فهرست مطالب

پژوهش پرستاری ایران - پیاپی 35 (زمستان 1393)
  • پیاپی 35 (زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/10/23
  • تعداد عناوین: 10
|
  • ناهید رژه*، مجیده هروی کریموی، زهرا طاهری خرامه، علی منتظری، امیر واحدیان صفحه 1
    مقدمه
    سکته قلبی ماهیت ناتوان و فلج کننده ای داشته که کیفیت زندگی بیماران مبتلا را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. کیفیت زندگی یکی از عوامل پیش بینی کننده شیوع ناتوانی و مرگ و میر در بیماران مبتلا است. پژوهش حاضر با هدف تعیین نمره کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سکته قلبی و عوامل موثر بر آن انجام شده است.
    روش
    در این مطالعه مقطعی 350 بیمار سالمند مبتلا به سکته قلبی مراجعه کننده به بیمارستان های آموزشی درمانی منتخب شهر تهران در سال 1392 به روش نمونه گیری دو مرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای دو قسمتی شامل اطلاعات فردی و کیفیت زندگی عمومی فرم کوتاه 36 سوالی (SF-36) بود.
    یافته ها
    در بین ابعاد هشت گانه کیفیت زندگی، بعد کارکرد اجتماعی با میانگین و انحراف معیار 25/77±66/71و بعد محدودیت در ایفای نقش با میانگین و انحراف معیار 25/86±20/50 به ترتیب کمترین و بیشترین نمره را دارا بودند. نمره کیفیت زندگی زنان در اکثر خرده مقیاس ها به طور معناداری پایین تر از مردان بود (P<0.05). تحلیل کواریانس بین شدت بیماری و زیرمقیاس های کیفیت زندگی اختلاف معناداری را نشان داد (P<0.05).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که ابعاد مختلف کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سکته قلبی در حد مطلوبی نیست؛ بنابراین تمرکز و توجه بیشتر در مراقبت های پرستاری به منظور ارتقاء و بهبود کیفیت زندگی این گروه از بیماران ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، سکته قلبی، SF، 36، مطالعه مقطعی
  • الهه رمضان زاده تبریز، زهره پارسایکتا*، هومن شهسواری، میرسعید یکانی نژاد صفحه 12
    مقدمه
    تعیین نیازهای برآورده نشده بیماران مبتلا به سرطان می تواند برنامه ریزی مداخلات درمانی مناسب مبتنی بر نیازهای افراد را ممکن گرداند و از سویی افسردگی یک عامل خطر در کاهش میزان بقا در بیماران سرطانی و عامل مهمی در عدم قبول خدمات درمانی از سوی بیماران می باشد که البته امکان خودمدیریتی دارد لذا این پژوهش با هدف تعیین نیازهای برآورده نشده و ارتباط آن با مدیریت افسردگی در بیماران مبتلا به سرطان انجام شد.
    روش
    مطالعه حاضر مطالعه ای توصیفی- همبستگی است. این مطالعه برروی 360 بیمار مبتلا به سرطان در بیمارستان امید شهر مشهد با روش نمونه گیری سرشماری از اسفند 1392 تا تیر1393 انجام شد و بیماران توسط فرم اطلاعات فردی، پرسشنامه نیازهای برآورده نشده بیماران مبتلا به سرطان (SUNS) و پرسشنامه مدیریت افسردگی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS v.21 و آزمون های آنالیز واریانس، تی مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون برحسب نوع متغیر تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    51/1% بیماران را مردان و 48/9% را زنان تشکیل داده بودند و اکثر واحدهای پژوهش 80/6% متاهل، 66/7% غیرشاغل و 26/9% دارای دیپلم و تحصیلات دانشگاهی بودند. بیشترین بیماران به ترتیب مبتلا به سرطان های روده 17/8%، معده 13/6% و ریه 9/4% بودند. در بین حیطه های نیازهای برآورده نشده بیشترین نیاز بیماران در حیطه مسایل شغلی و نگرانی های مالی با میانگین (0/95±2/47) از 4 بود و به ترتیب نیاز به اطلاعات (0/95±2/44)، نیاز به دسترسی و تداوم مراقبت (0/98±2/34)، نیاز به ارتباط و سازگاری (0/93±2/06) و نیازهای عاطفی (0/92±1/98) در رده های بعدی قرار داشتند. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین نمره کلی نیاز برآورده نشده و مدیریت افسردگی همبستگی منفی و معناداری (0/26-=r) وجود دارد (P<0.001) که بدین معناست هرچه نیازهای برآورده نشده افراد کمتر باشد توانایی مدیریت افسردگی در این بیماران بیشتر خواهد بود.
    نتیجه گیری
    پرستاران و دیگر اعضای تیم درمان لازم است به نیازهای برآورده نشده بیماران اهمیت داده و براساس اولویت های آن ها مراقبت های درمانی خود را پایه ریزی نمایند. از طرفی ضروری است به نقشی که مدیریت افسردگی در میزان این نیازها در بیماران دارد توجه نموده و در جهت تقویت آن بکوشند.
