فهرست مطالب

حدیث پژوهی - پیاپی 11 (بهار و تابستان 1393)
  • پیاپی 11 (بهار و تابستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/06/31
  • تعداد عناوین: 10
|
  • صمد عبداللهی عابد*، مریم داودی ایمان صفحات 7-26
    یکی از مسائلی که جزو اختلافات اعتقادی در بین شیعه و اهل تسنن است، مسئله جواز و عدم جواز سهوالنبی است. روایاتی در این زمینه از طریق شیعه و اهل تسنن وارد شده است که همه علمای اهل تسنن و برخی از علمای شیعه، این دسته از روایات را صحیح دانسته و عصمت مطلقه نبی اکرم را زیر سوال برده اند. این روایات در سه حیطه سهو پیامبر در نماز، خواب ماندن ایشان از نماز صبح و راهنمایی خطا در تابیرالنخل مطرح شده است. در این مقاله، فقط به بررسی سندی و انگیزشی روایات سهو در نماز که از طریق اهل تسنن وارد شده، پرداخته و اثبات می شود که جاعلان این گونه احادیث، هدفی جز پایین آوردن شخصیت پیامبر اکرم و هم سطح قرار دادن ایشان با خلفا نداشته اند، زیرا جایی که پیامبر خطا و سهو کند، اشتباهات خلفا توجیه خواهد شد؛ اما ساحت مقدس نبی اعظم برتر و بالاتر از آن است که گرد سهو یا إسها بر آن بنشیند. علاوه بر اینکه این روایات، ضعف سندی نیز دارند.
    کلیدواژگان: روایات، اهل تسنن، سهوالنبی، بررسی تاریخی، سندی
  • سهیلا پیروزفر*، زهرا شرف الدین صفحات 27-48
    در کنار همه آیاتی که قدرت یکسان زنان و مردان را در رسیدن به کمال و فضیلت ها مطرح می کنند، روایاتی وجود دارند که از نقص استعدادی زنان در رسیدن به کمال یا وجود ارزش های متفاوت مردانه و زنانه حکایت می کنند. از آنجا که مهم ترین کمال در اندیشه دینی، نزدیکی به خداوند و دست یافتن به ایمانی ناب، قرب الهی و رسیدن به رستگاری است، وجود متونی که توان زن را در رسیدن به حقیقت ایمان ناقص می دانند، بسیار مهم خواهدبود. یکی از احادیث در این موضوع، حدیثی از پیامبر اکرم است که در کافی، من لایحضر و بعضی دیگر از منابع معتبر شیعی بدین مضمون آمده است: «الناجی من الرجال قلیل و من النساء اقل و اقل». براساس این روایت، زنان از نظر دستیابی به سعادت ناتوان تر از مردان معرفی شده اند. این مقاله با تحلیلی سندی و متنی به ارزیابی این روایت پرداخته و اولا نشان داده است که هیچ یک از طرق این حدیث، خالی از ضعف نیست. سپس متن حدیث نقد و تحلیل شده و با فرض صدور حدیث از سرچشمه علم نبوی، این روایت از نوع قضیه خارجیه خاص زمان صدور تلقی شده است که قابلیت تعمیم به عموم مردان و زنان را ندارد.
    کلیدواژگان: حدیث الناجی...، بررسی حدیث، رستگاری زنان و مردان
  • سید مجتبی عزیزی*، میثم مطیعی صفحات 49-84
    صاحبان منابع مهم رجالی و دیگر علمای بزرگ رجال در مواضع متعددی در جرح و تعدیل برخی از رجال حدیث، اتفاق نظر ندارند، بلکه اختلاف هایی جدی دارند. برای حل این اختلاف ها لازم است که ملاک هایی برای ترجیح اقوال رجالیون در مواضع اختلاف آن ها در جرح و تعدیل یافت. بحث از این ملاک ها و تحلیل آن ها، هدف اصلی مقاله حاضر است. برخی ازملاک های بزرگان رجال در این زمینه عبارت اند از: رجوع به شخصیت رجالی، کیفیت قول جارح و معدل، نحوه دسترسی جارح و معدل به احوال راوی، تقدیم قول جارح، جمع بین قول جارح و معدل(قول به تفصیل)، تقدیم قول معدل. نگارندگان در مقاله حاضر می کوشند تا با بررسی سابقه و مبانی این ملاک ها و نیز بررسی مواردی از آن ها، درباره چند تن از رجال حدیث مورد اختلاف، نشان دهند که مبنای اصلی وضع ملاک های مذکور «زیادتی علم» است و بر این مبنا نمی توان یکی از این ملاک ها را در همه موارد اختلاف در جرح و تعدیل روات جاری دانست؛ حتی در برخی موارد، مبنای «زیادت در علم و بیشتر بودن اطلاع» باعث می شود که این قاعده ها در جهت عکس اعمال شود.
