فهرست مطالب

مطالعات زبانی بلاغی - پیاپی 6 (پاییر و زمستان 1391)
  • پیاپی 6 (پاییر و زمستان 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/12/18
  • تعداد عناوین: 7
|
  • عصمت اسماعیلی، رضا قنبری عبدالملکی* صفحه 7
    هدف این مقاله، بررسی ریشه های نظریه بینامتنیت در مباحث بلاغت سنتی فارسی است. بینامتنیت طبق نظر «ام اچ ایبرمز» از طریق موارد زیر صورت می گیرد: نقل قول های صریح و ناصریح، تکرار و تغییر ویژگی های شکلی و مضمونی؛ و یا صرفا از طریق مشارکت ناگزیر در استفاده از گنجینه سنت ها و قواعد زبانی و ادبی و روندهایی که از پیش همواره موجودند. مقوله «بینامتنیت» از نگاه منتقدین کلاسیک ادبیات ایران نیز پنهان نمانده است؛ البته با اصطلاحاتی خاص و متفاوت با اصطلاحات نقد ادبی مدرن. سایه روشنی از مباحث مربوط به این نظریه، همواره در میان خالقان آثار ادبی و علمای بلاغت دنیای اسلام مورد اعتنا و اهتمام بوده است، هم در ذیل مباحثی که علمای بلاغت درباره اصطلاحاتی نظیر اقتباس، تلمیح، تقلید و حسن اتباع طرح کرده اند می توان پاره ای از اجزای آنچه به عنوان گفتگوی متن ها یا بینامتنیت شناخته می شود یافت؛ و هم در فصولی از کتب بلاغی که به بحث درباره «سرقات ادبی» اختصاص یافته است. این مقاله می کوشد به بررسی این موضوع بپردازد.
    کلیدواژگان: بینامتنیت، بلاغت سنتی، سرقات شعری، نقد ادبی، مکالمه باوری
  • حسن ذوالفقاری*، بهادر باقری صفحه 23
    داستان های عامیانه از نظرگاه های گوناگون قابل بررسی اند. علی رغم عنوان «عامیانه» که به نوعی، فروداشت سطح هنری و ادبی آن ها به شمار می آید، یکسره از ارزش های ادبی خالی نیستند. این داستان ها در محافل پر رفت و آمد مردم نقل می شده و نقالان، راویان و پردازندگان آن ها برای جذب مخاطبان و همراهی آنان تا پایان داستان، علاوه بر ویژگی های سرگرم کنندگی، تنوع شخصیت ها و ماجراها، طنز و پایان خوش، به جنبه های زیباشناسانه بیان و نثر خویش نیز عنایت داشته اند. برخی از این داستان ها ترکیبی از نثر فرهیخته و عامیانه اند؛بویژه در صحنه ها و لحظه های پرشور و سرنوشت ساز و حماسی یا احساسی، نثر از گونه ای دیگر می شود و راوی یا نویسنده، شوق و ذوق ادبی بیشتر و پررنگ تری به نمایش می گذارد. از این روی، از منظر زیبایی شناسی می توان شگردهای هنری گوناگون بیان و بدیع را در این داستان ها با بسامد فراوان و چشمگیر سراغ گرفت. این مقاله با بررسی هفده داستان بلند عامیانه، کوشیده است جنبه های زیبایی شناسی آن هارا بکاود و تحلیل کند.
