فهرست مطالب

  • پیاپی 15 (بهار 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/04/14
  • تعداد عناوین: 7
|
  • حسین اتحادی* صفحات 11-32
    حافظ، شاعری است که بیش ترین توجه و تامل را به سخنوران پیش از خود داشته، به طرق مختلف از آثار آنان در شعر خود بهره برده است. یکی از شاعرانی که با استناد به شواهد زیادی که در این مقاله ذکر می شود، به طور قطع و یقین می توان گفت حافظ دیوان او را مطالعه کرده و به اشعارش نظر داشته، اثیر اخسیکتی شاعر توانا و نامدار قرن ششم است. در این پژوهش، نشان داده می شود که، حافظ در زمینه های مختلفی از شعر اثیر بهره برده است. این بهره ها، از حدود اوزان و قوافی و ردیف، تا استفاده از عبارات و تعبیرات و مضامین و معانی مختلف را، شامل می شود.
    کلیدواژگان: اثیر اخسیکتی، حافظ، اقتباس، قالب، زبان، مضمون
  • دکتر عاطفه جمالی، سمیه رضایی*، سعیده رضازاده صفحات 33-54
    این پژوهش در پی آن است تا با بررسی آثاری از «مصطفی رحماندوست» و «ناصر کشاورز»، دو شاعر برجسته کودکانه سرا، به چندی و چونی عناصر و پدیده های دنیای امروز، در شعرشان دست یابد. بدین روش که در ابتدا، کلماتی که برای نامگذاری این پدیده ها وضع شده اند، استخراج شده، و سپس چگونگی گنجاندن آن ها در شعر دو شاعر، بررسی گردیده است. پس از مطالعه و بررسی یکصدوبیست عنوان کتاب، این نتیجه حاصل شد که کشاورز بیش از رحماندوست به استفاده از این عناصر توجه نشان داده است. در اشعار بررسی شده، مضامین مربوط به عناصر زندگی معاصر، شامل عناصر مربوط به «وسایل نقلیه»، «تکنولوژی و علوم جدید»، «لوازم و اسباب منزل» و «خوراکی»ها دیده می شود، که بالاترین بسامد در اشعار رحماندوست، مربوط به مسائل تکنولوژی و دنیای رایانه ای است و در شعر ناصر کشاورز، لوازم مربوط به اسباب منزل و ابزار زندگی، از بسامد چشمگیری، نسبت به دیگر مولفه ها برخوردار است.
    کلیدواژگان: عناصر جهان امروز، شعر، مصطفی رحماندوست، ناصر کشاورز
  • دکتر حسین حاجی علی لو صفحات 55-87
    در این جستار تلاش شده است زوایایی از هنر شاعرانه خاقانی براساس رویکرد صورتگرایی باز نموده شود. آنچه در این مقاله بدان رسیدیم بازگوی آن است که شاعر در بیان خود سعی داشته است که معانی جدید خلق کند و اگر هم ناچار به تکرار مضامین و مفاهیم گذشتگان بوده به زیوری دیگر از بیان، کلام خود را آراسته است و آن را در هیات الفاظ و واژه ها و تصویرسازی های بدیع به صورت دیگر نمایش داده که این جلوه گری رنگارنگ را عمدتا در حوزه انواع هنجارگریزی ها می توان دید.
    کلیدواژگان: برجسته سازی، هنجارگریزی، قصاید خاقانی
  • ابراهیم ظاهری عبده وند*، دکتر سیدجمال الدین مرتضوی صفحات 89-114
    یکی از راه های شناخت زنان در هر جامعه، بررسی نگرش ادبیات بدانهاست. شاهنامه فردوسی، یکی از آثاری است که در این زمینه می تواند نقش مهمی داشته باشد. هدف از نگارش این مقاله نیز تحلیل رفتارها و کنش های مختلف سودابه و سیندخت در شاهنامه بر اساس تیپ شخصیتی آن هاست. روش مورد استفاده در این پژوهش، روش تحلیل محتوا است. عمده نتایج پژوهش این بود که سودابه جزو شخصیت های «پرشور» است؛ به همین سبب برای رسیدن به قدرت هرگونه کاری انجام می دهد؛ اما به سبب نگرش های مردسالارانه در جامعه همواره نگاه منفی نسبت به او وجود داشته است. سیندخت دارای ویژگی های اشخاص «از خود گذشته» است. اگر وی، فعالیت سیاسی انجام می دهد، این نوع فعالیت او در جهت حمایت از افراد خانواده است نه به منظور قدرت طلبی؛ بنابراین رفتار او، الگوی یک زن خوب در جامعه مردسالار است.
