فهرست مطالب

دامپزشکی ایران - پیاپی 44 (پاییز 1393)
  • پیاپی 44 (پاییز 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/07/25
  • تعداد عناوین: 12
|
  • علی بنی آدم، سایه صمیمی، حسین نجف زاده صفحات 5-12
    هدف از این مطالعه نشان دادن اثر سیلیمارین روی چسبندگی های صفاقی در سگ می باشد. در این مطالعه ده قلاده سگ بالغ نر و ماده استفاده شدند که به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و سیلیمارین داخل صفاقی تقسیم شدند. لاپاراتومی به طول 10 سانتی متر در خط میدلاین شکمی و انتروتومی در همه ی سگ ها انجام شد و پس از انجام انتروتومی، دیواره شکم بخیه گردید. لاپاروتومی مجدد 30 روز بعد از عمل انجام گرفت و شکل گیری چسبندگی به صورت ماکروسکوپی بر اساس دسته بندی نیر و دسته بندی آداچی درجه بندی شد. غلظت سرمی مالون دی آلدئید و فعالیت تام آنتی اکسیدانی اندازه گیری شد. امتیازات چسبندگی در گروه سیلیمارین به صورت معنی داری با گروه کنترل اختلاف داشت. تشکیل چسبندگی در گروه سیلیمارین نسبت به گروه کنترل گسترده تر و شدیدتر بود. ممکن است سیلیمارین از حفره ی صفاقی جذب نشده و به عنوان یک ماده ی خارجی عمل کرده باشد. غلظت سرمی مالون دی آلدئید و فعالیت تام آنتی اکسیدانی در بین گروه کنترل و دریافت کننده ی سیلیمارین تفاوت معنی داری نداشت. بنابراین سیلیمارین در استعمال موضعی اثر مفیدی در کاهش چسبندگی صفاق ندارد.
    کلیدواژگان: سیلیمارین، چسبندگی، تجویز داخل صفاقی، سگ
  • حبیب دستمالچی ساعی*، سمیه حسین زاده صفحات 13-20

    حدت استافیلوکوکوس اورئوس اساسا توسط پروتئین های مرتبط با دیواره ی سلولی و ترشح توکسین ها تعیین می گردد، که بیان آن ها تا حد زیادی توسط سیستم های تنظیمی دو جزئی (TCRSs) مثل سیستم های تنظیم ژنی فرعی (agr) و RAP-TRAP تنظیم می شود. تاکنون چهار واریانت آللی از agr (agr I-IV) و trap (trap 1-4) شناسایی شده است. برخی از گزارش ها اظهار داشته اند که تمایلات بالینی بر طبق هر گروه agr وجود دارد، اما اطلاعات محدودی در مورد تیپ های trap وجود دارد. از این رو در این مطالعه، پلی مورفیسم لوکوس trap در جمعیتی متشکل از 43 جدایه استافیلوکوکوس اورئوس به دست آمده از موارد ورم پستان گاو (21=n) و گوسفند (22=n) و غیر مرتبط از نظر اپیدمیولوژیک از طریق PCR اندونوکلئاز تعیین حدودی بررسی شد. کل چارچوب قرائت باز 504 جفت بازی مربوط به ژن trap از همه ی جدایه ها به واسطه ی PCR تکثیر یافت. سپس فرآورده های PCR با MseI مورد هضم تعیین حدودی قرار گرفتند، که دو الگوی مختلف منطبق بر تیپ های 2 و 3 مربوط به trap ایجاد شد. جدایه های گاوی در تیپ های 2 (13؛ 9/61%) و 3 (8؛ 1/38%) مربوط به trap طبقه بندی شدند. اکثر جدایه های به دست آمده از گوسفندان متعلق به تیپ 2 trap (9/90%) بوده و تیپ 3 تنها 1/9% از جدایه های گوسفندی را شامل شد. به طور کلی، تیپ های 2 و 3 به ترتیب 7/76% و 3/23% از جدایه های مورد بررسی را شامل شدند. قابل توجه این که تیپ های 1 و 4 در بین جدایه های مورد مطالعه شناسایی نشدند. به طور خلاصه برخی از تیپ های trap احتمالا به دلیل داشتن نوعی زمینه ی ژنتیکی که آن ها را قادر می سازد تا غده ی پستان را آلوده سازند، در موارد ورم پستان از شیوع بالاتری برخوردارند.

