فهرست مطالب

Modern Rehabilitation - Volume:8 Issue: 4, 2014
  • Volume:8 Issue: 4, 2014
  • تاریخ انتشار: 1393/08/06
  • تعداد عناوین: 10
|
  • محبوبه رکابی زاده، اصغر رضا سلطانی*، نیوشا نام آوریان صفحات 1-10
    مقدمه و هدف
    طول فاسیکل های عضله و زاویه pennation را می توان بصورت غیر تهاجمی با استفاده از روش هایی مثل اولتراسونوگرافی مطالعه نمود. هدف از این مطالعه معرفی طول فاسیکل و زاویه pennation به منظور تخمین قدرت عضلات اسکلتی با استفاده از اولتراسونوگرافی می باشد.
    متدولوژی: اطلاعات این مطالعه با مراجعه به Pubmed و رفرانس های معتبر از طریق اینترنت و نیز Full Text های موجود در کتابخانه بر روی 15 مقاله و 30 چکیده در دسترس جمع آوری شده اند. در جستجو کلمات کلیدی مانند: عضله، Fascicle (فاسیکل)، Pennation angle (زاویه Pennation)، نیرو و اولتراسونوگرافی استفاده شد.
    یافته ها
    اطلاعات دقیق در رابطه با زاویه pennation به منظور پیش بینی نیروی عضله دارای اهمیت است. یافته ها چنین پیشنهاد می کنند که تغییرات در زاویه pennation فیبرهای عضله رابطه مثبتی با طول فاسیکل های عضله حین انقباض دارد، در حالیکه ضخامت عضله (فاصله ی بین آپونوروزها) ممکن است ثابت بماند.
    نتیجه گیری
    اولتراسونوگرافی Real-time (همزمان) یک روش غیر تهاجمی است که تغییرات معماری عضله را هم در حالت استراحت و هم در حین انقباض استاتیک و دینامیک بررسی می کند. این روش یک وسیله اندازه گیری معتبر به منظور تخمین نیروی عضله از طریق اندازه گیری پارامترهای معماری عضله مثل زاویه pennation و طول فاسیکل می باشد.
    کلیدواژگان: عضله، Fascicle، Pennation angle، نیرو، اولتراسونوگرافی
  • سمیه احمد آبادی، حمید رجبی، رضا قراخانلو، سعید طالبیان صفحات 11-20
    زمینه و هدف
    هدف مطالعه حاضر، تعیین اثر خستگی حاصل از یک جلسه تمرین پلایومتریک بر توانایی پرش عمودی و الگوی فعالیت عضله راست رانی پای برتر در مراحل پرش عمقی دختران فعال بود.
    روش بررسی
    17دانشجوی دختر با میانگین سنی 0/76 ± 21/5 سال به طور تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل 10 و 7 نفره تقسیم شدند. گروه تجربی یک جلسه تمرین پلایومتریک را اجرا نمود و گروه کنترل هیچ فعالیتی انجام نداد. قبل و پس از انجام تمرین، آزمون پرش عمودی با استفاده از ارگوجامپ و فعالیت الکتریکی عضله راست رانی پای برتر با استفاده از الکترومیوگرافی آزمون شد. نتایج آزمون پرش عمودی، کاهش عملکرد (4/5 = F؛ 0/04= P) و خستگی را تایید کرد. سیگنال خام الکترومیوگرافی بر اساس مراحل پرش عمقی، به 3 مرحله تقسیم و فقط 2 مرحله اول تحلیل شد. در هر مرحله، ماکزیمم دامنه فعالیت و زمان کل بدست آمد. برای مقایسه پس آزمون دو گروه از تحلیل واریانس چند متغیره (2×2) استفاده شد.
    یافته ها
    پس از یک جلسه تمرین، ماکزیمم فعالیت عضله راست رانی در مرحله 1و2 در گروه تجربی کاهش معناداری را نشان داد.
    نتیجه گیری
    تحقیق حاضر نشان داد که خستگی عصبی حاصل از تمرین پلایومتریک در برنامه حرکتی(در مرحله پیش فعالیت) نیز اتفاق می افتد.
    کلیدواژگان: پرش عمقی، تمرین پلایومتریک، پرش عمودی، الکترومیوگرافی، عضله راست رانی
  • مهدی راستی، فرانک علی آبادی*، نرگس شفارودی، فروغ رفیعی، مجید کلانی صفحات 21-29
    زمینه و هدف
    تولد یک نوزاد نارس بحران روحی شدیدی را برای والدین ایجاد و آنها را با نیازهای متعددی مواجه میکند. هدف این مطالعه تبیین نیازهای آموزشی والدین نوزادان بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بود.
    روش بررسی
    مطالعه با رویکرد تحقیق کیفی انجام گرفت. مشارکت کنندگان 12 نفر شامل 9 والد در بخش مراقبت ویژه نوزادان،2 پرستار و یک متخصص کودکان و نوزادان بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند در بیمارستان های اکبرآبادی، علی اصغر، فیروزگر تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران بوده و تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش تحلیل محتوا صورت گرفت.
