فهرست مطالب

  • سال پنجم شماره 15 (بهار 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/04/15
  • تعداد عناوین: 7
|
  • احمدرضا حیدریان شهری* صفحات 1-23
    در میان شاعران معاصر عرب، احمد مطر از معدود شاعرانی است که زندگی خویش را وقف ملتهای عرب کرده و در اشعارش، مردم خفته عرب را مخاطب قرار داده است؛ وی در سروده های برجسته خویش با نام «لافتات»(پلاکاردها)- مانند «قرآن» سرنوشت عبرت انگیز اقوام عاد و ثمود را باز می گوید- قاصد تجربه های تلخ همانندان عاد و ثمود است تا از این رهگذر، یارای آن را داشته باشد که توده مردم را از خطر حاکمیت و فرمانروایی تباهی و فساد، زنهار دهد و مایه عبرت آیندگان را فراهم آورد. از این رو، مخاطب شعر مطر، طبقات و گروه هایی خاص نیست، بلکه مخاطب شعر او تمام ساکنان غفلت زده سرزمینهای عربی هستند؛ چرا که شعر او، تصویرگر عشق و ارادت او به مردم است. در جستار حاضر، پس از نگاهی کوتاه و گذرا به زندگی احمد مطر، در مرتبه نخست، چهره مردمی شعر مطر و دلایل مقبول بودن او و در مرتبه بعد سیمای سیاسی شعر مطر و مهمترین عناصر ایدئولوژی سیاسی شعر او را مورد توجه قرار داده است.
    کلیدواژگان: احمد مطر، ملت خفته عرب، حاکمان فاسد عرب، بیداری
  • روح الله صیادی نژاد* صفحات 24-44
    انسان با زیستن در درون زبان خویش و با به نظاره نشستن جهان از پنجره کلمات و ساختارهای صوتی و نحوی آن، جهان اندیشگی خود را می سازد. نحو عربی که تا پیش از ظهور «عبدالقاهر» نقشی کلیشه ای داشت و به صحت و سقم اعراب آخر کلمات بسنده می نمود با نگاه پویای او به نحو و طرح «علم معانی نحو»، خلق شاهکارهای ادبی در گرو آرایشهای نحوی قرار گرفت، نه کاربرد استعاره و مجاز. زیبایی های زبان عربی و ساختارهای نحوی آن همانند دیگر فنون و هنرها، به شدت متاثر از محیطی است که در آن بالیده است. در این جستار با روش توصیفی- تحلیلی و با توجه به تعریف «لایپ نیتس» از زیبایی، نخست مظاهر زیبایی وحدت در نحو مطرح می شود و آنگاه به مظاهر زیبایی کثرت که آزادی بیان بی نظیری را برای گوینده عربی به ارمغان می آورد، پرداخته می شود. دستاورد این پژوهش آن است که تا روح نحو در جمله ها دمیده نشود، دست یابی به نمط عالی سخن ممکن نخواهد بود. نحو با ایجاد وحدت عضوی میان طبقات صوری چنان تازگی و حرکتی به تصویرها، و تمام هنر سازه ها می بخشد که سبب رساندن معانی به قلب می شود.
