فهرست مطالب

پرستاری ایران - پیاپی 87 (اردیبهشت 1393)
  • پیاپی 87 (اردیبهشت 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/02/23
  • تعداد عناوین: 8
|
  • الهام قاسمی، لیلا جانانی، ناهید دهقان نیری، رضا نگارنده* صفحات 1-13
    زمینه و هدف
    لزوم ارزیابی صلاحیت پرستاران جهت شناسایی حیطه های نیازمند رشد حرفه ای و نیازهای آموزشی پرستاران مورد تاکید روز افزون بوده و دستیابی به آن مستلزم بکارگیری ابزارهای معتبر در این زمینه می باشد. این مطالعه با هدف تعیین ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی ابزار صلاحیت پرستاران انجام شد.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر یک پژوهش روش شناختی و اعتبارسنجی بود که در آن 300 پرستار شاغل در دو مرکز درمانی دانشگاه علوم پزشکی ایران به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و وارد مطالعه گردیدند. در ابتدا نسخه اصلی ابزار صلاحیت پرستاران با استفاده از روش استاندارد Backward-Forward به فارسی ترجمه گردید. روایی ابزار از طریق محاسبه شاخص روایی محتوای والتس و باسل، روایی صوری و انجام تحلیل عاملی تاییدی بررسی شد. پایایی پرسشنامه به روش آزمون باز آزمون و سازگاری درونی ابزار ارزیابی شد. در مطالعه حاضر SPSS نسخه 16 و همچنین نرم افزار LISREL نسخه 8 جهت تحلیل عاملی تاییدی به کار رفت.
    یافته ها
    شاخص اعتبار محتوا برای کل ابزار 0/94 و برای هریک از گویه ها بیشتر از 0/83 بدست آمد. طبق نتایج تحلیل عاملی، مقادیر بار عاملی گویه ها بین 0/38 تا 0/67 قرار داشته و همگی معنی دار بودند و هفت بعدی که در ابزار اصلی معرفی شده بود با مقادیر قابل قبول تایید گردید. پایایی درون رده ای کل ابزار 0/94 بدست آمد. همچنین پایایی ابزار به روش همسانی درونی (آلفای کرونباخ) برای کل ابزار 0/97 و برای ابعاد ابزار بین 0/68 تا 0/87 بدست آمد.
    نتیجه گیری کلی: نسخه فارسی ابزار صلاحیت پرستاران دارای مشخصه های روان سنجی قابل قبولی در جمعیت پرستاران ایرانی می باشد و می توان از آن به عنوان یک ابزار معتبر در حوزه های مدیریت نیروی انسانی، آموزش و پژوهشهای پرستاری بهره برد.
    کلیدواژگان: روان سنجی، صلاحیت بالینی، پرستار، ایران
  • مهدیه جعفری، اصغر دالوندی* صفحات 14-22
    زمینه و هدف
    سکته مغزی تاثیرات پیش بینی نشده و مخربی در زندگی بیماران به جا می گذارد که منجر به تغییراتی در زندگی آنها می شود و در نهایت کیفیت زندگی آنان را تحت تاثیر قرار می دهد. هدف این مطالعه تعیین کیفیت زندگی بیماران سکته مغزی و عوامل مرتبط با آن می باشد.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی و جامعه پژوهش کلیه بیماران سکته مغزی ساکن شهر کرمان بودند. نمونه پژوهش 95 بیمار بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها به وسیله پرسشنامه مشخصات دموگرافیک، پرسشنامه کیفیت زندگی SF-36 و ابزار سنجش شدت سکته مرکز ملی سلامت جمع آوری گردید و سپس با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون و اسپیرمن) و توسط نرم افزار SPSS نسخه 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج پژوهش حاکی از پایین بودن نمره میانگین کیفیت زندگی در بیماران سکته مغزی بود. بیماران مسن تر و مطلقه/بیوه با شرایط اجتماعی-اقتصادی پایین، کیفیت زندگی ضعیف تری را گزارش کردند (0/05> p) افزایش طول دوره بیماری 0/005 =p و شدت ضایعه 0/001 =p، کیفیت زندگی را کاهش داده بود. (0/05> p) نتیجه گیری کلی: براساس یافته های پژوهش اندازه گیری کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سکته مغزی و عوامل مرتبط با آن بسیار مهم است و این دانش می تواند به برنامه ریزی درمانی مناسب جهت ارتقا و بهبود کیفیت زندگی این بیماران کمک کند.