    کلیدواژگان: استافیلوکوکوس اورئوس، تورم پستان، تیپ های trap، ایران
  • جواد دقیق روحی، بهیار جلالی جعفری، حسن نظام آبادی، غلامرضا مهدیزاده صفحات 21-28
    رودخانه ی دائمی و پر آب گاماسیاب مهم ترین رودخانه ی دشت نهاوند در استان همدان و یکی از طویل ترین رودخانه های ایران به شمار می رود. به منظور بررسی پتانسیل آبزی پروری در این منطقه، طی دو فصل تابستان و پائیز سال 87 در مجموع 169 قطعه از 7 گونه ماهی که همگی متعلق به خانواده ی کپورماهیان (Cyprinidae) بودند، صید و مورد بررسی انگل شناسی قرار گرفتند. از آبشش و پوست این ماهیان پنج گونه مونوژن جدا گردید. گونه ی Dactylogyrus lenkorani از آبشش ماهیان Barbus lacerta، Capoeta damascina، Capoeta aculeata و Capoeta trutta به ترتیب با درصد شیوع 60، 100، 6/66 و 50، گونه Dactylogyrus vistulae از آبشش و Gyrodactylus sp. از پوست ماهی سفید رودخانه ای با نام علمی Squalius cephalus به ترتیب با درصد شیوع 40 و 2/7، گونه ی Dactylogyrus holciki از آبشش ماهی Alburnus mossulensis با درصد شیوع 8/5 و در نهایت مونوژن Paradiplozoon sp. از دو گونه ماهی Chondrostoma regium و Barbus lacerta به ترتیب با درصد شیوع های 5/9 و 10 جدا شدند. این بررسی بخشی از فون انگلی ماهیان رودخانه گاماسیاب در استان همدان را معرفی نموده است. آلودگی سس ماهی کورا Barbus lacerta به انگل D. lenkorani نیز برای نخستین بار از کشور گزارش می گردد.
    کلیدواژگان: انگل، مونوژن، کپورماهیان، گاماسیاب، همدان
  • هومن رجبی اسلامی، نرگس عرب صفحات 29-42
    پژوهش حاضر برای ارزیابی سطح مناسب اسید آسکوربیک در جیره ی غذایی بر میزان کلاژن استخوان و ترکیبات بدن بچه ماهی آزاد دریای خزر (Salmo trutta caspius) انجام شد. پنج جیره ی غذایی با مقادیر 0، 50، 100، 200 و 400 میلی گرم اسید آسکوربیک در کیلوگرم غذا برای تیمارهای مختلف آزمایشی آماده گردید. تعداد 600 قطعه بچه ماهی آزاد دریای خزر نیز با وزن 6/0±6/9 گرم تهیه و به صورت تصادفی در پنج تیمار با سه تکرار (40 قطعه ماهی برای هر تیمار) توزیع گردید. ماهیان به مدت 9 هفته توسط جیره های غذایی تغذیه و میزان کلاژن همراه با ترکیب بدن بچه ماهیان آزمایشی بین تیمارهای آزمایشی مقایسه شدند. نتایج بیانگر اختلاف معنی داری در وزن نهایی، میزان کلاژن استخوان و در آنالیز لاشه ی بچه ماهیان آزاد دریای خزر بود (05/0p<). افزایش اسید آسکوربیک در جیره ی غذایی باعث افزایش معنی دار وزن نهایی ماهیان شده (05/0p<) و به بالاترین میزان (52/3±74/29 گرم) در تیمار 200 میلی گرم اسید آسکوربیک رسید. بیش ترین مقدار کلاژن در تیمار حاوی 200 میلی گرم اسید آسکوربیک در هر کیلوگرم غذا مشاهده شد، که میزان آن با تیمار شاهد تفاوت معنی داری داشت (05/0p<). بیش ترین میزان تجمع چربی و خاکستر نیز در تیمار حاوی 50 میلی گرم اسید آسکوربیک به دست آمد. میزان بهینه ی اسید آسکوربیک برای تجمع کلاژن و سنتز پروتئین در عضله ی بچه ماهی آزاد دریای خزر بر اساس آزمون پاسخ به سطح به ترتیب برابر با 54/247 و 55/250 میلی گرم اسید آسکوربیک در هر کیلوگرم جیره ی غذایی به دست آمد.
    کلیدواژگان: اسید آسکوربیک، بچه ماهی آزاد دریای خزر، رشد، کلاژن استخوان، آنالیز لاشه
  • جلال سالاری، مجید کلانتر نیستانکی، فاطمه صاحبی اعلا صفحات 43-48
    این پژوهش جهت بررسی تاثیر اسید سیتریک و دو گیاه دارویی رازیانه و شنبلیله بر عملکرد رشد، ایمنی هومورال، پروتئین های سرم و جمعیت میکروبی روده ی باریک جوجه ی گوشتی انجام گردید. تعداد 225 قطعه جوجه ی گوشتی یک روزه نژاد راس 308 به طور تصادفی به 4 تیمار با 6 تکرار و 3 جوجه در هر تکرار تقسیم شدند. تیمار ها شامل 1- جیره ی پایه (بدون مواد افزودنی) 2- جیره ی پایه + مخلوط مساوی (5/0 درصد) از دو گیاه دارویی شنبلیله و رازیانه 3- جیره ی پایه + مخلوط مساوی (5/0 درصد) از دو گیاه دارویی شنبلیله و رازیانه + 5/0 درصد اسید سیتریک 4- جیره ی پایه + 5/0 درصد گیاه دارویی شنبلیله + 5/0 درصد اسید سیتریک 5- جیره ی پایه + 5/0 درصد گیاه دارویی رازیانه + اسید سیتریک بودند. خوراک مصرفی در تیمار 5 به طور معنی داری بالاتر از تیمار شاهد بود و ضریب تبدیل غذایی در تیمارهای 2 و 5 به طور معنی داری بالاتر از تیمارهای 3 و 4 بود (05/0>p). پروتئین تام سرم در تیمار 2 نسبت به تیمار 1 بالاتر بود (05/0>p). نسبت آلبومین به گلوبولین در تیمارهای 3 و 4 نسبت به تیمارهای دیگر به طور معنی داری بالاتر بود (05/0>p). نتایج نشان داد که در مجموع، استفاده از گیاهان رازیانه و شنبلیله به همراه اسید سیتریک اثرات رضایت بخشی روی عملکرد و رشد جوجه های گوشتی دارد.
