فهرست مطالب

پژوهش نامه اخلاق - پیاپی 23 (بهار 1393)
  • پیاپی 23 (بهار 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/04/18
  • تعداد عناوین: 9
|
  • حسین احمدی* صفحه 7
    فرااخلاق علمی است که به مبادی تصوری و تصدیقی علم اخلاق می پردازد و معناشناسی مفاهیم اخلاقی، از مباحث این دانش به شمار می رود. مهم ترین بخش در تحلیل مفاهیم اخلاقی، مفاهیمی هستند که محمول جمله های اخلاقی قرار می گیرند و شامل مفاهیم ارزشی مانند «خوب» و «بد» و مفاهیم الزامی مانند «باید»، «نباید» و «وظیفه» هستند. این تحقیق با تفکیک حیث معناشناختی از هستی شناختی مفهوم «الزام اخلاقی»، تفسیری نو از دیدگاه علامه درباره معناشناسی «الزام اخلاقی» ارائه کرده و درصدد است تا اثبات کند علامه معنای «الزام اخلاقی» را «ضرورت بالغیر» می داند؛ زیرا ایشان نظریه اعتباریات را براساس «مجاز سکاکی» پایه ریزی می کند که معنای لفظ در این گونه مجازها با معنای حقیقی تمایزی ندارد؛ بلکه مصداق مجازی غیر از مصداق حقیقی خواهد بود؛ بنابراین معنای «باید» در استعمال حقیقی و اعتباری تفاوتی نخواهد داشت و با توجه به اینکه معنای «باید حقیقی» از منظر ایشان «ضرورت بالغیر» است، معنای «باید اعتباری» نیز «ضرورت بالغیر» خواهد بود.
    کلیدواژگان: الزام اخلاقی، لزوم اخلاقی، باید اخلاقی، ضرورت بالغیر، ضرورت بالقیاس الی الغیر، علامه طباطبایی
  • محمد بهشتی* صفحه 23
    چنان که شهرت یافته، فلسفه اشراق فلسفه به رنگ عرفان است. اخلاق اشراقی نیز اخلاق عارفانه است و جهت گیری آن به گونه ای است که انسان را به مدد سلوک اخلاقی از تاریکی های طبیعت و تعلقات دنیوی و از غربت غریب خویش رهایی می دهد تا او را به وطن اصلی اش بازگرداند. شیخ اشراق برای دستیابی سالک به تزکیه نفس و تصفیه دل و توفیق به بصیرت حقیقی براساس مبانی انسان شناختی و جهان شناختی سترگ، دستورالعمل هایی را توصیه کرده است. این نوشتار درصدد تبیین معنا و مفهوم و نیز ماهیت و حقیقت اخلاق از نگاه فلسفه اشراق است و به مبانی انسان شناختی و جهان شناختی اخلاق اشراقی و سپس برنامه ها و دستورالعمل های اخلاقی اشراقی می پردازد.
    کلیدواژگان: فلسفه اشراق، اخلاق، تربیت پذیری انسان، دستورالعمل های اخلاقی، تهذیب نفس
  • محسن بهرامی* صفحه 39
    در این مقاله با اشاره به سیر تاریخی نزاع واقعی یا پنداری بودن «تعارض اخلاقی» و ادله طرفین، به تحلیل مفهومی قیود و نشانه های یک مورد تعارض اخلاقی واقعی پرداخته و اثبات می شود که حل نزاع واقعی یا پنداری بودن دوراهه های اخلاقی، بستگی به این دارد که مفهوم «باید» قابل تحویل به مفاهیم مندرج در آن باشد یا نه.
    در صورت تحویل مفهوم «باید» به «دلیل»، می توان از توجیه تکالیف، قابلیت ارزیابی و سنجش پذیری آنها سخن گفت.
    «گریزناپذیر بودن تخلف اخلاقی»، «ملغی نشدن» هیچ یک از دو الزام ازسوی دیگری، «وجود تناقض» و «پس ماند اخلاقی» ازجمله قیود مهم و نشانه های اختصاصی یک تعارض واقعی شمرده شده اند.
