فهرست مطالب

  • پیاپی 9 (زمستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1393/05/25
  • تعداد عناوین: 6
|
  • مهرداد قیومی بیدهندی*، حمیدرضا پیشوایی صفحات 7-17
    محققان تاریخ هنر و فلسفه هنر در مواجهه با هنر پیشامدرن ایران با یک پرسش اساسی روبه رویند: آیا می توان از جمال شناسی ای در فرهنگ ایران پیشامدرن سخن گفت و بدان پی برد؟ یکی از راه های فهم جمال شناسی مسلط در هر دوره بررسی مفاهیم اصلی هنر در منابع متنی در آن دوره است. نقش از مهم ترین مفاهیم هنر در فرهنگ پیشامدرن ایران است و همه هنرها با «نقش» سروکار دارند. مثنوی از منابع مهم متنی در فرهنگ ایرانی است؛ زیرا نه تنها مظهری از فرهنگ روزگار خود است، بر فرهنگ آن روزگار و دوره های بعد تاثیر هم گذاشته است. در موضوع این تحقیق، مثنوی سرشار از تصریح و اشاره به صورت ها و خیال ها و معانی صناعات و هنرهای مختلف است. از این رو، نقش از ابواب راه بردن به جمال شناسی ای است که در مثنوی ظاهر شده است. واژه نقش در نزد مولوی مفهومی دوگانه دارد: از یک سو ناظر به آثار صناعت نقاشی است و از سویی دیگر بر مفهوم «صورت» دلالت می کند؛ اما او در هر دو، آدمی را به «معنی» تذکار می دهد. همین دعوت از «نقش» به «فراتر از نقش» است که جان مایه جمال شناسی مولوی است.
    کلیدواژگان: جمال شناسی، صورت، معنی، مولوی، مثنوی معنوی
  • نرگس هاشم پور* صفحات 19-25
    تعزیه، به عنوان یک نمایش آئینی مهم ترین نماینده فرهنگ سنت اجرایی دینی در ایران است.گر چه تعزیه همواره یا از منظر آئینی و یا از منظر استتیک تئاتر مورد تحقیق قرار گرفته است، اما نشانه های آئینی و تئاتری در تعزیه مانند همه نمایش های مذهبی در هم آمیخته است. در این مقاله، با در نظر گرفتن ترکیب این دو مولفه در اجرای تعزیه، قصد من این است که نشان دهم چگونه، از منظر استتیک پرفورمنس، تماشاگر و بازیگر تعزیه در یک پیوند دینامیک با هم قرار دارند به گونه ای که تماشاگر تعزیه به نوبه خود نیز بازیگر است و بازیگر در تعزیه خود تماشاگر. از این منظر می شود نقش تماشاگران، به خصوص تماشاگران زن، تعزیه را تعریفی جدید کرد. بازیگران و تماشاگران تعزیه با قرار گرفتن در هر اجرا، که زمان و مکان خود را داراست، یک فضای بینابینی «لیمینال» را تجربه می کنند. قصد دیگر در این مقاله این است که نشان داده شود چگونه این خصیصه کارکرد دیالکتیکی دوگانه ای بر روی تماشاگران به خصوص تماشاگران زن، دارد؛ به طوری که از یک طرف هویت های اجتماعی و فرهنگی شان را تکرار و تثبیت می نماید و از طرف دیگر خود را از حضور زندگی روزمره، میثاق ها، و هنجارهای آن جدا می کند.