    کلیدواژگان: جوجه گوشتی، گیاهان دارویی، اسید سیتریک، عملکرد، جمعیت میکروبی
  • مسعودرضا صیفی آبادشاپوری، محمد رشنو، ساوش منصوری، محمد صباغان، مجتبی حقی کرم اله، ماجده بلادی موسوی، رضا دهنوی زاده کازرونی صفحات 49-54
    تب نزله ای بدخیم (Malignant Catarrhal Fever; MCF) یکی از مهم ترین بیماری های ویروسی در گاو و انواع دیگری از حیوانات می باشد. این بیماری در گاو توسط دو ویروس مختلف با نام های alcelaphineherpesvirus 1 (AlHV-1) و ovine herpesvirus 2 (OvHV-2) ایجاد می گردد. بر این اساس، MCF دارای دو شکل همه گیر وابسته به ویلدبیست یا گوزن یال دار (میزبان طبیعی AlHV-1) و وابسته به گوسفند (میزبان طبیعی OvHV-2) می باشد. این مطالعه جهت بررسی وضعیت آلودگی گوسفندان با OvHV-2 در شهر اهواز صورت گرفته است. به این منظور 100 نمونه خون از گوسفندان حومه ی این شهر جمع آوری و آزمایش PCR شدند. در ابتدا، از هر یک از نمونه ها بافی کت تهیه شد و DNA بافی کت ها استخراج شد. سپس وجود OvHV-2 DNA در نمونه های تهیه شده با آزمایش Semi-nested PCR بررسی شد. بر اساس نتایج آزمایش PCR 82 درصد از گوسفندان نمونه گیری شده حامل OvHV-2 DNA بودند. میزان آلودگی مشاهده شده در این مطالعه نسبت به برخی مطالعات پیشین کم تر بود. این اختلاف ممکن است ناشی از تفاوت های نژادی گوسفندان و یا تنوع ژنتیکی OvHV-2 باشد.
    کلیدواژگان: بیماری تب نزله ای بدخیم، OvHV، 2، گوسفند، PCR، اهواز
  • مریم عبدالله زاده دشتی، مهناز کسمتی، لطف الله خواجه پور، حسین نجف زاده ورزی صفحات 55-64
    مصرف قبل و بعد از آموزش آگونیست های اوپیوئیدی مانند مورفین باعث تخریب حافظه می شود. برخی مکمل های منیزیم اشکال مختلف حافظه از قبیل حافظه ی کوتاه مدت، بلند مدت و کارکردی را بهبود می بخشند، اما دشواری ورود منیزیم از سد خونی مغزی، استفاده از این یون را با محدودیت روبرو ساخته است. نانوذرات معدنی مانند نانوذرات اکسید منیزیم به دلیل خاصیت فیزیکوشیمیایی منحصر به فرد به راحتی از سدهای بیولوژیک عبور می کنند، اما نقش آن ها در حافظه و فراموشی مشخص نیست. در مطالعه ی حاضر اثر نانو ذرات اکسید منیزیم بر فراموشی ناشی از مورفین بررسی شده است. در مطالعه ی حاضر از موش های سوری نر در محدوده ی وزنی 30-25 گرم، در 12 گروه شامل کنترل، دریافت کننده ی مورفین در دوزهای 5 و 10 میلی گرم بر کیلوگرم و دریافت کننده ی نانو اکسید منیزیم در دوزهای 1، 5/2، 5 و 10 میلی گرم بر کیلوگرم و گروه های تداخلی مورفین و نانو اکسید منیزیم مطالعه شدند. برای ارزیابی حافظه ی احترازی غیرفعال از دستگاه استپ داون استفاده شد. نتایج نشان داد مورفین در تجویز پس از آموزش در مقدار 5 میلی گرم بر کیلوگرم باعث فراموشی قابل ملاحظه ای می گردد. نانو اکسید منیزیم در مقادیر 5/2، 5 و 10 میلی گرم بر کیلوگرم در تزریق پس از آموزش سبب بهبودی حافظه ی احترازی غیر فعال شد، ولی بر فعالیت حرکتی حیوان بی تاثیر بود و در مقادیر فوق از فراموشی ناشی از مورفین ممانعت نمود. به نظر می رسد نانو اکسید منیزیم با عبور از سد خونی - مغزی و دخالت در مسیرهای حافظه از بروز مکانیسم های مرتبط با فراموشی ناشی از مورفین پیشگیری می نماید.