    کلیدواژگان: واقعی، پنداری، باید، دلیل، تخلف اخلاقی، تناقض، پس ماند
  • انسیه ماهینی*، ابوالفضل کیاشمشکی، عبدالحسین خسروپناه صفحه 53
    مولوی با الهام از منابع دینی با زبان شعر، تمثیل و جملات نغز، سعی در واکاوی معنا، علل، پیامدها و در نهایت راهکارهایی جهت درمان آن داشته است. از نظر مولوی، انسان دارای هویتی الهی است که در اثر هبوط، از آن دورافتاده و دچار خودفراموشی شده است. آنچه این فراموشی اجباری اولیه را تشدید می کند، تعلق به ماده و مادیات و تاثیر قوای طبیعی حیوانی است که تیرگی و ظلمت را بر وی غالب می سازد. در نتیجه او در درون خود عذاب و شکنجه مرغ محبوس را احساس می کند و می نالد و هوای بازگشت به وطن اصلی خود را دارد. این سیر استکمالی آثار مولوی در قالب قوس نزول و صعود قابل تصویر است. از دید مولوی دو دسته عوامل درونی و بیرونی باعث عدم شناخت خویشتن است. از نظر وی نقطه مقابل علل خودفراموشی، راه هایی برای خودیابی و غلبه بر خودفراموشی است. و راه درمان آن چیزی جز یافتن ماوای اصلی و بازگشت به آن و در نتیجه خروج از غفلت نیست.
    کلیدواژگان: ازخودفراموشی، ازخودبیگانگی، خودشناسی، فنا، قوس نزول و صعود، مولوی
  • سید حمیدرضا میرعظیمی*، محسن جمشیدی کوهساری صفحه 79
    در چگونگی تاثیر تربیت بر اخلاق و امکان تغییر اخلاق دیدگاه های مختلفی از سوی دانشمندان اخلاقی بیان شده است. این امر ارتباط مستقیمی با مسئله ذاتی یا اکتسابی بودن صفات اخلاقی در انسان دارد. از دیدگاه ملامهدی نراقی این مسئله قابل تفصیل است. وی برخی صفات را قابل تغییر و برخی را غیر قابل تغییر می داند و برای این مدعای خویش ادله ای اقامه کرده است. به نظر می رسد این ادله مکفی نبوده، به تبع آن، نظریه ایشان هم قابل قبول نیست؛ بلکه باید قائل به اطلاق شد؛ یعنی تمام صفات و ملکات انسان اکتسابی است و آنها مطلقا جبلی نیستند.
    کلیدواژگان: ملامهدی نراقی، امکان تغییر اخلاق، اخلاق ذاتی، اخلاق اکتسابی
  • غلامحسین جوادپور *، محسن جوادی صفحه 97
    فضیلت از مهم ترین مفاهیم اخلاقی و معدود واژه هایی است که محمول گزاره های اخلاقی قرار می گیرند. ارسطو فضایل را با توجه به هدف آنها به دو دسته اخلاقی و عقلانی تقسیم کرد و فضایل عقلانی را ویژگی های پایدار نفس که با هدف شناخت حقیقت (درستی) به کار گرفته شوند، دانست. در رویکرد معرفت شناسی فضیلت محور که در چند دهه اخیر رواج یافته، بر ارزش معرفتی فضایل عقلانی و نقش آنها در صدق باورها تاکید شده است. البته در گونه های مختلف این رویکرد، تلقی یکسانی از این فضایل وجود ندارد. سوسا آنها را از سنخ قوا و استعدادهای معرفتی می داند؛ اما زگزبسکی آنها را از سنخ ویژگی های رفتاری و خصائص شخصیتی و همچنین جزء فضایل اخلاقی و زیرشاخه ای از آنها می داند و هرچند نگاه ارسطویی به فضایل عقلانی را برمی گزیند، تفکیک بین فضایل عقلانی و اخلاقی را برنمی تابد. در این نوشتار برآنیم تا ضمن بررسی رویکردهای گوناگون به فضایل عقلانی با تاکید بر دیدگاه رابطه آنها را با فضایل اخلاقی بررسی کنیم.
