فهرست مطالب

  • پیاپی 10 (بهار 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/06/17
  • تعداد عناوین: 7
|
  • هلیا دارابی*، مهدی حسینی صفحات 7-22
    نگره تاریخ و نقد هنر جهانی در بستر دانشگاهی همواره بر بستری از اندیشه غربی استوار بوده، و کتب آموزشی این رشته ها نیز بیشتر بر دوره های مختلف تاریخ هنر اروپا و امریکا متمرکز بوده اند. در دهه های اخیر این معادله تغییر کرده و ورود پژوهشگران از فرهنگ های مختلف به عالم تاریخ هنر دامنه جغرافیایی و مفهومی این شاخه را گسترش داده و توجه بیشتر به هنر دیگر فرهنگ ها و ملل را در شمار اولویت های آن قرار داده است. این مقاله مروری بر رویکرد میان فرهنگی در نقد هنر است که اساس آن بر این استوار است که تعاریف و جلوات هنر نزد ملل و جوامع مختلف یکسان نیست؛ و بنابراین چارچوب های نقد هنری غربی برای بررسی این اشکال متنوع هنری کافی و مفید به نظر نمی رسد. رویکردهای میان فرهنگی به طور عمده بر بافتار اثر تاکید دارند، و این بافتار بیشتر از زاویه انسان شناسی مورد بررسی قرار می گیرد. در رویکردهای میان فرهنگی، هدف مطالعه هنر «فی نفسه» نیست، بلکه درک «مردمان» از طریق آثارشان است. بنابراین هنر در بسترهای اصلی آفرینشش مورد خوانش قرار می گیرد، و نه در انزوا و منتزع از خاستگاه خود. این خوانش به مخاطب امکان می دهد که آثار را چنان که خالقانشان می خواسته اند، ببینند، و نه تنها در حکم کنجکاوی، بلکه به مثابه تجلیات پیچیده معانی متافیزیکی، فرهنگی، و عاطفی یک فرهنگ. در بستر نقد هنری معاصر، توجه به چنین رویکردی می تواند نقد هنری را در بستر آموزش و تجربه غنا و توان بیشتری ببخشد.
    کلیدواژگان: نقد هنر، نقد میان فرهنگی، انسان شناسی هنر، زیبایی شناسی غیر غربی، مطالعات پسااستعماری
  • شمس الملوک مصطفوی* صفحات 23-34
    در نظام فلسفی افلاطون تربیت جایگاهی خاص دارد زیرا به کمک تربیت است که می توان وجود را به فضایل آراست و از رذایل پاک کرد و در نتیجه، نفس را زیبا و شایسته جایگاهی الهی ساخت. از این رو، افلاطون هر آنچه به تربیت آدمی مدد می رساند، از جمله انواع فنون و هنرها، مورد توجه و بررسی قرار می دهد. نزد وی، موسیقی به واسطه تاثیر قوی و عمیقش در جان مخاطب، می تواند به عنوان ابزاری نیرومند در خدمت نظم دهی، پالایش، و هدایت نفس به مراتب بالا به کار آید. در این فرایند تربیتی مرد به یاری قوی ترین نیروهای روحی، یعنی وزن و آهنگ، دگرگون می شود و به این نتیجه دست می یابد که در پرتو تربیت حقیقی می تواند به والاترین خیر نائل شود. البته، افلاطون چنین تربیتی را مقدمه تربیت فلسفی و مکمل آن می داند. هدف مقاله پیش رو آن است که نشان دهد توجه افلاطون به موسیقی نه به واسطه ویژگی های هنری و زیبایی شناسانه آن بلکه به جهت نقشی است که می تواند در جهت تربیت (پایدیا) آدمیان ایفا نماید. بدین منظور، دیدگاه افلاطون در دو رساله مهم تربیتی او، یعنی جمهوری و قوانین محور تحلیل قرار گرفته است، هر چند به نظرات وی در سایر رساله ها نیز اشاره شده است.