    کلیدواژگان: نیازهای برآورده نشده، مدیریت افسردگی، سرطان
  • اسد ایمانی، اعظم دبیریان، زهرا صفوی بیات، ابوالفضل پاینده صفحه 22
    مقدمه
    اعضای خانواده بیماران اغلب تمایل دارند به سوالات آن ها به شکل قابل فهم پاسخ داده شود و در اسرع وقت از تغییر شرایط بالینی بیمار مطلع شوند. درهای بسته بخش مراقبت ویژه عملا خانواده را از بیمار جدا می کند و این خود سبب اضطراب در اعضای خانواده می شود. از طرفی اطلاع رسانی تلفنی بدون محدودیت زمانی و مکانی به نظر می رسد این مساله را پوشش دهد و جدایی خانواده و بیمار را به حداقل برساند. بنابراین در این پژوهش تاثیر اطلاع رسانی تلفنی توسط پرستار بر سطح اضطراب خانواده بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه بیمارستان امام خمینی (ره) شهر ایلام بررسی شده است.
    روش
    این پژوهش مطالعه ای نیمه تجربی است که به منظور بررسی تاثیر اطلاع رسانی از طریق تلفن به وسیله پرستار بر سطح اضطراب خانواده بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه بیمارستان امام خمینی (ره) شهر ایلام وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایلام انجام شده است. حجم نمونه شامل 35 عضو خانواده که با روش نمونه گیری غیراحتمالی آسان (در دسترس) انتخاب شدند. در این مطالعه، پرسشنامه بررسی اضطراب که قبلا در اختیار عضو خانواده قرار داده شده بود؛ یک بار قبل از انجام مداخله و دفعات بعد پس از انجام هر تماس تلفنی که به صورت روزانه و در سه روز متوالی انجام می شد، به روش خودگزارش دهی توسط عضو خانواده تکمیل شد. از روایی محتوا و پایایی درونی و بیرونی به منظور ارزیابی کیفیت پرسشنامه موردنظر استفاده گردید. فرم اطلاعات دموگرافیک محقق ساخته در بدو ورود به مطالعه توسط عضو خانواده و فرم ثبت محتوای مکالمات تلفنی نیز پس از هر تماس توسط پژوهشگر تکمیل می شد.
    یافته ها
    آزمون ویلکاکسون تفاوت آماری معناداری را بین میانگین اضطراب در زمان های قبل و پس از تماس اول، قبل و پس از تماس دوم، قبل و پس از تماس سوم و همچنین قبل و پس از پایان مداخله (میانگین سه روز مداخله تلفنی) نشان داد (P<0.001). قبل از مداخله تلفنی میانگین اضطراب در نمونه ها 47/71 بود که پس از سه روز مداخله تلفنی به 35/69 کاهش پیدا کرد. همچنین قبل از مداخله تلفنی بیشترین میانگین اضطراب در گروه مردان دیده شد (P<0.001)، ولی پس از پایان مداخله تلفنی این میانگین در گروه زنان بیشتر از مردان بود (P<0.001). از نظر وضعیت تاهل بیشترین میانگین اضطراب در قبل و پس از تماس های تلفنی در افراد متاهل دیده شد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج مثبت پژوهش و از آنجایی که امروزه تکنولوژی تلفن در اغلب منازل مددجویان وجود دارد و از طرفی استفاده از آن آسان و در دسترس است بنابراین توصیه می شود که این تکنولوژی در حیطه مراقبتی- آموزشی پرستاران گنجانده شود.
    کلیدواژگان: اطلاع رسانی تلفنی، اضطراب خانواده بیمار، بخش مراقبت ویژه، تله نرسینگ
  • تهمینه صالحیان، فرانک صفدری ده چشمه* صفحه 29
    مقدمه
    قاعدگی دردناک یکی از شایع ترین مشکلات بیش از نیمی از زنان است که باعث تداخل در انجام فعالیت های روزانه می شود. هدف این مطالعه تعیین تاثیر آروماتراپی ماساژ شکم بر تسکین دیسمنوره اولیه در دانشجویان بود.
    روش
    این پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی است که در میان دانشجویان مجرد دانشکده علوم پزشکی ایرانشهر در سال 1391 انجام شد. 100 دانشجو دارای معیار ورود، به صورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. گروه اول مداخله ای به صورت ماساژ شکم آروماتراپی یک بار در روز به مدت هفت روز قبل از قاعدگی با استفاده از روغن های دارچین و لاواند در پایه روغن بادام و گروه دوم مداخله مشابه با دارونما (روغن بادام) را دریافت کردند. داده ها با استفاده از مقیاس بصری شدت درد و پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک جمع آوری شد. میانگین شدت درد قبل از مداخله و در 2 سیکل پس از مداخله مورد مقایسه قرار گرفت. مدیریت و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS v.16 و آزمون های تی، کای اسکوئر انجام شد.
    یافته ها
    میانگین شدت درد قبل از مداخله در دو گروه تفاوت معنادار آماری نداشت (0/30=p)، شدت درد پس از مداخله در هر دو گروه کاهش یافته بود و تفاوت معناداری بین گروه ها مشاهده شد (0/05>p).
    نتیجه گیری
    این نتایج نشان می دهد که آروماتراپی در کاهش درد قاعدگی موثر است. آروماتراپی می تواند به عنوان یک تسکین درد غیردارویی و به عنوان بخشی از مراقبت های پرستاری به دختران مبتلا به دیسمنوره ارایه شود.