    یافته ها
    تجزیه و تحلیل در نهایت منجر به پیدایش دو درون مایه انتزاعی شده که بیان کننده نیازهای آموزشی والدین نوزادان بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بود. این درون مایه ها به عنوان: نیاز به آگاهی و اطلاعات در مورد نوزاد نارس، و نیاز به کسب مهارت در مراقبت و نگهداری از نوزاد نارس معرفی شدند.
    نتیجه گیری
    بیشتر والدین آگاهی و اطلاعات کافی در مورد نوزاد نداشتند و برطرف سازی این نیازها می تواند به آنها کمک کند حس کنترل بهتری بر شرایط داشته باشند. فهم این نیازها همچنین به تیم مراقبت و درمان نوزاد کمک میکند خدمات بهتری به والدین و نوزاد ارائه بدهند.
    کلیدواژگان: نیازهای آموزشی، والدین، نوزادان نارس، مطالعه کیفی
  • فرزاد قهرمانی، مهدی دادگو*، شهره نوری زاده دهکردی، مهردخت مزده، محمدرضا پوراحمدی صفحات 30-36
    زمینه وهدف
    شانه دردناک اختلالی شایع پس از سکته مغزی است که شیوع آن در مطالعات گوناگون از 48% تا 84% می باشد. این اختلال توانایی بیمار را برای دستیابی به عملکرد مناسب محدود می سازد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط شانه دردناک با اختلالات عصبی عضلانی اسکلتی شانه در مبتلایان به سکته مغزی می باشد.
    روش بررسی
    این پژوهش به روش مشاهده ای – تحلیلی بر روی 50 بیمار سکته مغزی صورت گرفت. زمان سپری شده از سکته مغزی این بیماران 28 روز بود. نیمه دررفتگی شانه با گرافی قدامی- خلفی (A-P) شانه، اسپاستیسیت ه عضلات شانه با مقیاس دو بار اصلاح شده اشورث (Modified Modified (Ashworth Sacle: MMAS و اختلالات بافت نرم با تستهای ارتوپدی مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    شانه دردناک در56% بیماران یافت شد. نیمه دررفتگی شانه در 85 %(0/001= P)، تاندونیت سوپرااسپیناتوس در 72% (0/000= P)، تاندونیت بایسپس در 65% (0/000= P) و درگیری مفصل آکرومیوکلاویکولار در 14/2% (0/008= P)، اسپاستیسیته (عضلات فلکسورآرنج در 10/7% (0/102= P)، اداکتور شانه در 7/1% (0/055= P) و چرخاننده های داخلی شانه در 7/1% (0/055= P)) و سندروم شانه- دست در 14/2% (0/055= P) بیماران با شانه دردناک مثبت بود. بنابراین رابطه معنی داری میان شانه دردناک با نیمه دررفتگی شانه و آسیبهای بافت نرم یافت شد.
    نتیجه گیری
    نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان داد شانه دردناک اختلالی چند عاملی و شایع پس از سکته مغزی می باشد و تنها یک علت در پیدایش آن نقش ندارد. پیشگیری از بروز شانه دردناک و انجام فیزیوتراپی مناسب در صورت بروز این اختلال می توانند در کاهش ناتوانی پس از سکته مغزی نقش داشته باشند.
    کلیدواژگان: سکته مغزی، شانه دردناک، نیمه دررفتگی، تون عضلانی، سندروم شانه، دست
  • نرجس سلطانی، عباس رحیمی*، صدیقه سادات نعیمی، خسرو خادمی کلانتری، حسن سعیدی صفحات 37-45
    زمینه و هدف
    مروری بر مقالات حاکی از تغییر میزان مولفه عمودی نیروی عکس العمل زمین در زانوهای دچار پارگی رباط صلیبی قدامی می باشد ولی نحوه دقیق آن در زانوهای این افراد مشخص نمی باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه ای میزان این نیرو در زانوی دچار پارگی کامل رباط صلیبی قدامی و زانوی بظاهر سالم این افراد از هر دو نوع کوپر و غیر کوپر و مقایسه آنها با افراد نرمال می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه نیمه تجربی، 16 بیمار دچار پارگی کامل و یکطرفه رباط صلیبی قدامی (8 نفر کوپر و 8 نفر غیر کوپر) و نیز 16 فرد سالم (8 نفر همگن با کوپر ها و 8 نفر همگن با غیر کوپر ها) بعنوان گروه کنترل تحت مطالعه قرار گرفتند. کلیه نمونه ها با پای برهنه و با سرعت دلخواه و در یک مسیر 6 متری از روی صفحه دستگاه پدوباروگراف مدل زیریس عبور کردند. نمونه ها طوری عبور کردند که یکبار پای سالم و دفعه دیگر پای صدمه دیده روی صفحه پدوباروگراف قرار گیرد. افراد سالم نیز طوری عبور کردند که پای همگن شده با پای نمونه ها بر روی صفحه دستگاه قرار گیرد. تستها آنقدر تکرار شد تا از هر نمونه 5 تست صحیح بدست آید. معیارهای مورد بررسی در این مطالعه شامل حداکثر نیروی F1Z، F2Z، F3Z در مولفه عمودی نیروی عکس العمل زمین و نیز زمان طی شده تا این اجزاء و نیز کل زمان استانس پای مورد تست بود.
