فهرست مطالب

  • سال سی و سوم شماره 4 (زمستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1393/07/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مجید محمودی، احد صحراگرد، حسین پژمان، محمد قدمیاری صفحات 1-10
    در این تحقیق، به منظور مدیریت زنجرک خرما، Ommatissus lybicus de Bergevin، آفت کش های کم خطر روغن معدنی و کائولین به عنوان جایگزین آفت کش متداول (دیازینون) در باغ خرما و شرایط آزمایشگاهی بررسی شدند. در شرایط باغ، اثر چهار تیمار علیه تراکم جمعیت (سن 1 و 2 مرحله پورگی) و تولید عسلک (به عنوان خسارت اصلی) زنجرک خرما بررسی شد. کاربرد تیمارها در یک نوبت و در مقادیر توصیه شده انجام شد. نتایج نشان داد اثر تیمارهای دیازینون، کائولین و روغن معدنی در کاهش تراکم جمعیت و خسارت آفت مشابه بود. این نتایج، کائولین و روغن معدنی را به عنوان جایگزین های بالقوه حشره کش های متداول در باغ های خرما معرفی می کند. در بررسی های آزمایشگاهی، روغن معدنی در مرگ و میر تخم زنجرک خرما موثر بود. در آزمایش های انتخابی، که برای استقرار و تخم ریزی زنجرک خرما بین برگچه های شاهد و تیمار شده با کائولین انجام شد، توانایی زنجرک در تشخیص میزبان با گذر زمان بیش تر شد و حشرات ماده تعداد تخم بیش تری در برگچه های شاهد گذاشتند. در آزمایش های غیر انتخابی، زنجرک خرما در هر دو تیمار شاهد و کائولین به یک اندازه تخم گذاشت.
    کلیدواژگان: کائولین، روغن معدنی، درخت خرما، زنجرک خرما، آفت کش های کم خطر
  • مریم آل عصفور، لیدا فکرت صفحات 11-21
    پارامترهای جدول زندگی شته خرزهره، Aphis nerii Boyer de Fonscolombe، روی گیاه خرزهره، Nerium oleander L.، در پنج دمای 10، 15، 20، 25 و 30 درجه سلسیوس در شرایط آزمایشگاهی (دوره نوری 8: 16 روشنایی: تاریکی و رطوبت نسبی 5±70 درصد) مورد بررسی قرار گرفت. مدت زمان نشو و نمای مراحل نابالغ در دمای 10، 15، 20، 25 و 30 درجه سلسیوس، به ترتیب 833/0 ± 61/35، 343/0 ± 6/19، 243/0 ± 02/12، 182/0 ± 12/9 و 115/0 ± 42/7 روز به دست آمد. با افزایش دما، طول دوره رشدی و طول عمر شته خرزهره کاهش یافت. کوتاه ترین طول دوره رشد (244/0 ± 72/17 روز) و طول عمر حشره (234/0 ± 3/10 روز) در دمای 30 درجه سلسیوس مشاهده شد. با کاهش دما، نرخ زنده مانی ویژه سن- مرحله (lx) افزایش یافت. بیش ترین میزان باروری ماده ها (76/0 ± 54/25 پوره/ ماده) در دمای 25 درجه سلسیوس مشاهده شد. نرخ رشد ذاتی جمعیت (r) در این دماها به ترتیب 0014/0 ± 012/0، 0016/0 ± 075/0، 001/0 ± 13/0، 003/0 ± 23/0 و 003/0 ± 24/0 بر روز به دست آمد. بیش ترین نرخ خالص تولید مثل (R0) در دمای 25 (73/0 ± 56/25) و کم ترین میزان آن در دمای 10 درجه سلسیوس (28/0 ± 58/2) به دست آمد. براساس نتایج این پژوهش، دمای بهینه برای رشد جمعیت A. nerii، 30- 25 درجه سلسیوس می باشد.