    کلیدواژگان: افلاطون، تربیت (پایدیا)، موسیکه، موسیقی، جمهوری، قوانین
  • سمانه (ثمین) رستم بیگی*، سعید زاویه صفحات 35-54
    مطالعه تاریخ و تبعا نتایجی که از آن استنتاج می گردد مبتنی بر پارادایمی است که تاریخ نگاری به آن اتکا دارد. چیستی تاریخ و مسیر پیدایش آن و تبدیل شدن آن به علم تاریخ سرگذشتی به پیچیدگی حیات انسان دارد؛ زیرا تاریخ همواره وابسته به انسان است. کلمه تاریخ دو معنای اصلی دارد؛ آنچه در گذشته بوده، یعنی موعدی که اتفاق افتاده است؛ و دانشی که درباره آن وقایع بوده است، یعنی تاریخی که ثبت شده است. در بیشتر موارد تاریخ در مفهوم دوم کلمه مورد نظر است. در این مسیر، تاریخ هنر و تاریخ نگاری هنر از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است؛ زیرا آثار هنری سرآغاز حیات معنوی و فرهنگی انسان ها هستند. این پژوهش به بررسی رویکردهای تاریخ نگاری سنتی و مدرن پرداخته و با اتکا به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای در پی پاسخگویی به چیستی سرگذشت تاریخ نگاری، و همچنین دلایل فلسفه تاریخ نگاری نوین در رد رویکردهای سنتی بوده و از این رهگذر خواهان درک چگونگی روند تغییرات در تاریخ نگاری هنر می باشد. از آنجا که درک شیوه تاریخی و شناخت انواع آن به کشف ماهیت هر پدیده ای کمک می کند، این مقاله نیز با مطالعه مفهوم تاریخ و چگونگی پیدایش آن و مسیری که در طول زمان طی کرده است، و با نگاه موردی به تاریخ هنر، به این نتیجه دست یازید که تاریخ همواره واقعیت رخ داده نیست بلکه انتخاب موضوعی است که اهمیت آن را مورخ تعیین می کند و شیوه ثبت اوست که ماندگاری واقعیت تاریخی را تضمین می نماید. از این رو، تحولات فلسفی، اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی در هر دوره، متضمن شیوه تاریخ نگاری در همان دوره خاص است و در هر حال، مورخ اندیشه عصر خود را در تفسیر متون تاریخی دخالت می دهد. او ناخودآگاه در فضای اندیشه عصر خود قرار گرفته و اثرش(تاریخ نگاشته شده) بازتاب همان اندیشه وی بوده و این همان ایرادی است که تاریخ نگاری نوین تحت عنوان «جانبدارانه بودن تاریخ»، به رویکرد سنتی وارد می کند. حال آنکه تاریخ نگاری نوین نیز مفری از آن ندارد.
    کلیدواژگان: چیستی تاریخ، تاریخ علم، تاریخ نگاری سنتی، تاریخ نگاری نوین
  • اسماعیل پناهی*، عباس اسکوییان صفحات 55-66
    در نظریه های زیبایی شناختی مکاتب فلسفی غرب زیبایی و ادراک آن از منظر ادراک حسی و به نحو سوبژکتیو و صرفا معرفت شناختی بررسی و تبیین می گردد. اما، در حکمت و عرفان اسلامی شاهد رویکردی متمایز به مسئله زیبایی و ادراک آن هستیم. این مقاله تلاشی است برای فهم این رویکرد از طریق مطالعه، بازسازی، و تبیین مفهوم «زیبایی» و فرایند ادراک آن از دریچه مفهوم کلیدی «حیرت»، در اندیشه مولوی. از نظر وی انسان با ادراک قلبی تجلی حسن الهی و با خلاقیت قوه خیال در بحر عشق غرقه گشته و گرفتار امواج حیرت می گردد. حیرتی وجودشناختی که او را به ساحل هدایت و نجات رهنمون می گردد. ادراک زیبایی نزد مولانا عامل لذت حسی صرف نیست بلکه راهی است به سوی هدایت و توسعه وجودی سالک و اتصال به مبدا وجود، حقیقت، خیر، و زیبایی.