    کلیدواژگان: سکته مغزی، کیفیت زندگی، عوامل مرتبط، پرسشنامه SF، 36
  • فتاح شریف زاده، علی محمدی مهمویی*، حسین علیزاده، سجاد خانی پردنجانی، فرزانه حشمتی صفحات 23-33
    زمینه و هدف
    امروزه بیمارستان ها هزینه های مالی و انسانی بسیار زیادی با ترک خدمت پرستاران متحمل می شوند. عوامل مختلفی در ترک خدمت پرستاران تاثیرگذار هستند که یکی از آنها تعارض کار- خانواده است. از این رو هدف این تحقیق، تعیین رابطه تعارض کار- خانواده با میزان تمایل به ترک پرستاران می باشد.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع مطالعات توصیفی پیمایشی است که 257 پرستار از بیمارستان های امام خمینی، فیروزگر، دی و هاشمی نژاد شهر تهران که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده بودند در آن شرکت نمودند. داده ها به کمک پرسشنامه های استاندارد تعارض خانواده-کار Carlson و همکاران و پرسشنامه ترک خدمت Tei و Yamazakei جمع آوری گردید. داده ها به روش Path analysis و همچنین آزمون های Pearson Correlation، Independent-Samples T-Test توسط نرم افزارهای LISREL و SPSS نسخه 16 مورد تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    آزمون Path analysis نشان داد که تعارض کار- خانواده رابطه مثبت و معنی داری (0/9 = β) با میزان تمایل به ترک پرستاران دارد (0/01 > P). همچنین نتایج آزمون همبستگی Pearson مشخص نمود که جنسیت با تعارض کار- خانواده (0/13 = r و 0/05 > P)، تمایل به ترک با سن (0/15 = r و 0/05 > P) و سابقه خدمت (0/17 = r و 0/01 > P) همبستگی مثبت و معنی داری دارند. در نهایت نیز به کمک آزمون Independent-Samples T-Test مشخص شد که میزان تعارض کار- خانواده بیمارستان های بخش دولتی بیشتر از بیمارستان های بخش خصوصی است (0/02 = P)؛ اما در مورد میزان تمایل به ترک پرستاران بخش خصوصی و دولتی تفاوت معنی داری مشاهده نشد (0/66 = P).
    نتیجه گیری کلی: آگاهی و شناخت از میزان تعارض کار- خانواده پرستاران می تواند در کاهش تبعات و نتایج منفی آن همچون ترک خدمت پرستاران، نقش بسزایی ایفا کند و مبنای مناسبی جهت اتخاد استراتژی های کارا و اثربخش مدیریت منابع انسانی فراهم آورد.
    کلیدواژگان: تعارض کار، خانواده، تمایل به ترک خدمت، پرستاران
  • کیومرث نیاز آذری، ترانه عنایتی*، رضا بهنام فر، زهرا کهرودی صفحات 34-42
    زمینه و هدف
    اخلاق حرفه ای، تاثیر چشم گیری بر روی فعالیت ها و عملکرد فردی و گروهی و نتایج سازمان دارد. هدف این پژوهش بررسی رابطه اخلاق حرفه ای با تعهد سازمانی کارکنان بود.
    روش بررسی
    در پژوهش توصیفی- همبستگی حاضر، تعداد 226 نفر از کارکنان مراقبتی و اداری بیمارستان امام رضا (ع) شهرستان آمل شامل پرستاران، منشی بخش ها، پرسنل امور اداری و کارکنان بخش مدارک پزشکی، به صورت تصادفی ساده انتخاب شده و به پرسشنامه های اخلاق حرفه ای علی و تعهد سازمانی آلن و مایر پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده، با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 و آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی ساده انجام شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که اخلاق حرفه ای با تعهد سازمانی و ابعاد سه گانه آن (عاطفی، مستمر، هنجاری) همبستگی معنی دار و مثبت دارد. همچنین اخلاق حرفه ای، قدرت پیش بینی تعهد سازمانی کارکنان را دارد (P<0/001)، به گونه ای که با افزایش یک نمره در اخلاق حرفه ای، میانگین نمره تعهد سازمانی کارکنان، 0/284 نمره افزایش خواهد داشت.