    کلیدواژگان: فضایل عقلانی، فضایل اخلاقی، قوای معرفتی، ویژگی های شخصیتی (منشی)، معرفت شناسی فضیلت محور، ارسطو، زگزبسکی
  • علی برخورداری* صفحه 119
    در این پژوهش به کمک صورت بندی تعارض بین عقل و دین، محل تعارض تنقیح می شود. سپس با تبیین رویکردهای حسن و قبح عقلی و شرعی (نظریه امر الهی)، نسبت آنها در فرمان ذبح اسماعیل بررسی می شود. بنابر نظریه امر الهی، معرفت اخلاقی وابستگی حداکثری به دین دارد. وقتی این مبنا را بر ماجرای قربانی کردن اسماعیل× تطبیق دهیم، دچار تزاحمات اخلاقی می شویم که ناشی از تحکم و قرائت حداکثری از نظریه امر الهی است. پس به ناچار یا باید اخلاق را تعطیل کنیم یا از نظریه امر الهی، قرائت معتدل تری ارائه دهیم تا با اخلاق سازگار شود. هر کدام از این روش ها توفیق اندکی در حل تعارض بین دین و اخلاق پیدا می کنند؛ اما روش پایانی از همه موفق تر به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: اخلاق، دین، نظریه امر الهی، حسن و قبح شرعی و عقلی، تعارض اخلاقی
  • باقر غباری بناب*، فاطمه نصرتی، علیرضا رجالی تهرانی صفحه 145
    هدف از این مقاله، بررسی ادراک کودکان از مرگ، بررسی واکنش های کودکان در برابر پدیده مرگ در والدین و آموزش روش های توضیح مرگ و مقابله موثر به آنان می باشد. در این راستا، پیشینه های مذهبی با استفاده از متون معتبر اسلامی و روان شناختی بررسی می شود. داده های به دست آمده با استفاده از روش هرمنوتیکی تحلیل شده و این نتایج به دست آمده است که اولا، کودکان اطلاعات اندکی درباره مرگ و روش های مقابله با آن دارند که می توان پدیده مرگ و روش های مقابله با آن را به کودکان آموزش داد. ثانیا توضیح عینی، صریح و روشن، بیان و ابراز احساسات، شرکت دادن کودک در جلسات مشاوره و توضیح اینکه مرگ پایان زندگی نیست ازجمله روش های موثر برای توضیح این رخداد به کودکان می باشد. افزون بر آن، نتایج نشان داد که استفاده از روش های هنردرمانی از قبیل: ایجاد جعبه خاطرات، استفاده از صداهای موزون و داستان های متناسب با رشد و تحول، داستان های معنوی و قرآنی و نمایش عروسکی نه تنها می تواند در شناخت ما از احساسات کودکان در مورد مرگ والدین موثر واقع شود، روش موثری برای تخلیه هیجانی است به بینش آنان در این زمینه کمک می کند.
    کلیدواژگان: پدیده مرگ در خانواده، واکنش کودکان، آموزش راهبردهای مقابله، هنردرمانی
  • مسعود صادقی* صفحه 169
    جولیا درایور با نگرشی نوین در باب فضیلت سعی می کند علی رغم قبول چارچوب های کلی، نقش اصیل معرفت در اخلاق ارسطویی را کمرنگ کند و دست کم برخی از فضایل شاخص را مبتنی بر جهل و بی خبری تعریف و توجیه نماید. فضایل مورد نظر وی عبارتند از تواضع، اعتماد، گذشت، شجاعت ارتجالی و احسان بی حساب. لازمه پذیرش فضایل مبتنی بر جهل، قبول دیدگاهی فرااخلاقی است که قصد و نیت خیر را برای تحقق فضیلت ضروری نداند؛ اما برای محدود ساختن دامنه بحث در این پژوهش، بی آنکه این پیش فرض مورد نقد واقع شود، تنها به تحلیل و واکاوی فضایل مبتنی بر جهل بسنده شده است.