    کلیدواژگان: نانوذرات اکسید منیزیم، مورفین، حافظه، موش سفید کوچک
  • نعیم عرفانی مجد، مهرزاد مصباح، کاوه اسفندیاری صفحات 65-74
    یکی از سلول های اپیدرم پوست بدن ماهی که وظیفه ی اصلی آن ترشح موکوس پوست بدن ماهی می باشد، سلول های جامی شکل می باشند. به منظور مطالعه ی بافت شناسی و تعیین پراکنش این سلول ها، تعداد 10 ماهی کپور نقره ای بالغ نر (5 عدد) و ماده (5 عدد) مورد مطالعه قرار گرفت و از پوست نواحی مختلف بدن شامل نواحی سر، پشت، شکم و دم، نمونه هایی حداکثر به ضخامت 5 میلی متر تهیه گردید و پس از طی روش های استاندارد تهیه ی مقاطع بافتی، برش هایی به ضخامت 5 تا 6 میکرومتر تهیه و با هماتوکسیلین-ائوزین (H&E)، پریودیک اسید شیف (PAS)، آلسین بلو با اسیدیته 5/2 (AB، pH=2.5)، آلسین بلو با اسیدیته 1(AB، pH=1) و آلسین بلو با اسیدیته 5/2- پریودیک اسید شیف (AB، pH=2.5-PAS) رنگ آمیزی شدند. تعداد این سلول ها در 100 میکرومتر از طول و در کل ضخامت اپی درم پوست هر ناحیه مورد شمارش قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که سلول های بیضی شکل تا چند وجهی و کوچکی به نام سلول های موکوسی جامی شکل در اپیدرم نواحی مختلف پوست ماهی کپور نقره ای وجود دارند. این سلول ها در رنگ آمیزی PAS واکنش مثبت داشتند و به رنگ ارغوانی رنگ آمیزی شدند که بیانگر ماهیت شیمیایی خنثی موکوس ترشحی این سلول ها می باشد. پراکندگی این سلول ها در نواحی مختلف پوست این ماهی متفاوت است و بر اساس پراکندگی آن ها پوست نواحی مختلف در دو جنس نر و ماده به نواحی سر، پشتی، شکمی و دم تقسیم گردید. این نتایج بیانگر این واقعییت است که بیش ترین تعداد سلول های جامی شکل در جنس نر در ناحیه ی سر و در جنس ماده در ناحیه ی پشتی قرار دارند و تعداد این سلول ها در ناحیه ی دمی پوست ماهیان نر و ماده تقریبا یکسان است.
    کلیدواژگان: هیستومتری، هیستوشیمی، سلولهای جامی شکل، پوست، ماهی کپور نقره ای
  • سید محمد جواد علوی آقاملکی، حمید کهرام، سعید زین الدینی، حمیدرضا ناییجیان صفحات 75-82
    در این مطالعه اثر غلظت های مختلف اسید آسکوربیک (0، 5/2، 5/4، 5/6 و 5/8 میلی گرم در میلی لیتر) بر فرآیند انجماد و یخ گشایی اسپرم بز کردی بررسی شد. نمونه های منی توسط واژن مصنوعی از 4 راس بز نر بالغ، هفته ای 2 بار جمع آوری شد. نمونه های منی رقیق شده در معرض بخار ازت منجمد و در تانک حاوی ازت مایع ذخیره شد و سپس یخ گشایی پایوت های حاوی اسپرم در آب گرم 37 درجه ی سانتی گراد انجام شد. تحرک کل و تحرک پیشرونده ی اسپرم با کمک سامانه ی آنالیز رایانه ای اسپرم (CASA) اندازه گیری شد. سلامت غشا، درصد اسپرم های زنده و مورفولوژی اسپرم ها و غلظت مالون دی آلدهاید بعد از فرآیند یخ گشایی اندازه گیری شد. نتایج حاصل از این آزمایش نشان داد که رقیق کننده ی اسپرم بز حاوی 5/4 و 5/6 میلی گرم در میلی لیتر اسید آسکوربیک در مقایسه ی با گروه شاهد موجب بهبود در میزان تحرک (01/0p<)، تحرک پیشرونده (05/0p<) و درصد اسپرم های زنده شد (01/0p<). سطوح مختلف اسید آسکوربیک اثر معنی داری روی سلامت غشا، مورفولوژی و مالون دی آلدهاید اسپرم ها نداشتند (05/0p>). مطابق با نتایج این پژوهش افزودن سطوح 5/4 میلی گرم در میلی لیتر اسید آسکوربیک به رقیق کننده های انجماد اسپرم بز کردی باعث بهبود معنی دار فراسنجه های اسپرم از جمله تحرک و درصد اسپرم های زنده می شود.