    افزایش یک نمره در اخلاق حرفه ای، میانگین نمره تعهد سازمانی کارکنان، 0/284 نمره افزایش خواهد داشت.
    نتیجه گیری کلی: با توجه به نتایج توصیه می شود مدیران سازمان های مراقبتی، ابعاد عمومی اخلاق حرفه ای و همچنین ابعاد اختصاصی آن را بر اساس مشاغل مختلف در حین کار مورد تاکید قرار داده و خود به عنوان الگوی سایرین، پیشگام رعایت عملی اصول اخلاقی باشند.
    کلیدواژگان: اخلاق حرفه ای، بیمارستان امام رضا(ع)، کارکنان اداری
  • فروغ رفیعی، حبیب شارعی نیا*، مهناز سیدالشهدایی، پیام صراف، فریدون محمودی صفحات 43-54
    زمینه و هدف
    بی اختیاری ادراری جنبه های مختلف زندگی روزانه بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس را تحت تاثیر قرار داده و آثار منفی بر کیفیت زندگی این بیماران به جای می گذارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش تمرین عضلات کف لگن بر بی اختیاری ادراری بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام شد.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر یک مطالعه کارآزمایی بالینی از نوع قبل و بعد می باشد. نمونه شامل 50 بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس دارای بی اختیاری ادراری مراجعه کننده به درمانگاه ام اس بیمارستان امام خمینی (ره) تهران بود که دارای شرایط ورود به مطالعه بودند و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. بیماران نحوه انجام تمرین عضلات کف لگن را آموزش دیدند و به مدت سه ماه متوالی این تمرینات را انجام دادند. قبل از مداخله و در انتهای ماه سوم بی اختیاری ادراری به وسیله پرسشنامه ICIQ-UI SF (فرم کوتاه پرسشنامه مشاوره ای بین المللی در مورد بی اختیاری ادراری) مورد ارزیابی قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 و آزمون های آماری توصیفی، آزمون تی همبسته، ویلکاکسون، مک نمار و آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    تمام 45 بیمار تمرینات عضلات کف لگن را تا انتهای ماه سوم انجام دادند. در بررسی نمونه های مورد پژوهش از نظر تعداد دفعات نشت ادراری، میزان نشت ادراری و میزان تاثیر بی اختیاری بر کیفیت زندگی بعد از آموزش تفاوت معنی دار آماری مشاهده گردید (P <0. 001).
    نتیجه گیری کلی: بر اساس یافته ها، آموزش تمرین عضلات کف لگن در کاهش بی اختیاری ادراری بیماران مبتلا به ام اس موثر می باشد. لذا به عنوان روشی غیر دارویی، غیرتهاجمی و کم هزینه در کنترل بی اختیاری ادراری این بیماران پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: تمرین عضلات کف لگن، بی اختیاری ادراری، مولتیپل اسکلروزیس
  • افتخارالسادات حاجی کاظمی، سیده فاطمه اسکویی، هدی مکاری*، سمیه فغانی پور، آغا فاطمه حسینی صفحات 55-66
    زمینه وهدف
    به منظور بالابردن سطح سلامت نوجوانان لازم است که والدین اطلاعات لازم در رابطه با بهداشت باروری را به موقع در اختیار آنان قرار داده و به سوالاتشان پاسخ دهند. عدم توجه به این نیاز به دلایل مختلف منجر به اخذ اطلاعات ازمنابع ناسالم خواهد شد. این مطالعه با هدف تعیین دیدگاه والدین در خصوص آموزش روش های پیشگیری از بارداری به دختران نوجوان دانش آموز در شهر تهران انجام گرفت.