    کلیدواژگان: جدول زندگی، Aphis nerri، دما، خرزهره، نمو
  • غلامرضا گل محمدی، میرجلیل حجازی صفحات 23-28
    بالتوری سبز، Chrysoperla carnea (Stephens)، یکی از شکارگرهای مهم شته ها، پسیل ها، سفیدبالک ها و تریپس ها می باشد. در این تحقیق حساسیت حشرات نر و ماده بالتوری سبز به حشره کش های ایمیداکلوپرید، ایندوکساکارب و اندوسولفان در شرایط آزمایشگاهی ارزیابی شد. زیست سنجی به روش تماس باقی مانده در پتری دیش ها انجام شد. بنابر نتایج، میزان LC50 برای حشره کش های ایندوکساکارب، ایمیداکلوپرید و اندوسولفان برای حشرات نر به ترتیب 011/0، 053/0 و 343/0 و برای حشرات ماده به ترتیب 019/0، 098/0 و 398/0 گرم ماده موثر بر لیتر برآورد گردید. حشرات نر در مقایسه با حشرات ماده به هر سه حشره کش حساسیت بیش تری نشان دادند. در بررسی اثرات زیر کشندگی به روش سازمان بین المللی کنترل بیولوژیک (IOBC)، حشرات بالغ با مقادیر LC25 تیمار شدند. بنابر نتایج تجزیه واریانس، اختلاف معنی داری بین زمان نشو و نمای سنین اول، دوم و سوم لاروی، شفیر گی و نسبت جنسی در سه حشره کش مورد مطالعه وجود نداشت. بین تیمارها از نظر دوره های پیش از تخم ریزی، تخم ریزی و پس از تخم ریزی، باروری، زادآوری و طول عمر حشرات کامل نر و ماده اختلاف معنی دار وجود داشت. میانگین طول عمر حشرات کامل برای شاهد، ایمیداکلوپرید، اندوسولفان و ایندوکساکارب برای حشرات نر به ترتیب 3/2 ± 30، 3/3 ± 3/24، 4/2 ± 3/21 و 4/1 ± 7/19 روز و برای حشرات ماده به ترتیب 5/2 ± 9/36، 9/2 ± 8/31، 7/1 ± 7/27 و 6/2 ± 7/26 روز بود. بیش ترین و کم ترین نرخ باروری به ترتیب با 49 ± 540 و 42 ± 206 عدد تخم به ازای هر ماده در تیمارهای شاهد و ایندکساکارب مشاهده گردید. بنابر طبقه بندی به روش IOBC، هر سه حشره کش در گروه کم خطر (79% < شاخص کلی تاثیر < 30%) برای حشرات کامل قرار گرفتند. به طورکلی، حشرات کامل به ایندوکساکارب، ایمیداکلوپرید و اندوسولفان خیلی حساس بودند. بنابراین، در موقعی که تراکم حشرات کامل در مزارع بالا است، این ترکیبات نباید به کار برده شوند.
    کلیدواژگان: Chrysoperla carnea، اثرات زیرکشنده، حشره کش ها، اندوسولفان، ایمیداکلوپرید، ایندوکساکارب
  • عارفه عبدی، بهرام ناصری، سیدعلی اصفر فتحی صفحات 29-41
    تخم ها و لارو های شب پره مدیترانه ای آرد، Ephestia kuehniella (Zell.)، به طور وسیعی در برنامه های کنترل بیولوژیک به منظور پروش پارازیتویید ها و شکار گر ها مورد استفاده قرار می گیرند. در این تحقیق، واکنش های تغذیه ای، فعالیت پروتئولیتیک و آمیلولیتیک گوارشی لارو های سن پنجم همراه با برخی پارامتر های زیستی E. kuehniella روی آرد نه رقم گندم تحت شرایط آزمایشگاهی بررسی شدند. طولانی ترین دوره ی لاروی سن پنجم روی ارقام Back cross Roshan و Sepahan و کوتاه ترین آن روی رقم Tajan بود. بیش ترین باروری روزانه و کل روی رقم N-86-7 مشاهده شد. لارو های سن پنجم پرورش یافته روی رقم Pishtaz بیش ترین کارایی تبدیل غذای خورده شده را دارا بودند. بیش ترین فعالیت پروتئولیتیک کل روی رقم N-86-7 و کم ترین آن روی رقم N-80-19 بود. همچنین، بیش ترین و کم ترین فعالیت آمیلولیتیک گوارشی به ترتیب روی ارقام Kuhdasht و Khoshki line 9 بود. براساس نتایج به دست آمده، Pishtaz و N-86-7 ارقام مناسبی برای پرورش آزمایشگاهی E. kuehniella به عنوان میزبان جایگزین برای استفاده در تولید انبوه دشمنان طبیعی بودند.