    کلیدواژگان: آروماتراپی، دیسمنوره اولیه، ماساژ
  • شادی دهقانزاده، فاطمه جعفرآقایی*، معصومه شیشه گران صفحه 36
    مقدمه
    در سال های اخیر شیوع نارسایی قلب و میزان بستری در بیمارستان به دلیل تشدید نشانه های بیماری افزایش یافته است. ارتقای پذیرش رژیم درمانی رویکردی موثر در جهت پیشگیری از نارسایی قلب و افزایش بقای بیماران است. این مطالعه با هدف بررسی پذیرش درمان و عوامل مرتبط با آن شامل باور بهداشتی و آگاهی در بیماران مبتلا به نارسایی قلب انجام گرفته است.
    روش
    یک طرح توصیفی- همبستگی طراحی گردید و 300 بیمار مبتلا به نارسایی مزمن قلبی پرسشنامه ها را تکمیل کردند. پرسشنامه ها شامل 4 بخش متغیرهای دموگرافیک و بالینی، «پرسشنامه اصلاح شده پذیرش درمان نارسایی قلب»، «مقیاس آگاهی نارسایی قلب» و «مقیاس باور نارسایی قلب» بود. اطلاعات جمع آوری شده با آمار توصیفی و استنباطی (کای دو، ضریب همبستگی پیرسون، تی مستقل، آنووا و رگرسیون لجستیک) در نرم افزار SPSS v.12 تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    اکثریت نمونه های پژوهش (77/7%) دارای عدم پذیرش از رژیم درمانی بوده و همچنین اکثریت (88/8%) نیز آگاهی کمی از نارسایی قلب داشتند. نتایج حاکی از آن بود که میان پذیرش رژیم درمانی و تحصیلات (0/00=p)، شغل (P<0.001)، کسر تخلیه بطن چپ (0/00=p)، کلاس بیماری (0/00=p)، آگاهی (P<0.01) و باورهای بیماران (P<0.01) ارتباط معنادار وجود دارد.
    نتیجه گیری
    در این مطالعه پذیرش در حیطه های رژیم دارویی، محدودیت سدیم و قرار ملاقات با پزشک بالا بود. اکثریت بیماران آگاهی کمی درباره بیماری خود و رژیم نارسایی قلب داشتند. تاکید بر استراتژی های خودمراقبتی (مثل توزین روزانه) و توضیح به بیمار درباره چگونگی واکنش به افزایش وزن و توجه به خودکنترلی (مثل پذیرش یک رژیم دیورتیک قابل انعطاف) در جهت پیشگیری از تشدید نشانه های نارسایی قلب از اهمیت به سزایی برخوردار است. مداخلات نیز باید در راستای مشکلات تجربه شده توسط بیماران، طراحی شوند.
    کلیدواژگان: پذیرش درمان، نارسایی قلب، خودمراقبتی
  • هومان منوچهری*، منوچهر شیرازی، منصوره زاغری تفرشی، فرید زایری صفحه 47
    مقدمه
    با توجه به اهمیت بررسی همه جانبه درد مزمن در سالمندان، دسترسی به پرسشنامه ای دقیق جهت بررسی محدودیت ناشی از درد مزمن در سالمندان برای مدیریت موثر درد مزمن، ضروری است. بدین جهت، این مطالعه با هدف طراحی و روانسنجی پرسشنامه ای جهت بررسی محدودیت ناشی از درد مزمن در سالمندان انجام شده است.
    روش
    این پژوهش یک مطالعه ترکیبی است که به منظور طراحی و روانسنجی پرسشنامه ای جهت بررسی محدودیت ناشی درد مزمن در سالمندان، در طی سه مرحله انجام گرفت. در مرحله اول با استفاده از روش نظریه مبنایی مفهوم محدودیت ناشی از درد مزمن در سالمندان براساس نظرات 30 سالمند مبتلا به درد مزمن، سه نفر از همراهان آن ها و 29 نفر از اعضاء گروه درمانی که براساس نمونه گیری هدفمند و نظری در مطالعه شرکت نموده بودند، تببین گردید. در مرحله دوم، عبارات پرسشنامه با استفاده از نتایج بخش کیفی مطالعه، همچنین بررسی متون معتبر و مرتبط با موضوع پژوهش، تدوین گردید، و در مرحله سوم نیز که یک مطالعه روش شناختی است ویژگی های روانسنجی پرسشنامه با استفاده از روایی های صوری، محتوا، و سازه، همچنین پایایی همسانی درونی و ثبات، تعیین گردید.
    یافته ها
    در طی مرحله اول پژوهش، مفهوم محدودیت ناشی درد مزمن در سالمندان تببین گردید. براساس نظرات شرکت کنندگان در بخش کیفی این مطالعه، محدودیت ناشی از درد به معنی مجموعه ای از اختلالات مانند کاهش فعالیت، افزایش وابستگی، اختلال در رفاه جسمی، روانی و اجتماعی است، که باعث کاهش کیفیت زندگی سالمند و خانواده وی گردیده و از طرف دیگر مشکلات متعددی نیز، در روند درمان و مراقبت از این سالمندان ایجاد می نماید. در مرحله دوم عبارات اولیه پرسشنامه که شامل 49 عبارت بود، تدوین گردید در طی مرحله سوم این پژوهش، به ترتیب روایی صوری و محتوا به صورت کیفی و کمی (میانگین شاخص اعتبار محتوا=0/92)، انجام شد. در ادامه روایی سازه به وسیله تحلیل عاملی اکتشافی بررسی شد و سه عامل برای عبارات پرسشنامه حاصل گردید که به ترتیب در عامل اول (محدودیت در کارهای روزمره درون خانه) شامل 7 عبارت، عامل دوم (محدودیت در کارهای روزمره بیرون از خانه) با 8 عبارت، و در عامل سوم (محدودیت های درمانی) 6 عبارت قرار گرفتند. در پایان نیز، پایایی آن نیز با استفاده از روش های همسانی درونی (0/89=α) و ثبات از طریق آزمون مجدد (0/94) تعیین گردید.
