فهرست مطالب

معرفت سیاسی - سال ششم شماره 1 (بهار و تابستان 1393)
  • سال ششم شماره 1 (بهار و تابستان 1393)
  • 160 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1393/09/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمدرضاکریمی والا صفحه 5
    یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی، تامین عرصه های لازم برای بروز اندیشه ها و ظهور آرا و سلایق گوناگون در مسائل اجتماعی، سیاسی می باشد تا با زدودن تیرگی های استبداد، جامعه اسلامی را در سلوکی راستین براساس تعالیم وحیانی، به سوی سعادت حقیقی، رهنمون کند. اما روشن است که چنین فرجامی، رهین حراست از هر نوع انحراف از شاخص همدلی و وفاق اجتماعی است که رمز اصلی پیروزی انقلاب اسلامی است.
    در این تحقیق، مسئله اصلی تبیین موضع امام خمینی€ از میان دیدگاه های«همانندگرا»، «تثبیت گرا» و «تکثرگرا» در عرصه اندیشه و بیان باورهای مکتبی و اظهار نظر در مسائل اجتماعی و سیاسی است. بدین ترتیب، ضمن احراز محوریت وفاق اجتماعی بر نگاه تکثرگرای بنیانگذار جمهوری اسلامی، ثابت می شود که این محوریت، براساس اصول بنیادین وفاق مردم مسلمان ایران، یعنی اسلام، قانون اساسی و مصالح ملی بوده است.
    کلیدواژگان: امام خمینی ره، اندیشه، بیان نظر، تکثرگرایی، اسلام، وفاق اجتماعی
  • قاسم شبان نیا صفحه 25
    هرچند همواره در مکاتب مختلف، دغدغه حفظ و ارتقای کرامت انسانی، مطرح بوده و هریک سازوکارهایی بدین منظور ارائه داده اند، اما فقه اسلامی در این زمینه، رویکردی متعالی داشته و بعضا راهکارهایی بی بدیل ارائه داده است. این تحقیق، با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی، برخی از ساز و کارهای مهم و کلی فقه اسلامی برای تثبیت کرامت انسانی را ارائه نموده است. توسعه تفکر توحیدی در سطح جوامع بشری، اولویت دادن به امور معنوی، برخوردار کردن همه انسان ها از محیط پاک و معنوی، صیانت از حرمت جان، مال و آبروی انسان ها، اقامه قسط و عدل در میان همه ابنای بشر و تامین نظم، امنیت، رفاه و آسایش شهروندان، ازجمله احکام متعالی اسلام می باشند که کرامت انسانی را به کامل ترین شکل ممکن، به ارمغان می آورند. در این نوشتار، رابطه این دسته از احکام الهی با کرامت انسانی به روشنی تبیین شده است.
    کلیدواژگان: فقه اسلامی، کرامت انسانی، جامعه بشری، ساز و کارها
  • حسین ارجینی صفحه 43
    در فقه شیعه، برای مبارزه با طاغوت، مبانی فقهی متعددی همچون جهاد، نفی سلطه کفار، امر به معروف و نهی از منکر و ضرورت تشکیل حکومت اسلامی مطرح شده است. امر به معروف و نهی از منکر، یکی از مهم ترین آنها است. در دیدگاه آیت الله گلپایگانی، امر به معروف و نهی از منکر، مبنایی برای مبارزه با رژیم طاغوت و برای برقراری حکومت اسلامی است. در این پژوهش ابتدا به تبیین فقهی امر به معروف و نهی از منکر از نظر آیت الله گلپایگانی و سپس، با رویکردی تاریخی - تحلیلی به تطبیق این مبانی بر مواضع ایشان از دهه چهل تا پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته شده است.
    آیت الله گلپایگانی، با توجه به شرایط و مراتب امر به معروف و نهی از منکر، تلاش می کند ابتدا با نصیحت، منکرات رژیم پهلوی را تذکر دهد و با توسعه دامنه منکرات و نیز با توجه به شرایط و مراتب امر به معروف و نهی از منکر، با اعمال انزجار از اعمال رژیم، آنها را محکوم می کند. ایشان با اوج گرفتن مبارزات انقلابی در سال های 1356 و 1357، بر بذل جان و مال برای اجرای احکام اسلام و برقراری نظام اسلامی، که عالی ترین مراتب امر به معروف و نهی از منکر است، تاکید کرده خواستار رسیدن به هدف نهایی، یعنی اسقاط رژیم پهلوی و برقراری نظام اسلامی می شوند.
