رینگر به عنوان پلاسبو انفوزیون شد. ابزار گردآوری داده ها، چک لیست و فرم پارتوگراف بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS(نسخه 15) و آزمون های آماری تی مستقل، کای دو و کولموگروف-اسمیرنوف انجام شد. میزان p کمتر از 0/05 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    انقباضات رحمی و روند زایمان در 35 نفر(87/5%) از گروه نیفدیپین و 19 نفر (47/5%) از گروه سولفات منیزیم مهار شد (0/001>p). افزایش ضربان قلب مادر در 27 نفر (67/5%) از گروه نیفدیپین و دیسپنه در 26 نفر (65%) از گروه سولفات منیزیم وجود داشت. در گروه نیفدیپین بعد از زایمان، عارضه ای مشاهده نشد ولی در گروه سولفات منیزیم، 3 مورد آتونی و 2 مورد دکولمان مشاهده شد (0/09=p). دو گروه از نظر نوع زایمان تفاوت معنی داری نداشتند (0/7=p).
    کلیدواژگان: زایمان زودرس، نوزاد نارس، نیفدیپین، سولفات منیزیوم و پیامدهای مادری
  • صدیقه اظهری، محبوبه قربانی، حبیب الله اسماعیلی صفحات 7-14
    مقدمه
    سبک زندگی، یکی از عوامل موثر بر سلامت است و در صورتی که ناسالم باشد، می تواند باعث بروز بیماری و ایجاد مشکلات مزمن در زنان یائسه شود. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط سبک زندگی با کیفیت خواب در زنان یائسه انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه مقطعی در سال 1391 بر روی 400 زن یائسه مراجعه کننده به درمانگاه های زنان مراکز آموزشی شهر مشهد انجام شد. ابزار مطالعه شامل پرسشنامه سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت و پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبرگ بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، تی تست، آنالیز واریانس یک طرفه و رگرسیون خطی انجام شد. میزان p کمتر از 0/05 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    بیش ترین نمره ابعاد رفتاری سبک زندگی مربوط به رشد معنوی و مسئولیت پذیری در برابر سلامت و کمترین نمره، مربوط به فعالیت فیزیکی بود. بین نمره کل کیفیت خواب با تغذیه (P=0.011، r=-0.127)، مدیریت استرس (P=0.001، r=-0.171) و نمره کل سبک زندگی (P=0.001، r=-0.159)، همبستگی معکوس و معنی داری وجود داشت.
    نتیجه گیری
    سبک زندگی سالم باعث بهبود کیفیت خواب در زنان یائسه می شود.
    کلیدواژگان: سبک زندگی، کیفیت خواب، یائسگی
  • گزارش مورد
  • فاطمه همایی شاندیز، علی عمادی طرقبه، زهره یوسفی، نوریه شریفی، امیرحسین جعفریان، پروانه دهقان، پیام ایزدپناهی صفحات 15-19
    مقدمه
    لنفوم غیر هوچکین اولیه تخمدان به ویژه نوع سلول T، بیماری بسیار نادری است که در گروه تومورهای بدخیم سلول گردکوچک طبقه بندی می شود. دراین تومورها جهت تعیین نوع تومور اولیه، انجام بررسی های کامل در مورد بیمار و بیماری و نیز استفاده از روش های تشخیصی تکمیلی بافت شناسی از جمله ایمونوهیستوشیمی، ایمونوفنوتایپینگ با استفاده از فلوسیتومتری، RT-PCR (ترانس کریپتاز معکوس- راکسیون زنجیره پلی مراز)-FISH(هیبریداسیون در جای فلورسنت) - میکروسکوپ الکترونی و روش های ژنتیک مولکولی بسیار تعیین کننده است. این مطالعه با هدف نشان دادن اهمیت انجام بررسی های تکمیلی در بیماران باتشخیص تومور سلول بدخیم گرد کوچک در تخمدان انجام شده است.
    گزارش مورد: در این گزارش، خانمی 31 ساله با شکایت درد شکم و تشخیص توده تخمدانی بررسی شده است. بیمار در سیر بررسی، چند تشخیص اولیه داشته ولی در نهایت با بررسی تکمیلی ایمونوهیستوشیمی، تشخیص نهایی لنفوم سلول T تخمدان اثبات و درمان براساس آن انجام شد.