    کلیدواژگان: Ephestia kuehniella، واکنش های تغذیه ای، فعالیت پروتئولیتیک، فعالیت آمیلولیتیک، ارقام گندم
  • نرگس معماری زاده، محمد قدمیاری، محسن عادلی، خلیل طالبی جهرمی صفحات 43-54
    به منظور مطالعه پتانسیل آلودگی نانوذرات TiO2 (TiO2-NPs) بر سلامتی اکولوژیکی، این تحقیق برای بررسی تخصیص انرژی سلولی (CEA) حشره Glyphodes pyloalis Walker در مواجهه با نانوذرات TiO2 انجام شد. لاروهای سن پنجم G. pyloalis که تازه پوست اندازی کرده بودند، با غلظت های LC10، LC20، LC30، LC40 و LC50 نانوذرات TiO2 تیمار شدند و میزان انرژی در دسترس (Ea)، انرژی مصرفی (Ec) و تخصیص انرژی سلولی آن ها مقایسه شد. نتایج محاسبه انرژی ذخیره ای (لیپید، کربوهیدرات، گلیکوژن و پروتئین) نشان داد زمانی که غلظت های LC30، LC40 و LC50 به کار رفتند، با افزایش زمان مواجهه، مقدار لیپید و کربوهیدرات کل به طور معنی دار کاهش یافت. میزان گلیکوژن در تیمارهای انجام شده با غلظت های LC10، LC20 و LC30 نانوذرات TiO2 افزایش یافت، درحالی که غلظت های LC40 و LC50 منجر به کاهش میزان گلیکوژن شدند. کاهش معنی دار میزان پروتئین کل تیمار با غلظت LC50 در مقایسه با شاهد و در طول هر سه روز مشاهده شد، درحالی که غلظت LC10 منجر به افزایش معنی دار میزان پروتئین کل بعد از سه روز می شود. Ea، به صورت وابسته به دز و در طول تمام نقاط زمانی تیمار کاهش یافت، ولی در تیمارهای انجام شده با غلظت های LC10 و LC20 بعد از دو روز به طور معنی داری افزایش نشان داد. Ec، با افزایش غلظت تا LC30 افزایش و سپس شروع به کاهش کرد. نتایج مطالعه نشان داد که CEA با غلظت LC10 تحت تاثیر قرار نمی گیرد اما با افزایش غلظت نانوذرات TiO2 و در تمام نقاط زمانی آزمایش، به طور معنی دار کاهش می یابد که احتمالا به دلیل هزینه سم زدایی نانوذرات TiO2 است. بنابراین، این امکان وجود دارد که CEA به عنوان نشانگر زیستی و پیش آگاهانه برای اثرات نانوذرات TiO2 به کار رود.
    کلیدواژگان: TiO2، NPs، تخصیص انرژی سلولی، Glyphodes pyloalis، لیپید، گلیکوژن، پروتئین
  • معصومه مقدم، محمود علی خانی صفحات 55-58
    گونه جدید Chorizococcus pazoukii Moghaddam sp. n.، جمع آوری شده از روی ریشه یک گیاه ناشناخته، از ایران توصیف می گردد. این گونه شباهت به گونه دیگری از همین جنس از ایران به نام Chorizococcus viticola Kaydan & Kozár دارد، اما به واسطه داشتن مجاری لوله ای در دو ردیف در ناحیه پشتی بدن، مجاری لوله ای در دو اندازه واقع در هر دو سطح بدن و همچنین وجود روزنه های دیسکی چندحفره ای روی مفصل های شکمی VI-VIII + IX از گونه C. viticola متفاوت است.