    روش بررسی
    این مطالعه توصیفی از نوع مقطعی بود. جامعه پژوهش را کلیه والدین ایرانی ساکن تهران که دارای دختر نوجوان 18-14 ساله مشغول به تحصیل در یکی از دبیرستانهای شهر تهران در سال 1392 بودند تشکیل داد. نمونه گیری از نوع تصادفی طبقه ای و تعداد نمونه ها 400 نفر بود. داده ها با پرسش نامه ای مشتمل بر سه بخش مشخصات دموگرافیک، دیدگاه والدین در خصوص آموزش روش های پیشگیری از بارداری و نیز زمان، روش و منابع مناسب آموزش روش های پیشگیری از بارداری جمع آوری و با استفاده از آمار توصیفی و نیز آزمون کای دو تحت نرم افزار spss نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    براساس نتایج، 66/7 درصد از والدین اعلام کردند که صحبت کردن با نوجوان در زمینه بهداشت باروری بر سلامتی وی تاثیر مثبت دارد. آزمون کای دو بین شغل مادران با دیدگاه والدین نسبت به تاثیر مثبت صحبت با نوجوان در مورد بهداشت باروری ارتباط معنی دار نشان داد (p<0.05)، در عین حال 58/2 درصد از والدین مخالف صحبت کردن با فرزندان خود در مورد روش های پیشگیری از بارداری بودند. براساس آزمون کای دو بین تحصیلات مادران با دیدگاه آنان نسبت به آموزش پیشگیری از بارداری ارتباط مثبت و معنی دار به دست آمد (p<0.001). درصد از والدین بهترین زمان آموزش را هنگام ازدواج ذکر نمودند. همچنین 41/8 درصد از والدین تدریس در کلاس را به عنوان بهترین روش و 56/7 درصد از آنها اولیاء مدارس را مناسب ترین منبع آموزش عنوان نمودند. در ضمن 98 درصد از آنان با آموزش از طریق اینترنت مخالف بودند.
    نتیجه گیری کلی: باتوجه به یافته ها به نظر می رسد که والدین هنوز خود آمادگی لازم جهت آموزش بهداشت باروری به فرزندان خویش را ندارند و به سایر منابع نظیر مراکز بهداشتی درمانی نیز به راحتی اجازه صحبت در این زمینه را نمی دهند. یافته های پژوهش حاضر می تواند مورد استفاده سیاستگزاران وزارت بهداشت بهداشت و وزارت آموزش و پرورش و سایر دست اندر کاران قرار گیرد. به نظر می رسد انجام مطالعاتی مشابه از دیدگاه نوجوانان و نیز معلمان در این زمینه می تواند بسیار راهگشا باشد.
    کلیدواژگان: روش های پیشگیری ازبارداری، نوجوان، دانش آموز
  • لادن ناصح*، رحیم علی شیخی، فروغ رفیعی صفحات 67-78
    زمینه و هدف
    سالمندان مقیم آسایشگاه ها جزء آسیب پذیرترین قشر سالمندان هستند بطوریکه توجه به کیفیت زندگی آن ها یکی از چالش برانگیزترین موضوعات بهداشتی قرن حاضر است. این مطالعه با هدف تعیین کیفیت زندگی و برخی عوامل مرتبط با آن در سالمندان مقیم سراهای سالمندی استان چهارمحال و بختیاری صورت گرفت.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی از نوع مقطعی است که در آن 87 نفر سالمند مقیم سراهای سالمندی شبانه روزی استان چهارمحال و بختیاری با روش سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. داده ها بوسیله فرم مشخصات فردی و پرسشنامه کیفیت زندگی SF-36 جمع آوری و بوسیله روش های آماری توصیفی و استنباطی (آزمون های تی مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه، کروسکالوالیس و آنالیز رگرسیون) با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 15 تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    میانگین کیفیت زندگی سالمندان 41/56 با انحراف معیار 18/59 بدست آمد و اکثریت افراد برای کیفیت زندگی کل و هر یک از خرده مقیاس های آن میانگین نمره زیر 50 گرفتند که بیشترین و کمترین میانگین و انحراف معیار نمره کسب شده به ترتیب به خرده مقیاس های «عملکرد فیزیکی» (18/55 ± 49/70) و «محدودیت در ایفای نقش به علت مشکلات عاطفی» (17/71± 36/87) اختصاص یافت. همچنین از بین متغیرهای فردی مورد بررسی کیفیت زندگی با سن، جنس، سطح تحصیلات و رضایت از سرای سالمندی ارتباط معنی دار داشت (0/05> P) که بیشترین همبستگی بین کیفیت زندگی و سن مشاهده شد (0/000 P = و β=-0.537).