    کلیدواژگان: زیبایی، حیرت، تجلی، عشق، صورت، بی صورتی، ظاهر، باطن
  • جواد امین خندقی* صفحات 67-78
    فارابی به عنوان «معلم ثانی» و موسس فلسفه اسلامی، یکی از مهم ترین فیلسوفان در عرصه فلسفه اسلامی است. او همانند دیگر فیلسوفان و عرفای مسلمان بحث مستقلی در رابطه با تمام مفاهیم زیباشناسی ندارد. در این پژوهش تلاش می شود یکی از مهم ترین مفاهیم زیباشناسی مدرن، یعنی «داوری زیباشناختی»از منظر فارابی، تحلیل شود و برای رسیدن به این امر، از برخی مفاهیم کلیدی در نظام زیباشناسی کانت به عنوان یکی از نقاط عطف زیباشناسی مدرن، استفاده می شود. در این نوشتار با استفاده از روش گردآوری کتابخانه ای و تحلیل محتوا، ابتدا مفاهیمی همچون «کمال ثانی» در فلسفه فارابی و «ایدئال زیبایی» در فلسفه کانت بررسی می شود و پس از آن تلاش می شود تبیینی نوین از داوری زیباشناختی از منظر فارابی ارائه گردد. نتایج این پژوهش نشان می دهد هنر معیار برای ارزیابی زیباشناختی از منظر فارابی هنری است که دارای ویژگی هایی که نوع آن شیء اقتضا می کند، باشد و مخاطب را به سوی سعادت حقیقی سوق دهد. این معیار متناظر با تعریف ایدئال زیبایی کانت است که با ترکیب ایده متعارف و ایده عقلی در فلسفه کانت وضوح می یابد.
    کلیدواژگان: زیبایی، کمال ثانی، ایدئال زیبایی، زیبایی وابسته، داوری زیباشناختی
  • امیر نصری* صفحات 79-98
    هانس بلتینگ با طرح دیدگاه انسان شناسی تصویر، در صدد تحلیل مشخصه های تصویر بر اساس سنت انسان شناسی فلسفی است. او بر این باور است که در بررسی هر تصویر باید به مولفه های سه گانه رسانه، جسم، و تصویر در کنار یکدیگر توجه داشته باشیم و نمی توان این مولفه ها را از یکدیگر منفک ساخت. تعریف بلتینگ از هر یک از آن ها نیز متمایز با نگرش سنتی است، به نحوی که رسانه در حکم واسطه ای برای تصویر نیست، بلکه وجود هر تصویری در حکم برخورداری از یک رسانه است. همچنین، جسم (بدن) نیز می تواند نقش های متعددی را از رسانه تصویر، خود تصویری تا دریافت آن ایفا کند. او معتقد است که هر تصویر جسمی جایگزین برای امر غایب است و از این لحاظ می توان ایده فقدان یا مرگ را منشا تصویر دانست. دیدگاه بلتینگ در خصوص انسان شناسی تصویر به یک شمایل شناسی جدید منجر می شود که هدف از آن نه تحلیل آثار تصویری براساس متون مکتوب، بلکه تحلیل تصاویر براساس منطق خود آن هاست.
    کلیدواژگان: تصویر، رسانه، جسم، نگاه خیره، شمایل شناسی جدید
  • مهدی مکی نژاد* صفحات 99-108
    هنرهای سنتی هنرهای کاربردی هستند که مطابق ذوق و حس زیبایی شناسانه جمعی و براساس یکسری قواعد منظم، منطقی و ریشه دار، در طول زمان ها از گذشته تا به امروز ساخته شده و می شود. آفرینش هنری در این قلمرو متاثر از سنت های تصویری و محتوایی و انتقال دهنده آیین ها، اعتقادات، اساطیر و به طور کلی علائق و سلایق جامعه سنتی است. این گونه هنرها با همه تنوع و پراکندگی شان، هم در صورت و هم در معنا و مفهوم، دارای وجوه مشترکی هستند. در پاسخ به این سوال اصلی که چه عنصر یا عناصری این هنرها را به رغم تنوع جغرافیای، فرهنگی، شکلی و کاربردی به هم پیوند می دهد و این شباهت ها چگونه حاصل شده است، فرضیه ای مورد توجه قرار گرفته است که بر اساس آن، مرکزگرایی بارزترین ویژگی و فصل مشترک این هنرهاست. مرکزی که لزوما مکان فیزیکی نیست بلکه ماهیتی باطنی و فراگیر و مربوط به نوع نگرش و اندیشه حاکم بر جامعه سنتی است. این پژوهش نتیجه می گیرد که وحدت و یکپارچگی هنرهای سنتی مرهون وجود مرکزی، گاه نامرئی ولی همواره پویاست و اثر هنری بر اساس قرب یا بعد به آن اعتبار می یابد. این قرب و بعد می تواند به عنوان مولفه ای در ارزش گزاری یک اثر مورد توجه قرار گیرد. این مقاله با رویکرد توصیفی و تحلیلی، از بعد صورت و معنا به سه عنصر مهم مرکزگرایی، تقارن و تکرار در هنرهای سنتی می پردازد.
