فهرست مطالب

اندیشه و رفتار در روان شناسی بالینی - پیاپی 32 (تابستان 1393)
  • پیاپی 32 (تابستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/06/06
  • تعداد عناوین: 8
|
  • فاطمه شاهی صدرآبادی*، زهره خسروی، شکوه سادات بنی جمالی صفحات 7-16
    شواهد متقاعد کننده ای وجود دارد که بیانگر نرخ بالای شیوع اختلال شخصیت وسواسی در نمونه های مبتلا به اختلال وسواس اجباری است. بررسی و مقایسه ی سبک های ابراز هیجان با توجه به زیر مجموعه های گوناگون آن، می تواند مشخصه های دو اختلال را روشن تر کرده و شباهت ها و تفاوت آنها را نشان دهد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه ی سبک های ابراز هیجان (ابرازگری، کنترل و دوسوگرایی در ابراز هیجان) در افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی، اختلال وسواس اجباری و گروه بهنجار بود. بدین منظور، طی یک پژوهش پس رویدادی 43 فرد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی، 41 فرد مبتلا به اختلال وسواس و 30 فرد بهنجار، با غربالگری انتخاب و از نظر وسواس اجباری، اختلال شخصیت وسواسی، ابرازگری هیجان، کنترل هیجانی و دوسوگرایی در ابراز هیجان مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس، بیانگر تفاوت معنادار گروه ها در کنترل و دوسوگرایی ابراز هیجان بود. بنظر می رسد ابرازگری هیجان نه تنها نمی تواند به عنوان شاخصی برای تمایز گروه مبتلا به اختلال وسواس اجباری با اختلال شخصیت وسواسی باشد، بلکه حتی برای تمایز بین گروه بهنجار از بیمار نیز، شاخص مناسبی نیست. این در حالی است که کنترل هیجانی و شدت دوسوگرایی در ابراز هیجان نیز می تواند شاخصی برای تمایز دو اختلال از یکدیگر باشد.
    کلیدواژگان: اختلال شخصیت وسواسی، اختلال وسواس اجباری، ابرازگری هیجان، کنترل هیجانی، دوسوگرایی در ابراز هیجان
  • سمیه قیاسی، محمدرضا نایینیان، رضا رستمی، رسول روشن، رضا کاظمی، ساناز خمامی صفحات 17-26
    اختلال اضطراب فراگیر با اختلالات مختلفی همراه بوده و مشکلات و نقصهای جدی در کارکرد زندگی مبتلایان به همراه دارد. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر با فرکانس پایین بر میزان افسردگی همبود در بیماران دچار اختلال اضطراب فراگیر بود. بدین منظور، طی یک طرح نیمه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون، 14 بیمار دچار اختلال اضطراب فراگیر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایش و گواه کاربندی شدند. آزمودنی ها قبل و بعد از مداخله از نظر افسردگی و اضطراب فراگیر ارزیابی شدند. گروه آزمایش طی 10 جلسه به مدت 40 دقیقه تحت rTMS با فرکانس 1 هرتز، در ناحیه پری فرونتال خلفی جانبی راست قرارگرفت. گروه گواه نیز همین تعداد جلسات را دریافت کردند با این تفاوت که کویل در این گروه با زاویه 90 درجه قرار گرفته بود که مانع رسیدن امواج به جمجمه آزمودنی می شد. تحلیل یومن ویتنی نشان داد که میزان افسردگی همبود در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، تغییر معنادار داشته است و بنظر می رسد درمان تحریک مغناطیسی جدار جمجمه ای مکرر در بیماران دچار اختلال اضطراب فراگیر می تواند موجب کاهش معنادار نشانه های افسردگی همبود شود.