    کلیدواژگان: امر به معروف و نهی از منکر، انقلاب، مبانی فقهی، مواضع، آیت الله گلپایگانی
  • ابوالفضل امامی میبدی، سیدمصطفی میرمحمدی میبدی صفحه 61
    امروزه مسئله «انتخاب اصلح»، یکی از پرچالش ترین مسائل سیاسی بین گروه های مرجع سیاسی است. این مقاله می کوشد با بررسی تطبیق دو قاعده فقهی «میسور» و «مقیس» این چالش پیچیده را طرح و نشان دهد که تنازل از فرد اصلح به صالح مقبول، با موازین فقهی مغایر است. همچنین مشروعیت انتخاب اصلح و عدم مشروعیت انتخاب صالح مقبول، ارتباط مستقیمی با بحث کارامدی دارد. بنابراین، باید برای برچیده شدن موانع کاذب مقبولیت نامزد اصلح، به عنوان مقدمه واجب عمل کرد. در پایان نیز، مبانی فقهی حرمت کناره گیری فرد اصلح از انتخابات، بررسی شده است.
    کلیدواژگان: انتخاب اصلح، صالح مقبول، دفع افسد به فاسد، قاعده مقیس، قاعده میسور، قاعده اشتغال، فقه سیاسی، فقه انتخابات
  • سید ابراهیم حسینی صفحه 83
    این پژوهش با رویکرد نظری و بررسی اسنادی، با بیان مبنای کلامی ولایت فقیه، در صدد تبیین مبنای مشروعیت و حدود اختیارات آن است. تاکید این مقاله کنکاش در آثار فقهی و اقدامات عملی آیت الله سیستانی است..آیت الله سیستانی، از جهت مبنای نظری معتقد به پیوند دین و سیاست، و قائل به ولایت فقیه، در سه حوزه افتاء، قضاء و امور حسبیه به معنی موسعآن، بلکه برخی دیگر از شئون امام معصوم و حاکم اسلامی هستند. از این رو، در زمینه زعامت سیاسی جامعه، ولایت را برای فقیه جامع الشرایط در راستای حفظ نظام مملکت اسلامی، که مقبول عامه مومنان باشد، پذیرفته اند. بنابراین، گرچه ایشان قائل به ولایت مطلقه فقیه نیستند، اما با توسعه گستره دایره امور حسبیه و نظر به إعمال ولایت در امور عامه، که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است، بسیار به نظریه ولایت مطلقه فقیه نزدیک می شوند.
    کلیدواژگان: ولایت فقیه، سیستانی، اندیشه سیاسی، مشروعیت، حکومت اسلامی، حسبه، انتصاب، ولایت مطلقه، مرجعیت
  • محمدهادی زرافشان صفحه 105
    نظریه «انتصاب» بر آن است که در زمان غیبت، فقهای عادل جامع الشرایط به صورت عام از سوی خدا و به واسطه ائمه سلام الله علی ها، به ولایت مسلمین منصوب و مشروعیت یافته اند. از جمله مهم ترین ادله عقلی و نقلی نظریه انتصاب، قاعده لطف و مقبوله عمر بن حنظله می باشد. از نظر علامه نائینی، حکومت مشروطه در زمان ائمه سلام الله علی ها، همان حکومت معصومان‰ است و در زمان غیبت، براساس نیابت عامه فقها به آنها واگذار شده است؛ چراکه مشروعیت حکومت کلا از سوی شارع و به وسیله نصب است. بنابراین، علامه نائینی براساس پذیرش صریح مقبوله عمر بن حنظله، قائل به ولایت انتصابی فقها در عصر غیبت می باشد. اما از آنجا که وی به دست گرفتن حکومت توسط فقها را در شرایط زمان خود غیرممکن می داند، قائل به مشروطیت عرفی می شود که البته آن هم باید با اذن و تصویب فقها باشد، وگرنه مشروعیت ندارد.