    کلیدواژگان: هنرهای سنتی، مبانی هنری، مرکزگرایی، تقارن، تکرار
|
  • Helia Darabi *, Mehdi Hoseini Pages 7-22
    Academic disciplines of art history and art criticism are generally based on Western canon، the textbooks for these disciplines –internationally- being mostly focused on a historical study of Western art and its underlying aesthetic principles. In recent decades، however، this situation has changed، and as researches from various cultural backgrounds have gradually joined these disciplines، a heightened awareness regarding non-western art and aesthetics has been raised. Cross-cultural art criticism is based on the notion that the definitions and manifestations of art differ in various nations and cultures، and therefore a standard، Western framework for art criticism might not be applied to all of these various practices and worldviews. Cross-cultural approach underlines contextual studies and mostly favors anthropological approaches and methodologies. It does not study the work of art per se and in isolation، but its aim is to understand the people through their works of art. Therefore، the works of art should be studied in regards to their original context، and be viewed in the same way that their creators viewed them. The work of art is not a subject to study out of sheer curiosity، but it is a manifestation of complex metaphysical، social، and emotional issues of a certain culture.
    Keywords: art criticism, cross, cultural criticism, visual anthropology, non, western
  • Pages 23-34
    In Plato’s view the education has a particular status. For him، it is by means of education that our souls can be loaded with virtues and be purified of vices; and then the education makes our souls beautiful and worthy of divine setting. Plato، therefore، deals with everything، including arts and skills، that contributes to educate human beings. On account of the profound influence of music on addressee، he regards music as an efficient means to put into order، refine، and elevate soul. In this educative process، a man is exalted by the strongest spiritual powers، i. e. rhythm and tone، and he comes to the conclusion that it is possible that the man is attained to supreme good in the light of true education. In Plato’s eyes، of course، such education is the prelude to philosophical education and its complement. The aim of the present article is to show that the reason why Plato places a premium on music is that it plays the key role in educating humans، rather than by virtue of its artistic and aesthetic features. Considering this aim، the article proceeds to investigate Plato’s positions on education in Republic and Law.
    Keywords: Plato, education (paideia), mosike, music, Law, Republic
  • Samaneh(Samin) Rostambeigi *, Said Zavieh Pages 35-54
    Studding history and the results which are subsequently inferred from it are based on the paradigms which make the basis of historiography. The quiddity of history and the path which it passed to be considered as a science is as complicated as the humans’ life. The word “history” has two main meaning: first، it means what has happened in the past، and second، the knowledge about that happening which is gained through the written texts. Most of the time، the second meaning is taken into account as the meaning of history. In this path، art history and historiography of art are of extraordinary importance and hence the artistic works are considered as the beginnings of humans’ spiritual and cultural life. This research has tried to answer to the question that what the history and its path are by considering the traditional and modern approaches of historiography. In conclusion، with looking at art history as a chosen case، history isn’t just the event which has happened in the past، but is the chosen subject which its importance was considered by the historian and the way that he writes it down. Accordingly، the cultural، philosophical، social and even political development in each era has the vital effect on the method of historiography of each period of time. In any case، historian shows the reflection of his thought in his writing، so obviously his manuscript couldn’t be apart from his mentality and personal choice which is the dilemma both in traditional and modern historiography.