    کلیدواژگان: اسید آسکوربیک، رقیق کننده، اسپرم منجمد، بز کردی
  • مرضیه عروجعلی، فاطمه پیکان حیرتی، سالار درافشان، نصرالله محبوبی صوفیانی صفحات 83-93
    در این تحقیق اثرات غلظت های تحت کشنده کادمیوم محلول در آب بر کیفیت لاشه (میزان رطوبت، پروتئین، چربی و خاکستر) و میزان تجمع آن در بافت های مختلف آبشش، کلیه، کبد و عضله ی ماهی استرلیاد مورد سنجش قرار گرفت. به این منظور 60 قطعه بچه ماهی استرلیاد با میانگین وزن اولیه 45/0±98/39 گرم و طول 65/0±45/22 سانتی متر در 4 گروه، هر گروه شامل 3 تکرار با 5 قطعه ماهی تقسیم شدند. ماهیان در گروه های صفر (شاهد)، 16، 32 و 64 میکروگرم در لیتر کادمیوم به مدت 21 روز در وضعیت آزمایشگاهی نیمه ثابت قرار گرفتند. در پایان دوره، کیفیت لاشه کامل (بدون سر و امعا و احشا) و میزان تجمع کادمیوم در بافت های آبشش، کلیه، کبد و عضله به روش هضم مرطوب با نمونه برداری از حداقل 3 قطعه ماهی از هر تکرار ارزیابی شد. نتایج نشان داد که میزان رطوبت، پروتئین، چربی و خاکستر به ترتیب در گستره ی 81-78، 14-6/12، 5/4-5/3 و 8/3-9/2 درصد وزن خشک و بدون تفاوت معنی دار بین گروه های مختلف آزمایشی بود (05/0P>). با افزایش غلظت کادمیوم، میزان تجمع آن در تمامی بافت های مورد بررسی به جز عضله به طور معنی داری افزایش یافت (05/0P<). در تمامی گروه های آزمایشی، بیش ترین میزان تجمع در بافت کلیه و پس از آن آبشش مشاهده شد. با وجود این در هر گروه آزمایشی تفاوت معنی داری در میزان تجمع در سه بافت مختلف آبشش، کبد و کلیه مشاهده نشد (05/0P>). در مقایسه بین دو گروه شاهد و تیمار مجاورسازی با غلظت 16 میکروگرم در لیتر کادمیوم، تنها افزایش معنی دار در غلظت کادمیوم در آبشش مشاهده شد (05/0P<). بر اساس نتایج می توان بیان کرد که مجاورسازی بچه ماهیان جوان تاس ماهی استرلیاد با غلظت های تحت کشنده کادمیوم اگرچه منجر به تغییر معنی دار در کیفیت لاشه نمی شود، اما افزایش تجمع آن در بافت های مختلف (به جز عضله) متناسب با افزایش غلظت کاملا محسوس است.
    کلیدواژگان: کادمیوم، تجمع، کیفیت لاشه، استرلیاد، Acipenser ruthenus
  • مجتبی بنیادیان، حسن فریدی زاد، آوا اکبریان، عفت کریمی قهفرخی صفحات 94-99
    این مطالعه به منظور تعیین میزان آلودگی ماهیان قزل آلای رنگین کمان و آب استخرهای پرورش ماهی استان چهار محال و بختیاری به برخی باکتری های روده ای انجام شد. تعداد 108 نمونه ماهی از 6 استخری پرورش ماهی در فصل تابستان به صورت کاملا تصادفی گرفته شد، هم چنین 24 نمونه از آب استخرها در دو مرحله جمع آوری گردید. همه ی نمونه ها جهت جداسازی باکتری های سالمونلا، اشریشیا کلی و سیتروباکتر فروندی، با استفاده از محیط های کشت غنی کننده و انتخابی آزمایش شدند. نتایج این مطالعه نشان داد که هیچ کدام از نمونه ها (ماهی و آب) به باکتری سالمونلا آلودگی نداشتند اما آلودگی نمونه های ماهی به اشریشیا کلی و سیتروباکتر فروندی به ترتیب برابر با 3/20 و 4/7 درصد بود. هم چنین آلودگی نمونه های آب استخرها به اشریشیا کلی و سیتروباکتر به ترتیب برابر با 7/66 درصد و صفر درصد بود. با توجه به نتایج این بررسی، ماهیان قزل آلای رنگین کمان در این ناحیه یک منبع ایجاد سالمونلوز در انسان محسوب نمی شوند، ولی احتمال انتقال آلودگی برخی از سویه های بیماری زای باکتری اشریشیا کلی توسط این منبع غذایی به انسان وجود دارد.
    کلیدواژگان: ماهی قزل آلا، باکتری روده ای، سالمونلا، اشریشیا کولای، سیتروباکتر فروندی
  • تقی تقی پور بازرگانی، حسن ممتاز *، فریدرضا بهارلو، مهدی غفاری صفحات 100-103

    میزان شیوع و سبب شناسی هرپس ویروس 1 و 4 اسب در ایران ناشناخته است. با توجه به پیشرفت قابل توجه صنعت اسب داری و پرورش اسب در چند ساله ی اخیر در کشور و نیز مشاهده ی مواردی از عفونت های بالینی عصبی در اسب های بعضی از مناطق ایران، این مطالعه برای اولین بار به منظور جداسازی هرپس ویروس تیپ 1 اسبی از موارد مشکوک به میلوانسفالوپاتی در اسب داری های شهرستان گلپایگان، انجام پذیرفت. در این بررسی، از 3 مادیان متعلق به اسب داری های شهرستان گلپایگان که دارای علائم بالینی بی اشتهایی، افسردگی، آتاکسی و زمین گیری و مشکوک به آنسفالیت هرپس ویروسی بودند، نمونه ی خون گرفته شد. از بافی کوت استخراج شده از نمونه ها جهت تلقیح در حفره ی آلانتوئیک تخم مرغ جنین دار و محیط کشت سلولی RBK، استفاده شد. DNA ژنومی از هر دو نمونه ی مایع آلانتوئیک و مایع کشت سلولی استخراج و جهت ردیابی حضور EHV-1 به روش PCR، ارزیابی شد. نتایج نشانگر حضور DNA مربوط به EHV-1 در هر سه نمونه بود.