    کلیدواژگان: درمان تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر، اختلال اضطراب فراگیر، افسردگی
  • مهدی خانجانی، شهریار شهیدی، جلیل فتح آبادی، محمد علی مظاهری، امید شکری صفحات 27-36
    بهزیستی روان شناختی، تلاش برای شکوفا کردن قابلیت های وجودی انسان است و تاکنون ابزارهای مختلفی برای ارزیابی و بررسی بهزیستی روان شناختی ارایه شده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی فرم کوتاه (18 سوالی) مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف بود. بدین منظور، طی یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، 976 نفر (647 دختر و 329 پسر) از بین دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی انتخاب و با نسخه ی کوتاه مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف، سیاهه ی روان درمانی مثبت نگر و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحلیل عاملی تاییدی تک گروهی نشان داد که در کل نمونه و در دو جنس، الگوی شش عاملی این مقیاس(پذیرش خود، تسلط محیطی، رابطه ی مثبت با دیگران، داشتن هدف در زندگی، رشد شخصی و استقلال) از برازش خوبی برخوردار است. همسانی درونی این مقیاس با استفاده از آلفای کرونباخ در 6 عامل پذیرش خود، تسلط محیطی، رابطه ی مثبت با دیگران، داشتن هدف در زندگی، رشد شخصی و استقلال به ترتیب برابر با 51/0، 76/0، 75/0، 52/0، 73/0، 72/0 و برای کل مقیاس 71/0 به دست آمد. در مجموع، نتایج بیانگر آن است که فرم 18 سوالی مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف به منظور سنجش بهزیستی روان شناختی در دختران و پسران در نمونه ی ایرانی، ابزاری مفید و کاربردی است.
    کلیدواژگان: بهزیستی روان شناختی، ساختار عاملی، روان سنجی
  • زهره خسروی، پروین رحمتی نژاد صفحات 37-46
    رابطه ی بین اختلال شخصیت مرزی و اختلالات طیف دوقطبی، به ویژه دوقطبی از مباحثی است که در سال های اخیر مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر، درک بهتر از شرایط روان پویایی و ساختار شخصیت و مقایسه ی مولفه های سازمان شخصیت مرزی در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و اختلال دوقطبی نوع دو بود. بدین منظور، طی یک پژوهش مقایسه ای، 20 بیمار مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و 19 بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی نوع دو مراجعه کننده به بخش روانپزشکی به صورت نمونه ی در دسترس انتخاب و از نظر آشفتگی هویت، مکانیسم های دفاعی ابتدایی، واقعیت آزمایی آسیب دیده و ترس از صمیمت، مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج مقایسه ی میانگین نمرات این دو گروه نشان داد که تفاوت معناداری بین میانگین نمرات دو گروه در اختلال شخصیت مرزی وجود ندارد. یافته های به دست آمده از این فرضیه حمایت می کند که احتمالا اختلال شخصیت مرزی و اختلال دوقطبی نوع دو از سازمان شخصیتی و ویژگی های روان پویایی مشابهی برخورداراند. نتایج این پژوهش، به طور ضمنی از فرضیه ی تعلق اختلال شخصیت مرزی و اختلالات طیف دوقطبی روی یک پیوستار حمایت نمی کند.
    کلیدواژگان: اختلال شخصیت مرزی، اختلال دوقطبی
  • احمد احمدی، سایه سادات موسوی صاحب الزمانی، علی فتحی آشتیانی، سمیرا مطیعی صفحات 47-56
    مشکلات خلقی، از شایع ترین اختلالات روان شناختی است که در دوران بارداری و پس از آن بروز می کند. بیماران مبتلا به اختلال افسردگی پس از زایمان، در کسب حمایت عاطفی از سوی همسر و فرزندان، چالش های متعددی را تجربه می کنند که این شرایط، خود به عنوان عامل خطری برای وخیم تر شدن سلامت روان شناختی آنها در نظر گرفته می شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر درمان شناختی- رفتاری بر کاهش افسردگی پس از زایمان و افزایش عزت نفس و رضایت زناشویی مادران باردار بود. بدین منظور، طی یک پژوهش نیمه تجربی با گروه کنترل، 135 نفر از مادران باردار افسرده ی بخش زنان و زایمان بیمارستان بقیه اله و نجمیه تهران به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و انتظار کاربندی شدند. گروه مداخله، طی 8 جلسه 40 تا 60 دقیقه ای برنامه ی آموزش روان شناختی را دریافت کرد. گروه ها قبل و بعد از مداخله، از نظر افسردگی، عزت نفس و رضایت زناشویی مورد آزمون قرار گرفتند. تحلیل کوواریانس چند متغیری، نشان داد که افسردگی گروه مداخله، کاهش یافته است. بنظر می رسد با عنایت به تاثیر مداخلات روان شناختی در کاهش افسردگی پس از زایمان، بهتر است این نوع مداخله در برنامه ی درمانی بیماران مبتلا به افسردگی پس از زایمان وارد شود.