    یافته ها
    نتایج تحقیق حاکی از کاهش معنی دار جزء F1 مولفه عمودی نیروی عکس العمل زمین فقط در افراد غیرکوپر بود. (p=0.008) در مورد زمان رسیدن به حداکثر اجزاء مولفه عمودی زمین، هیچ تفاوتی بین افراد سالم و بیمار و نیز بین پاهای دچار پارگی رباط و پاهای بظاهر سالم دیده نشد (0/05 < P) ولی زمان استانس در افراد غیر کوپر بطور معنی داری نسبت به افراد کوپر افزایش داشت (0/005= P).
    نتیجه گیری
    کاهش جزء نیروی F1Z در مولفه عمودی عکس العمل زمین که در اولین مرحله از تماس پا با زمین رخ می دهد بهمراه افزایش زمان استانس آنهم فقط در افراد غیرکوپر حاکی از عدم اتخاذ استراتژی مناسب این بیماران برای تحمل فشار زیاد در مرحله ابتدای راه رفتن و تحمل وزن می باشد. در حالیکه افراد کوپر با اتخاذ استراتژی های دیگری توانستند خود را با نیروی مرحله ابتدای راه رفتن تطبیق داده و تقزیبا شبیه افراد نرمال تحمل وزن نمایند.
    کلیدواژگان: مولفه عمودی نیروی عکس العمل زمین، زمان رسیدن به مولفه های نیروی عمودی عکس العمل زمین، افراد کوپر و غیر کوپر دچار پارگی رباط صلیبی قدامی، سیستم پدوباروگراف
  • مرتضی احمدی، گیتی ترکمان*، صدیقه کهریزی، مژده قبایی صفحات 46-54
    زمینه و هدف
    با وجود استفاده گسترده از ویبراسیون کل بدن (Whole Body Vibration)بویژه در سالهای اخیر، مکانیسم نوروفیزیولوژیک درگیر در آن بخوبی درک نشده است و نتایج مطالعات انجام شده در رابطه با اثرات تسهیلی و یا مهاری آن متفاوت است. هدف این مطالعه مقایسه اثر آنی (یک جلسه ای) و کوتاه مدت (12جلسه ای)ویبراسیون کل بدن برتحریک پذیری موتورنورونهای نخاع در مردان جوان سالم بود.
    روش بررسی
    10مرد جوان سالم غیر ورزشکار (با میانگین سنی 2/23 ± 26/1) داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند. افراد در جلسات شم در وضعیت نیمه اسکوات روی ویبراسیون خاموش ایستادند و سپس با فاصله دو هفته ای تمرین ویبراسیون در همان وضعیت نیمه اسکوات با فرکانس 30 هرتز و دامنه 3 میلی متر در وضعیت روشن دستگاه انجام شد. جلسات تمرین (شم و ویبراسیون) 12 جلسه (3جلسه در هفته) و هر جلسه شامل 4 ست 1 دقیقه ای بود که هر هفته 1ست به برنامه تمرینی اضافه شد. منحنی فراخوانی رفلکس H عضله سولئوس قبل و بعد از جلسه اول و دوازدهم در هر دو برنامه تمرینی شم و ویبراسیون ثبت شد. پارامترهای مورد بررسی، شیب صعودی منحنی فراخوانی، دامنه و شدت تحریک آستانه و قله،دامنه موج M در حضور H و نسبت Hmax/Mmax بود.
    یافته ها
    اثر آنی ویبراسیون در جلسه دوازدهم، سبب کاهش معنی دار دامنه آستانه رفلکس و افزایش معنی دار شدت لازم برای ثبت دامنه قله شد (p=0.05). تمرین کوتاه مدت ویبراسیون، سبب کاهش معنی دار شدت لازم برای ثبت آستانه منحنی فراخوانی سولئوس شد (p=0.01).
    نتیجه گیری
    نتایج نشان دهنده اثر مهاری تمرین آنی ویبراسیون کل بدن روی تحریک پذیری موتورنورونهای نخاع است. به نظر می رسد تمرین کوتاه مدت ویبراسیون در تسهیل منحنی فراخوانی موثر است و یا سبب افزایش حساسیت دوکهای عضلانی شده است.