    کلیدواژگان: تعزیه، تماشاگران زن، تعامل تماشاگر و بازیگر، اجرای فرهنگی
  • سعید شاپوری*، اسماعیل بنی اردلان، حسن بلخاری قهی صفحات 27-44
    تربیت یونانیان باستان بر اساس اشعار هومر یا تراژدی نویسان بوده، و افلاطون تقریبا در تمام آثارش به ویژه در رساله «جمهوری»، که کاملترین و بهترین اثر اوست، به دشمنی با شعر و تراژدی، و تربیت حاصل از آن می پردازد؛ و در سه کتاب، دوم، سوم، و دهم از کتاب های دهگانه جمهوری، بیشتر از نوشته های دیگرش به شعر و تراژدی تاخته، با ذکر دلایلی، شاعران و تراژدی نویسان را از دولتشهر آرمانی اش بیرون می کند. نخستین دلیلی که افلاطون برای حکم خود بیان می کند، دروغ بودن داستان ها، یا نگفتن تمام حقیقت در داستان هاست. او سپس به موضوع تقلید پرداخته، با طرح عالم ایده، و تمثیل غار، مقلدان را کسانی می داند که با تقلید از تصویری، که خود تقلیدی از حقیقت است، سه مرحله از حقیقت دور افتاده اند. این مقلدان هم در حیطه هنرهای تصویری وجود دارند، که نقاشان هستند و هم در شعر، که تراژدی نویسان می باشند. پس افلاطون با تقسیم روح انسان ها به جزء شریف و جزء پست، تراژدی نویسان را به خاطر به هیجان درآوردن جزء پست روح آدمیان متهم می کند. افلاطون که به دنبال شیوه تربیت جدیدی بر اساس فلسفه برای آرمانشهر خود است، هرچند که در جمهوری به آن آثار اشاره نمی کند اما رساله قوانین، که حاصل دوران کهولت و پختگی اوست، به وضوح نوشته های خود را سرمشق مناسبی برای تربیت فلسفی درآرمانشهر معرفی می نماید.
    کلیدواژگان: افلاطون، محاوره جمهوری، تراژدی، شعر، تربیت، تقلید
  • مهرانگیز بصیری* صفحات 45-52
    سده ها آثار هنری در درون حوزه هایی متعین و مشخص همچون نقاشی و مجسمه تقسیم بندی می شدند، و هر یک از این حوزه ها به عنوان رسانه ای خاص قلمرو خود را معین می کردند. اما، از دهه 1960م به بعد با کم رنگ شدن مرز هنر و ناهنر، و همچنین با قوت گرفتن احتمال در نظر گرفته شدن ابژه هنری همچون ابژه ای روزمره، قلمرو رسانه ها دچار دگرگونی شد. در این دوران، خاستگاه «ابژه هنری/ روزمره» نه در خود ابژه بلکه در تجربه افراد جستجو می شود. بنابراین ابژه با تجربه شدن در گستره ای ادراکی می تواند ادراک زیباییشناختی را ممکن کند. با پررنگ شدن نقش ادراک و تجربه در هنر پست مدرن، آراء پدیدارشناس فرانسوی موریس مرلو پونتی در این حوزه امکاناتی را در بطن بررسی رسانه های نوین هنری می گشاید. از میان آراء وی، در این مقاله به بررسی نقش هم پیوندی حواس و بدن در ادراک و ارتباط آن ها با رسانه هنری نوین پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: رسانه های نوین هنری، هنر پسارسانه ای، ادراک، بدن، موریس مرلو، پونتی
  • فیروزه شیبانی رضوانی* صفحات 53-64
    تحقیق پیش رو، بررسی مفهوم «تصمیم ناپذیری» با رویکرد «واسازی» است. این تحقیق در دو بخش، ابتدا با شکل گیری نظام فلسفه غرب و راهبردهای واسازی از منظر دریدا مطرح می شود. یکی از راهبردهای واسازی تکیه بر بررسی مفاهیم دوگانه و جایگاه تصمیم ناپذیر آن در تاریخ فلسفه غرب است. تصمیم ناپذیری از آن رو اهمیت دارد که گستره ای از معانی را که تاکنون مورد توجه نبوده ارائه می دهد و به این ترتیب روش تازه ای از خواندن متن را پیش روی مخاطب می گذارد. در بخش دوم، به صورت عملی، مفاهیم دوگانه و جایگاه تصمیم ناپذیر آن ها در سه اثر از آثار علیرضا اسپهبد، نقاش معاصر ایرانی با عنوان های «آزادی»، «شاخ سرخ» و «گاو - آدم» بررسی می شود. هدف این تحقیق بهره گیری راهبرد واسازی در خوانش نقاشی به مثابه متن است. در اینجا نقاشی های علیرضا اسپهبد به عنوان نمونه ای از نقاشان معاصر ایران که کمتر مورد بررسی قرار گرفته از این منظر تحلیل می شود. مهم ترین یافته تحقیق با تاکید بر مفاهیم تصمیم ناپذیر واساز، دستیابی به یک روش جهت خوانش نقاشی است که در تقابل با نقد سنتی قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: دریدا، واسازی، تصمیم ناپذیری، نقاشی، علیرضا اسپهبد
  • احمد علی حیدری، محمد صادق صادقی پور* صفحات 65-77
    در این مقاله به تحلیل پدیدارهای ترس و ترس آگاهی در اندیشه مارتین هایدگر پرداخته و تلاش می گردد تا اثبات شود که این حوزه معنایی در طیفی از امر نااصیل ترس تا امر اصیل تر س آگاهی تعریف و به صورت «رویداد حقیقت» در مقام پیکار میان زمین و جهان در ساحت اثر سینمایی منکشف می گردد. هیولا، به مثابه تجسم شر و عنصر مقوم و محوری سینمای وحشت، در جلوه های متفاوتی از پدیدار ترس تجلی می یابد. سینمای وحشت با طرح عناصر اساسی تحلیل هرمنوتیکی هایدگر (یعنی جهان، مرگ، گناه، طرح افکنی، اصالت و بی اصالتی) در نسبت با دازاین در قالب بیان سینمایی، امکان ظهور «رویداد حقیقت» در جهان فیلم را با مشارکت تماشاگر، در مقام دازاین تفسیرکننده و درگیر با این جهان، فراهم می آورد و «رویداد حقیقت» منکشف شده در این سینما، پدیدار ترس و یافتگی بنیادین «ترس آگاهی» است که در جهانی سینمایی از خویش پرده فرومی افکند.
