فهرست مطالب

برنامه ریزی و بودجه - پیاپی 122 (پاییز 1392)
  • پیاپی 122 (پاییز 1392)
  • 204 صفحه، بهای روی جلد: 30,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1392/08/20
  • تعداد عناوین: 8
|
  • صابر زمانی شبخانه، نادر مهرگان صفحه 3
    بر اساس مبانی نظری موجود و مطالعات انجام شده، عوامل بسیاری از جمله نرخ تورم، درآمد مالیاتی دولت، رشد شهرنشینی، رشد اقتصادی و سایر متغیرها بر توزیع درآمد اثر دارند. به دلیل افزایش نرخ شهرنشینی در دهه های اخیر و همچنین به لحاظ اهمیت اجتماعی و اقتصادی مسئله توزیع درآمد، بررسی اثر رشد شهر نشینی بر توزیع درآمد در کشور از اهمیت بالایی برخوردار است. از این رو هدف از انجام این مطالعه، بررسی اثر شهرنشینی بر توزیع درآمد است. برای این منظور با استفاده از داده های مربوط به سال های 1351 الی 1389 و به کارگیری روش اقتصاد سنجی علاوه بر مورد آزمون قرار دادن نظریه u وارونه کوزنتس در ارتباط با توزیع درآمد، به بررسی اثر شهر نشینی بر توزیع درآمد در کشور پرداخته شد. نتایج نشان داد که اثر رشد شهرنشینی بر توزیع درآمد به شکل یک رابطه غیر خطی بوده و به روند صنعتی شدن جامعه و تبعات ناشی از رشد شهر نشینی بستگی دارد. این مطالعه نشان داد رشد شهر نشینی ابتدا باعث کاهش نابرابری اقتصادی می شود و پس از یک حد معین، نابرابری اقتصادی را افزیش می دهد. همچنین مطالعه حاضر نظریه کوزنتس مبنی بر شکل u وارونه ارتباط بین رشد اقتصادی و توزیع درآمد را مورد تایید قرار می دهد.
    کلیدواژگان: توزیع درآمد، رشد اقتصادی، شهرنشینی، عدالت اقتصادی، نظریه کوزنتس
  • اسماعیل نادری، نادیا گندلی علیخانی، حسین عباسی نژاد صفحه 21
    این پژوهش تلاشی در جهت معرفی یک الگوی مطلوب جهت مدل سازی و پیش بینی نوسانات قیمت نفت خام ایران می باشد. لذا، سعی شده است تا تحلیل جامعی از پیش بینی قیمت این نهاده ارایه گردد، به همین منظور، ضمن بررسی ماهیت مقوله پیش-بینی پذیری به کمک آزمون های نسبت واریانس، BDS و نیز آزمون آشوب گونه بودن این سری، به تحلیل ساختار خطی و یا غیرخطی بودن آن پرداخته شده و پس از تایید آشوب گونه بودن سری بازدهی قیمت نفت بر اساس آزمون توان لیاپانوف و نیز وجود ویژگی حافظه بلندمدت، مهر تاییدی بر رد فرضیه بازارهای کارا و قبول فرضیه بازارهای فرکتال بوده است. سپس با علم به ویژگی-های ذاتی سری بازدهی قیمت نفت، به کمک ترکیب مدل های مبتنی بر حافظه بلندمدت و تجزیه موجک، به انتخاب بهترین مدل ممکن پرداخته شد. نتایج این مطالعه بر مبنای آزمون GPH، مبین وجود ویژگی حافظه بلندمدت در سری بازدهی و نوسانات قیمت نفت بوده و همچنین به کارگیری تکنیک تجزیه موجک را برای داده های پر تلاطم، مو ثر دانسته است، چرا که بر اساس معیارهای سنجش خطای پیش بینی MSE و RMSE مدل ترکیبی مبتنی بر حافظه بلندمدت و تجزیه موجک در مقایسه با مدل حافظه بلندمدت با داده های تجزیه نشده، از عملکرد دقیق تری برخوردار بوده است.