    کلیدواژگان: جمال شناسی، نحو، زبان شناسی، هنر
  • علی باقر طاهری نیا*، زهره حیدری صفحات 45-64
    نشانه شناختی، مجموعه ای از نظام نشانه ای است که رمزها را بایست با توجه به سیاق عبارت در آن یافت. متن ادبی با توجه به ساختار هنری و پیام زیباشناختی آن، دارای نظام نشانه ایی پیچیده است، طوری که عموما در آن یک دال بر چند مدلول، دلالت می کند. قرآن کریم به عنوان سرآمد متون بلاغی در تصویر گفتار و رفتار شخصیتها چنان ظرافتی به کار می گیرد گویی که شخصیت بر روی پرده نمایشی به مخاطب عرضه می گردد. در این میان، شخصیت زن- که از عناصر اصلی قصه است - در داستانهای قرآن نقشی بارز ایفا کرده است. آنان در داستانهای قرآن کنش گرانی آگاه هستند که واکاوی در شخصیت ایشان معانی دلالتی و نشانه ای را به خواننده عرضه می دارد و با توجه به این معانی، ابعاد نهان شخصیتشان نمایان می گردد. البته گاهی نیز شخصیت در داستان قرآنی، پنهان و در پرده ای از ابهام قرار می گیرد و این نشانه ها و رمزهاست که به خواننده کمک می کند تا ابعاد پنهانی وجود شخصیت آشکار سازد. حضرت مریم (س) تنها بانویی است که نامش صریحا در قرآن ذکر شده و در سوره های آل عمران، نساء، مائده، مریم، انبیاء، مومنون و تحریم گوشه هایی از زندگانی ایشان بازگو شده است. آنچه در کارکرد نشانه ای شخصیت مورد توجه است، رمزگان، تنوع در به کارگیری رمزگان در متن، نام شناسی، توصیفات، کنش گفتاری، کنش رفتاری و کارکرد بازیگرانه است که از مجموع اینها، می توان به درکی عمیق تر از شخصیت رسید. در مجموع می توان گفت نام مریم نماینده شخصیت ایشان است؛ همچنان که نام وی روح عبادت، لطافت و انعطاف پذیری را به مخاطب القا می کند، کنشهای رفتاری، گفتاری و توصیفات قرآنی درباره وی نیز بازگو کننده این معناست.
    کلیدواژگان: نشانه شناسی شخصیت، رمز، حضرت مریم (س)، قرآن کریم
  • عباس عرب*، معصومه تقی پور صفحات 65-78
    عبدالوهاب بیاتی و مهدی اخوان ثالث دو شاعر مشهور معاصر در ادبیات عربی و فارسی، توانسته اند افکار و اندیشه های خود را در قالب واژگان و تراکیب در خور توجه، به تصویر کشندا ز جمله ی این واژگان، «شب» است که در اشعار این دو شاعر، مفاهیم مختلف و متنوعی را در خود جای داده است. بیاتی و اخوان به دلیل تجربه های نسبتا مشابه در زندگی، با نگاهی تقریبا یکسان به این پدیده نگریسته اند؛ اگر چه تفاوتهایی نیز در این نگاه دیده می شود، تمرکز اصلی این مقاله بر اشتراکات معنایی این واژه است. با تمرکز بر واژه «شب» در شعر دو شاعر، دیده شد که دو شاعر از واژه «شب» و مصداق معنایی و بیرونی آن به مثابه عنصر زمانی صرف فراتر رفته اند و از آن به عنوان واژه ای نمادین و نشان دار بهره برده اند و آن را دست آویزی ساخته اند که وضعیت درونی و اجتماعی خویش را به آن پیوند بزنند؛ یعنی این واژه در اشعار هر دو شاعر به وصف اوضاع سیاسی و اجتماعی اختصاص داشته است. روش انجام این پژوهش توصیفی- تحلیلی و از نوع پژوهش کیفی است. بحث و بررسی در باب پرسشهای مورد نظر مقاله، در چارچوب مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی پیش می رود.