    کلیدواژگان: علم رجال، جرح، تعدیل، تعارض جرح و تعدیل، اختلاف رجالیون، ملاک تقدیم جارح، زیادت علم
  • محمد فاکر میبدی* صفحات 85-106
    در میراث عظیم اهل بیت ذخیره ای ارزشمند تعبیه شده است. نام این ذخیره معنوی، زیارت است که شیفتگان ماورای محیط طبیعت تلاش دارند با ایجاد ارتباط با نقطه ای محوری در ولایت الهی، بدان دست یابند. در این ارتباط، افزون بر اتصال قلبی، تلفظ به واژه هایی که شایسته مقام و منزلت مزور است، نیز لازم است. بی تردید یکی از مهم ترین و جامع ترین متونی که توانسته است این بار گران را بر دوش کشد، زیارت جامعه کبیره مروی از امام هادی است؛ زیارتی که محتوای عمیق و دقیق عقیدتی، سیاسی، اخلاقی و معرفتی را در خود جای داده و زائر را به مرتفع ترین قله های معارف در عرصه امام شناسی رهنمون می کند. متن بلیغ، فصیح و قدسی که منابع متعدد روایی شیعه از عیون شیخ صدوق در قرن چهارم تا مصباح مشکینی در قرن پانزدهم به نقل آن پرداخته اند و در کتب ادعیه در کنار قرآن، در بسیاری از منازل شیعیان به مناسبت ها قرائت می شود. لیکن در این میان، برخی چون محدث نوری مدعی حذف بعضی از فقرات متن اصلی زیارت شده است. در این نوشتار، با بررسی متن زیارت جامعه به ادعای حذف یا به تعبیر درست تر، تحریف متن زیارت جامعه پاسخ داده شده و نتیجه گیری می شود که از متن مشهور زیارت جامعه کبیره چیزی کاسته نشده و آن متن بدون تغییر و تصحیف و کاهش است.
    کلیدواژگان: زیارت، زیارت جامعه، متن، شیخ صدوق، محدث نوری
  • غلامرضا رئیسیان*، رضا مسرور صفحات 107-138
    گاهی در احادیث ائمهk سخن از شخصیتی با ویژگی هایی خاص است، ولی به صراحت نامی از او برده نشده و این امر باعث شده در طی اعصار، مصادیق گوناگونی برای آن شخصیت(چه بسا منظور ائمهk این مصداق ها نباشد) بیان شوند؛ از جمله آن می توان به «قائم» اشاره کرد. در طی دوران، مصادیق متفاوتی حتی از سوی ائمهk برای قائم بیان شده است. در این مقاله، سعی شده با جامع نگری به روایات مربوط، معنا و مفهوم کامل و مصداق اصلی قائم ارائه شود. مصادیق مختلف و علل صحت یا صحت نداشتن انتساب آنان به عنوان مصداق اصلی قائم یا به عبارتی دیگر، قائم اصلی(کسی که واجد تمام ویژگی های ذکر شده در روایات برای قائم باشد) بیان گردد. همچنین برخی از روایات هم خانواده در ریزموضوعات مطرح شده، مورد بررسی سندی و نقد محتوایی قرار گرفته اند تا میزان اعتبار روایت و موضوع سنجیده شود، با وجود اینکه کثرت روایات هم خانواده در یک موضوع که بر مطلب مشترکی دلالت می کند، حتی اگر متواتر لفظی نباشد، متواتر معنوی به شمار می رود؛ در نتیجه بیانگر اعتبار واعتماد به آن موضوع است. با توجه به روایات و معنا و مفهوم کامل «قائم»، امام زمان مصداق اصلی معرفی شده است، ادله و راهکار هایی برای تمییز قائم اصلی از غیر آن(دیگر قائم ها) در روایات ارائه شده است. در پایان، نقش شناخت معنا و مفهوم و مصداق قائم در شناخت دیگر روایات بیان شده است.