    نتیجه گیری
    با توجه به طراحی، روایی و پایایی مناسب پرسشنامه بررسی محدودیت ناشی از درد مزمن در سالمندان، استفاده از آن به منظور بررسی محدودیت های ناشی از درد مزمن و مدیریت موثر درد مزمن در سالمندان، برای اعضاء گروه درمانی و پژوهشگران پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: طراحی پرسشنامه، روانسنجی، محدودیت ناشی از درد مزمن، سالمندی
  • صبا برومند، محسن شهریاری *، مریم عباسی جبلی، زهرا باقرصاد، فرشته برادران فرد، فاطمه احمدپوری صفحه 61
    مقدمه
    بیماری های ایسکمیک قلبی مسوول 46% از علل مرگ و میر در ایران می باشند. جهت ارتقای رفتارهای بهداشتی مبتلایان به این بیماری ها، می توان عوامل شناختی- رفتاری نظیر خودکارآمدی را مدنظر قرار داد. با این وجود نتایج مطالعات پیشین در زمینه عوامل مرتبط با خودکارآمدی بیماران ایسکمیک قلبی متناقض است. هدف این مطالعه تعیین سطح خودکارآمدی و عوامل مرتبط با آن در بیماران ایسکمیک قلبی مراجعه کننده به بیمارستان های منتخب شهر اصفهان بوده است.
    روش
    این مطالعه توصیفی- همبستگی برروی 100 نفر از مبتلایان به بیماری های ایسکمیک قلبی بستری در بخش های قلب بیمارستان های شهید چمران و الزهرا (س) اصفهان انجام گردید. تحلیل آماری داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی در نرم افزار آماری SPSS v.16 انجام شد.
    یافته ها
    محدوده امتیاز خودکارآمدی بیماران، 64-0 با میانگین 17/48±35/28 بود. 63% از بیماران سطح بالایی از خودکارآمدی داشتند. اگرچه یافته های آزمون کای اسکوئر ارتباط آماری معناداری را بین سن و جنس با سطح خودکارآمدی بیماران ایسکمیک قلبی نشان نداد، اما یافته های مدل رگرسیون لجستیک چندگانه نشان داد که سطح خودکارآمدی در افراد جوان تر (0/047=p) و مردان (00/0=p) و افراد دارای سابقه شرکت منظم در برنامه های غربالگری (0/03=p) بیشتر می باشد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این مطالعه که سن، جنس و شرکت منظم در غربالگری های روتین از عوامل مرتبط با خودکارآمدی در بیماران ایسکمیک قلبی می باشند و با توجه به شیوع و اهمیت بیماری های ایسکمیک قلبی، ضرورت تقویت خودکارآمدی به عنوان عاملی اساسی در بهبود رفتارهای بهداشتی بیماران، به کمک استراتژی هایی نظیر آموزش های هدفمند و پیگیری های منظم توصیه می شود.
    کلیدواژگان: خودکارآمدی، بیماری عروق کرونر، بیماری های قلبی عروقی
  • کیکاووس عبدی*، مصطفی محبی، مصیب رحیمی نسب، آراس رسولی صفحه 70
    مقدمه
    توانایی تطبیق مستمر با افرادی از فرهنگ های مختلف و توانایی اداره ارتباطات بین فرهنگی حایز اهمیت است. هدف از این مطالعه تعیین ارتباط بین هوش فرهنگی و عملکرد شغلی با کیفیت زندگی پرستاران بیمارستان شهرستان کرمانشاه است.
    روش
    این تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی است که در سال 1392 انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیه پرستاران شهرستان کرمانشاه بودند. 330 پرستار به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. نمونه ها به وسیله پرسشنامه هوش فرهنگی ANG، عملکرد شغلی پاترسون و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت مورد آزمون قرار گرفتند.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد بین هوش فرهنگی با میزان عملکرد شغلی پرستاران رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (0/05>p). بین هوش فرهنگی با کیفیت زندگی پرستاران رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (0/05>p). بین عملکرد شغلی با کیفیت زندگی پرستاران رابطه مثبت و معناداری وجود دارد‫ (0/01>p). بین عملکرد شغلی و کیفیت زندگی پرستاران زن و مرد تفاوت معناداری وجود ندارد، همچنین هوش فرهنگی و میزان عملکرد شغلی پیش بینی کننده کیفیت زندگی پرستاران است (0/01>p).