    کلیدواژگان: قیمت نفت خام، تئوری آشوب، حافظه بلندمدت، تجزیه موجک، پیش بینی
  • حمید بلالی، امید زمانی، علی یوسفی صفحه 49
    بخش بزرگی از تقاضا برای سوختهای فسیلی در دنیا مربوط به نفت خام میباشد. در دهه های اخیر افزایش مصرف نفت در بخش های مختلف اقتصادی موجب انتشار وسیع مواد آلاینده سمی و گازهای گلخانه ای به ویژه دی اکسیدکربن و نیز بروز آسیب های جهانی همچون گرم شدن کره زمین و تغییرات آب و هوایی شده است. در این ارتباط بررسی رابطه بین متغیرهای اقتصادی و آلودگی های زیست محیطی ناشی از این منابع در بخش نفت حایز اهمیت است. هدف اصلی این مطالعه بررسی ارتباط مذکور در قالب منحنی زیست محیطی کوزنتس است. بدین منظور از متغیرهای اقتصادی ارزش افزوده بخش نفت، دی اکسید کربن منتشر شده ناشی از مصرف انرژی و متغیر نوسانات قیمت نفت طی سال های 1339 تا 1388 ایران استفاده گردید. مدل سازی نوسانات قیمت نفت با بهره گیری از روش واریانس ناهمسان شرطی خودرگرسیو (ARCH) و مدل سازی رابطه کوزنتس از طریق مدل خود توضیح با وقفه های گسترده (ARDL) صورت گرفت. نتایج تحقیق نشاندهنده وجود رابطه زنگوله ای شکل بین ارزش افزوده بخش نفت و دی اکسید کربن تولید شده ناشی از مصرف آن است که بر همین اساس فرضیه کوزنتس در بخش انرژی را مورد تایید قرار داد. همچنین، نتایج حاصل از مدل نشان داد که نوسانات قیمت نفت تاثیر معنیدار و معکوسی بر انتشار دی اکسید کربن دارد.
    کلیدواژگان: رشد اقتصادی، منحنی کوزنتس، مدل خود توضیح، واریانس ناهمسان شرطی خودرگرسیو، نوسانات قیمت
  • محمدنبی شهیکی تاش، اسمعیل قلی پور صفحه 67
    با توجه به اهمیت بازار کار در اقتصاد ایران و حاکم بودن عدم تعادل در این بازار، در این مقاله میزان انعطاف ناپذیری نیروی کار در بازار کار با توجه به ویژگی های این بازار و ساختار بازار محصول بررسی شده است. مبنای نظری این مقاله مبتنی بر رویکرد (2008) Aghion et al. و (2000) Fedderke et al. بوده و حوزه مطالعاتی این تحقیق صنایع کد دو رقمی ISIC در طی سال های 1374 تا 1387 می باشد. یافته های تحقیق، موید ساختار رقابت ناقص در بازار محصولات کارخانه ای ایران است، به گونه ای که در بیش از 50 درصد صنایع، قدرت انحصاری حاکم بوده و شکاف معنی دار بین قیمت و هزینه نهایی وجود دارد. همچنین یافته های تحقیق جاری بیانگر آن است که در صنایع «بازیافت»، «تولید کک و فرآورده های حاصل از نفت و سوخت هسته ای»، «ماشین آلات اداری و حسابداری»، «تولید چوب و محصولات چوبی»، «ساخت کالا از نی و مواد حصیری»، «ساخت فلزات اساسی» و «انتشار، چاپ و تکثیر رسانه های ضبط شده»، بیشترین انعطاف ناپذیری در بازار نیروی کار وجود دارد.