    کلیدواژگان: مفهوم قائم، مصداق قائم، امام زمان، بررسی روایات قائم
  • مهدی جلالی*، محمدحسن شاطری احمدآبادی صفحات 139-158
    یکی از جریان های موثر در جعل و تحریف روایات حوزه مهدویت، قیام محمد بن عبدالله بن حسن مثنی(100145) از سادات حسنی است. این فرد در اواخر دوران بنی امیه اقدامات خود را آغاز کرد و از نامزدهای اصلی به دست گرفتن خلافت پس از سرنگونی بنی امیه بود و بدین جهت پس از به قدرت رسیدن بنی عباس نیز از اقدامات خود برای کسب خلافت دست برنداشت. ویژگی هایی مانند انتساب به پیامبر، زهد، عبادت و آگاهی به علم فقه و حدیث باعث شد هواداران او در میان عامه مسلمانان چنین القا کنند که او همان مهدی موعود است تا حمایت توده مسلمان را به دست آورند. شواهدی از جعل و تحریف برخی روایات مهدویت از سوی هواداران وی وجود دارد. یکی از روایات منتسب به پیامبر روایتی است که از وجود لکنت زبان در مهدی موعود خبر می دهد. نوشتار حاضر در صدد رد انتساب این روایت به پیامبر و ساختگی بودن آن از سوی طرفداران محمد بن عبدالله مذکور است.
    کلیدواژگان: حدیث المهدی فی لسانه رته، محمد بن عبدالله بن حسن، جنبش محمد بن عبدالله، نفس زکیه
  • علی محمد میرجلیلی* صفحات 159-180
    فقه الحدیث از ارزشمندترین علوم اسلامی است، زیرا حدیث در اسلام، دومین منبع فراگیری دین محسوب می شود و بدون آشنایی با سنت نمی توان اسلام را شناخت. فقه الحدیث ما را با معنای متون احادیث آشنا می سازد، ولی مراجعه به متون احادیث، بدون توجه به مبانی لازم، امکان انحراف را در پی خواهد داشت. از این رو، تلاش های فراوانی از سوی علمای مسلمان برای تدوین قواعد و مبانی فهم صحیح از روایات صورت گرفته که علم اصول فقه، نشانگر بخشی از این تلاش هاست. برخی از محققان حدیث نیز در هنگام شرح روایات، روش و قواعدی به کار برده اند که استخراج آن ها می تواند ما را با شیوه، ضوابط و مبانی فقه الحدیث آشنا سازد. یکی از این کتب، الفوائد الطوسیه از شیخ حر عاملی است. این کتاب با عنایت به شخصیت علمی مولف و تبیین و توضیح روایات مشکل، اهمیت ویژه ای دارد و در آن، نکات و تحقیقات و دقت ها و نیز پاسخ شبهات و مغالطاتی وجود دارد که در کتب دیگر کمتر یافت می شود. یکی از مبانی مورد توجه شیخ حر در این کتاب، اثبات متن حدیث است. این قاعده مهم ترین اصولی است که در فقه الحدیث باید رعایت شود. در این مقاله، با مطالعه این کتاب به روش تحلیلی توصیفی، این قاعده تبیین و موارد توجه شیخ حر به این قاعده، استخراج و تبیین شده است.