    کلیدواژگان: Chorizococcus pazoukii، Coccoidea، Pseudococcidae، ایران
  • بیتا والی زاده، جلال جلالی سندی صفحات 59-70
    اثرات کشندگی و زیر کشندگی پیری پروکسی فن (شبه هورمون جوانی) روی مرگ و میر، رشد و بازدارندگی تغذیه و همچنین فعالیت های آنزیمی و مقادیر ماکرومولکول های لارو سن سوم سوسک برگ خوار نارون، Xanthogaleruca luteola Müller، بررسی شد. مقادیر LC50 و LC30 روی لارو سن سوم، پس از 72 ساعت تیمار، به ترتیب 343 و 133 پی پی ام محاسبه شد. لاروهای تیمار شده با غلظت های LC50 و LC30، مرگ و میر بالا، افزایش طول دوره ی لاروی، عدم ظهور حشره ی کامل، کاهش وزن و دور کنندگی تغذیه از خود نشان دادند. همچنین، مقدار پروتئین کل، گلوکز، گلیگوژن، اوره، فعالیت آنزیم های اسید فسفاتاز و آلفاآمیلاز تحت تیمار هر دو غلظت در مقایسه با شاهد به طور معنی داری کاهش یافت. از طرف دیگر، 72 ساعت پس از تیمار، فعالیت آلانین آمینوترانسفراز و مقدار کلسترول افزایش معنی داری نسبت به شاهد نشان داد. میزان اسیداوریک و فعالیت آنزیم های آلکالین فسفاتاز، گلوتاتیون اس - ترانسفراز و استراز در لاروهای تیمار شده تفاوت معنی داری با شاهد نشان دادند. نتایج نشان داد که پیری پروکسی فن علاوه بر کشتن حشرات در غلظت LC50، منجر به ایجاد برخی تغییرهای بیولوژیکی و آنزیمی تحت اثرات زیرکشندگی این غلظت شده که نشان دهنده تغییر در متابولیسم این ترکیبات است. ازاین رو، به نظر می رسد که پیری پروکسی فن که ترکیب شبه هورمون جوانی است، می تواند به عنوان یکی از حشره کش های طبیعی برای استفاده ی بالقوه در مدیریت تلفیقی آفات (IPM) علیه سوسک برگ خوار نارون مصرف شود.
    کلیدواژگان: Xanthogaleruca luteola، پیری پروکسی فن، اثرات زیرکشندگی، تغییرات آنزیمی و غیرآنزیمی، شبه هورمون جوانی
|
  • M. Mahmoudi, A. Sahragard, H. Pezhman, M. Ghadamyari Pages 1-10
    In this study، mineral oil and kaolin as alternatives to conventional pesticide (diazinon) were evaluated to manage Dubas bug، Ommatissus lybicus de Bergevin، in the field and laboratory. In the field experiment، effect of four treatments was evaluated against population density (first and second nymphal stages) and honeydew production (as main damage) of Dubas bug. A single application of each product was applied at the recommended rates. Results showed that kaolin، mineral oil and diazinon were statistically similar in decreasing the population density and damage of Dubas bug. This result makes kaolin and mineral oil as potential alternatives to conventional insecticides in date palm orchards. In the laboratory، mineral oil was effective on egg mortality. In settling choice test، the ability of Dubas bug to discriminate between kaolin-treated and kaolin-untreated leaflets increased significantly over the time and females laid more eggs on untreated leaflets than kaolin-treated leaflets. Results of no-choice test revealed that the leafhoppers could lay eggs on treated leaflets as many as on untreated leaflets.