    کلیدواژگان: ویبراسیون کل بدن، منحنی فراخوانی رفلکس H، عضله سولئوس، تمرین کوتاه مدت
  • مریم ابراهیمی، آزاده شادمهر*، غلامرضا علیایی، اسماعیل ابراهیمی، جواد صراف زاده صفحات 55-62
    زمینه و هدف
    انحناهای ستون فقرات به ویژه قوس کمری، نقش مهمی در حفظ یک پوسچر ایستاده مناسب ایفا می کند و همچنین امکان جذب کارآمد بارهای اعمال شده بر ستون فقرات و افزایش کارایی عضلات ستون مهره ای را سبب می شود. برخی محققین چنین استدلال کرده اند که پوسچرهای افراطی کمر که «هایپولوردوز» و «هایپرلوردوز» خوانده می شوند، نشان دهنده تغییر فعالیت عضلانی و الگوهای استرس می باشند به نحویکه تحمل فعالیت های خاص روزانه را در این افراد کاهش می دهد.با وجود اهمیت کنترل نوروماسکولار در هماهنگی و حفاظت ستون مهره ای، اطلاعات کمی در زمینه اینکه انحناهای پشتی و کمری چگونه فعالیت عضلانی را در پوسچرهای غیرطبیعی تحت تاثیر قرار می دهد، موجود است. به این دلیل ما در این مطالعه سعی کردیم رفتار الکترومایوگرافی عضلات تنه در افراد با پوسچر هایپرلوردوز و افراد با پوسچر نرمال را مورد مقایسه قرار داده و به این پرسش پاسخ دهیم که آیا این پوسچر غیر طبیعی بر رفتار عضلات ناحیه تاثیرگذار است یا خیر؟
    روش بررسی
    12 فرد با پوسچر هایپرلوردوتیک و 11 فرد با پوسچر نرمال کمری تحت بررسی رفتار الکترومایوگرافی عضلات راست شکمی، مایل داخلی، مایل خارجی و ارکتور اسپاین کمری حین فعالیت حفظ ممتد باری معادل 7 درصد وزن بدن در حالت ایستاده راحت قرار گرفتند.
    یافته ها
    از نظر آماری تفاوت معناداری در درصد تغییر متغیر (MF(Median Frequency عضلات تنه بین دو گروه مشاهده نشد (0/05 < P). درصد تغییر (RMS(Root Mean Square عضلات ارکتوراسپاین و مایل داخلی در سه بازه زمانی، بین دو گروه اختلاف معناداری نشان داد (0/05< P). درصد تغییر RMS عضله راست شکمی بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت (0/05 < P). در عضله مایل خارجی، درصد تغییر RMS در بازه های زمانی اول و سوم تفاوت معنادار بین دو گروه نشان داد (0/05 > P).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج به دست آمده، می توان گفت که افزایش قوس کمری، به طور معناداری باعث تغییر در سطح فعالیت عضلات تنه در افراد دارای پوسچر هایپرلوردوتیک نسبت به گروه نرمال شده است. بنابراین استفاده از تمرینات اصلاح پوسچر در برنامه درمانی چنین افرادی ضروری به نظر می رسد. همچنین توصیه می شود مطالعه مشابه دیگری نیز در فعالیت های عملکردی دینامیک صورت گیرد تا اطلاعات جامع تری از اثر اختلالات پوسچرال بر رفتار الکترومایوگرافی عضلات تنه فراهم گردد.
    کلیدواژگان: الکترومایوگرافی، هایپرلوردوز، پوسچر، حفظ ممتد بار
  • پگاه رحمانی*، حسین شاهرخی، حسن دانشمندی صفحات 63-69
    زمینه و هدف
    هدف از تحقیق حاضر بررسی ناهنجاری های ستون فقرات (کایفوز، لوردوز، اسکولیوز پشتی و کمری) و تعادل ایستا و پویا در عقب ماندگان ذهنی با و بدون سندرم داون و همچنین ارتباط بین آنها در افراد سندرم داون بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه 30 دانش آموز عقب مانده ذهنی با سندرم داون (میانگین سن 1/77 ± 13/96 سال) و 30 دانش آموز عقب مانده ذهنی بدون سندرم داون (میانگین سن 1/96 ± 14/30سال) شرکت داشتند که به صورت تصادفی هدفدار به عنوان آزمودنی انتخاب شدند. برای ارزیابی تعادل ایستا از تست اصلاح شده ی لک لک و برای ارزیابی تعادل پویا از تست راه رفتن پاشنه به پنجه استفاده شد. جهت اندازه گیری ناهنجاری های پاسچر از دستگاه اسپاینال موس استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج این تحقیق نشان داد که اختلاف معنی داری بین تعادل ایستا و پویا، کایفوز و اسکولیوز پشتی و کمری در دو گروه عقب مانده ذهنی با و بدون سندرم داون وجود دارد. از طرفی بین تعادل ایستا با کایفوز، اسکولیوز پشتی و کمری و تعادل پویا با کایفوز، اسکولیوز پشتی و کمری ارتباط معنی داری وجود دارد. ولی ارتباط معنی داری بین تعادل و لوردوز وجود ندارد.
    نتیجه گیری
    با توجه به ارتباط میان پاسچر و تعادل و نیازهای ویژه ای که عقب ماندگان ذهنی بویژه مبتلایان به سندرم داون در اجرای بهینه ی فعالیت های حرکتی روزمره خود دارند، بر اهمیت شناسایی خصوصیات ساختاری آنان و تجویز برنامه های اصلاحی پاسچر و ارتقاء تعادل آنان، تاکید می شود.