    کلیدواژگان: انعطاف ناپذیری بازار کار، مارک پ، صنایع، بازار محصول، رقابت ناقص
  • حسن همتی، محمد نیکونسبتی، داود خان حسینی صفحه 87
    در دنیای دانش محور کنونی، دارایی های دانشی و سرمایه فکری عامل اصلی سودآوری و حفظ مزیت رقابتی شرکت ها می باشد. واقعیت، گویای اهمیت سرمایه فکری، شکاف بین ارزش دفتری و ارزش بازار شرکت ها به ویژه از دهه هشتاد میلادی به بعد می باشد که به عقیده اکثر تحلیل گران مالی به افزایش سرمایه گذاری شرکت ها در سرمایه فکری مربوط می شود. از این رو، هدف اصلی این مقاله بررسی تاثیر سرمایه فکری بر ارزش بازار شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. در این مقاله برای سنجش سرمایه فکری از مدل پالیک و مدل تعدیل شده پالیک استفاده شده است. دوره زمانی مورد مطالعه سال های 1384 تا 1388 و نمونه انتخابی شامل 130 شرکت می باشد. نتایج حاصل از آزمون این پژوهش با استفاده از روش رگرسیون پانل دیتا (روش حداقل مربعات)، حاکی از این است که بین سرمایه فکری و ارزش بازار شرکت ارتباط معنی داری وجود دارد. نتایج تحقیق نشان دادند که مدل تعدیل شده نسبت به مدل اولیه پالیک از قدرت تبیین بالاتری برخوردار است. همچنین نتایج تحقیق نشان دادند که در میان عناصر تشکیل دهنده سرمایه فکری، کارآیی سرمایه انسانی دارای بیشترین تاثیر بر ارزش بازار شرکت می باشد.
    کلیدواژگان: ارزش بازار، بورس اوراق بهادار تهران، سرمایه فکری، مدل پالیک، مدل تعدیل شده پالیک
  • منصور خلیلی عراقی، مجید میرزایی قزاانی صفحه 109
    با نگاه به سیر تاریخی مطالعات صورت گرفته در چارچوب اقتصاد تطوری می توان به سبقه طولانی این رویکرد اشاره نمود. به طوری که طیف مطالعات صورت پذیرفته در این حوزه، دیدگاه های مارکسیست های اولیه تا نئولیبرالیست های اتریشی را در برمیگیرد، اما نقطه عطف این مطالعات که زمینه را برای گسترش این رویکرد بیش از گذشته فراهم نمود، انتشار کتاب «یک نظریه تطوری از تغییر اقتصادی» توسط نلسون و وینتر بوده است. در این مقاله، تلاش گردیده تا به اقتصاد تطوری به عنوان یکی از رویکردهای رقیب در مقابل رویکرد متعارف، پرداخته شود. در ارتباط با جایگاه رویکرد تطوری در جریان های فکری متعارف باید عنوان نمود که تمرکز دیدگاه های متعارف در تحلیل مسایل عمدتا بر روی مدل های ایستا و بحث های تسویه بازار و تخصیص بهینه بوده و این تمرکز کماکان نیز برقرار است، اما در نیمه اول قرن بیستم و با اهمیت یافتن مساله رشد اقتصادی، ارایه دیدگاه های بدیل در این حوزه با تحولات قابل ملاحظه ای روبه رو گشت که از جمله آنها می توان به مطرح شدن نقش نوآوری در این نظریه ها اشاره نمود که در نهایت خود را در قالب مدل های رشد تطوری مطرح نموده اند. در مورد جریان های فکری رقیب جریان متعارف نیز باید اشاره نمود که تاثیر رویکرد تطوری بر جریان های فکری مختلف قابل پیگیری و بررسی است که در این مقاله تلاش گردیده تا به برخی از آنها، همچون مکتب تاریخی آلمان، شومپیترین ها اشاره نماید. در بخش دیگر این مطالعه، به وجوه مشترک مفهومی در دیدگاه های مطرح در رویکرد تطوری به اقتصاد، همچون تغییر و تحول، تدریج گرایی، تنوع، و عقلانیت محدود پرداخته شده و سپس برخی وجوه تمایز همچون بهینه بودن تطور و به کارگیری مفاهیم زیستی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. همچنین در نهایت به سه جریان فکری اقتصادی (شامل اتریشی ها، نئوشومپیترین ها و نهادگرایان شناختی جدید) اشاره گشته و تلاش گردیده تا به رویکرد فکری آنها در ارتباط با اصول تطوری پرداخته شود.