    کلیدواژگان: میلوانسفالوپاتی، هرپس ویروس تیپ 1 اسب، ایران
|
  • Pages 5-12
    The objective of this study was to show the effect of silymarin on peritoneal adhesions in dog. Ten adult male and female dogs were divided into two equal groups randomly: control and intraperitoneal silymarin. A 10-cm midline laparotomy incision was made in all dogs. After entrotomy، the abdominal wall incision was sutured. Re-laparotomy was performed on the 30th postoperative day and adhesion formation was macroscopically graded according to the Nair classification and Adachi classification. Serum malondialdehyde and total antioxidant activity were determined. Adhesion scores in silymarin group were significantly (p<0. 05) greater than control group. The adhesion formation in silymarin group was more extensive and denser than control group. Silymarin might not be absorbed from the peritoneal cavity and act as a foreign substance. The serum concentration of malondialdehyde and total antioxidant activity was not different between control and silymarin groups significantly. Thus، silymarin does not have any benefitial effect on peritoneal adhesions، in local administration.
    Keywords: Silymarin, Adhesion, Intraperitoneal injection, Dog
  • Habib Dastmalchi Saei, Somayyeh Hosseinzadeh Pages 13-20

    The virulence of Staphylococcus aureus is essentially determined by cell wall associated proteins and secreted toxins، whose expression is largely regulated by two-component regulatory systems (TCRSs) such as accessory gene regulator (agr) and RAP-TRAP systems. Four allelic variants of agr (agr I-IV) and trap (trap 1-4) so far have been identified. Some reports state that there are clinical trends according to each agr group، but there is a scarcity of information about trap types. So in this study، the polymorphism of the trap locus was analyzed by restriction endonuclease PCR in a population of 43 epidemiologically unrelated S. aureus isolated from bovine (n=21) and ovine (n=22) mastitis. The entire 504-bp open reading frame of the trap gene was amplified from all isolates by PCR. The PCR products were then digested with MseI، giving two different profiles corresponding to trap types 2 and 3. Isolates from cow were classified in trap types 2 (13; 61. 9%) and 3 (8; 38. 1%). The vast majority of isolates recovered from sheep belonged to trap type 2 (90. 9%) and type 3 contained only 9. 1% of the sheep isolates. In general، types 2 and 3 accounted for 76. 7% and 23. 3% of the analyzed isolates، respectively. It is worth noting that trap types 1 and 4 were not detected among the studied isolates. In conclusion some trap types were highly prevalent in mastitis cases probably because of possession of a genetic background which endows them with superior ability to infect the mammary gland.

    Keywords: Staphylococcus aureus, mastitis, trap types, Iran
  • Javad Daghigh Roohi, Behyar Jalali Jafari, Hasan Nezamabadi, Gholamreza Mehdizadeh Pages 21-28
    Gamasiab is the constant and most important river of Nahavand plain in Hamedan province and one of the longest rivers of Iran. In order to investigate the aquaculture potential of this region، a survey of natural fish parasites of this river were done by two seasonal sampling at summer and autumn in 2008. Totally 169 pieces of 7 Cyprinid species were investigated and 5 different species of monogenean parasites isolated from skin and gills of the fishes. Dactylogyrus lenkorani was isolated from branches of Capoeta damascina، Barbus lacerta، Capoeta aculeate and Capoeta trutta with infection percentage of 60%، 100%، 66. 6% and 50%، respectively. Dactylogyrus vistulae was isolated from branches and Gyrodactylus sp. from skin of Squalius cephalus with infection percentage of 40% and 7. 2%، respectively. Dactylogyrus holciki segregated of Alburnus mossulensis branches by about 5. 8% infection. Finally Paradiplozoon sp. was isolated from gills of Chondrostoma regium and Barbus lacerta with 9. 5% and 10% infection، respectively. This survey introduces a part of parasitic fauna of Gamasiab river in Hamedan province. Infection of Barbus lacerta with D. lenkorani was reported for the first time from Iran.
    Keywords: Parasite, Monogenean, Cyprinid fish, Gamasiab, Hamedan
  • Houman Rajabi Islami, Narges Arab Pages 29-42
    Ascorbic acid (AA) is known to perform numerous biochemical and physiological functions especially for teleost fish. A feeding trial with a total of six hundred Caspian brown trout fingerlings (9. 6±0. 6 g) was conducted to determine the effect of AA on bone collagen and body composition of the Caspian brown trout (Salmo trutta caspius) as a valuable native teleost species. Five different diets containing 0، 50، 100، 200 and 400 mg kg-1 L-Ascorbyl-2-Polyphosphate were prepared as experimental treatments. Feeding of the fish was done in triplicates for 9 weeks in each treatment، each containing 40 Caspian brown trout fingerlings. The results showed significant differences in final weight، bone collagen and body composition of Caspian brown Trout fingerlings at the end of the feeding trial (p<0. 05). Increase trends in AA amount of diets cause significant rise of weight (p<0. 05)، reaching to the final weight of 29. 74±3. 52 g at the 200 mg AA kg-1 treatment. Fish fed by 200 mg AA kg-1 diet had also the maximum amount of bone collagen; which had significant difference with control treatment (p<0. 05). Besides، the highest ash content and fat concentrations were found in 50 mg kg-1 AA. Based on the broken line model، the optimum bone collagen and protein amounts were obtained at 247. 54 and 250. 55 mg AA kg-1 diet، respectively.