    Keywords: kaolin, mineral oil, date palm, Dubas bug, biorational pesticides
  • M. Aleosfoor, L. Fekrat Pages 11-21
    An investigation was carried out to study the life history of Aphis nerri Boyer de Fonscolombe on oleander، Nerium oleander L.، under laboratory conditions (RH of 70 ± 5% and a 16:8 (L: D) h photoperiod) based on the age-stage، two-sex life table at 10، 15، 20، 25 and 30 ºC. Duration of total pre-adult stages was 35. 61 ± 0. 833، 19. 6 ± 0. 343، 12. 02 ± 0. 243، 9. 12 ± 0. 182 and 7. 42 ± 0. 115 days at 10، 15، 20، 25 and 30 ºC، respectively. As temperature increased، the developmental time and longevity of the A. nerri shortened. The shortest developmental time (17. 72 ± 0. 244 days) and longevity (10. 3 ± 0. 234 days) were obtained at 30 ºC. With decreasing temperature، age-stage survivorship (lx) extended. Maximum fecundity of females was observed at 25 ºC with 25. 54 ± 0. 76 nymphs per female. The intrinsic rates of increase (r) at these temperatures were 0. 012 ± 0. 0014، 0. 075 ± 0. 0016، 0. 13 ± 0. 001، 0. 23 ± 0. 003 and 0. 24 ± 0. 003 d-1، respectively. The highest net reproductive rate (R0) was at 25 ºC (25. 56 ± 0. 73) and the lowest value was at 10 ºC (2. 58 ± 0. 28). According to our results، 25-30 ºC were the optimum temperature range for A. nerri population growth.
    Keywords: life table, Aphis nerri, temperature, oleander, development
  • Gh. Golmohammadi, M. Hejazi Pages 23-28
    Green lacewing، Chrysoperla carnea (Stephens)، is an important predator of arthropod pests such as aphids، psyllids، thrips and whiteflies. Toxicity of endosulfan، imidacloprid and indoxacarb was assessed on male and female C. carnea in the laboratory. Contact bioassays were carried out in glass Petri dishes. The LC50 values for indoxacarb، imidacloprid and endosulfan were 0. 011، 0. 053، and 0. 343 g AI/L for males، and 0. 019، 0. 098 and 0. 398 g AI/L for females، respectively. Males were more sensitive than females to all three insecticides. To assess the sublethal effects، using IOBC (International Organization for Biological Control) method، adults were treated with LC25 of each insecticide. Analysis of variance did not show significant differences among treatments regarding the developmental time of the first، second and third instars، pupae and sex ratio. Differences between treatments and control were significant regarding pre-oviposition، oviposition and post-oviposition periods، fecundity، fertility، longevity of male and female. Mean longevity for control، imidacloprid، endosulfan and indoxacarb were 30 ± 2. 3، 24. 3 ± 3. 3، 21. 3 ± 2. 4 and 19. 7 ± 1. 4 days for males، and 36. 9 ± 2. 5، 31. 8 ± 2. 9، 27. 7 ± 1. 7 and 26. 7 ± 2. 6 days for females، respectively. The highest and the lowest rates of fecundity were 540 ± 49 and 206 ± 42 in control and indoxacarb، respectively. Based on the IOBC classification method، imidacloprid، endosulfan and indoxacarb were slightly harmful (%30 < Total Effect Index < %79) against adults. The adult stage was very sensitive to indoxacarb، imidacloprid and endosulfan. Hence، these insecticides should not be applied when the density of adults is high in the field.
    Keywords: Chrysoperla carnea, sublethal effects, insecticides, endosulfan, imidacloprid, indoxacarb
  • A. Abdi, B. Naseri, S. A. A. Fathi Pages 29-41
    The eggs and larvae of the Mediterranean flour moth، Ephestia kuehniella (Zell.) are widely used to rear parasitoids and predators for biological control programs. In this study، nutritional responses، proteolytic and digestive amylolytic activities of the fifth instar larvae as well as some biological parameters of E. kuehniella were studied on flour of nine wheat cultivars under laboratory conditions. The longest larval period of the fifth instar was on the cultivars Back cross Roshan and Sepahan and the shortest was on cultivar Tajan. The highest daily and total fecundity was observed on N-86-7. The fifth larval instar reared on Pishtaz showed the highest efficiency of conversion of ingested food. The highest general proteolytic activity was determined on the cultivar N-86-7 and the lowest was on N-80-19. Maximum and minimum digestive amylolytic activity was determined on the cultivars Kuhdasht and Khoshki line 9، respectively. According to the results obtained، Pishtaz and N-86-7 were the most suitable cultivars for laboratory rearing of E. kuehniella as the alternative host to use in the mass production of natural enemies.