    کلیدواژگان: درمان شناختی، رفتاری، افسردگی پس از زایمان
  • رضا کاظمی، توکل موسی زاده، رامین فرد* صفحات 57-66
    فشار آسیب زایی که موجب اختلال استرس پس از سانحه می شود، بسیار در هم شکننده است. چنین فشاری می تواند برخاسته از تجارب جنگ، شکنجه، بلایای طبیعی، حمله، تجاوز و سوانح جدی باشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش کنترل خشم در افزایش سازگاری اجتماعی و بهبود علایم مبتلایان به PTSD بود. بدین منظور طی یک پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل، 40 نفر از جانبازان مبتلا به اختلال PTSD شهر اردبیل، به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل کاربندی شدند. آزمودنی ها در ابتدا و انتهای پژوهش از نظر علایم اختلال استرس پس از سانحه و میزان سازگاری مورد آزمون قرار گرفتند. آموزش کنترل خشم در مدت هفت جلسه ی 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش ارایه شد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) نشان داد که آموزش کنترل خشم، علاوه بر کاهش علایم PTSD در افزایش سازگاری اجتماعی و بهبود علایم افراد مبتلا به اختلال PTSD موثر بوده است. به نظر می رسد که توانایی در مدیریت خشم، در افزایش سازگاری و کاهش علایم پرخاشگری موثر است و این شیوه در مداخلات روان شناختی مبتلایان نتایج مفیدی ایجاد می نماید.
    کلیدواژگان: کنترل خشم، سازگاری، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
  • سید محمد حسینی، محمد علی نظزی، محسن رسولی، محمد شاکرمی، سید محسن حسینی صفحات 67-76
    دخالت یا اعمال نفوذ خانواده های اصلی که غالبا به صورت پنهان و در پوششهای مختلف عرضه می شود، می تواند یکی از زیر بناهای جدی تعارضات زناشویی، از شروع تا پایان هر ازدواجی باشد. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی اثرات مستقیم و غیر مستقیم سلامت خانواده ی اصلی از طریق نقش واسطه ای سبک حل تعارض سازنده و غیر سازنده بر صمیمیت زناشویی بود. بدین منظور، طی یک پژوهش توصیفی از نوع طرح های همبستگی، 240 معلم زن متاهل شهرستان ممسنی به روش تصادفی خوشه ایانتخاب و از نظر وضعیت خانواده ی اصلی، صمیمیت زناشویی و سبک های حل تعارض مورد آزمون قرار گرفتند. یافته ها نشان دادکه سلامت خانواده ی اصلی به طور مستقیم با صمیمیت زناشویی رابطه ی معنادار دارد. همینطور سلامت خانواده ی اصلی به طور غیر مستقیم و از طریق نقش واسطه ای سبک حل تعارض سازنده و غیر سازنده، با صمیمیت زناشویی رابطه ی معنادار دارد. به نظر می رسد که سلامت خانواده ی اصلی علاوه بر اثر مستقیم بر صمیمیت زناشویی، از طریق سبک حل تعارض سازنده و سبک حل تعارض غیرسازنده نیز بر صمیمیت زناشویی اثر دارد.