    کلیدواژگان: ادبیات عامیانه، داستان های عامیانه، زیبایی شناسی، بدیع، بیان
  • قهرمان شیری* صفحه 49
    تصویر از نظر تکوین تاریخی، حق تقدم بر تصور و تکلم دارد. زیرا انسان پیش از آن که به سخن گفتن آغاز کند چشمش به صورت عینی واقعیت ها باز شده است و پس از گذر از تجربه دیدن، تمرین تجسم بخشیدن و اندیشیدن وجود او را فرا گرفته است و آن گاه کشف زبان به واقعیت پیوسته است تا هم وسیله ای برای بازگویی این اندیشه ها باشد و هم ابزاری برای ایجاد ارتباط. از نظر سلسله مراتب تصویری و جای گزین کردن یک حقیقت و واقعیت به جای حقیقت و واقعیت دیگر، ابتدا تمثیل قرار گرفته است که در آن کلیت تصویری یک متن، واقعیتی مجازی است که جای گزین یک تصویر کلی از یک واقعیت عینی قرار می گیرد. در مرتبه دوم و پایین تر، تصویرهای سمبولیستی قرار گرفته اند که گستره ای محدودتر و کوچک تر از تمثیل دارند. چون مصادیق تصویرهای سمبولیستی را باید در فضاسازی ها، در نام گذاری ها، و شخصیت پردازی ها و در مجموع، پاره هایی از تصاویر یک متن جستجو کرد. پس از آن، در مرتبه سوم، تصویرهای استعاری (البته از نوع شعری آن و نه استعاره در معنای کلی خود که شامل سمبول و مجاز هم می شود) قرار دارند که معمولا در معنای خاص ادبی خود شامل یک تشبیه ساده هستند و در آن ها، با استفاده از یک وجه شبه و یک همانندی، چیزی به چیز دیگر تشبیه می شود و از این طریق تنها یک تصویر ثابت یا متحرک (البته با حرکاتی بسیار محدود) به نمایش در می آید که گستردگی سمبول را که در آن از صحنه پردازی گسترده و متحرک استفاده می گردد ندارد.
    کلیدواژگان: خصوصیات استعاره، انواع استعاره، نماد، استعاره، تصویر، تشبیه
  • جهانگیر صفری، مسعود رحیمی، ابراهیم ظاهری عبدوند* صفحه 79
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر جنسیت بر جمله های امری، پرسشی و عاطفی (تعجب، تمنا، دعا، نفرین، قسم و فحش) در زبان فارسی است. برای به دست آوردن جامعه آماری مورد نظر، یازده داستان کوتاه و بلند از ده نویسنده معاصر ایرانی(5نویسنده مرد و 5 نویسنده زن) بررسی شده است.
    تاثیر جنسیت بر جمله، در داستان های مورد بررسی، به چند گونه بوده است: نخست این که برخی از جمله ها، مخصوص به یک جنس خاص بود و تنها در گفتار آن جنس کاربرد داشت. جنبه دیگر، این بود که کاربرد برخی از جمله ها، در گفتار یک جنس نمود بیشتری داشت. بسیاری از زنان با توجه به این که از جایگاه اجتماعی پایین تری نسبت به مردان برخوردار بوده اند،کمتر به مردان امر کرده بودند؛ اما آنها نسبت به مردان، بیشتر از جمله های پرسشی و عاطفی استفاده کرده بودند. همچنین با توجه به این که زنان از مردان عاطفی تر هستند، کاربرد بیشتر جمله های عاطفی در گفتارهای آنان قابل توجیه است.
    کلیدواژگان: جنسیت، داستان های معاصر، جمله های امری، پرسشی و عاطفی
  • مریم عرب*، فاطمه مدرسی صفحه 99
    صورخیال نمودهای گوناگون تخیل است که مباحثی از قبیل تشبیه، مجاز، استعاره، کنایه و هر یک از شاخه ها و انواع آنها را در بر می گیرد. به طور کلی می توان هر بیانی را که در آن نوعی تشخص و برجستگی است و موجب اعجاب و شگفتی می شود، صورتی از خیال بدانیم که امروزه اغلب آن را با کلمه تصویر بیان می کنند. در این پژوهش برآنیم با رویکردی توصیفی - تحلیلی به بررسی مهمترین صورخیالی بپردازیم که عین القضات در تمهیدات آنها را در راستای بیان مطالب و مقاصد خود برای درک بهتر خواننده به کار برده است. و در ادامه، نمودار کاربرد صورخیال در تمهیدات ارائه خواهد شد. برآیند تحقیق نشان از آن دارد که استفاده از صورخیالی؛ چون تشبیه، بسامد قابل ملاحظه ای در تمهیدات دارد، رمز و استعاره، تشخیص، کنایه و... به زیبایی زبان تمهیدات و شاعرانه بودن آن انجامیده است.