    Keywords: history, historiograghy, art history, tradition, modern perspectives
  • Esmael Panahi *, Abbas Oskoueian Pages 55-66
    In aesthetic theories of western philosophical schools، beauty and its perception are investigated and explained in terms of sensory perception، in a subjective approach and merely from an epistemological perspective. But in Islamic philosophy and mysticism we find a distinctive approach to the problem of beauty and its perception. This paper is an attempt to understand of this approach through the study، reconstruction and explanation of the concept of the beauty and its perception by Rumi’s key term، “Hayra”. On his understanding، through inner perception of manifestation of divine beauty and creative imagination، human drowns in waves of love and perplexity ocean; an ontological perplexity which will lead him to the beach of guidance and salvation. Perception of beauty in Rumi’s point of view is not a mere sensual pleasure، but a way to guidance and development of the wayfarer’s existence and connection to the source of being، truth، goodness and beauty.
    Keywords: beauty, perplexity, manifestation, love, form, formlessness, outward, inward
  • Javad Aminkhandagi * Pages 67-78
    Farabi، “the Second Teacher” and the founder of Islamic philosophy is one of the most important philosophers in the history of Islamic philosophy. Like other Muslim philosophers and mystics، he has no independent argument about aesthetic concepts. In this research، one of the main concepts of modern aesthetics، namely the “aesthetic judgment”، is analyzed according Farabi’s perspective، and to achieving this، some of the key concepts of Kant’s aesthetics، as one of the turning points of modern aesthetics، are used. In this paper، concepts such as “second perfection”، in the philosophy of Farabi، and “the ideal of beauty” in Kant’s philosophy are evaluated and then new explanation is introduced of aesthetic judgment in Farabi. The results show that for Farabi the canonical art is that art which has some features، and leads audience toward true happiness. This canon corresponds to Kant’s definition of ideal beauty، and is made clear with combination of the aesthetic normal idea and the rational idea in the philosophy of Kant.
    Keywords: beauty, second perfection, the ideal of beauty, dependent beauty, aesthetic judgement
  • Amir Nasri * Pages 79-98
    Hans Belting’s thesis of image anthropology (Bild-Anthropologie) for the analysis of image characteristics has its roots in the tradition of philosophical anthropology. He holds that in the analysis of every image the trinary components of medium، body and image; together must be taken into consideration، and these components are thus inseparable. Belting’s definition of each of these components also differs from the traditional view، such that he doesn’t regard the medium as merely the mediator for the image، rather each image’s existence is dependent on a medium. Also، the body (Körper) can play multiple roles، as the medium of the image، the image itself، or the recipient of the image. He believes that every image is a substitutionary body for an absence; hence the idea of loss or death can in a way be regarded as the origin of the image. Belting’s view as to image anthropology gives rise to a new iconology، the aim of which is the analysis of images on the grounds of their own logic، rather than analyzing them on the basis of written texts.
    Keywords: Image, medium, body, gaze, new iconology
  • Mahdi Makinejad * Pages 99-108
    Traditional arts are indeed applied arts that have been and still are being made in the course of time، from past to present، in accordance with collective taste and aesthetic sense and on the basis of some regular، rooted and logical rules. Artistic creation in this territory has been affected by visual and contextual traditions and has been used as the transmitter of rituals، myth، and general interests and tastes of traditional society. These kinds of arts، notwithstanding their diversity and distribution، have common aspects both in form and in meaning. In response to the basic question that what elements bind and link these arts together in spite of their geographical and cultural diversity، a hypothesis is proposed here according to which، “centralism” should be regarded as the most striking joint feature of these arts and their common intersection as well. Not necessarily a physical location، this center is indeed a pervasive and intrinsic essence which bears relation to dominant attitudes and prevailing thoughts in traditional society. This research would conclude that the unity and integrity of traditional arts are indebted to a center which is، though sometimes visible and sometimes invisible، always dynamic. In this framework any artwork is evaluated and esteemed according to its closeness to or distance from that center. This closeness or remoteness can be considered as a factor in the evaluation of artworks. By dint of an analytical and descriptive approach، this article pays attention to three important elements of centralism، symmetry، and repetition in the traditional arts in terms of form and meaning.
    Keywords: traditional art, elements of visual arts, centralism, symmetry, repetition