    کلیدواژگان: جولیا درایور، فلسفه اخلاق، فضایل مبتنی بر جهل، تواضع، اعتماد، گذشت، شجاعت ارتجالی
|
  • Hosein Ahmadi* Page 7
    The most important part in analyzing moral concepts includes those used as predicate in moral sentences covering moral concepts of valuation and obligation. Moral concepts in the field of values include those like “good” and “bad” while obligatory concepts include “ought to” and “ought no” and “duty”. Many papers have been written about “moral obligation”; however, dissociating the area of semantics from ontology of the concept of “moral obligation”, this paper has proposed a new interpretation of Allame Tabatabaie’s viewpoint about semantics of “moral obligation”. This study intends to prove that for Allame Tabatabaie, the meaning of “moral obligation” is known as “necessity by the other” because he founds i’tibaryat theory based on “Sakkaki`s view” and there is no distinction between literal meanings of these kinds of metaphors from their real meanings, but figurative meanings are different from real meanings. Therefore, the meaning of “ought to” would not be different in real and credit usages and according to the fact that from his viewpoint the meaning of “real ought to” is “necessity by the other”; thus, the meaning of “credit ought to” will be “necessity by the other”, too.
    Keywords: Ethical Obligation, Ethical Necessity, Ethical Ought to, Necessity by the Other, Allame Tabatabaie
  • Mohammad Beheshti* Page 23
    As is known, Ishraq philosophy is of some sorts of mystical teachings. Ishraqi ethics is also a mystical ethics and has taken such a direction that with the help of Ethical Journey may release human from nature’s darkness, mundane attachments and his own alien homesick and to return human to his original homeland. Sheikh Ishraq has recommended some instructions for God seeker’s achievement to purification of the soul and heart as well as being blessed with real insight based upon considerable anthropological and ontological principles. This paper has intended to explain the meaning and concept as well as nature and reality of ethics from Ishraq philosophy perspective followed by dealing with anthropological and ontological principles of Ishraqi ethics. Finally, Ishraqi ethical plans and instructions will be analyzed.
    Keywords: Ishraq Philosophy, Ethics, Human Educability, Human, Ethical Instructions, Purification of the Soul
  • Mohsen Bahrami* Page 39
    Mentioning the background of ethical disagreement and the two parties’ evidences of its being real or visionary, this paper deals with a conceptual analysis of restrictions and signs in a case of real ethical conflict. It has shown that the solution of the problem lies in the fact that whether moral ought to may be reduced to its elementary conceptual components or not. Returning “ought to” into “reason”, one can support the reasonability of duties, capability of evaluation, and measurability. “Inevitability of an ethical violation”, “not abolishing state” of any of the two obligations by the other, “existence of the contradiction” and “ethical residue” have been introduced as important restrictions and particular signs of a real conflict.
    Keywords: Real, Visionary, Must, Reason, Ethical Violation, Conflict, Residue
  • Ensieh Mahini *, Abolfazl Kiashemshaki, Abdolhossein Khosrowpanah Page 53
    With a language of poem, allegory and elegant sentences, Rumi attempts to explore meaning and its causes, consequences and finally some solutions for its remedy in his own works. For him, human has a divine identity from which he has been cast away because of descent and has been involved in self-oblivion. What makes this initial mandatory oblivion more severe is dependence and association with materials as well as the influence of animalistic natural forces that gradually make darkness to predominate human and keep him away from pure and bright world. For this, human feels to be tormented and tortured like a confined bird within himself, making him to complain and yearn to get back to his main homeland. This evolution in Rumi’s works could be depicted in the arc of descent and ascent. For Rumi, two groups of internal and external factors are the causes of lack of self-recognition. From Rumi’s viewpoint, the counterpoints of the reasons of self-oblivion are the ways which lead to self-discovery and overcoming self-oblivion. In short, the way of its treatment is only finding the original home and returning to it and consequently being out of ignorance.
    Keywords: Self, oblivion, Self, alienation, Self, awareness, Mortality, the Arc of Descent, Ascent
  • Sayed Hamidreza Mir Azimi *, Mohsen Jamshidi Kohsari Page 79
    Regarding impact of education on morality and possibility of change in morality various viewpoints have been stated by scholars in the field. This issue has a direct relation to moral characteristics` state of being innate or acquisitive. This issue could be illustrated from Naraqi’s viewpoint. In other words, it is known for him that some characteristics are changeable but some not. He has filed some evidences for his claim. However, it appears that his cases of evidence are inadequate and doubt is cast on his viewpoint. In this case, the considerable issue is the statement of attribution, that is to say all of the human’s characteristics and attributes are acquisitive but not merely inbred.