    کلیدواژگان: مارتین هایدگر، ترس آگاهی، ترس، اصالت یافتگی، سینما
|
  • Mehrdadi Ghayoomi Bidhend *, Hamid Reza Pishvaei Pages 7-17
    The scholars of pre-modern Iranian art have been confronted with a basic problem: can one talk about an aesthetic of pre-modern Iranian culture? One way to approach the privileged aesthetics in any era is studying the basic concepts of art in its written sources. Naqsh (pattern) is one of the most important concepts in pre-modern Iranian culture and all the arts deal with it. Rumi’s Mathnawi is among the most important written sources of Iranian culture: it is not only a manifestation of its contemporary culture، but has also affected the Persian and Persianate culture of its period and the next periods so far. As the subject of the present research، Mathnawi is full of explicit and implicit connotations to the patterns، forms، images، and meanings in various artifacts and arts. Therefore، the concept of naqsh is one of the basic doors which opens to the aesthetics of Mathnawi. In Mathnawi، naqsh has a dual meaning: one about the works of painting; the other as a synonym of the concept of surat (form). However، Rumi by the both meanings invites the reader to pass from the realm of manifests and forms to the realm of transcendental meaning. It is the very invitation from the pattern to the beyond of pattern that forms the heart of Rumi’s aesthetics.
    Keywords: Rumi's aesthetics, pattern, painting, form, meaning, Mathnawi
  • Narges Hashempour * Pages 19-25
    Ta’ziyeh as a ritual performance is the most significant representation of the Iranian traditional- religious culture. Although Ta’ziyeh has been mostly researched either from the ritual or theatre aesthetic perspective، the ritual and theatrical elements in Ta’ziyeh، as other religious plays، are interwoven. Considering this interweaving، the aim in the following article is to show how، from the aesthetical point of view، there are a dynamic relationship between actor and audience in such a way that the audience is a co-player and the actor is a co-audience in Ta’ziyeh. In this way، it can be redefined anew the role of audience، specifically female audience. By participating in each performance،which has its own time and place، the audience and performers in Ta’ziyeh are able to experience a “liminal” and “in between” time and space. Regarding this aspect، the other aim is to demonstrate how this feature has a double -dialectic function on the audience، particularly female audience. On the one hand they repeat and stabilize their social and cultural identities; on the other they segregate themselves from the daily life and its belonging conventions and norms.
    Keywords: Tazyeh, female audience, audience, actor interaction, liminal, cultural performance
  • Said Shapouri *, Ismaeil Baniardalan, Hasan Bolkhari Qohi Pages 27-44
    The ancient Greeks were trained based on poems of Homer or tragedy writers، and Plato، almost in all his works، especially in “The Republic”، which is the most complete and best-known one، is the enemy of poetry and tragedy and the training methods based upon them. In three books of it، i. e. second، third، and tenth، more than any of his other writings، he suppresses poetry and tragedy، and with reasons، puts the poets and writers of tragedy outside his ideal city-state. Plato argues that the primary reason for this is the falseness of stories، or saying not the whole truth. He then deals with the imitation and by introducing the Universal Forms (Ideas) and the allegory of the cave، describes the imitators as those imitating the picture، which itself is an imitation of the truth. They، then، are three phases far from the truth. At this area of the visual arts، there are imitators، both painters and poets، who are the tragic writers. Plato، dividing the human soul into the noble part and the ignoble one، accuses poets because they excite the latter part of the human soul. Plato، who is looking for a new training method based on the philosophy for his utopia، does not mention it in The Republic، but at The Laws، which is the work of his old ages and his maturity، describes clearly his writings as a good example of philosophical training for the ideal city.