    نتیجه گیری کلی: کیفیت زندگی سالمندان بطور کلی و بخصوص در حیطه ایفای نقش عاطفی پائین بود. از طرفی مسن ترها، زنان، افراد بی سواد یا کم سواد و کسانی که رضایت کمتری از سرای سالمندی داشتند؛ از کیفیت زندگی ضعیف تری برخوردار بودند. لذا شایسته است اقدامات آموزشی و حمایتی مناسبی برای کلیه سالمندان مقیم سراهای سالمندی بویژه افراد مسن تر، زنان و افراد بی سواد یا کم سواد صورت گیرد.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، سالمندان، سراهای سالمندی
  • لیلی یکه فلاح، حمیده عظیمی*، طاهره صادقی صفحات 79-87
    زمینه و هدف
    دیابت را نمی توان درمان کرد، ولی با روش های دیگری مثل ورزش (یوگا، پیاده روی و..) و همچنین داشتن ر‍ژیم غذایی متعادل می توان آن را کنترل نمود. این پژوهش با هدف مقایسه تاثیر یک ماه ورزش های منظم یوگا و پیاده روی بر میزان قندخون و تعداد قرص مصرفی افراد دیابتی نوع II انجام شده است.
    روش بررسی
    در این پژوهش نیمه تجربی 60 مرد و زن 30 تا 55 ساله مبتلا به دیابت نوع II به صورت تصادفی ساده به سه گروه یوگا، پیاده روی و کنترل تقسیم شدند. گروه یوگا و پیاده روی به مدت یک ماه هر روز به مدت 45 دقیقه تحت مداخله قرار گرفتند. تمرینات در سالن و دسته جمعی انجام شد. داده ها به وسیله پرسشنامه توسط همه گروه ها، در دو نوبت قبل و پایان مداخله جمع آوری شد. قندخون ناشتای افراد نمونه توسط گلوکومتر (ZD) (GM300) در دو نوبت (قبل و پایان مداخله) اندازه گیری شد. اطلاعات نمونه ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نرمالیته میزان قندخون ناشتای سه گروه بعد از بررسی (با استفاده از آماره کلموگروف اسمیرونف)، با آنالیز واریانس یک طرفه با هم مقایسه گردید و میزان مصرف داروها و جنس در سه گروه با استفاده از مجذور کای دو و آنالیز واریانس مقایسه شد. محاسبات در سطح معنی داری 95 درصد انجام شدند.
    یافته ها
    کاهش قند خون ناشتا در پایان مداخله در گروه یوگا معنی دار بود (p=0 /016) و در گروه پیاده روی معنی دار نبود (p=0/054). تعداد قرص مصرفی در انتهای مداخله تفاوت معنی داری با ابتدای مداخله نداشت (p > 0/05). در بررسی همزمان قندخون ناشتای ابتدا و انتهای مداخله در سه گروه تفاوت معنی داری مشاهده شد(p<0.05) نتیجه گیری کلی: انجام یک ماه ورزش یوگا و پیاده روی در کاهش قند خون ناشتا در افراد دیابتی نوع II موثر است. اگر چه ورزش یوگا در کاهش قند خون ناشتا موثرتر بود ولی در تعداد قرص مصرفی کاهش معنی داری مشاهده نشد. ممکن است در صورت افزایش مدت مداخله و یا تعداد نمونه ها، کاهش معنی داری در تعداد قرص مصرفی مشاهده شود.
    کلیدواژگان: ورزش، یوگا، پیاده روی، دیابت نوع 2
|
  • E. Ghasemi, L. Janani, N. Dehghan Nayeri, R. Negarandeh * Pages 1-13
    Background and Aim
    There has been increasing emphasis on professional nurses’ competency to identify areas for professional development and educational needs and to achieve this, it is required that nurses’ competency to be assessed by valid instruments. The aim of this study was to assess psychometric properties of the Persian version of Competency Inventory for Registered Nurse (CIRN).