    کلیدواژگان: سندرم داون، ناهنجاری های ستون فقرات، تعادل ایستا، تعادل پویا
  • زهرا سادات قریشی، آناهیتا خرمی بنارکی*، مجتبی عظیمیان، جواد علاقه بند راد، سید مجید رفیعی، مهیار صلواتی، پروانه فرهاد بیگی صفحات 70-76
    زمینه و هدف
    تحریک مغنا طیسی فراجمجمه ای مغز، تکنیک نو ظهوری است که می توان به وسیله آن بخشی از مغز را فعال یا مهار کرد. قابلیت مهار یا فعالسازی انتخابی مناطق مختلف مغز، امیدهایی را در مورد کاربرد این روش برای بررسی سازماندهی زبان در مغز افراد طبیعی و همچنین توانبخشی بیماران زبان پریش ایجاد کرده است. از همین رو در این پژوهش ما به دنبال آنیم که تاثیر کاربرد (TMS: Transcranial Magnetic Stimulatin) با پروتکل مهاری را بر تغییرغلبه طرفی مغز در افراد عادی بسنجیم. از آنجا که آزمون شنیدن دو گوشی ابزاری ساده برای تعیین گوش برتر و نیمکره غالب در پردازش محرکات کلامی می باشد، در این پژوهش ما از نمره برتری گوش راست به عنوان شاخصی برای غلبه طرفی مغز استفاده کردیم.
    روش بررسی
    در این پژوهش مقطعی مقایسه ای 14 بزرگسال فارسی زبان راست دست با شنوایی هنجار که سابقه بیماری های مغز و اعصاب و یا روانپزشکی نداشتند انتخاب شدند. مداخله rTMS (repetitive TMS) با پروتکل مهاری 1هرتز با شدت 90% آستانه حرکتی برای مدت 10 دقیقه (600 پالس) بر روی منطقه بروکای نیمکره چپ هر یک از آزمودنی ها اعمال شد. شاخص برتری گوش در دو مرحله قبل و بعد از اجرای rTMS با آزمون شنیدن دو گوشی (مهدوی و پیوندی) محاسبه شد.
    یافته ها
    بر طبق نتایج این پژوهش، شاخص برتری گوش راست قبل و بعد از rTMS با استفاده از آزمون با آزمون تی- زوجی تفاوت معناداری را نشان نداد.
    نتیجه گیری
    عدم مشاهده تغییر در برتری گوش راست پس از بکارگیری rTMS می تواند به دلیل عدم کفایت این پروتکل در تغییر غلبه طرفی مغز برای پردازش محرکات کلامی و یا عدم حساسیت کافی آزمون شنیدن دو گوشی مورد استفاده در این تحقیق، برای نشان دادن تغییرات ایجاد باشد. البته همراه کردن این تحقیق با تکنیکهای تصویربرداری عملکردی مغز می تواند به ارائه پاسخ روشن تر کمک کند.
    کلیدواژگان: تحریک فرا جمجمه ای مغز (TMS)، غلبه طرفی مغز، برتری گوش راست (Right Ear Advantage: REA)، پردازشهای زبانی، شنیدن دو گوشی
  • شاهین سلطانی، محمد کمالی*، حسن عشایری، علی چابک، امین سرابندی، سعیده اسماعیلی، فاطمه کاکایی صفحات 77-85
    زمینه و هدف
    تغییر نگرش ها نسبت به چگونگی ارزیابی نیازهای حمایتی در افراد کم توان ذهنی، از سال 1980، ضرورت ساخت و طراحی آزمون های مناسب در این رابطه را بیش از پیش مطرح کرد. در این راستا انجمن ناتوانی های رشدی و ذهنی آمریکا در پاسخ به این کمبودها آزمون مقیاس شدت حمایت ها (Supports Intensity Scale:SIS) را طراحی کرد. هدف این مطالعه معادل سازی فرهنگی و بررسی خصوصیات روان سنجی مقیاس شدت حمایت ها در افراد بزررگسال کم توان ذهنی بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی 43 فرد کم توان ذهنی بزرگسال شرکت داشتند. ترجمه و معادل سازی فرهنگی این آزمون طبق روش ارزیابی بین المللی کیفیت زندگی (International Quality Of Life Assessment:IQOLA) انجام شد. روایی آزمون به شیوه روایی محتوایی کیفی و پایایی آن به روش ثبات درونی و آزمون- باز آزمون ارزیابی شد.
    یافته ها
    مطابق پروتکل IQOLA، SIS از ترجمه آسان و کیفیت نسبتا مطلوبی برخوردار بود. بنابر نتایج بدست آمده تمامی آیتم های آزمون دارای روایی محتوایی بودند. ضرایب آلفای کرونباخ و تکرار پذیری نسبی به ترتیب برای تمامی خرده مقیاس ها در محدوه (0/99 – 0/80) و (0/99- 0/90) قرار داشت.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که نسخه فارسی و معادل سازی شده مقیاس شدت حمایت ها از روایی و پایایی قابل قبولی برای شناسایی الگو و شدت حمایت های مورد نیاز در افراد بزرگسال کم توان ذهنی برخودار است.
    کلیدواژگان: معادل سازی، روایی، پایایی، کم توانی ذهنی، مقیاس شدت حمایت ها
|
  • Mahbobeh Rekabizadeh, Asghar Rezasoltani *, Niusha Namavarian Pages 1-10
    Background And Aim
    Muscle fascicle length and pennation angle can be non-invasively studied by applying methods like ultrasonography. The aim of this study was to introduce fascicle length and fascicle angle for the estimation of the strength of skeletal muscle by using ultrasonography.