    Keywords: Plato, tragedy, colloquium Republic, poetry, training, imitation the Laws
  • Mehrangiz Basiri * Pages 45-52
    For centuries، artworks belonged to determinate spheres of art media like painting or sculpture which have had their own boundaries and laws. But after 1960s، the boundaries between media and also in general between art and non-art have been disappeared. By the increasing possibility of an ordinary object to be an art object، the meaning of media started to change. In 60s، the origin of artwork was not in its object; but the origin was searched in everyone’s experience. The object، just by being in field of perception، could make possible aesthetic perception. When every day perception and the experience find the main role in art of post-modernism، the theory of French phenomenologist Maurice Merleau-Ponty will give us possibilities to take an accurate look in these changes in art. In this article، his ideas of embodied perception and the correlation of sensations، and also the relation of them with new media are studied.
    Keywords: new artistic media, post, media art, perception, body, senses, experience, Maurice Merleau, Ponty
  • Firoozeh Sheibani Rezvani * Pages 53-64
    This essay is an attempt to view deconstructed notion of “Undecidability” and analyze readings that focus on a few paintings. The central argument of this study consists of two main sections. First، the formation of the West philosophy and strategies of deconstruction will be explained. Jacques Derrida developed a strategy called “deconstruction” in the mid 1960s. Deconstruction is generally presented to subvert، the various binary oppositions that undergird our dominant ways of thinking—presence/absence، speech/ writing، and so forth. The deconstructive strategy is to unmask these too-sediment ways of thinking، and it operates on them especially through two steps—reversing dichotomies and attempting to corrupt the dichotomies themselves. The strategy also aims to show that there are undecidables، that is، something that cannot conform to either side of a dichotomy or opposition. Indeed، to complicate matters، undecidability returns in two discernible forms in his explorations of these “possible-impossible” aporias، it becomes undecidable whether genuine giving، for example، is either a possible or an impossible ideal. In the second part، the three paintings of Alireza Espahbod (1330-1385)، Iranian contemporary painter deconstructed reading and analysis will be described. His major works، the study of the visual masterpieces، which are known in the history of art. Amongst our contemporary artists، a few have particular social presence. We see different periods of the artist’s works with the topics of three of these titles works: “FREEDOM”، “RED HORN”، “RED HORN (detail)”. At the end، describing and analyzing Espahbod’s paintings can be pluralistic approach in Deconstruction reading. The main objectives of this research are: Understanding concepts of “undecidability” as pharmakon، Supplement، Khora. Then feed these concepts from the perspective of deconstruction and read the text as examples of paintings. The results of this strategy are the potential of “Deconstruction” for the analysis and study of the Art domains suggests.
    Keywords: Derrida, Deconstruction, Undecidability, Painting, Alireza Espahbod
  • Ahmad Ali Heidari, Muhammad Sadegh Sadeghipour * Pages 65-77
    In this essay، the phenomena of Fear and Angst/Anxiety are analyzed according to Martin Heidegger''s thought only to prove that this significant field is defined as a range of inauthentic fear toward authentic angst/anxiety and it is revealed as»happening of truth«or strife between world and earth، in Film world? Monster، as embodiment of evil and constitutive pivotal element of Horror Cinema، is manifested in various appearances of phenomenon of fear. Horror Cinema via projecting fundamental elements of Heidegger''s hermeneutic analysis (i. e. world، death، guilt، projection، authenticity and inauthenticity) in relation to Dasein in terms of a cinematic expression، makes the disclosure of»happening of truth «in the film world possible via audience contribution، as an interpreter Dasein engaged in this world، and the revealed» happening of truth«in this Cinema is phenomenon of Fear and grounding attunement of angst/anxiety which is uncovered in a cinematic world.
    Keywords: Martin Heidegger, angst, anxiety, fear, authenticity, attunement, state, of, Mind, Cinema