    Keywords: Mullah Mehdi Naraqi, Possibility of Ethics Change, Innate Ethics, Acquisitive Ethics
  • Gholamhosin Javadpoor*, Mohsen Javadi Page 97
    Virtue is of the most important ethical concepts and among those few words including ethical propositions. Aristotle has divided virtues into two ethical and intellectual classes with regard to their purposes. It was known for him that intellectual virtues were stable features of soul which are used by the purpose of recognizing reality (truth). In virtue-oriented epistemology approach which has been developed during the recent decades, it has been emphasized on epistemological values of intellectual virtues and their role in the truth of beliefs. However, there is not an equal perspective about these virtues in various varieties of this approach. For Sosa they are known as types of power and epistemological talents, but for Zagzebski they are deemed as behavioral features and personality characteristics and as their subcategories of ethical virtues. Although he chooses the Aristotle view about intellectual virtues, he does not accept separation of intellectual and ethical virtues. Analyzing various approaches on intellectual virtues, this paper attempts to investigate Zagzebski’s reasons in equalizing intellectual virtues and ethical ones.
    Keywords: Intellectual Virtues, Ethical Virtues, Epistemological Powers, Personality Characteristics (Manner), Virtue, Oriented Epistemology, Aristotle, Zagzebski
  • Ali Barkhordari* Page 119
    Through formulating the conflict between reason and religion, in this study the point of conflict is determined. Then, explaining the intellectual and religious badness and goodness (divine command theory), their relation with Ismail`s sacrifice will be analyzed. According to theory of divine command, ethical knowledge will have a maximum dependence on religion. When we present this principle to Ismail`s sacrifice, we will be encountered by ethical disturbances which are led by maximum domination and reading of the divine command theory. Therefore, we have to either abandon ethics or present a more moderate version of the divine command theory so that it could be compatible with ethics. Each one of these methods is meagerly successful in respect to solving the conflict, but the last method is the most successful one.
    Keywords: Ethics, Religion, Divine Command Theory, Religious, Intellectual Goodness, Badness, Conflict
  • Bagher Ghobari Bonab *, Fatemeh Nosrati, Alireza Rejali Tehrani Page 145
    The aim of this paper is to study children’s perception of death, analyzing children’s reaction to the phenomenon of parents’ death and teaching them some methods to explicate death and efficiently confront it. In this regard, using Islamic and psychological authoritative texts, religious backgrounds were investigated. The collected data were analyzed through a hermeneutic method. The achieved results indicated that children have little information about death and the ways to face it. However, death phenomenon and the ways to face it could be taught to children. Objective, explicit and clear explanation, expressing feelings, participating children in consultation meetings and explicating the fact that life is endless by the language of children are among the effective methods in this regard. In addition, the results showed that art therapy methods such as creating memory boxes, harmonious sounds and stories appropriate to growth, spiritual and Quranic stories, and puppet shows not only could be effective on our recognition of children’s emotions about parents’ death but also they could be effective methods of emotional discharge and they will be helpful regarding their insights.
    Keywords: Death in Family, Children's Reaction, Teaching Coping Strategies, Art Therapy
  • Masud Sadeghi* Page 169
    With an emphasis on Julia Driver’s ideas about virtue, this paper intends to illustrate an approach on virtues that despite of accepting general frameworks, it attempts to weaken the genuine role of knowledge in Aristotelian ethics and defines and justifies some important virtues based on ignorance and unawareness. The virtues in his view include modesty, trust, forgiveness, spontaneous courage, and scoreless kindness. The necessity to accept the virtues of ignorance is acceptance of an infra-ethical approach which does not consider good intentions necessary for achieving virtues. However, to limit the domain of the study without criticizing this presupposition, only the analysis of virtues of ignorance will be discussed.
    Keywords: Julia Driver, Ethics, Virtues of ignorance, Modesty, Trust, Forgiveness, Spontaneous Courage