    Materials And Methods
    The data of this study have been driven from pubmed and authoritative references available on the internet and in libraries. In all fifteen full text articles and 30 abstracts have been collected and reviewed. Keywords such as: muscle، fascicle، pennation angle، force and ultrasonography were searched to fulfill the purpose of this study.
    Results
    Detailed information about the angles of pennation and fascicles length are important to predict muscle force. It has been suggested that changes in muscle pennation angles are positively correlated to the length of fascicle in a muscle contraction. While muscle thickness may in some case be remained constant in this relation.
    Conclusion
    Real-time ultrasonography is a noninvasive procedure to monitor the architecture of the living muscle at rest and during static and dynamic sets. It is a valuable measurement tool to estimate muscle force by measuring the muscle architecture parameters such as angle of pennation and fascicle length.
    Keywords: Muscle, Fascicle, Pennation angle, Force, Ultrasonography
  • Somayeh Ahmadabadi, Hamid Rajabi, Reza Gharakhanlo, Saeed Talebian Pages 11-20
    Background And Aim
    The aim of this study was to determine the effects of fatigue due to plyometric training on vertical jump ability and activity pattern of rectus femoris of dominant leg of high jump of active girls.
    Materials And Methods
    Seventeen females, mean age (21.5 ± 0.76 years) were randomly assigned to two experimental (n = 10) and control (n = 7) groups. Experimental group performed plyometric training and control group had no activity. Before and after training, vertical jump test using Ergo jump and electrical activity of rectus femoris muscle of dominant leg using electromyography were tested. The results of vertical jump test showed a decrease in performance (p: 0.04, F: 4.5) and fatigue process was confirmed. The raw EMG signal based on deep jump phases was divided in three phases and only 2 phases of the first were analyzed. In every phase, the maximum activity, amplitude and total time were obtained. respectively. M ultivariate analysis of variance (2×2) was used to compare of post-test of two groups.
    Results
    After one session training, rectus femoris maximum activity of the experimental group showed a significant decrease in pre-activation phase of motor program.
    Conclusion
    This study showed that neural fatigue due to plyometric training can occur in motor program (especially in pre-activation phase of motor program).
    Keywords: Deep jump, Plyometric training, Vertical jump, Electromyography, Rctus femoris muscle
  • Mehdi Rasti, Faranak Aliabadi *, Narges Shafarodi, Forogh Rafiee, Majeed Kalani Pages 21-29
    Background And Aim
    Birth of a premature infant can instigate emotional crisis for the parents and encounter them with a variety of needs. The aim of this study was to specify the educational needs of parents of premature infants admitted in the neonatal intensive care unit (NICU).
    Materials And Methods
    The study was performed by qualitative research approach. Twelve participants including 9 parents of infants in NICU, 2 nurses and 1 pediatrist were selected by purposive sampling method. Data were gathered by semi-structured interview in akbarabadi, aliasghar, firoozgar hospitals. Data were analyzed content analysis approach.
    Results
    Two themes emerged from data analysis which expressed educational needs of parents of premature infants admitted in NICU. These themes were: need for knowledge and information about prematurity, and need for acquiring skills for caring premature infants.
    Conclusion
    Most parents have not sufficient knowledge and information about premature infants and resolving these needs can help them to achieve a better sense of control over the situation. Understanding of these needs can help care team to provide better services for parents premature infants.
    Keywords: Educational needs, Parents, Premature infants, Qualitative research
  • Farzad Ghahremani, Mehdi Dadgoo *, Shohreh Noorizadeh, Mehrdokht Mazdeh, Mohammad Reza Pourahmadi Pages 30-36
    Background And Aim
    Hemiplegic shoulder pain is a common problem that its prevalence varies from 48% to 84%. This disorder limits the patient’s ability to achieve the optimal function. The objective of study was to assess the relationship between hemiplegic shoulder pain with neuromusculoskeletal disorders in post stroke hemiparesis
    Materials And Methods
    This study was an observational-analytic that fullfilled on fifty patients with acute stroke. The post stroke period was 28 days. The following items were evaluated:shoulder subluxation with X-ray, shoulder spasticity with Modified Modified Ashworth Scale (MMAS), soft tissue injury with orthopaedic tests and RSD with clinical features.
    Results
    Hemiplegic shoulder pain was present in 28 patients(56%). Seventeen patients (85%) showed shoulder subluxation, 18 patients (72%) had supraspinatus tendonitis, 13 patients (65%) had biceps tendinits, 4 patients (14/2%) had ACJ involvement, 3 patients (10/7%) had elbow flexor spasticity, 2 patients (7/1%) had shoulder adductor spasticity, 2 patients (7/1%)had shoulder internal rotators spsticity, 4 (14/2%) patients had RSD.
    Conclusion
    Results from this study show that one factor does not play role in causing hemiplegic shoulder pain and this disorder is multifactorial. Prevention of shoulder pain and performing appropriate physiotherapy can play a role in improving stroke patients’ function.