    کلیدواژگان: شب، اختناق سیاسی، عبدالوهاب البیاتی، مهدی اخوان ثالث
  • حسن گودرزی لمراسکی *، حسین مرتضایی صفحات 79-100
    طنز، انتقاد غیرمستقیم از پلیدی ها و کجروی های جامعه با بیانی خنده آور است به هدف اصلاح کاستی ها و معایب؛ زیرا مردمی که نمی توانند صریحا انتقاد کنند از راه سخنان دوپهلو، غیرصریح، خنده آور و گاهی تلخ و گزنده، انتقادهای خود را بیان می کنند. یکی از حوزه هایی که در آن به کمک طنز می توان به واقعیات موجود پرداخت، ادبیات است؛ چراکه ادیب با زبان و قلم خود می تواند پرده از حقایق بردارد و ادبا و شاعران متعهد و مسوول در کشورهای مختلف به این طریق اهداف خود را بیان می نمایند. یکی از ادیبانی که با زبان طنز، از واقعیت دردناک جامعه خویش و دنیای عرب پرده برداشته و خوانندگان را به اندیشه وا می دارد، محمد ماغوط شاعر و نویسنده سوری است؛ چراکه وی در اوضاع خفقان بار سیاسی و اجتماعی پا به عرصه وجود نهاده و با زبان طنز آلود خود، مسائل و مشکلات دنیای عرب به خصوص فلسطین را بازگو می کند. این مقاله با روش تحلیل محتوا به دنبال پاسخگویی به این سوال است: طنز چگونه در آثار ماغوط جلوه گر می شود؟ و به تحلیل درون مایه های طنز او با سه محور فقر و فاصله طبقاتی، آزادی و مبارزه با استبداد، اشغال سرزمینهای عربی و بیان دیدگاه های او در این موارد پرداخته است تادرکی درست از شگرد طنزپردازی این ادیب بزرگ سوری را پیش چشم خواننده قرار دهد و به این نکته اساسی اشاره کند که طنز ماغوط کاملا روشنگرایانه و اصلاحگرانه است و در مسیر بهبود اوضاع جامعه گام بر می دارد.
    کلیدواژگان: طنز، تهکم، اجتماع، محمد ماغوط
  • شهره معرفت*، حبیب الله عباسی صفحات 101-120
    عنوان، آستانه ورود به متن و پاره ای جدایی ناپذیر از آن است. خواننده پیش از خواندن متن، با نظام نشانه شناسیک عنوان روبرو است، نظامی که متنی موازی با متن اصلی می آفریند. در این نوشتار، با مقایسه تحلیلی- تطبیقی عنوانهای دو مجموعه داستانی«یکی بود و یکی نبود» سید محمدعلی جمالزاده و «الوثبه الاولی» از محمود تیمور، به خوانش شکلی، محتوایی، ساختاری و داستانی عناوین این دو مجموعه پرداخته شده است. مجموعه های داستانی«یکی بود و یکی نبود» و «الوثبه الاولی»، از نخستین نمونه های گونه داستان کوتاه جدید در ایران و مصر است. دگرگونی ساختارهای ادبی- داستانی در عناوین این دو مجموعه آشکار است. عناوین مجموعه داستانی «الوثبه الاولی»، نسبت به مجموعه «یکی بود و یکی نبود»، از منظر شکل و محتوا، از تنوع و پویایی بیشتری برخوردار است. خیال انگیزی عناوین «یکی بود و یکی نبود»، موجب پرورش جنبه های ادبی- داستانی این عنوانهاست، حال آن که نمود واقع گرایی تیمور در«الوثبه الاولی»، در عناوین این مجموعه به روشنی مشهود است. تاکید جمالزاده بر زبان و تمرکز تیمور بر محتوای انتقادی داستان، از عناوین این دو مجموعه آشکار است.
    کلیدواژگان: عنوان، نشانه شناسی، جمالزاده، تیمور، یکی بود و یکی نبود، الوثبه الاولی
  • امیر مقدم متقی* صفحات 121-155
    قصیده رائیه سعدی در سوک بغداد را می توان به سبب مضامین والای انسانی و برخورداری از بسیاری از وی‍ژگیهای ادبی همچون اسلوب سهل ممتنع، دقت در گزینش و انتخاب واژگان، تناسب و همبستگی میان لفظ و معنا، قوت و استحکام اسلوب، فضای موسیقایی اندوهناکی که متناسب با موضوع اصلی- که حاصل دقت در کاربرد بحر عروضی و انواع بدیع لفظی و معنوی و سازگاری و هارمونی آواها با فضای معنوی قصیده است- و نیز به علت انتقال عواطف مختلف انسانی در عصر خود، یکی از شاهکارهای ادب عربی در حوزه مراثی به شمار آورد؛ اما با این حال برخی از ناقدین این ویژگیها را نادیده انگاشته و با ابراز نظرهای کلی و گاه ناصواب، سعی کرده اند اشعار عربی سعدی را کم ارزش و نازلتر از اشعار فارسی او نشان دهند. از سوی دیگر برخی نیز با افراط در تحسین و تمجید از آن سوی بام افتاده و سعدی را تا سر حد شاعرترین شعرای عرب به شمار آورده اند. مقاله حاضر به منظور کشف و نمود حقیقت و پاسخ به شبهات و ایرادتی از این دست، این قصیده را که مشهورترین قصیده عربی او به شمار می آید، برای اولین بار در میزان نقد کاربردی از زوایای مختلف بررسی کرده است تا در نهایت با تکیه بر شواهد علمی و عینی، دانسته شود سعدی در سرودن این قصیده و تحقق هدفی که داشته تا چه حد موفق بوده و از چه جایگاه ادبی در این حوزه برخوردار است.