    نتیجه ‫گیری: هوش فرهنگی به افراد کمک می کند که بتوانند نسبت به فرهنگ های مختلف حساس باشند، بتوانند به طور شایسته و مناسبی با افراد از فرهنگ های مختلف ارتباط برقرار کنند و بتوانند فرهنگ های جدیدی را که با آن ها برخورد می کنند تجزیه و تحلیل نمایند.‬ با توجه به اهمیت 50 درصدی ارتباط پرستار با مددجو که باعث بهبود سریع در سیر بیماری و کاهش استرس و افزایش روحیه و صمیمیت بین پرستار و مددجو می شود برگزاری کلاس هایی جهت ارتباط موثر بین پرستار و مددجو لازم و ضروری است.
    کلیدواژگان: هوش فرهنگی، عملکرد شغلی، کیفیت زندگی، پرستاران
  • فاطمه غفرانی کلیشمی، منصوره اشقلی فراهانی *، روح انگیز جمشیدی اورک، نعیمه سیدفاطمی، سارا بنی هاشمی صفحه 78
    مقدمه
    هوش هیجانی از طریق مدیریت موثر و استفاده از هیجان ها در انگیزش و برقراری ارتباط موثر، در تمامی ابعاد زندگی فردی نقش دارد. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط نمره هوش هیجانی با اطلاعات دموگرافیک دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
    روش
    این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی بود که به صورت مقطعی در سال 1392 در دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. کلیه دانشجویان شاغل به تحصیل در ترم اول مقطع کارشناسی پرستاری جامعه این پژوهش بودند که 69 دانشجو به روش آسان از آن جامعه به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها به روش خودگزارشی و با استفاده از پرسشنامه جمع آوری شد. پرسشنامه شامل دو بخش مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه 41 گویه ای تجدیدنظر شده هوش هیجانی شاته به زبان فارسی در مقیاس 5 قسمتی لیکرت بود. روایی پرسشنامه به صورت هم زمان و پایایی آن از طریق محاسبه ضریب همبستگی بین دو آزمون (0/45=r) و همبستگی درونی سوالات آزمون (α=0.89) در مطالعه بشارت (2007) تامین شده است. داده های 69 پرسشنامه با استفاده از نرم افزار SPSS v.16 مورد تحلیل قرار گرفت. از محاسبه میانگین و انحراف معیار، آزمون مجذور کای و آزمون زد برای تحلیل داده ها استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین نمره هوش هیجانی در دانشجویان برابر با 3/72 و انحراف استاندارد آن 0/364 بود. دانشجویانی که معدل دیپلم آن ها کمتر از 17 بود در مقایسه با دانشجویانی که معدل دیپلم حداقل 17 داشتند از میانگین نمره هوش هیجانی بالاتری برخوردار بودند (P<0.05). بین نمره هوش هیجانی با متغیرهای سن، جنس، شغل، محل سکونت، گذراندن دوره هوش هیجانی قبلی در سطح (P<0.05) ارتباط آماری معناداری دیده نشده است.
    نتیجه گیری
    هوش هیجانی یکی از انواع هوش بوده و به اذعان دانشمندان می تواند باعث موفقیت بیشتر انسان در زندگی و کار شود. از آنجایی که این هوش قابل یادگیری و ارتقا در هر سن و جنسی می باشد لذا پیشنهاد می شود که آموزشی مناسب در این خصوص برای دانشجویان در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: هوش هیجانی، پرستار، دانشجوی پرستاری، مشخصات دموگرافیک، دانشجو
  • فاطمه جعفرآقایی، ندا مهرداد*، سرور پرویزی صفحه 87
    مقدمه
    حرفه پرستاری و سازمان های حرفه ای پرستاری در ایران نسبتا نوپا بوده و تقویت و تعالی آن مستقیما با میزان تعهد کارکنان نسبت به این حرفه ارتباط دارد. ارایه راهکارهایی که به قرار گرفتن در مسیر حرفه ای و ارایه خدمات حرفه ای توسط پرستاران بینجامد از اولویت های فعالیت پرستاری است. هدف از این مطالعه تبیین موانع و تسهیل کننده های تعهد به حرفه پرستاری از دیدگاه پرستاران بالینی است.
    روش
    این مطالعه با رویکرد تحلیل محتوای کیفی انجام شد. شرکت کنندگان این مطالعه 21 نفر از پرستاران بالینی با سوابق کاری و سمت های بالینی متفاوت بودند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختاری بود. مدت گردآوری داده ها 14 ماه و تعداد مصاحبه ها 28 مصاحبه بود. داده های حاصل از مصاحبه های غنی مورد تحلیل محتوای کیفی قرار گرفت.
    یافته ها
    در این مطالعه سه مضمون اصلی ماهیت حرفه پرستاری، عوامل تسهیل کننده تعهد حرفه ای و موانع ایجاد تعهد به حرفه حاصل گردید.
    نتیجه گیری
    تعهد به حرفه پرستاری به نوع پذیرش آنان از این حرفه بر می گردد عواملی که سبب شده تا پذیرش حرفه تنها مبتنی بر اجبار باشد به پذیرش ناخواسته ای می انجامد که تعهدی را در بر ندارد اما چنانچه فرد پذیرش درونی آگاهانه را احساس کند احساس پایبندی و تعهد خواهد داشت. تعهد حرفه ای در پرستاران بالینی در سایه نقش عوامل سازمانی شکل می گیرد. سازمان ها و به خصوص مدیران از مهم ترین عوامل موثر بر تعهد حرفه ای شناسایی شدند. از این رو مطالعات بیشتر در مورد نحوه شکل گیری تعهد حرفه ای توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: تعهد، حرفه، پرستاری، تحلیل محتوا
|
  • N. Rejeh*, M. Heravi, Karimooi, Z. Taheri Kharame, A. Montazeri, A. Vahedian Page 1
    Introduction
    Myocardial infarction has disability and crippling nature that severely affected to quality of life of patients'' with myocardial infarction. Quality of life is one of the predictors of mortality and morbidity prevalence in affected patients. The present research was accomplished to determine the quality of life scores'' of myocardial infarction patients and related factors on it.