    کلیدواژگان: اقتصاد تطوری، عقلانیت محدود، تنوع، تدریج گرایی، نئوشومپیترین ها، نهادگرایان شناختی جدید
  • محمود متوسلی، الله مراد سیف، میرسید مهاجرانی صفحه 133
    رویکردهای گوناگونی برای نیل به توسعه وجود دارد و این تنوع رویکرد، بستگی به مبانی فکری و فلسفی هر یک از مکاتب اقتصادی در زمینه تعیین و تعریف مفاهیم، اهداف و شاخص های خاص توسعه دارد. این مقاله درصدد بیان مفهوم توسعه اقتصادی و توسعه بومی، به مثابه یک تغییر بنیادین ضرورت تحقق توسعه بومی، نقش و اهمیت نهادها در فرآیند تغییر، بنیان های اصلی فرآیند تغییر و همچنین الزامات نهادی توسعه بومی با استفاده از روش تحلیل محتوی را نیز بیان می دارد. در این راستا، فرآیند تغییر در قالب یک مدل مفهومی برگرفته از نظرات داگلاس نورث ارایه می گردد و با توجه به شرایط و مقتضیات بومی، کلیاتی از الزامات نهادی توسعه بومی ایران ذکر می شود.
    کلیدواژگان: توسعه، توسعه اقتصادی، توسعه بومی، تغییر اقتصادی، نهادها، الزامات نهادی
  • سید محمدباقر نجفی، فرشاد مومنی، جمال فتح اللهی، مهدیه سادات موسوی صفحه 161
    در اقتصاد دانش محور، تولید، توزیع و کاربرد دانش، عامل محرکه اصلی رشد اقتصادی، تولید ثروت و اشتغال در همه فعالیت های اقتصادی است. سرمایه اجتماعی با نقشی که در تسهیل همکاری داشته، سهم قابل توجهی در تولید علم دارد؛ زیرا در عصر حاضر، علم و فناوری بیش از هر دوره دیگری از خصلت های تاریخی خود یعنی تصادفی بودن و انفرادی بودن فاصله گرفته و به پدیده هایی جمعی تبدیل شده اند - به گونه ای که هنجارها، اعتماد و شبکه که از ارکان سرمایه اجتماعی می باشند - در پیشرفت های علمی و فنی نقش مهمی ایفا م یکنند. از دیگر مشخصه های اقتصاد دانش محور، غیرشخصی شدن مبادلات است. عوارض ناشی از کمبود سرمایه اجتماعی در اقتصاد به صورت کمبود اعتماد، رکود تجارت، عدم تقسیم کار و تخصص، عدم پایبندی به قراردادها و عدم تضمین حقوق مالکیت به هنگام مبادله قابل مشاهده است. سرمایه اجتماعی به عنوان مجموعه هنجارهای اجتماعی که اعتماد و پایبندی به تعهدات را به بار می آورد و موجب تسهیل روابط به طور عام و مبادلات اقتصادی به طور خاص می شود، می تواند نقش مهمی در شکل گیری مبادلات در این عصر داشته باشد. این پژوهش با روش توصیفی، تحلیلی به مطالعه چالش های موجود در اقتصاد ایران برای تحقق اقتصاد دانش محور و چگونگی نقش آفرینی سرمایه اجتماعی در راستای مهیا کردن شرایط لازم برای وقوع اقتصاد دانش محور می پردازد. یافته های اصلی عبارتند از: یکی از پیش نیازهای تحقق اقتصاد دانش محور، وجود سطح کافی و اثربخش از سرمایه اجتماعی است؛ سرمایه اجتماعی از مجراهای کاهش هزینه مبادله، تضمین حقوق مالکیت (فکری)، فراهم کردن زمینه های ایجاد سرمایه انسانی و ترغیب افراد به انتقال ایده ها، موجب تحقق اقتصاد دانش محور می گردد.
    کلیدواژگان: دانش، اقتصاد دانش محور، هزینه مبادله، سرمایه اجتماعی، اعتماد
|
  • Saber Zamani-Shabkhaneh, Nader Mehregan Page 3
    Theoretical bases and previous studies hold that lots of factors including inflation rate، tax revenue، urbanization growth، economic growth and other variables influence on income distribution. Increasing rate of urbanization in recent decades and the importance attached to the socioeconomic aspects of income distribution make it imperative to survey the effects of urbanization on income distribution in the country. This article mainly tries to evaluate the impact of urbanization on income distribution in Iran through using econometric method and testing Kuznet''s inverted U theory during the period 1972-2010. This study showed that the effect of urbanization on income distribution is in the form of a nonlinear relationship، depending on industrialization process and consequences of urbanization. The findings indicated that urbanization firstly reduces the economic inequality; yet، after a certain while، it increases the economic inequality. Moreover، this study confirms Kuznets'' inverted U theory regarding the relationship between economic growth and income distribution.