    کلیدواژگان: سعدی، قصیده رائیه، نقد کاربردی، اسلوب، معنی
|
  • Ahmadreza Heidarian Shahri* Pages 1-23
    Among the contemporary Arab poets, Ahmad Matar is one of the few poets that has devoted his life to his country and the Arab nation. He addresses the dormant Arab nations; in his well-known poems titled "Laftat" meaning placards,he talks of the bitter experiences of the Thamoud's destiny as the Quran tells us. By expressing the bitter experiences of Aad and Thamoud as a harbinger, he warns people from the dangers of corrupted rulers. Therefore, the addressees of the Matar poems are not only a particular group but the whole dormant Arab society. His poems are about humanism and humanity. In this article after a glance on Matar's life, the author studies the human side of Matar's poetry and reasons of his acceptance. The political aspect is the most important idealistic elements of his poetry.
    Keywords: Ahmad Matar, Dormant nation, Corrupt rulers, Vigilance
  • Rohollah Sayyadi Nezhad* Pages 24-44
    Humankind makes his world of devise by looking at the world through its words, sounds and syntactical structures. Arabic syntax which had cliché rules before Abdul Ghaher and the sound of the last part of the word was not considered important. Ghaher changed its perspective through his dynamic look towards syntax and the "science of syntax"; this way, creating literary masterpieces became dependent on syntax decoration not the use of metaphor nor simile. Aesthetics of the Arabic language and its syntactical structure similar to other arts is very much the influence of its environment. This study employs a descriptive-analytical method and regarding to Leibniz's definition of aesthetics, first the unity of aesthetics in syntax is discussed; this is followed by the plurality of aesthetics that brings a unique freedom of speech for the Arabic speaker. The result of this research shows that unless the spirit of syntax does not exist in sentences, supreme in the style of speech would not be possible. By creating organic unity among nominal classes, he has created such freshness and movement in pictures and structures to transfer the meaning to the heart.
    Keywords: Aesthetic, Syntax, Linguistic, Art
  • Ali Bagher Taheri Niya*, Zohreh Haidari Pages 45-64
    Semiology is a system of codes that can be understood by style of phrases. Due to an artistic and aesthetics structure, a literary text has a complex system in such a way that one symbol denotes several meanings. The Quran as superior of artistic texts, pays much attention to describing speech and treatment of characters in such a way that an addressee would imagine the character alive on the stage. The character of woman, who is the main element of the story, has played an important role in the stories of the Quran. Delving into the characters of women in the Quran would reveal the concealed dimensions of their characters. However, some of these characters remain ambiguous; therefore, symptoms and codes can help the reader to understand the concealed dimensions of their character. Marry is the only woman whose name is directly mentioned. We can see some portions of her life in Suras of Ale_emran, Nesaa, Maaede, Maryam, Anbiaa, Momenun, and Tahrim. The various usage of symbols in the text, act of treatment, act of speech, and performance are noticeable in the function of symbols. Therefore, we can reach a comprehensive insight of the characters through the mentioned elements.