    Keywords: Ascorbic Acid, Salmo trutta caspius, Growth, Bone Collagen, body composition
  • Pages 43-48
    This experiment was conducted to investigate the effects of citric acid and medicinal plants on growth performance، humeral immunity، serum proteins and intestinal microbial population in broilers. A total number of 225 Ross 308 (one-day old) broiler chickens were randomly divided into 4 treatments with 6 replicates of 3 chicks each. Treatments including: 1- basal diet (without any additives)، 2- basal diet + medicinal plants in equal mounts (0. 5%)، 3- basal diet +medicinal plants in equal mounts (0. 5%) + 0. 5% citric acid، 4- basal diet + 0. 5 % fenugreek + 0. 5 % citric acid، 5- basal diet + 0. 5% fennel + 0. 5% citric acid. Feed intake was significantly higher in treatment 5 compared to control and FCR was significantly higher in treatment 5 and 2 compared to treatment 3 and 4 (P< 0. 05). Total serum protein levels were higher in treatment 2 than in treatment 1 (P< 0. 05). Albumin / globulin ratio was significantly higher in treatment 3 and 4 compared to other treatments. The results indicated that the overall use of fennel and fenugreek plants and citric acid had satisfactory effects on growth and performance of broiler chickens.
    Keywords: Broiler, Medicinal Plant, Citric Acid, Performance, Microbial Population
  • Pages 49-54
    Malignant catarrhal fever (MCF) is one of the most important viral diseases of cattle and some other animal species. MCF in cattle is due to infection by two viruses: alcelaphineherpesvirus-1 (AlHV-1) and ovine herpesvirus-2 (OvHV-2). Epidemiologically، MCF in cattle is associated with wildebeests (natural host of AlHV-1) or sheep (natural host of OvHV-2). The aim of this study was to investigate the OvHV-2 infection in the sheep population of Ahvaz. Therefore، 100 whole blood samples were collected from sheep of the region and tested by PCR. Initially buffy coats were separated from the blood samples and subjected to DNA extraction. Thereafter، the presence of OvHV-2 DNA in the samples was assessed by a semi-nested PCR. The results indicated that 82% of the sampled sheep were carrier of OvHV-2 DNA. Infection rate observed in this study was lower than in some previous studies. This difference could be due to breed differences of sheep or genetic diversity of OvHV-2.
    Keywords: Malignant catarrh fever, OvHV, 2, Sheep, PCR, Ahvaz
  • Maryam Abdolahzadeh Dashty, Mahnaz Kesmati, Lotfolah Khaje Por, Hosein Najafzadeh Varzi Pages 55-64
    Consumption of opioid agonists such as morphine before and after training distruct the memory. It has been shown that some magnesium supplements improve various forms of memory but influx limitation of the ion via the blood brain barrier has limited its use. Mineral nano particles such as magnesium oxide nano particles (nano MgO) with unique physiochemical properties، can easily pass across biological barriers but their effects on memory and amnesia are not clear. In this study effect of magnesium oxide nanoparticles on morphine induced amnesia has was been investigated. In this study، the mice in the weight range 25to 30g were used in 12 groups consisted: control، receiving morphine (5 and 10 mg/kg)، receiving nano MgO (1، 2. 5، 5، 10 mg/kg، IP) and interaction groups of morphine and nano MgO. The Step-down apparatus was used for evaluating the passive avoidance memory. The results showed that morphine administration after training in dose of 5 mg/kg made significant amnesia. MgO nanoparticles in doses of 2. 5، 5، 10mg/kg after training improved passive avoidance memory but had no effect on locomotor activity. However، mgo in these doses inhibited morphine induced amnesia. It seems that MgO nanoparticles prevent the mechanisms of morphine induced amnesia by passing through blood brain barrier and involving in memory pathways.
    Keywords: Magnesium oxide nanoparticle, Morphine, Memory, Mouse
  • Pages 65-74
    Fish epidermis contains goblet mucous cells which their primary function is to secrete mucous to skin. For histometrical and histochemical studies of these cells، at least 10 mature male and female silver carp fish were selected and 5 mm thickness samples were taken from different parts of skin including head، dorsum، region، venter region and tail. 5-6µ sections were made using paraffin embedding methods، and stained by H&E، PAS، AB (pH=2. 5)، AB (pH=1) and AB (pH=2. 5) PAS. Number of goblet cells were counted in 100 µm length of epidermis in each regions. The results showed that there are small and ellipsoid to polyhedral cells called goblet cells in different regions of silver carp epidermis. These cells have positive reaction to PAS staining which it showing the neutral property of mucous secretion of these cells. The skin of silver carp fish can be divided on the basis of goblet cells distribution in different parts of epidermis (head، dorsal regions، ventral regions and tail). The results revealed that male silver carp fish has maximum goblet cells in head skin but the female has maximum in dorsal skin. The number of these cells in tail part of male and female are relatively same.