    کلیدواژگان: عین القضات، تمهیدات، صورخیال، مخاطب
  • سید مهدی مسبوق*، مریم دریانورد صفحه 123
    تصویرآفرینی خلق تابلویی است هنری به وسیله کلمات. شاعر وقتی محیط زیبا و بدیعی را می بیند به وجد آمده و از آن متاثر می شود و به وصف آن می پردازد و با بیان شاعرانه آن را به تصویر می کشد. منوچهری و ابن سهل، دو شاعری هستند که تصویر طبیعت در دیوانشان از جایگاه برجسته ای برخوردار است و علت آن محیط سرسبز و جذابی است که در آن می زیسته اند. منوچهری در نیمه اول سده پنجم هجری می زیست و بخشی از عمر خود را در کناره دریای خزر گذرانده و ابن سهل در نیمه اول سده هفتم هجری در اشبیلیه، یکی از سرسبزترین شهرهای اندلس می زیست؛ از این رو، طبیعت در دیوان آن دو نمود برجسته ای یافته است. ابن سهل بیشتر به تغزل پرداخته و غزل را با وصف طبیعت در هم آمیخته و میان این دو مضمون پیوند برقرار کرده؛ در حالی که منوچهری بیش از ابن سهل تجربه های شعری خود را در خدمت وصف قرار داده و با باریک بینی جلوه های جذاب طبیعت را به تصویر کشیده است. وصفیات آنها دارای وجوه اشتراک و افتراقی است که اوصاف مشترک آن دو عبارت است از: تصویر طبیعت سر سبز، شب، غروب، بهار و شراب و مهم ترین ابزاری که در خلق تصاویر هنری خود، به کار برده اند، تشبیه و استعاره است.
    کلیدواژگان: ابن سهل، منوچهری، وصف، طبیعت، تصویر
  • حسن یعقوبی* صفحه 151
    مقاله حاضر تلاشی است در مسیر حفظ و بررسی گویش های ایرانی که در حال فراموشی هستند. گویش سرخه ای، یکی از این گویش هاست که مردم سرخه، بدان سخن می گویند. سرخه یکی از شهرهای استان سمنان است که در فاصله ی 20 کیلومتری جنوب غربی شهر سمنان در حاشیه کویر نمک قرار دارد. سرخه از جنوب با کویر نمک، از شمال با مهدی شهر و فیروزکوه، از غرب با گرمسار و از شرق با سمنان همسایه است. جمعیت سرخه، بالغ بر 15 هزار نفر می باشد. گویش سرخه ای را در گروه گویش های حاشیه ی دریای خزر و زیرمجموعه ی گویش های ایرانی نو غربی می دانند. در این گویش، فعل مضارع تنها به اشکال اخباری، التزامی و ملموس به کار رفته است و فعل مستقبل کاربردی ندارد. نحوه صرف فعل مضارع نیز بستگی به مصوت یا صامت پایانی بن مضارع دارد که البته در این میان استثنائاتی هم وجود دارد. در این مقاله به بررسی ساختار فعل مضارع در گویش سرخه ای پرداخته شده است
    کلیدواژگان: فعل، فعل مضارع، گویش سرخه ای
|
  • E. Esmaeili, R. Ghanbari Abdolmaleki* Page 7
    The purpose of this paper is to examine the origins of Theory of intertextuality in traditional Persian rhetoric. According to M.H. Abrams, intertextuality through the following occurs: Quotes, repeat and change the form and content features, Or through forced participation in the use of language and literary treasure of the traditions and rules. Among the critics of classical Iranian, theory of intertextuality, is not hidden. Terms of Iranian critics varied with terms of modern western critics. A brief discussion of the theory was common among Islamic rhetoric scientists. This concept was used in discussions of literary Srqat. This concept is also used in the adaptation and imitation. This paper attempts to address these issues.
    Keywords: intertextuality, Traditional rhetoric, Criticism, Conversation
  • H. Zolfaghari*, B. Bagheri Page 23
    Iranain folk stories can be checked from different viewpoints. Despite their title of "folk" that somehow, can be considered as no high level and fine texts, they are not entirely devoid of literary and artificial values and aesthetic aspects. These stories have been quoted in crowded circles and their writers or narrators, in addition to the characteristics like entertainment, variety of characters and events, humor and a happy ending, have had enough emphasis on the aesthetic aspects of their tales to attract their audiences and keeping them interested in their narrations to the end. Some of these tales are combination of top and folk styles and especially in the passionate, decisive and heroic moments or emotional scenes, the writers or narrators have been tried to show their more aesthetic powers and literary enthusiasm in their narrations. Thus from an aesthetic point of view, we can find several samples and examples of rhetoric in them. This article tries to find rhetorical aspects of the seventeen Iranian famous folk stories and analyze them to show their literary values.