    Keywords: Stroke, Shoulder pain, Sublxation, Muscle tone, Shoulder –Hand syndrone
  • Narjes Soltani, Abbas Rahimi *, Sedigh Sadat Naimi, Khosro Khademi, Hasan Saeidi Pages 37-45
    Background And Aim
    An immaculate review of the literature reveals some changes on the vertical ground reaction force (VGRF) in ACL deficient knee subjects. However, the details are not clear yet. The current study aimed to study these changes in the ACL-deficient and apparently healthy knees of the coper and non-coper ACL-deficient knee subjects in comparison with the normal knees.
    Materials And Methods
    Sixteen unilateral ACL-torn subjects included 8 copers and 8 non-copers were recruited in this quasi-experimental study and were compared with 16 normal knee subjects (8 subjects matched to each coper and non-coper groups). All subjects walked barefoot and with their preferred speed in a 6-meter walkway and placed their wanted foot on the platform of a Zebris pedobarograph tool. The patients were asked to place their injured and healthy feet separately on the platform. The control group placed their foot matched to the ACL-deficient legs on the platform. The testes were repeated so much to have five acceptable trials. The outcome measures included the peak F1Z, F2Z, F3Z of the vertical ground reaction force values and the times to reach these peak values as well as total stance time of the tested feet.
    Results
    The results showed only a significant lower F1Z value in the non-coper ACL-deficient knee subjects (p=0.008). No significant changes were shown in the F2Z, F3Z or the times reach to F1Z, F2Z and F3Z values (p>0.05). The stance time of the coper ACL-deficient knee subjects increased significantly in the non-coper ACL-deficeint knee subjects when compared to the coper and healthy knees (p=0.005).
    Conclusion
    The reduced F1Z of the vertical ground reaction force at initial contact as well as increased total stance time seen only in non-coper ACL-deficient knee subjects reveals inadequate compensatory mechanism in these patients as a counter force stress at initial contact and weight bearing. However, the coper ACL-deficient knee subjects compensated these forces with good strategies and walked very similar to the control group.
    Keywords: Vercial ground reaction force (VGRF), Time to peak vertical ground reaction force components, Coper, non, coper ACL, deficient knee subjects, Pedobarography
  • Morteza Ahmadi, Giti Torkaman*, Sedigheh Kahrizi, Mojdeh Ghabaee Pages 46-54
    Background And Aim
    Despite the widespread use of whole body vibration (WBV),especiallyin recent years, its neurophysiological mechanism is still unclear and the results about the facilitatory or inhibitory effects of WBV widely vary in different studies. The aim of this study was to compare between immediate (one session) and short term (12 sessions) effects of WBV on the spinal motor neurons excitability in healthy young men.
    Materials And Methods
    Ten voluntary non-athlete healthy young-men (mean age:26.1±2.23) were participated in this study.In the sham sessions subjects stood on the turned off vibration plate while were maintaining the semi-squat position and then after 2 weeks wash-out, vibration training sessions were done on the same position with frequency of 30 HZ and peak to peak amplitude of 3 mm training sessions (sham & vibration) consisted of 12 sessions (3 sessions per week) and 4 set in each of them, weekly one set added to the training protocol. H reflex recruitment curve of soleus muscle was recorded before and after first and also 12th sessions in both sham and vibration training protocol. Ascending slope of recruitment curve, threshold and peak amplitudes and related intensities, amplitude of Mh and Hmax/Mmax ratio were determined.
    Results
    Immediate effects of vibration training 12th session caused a significant decrease of threshold amplitude and an increase of peak intensity (p=0.05 and p=0.05 respectively). Short term WBV training significantly decreased the threshold intensity of soleus recruitment curve (p=0.01).
    Conclusion
    The results suggest the inhibitory effect of acute WBV training on the spinal motor neurons excitability. It seems that short term WBV training may be effective to facilitate the motor neurons excitability or increase the muscle spindle sensitivity.
    Keywords: Whole body vibration, H reflex recruitment curve, Soleus muscle, Short term training
  • Maryam Ebrahimi, Azadeh Shadmehr *, Gholam Reza Olyaei, Esmaeil Ebrahimi, Javad Sarafzadeh Pages 55-62
    Background And Aim
    The curves of the spine, especially lumbar lordosis, play an important role in the maintenance of an efficient upright posture and allow efficient absorption of the loads applied to the spinal column and increase the efficiency of the spinal musculature. Excessive lumbar postures, also called “hyperlordosis” and “hypolordosis”, are thought by some researchers to be indicative of altered muscle activity and stress patterns. Therefore tolerance of particular activities of daily living (ADL) of an individual with these postures is reduced. Despite the importance of neuromuscular control at spinal column maintenance and coordination, there are little investigations about the effect of thoracic and lumbar curvatures on trunk muscles activity. Therefore, the aim of this study was to investigate electromyographic behavior of trunk muscles in lordotic posture.
    Materials And Methods
    Twelve subjects with lordotic posture (mean age 23.67 years, mean weight 56.67 kg, and mean height 162 cm) and eleven subjects with normal posture (mean age 22 years, mean weight 59.36 kg, and mean height 164.91 cm) participated in this study. Subjects were asked to hold a load equivalent of 7% of her body weight.