    Material and Methods
    This psychometric evaluation of the “Competency Inventory for Registered Nurse” used a methodological study design. Three hundred clinical nurses from two general hospitals in Tehran were selected by simple random sampling method. Original version of the instrument was translated from English to Persian language using Backward-Forward translation method. The validity of the instrument was determined using Waltz and Bausell’s content validity index, face validity and confirmatory factor analysis. Reliability of the instrument was reported by Alpha Cronbach coefficient and Intraclass Correlation Coefficient. The SPSS-PC (v. 16) and LISREL was used to analyze the data.
    Results
    content validity index was obtained 0.94 for the scale, and more than 0.83 in each item. According to the results of factor analysis, factor loading of items were 0.38-0.67, all of them were significant and the 7 subscales of the original instrument were confirmed with acceptable scores. Intraclass correlation coefficient of the scale was 0.94. Moreover, internal reliability of the total scale was determined by alpha Cronbach coefficient (0.97) and it was 0.68-0.87 for the subscales.
    Conclusion
    The results of this study indicated that the Persian version of “Competency Inventory for Registered Nurse” is a valid and reliable instrument for the assessment of competency among Iranian nurses and it can be used as a reliable instrument in nursing management, education and research.
    Keywords: Psychometrics, Clinical Competency, Nurse, Iran
  • M. Jafari, A. Dalvandi * Pages 14-22
    Background and Aim
    The impact of stroke on patients’ lives is usually unexpected and devastating. It leads to some changes in their life and eventually deteriorates their quality of life. The aim of this study was to determine the quality of life of stroke survivors and its related factors.
    Material and Methods
    It was a cross-sectional, descriptive study. The study population included all stroke survivors living in Kerman city. Ninety-five patients were recruited by convenience sampling. Data was collected by demographic sheet, short form 36 (SF-36), and National Institutes of Health Stroke Scale (NIHSS) and was analyzed by descriptive and referential statistics (Pearson and spearman coefficient correlation) using SPSS-PC (v. 16).
    Results
    The results showed that stroke survivors had low scores indicating poor health at some of the subscales of (SF-36). Elderly stroke patients, single/ divorced patients and those with poorer socio-economic status had lowest quality of life (p<0.05). Long duration and severity of disease had reduced quality of life.(p<0.05)
    Conclusion
    According to the findings, measurement of quality of life of stroke survivors and its related factors is very important and this knowledge could help to appropriate planning to promote the quality of life of these survivors.
    Keywords: Stroke Survivors, Quality of life, Related Factors, SF, 36 Questionnaire
  • F. Sharifzadeh, A. Mohammadi Mahmouei *, H. Alizadeh, S. Khani Pordanjani, F. Heshmati Pages 23-33
    Background and Aim
    Nowadays hospitals bear with the financial and human costs because of nurses’ turnover. Many factors affect nurses’ turnover and work-family conflict is one of these variables. Thus, the purpose of this study is determining the relationship between work-family conflict and intention to leave among nurses.
    Material and Methods
    It was a descriptive, cross-sectional study. A total of 257 nurses working in Emam Khomeini, Firouzgar, and Day & Hashemi Nejad hospitals in Tehran who were selected by stratified random sampling participated in the study. Data was gathered via Carlson et al. and Tei & Yamazakei standard questionnaires. Data analysis performed by Structural Equation Modeling, Path Analysis, and Independent T-Test via LISREL and SPSS-PC (v.16).
    Results
    Path Analysis showed that work-family conflict had a positive significant relationship (β= 0.9) with intention to leave among nurses (P<0.01). Pearson correlation test showed that there is a positive significant relationship between gender and work-family conflict (P<0.05, r=0.13), Intention to leave and age (P<0.05, r=0.15) and years of work experience (P<0.01, r=0.17). Also we found that work-family conflict in public hospitals was more than private hospitals (P=0.02). However, there was no significant difference between intention to leave in public and private hospitals (P=0.66).