    کلیدواژگان: فقه الحدیث، حر عاملی، الفوائد الطوسیه، مبانی، اثبات متن
  • عبدالرضا حمادی*، سید علیرضا حسینی صفحات 181-206
    کتاب کافی، مهم ترین اثر برجای مانده از دوره حدیث پژوهان پیشین به شمار می رود. این کتاب که دربردارنده موضوعات اعتقادی، اخلاقی و رفتاری است، به سبب باب بندی قوی و دریافت احادیث، از مهم ترین نویسندگان حدیث شیعه، از آغازین روزهای عرضه، مورد استقبال جامعه علمی شیعه قرار گرفت. در این مقاله، به بازشناسی منابع کلینی در تدوین کافی پرداخته شده تا اتقان این کتاب روشن گردد، زیرا از نگاه قدما، صحت حدیث مبتنی بر دریافت آن از اصول مورد اعتماد اصحاب است. این پژوهش نشان می دهد که تجلیل بزرگان از کافی به دلیل اخذ روشمند کلینی از مهم ترین کتب اصحاب است و اعتبارسنجی احادیث کافی به روش حوزه حله با روش کلینی در تدوین کتاب خویش هم خوانی ندارد و لازم است در راستای اعتبارسنجی روایات کتب پیشینیان، منابعی که مولفان، احادیث کتاب خود را از آن ها دریافت کرده اند، شناسایی و ارزش گذاری شود.
    کلیدواژگان: تدوین کافی، منابع کلینی، منابع مکتوب شیعه، روش قدما در تدوین احادیث
  • سید رضا مودب*، حسین ستار صفحات 207-238
    نویسندگان در مقاله حاضر می کوشند از زاویه ای جدید و نو، به چگونگی انتقال اخبار اهل تسنن به تشیع و پیامدهای آن بپردازند. به گمان نویسندگان این نوشتار، وجود برخی از راویان مشترک مولفان جوامع حدیثی از علل انتقال اخبار اهل تسنن به تشیع است. آنان با مطالعه موردی جعابی از مشایخ مشترک شیخ صدوق و روایات منقول از او در کتب وی سعی کرده اند تا شواهدی برای ایده یاد شده فراهم کنند. برای این منظور، پس از کاوش در احوال جعابی و توثیقات او در فریقین، به بررسی دو خبر منقول از او در باب تحریف قرآن و جهاد در کتب صدوق پرداخته شده است. این دو خبر به واسطه او از جوامع حدیثی اهل سنت به کتب شیعی منتقل شده است که با مبانی امامیه سازگار نیست. همچنین به خلط راویان مشترک در سند و متن حدیث به عنوان یکی از زمینه های انتقال اخبار توجه شده است.
    کلیدواژگان: راویان مشترک، اخبار منتقله، جعابی، شیخ صدوق، اختلاط راویان
  • سهیلا جلالی کندری*، فریده امینی صفحات 239-260
    به استناد بسیاری از آیات و روایات، ائمه اطهار تنها کسانی هستند که پس از خدا و پیامبر آگاهی کامل به معارف قرآن و مراد و مقصود آیات آن دارند. ائمه با توجه به نیاز بشر، به تفسیر و تبیین آیات قرآن کریم پرداخته اند. با توجه به اهمیت و جایگاه ویژه گونه شناسی روایات در تفسیر قرآن کریم از یک سو و کثرت روایات تفسیری اهل بیت از سوی دیگر، در این مقاله، با توجه به اینکه تاکنون روایات امام حسن در تفسیر گونه شناسی نشده، تنها روایات تفسیری امام حسن تحلیل و بررسی شده است. هرچند روایات تفسیری حضرت نسبت به امامان دیگر اندک است، همین روایات اندک دست مایه خوبی برای کشف نگاه امام حسن به چگونگی تفسیر است. بر اساس این پژوهش، مهم ترین گونه های تفسیری روایات امام حسن عبارت است از: ذکر سبب نزول، بیان معنی مفردات، بیان بطون آیات، تبیین آیات از راه بیان مصادیق، تبیین آیات الاحکام، ذکر جزئیات داستان های قرآن کریم، استناد و استشهاد به آیات، عمل به آیه با عمل به مفاد آن، علم قرائت، فضایل و خواص قرائت سوره ها و آیات. روش امام حسن در تفسیر قرآن کریم عبارت است از: تفسیر قرآن با سنت، استناد به قواعد زبان عرب. مبانی قرآن شناختی امام حسن در تفسیر قرآن کریم عبارت است از: هدایتگری قرآن و صیانت قرآن از تحریف.