    Method
    In this cross sectional study، 350 elderly patients with myocardial infarction were selected by two-stage sampling method that admitted to chosen teaching therapeutic hospitals in Tehran city in the year 2013. Data collection tool consisted of two parts including demographical information and 36-item short form of general quality of life.
    Results
    Among eight domains of quality of life، social functioning domain with mean and standard deviation 66. 71±25. 77 and restriction in role playing domain with mean and standard deviation 20. 50±25. 86 had highest and lowest scores، respectively. Quality of life score among females than males in the majority of sub-domains were statistically lower (P<0. 05). Covariance analysis was showed that there were statistically differences among disease severity and quality of life sub-domains (P<0. 05).
    Conclusion
    The results of the study showed that different domains of quality of life in patients with myocardial infarction are undesirable. Therefore، concentration and attention in the nursing care in order to ameliorate and improve the quality of life for these patients appears necessary.
    Keywords: Quality of life, myocardial infarction, SF, 36, cross sectional study
  • E. Ramezanzade, Tabriz, Z. Parsa, Yekta*, H. Shahsavari Yekaninejad Page 12
    Introduction
    Identifying of the unmet needs of patients suffering from cancer can provide the opportunity for need-based individual care plan. Meanwhile, the depression is a risk factor for reduced survival in cancer patients and also is known as an important factor in the treatment adherence, but can be managed by the patient. Therefore, this study aimed to identify unmet needs and its relationship with the management of depression in patients suffering from cancer.
    Method
    This is a cross-sectional, descriptive-correlational study. The study included 360 cancer patients admitted to Omid hospital in Mashhad. Data were collected from February 2014 until June 2014 by Census sampling. The data was gathered by three questionnaires including the demographic information, the Survivor Unmet Needs Survey and the self- management of depression. To determine the measures validity, factor analysis method was used And Alpha Cronbach were calculated to examine reliability of the measures. Data were analyzed using SPSS software version 21 and Data analysis was performed by ANOVA, t-test, Pearson correlation and regression analysis statistical tests.
    Results
    51.1% of patients were male and 48.9% were women.The majority of participants, 6.80% were married, 7.66% were employed and 9.26% had high school or college education. Most of participants had colon cancer were 17.8%, stomach cancer 13.6% and lung cancer 4.9% respectively. The highest unmet needs score was belonged to concern about work and financial needs with an average of (47.2±0.95), and the other unmet needs were belonged to information needs (2.44±0.95), needs for access and continuity of health care (2.34±0.98), coping and sharing needs (2.06±0.93), and emotional needs (1.98±0.92) respectively. There was a significant and reverse correlation between the total score of unmet needs and the score of depression management (r=-0.26; P<0.001).
    Conclusion
    Nurses and other health workers are needed to determine the unmet needs of patients and plan their care based on the priorities of the patient's needs. However, they need to pay more attention to the role of the patient's management of depression in the amount of the unmet needs.
    Keywords: unmet needs, depression management, cancer
  • A. Imani, A. Dabirian, Z. Safavibiat, A. Payandeh Page 22
    Introduction
    Hospitalization in the Closed doors intensive care unit actually separate patients from family and due to anxiety among their family. Telephone connection looks restrictions on time and place and decreased the separation between family and patient. This study aim to assess the impact of telephone notification by nurse on anxiety level of family in intensive care unit of Imam Hospital of Ilam province.
    Method
    This before-after semi-empirical study conductedamong the family of hospitalized patientsin intensive care unit of Imam Hospital in Ilam province. 35 members selected through non-probability sampling method. Data was collectedthrough self-reporting by the anxiety and socio demographics questionnaire before the intervention and after of each phone call for three days. Content validity and reliability of the questionnaire were provided. Cronbach Alfa and intra-class correlation coefficient were 0.96 and 0.85 respectively.
    Results
    According to Wilcoxon test our findings showedthe significant differencesof level of anxiety among subjects before and after calling for every days. There were significant differences among them by gender and marital status (P<0.001).
    Conclusion
    According to results, it is recommended that this technology placed in realm of care-education for nurses.
    Keywords: Phone notification, patient's family anxiety, Intensive care unit
  • T. Salehian, F. Safdari Dehcheshmeh * Page 29
    Introduction
    Dysmenorrhea is one of the most common gynecologic disorders affecting more than half of menstruating women that interferes with daily activities. This study investigated the effect of aromatherapy massage on a group of Iranshahr University of Medical Sciences students who are suffering of primary dysmenorrheal.
    Method
    This study is a clinical trial that conducted on 100 students with primary dysmenorrhea who were educating in Iranshahr. Group 1 received aromatherapy abdominal massage once daily for seven days prior to menstruation using the essential oils (cinnamon and lavender in a base of almond oil). Group 2 received the same intervention but with placebo oil (almond oil).Severity of pain was compared in pre intervention cycle and two cycles post intervention in both 2 groups. Results were analyzed by SPSS through chi square and t-test in 0.5 level of significancy.