    Keywords: folk literature, folk tales, aesthetics, rhetorics
  • Gh. Shiri* Page 49
    Hierarchically speaking the image is prior to conception and speech. For human beings before starting to generate speech open their eyes to see the concrete form of reality and having gone through the experience begin to practice imagining and thinking about them and then the medium of language comes as a means of expressing those thoughts and communicating with other people. In terms of image order and replacement of one fact and reality for another first stands allegory through which the pictorial totality of a passage is a virtual reality that replaces a general image of a concrete reality. Second in ranking are symbolic evidences which have smaller and limited region than allegory, and must be searched in atmospheres, nominating, characterization and totally in parts of images of a context. After that, in third step, are the metaphorical images, of course in type of poetical not metaphor in its general meaning that includes symbol and metonymy, that in its special literal meaning, usually consists of one simple simile and in those by using one point of resemblance and similarity, something simulates to something else and by this way only we have one constant or movement image, of course with much extended movement is represented that has not the spread of symbol that is used spread setting and movement in it.
    Keywords: specifications of metaphor, kinds of metaphor, symbol, metaphor, simile, image
  • J. Safari, M. Rahimi, E. Zaheri Abdovand* Page 79
    This study tends to investigate the effect of gender on the imperative, interrogative and exclamatery sentences in the Persian language. For this purpose, eleven short and long Stories from ten contemporary writers were selected. The results show that the gender effects are two kinds: some of the sentences were used only by a particular gender and some others were used due to some social factors such as social status and age of the user. For instance, the women with lower social status tended to use less imperative and more interrogative and emotional sentences than their counter parts. It seems that, for the sake of clarification and discovery, women tend to ask men more questions. The application of more emotional statements on the part of women in their interaction is also worth noting.
    Keywords: gender, contemporary stories, imperative, interrogative, emotional sentences, social status
  • M. Arab*, F. Modarresi Page 99
    Iranain folk stories can be checked from different viewpoints. Despite their title of "folk" that somehow, can be considered as no high level and fine texts, they are not entirely devoid of literary and artificial values and aesthetic aspects. These stories have been quoted in crowded circles and their writers or narrators, in addition to the characteristics like entertainment, variety of characters and events, humor and a happy ending, have had enough emphasis on the aesthetic aspects of their tales to attract their audiences and keeping them interested in their narrations to the end. Some of these tales are combination of top and folk styles and especially in the passionate, decisive and heroic moments or emotional scenes, the writers or narrators have been tried to show their more aesthetic powers and literary enthusiasm in their narrations. Thus from an aesthetic point of view, we can find several samples and examples of rhetoric in them. This article tries to find rhetorical aspects of the seventeen Iranian famous folk stories and analyze them to show their literary values.
    Keywords: folk literature, folk tales, aesthetics, rhetorics
  • S.M. Masboogh*, M. Daryanavard Page 123
    Before producing speech, human beings create an image of the concept of what is to be said in their minds. A host of these conceptions form ideas in our minds but the image and concept are prior to these ideas and it is through reviewing, simile, comparison, analogy, and recurrent associations of the same images that we conceive an idea. Therefore, seeing precedes thinking and thinking that comes with conception and visualization precedes speech. So we have: picture concept thinking speaking. Accordingly the popular saying, “Oh Brother you’re the very thinking” has something before it, i.e. image and visualization and something after it, i.e. language and speech. If metaphor, simile, allegory, and symbol are related to the domain of image, concept, and visualization, all types of metonymy—except for resemblance—are specifically discussed in the arena of language. This paper seeks to offer a different categorization of metonymy and the author has meant to encompass multiple types of metonymy in this smaller and more manageable category: concomitant metonymy, metonymy of proximity, and metonymy of resemblance.
    Keywords: prophetic metonymy, types of metonymy, concomitant metonymy, metonymy of proximity, metonymy of resemblance
  • H. Yaghoubi* Page 151
    The present article is an attempt to keep and remind some of the Iranian dialects which are about to be forgotten. Sorkhei dialect is one of these dialects which is spoken by the people of Sorkheh. Sorkheh province is one of the cities within the 20 km southwest of Semnan, edge of the salt desert. Sorkheh population is over 9700 people. Sorkhei dialect is considered a dialect of the Caspian Sea and Western New Iranian. Introduced Sorkheh city, geographic location, symbol of transcription and structure of present verb cases are discussed in this article.
    Keywords: verb, Present verb, Sorkhei dialect