    Conclusion
    Recognition of nurse's work-family conflict can play an important role in reducing the consequences and negative outcomes such intention to leave among nurses and provide an efficient basis to adopt effective strategies for human resource management.
    Keywords: Work, Family Conflict, Turnover, Nurses
  • K. Niazazari, T. Enayati *, R. Behnamfar, Z. Kahroodi Pages 34-42
    Background and Aim
    Professional ethic has a significant effect on individual and group performance and organizational results. The aim of this study was to investigate the relationship between organizational commitment and professional ethics.
    Materials and Methods
    It was a descriptive-correlational study. The sample consisted of 226 persons including nurses and administrative personnel (ward clerks, medical records employees…) of Imam Reza hospital in Amol city. They were randomly selected according to Krejcie and Morgan table and responded to Ali professional ethic questionnaire and Allen and Myer organizational commitment questionnaire. Data was analyzed by Pearson correlation and simple linear regression analysis tests using SPSS-PC (v. 16).
    Results
    The results showed that professional ethic has a positive significant relationship with organizational commitment and it’s three dimensions (Affective, Continuance, Normative). Professional ethic also could predict organizational commitment (P<0/001), in such a way that an increase of one grade in professional ethics, will increase 0/284 grade in commitment mean.
    Conclusion
    According to the findings, it is recommended that the managers of care organizations emphasis on general and specific aspects of professional ethic according to different jobs and as a role model act as a pioneer in consideration of ethic in their performance.
    Keywords: Professional Ethic, Imam Reza Hospital, Administrative Personnel
  • F. Rafii, H. Shareinia *, M. Seyedalshohahadaee, P. Sarraf, F. Mahmoodi Pages 43-54
    Background and Aim
    Urinary incontinence affects various aspects of daily life of patients with Multiple Sclerosis (MS) and remains negative effects on their quality of life. The purpose of this study was to determine the effect of pelvic floor muscle training on urinary incontinence in patients with MS.
    Material and Methods
    It was a quasi-experimental, before-after clinical trial. The sample consisted of 50 MS patients with urinary incontinence admitted to MS clinic of Imam Khomeini Hospital in Tehran who had been selected by convenience sampling method. The patients were taught how to perform pelvic floor muscle exercise and performed the exercises for three consecutive months. The patients completed ICIQ-UI SF questionnaire before the intervention and at the end of the third month. Data was analysed by descriptive statistics, paired t-test, Wilcoxon, McNemar and ANOVA using SPSS-PC (v.16).
    Results
    A total of 45 patients continued to participate in the trial until the end of the third month. There were significant differences between the frequency of urinary leakage, urine leakage and incontinence impact on quality of life before and after training were (P <0. 001).
    Conclusion
    According to the findings, pelvic floor muscle training reduces urinary incontinence of patients with MS. Accordingly teaching pelvic floor muscle exercise as a non-pharmacologic, non-invasive and low cost intervention to control urinary incontinence is recommended for these patients.
    Keywords: Pelvic Floor Muscle Training, Urinary Incontinence, Multiple Sclerosis
  • E. Hajikazemi, F. Oskouie, H. Mokari *, S. Faghanipour, Af Hosseini Pages 55-66
    Background and Aims
    To increase the adolescents’ health, parents are required to share the needed information about reproductive health with them and answer their questions in a timely manner. Ignoring this need due to different reasons leads to getting information from unhealthy sources. This study was performed in the city of Tehran to determine parent's views about teaching contraceptive methods for their female students.
    Material and Methods
    It was a descriptive, cross-sectional study. The research population consisted of all Iranian parents of 10-19 years old high school girls living in Tehran in 2013. Cluster sampling was used to select a sample size of 400. Data was gathered using a questionnaire containing three parts of demographic characteristics, parent's views about teaching contraceptive methods and appropriate time, method and sources for teaching contraceptive methods and was analyzed by descriptive statistics and Chi- square test using SPSS-PC (v. 18).