    کلیدواژگان: سلامت خانواده ی اصلی، سبک های حل تعارض و صمیمیت زناشویی
  • مهدی رستمی، منصور عبدی، حسن حیدری صفحات 77-89
    هر نوع کوتاهی و غفلت یا ارتکاب به هر عملی که بهداشت و سلامت جسمانی و روانی کودک را به مخاطره اندازد و خدشه ای بر آن وارد کند، کودک آزاری قلمداد می شود. سو رفتار و مسامحه در مورد کودک با طیف وسیعی از مشکلات هیجانی و نشانه های روان پزشکی همراه است و به نظر می رسدکه تجربه ی انواع بدرفتاری در دوران کودکی می تواند در میزان بخشش فرد در بزرگسالی موثرباشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه ی انواع بد رفتاری در دوران کودکی و میزان بخشش آنها در بزرگسالی بود. بدین منظور، 337 نفر به صورت در دسترس انتخاب و از نظر کودک آزاری و بخشش در خانواده مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که بیشترین میزان بدرفتاری گزارش شده مربوط به آزار عاطفی و کمترین آزار مربوط به آزار جسمی است. همچنین نتایج حاکی از وجود رابطه ی منفی و معنادار بین تجربه انواع بدرفتاری در دوران کودکی با بخشش بود. نتایج پژوهش نشان داد که آزار جنسی، آزار جسمی، آزار عاطفی و غفلت، قادر به پیش بینی میزان بخشش در بزرگسالی است. همچنین بین آزاردیدگی در زن و مرد تفاوت معناداری به دست آمد اما در میزان بخشش تفاوت معناداری دیده نشد. این مطالعه نشان داد که تجربه ی انواع بدرفتاری در دوران کودکی می تواند در میزان بخشش فرد در بزرگسالی تاثیر اساسی داشته باشد.
|
  • Fatemeh Shahi Sadr Abadi*, Zohreh Khosravi, Shokouh Sadat Bani Jamali Pages 7-16
    There is a convincing evidence that suggests high rates of obsessive-compulsive personality disorder in a sample of patients with obsessive-compulsive disorder. Comparison and evaluation of different styles of emotional expression، with respect to its various subsets can clarify the characteristic of the two disorders and indicate the similarities and differences between them. The aim of this study was to compare the styles of emotional expression (expressiveness، control and ambivalence in emotional expression) in patients with obsessive-compulsive personality disorder، obsessive-compulsive disorder and normal subjects. To this end، in a post-event study of 43 patients with obsessive personality disorder، 41 patients with obsessive disorder and30 normal patients were selected in a screening method. They were tested in terms of obsessive compulsive disorder، obsessive compulsive personality disorder and emotional expressiveness، emotional control، ambivalence in emotional expression. ANOVA results indicated a significant difference in the control group and the ambivalence expressed emotion. It seems not only emotional expressiveness cannot be an indicator of differentiation for patients with obsessive-compulsive disorder and obsessive-compulsive personality disorder but it is even not a good indicator to distinguish between a normal groups of patients. However، emotional control and the intensity of ambivalence in emotional expression may be an indicator of differentiation for the two disorders.
    Keywords: Obsessive, compulsive personality disorder, obsessive, compulsive disorder, emotional expressiveness, emotional control, ambivalence in emotional expression
  • Somayeh Ghiasi, Mohammad Reza Naeeinian, Reza Rostami, Rasool Roshan, Reza Kazemi, Sanaz Khomami Pages 17-26
    Generalized anxiety disorder has been associated with several disorders، it accompanies serious problems and deficiencies in the working lives of those afflicted with it. The aim of this study was to evaluate the effectiveness of the repetitive Transcranial Magnetic Stimulation (rTMS) with low frequency in reducing symptoms of depression comorbid in patients with generalized anxiety disorder (GAD). For this purpose، in a quasi-experimental design with pre-test and post-test، 14 patients with generalized anxiety disorder using convenience sampling were randomly assigned to experimental and control groups. Subjects were assessed for depression and generalized anxiety disorder، both before and after the treatment. The experimental group underwent 10 sessions of rTMS، on the right side of the Posterolateral pre-frontal region، in duration of 40 minutes with frequency of 1 Hertz. The control group received the same number of sessions except that the coil in the group was placed in an angle of 90 degrees، which prevented the waves from reaching to the subject’s skull. Mann-Whitney U analysis indicated that the rate of comorbid depression in the experimental group compared to the control group had a significant change. It appears that Transcranial Magnetic Stimulation therapy in Patients with Generalized Anxiety Disorder can significantly decrease comorbid depressive symptoms.