    کلیدواژگان: مشروعیت، نظریه انتصاب، نظریه انتخاب، نصب عام، نظریه مشروطه علامه نائینی
  • ابوذر مظاهری صفحه 125
    براساس نظریه «خیزش تمدنی»، بیداری اسلامی نهضتی است احیاگر و هویت بخش که به صورت مستمر از یک ونیم قرن پیش در جهان اسلام به راه افتاده است و مراحل متعدی را طی کرده است. منشا این بیداری اراده خداوند، تعالیم دین اسلام و مجاهدت علما و مصلحان اسلامی است و عمق آن تا بعد تمدنی اسلام پیش رفته است. این حرکت مستمر، از فریاد و مبارزه در مقابل استبداد و استعمار گرفته تا دوران تجربه و عملکرد و تا خیزش تمدنی اخیر، دورانی از بیداری، استقلال خواهی و هویت جویی را شکل داده است. انقلاب اسلامی در میانه این دوران و با بیش از سی سال تجربه و عملکرد موفق خود، توانست این حرکت را از سطح مبارزه و قیام و انقلاب، به سطح نظام سازی و حرکت در مسیر تکامل با افق تمدن اسلامی ارتقا دهد. بر این اساس، جنبش های اخیر نوپای جهان اسلام، با نظر به انقلاب اسلامی در یک منازعه تمدنی به وقوع می پیوندند؛ منازعه ای که میان تمدن غربی و بزرگ ترین نامزد تمدن آینده یعنی اسلام به نمایندگی انقلاب اسلامی در جریان است.
    کلیدواژگان: بیداری اسلامی، خیزش تمدنی اسلام، انقلاب اسلامی، تمدن اسلامی، بین الملل اسلامی، هویت اسلامی
|
  • Mohammad Reza Karimivala Page 5
    Providing the necessary grounds for the realization of different thoughts, tastes and views about socio-political issues is one of the important achievements of the Islamic Revolution of Iran with the aim of truly guiding Islamic society towards real felicity on the basis of revealed teachings by removing the obscurities of tyranny. However, it is clear that the achievement of this aim is dependent on the immunity against any kind of deviation from the indicator of national unity and empathy, which represents the main symbol of the victory of the Islamic Revolution of Iran.The present paper seeks to elaborate on the status of Imam Khomeini’s thoughts among the thoughts of those who adopt “resemblance-oriented”, “stabilization-oriented” and “pluralistic” views, explain ideological beliefs and opine about socio-political issues. Accordingly, affirming the centrality national unity based on the pluralistic view of the founder of the Islamic Republic of Iran, this paper proves that this centrality is based on the fundamental principles of unity among Muslim Iranians; namely, Islam, the Constitution and national interests.
    Keywords: Imam Khomeini, thought, opine, pluralism, Islam, social consensus
  • Ghasim Shabanniya Page 25
    Although different schools are always concerned with preserving and promoting human dignity and each school provides certain modus operands to achieve this end, Islamic fiqh has a transcendent approach in this regard, and in some cases it provides unique modus operands. Using a descriptive-analytical method, the present paper provides a number of important modus operands which Islamic fiqh presents for preserving human dignity. Expanding monotheistic thought in human societies; giving priority to spiritual affairs, providing every man with a pure and spiritual environment, preserving one's life, property and good reputation; treating all human beings fairly and equitably, and bringing order, security, welfare and tranquility to citizens are among the transcendent injunctions of Islam, which contribute to preserving human dignity in its best form. The relationship between these divine injunctions and human dignity is clearly explained in this paper.
    Keywords: Islamic fiqh, human dignity, human society, modus operands
  • Hussein Arjini Page 43
    Shi’a fiqh proposes several fiqhi principles for the struggle against taghut regime; such as jihad, rejection of infidels’ authority, the necessity of establishing Islamic government and, most importantly, enjoining good and forbidding evil. According to Ayatollah Golpaygani’s view, the principle of enjoining good and forbidding evil is the basis for the struggle and rise against the evil deeds of taghut regime and the establishment of Islamic government.The present paper, first, elaborates on the principle of enjoining good and forbidding evil in the light of Ayatollah Golpaygani’s fiqhi view. Then, it compares these principles with his stances for the period between 1341 solar and the victory of the Islamic Revolution, using a historical-analytical approach. Regarding the conditions and degrees of enjoining the good and forbidding evil, Ayatollah Golpaygani, first tried through cautionary words to attract peoples attention to the evil deeds of Pahlavi regime. Then when these evil deeds increased, he condemned the policy of the regime and showed his resentment towards it, taking into regard the conditions and stages of the principle of enjoining good and forbidding evil. At the climax of the revolutionary struggles from 1341 through 1357 solar, he emphasized on offering one's life and property for the sake of enacting Islamic law and establishing Islamic system as the highest stage of enjoining good and forbidding evil, and called for the continuation of struggle to achieve the ultimate aim, that is, overthrowing Pahlavi regime and establishment of Islamic system.