    Keywords: Histometry, Histochemistry, Goblet cells, Epidermis, Silver carp
  • Seyed Mohammad Javad Alavi Pages 75-82
    This study was designed to investigate the effects of different concentrations of ascorbic acid (0، 2. 5، 4. 5، 6. 5 and 8. 5 mg/ml) on freezing of the Kordi goat spermatozoa. Semen samples were collected by an artificial vagina، twice a week from four pubertal goat. The extender containing semen was frozen in liquid nitrogen and then was stored until using for assessment. Semen was thawed at 37◦C and then motility and progressive motility were assessed by CASA. membrane integrity، viability and morphology of sperms were assessed and malondialdehiyde (MDA) concentration was measured. The results of this experiment showed that extender containing 4. 5 and 6. 5 mg ascorbic acid significantly improved motility (P<0. 01)، progressive motility (P<0. 05) and viability compare to control treatment (P<0. 01). Membrane integrity، morphology and malondialdehiyde were not affected significantly by the different level of ascorbic acid (P>0. 05). It can be concluded that adding 4. 5 mg/ml ascorbic acid in to goat extender is suitable for preservation of sperm and its fertility.
    Keywords: Acid ascorbic, extender, Frozen sperm, Kordi goat
  • Pages 83-93
    The sublethal effects of water - born cadmium (Cd) on carcass quality (moisture، protein، fat and ash contents) and its accumulation in different tissues including gill، kidney، liver and muscle were analyzed. For this purpose، 60 juvenile Sterlet، Acipenser ruthenus، (39. 98 ± 0. 45 g weight and 22. 45 ± 0. 65 cm length) were randomly distributed in 4 experimental groups، each containing 3 replicates، with five fish per replicate. The fish were exposed to different concentrations of Cd for 21 days under semi-static experimental condition as follows: 0، 16، 32 and 64 µg/L Cd. At the end of the experiment، the carcass quality (without head and inside body cavity) and Cd accumulation using wet method were determined in different tissues including gills، liver، muscle and kidney in 3 fish from each replicate. The results showed that moisture، protein، fat and ash contents were in the range of 78-81، 12. 6-14، 3. 5-4. 5 and 12. 6-14% respectively without any significant differences among groups (P>0. 05). By increasing in Cd concentration of the water، the accumulation in all tested tissues (muscle as an exception) was elevated significantly (P<0. 05). In all treated groups، the highest accumulation was measured in the kidney، followed by the gills. However، there were no significant differences in Cd accumulation in gills، kidney and liver in any treated group (P>0. 05). The only elevation was observed in Cd accumulation in the gill in comparison between the control and fish exposed to 16 µg/l Cd (P<0. 05). Based on the results، it could be concluded that although sublethal Cd exposure for 21 day did not affect the carcass quality in juvenile Sterlet، it couldbe accumulated in different tissues (muscle as an exception) in a dose response manner.
    Keywords: Cadmium, accumulation, carcass quality, Sterlet, Acipenser ruthenus
  • Mojtaba Bonyadian, Hasan Fardizad, Ava Akbarian, Efat Karimi Ghahfarokh Pages 94-99
    This study was to determine the rate of contamination of water and cold water fish to some enteric bacteria in Chaharmahal va Bakhtiari province. One hundred and eight of fish samples were randomly gathered from fish farms، also 24 water samples obtained from pools separately in twophases. All samples in order to in order to isolate bacteria including salmonellae، Escherichia coli and citrobacter freundii were examined by selective and purified culture media. Results of this study showed that neither of fish nor water samples was contaminated to salmonella، but contamination of fishes to Escherichia coli and citrobacter were 20. 3 and 7. 4 percent، respectively. Water contamination to Escherichia coli was 66. 7 % but there were not any contamination to citrobacter and salmonellae in water samples. As the result of this study showed، Rainbow trout fishes in this area are not considered such as a source for human salmonellosis; however there are some risks that other enteric bacteria such as Escherichia coli may involve people by this food stuff.
    Keywords: Rainbow trout, Enteric bacteria, Slamonellae, E. coli, Citrobacter freundii
  • Hassan Momtaz Pages 100-103

    The prevalence rate and etiology of EHV-1 and EHV-4 are essentially unknown in Iran. Also، according to the incredible distribution of horse supplies and breeding in recent years in the country and presence of several outbreaks of clinical nervous infections in horses of some areas of Iran، this study for the first time in Iran was carried out in order to isolate of EHV-1 from susceptible cases of myeloencephalopathy in horse clubs of Golpayegan city. In this study the blood samples were collected from three horses of Golpayegan’s horse clubs which had anorexia، depression، ataxia، and recumbence and were suspicious to herpes viral encephalitis. Samples extracted bufly-coat were used for inoculation in allantoic cavity of embryonated eggs and RBK cell culture. Genomic DNA was extracted from both allantoic and cell culture fluids and was evaluated for detection of EHV-1 using PCR method. Results showed the presence of EHV-1 in all three samples.

    Keywords: Myeloencephalopathy, Equine Herpes Virus type 1, Iran