    نتیجه گیری
    تومورهای بدخیم سلول گردکوچکتخمدان نیاز به بررسی های تکمیلی بافت شناسیمتعدد جهت اثبات تشخیص قطعی و طراحی درمان صحیح دارند.
    کلیدواژگان: سارکوم استرومای آندومتر، تومور سلول کوچک، تومور سلول گرانولوزا، لنفوم سلول T اولیه تخمدان
|
  • Pages 1-6
    Introduction
    Nowadays، a high percentage of pregnant women experience preterm labor. This causes a lot of problems for mother and her premature infant. Women who experience preterm labor are usually treated with a certain drug compounds to prevent uterine contractions. This study was performed aimed to compare the effects of magnesium sulfate and nifedipine on inhibition of preterm labor and maternal complications caused by administration of magnesium sulfate and nifedipine.
    Methods
    This Interventional control trial study was performed on 80 pregnant women referring to Tabriz medical-training centers of Taleghani and Alzahra in 2012. One group was given sulfate magnesium and simultaneously received a placebo instead of nifedipine. The other group was given Nifedipine tablet and simultaneously، serum ringer was infused as placebo. Data collection tools consisted of checklist and patrograph form. Data was analyzed using SPSS software (version 15)، and t-independent، chi-square، test، and Kolmogorov-Smirnov tests.
    Results
    Uterine contractions and labor progress was suppressed in 35 cases (87. 5%) of Nifedipine group and 19 (47. 5%) of sulfate magnesium group (P=?). Maternal tachycardia was observed in 27 cases (67. 5%) of Nifedipine group and dyspnea in 26 (65%) of sulfate magnesium group. After delivery، no complication was observed in Nifedipine group، but 3 cases of uterine atony and 2 cases of the placenta abruption was occurred in sulfate magnesium group (P=?). Two groups were not significantly different in terms of delivery mode (P=0. 7).
    Conclusion
    Nifedipine is more effective than sulfate magnesium to suppress preterm labor and has less side effects. Therefore، Nifedipine can be a better alternative in the treatment of preterm labor.
    Keywords: Nifedipine, Maternal outcomes, Premature infant, Preterm labor, Sulfate magnesium
  • Pages 7-14
    Introduction
    Lifestyle is one of the factors affecting on health, and if it be unhealthy, it can cause diseases and chronic problems in postmenopausal women. This study was performed with the aim to determine the relationship between lifestyle and quality of sleep in postmenopausal women.
    Methods
    This cross-sectional study was performed in 2012 on 400 postmenopausal women referring to Women's clinics of training centers in Mashhad. The study tools included health-promoting lifestyle questionnaire and Pittsburgh Sleep Quality. Data was analyzed using SPSS software (version 16), and Pearson correlation coefficient, t-test, ANOVA, and linear regression tests.
    Results
    The highest score of the behavioral aspects of lifestyle was related to spiritual growth and responsibility for health and the lowest score was related to physical activity. There was a significant inverse correlation between total scores of sleep quality and nutrition (P=0.011, r=-0.127), stress management (P=0.001, r=-0.171), and total score of lifestyle (P=0.001, r=-0.159).
    Conclusion
    Healthy lifestyle improves quality of sleep in postmenopausal women
    Keywords: Lifestyle, Menopause, Quality of sleep
  • Pages 15-19
    Introduction
    Primary ovarian non- Hodgkin lymphoma especially T-cell type is a very rare disease which is classified in the group of malignant small round cell tumors. In these tumors, for detection of primary tumor type, it is very crucial to perform more evaluation of the patient and disease, and also using of further pathologic cytologic methods such as immunohistochemistry, immunophenotyping by flow cytometry, RT-PCR (reverse transcriptase- polymerase chain reaction), FISH (flurescent in situ hybridization), electron microscopic approach and molecular genetics methods. This study was performed with the aim to demonstrate the importance of complement evaluations in patients with diagnosis of malignant small round cell tumor of ovary. Case report: In our report, a 31-years old woman with complaint of abdominal pain and diagnosis of ovarian mass has been evaluated. During evaluation process, she had several primary diagnosis, but eventually, with complement evaluation of immunohistochemistry, the final diagnosis of ovarian T-cell lymphoma was confirmed and based on it, treatment was performed.
    Conclusion
    Malignant small round cell tumors in ovary need to several complement pathologic evaluations for confirmingofdefinitive diagnosis and planning of correct treatment.
    Keywords: Endometrial stromal sarcoma, Granulosa cell tumor, Primary ovarian T, cell lymphoma, Small cell tumor