    کلیدواژگان: امام حسن، تفسیر قرآن، گونه شناسی روایات، روایات تفسیری، تفاسیر ماثور
|
  • Samad Abdullahi Abed *, Maryam Davudi Iman Pages 7-26
    One of the differences of beliefs between Shi''ites and Sunnis isthe question whether the Prophet made a mistake or not. There have been related some narrations from Shi''ites and Sunnis according to which all Sunni and some Shi''ite scholars consider the narrations on the Prophet''s mistake as sound and genuine hadiths and in consequence، they bring into question the whole infallibility of the Holy Prophet. These narrations are in three subjects: The Prophet''s mistake in ritual prayer، remaining asleep for his morning prayer، and his wrong guidance about thepollination of date trees. In this article، onlythe motive and the chain of transmission of the narrations related by Sunnis on the prophet''s mistake in his ritual prayer are discussed. It is proved that the forgers of such hadiths have had no purpose except to degrade the personality of the Prophet and bring him to the level of the caliphs. For they argue that if the Prophet have made a mistake، it would be easy to justify the mistakes of the caliph. Anyway، we prove that the holy presence of the Prophet is above any mistake and falsehood. Furthermore، all narrations in question، have weakness in their chains of transmission.
    Keywords: narration, tradition, Sunnism, Prophet\'s mistake (Sahvol, Nabi), history
  • Soheyla Piruzfar *, Zahra Sharafoldin Pages 27-48
    Beside the Quranic verses that propound the same power of men and women to achieve perfection and virtues there are some narrations that express the women''s imperfection of talent to reach the high values or imply the existence of different values for men and women. Since the most important perfection in religious thought is closeness to God and to achieve a pure faith and deliverance، the texts that consider woman''s power and abilityas imperfect human in reaching the truth of faith، are important and should be studied. One of the hadiths in this regard، is the one which has been narrated from the Prophet in Al-Kafi، Man La Yahdorohu Al-Faqih and other Shi''ite sources، the content of which is: «The Saved Men are little، and the Saved women are less and less». According to this narration، women have less ability in acquiring the felicity than men. This article studies the text and the chain of transmission of this hadithand shows that the ways in which the hadith is narrated are weak. Its text is criticized too، and it will be said that if it is accepted its validity as genuine hadith from the Prophet، then it is as an actuality proposition which is considered for the time of its issuing and cannot be generalized for all men and women.
    Keywords: the saved ones, men, women, salvation, value, felicity
  • Seyyed Mojtab? Azizi *, Maysam Motiee Pages 49-84
    The masters of major biographical sources and other great scholars have not had the same viewpoint about many cases indiscrediting and accrediting some scholars of hadith; rather، they have had serious disagreements. To solve these discrepancies، we need to set criteria for preferring the dignitaries’ speeches upon their disagreements. This article discusses these criteria and analyzes them. Somecriteria of the great authorities regarding this issue include referring to the dignitary`s character، the quality of the discredit’s and accreditor`s speeches، the way the discredit and accreditor have accessed to the narrator`s states، preference of the discredit’s speech، collection of the accreditor`s and discredit’s speech (believing in details) and preferring the accreditor`s speech. Studying the history and bases of these criteria and examining some of them regarding some scholars of the hadith، the writers try to prove that the main base for assigning the criteria is “knowledge surplus”. Thereby، none of these criteria can be known applicable in all discrediting and accrediting the discrepancies. As a result، in some cases، the base of “knowledge surplus and higher information” makes these rules to be applied reversely.
    Keywords: biographical evaluation, discrediting, accrediting, discrediting, accrediting discrepancy, authorities\ disagreements, discredit's preference criterion, knowledge surplus
  • Dr. Muhammad F?kir Meybudi * Pages 85-106
    In the great heritage of the Prophet''s Houshold (Ahl al-Bait) –peace be upon them- there isvaluable treasure. The name of this spiritual treasure is Ziyarat Al-Jame''at Al-Kabirat. The lovers of metaphysics and beyond natural realm try to reach the treasure by making a relation with an axial point in genetic guardianship. Consequently، in addition to connection through the heart، pronunciation of the words which is appropriate for the states and positions of persons is important and necessary too. Undoubtedly، one of the most important and comprehensive texts thatcan carry this burden is Ziyarat Al-Jame''at Al-Kabirat، narrated from Imam Hadi، the content of which has deep، spiritual، elegant، political، moral، and epistemic meanings، and may lead the lovers and pilgrims to the highest summit of knowledge in the realm of knowing Imam. Deferent hadith sources of Shia، from Saduq''sUyun in the fourth century to Meshkini''sMisbah in the fifteenth century have narrated this supplication. Its eloquent text، along with the Holy Quran and other texts of supplication، is recited in the houses of Shi''iteson different occasions. On the other hand، some scholars، like Mohaddith-e Nuri، claim some parts of the text have been omitted during the history. In this article، the whole text is studied and I reply to those who claim the omission; rather، those who claim the distortion of the text of Ziyarat Al-Jame''at Al-Kabirat. In conclusion، it is insisted that no change، addition or omission have been occurred forthe famous textof this supplication.