    Keywords: Income Distribution, Economic Growth, Urbanization, Economic Justice, Kuznets\ Theory
  • Esmaeil Naderi, Nadiya Gandali, Alikhani, Hossein Abbasinejad Page 21
    This research aims to introduce an ideal model for forecasting Iranian crude oil price movements. It tries to make an all-out analysis of this energy product. Therefore, we tested the ‘predictability’ hypothesis by using the variance ratio test, BDS test and the chaos series test. Later, a structural analysis is a carried out to investigate possible nonlinear patterns in the series. Lyapunov exponents confirmed that the return series of crude oil prices were chaotic. Moreover, According to our findings, the return series has the long memory property which, rejecting efficient markets hypothesis, affirms the fractal market hypothesis. The GPH test verifies that both return and volatility series of crude oil price have the long-memory property. Besides, according to both MSE and RMSE criteria, wavelet-decomposed data significantly improves the performance of model. As a result, we introduce a hybrid model based on the long-memory property which uses wavelet decomposed data as the most accurate model.
    Keywords: Oil Prices Volatility, Chaos Theory, Long Memory, Wavelet Decomposition
  • Hamid Balali, Omid Zamani, Dadandeh, Ali Yousofi Page 49
    Crude oil accounts for the lion’s share of the demand for fossil fuels. Within the past few decades, increased oil consumption in a variety of economic sectors has lead to massive release of toxic pollutants and greenhouse gases, most specially Carbon Dioxide, as well as inflicting damages to the Earth like global warming and climate change. Accordingly, it is imperative to explore the relationship between the economic variables and the pollution caused and perpetuated owing to crude oil. This article tries to such a relationship through employing Environmental Kuznets Curves (EKC). Therefore, certain economic variables, namely, the value added in oil sector, Carbon Dioxide (Co2) emitted by energy consumption and oil prices volatility variable during 1960-2007 were adopted for the purpose. The researchers decided to embark on oil prices volatility modeling using Auto-Regressive Conditional Heteroskedactisity while they conducted Environmental Kuznets Curve (EKC) modeling by means of Autoregressive Distributed Lag Model (ARDL). The study resulted in a bell-shaped curve between the value added in the oil sector and Carbon Dioxide emitted because of oil consumption; hence, this confirms the Kuznets hypothesis in the energy sector. Moreover, the results of the modeling indicated that oil prices volatility has a negative and significant relationship with CO2 emission.
    Keywords: Economic Growth, Environmental Kuznets Curve (EKC), Autoregressive Integrated Moving Average, Price Volatility
  • Mohammad, Nabi Sheyhaki, Tash, Esmaeil Gholipour Page 67
    Given the importance of labor market in Iranian economy and considering this market is suffering from disequilibrium circumstances, this paper attempts to examine the level of labor rigidity according to the labor market characteristics and product market structure. The theoretical literature of our study is based on the approaches of Aghion et al. (2008) and Fedderke et al. (2000), applied to the 2-digit level ISIC code industries within 1995-2008. The findings imply the dominance of imperfect competition structure in the product market, in a way that induces a significant gap between the price and the final costs in over 50 percent of industries. Moreover, the findings indicate that the highest inflexibility are observed in the labor market industries in the following areas: recycling; products of coke, refined petroleum and nuclear fuel, business office and accounting machines, wood products; products made from straws and canes; publishing, printing and duplication of recorded media.
    Keywords: Labor Market Inflexibility, Mark, up, Industries, Product Market
  • Hassan Hemmati *, Mohammad Nikoonesbati, Davoud Khanhossini Page 87
    Knowledge assets and intellectual capital are the major leverages for profitability and maintaining competitive advantages of corporations in today’s knowledge-based world. The difference between book value and market value of corporations, specifically since 1980’s onwards, which is analytically attributed to increased corporate investments in intellectual capital, indicates the importance of intellectual capital by itself. The purpose of this research is to investigate the association between the intellectual capital and the market value of corporations listed in Tehran Stock Exchange. The researchers used both “pulic’s model” and “modified pulic’s model” to measure intellectual capital. The population data sample was restricted to 130 corporations during 2005-2009. According to the results of testing the hypotheses through panel data least squares regression method, the intellectual capital has significantly positive correlation with the corporation’s market value. Moreover, the findings verified that “modified pulic’s model” presented more authoritative explanation than that of the preliminary “pulic’s model”. In the end, the research demonstrated that from among the various elements composing the intellectual capital, it was “human capital efficiency” that had the most significantly positive correlation with the corporation’s market value.