    Results
    The mean of dysmenorrhea severity was not significant in pre intervention cycle between two groups (P=0.3), but pain reduction in each two cycles after interventions in both groups was reported. This reduction was more in group 1 (cinnamon and lavender) and it was more significant in two cycles (P<0.05).
    Conclusion
    These results suggests that aromatherapy is effective in alleviating menstrual pain. Aromatherapy can be provided as a nonpharmacological pain relief measure and as a part of nursing care given to girls suffering of dysmenorrhea.
    Keywords: Cinnamon, lavender, primary dysmenorrheal
  • Sh Dehghanzadeh, F. Jafaraghaee*, M. Shishegaran Page 36
    Introduction
    In recent years, prevalence of heart failure (HF) and rate of hospitalization have been increased. Increased patient compliance in relation to treatment regimens is of the effective approaches in prevention of heart failure and increasing patients’ surveillance. This study was designed to determine heart failure patients’ compliance with treatment regimens and related factors contains health belief and knowledge.
    Method
    A descriptive-correlational study was designed and 300 patients with chronic heart failure completed the study’s questionnaire. The questionnaire comprised 4 sections of “demographic and clinical variables”, “revised heart failure compliance questionnaire”, “heart failure knowledge scale”, and “heart failure belief scale”. Data were analyzed using descriptive and analytical statistical methods (chi-square, Pearson correlational coefficient, independent t test, ANOVA, logistic regression) in SPSS v.12.
    Results
    Majority of study subjects (77.7%) did not comply with treatment regimens, and mostly (88.8%) had very low knowledge of heart failure. Study results showed that there are significant relationship between compliance and education (P=0.00), occupation (P<0.001), left ventricular ejection fraction (P=0.00), heart failure class (P=0.00), knowledge (P<0.01) and patients belief in their treatment regimen (P<0.01).
    Conclusion
    In this study, compliance with medication, sodium restriction, and appointment-keeping was high. Majority of patients had very low knowledge of their own disease and heart failure regimen. Emphasis on self-care strategies (like daily weighing) and explaining to the patient about reactions to weight gain and attention to self-control (like compliance with a flexible diuretic diet); to prevent worsening symptoms of heart failure is particularly important. Interventions must be in line with patients’ experienced problems.
    Keywords: Compliance, heart failure, self care
  • H. Manoochehri*, M. Shirazi, M. Zagheri Tafreshi, F. Zayeri Page 47
    Introduction
    With respect to importance of comprehensive assessment of chronic pain in the elderly, accessing to a presice questioner for chronic pain related restriction assessment is essential for effective chronic pain management. Hence, the current study aimed to development and psychometric evaluation of chronic pain related restriction questioner in the elderly.
    Method
    This study is a mixed method research, which implemented in three stages for development and psychometric evaluation of a questioner for chronic pain related restriction assessment in older people. The grounded theory approach was applied for chronic pain related restriction concept exploration in the first stage based on 30 elderly people with chronic pain, 3 relatives and 29 health care providers viewpoints participated with purposive and theoretical sampling methods. At the second stage, questioner sentences were extracted and developed by qualitative part results and review of the valid and related litherature respectively. Methodological approach was applied for psychometric evaluation of that in the third stage based on face, content, and constructs validities, internal consistency and stability reliabilities.
    Results
    Chronic pain related restriction concept was explored at the first stage. Based on participants’ viewpoints in the qualitative part of study, chronic pain related restrictions was means that a collection of disorders such as reducing activity, increasing dependency, disturbing physically, mentally and socially well-being which leads to reducing quality of life for seniors and their families and on the other hand, could createing too many problems in the treatment and caring of the elderly.Elementary questioner with 49 sentencess was developed at the second stage. During the third phase of the study, face and content validities as quality and quantity methods (content validity index average=0.92) were performed respectively. More over, construct validity was assessed by exploratory factor analysis, and instrument sentences were decreased to 21 item, in which three factors were obtained, as in the first factor (indoor activity restrictions) including 7 items, in the second factor (outdoor activity restrictions) with 8 items and in the third factor (therapeutic restrictions) with 7 items, situated respectively. Finaly, internal consistency (α=0.89) and stability reliability by test-retest (0.94) were determined for reliability evaluation.
    Conclusion
    With respect to precise development process and suitable validity and reliability of chronic pain related restriction assessment questioner, its application for pain related restriction assessment and effective pain management in the elderly will be suggest for health care providers team and researchers.
    Keywords: Questioner development, psychometric evaluation, pain restriction, chronic pain, older people
  • S. Boroumand, M. Shahriari *, M. Abbasi Jebeli, Z. Baghersad, F. Baradaranfard, F. Ahmadpoori Page 61
    Introduction
    Ischemic heart diseases account for 46% of causes of death in Iran. To improve the health behaviors of patients with this disease, cognitive-behavioral factors such as self-efficacy can be considered. However, results of previous studies about associated factors with self-efficacy of patients with ischemic heart diseases are inconsistent. This study aimed to determine the level of self-efficacy and its related factors in patients with ischemic heart diseases referred to selected hospitals of Isfahan.