    Keywords: Magnetic stimulation therapy, generalized anxiety disorder, depression
  • Mehdi Khanjani, Shahiyar Shahidi, Jalil Fathabadi, Mohammad Ali Mazaheri, Omid Shokri Pages 27-36
    Psychological well-being is trying to flourish the capabilities of human beings. So far، many tools have been provided for assessment and evaluation of psychological wellbeing. The aim of this study was to examine the factor structure and psychometric properties of the short form (18 items) of Psychological well-being scale. To this end، in a descriptive study، correlational type، 976 patients (647 females and 329 males) were selected from Shahid Beheshti University of Medical sciences and were tested on short versions of Ryff’s scale of Psychological well-being، optimistic psychotherapy Inventory، depression scale، anxiety and stress. The result of Single-group confirmatory factor analysis indicated that the total sample and in both sexes، the six-factor model of the scale (Self-acceptance، environmental mastery، positive relationships with others، having a purpose in life، Personal growth and independence) has a good fit. The scale''s internal homology using Cronbach''s alpha in 6 factors of Self-acceptance، environmental mastery، positive relationships with others، having a purpose in life، Personal growth and independence، were respectively، 0. 52، 0. 76، 0. 75، 0. 52، 0. 73، 0. 72 and for the total scale it was 0. 71. Overall، the results suggest that the short form (18-item) of Ryff’s scale of Psychological well-being was a useful tool to measure psychological well-being among Iranian sample of girls and boys.
    Keywords: Psychological well, being, factor structure, psychometric
  • Zohreh Khosravi, Parvin Rahmatinejad Pages 37-46
    The relationship between borderline personality disorder and bipolar spectrum disorders، particularly bipolar has been subjects of interest to many researchers in recent years. The aim of this study was to better understand the dynamics and structural character of mental conditions and to compare the components of borderline personality disorder among people with borderline personality disorder and bipolar disorder type II. For this purpose، in a comparative study، 20 patients with borderline personality disorder and 19 patients with bipolar disorder، type II، who were selected in available samples and got admitted to the psychiatric ward. They were tested in terms of identity disorder، primitive defense mechanisms، reality testing، harmed and fear of intimacy. Results comparing the mean scores of the two groups indicated that no significant difference exists between mean scores of the two groups in borderline personality disorder. The results obtained from the hypothesis supports that borderline personality disorder and bipolar disorder type II may have similar type of personality structure and psycho-dynamic characteristics. The results of research does not support Borderline personality disorder attachment and bipolar spectrum disorders on a continuum، implicitly.
    Keywords: Borderline Personality Disorder, Bipolar Disorder
  • Ahmad Ahmadi, Sayeh Sadat Mousavi Sahebol Zamani, Ali Fathi Ashtiyani, Samira Motiee Pages 47-56
    Mood disorders are the most common psychological disorders that occur during pregnancy and after. Patients with post-natal depression، experience many challenges in terms of the emotional support from their spouses and children. This condition can be considered as a threat factor for deteriorating psychological health. The aim of this study was to examine the effect of cognitive behavioral therapy in postpartum depression and increase self-esteem and marital satisfaction of pregnant mothers. For this purpose، in a quasi-experimental study with a control group، 135 depressed pregnant women، of the hospital''s maternity ward of Baghiato-Allah and Najmieh Tehran were assigned into two groups of intervention and control، randomly. The Intervention group received 8 sessions of 40 to 60-minute of psychological training program. The groups were tested in terms of depression، self-esteem and marital satisfaction both before and after the intervention. Multivariate analysis of covariance revealed that depression in the intervention group has decreased. It appears that with regard to the impact of psychological interventions in reducing postpartum depression، it is better to enter this kind of intervention in the treatment of patients with postpartum depression.