    Keywords: Ziy?rat Al J?me\'at Al Kabirat, Im?m H?di, Saduq\ Uyun, Meshkini\'s Misb?h
  • Ghol?m Rez? Reisiy?n *, Rez? Masrur Pages 107-138
    Sometimes the Hadiths of Imams are about a person with special characteristics، but he/she is not explicitly named، and this has caused the expression of various instances of the character (perhaps the Imams do not mean it); for example، it may be referred to term “Qa’im”. During the differenttimes، many examples and instances have been expressed for it even by the Imams. In this paper، the full meaning of “Qa’im” and is instance are mentioned، along with a comprehensive review of the relevant narrations. Different instances and the accuracy or inaccuracy of their attribution as the main meaning of “Qa’im” are expressed; in other words، “Qa’im”، someone who possesses all the features mentioned in the Hadith، is introduced. Furthermore، some of the relevant narrations are raised in sub-sections and discussed with evidences in order to assess the validity of the narration in question. Despite the fact that the plethora of relevant narrations refers to a common subject، even if they are not repeated in words، they will be repeated in meaning and thus will show the validity of the subject. According to the traditions and the full meaning of “Qa’im” Imam Mahdi has been introduced as the real instance، and some reasons and solutions have been presented to distinguish the main “Qa’im” from other “Qa’ims”. Finally، the role of understanding the meaning and concept of “Qa’im” has been expressed in knowing other narrations.
    Keywords: Qaim, the Imams, Imam Mahdi, instance, concept, narration
  • Mahdi Jal?li *, Muhammad Hasan Sh?teri Ahmad?b?di Pages 139-158
    One of the effective events of the second century inIslamichistory is the uprising of Mohammad IbnAbdollahIbn Hassan Al-Muthanna (100 – 145)، a grandchild of Imam Hassan، the second Imam of Shi''ites. He started his acts for taking the caliphate of Islamic regions in the latest years of the Ommiad period. He was one of most important candidates for the caliphate. He continued his efforts even after the Abbasids took the caliphate. He had characteristics some of which are as follow: a descendant of Holy Prophet،pious، devotee، and knower of Islamic jurisprudenceand hadith. These have persuaded his followers to declare he is in fact the Promised Mahdiso that they could acquire the support of Muslim mass. There are evidences regarding forgery of some narrations related to Messiah by his followers. One of these narrations is attributed to the Prophet according to which «Mahdi has speech impediment». In this article، this attribution is rejected، and it is proved that the narration in question has been forged by the followers of Muhammad Ibn Abdullah.
    Keywords: Al, Mahdi, Muhammad Ibn Abdullah, Muhammad Ibn Abdullah IbnHasan, delivering
  • Ali Muhammad Mir Jalili * Pages 159-180
    One of the most important Islamic sciences is Fiq al-hadith. Hadith is the second source of knowing Islam without which this Divine religion cannot be understood. Fiqh al-hadith helps us to recognize the meanings of hadiths. On the other hand، using the texts of hadiths without being familiar with special necessary foundations may cause deviation. Accordingly، Islamic scholars tried hard to codify some rules and bases for correct understanding of narrations and hadiths. The science of jurisprudence is a part of their attempts. Some scholars of hadith have used methods and rules for explaining the narrations، and if we extract them، then we can be familiar with the criteria and foundations of Fiq al-Hadith. One of the books in this realm is Al-Fawāed Al-Tusiyyah written by HorrAmeli. The author is an important and famous person who explained the difficult narrations. For this reason، the book has got a special significance and place. In this work، one can find novelty of ideas and replies to objections and fallacies which cannot be found in other works. One of the foundations to which Sheikh Horr pays attention a lot is the proving of the hadith text. This is the most important principle that should be observed in the science of the Fiq Al-hadith. In this article، we study the book in an expository-analytical method، and finally explain the mentioned rule and the points to which Sheikh Horr has paid attention.