    Keywords: enjoining good, forbidding evil, revolution, fiqhi principles, stances, Ayatollah Golpaygani
  • Abulfazl Imami Meiboodi, Seyyed Mustafa Mirmohammadi Meiboodi Page 61
    Today, “choosing the best” is one of the most challenging political issues among political reference groups. The present paper seeks, through comparing two fiqhi principles; “meysoor (possible)” and “maqis (compared)” to investigate discuss this challenge and show that abandoning "the best” and choosing "the acceptable good" is contrary to fiqhi principles. Furthermore, the legitimacy of choosing "the best" and illegitimacy of choosing "the acceptable good" is directly related to the issue of efficiency. Therefore, actions should be taken to remove the false obstacles to the acceptability of the best candidate as a necessary preliminary. Finally, it reviews the fiqhi principles of the unlawfulness of choosing someone other than the best.
    Keywords: choosing the best, acceptable good, parrying the most corrupt with the corrupt, principle of maqis, principle of meysoor, principle of employment, political fiqh, fiqh of election
  • Seyyed Ibrahim Husseini Page 83
    The question of establishment of an Islamic government in Iran on the basis of the Theory of guardianship of Religious Jurist has become a source of general and international interest. Therefore, it is very necessary to examine the views held by great faqihs (jurists) about this topic. Explaining the theological foundation of guardianship of religious jurist, the present paper elaborates on its legitimacy and its range. The study is based on Ayatollah Sistani’s legal works of fiqh and his practical measures. Theoretically, he believes in the correlation between religion and politics in three fields: issuing fatwa, judgment and non-litigious affairs in their broad sense, in addition to some other functions which the infallible Imam and Muslim ruler have. Therefore, regarding the political leadership of the society, he accepts the idea of guardianship of the faqih who enjoys all the requirements and who is accepted by most believers with the aim of safe guarding the system of the Islamic nation. Therefore, although he does not believe in the theory of absolute guardianship of religious jurist, he adopts a similar views to this theory through his expanding the scope of non-litigious affairs and exercising guardianship of religious jurist in as far as general affairs are concerned when the order of Islamic society is in danger.
    Keywords: guardianship of religious jurist, Sistani, political thought, legitimacy, Islamic government, non, litigious affair, designation, absolute guardianship, religious authority
  • Mohammad Hadi Zarafshan Page 105
    According to the theory of “designation” only a just faqih (jurist) who enjoys all the requirements is generally designated for the guardianship of Muslim and regarded legitimate through Divine command and through the decree of Imams during occultation. The principle of grace (lutf) and ‘Omar b. Hanzaleh's narration which is approved by religious scholars are among the most important intellectual and tradition-based proofs of this theory. According to Allamah Naiini’s view, establishing a constitutional government during the lifetime of the infallible Imams is the same government as that of Imams and it is entrusted to faqihs during occultation because government is generally deemed legitimate only by Islamic law and through designation. Therefore, Allamah Naiini believes in the designated guardianship of faqihs because he openly accepts ‘Omar b. Hanzaleh’s accepted tradition. However, he sees that since faqihs’ coming to power under the conditions of his time is not possible, he calls for conventional constitutionality, which demands faqhi's permission and approval, without which it will be illegitimate.
    Keywords: legitimacy, theory of designation, theory of election, general designation, Allamah Naiini's theory of constitutional government
  • Abuzar Mazaheri Page 125
    According to the theory of “civilizational uprising”, Islamic awakening is a revolutionary and identity-giving movement which has been developing for 150 years and passed through several stages. God’s will, the teachings of Islam and the unequal struggle of religious scholars and Muslim world is behind this awakening, which has become a sign of the civilizational property of Islam. This continuous movement, including the outcries and struggle against tyranny and colonialism, the long period of experience and the recent civilizational uprising, has prepared the ground for awakening and independence and identity-seeking. During this period, the Islamic Revolution of Iran could direct this movement, with in more than thirty years of experience and successful performance, and turn in from the state of struggle, and revolution to a state of systemization and pursuit of perfection towards creating Islamic civilization. Accordingly, the recent uprisings in the world of Islam take the form of a civilizational struggle, and follow the Islamic Revolution in Iran as an inspiring example. This struggle is going on between the western civilization and the greatest would-be civilization, i.e. Islam, and the Islamic Revolution acts as its representative.
    Keywords: Islamic awakening, civilizational uprising of Islam, Islamic revolution, Islamic civilization, Islamic international, Islamic identity