    Keywords: cognitive, behavioral therapy, postpartum depression
  • Reza Kazemi, Tavakol Mosazadeh, Ramin Fard* Pages 57-66
    Pathological strain which causes post-traumatic stress disorder is much too fragile. This pressure can be derived from the experiences of war، torture، natural disasters، assault، rape and serious injuries. The aim of this study was to evaluate the effectiveness of anger control training in increasing social adjustment and improvement of post-traumatic stress disorder (PTSD) symptoms. In an experimental study of the post-test and pre-test with the control group، 40 combat veterans with PTSD in Ardabil were selected from available samples، they were assigned to two groups of experiment and control، randomly. Subjects were tested in terms of post-traumatic stress disorder and adjustment rate، at the beginning and end of the study. The experimental group received anger control training in seven sessions with duration of 90 minutes. The control group did not undergo any intervention. (MANOVA) Multivariate variance analysis indicated that anger control training، in addition to reducing PTSD symptoms، was also effective in increasing social adjustment and improving symptoms of individuals with PTSD disorder. It seems that the inability to manage anger is effective in increasing adjustability and reducing symptoms of aggression. This method produces beneficial result in psychological interventions of sufferers
    Keywords: anger management, coping, posttraumatic stress disorder (PTSD)
  • Seyyed Mohammad Hosini, Mohammad Ali Nazari, Mohsen Rasooli, Mohammad Shakarami, Seyyed Mohsen Hosini Pages 67-76
    Interference or influence of the main families that are often supplied in hidden various coatings can be one of the great monuments of marital conflict from the beginning to the end of the marriage. The aim of this study was to evaluate the direct and indirect effects on the health of the main family، through the mediating role of constructive and non-constructive conflict resolution styles on marital intimacy. For this purpose، in a descriptive study of correlation design type، 240 married women teachers of mamasani city were selected in a cluster method، randomly. They were tested on the main family status، marital intimacy، and conflict resolution styles. The main findings indicated that family health has directly significant relation with marital intimacy. Main family indirectly has a significant relationship through the mediating role of constructive and non-constructive conflict resolution style with marital intimacy. It seems that the health of the main family in addition to the direct effect which has on marital intimacy، can also effect marital intimacy through constructive and non-constructive conflict resolution style.
    Keywords: health of the main family, conflict resolution styles, marital intimacy
  • Mehdi Rostami, Mansor Abdi, Hasan Heidari Pages 77-89
    Any failure، neglect، or committing any act that would endanger the child''s physical and mental health and inflict damage on it، is considered as a child abuse. Abuse and neglect are accompanied with a range of emotional and psychiatric problems. It seems that the experience of maltreatment types during childhood can be effective on the amount of forgiveness in adulthood. The aim of this study was to investigate the relationship between types of childhood abuse and their amount of forgiveness in adulthood. For this purpose، 337 cases were selected from available samples and they were examined in terms of child abuse and amount of forgiveness. The result of multiple regression analysis indicated that the highest rate of abuse being reported was emotional abuse، and the least was physical abuse. The results indicated a significant negative correlation between the types of abuse experienced in childhood along with forgiveness. Research results indicated that sexual abuse، physical abuse، emotional abuse and neglect are able to predict the amount of the forgiveness in adulthood. There was a significant difference between abuse in men and women، but there was no significant difference in the amount of forgiveness. This study indicated that the experience of childhood abuse types can have major impact on adulthood''s forgiveness
    Keywords: abuse, forgiveness