    Results
    Data analysis indicated that there is not significant statistically difference in median frequency variable between two groups (p>0.05). But there is significant statistically differences at The percentage change in RMS of erector spinae and internal oblique muscles at three time periods between two groups. The percentage change in RMS of external oblique muscle has significant statistically difference at first and third time periods between two groups.
    Conclusion
    These finding reveal that excessive lumbar lordosis alter the activity levels of trunk muscles. Therefore, it seems that the use of posture correction exercises in therapeutic protocols is necessary for improvement of these changes. Also, it is recommended to do this research in dynamic tasks for attain of comprehensive information about the effect of postural deviation on electromyographic behavior of trunk muscles.
    Keywords: Electromyography, Hyperlordosis, Posture, Prolonged load holding
  • Pegah Rahmani*, Hossein Shahrokhi, Hasan Daneshmandi Pages 63-69
    Background And Aim
    The aim of this research was to study spinal abnormalities (kyphosis, lordosis and scoliosis) and dynamic and static balance in mentally retardation with and without Down syndrome (DS) and relation between them in DS.
    Materials And Methods
    Thirty mentally retardation with DS (age 13.96 ± 1.77 yr) and 30 mentally retardation without DS (age 14.30±1.96 yr) that selected randomly participated in this study. Modified single balance test for the evaluation static balance and heel-to-toe test for evaluation dynamic balance were used. Continued spinal abnormalities included kyphosis, lordosis and thoracic & lumbar scoliosis were measured by spinal mouse.
    Result
    The results showed a significant difference between static and dynamic balance, kyphosis and thoracic & lumbar scoliosis in mentally retarded with and without DS. There was a significant relationship between static balance and kyphosis and thoracic and lumbar scoliosis and dynamic balance with kyphosis and thoracic and lumbar scoliosis in DS. There was not a significant relationship between balance and lordosis.
    Conclusion
    Due to relationship between postural and balance and special needs in mentally retardation particularly Down syndrome, for optimal performance of their daily activities, it should emphasis to recognize the structural profile and prescribe postural corrective programs and improving balance.
    Keywords: Down syndrome, Spinal deformities, Static balance, Dynamic balance
  • Zahra Sadat Ghoreishi, Anahita Khorrami Banaraki *, Mojtaba Azimian, Javad Alaghband Rad, Seyed Majid Rafiee, Mahyar Salavati, Parvaneh Farhad, Beygi Pages 70-76
    Background And Aim
    Transcranial Magnetic Stimulation is a novel technique for inhibition or excitation of brain cortical area. Dichotic listening test is a simple instrument to determine dominant ear and brain hemisphere for processing of verbal stimuli. This study aimed to determine changes in right ear advantage(REA), after applying inhibitory rTMS protocol on left Broca area.
    Materials And Methods
    In this descriptive - cross-sectional study, we compared the performances of 14 right handed normal adult Persian speakers with normal auditory and no history of psychiatric or neurological disorders. TMS was applied at 1 Hz with 90% motor threshold, for 10 minutes (600 pulses) on left Broca's area. The right ear advantage index was assessed pre and post rTMS using dichotic listening test.
    Results
    Finding of the present study showed no significant difference on right ear advantage index pre and post rTMS using paired t-test.
    Conclusion
    According to the findings of this study, it can be concluded that the use of inhibitory rTMS protocol on the left Broca area, has no effect for shifting in the right ear advantage. For interpretation of the results, it could be stated that it may be the protocol was used in this study isnt sufficient enough to inhibit left hemisphere for linguistic processing. Another reason could be the lack of sufficient sensitivity of Dichotic Listening test to show changes in hemisphere function after TMS. However, to provide clearer description, using functional brain imaging techniques and TMS together could be helpful.
    Keywords: Trancranial Magnetic Stimulation (TMS), Lateralization, REA, Linguistic processing, Dichotic listening
  • Shahin Soltani, Mohammad Kamali*, Hasan Ashayeri, Ali Chabok, Amin Sarabandi, Saeedeh Esmaeeli, Fatemeh Kakaei Pages 77-85
    Background And Aim
    Shifting paradigms about how to assess the support needs of person with intellectual disability, in 1980, posed necessity of design and development of appropriate tools more than ever. In this regard, American Association on intellectual and developmental disabilities developed the supports Intensity scale to respond the lack of an appropriate tool. The aim of this study was to do the cultural adaptation and evaluation of psychometric properties of supports intensity scale in adult people with intellectual disability.
    Materials And Methods
    In this descriptive – analytic study, 43 adult persons with intellectual disability participated. Translation and adaptation of the SIS through International Quality of Life Assessment (IQOLA) protocol was done. Validity of the test was evaluated by qualitative content validity. Internal consistency and test-retest reliability were used for evaluation of reliability.
    Results
    Based on the IQOLA protocol, The SIS had easy translation and relatively good quality. According to results, all items of the test had content validity. Cronbach's alpha coefficients fall in the range (.80-.99) and ICC ranged from. 90 to. 99.
    Conclusion
    The results of this study showed that the Persian version of the SIS has good validity and reliability for identifying pattern and intensity of needed supports in adult people with intellectual disability.
    Keywords: Adaptation, Validity, Reliability, Intellectual disability, Supports Intensity Scale