    Results
    According to the findings, 66.7% of parents believed that talking with their daughters has a positive effect on her heath. Chi- square test showed that there is a significant relationship between mothers’ positive perspective about talking with their daughters and mothers’ job (p<0.05). At the meanwhile, 58.2% of parents disagreed on talking with their daughters about contraceptive methods. Chi- square test showed a positive significant relationship between mother ‘education and their positive perspective about contraceptive methods education (p<0.001). A total of 35.3% of the parents believed that the best time for teaching is at the time of marriage. A total of 41.8% of the parents believed that teaching in classroom is the best method and 56.7% mentioned schools as the best source for teaching. Majority of the parents (98%) disagreed with learning this issue by word wide web.
    Conclusion
    According to findings, it seems that the parents are not still prepared to teach the issues related to reproductive health to their daughters and do not easily let other sources such as health centers to talk about these topics. The findings can be used by policy makers of Ministry of Health and Medical Education and other related organizations. It seems that doing similar studies considering viewpoints of adolescents and teachers can be very helpful.
    Keywords: Contraceptive methods, Adolescent, Student
  • L. Naseh *, Ra Shaikhy, F. Rafii Pages 67-78
    Background and Aim
    Elderly residents of nursing homes are one of the most vulnerable elderly populations and addressing the quality of these people’s life is one of the most challenging health issues in this century.The aim of our study was to determine the quality of life (QOL) and its related factors among elderlies living in Charmahal va Bakhtiyari nursing homes.
    Material and Methods
    In this descriptive, cross-sectional study, 87 elderlies living in Charmahal va Bakhtiyari nursing homes were recruited by census. Data was collected by Short Form Quality of Life (SF-36) and then analyzed by independent t-test, ANOVA, Kruskal-Wallis and regression analysis using SPSS-PC (v.15).
    Results
    The mean score of total QOl was 41.56±18.59 and most participants scored lower than 50 for overall quality of life and each of its subscales. The highest and lowest quality of life standard deviation and mean score was associated with “physical performance” (47.70±20.55) and “Emotional role playing” (36.78±27.71) subscales. Also quality of life was associated with age, gender, educational level and satisfying with nursing homes (P<0.05). Moreover, QOL was mostly related with age (β=-0.537, p=0.000).
    Conclusion
    The Quality of life of elderly residents of nursing homes was low, especially in emotional role playing subscale. Moreover, the quality of life of older ones and illiterate participants, women and those with lower satisfaction with nursing homes was lower. Accordingly, designing and performing appropriate training and supportive interventions to promote these elderly people’s QOL are recommended.
    Keywords: Quality of Life, Elderly, Nursing home
  • L. Yekkeh Fallah, H. Azimi *, T. Sadeghi Pages 79-87
    Background and Aim
    Diabetes can’t be cured, but it can be controlled by other ways such as safe exercise (Yoga- walking …) and balanced diet. The aim of this study was to compare the effects of a one –month regular yoga and walking exercise on blood glucose level and amount of anti-diabetics tablets used by people with type II diabetes.
    Material and Methods
    This quasi-experimental study was conducted on 60, 30-55 year old female and male volunteers with diabetes. The Participants were randomly assigned into 3 groups of yoga, walking and control. Yoga and walking group exercised for 45 minutes daily during a one month period. All of Participants completed the questionnaire for 2 times, before and after intervention. Patients were tested twice (before and after intervention) for fasting blood glucose by glucometer (ZD) (GM300). Data related to fasting blood glucose and the number of anti-diabetic tablets and sex were analyzed by Chi–square test and one-way ANOVA using SPSS win (v.16).
    Results
    Reduction of fasting blood glucose was significant at the end of intervention in yoga group (p=0 /016). However, it was not significant in walking group (p=0/054). There was no significant difference between the number of anti-diabetic used tablets before and after intervention (p > 0/05). There was significant differences in fasting blood glucose levels of the 3 groups after intervention according to repeated measurement (p<0.05).
    Conclusion
    According to the findings, one month of yoga and walking exercise is effective in reducing fasting blood glucose in people with type II diabetes. Although yoga was more effective in reducing fasting blood glucose, but it did not make a significant reduction in anti-diabetics used tablets. A same study with more duration of intervention and larger sample size is recommended.
    Keywords: Exercise, Yoga, Walking, Diabetes Type II