    Keywords: FiqAl, hadith, Sheikh Horr al ?mili, Al, Faw?ed Al Tusiyyah, foundations, the proving of the text
  • Abd Al-Rez? Hamm?di *, Seyyed Ali Rez? Hosseini Pages 181-206
    Kāfi is considered as the most important book remained from the period of early Hadith researchers. This work which includes belief، moral and behavioral topics، was welcomed from the learned society of Shi''a in first days of its appearance because of its strong chapters and obtaining the hadiths from the most important of Shi''a specialized writers in the realm of hadith. In this article، we try to knowKoleyni''ssources in codification of Kāfi in order to clarify itsskillful compilation، for according to theearly researchers the authenticity of the hadith، is based on its receiving from reliable sourcesand individuals. The research indicates that the praise of great scholars for Kāfi is for the precise method of Koleyni in receiving hadiths from the most important of companions’ book. Furthermore، the assessment of the validity of hadiths of Kāfi by the method of HellehSchool is not in accordance with Koleyni''s method، and it is necessary to recognize and evaluate the sources from which the authors have got the hadiths in order to assess the authenticity of the narrations in the early books.
    Keywords: K?fi codification, Koleyni sources, written Shia sources, the method of early researchers in Hadith codification
  • Sayyid Rez? Moaddab *, Hossein Satt?r Pages 207-238
    In the present article، it is tried to show the way of transferring the Sunnites'' traditions to Shi''ites'' sources and its consequencesfrom a different and new angle. We believe one of the reasons of transferring the Sunnites'' traditions to Shi''ites'' books is the existence of some common narrators of hadith corpuses. By studying Je''aabi، oneof sheikhs of Saduq، and hadiths narrated from him in his works، we try desperately to offer some evidence for this idea. For this purpose، after delving into the biography of Je''aabi and his authentications in Shia and Sunnism، two hadiths that are narrated from him، in the books of Saduq are considered and dealt with. One of these hadiths isabout the distortion of the Quran and the other one about the Jihad. They are transferred from the Sunni hadith corpuses to Shi''ite books through him. We believe that these two are not in coherence with Shi''ite beliefs. Furthermore، mixing of common narrators in the chain of transmission and text of hadith، as one of the backgrounds of transmission of traditions، is studied.
    Keywords: common narrators, Transferred Traditions, Je\'aabi, Saduq, mixing of narrators
  • Soheyla Jalali *, Farideh Amini Pages 239-260
    According to many verses and narratives، Shi''ite Imams are the only ones after God and the Prophet who have complete knowledge of the teachings of Quran، its meaning and the purposes of its verses. Considering human’s needs، the Imams have interpreted and explained the verses of Quran. Regarding the significance and special place of typology of narrations in the exegesis of the Quran on the one hand، and a multitude of other Ahl al-Bayt ’s interpretive narrations on the other، in this paper، since the kinds of the hadiths related from Imam Hasan have not been known so far، we study only the interpretive narrations of this Imam. Although، compared to other Imams، the interpretive narrations of Imam Hasan are scare، such few accounts are good means to find out the attitude of the Imam towards the exegesis of the Quran. Accordingly، the most important types of the interpretive narrations of Imam Hasan are as follows: mentioning the occasions of revelation، expressing the meanings of vocabularies، expressing the inner meanings of the verses، explaining the verses by citing the examples، explaining the verses of commandments، mentioning the details of the stories in the Quran، relying on the verses، acting according to the verse by regarding its contents، the science of the Quranic recitation، the virtues and features of readingsurahs and verses. The methodology of Imam Hassan in the exegesisof the Quran is interpreting it according to the tradition، relying on the rules of Arabic language. Imam Hasan''sfoundations in the exegesis of Quran isthe Quranic guidance and preservation of it from distortion.
    Keywords: Im?m Hassan, interpretation, exegesis of Quran, typology of narrations, interpretive narrations