    Keywords: Semiology of character, Symbol, Marry
  • Abbas Arab*, Masoumeh Naghipour Pages 65-78
    Abdul Wahhab al-Bayati and Mehdi Akhavan Saleth are two famous contemporary poets of the Arab and Persia respectively. They have pictured their thoughts and ideas in the form of words. Among these words ‘night’ embodies varies meanings in the poetry of the mentioned poets. Due to the relatively similar experiences in life, Bayati and Akhavan have almost identical perspective to this phenomenon, although there are some differences to consider, the main focus of this paper is the conceptual similarities of this term. It can said that the two poets have gone beyond this term ‘night’ and have employed it in a symbolic way; ‘night’ is their way of relating their inner and social situations. In other words, the poetry of the two poets is allotted to the description of political and social situation. This paper employs a descriptive-analytical method and it is covered in the framework of a comparative American School.
    Keywords: Night, Political upheaval, Abdul Wahhab al Bayati, Akhavan Saleth, Lyric
  • Hassan Godarzi Lamraski*, Hossein Mortezaie Pages 79-100
    Satire is an indirect criticism of evil and incompetence of society with a comic tone to improve defection and shortcomings; since those people who cannot directly criticize express themselves with equivocal, indirect, comic and sometimes bitter statements. Literature is a field that helps satire to develop the facts. The literary man can uncover the truth by his/her pen; poets and committed literary men in different countries express themselves in this way. One of the literary men that discusses the bitter facts of his society and of the Arab world and encourages the reader to think is Mohammad Maghoutt, he Syrian poet and writer. He was born under a political and social oppressive situation. Using satirical language, he talks of the problems and difficulties of the Arab world especially Palestine. Through analysis of the content, this paper aims to answer this question: how does satire manifest itself in Mohammad Maghout works? Analysis of his satires deal with the themes of poverty, class, freedom, and Arabic occupied territories. The present study provides a true understanding from this Syrian literary works for the readers and shows that Maghout's satire is corrective and aims towards the improvement of the society.
    Keywords: Satir, Stability, Society, Mohammad Maghout
  • Shohreh Marefat*, Habib Allah Abbasi Pages 101-120
    Title, is the entry and inseparable part of the text. Before reading the text, reader encounters the semiology of the title, the system which creates a parallel text toward the original. This paper employs a comparative-analytical comparison of two fictional collection of Once Upon a Time by Seyyed Mohammad Ali Jamalzadeh, and Alwasbat Aloula by Mahmoud Teymour, and focuses on the form, content, and structure of the mentioned works. The two collections of story are one of the primary fictional paradigms in Iran and Egypt. The difference in fictional-literary structure is clear. In comparison to the collection of “once upon a time”, the titles of Alwasbat Aloula fictional collection is more varied and dynamic in the form and content. The imaginary titles of Once Upon a Time has developed a fictional-literary aspects of the titles, while the realistic aspects of Alwasbat Aloula is quite evident. Among the titles of this collection Jamalzadeh's emphasis on language and Teymour'’s focus on critical content of the story are of significant titles of these two collections.
    Keywords: Title, Semiology, Jamalzadeh, Teymour, Once Upon a Time, Alwasbat Aloula
  • Amir Moghadam Motaghi* Pages 121-155
    Saadi's Al-raeye on the elegy of Bghdad can be considered as one of masterpieces of Arabic literature for including exalted human subjects, having literary characteristics such as simple style which is eloquent as well as paying attention to the diction, the coordination among words and their significances, the solidity and the strength of style, the atmosphere of sad music which is in line with the main subject of the ode and in fact is the result of paying attention to the use of meter and various kinds of embellishment and the harmony of voices and finally in transmitting various human emotions. Nevertheless some of the critics do not consider these literary characteristics and by generalizing and sometimes inappropriate views have tried to show the Arabic poetry of Saadi unworthy. On the other hand some of the critics have been extreme in praising him and trying to show Saadi as the greatest Arabic poets. The present study aims to explore and signify the truth and provide answers to these doubts and problems of considers this ode as the most famous Arabic ode. For the first time the poem has been examined from different perspectives; thus, with scientific and objective evidence the extent Sadi success and his literary status could be understood.
    Keywords: Saadi, Al, raeye Ode, Practical Criticism, Style, Meaning