    Keywords: Market Value, Tehran Stock Exchange, Intellectual Capital, Pulic's Model, Modified Pulic's Model
  • Page 109
    Casting a chronological glance at the trend of studies in the evolutionary economics area suffices to come to the point that the approach enjoys a long historical background. It is to say that the studies conducted in this area consist of miscellaneous thoughts ranging from insight of early Marxists to Austrian neo-liberalists. Nevertheless, a landmark study that paved the way for the development of the approach was Nelson & Winter’s 1982 book "An Evolutionary Theory of Economic Change". This article tries to study the Evolutionary Economics as a rival approach vis-à-vis the mainstream one. As for the mainstream approach, it is to be noted that the analysis of issues is basically focus on static models, continuous market clearing and optimum allocation. Yet, in the first half of the twentieth century and amid growing importance of economic growth-related topics, alternative perspectives were considerably developed. Accordingly, the introduction of innovation concept in the growth theories played a great role in the formation of evolutionary growth model. As for the intellectual thoughts rival mainstream approach, it should be claimed that the influence of evolutionary approach on diverse schools of economic thought are detectable. This article tries to go over some of them including German Historic School and Schumpeterian. Moreover, the researchers, in another part, discussed the concepts such as gradualism, diversity and bounded rationality as the common conceptual aspects observable among ideas of prominent thinkers of evolutionary approach along with some distinguishing concepts such as optimality and biological concepts. Eventually, the intellectual approach of three streams of economic thought, namely, Austrian, Neo Schumpeterian and Cognitive New Institutionalism were discussed as far as the evolutionary principles is concerned.
    Keywords: Evolutionary Economics, Bounded Rationality, Diversity, Gradualism, Neo Schumpeterian
  • Page 133
    Assorted ways and means may lead to development, depending on the various intellectual and philosophical principles of the concerned economic schools regarding definition of development concepts, goals and criteria. This article tries to express the meaning of economic development and endogenous development. In the mean time, it explains the essential and fundamental role of endogenous development and institutions in the change process. Accordingly, the main bases of change process as well as the institutional requirements of endogenous development are expounded through the use of Content Analysis method. In line with such a goal, change process is formulated in the framework of a content model adopted from Douglas North’s ideas, taking Iranian endogenous context into consideration. Hence, it will cover a bunch of generalities about the institutional requirements to materialize endogenous development in Iran.
    Keywords: Economic Development, Endogenous Development, Economic Change, Institutions
  • Page 161
    In knowledge-based economy, the production, distribution and application of knowledge are the main factors stimulating economic growth, wealth creation and employment in all economic activities. Social capital, with its pivotal role in facilitating cooperation, significantly contributes to production of knowledge because in the present era, science and technology, have kept distant from randomness and isolated individuality more than any other period in the history, and they have turned into collective phenomena. Nowadays, networks norms and trust, as the pillars of social capital, play an important role in scientific and technological developments. Impersonal transaction is another feature of the knowledge-based economy. Deficiency of social capital in the economy is noticeable in these forms: lack of confidence, trade recession, absence of job specialization and division of labor, lack of adherence to contracts, and non-guaranteed property rights. Social capital, as a set of social norms that lead to trust and commitment to obligations and facilitate the relations, in general, and economic relations, in particular, would be highly effectual in forming the transactions in this era. This descriptive–analytical research studies the challenges for Iranian economy to meet the goal of knowledge-based economy. Moreover, it analyses the role of social capital to set the stage for the realization of the knowledge-based economy. The results are: 1- an adequate and effective level of social capital is one of the prerequisites to achieve knowledge-based economy. 2- Social capital is conducive to the realization of the knowledge-based economy through reducing transaction costs, securing intellectual property rights, paving the way for human capital development and encouraging people to share their ideas.
    Keywords: Knowledge, Knowledge, based Economy, Social Capital, Trust, Transaction Cost