    Keywords: Ephestia kuehniella, nutritional responses, proteolytic activity, amylolytic activity, wheat cultivars
  • N. Memarizadeh, M. Ghadamyari, M. Adeli, Kh. Talebi-Jahromi Pages 43-54
    In order to study the pollution potential of TiO2 nanoparticles (TiO2-NPs) on ecological health، this research was carried out on the cellular energy allocation (CEA) of Glyphodes pyloalis Walker exposed to TiO2-NPs. The newly ecdysed fifth instar larvae of G. pyloalis were treated with LC10، LC20، LC30، LC40 and LC50 concentrations of TiO2-NPs and the amount of energy available (Ea)، energy consumption (Ec) and cellular energy allocation were compared. The resulting calculated energy reserves (lipid، carbohydrate، glycogen and protein) showed that increasing the time of exposure، the total lipid and carbohydrate amounts significantly decreased، when the LC30، LC40 and LC50 concentrations were applied. The amounts of glycogen in the larvae treated with LC10، LC20 and LC30 concentrations of TiO2-NPs were increased، whereas the LC40 and LC50 concentrations led to decrease in the amount of glycogen. The significant reduction in the amount of total protein compared to the control and over all three days of treatment was observed for LC50 concentration of TiO2-NPs; however، the LC10 concentration lead to a significant increase of the total protein after three days. Ea decreased in a dose-response related manner and over all time points، but it significantly increased in treated larvae by LC10 and LC20 concentrations after two days. Ec increased as concentrations grew to LC30 and then started to decrease. The results showed that CEA was not affected by LC10 concentration، but significantly decreased when the concentration increased and at all time points probably as a cost to deal with TiO2-NPs detoxification. Therefore، it will be possible to use the CEA as an appropriate early biomarker for the impacts of TiO2-NPs.
    Keywords: TiO2, NPs, cellular energy allocation, Glyphodes pyloalis, lipid, glycogen, protein
  • M. Moghaddam, M. Alikhani Pages 55-58
    A new mealybug species، Chorizococcus pazoukii Moghaddam sp. n. is described on the root of an unknown plant from Iran. The new species is taxonomically near to the Iranian species Chorizococcus viticola Kaydan & Kozár but it is distinguished by the oral rim tubular ducts occur in two rows across of dorsum، two sizes of oral rim tubular ducts on both surfaces of the body and the presence of multilocular disc pores on the ventral abdominal segments VI-VIII + IX.
    Keywords: Chorizococcus pazoukii, Coccoidea, Pseudococcidae, Iran
  • B. Valizadeh, J. Jalali Sendi Pages 59-70
    The lethal and sublethal effects of pyriproxyfen (a juvenile hormone analogue) were investigated on feeding deterrence، growth and larval weight as well as enzymatic and non-enzymatic activities of the third instar larvae of elm leaf beetle، Xanthogaleruca luteola Müller. The LC30 and LC50 values were estimated to be 133 and 343 ppm per larvae after 72 hours، respectively. Due to the treatment with 133 and 343 ppm of pyriproxyfen، feeding deterrence and prolongation in larval duration were observed. Also، the amounts of total protein، glucose، glycogen، urea، acid phosphatase and α-amylase activities were significantly decreased in the treated specimens compared with the controls. On the other hand، alanine aminotransferase activity and cholesterol levels were increased in the specimens 72 hours after the treatment compared with the controls. There were significant differences in the amount of uric acid and the activity of alkaline phosphatase، glutathione S-transferase and esterases compared with the controls. Present results showed that pyriproxyfen caused some biological and physiological discrepancies in the survived insects after treating with LC50 concentration of the insecticide which indicates changes in the metabolism of these compounds. Hence، it seems that pyriproxyfen has the potential to be used as a biorational insecticide in the integrated pest management (IPM) program for X. luteolla.
    Keywords: Xanthogaleruca luteola, pyriproxyfen, sublethal effects, enzymatic, non, enzymatic changes, juvenile hormone mimic
  • R. Khosravi, J. Jalali Sendi, E. Ebrahimi, S. M. Blank Pages 73-75
  • F. Tavoosi Ajvad, H. Madadi, M. Sobhani, C. Van Achterberg Pages 77-77