    Method
    This descriptive correlational study was performed on 100 patients with ischemic heart diseases hospitalized in cardiology wards of Shahid Chamran and Alzahra hospitals of Isfahan. The statistical analysis of data using descriptive and analytical statistics was performed in SPSS software version 16.
    Results
    The range of self-efficacy score in patients was 0 to 64 with mean score 35.28±17.48. 63% of patients had high level of self-efficacy. Although the results of chi-square test found no significant relationship between age and gender with level of self-efficacy in patients with ischemic heart diseases, but the results of the multiple logistic regression model showed that self-efficacy is greater in younger people (P=0.047), men (P=0.00) and in those with a history of regular participation in screening programs (P=0.03).
    Conclusion
    The results of this study showed that age, gender and regular participation in routine screening are associated factors with self-efficacy in patients with ischemic heart diseases. According the incidence and importance of ischemic heart diseases, is recommending the necessity of strengthen the self-efficacy as an essential factor in improving patients health behaviors with using strategies such as targeted education and regular follow-up.
    Keywords: self, efficacy, coronary artery disease, cardiovascular diseases
  • K. Abdi *, M. Mohebi, M. Rahimi Nasab, A. Rasouli Page 70
    Introduction
    The present study has focused on investigating the relationship between cultural intelligence and job performance with life quality of nurses in Kermanshah hospitals.
    Method
    This study was cross correlation. The populations of the study included all nurses of Kermanshah city who are about 2500 individuals. The sample 330 nurses were collected using Morgan Table. The participants were given ANG cultural intelligence questionnaire, Paterson job performance, and the life quality questionnaire of the World Health Organization.
    Results
    The findings showed that there is a positive and meaningful relationship between cultural intelligence and job performance of the nurses. There is a positive and meaningful relationship between cultural intelligence and life quality. There is a positive and meaningful relationship between job performance and life quality of nurses. There is not a meaningful relationship between job performance and life quality of male and female nurses.
    Conclusion
    Cultural intelligence helps people to be sensitive to other cultures, to be able to connect and communicate with people of other cultures in an appropriate way and to have the ability of analyzing new cultures with which they interact.
    Keywords: Cultural intelligence, job performance, life quality, nurses
  • Mrs F. Ghofrani Kelishami, Mrs M. Farahani *, Mrs R. Jamshidi Orak, Mrs N. Seyedfatemi, Mrs S. Banihashemi Page 78
    Introduction
    Emotional Intelligence plays a key role on motivations and creation of effective communication through the efficient management and excitement employment. This study was conducted to determine relationship between emotional intelligence score and demographic information of students from Tehran University of Medical Sciences.
    Method
    This study is a descriptive cross sectional correlational study performed in 2013 in Nursing and Midwifery Department of Tehran University of Medical Sciences. The population of this research were 69 freshman semester one nursing students selected through the convenience sampling method. The data were gathered through the self-report method using a particular questionnaire. The questionnaire applied in this work consists of two parts: demographic information and a 41-item questionnaire of the revised Farsi Shateh emotional intelligence designed in 5 part Likert’s scale. Validity of the questionnaire was simultaneously and its reliability was satisfied through estimating the correlation coefficient between two tests (r=0.75) and internal consistency of the test questions (α=0.89) in the study conducted by Beshart (2007). Data derived from 69 questionnaires were analyzed using the mean, standard deviation, and chi-square and Z tests extracted by SPSS v.16 software.
    Results
    The mean emotional intelligence score and standard deviation of the students was obtained as 3.72 and 0.364, respectively. Students with diploma GPA below 17 had higher emotional intelligence score as compared to students with minimum diploma GPA of 17 (P<0.05). Moreover, no statistically significant relationship was observed between emotional intelligence score and variables including age, gender, career, housing condition, and previous emotional intelligence (P<0.05).
    Conclusion
    Emotional intelligence is a kind of intelligence which, also confirmed by scientists, can lead to further success in the life and job. Since this intelligence is learnable and improvable for any age and gender, it is recommended to provide suitable trainings about it for students.
    Keywords: Emotional intelligence, nurse, nursing students, demographic information, student
  • Mrs F. Jafaraghaee, Mrs N. Mehrdad *, Mrs S. Parvizy Page 87
    Introduction
    Nursing profession and professional organizations in Iran are relatively young and nursing promotion and empowerment is in relation with nurses’ commitment. Providing the strategies for leading nurses to act more in professional ways is one of the priorities of nursing activities. This study aims to define Iranian clinical nurses’ opinion on their professional commitment.
    Method
    A qualitative content analysis approach was used. The sampling process was initiated with purposive sampling and continued with theoretical sampling. The data gathered through semi-structured interviews. Data gathered in 14 month and 28 interviews had been done. The qualitative data obtained from comprehensive interviews were analyzed and interpreted by content analysis method.
    Results
    In this research three main themes were obtained: “Meaning of professional commitment”, “facilitating factors in professional commitment”, and “obstacles to professional commitment”.
    Conclusion
    Nurses commitment to their profession depends on their reception for the career. Factors leading to obligatory will due to no commitment; an inside acceptance would be accompanied by a commitment and responsibility to the career. The professional organizations are recognized for promotion and training of nurses’ commitment. Nursing managers have the most important role in promotion of professional commitment. More studies on formation of professional commitment is proposed.
    Keywords: Commitment, career, nursing, content analysis