    کلیدواژگان: روان شناسی شخصیت، شاهنامه، سودابه، سیندخت
  • کارکرد مقطعی نقاب مسیح(ع) در شعر آدونیس
    دکتر کامران قدوسی* صفحات 115-144
    جستار حاضر به بررسی شیوه به کارگیری «نقاب» به عنوان یک شگرد ادبی در برخی از اشعار آدونیس می پردازد. نقاب که در حقیقت، گونه ای نوساخت از رمزگویی به حساب می آید و می تواند شاعر را در ارائه غیرمستقیم پیام خویش یاری کند، در متون ادبی کارکردهای متنوعی یافته است که توجه به آن، برای درک پیام اصلی متن، مفید می نماید. از سوی دیگر، نام مسیح(ع) به دلیل برخورداری از مفاهیم رمزگونه فراوان، در بسیاری از آثار شعری امروز مورد استفاده قرار گرفته و هر شاعر به فراخور اهداف خویش، معانی مختلفی را بر این نماد حمل کرده است. این نوشتار نیز با در نظر گرفتن روحیه رمزپردازی در شعر آدونیس، به بررسی نقاب نمادین مسیح(ع) در شعر او می پردازد و انواع کارکردی نقاب مزبور را از نگاه وی مورد توجه قرار می دهد. در این راستا، پس از معرفی نقاب و گونه های مختلف آن، به تحلیل و بررسی دو شعر از آدونیس که دربردارنده نقاب مسیح(ع) هستند پرداخته و سپس نقاب های مذکور را مورد واکاوی و رمزگشایی قرار می دهیم؛ تا سرانجام با عینیت بخشیدن به مفاهیم ذهنی آدونیس، شیوه کارکرد این نوع نقاب را به عنوان ابزاری کارآمد برای ابلاغ پیام اصلی شاعر دریافت نماییم.
    کلیدواژگان: آدونیس، رمز، مسیح، نقاب، نماد
  • سیمین دخت گودرزی صفحات 145-168
    کارهای تحقیقی و ترجمه های هدایت از متون پهلوی کمتر مورد توجه و تحقیق قرار گرفته است. وی در این زمینه پیشرو بوده و آثار زیادی برجای گذاشته که در این تحقیق یکی از آن ها با نام زندوهومن یسن در بوته نقد و بررسی قرار گرفته و با تنها ترجمه ای که پس از او به قلم محمدتقی راشد محصل به انجام رسیده، مقایسه می شود. این متن با محتوایی اعتقادی، به باورهای زرتشتیان درباره پایان جهان و چگونگی پیروزی نیکی بر بدی مربوط می شود. بررسی و قیاس سطر به سطر ترجمه ها نشان می دهد که هدایت تا چه میزان در معادل گزینی ها و رعایت نکات دستوری در انتقال مفاهیم موفق عمل کرده است.
    کلیدواژگان: زندوهومن یسن، ترجمه، مطابقه، هدایت، راشدمحصل
  • محسن نظری* صفحات 169-183
    نقد بدخوانی ها و تصحیح اشتباهاتی که پژوهشگران در خوانش و ترجمه دو کتیبه پهلوی ساسانی مرتکب شده اند، انگیزه نوشتن این مقاله است. تلاش نویسنده بر این بوده است که در حد امکان با بهره گیری نقادانه از آثار پژوهشگران پیشین درباره این دو سنگ نبشته پهلوی، پیشنهادهایی بهتر پیش نهد و آن سخن به نبشتار درآمده را به درستی بازنمایاند. نتیجه این پژوهش، ارائه ترجمه ای است که بر پایه رعایت کامل اصول دستورزبان پهلوی استوار است. دو کتیبه بررسی شده، یکی سنگ نبشته ای است که به نام سنگ نبشته سلوک شناخته می شود و دیگری سنگ نبشته کردیر است در نقش رجب.
    کلیدواژگان: پهلوی کتیبه ای، سنگ نبشته، خوانش، ترجمه، سلوک، کردیر
|
  • Hossein Etehadi* Pages 11-32
    Hafez is an eloquent poet who is influenced to a great extent by his predecessors. One of the most important poets who have influenced Hafez was Asir Akhsikati. He was a famous poet of the sixth century. Hafez studied his works and concentrated on his compositions. In this research we have shown that Hafez was influenced by this poet in different ways such as, meters, rows, compositions, explanations, purposes and different rhetoric.
    Keywords: Asir Akhsikati, Hafez, borrowing, form, language, content
  • Dr. Atefeh Jamali, Somayeh Rezaei*, Saideh Rezaei Pages 33-54
    The use of contemporary phenomena in children's poem is as, if not more, important as in poems for adults. This research wants to assess the quality and quantity of applying the words related to these phenomena in the poems of Naser Keshawarz and Mostafa Rahmandoost, two children's poets. To accomplish this aim, the words have been extracted and after that the quality of their use in the poems of the two poets were surveyed. After studying 120 books we find that the frequency of these words in Kashavars poems is more than in those of Rahmandoost. The content of these elements were about Transportation vehicles, Technologyand new sciences, Furniture and household appliances and Food and Meals. In Rahmandoost's poems the component of Technology and new sciences, is the most frequent one and the Furniture and household appliances is predominant in Keshawarz poems. The application of contemporary elements in their works is in two ways: the poet envisages either the actual meaning or the virtual and allegorical content. On the other hand, he either wants to define and clarify these elements, or their application is due to necessity and only to transfer what he had in mind.
    Keywords: New world, Mostafa Rahmandoost, Naser Keshawarz, poem
  • Dr. Hossein Hajialiloo Pages 55-87
    Khaqani is one of the greatest Iranian poets of the 6th century (A.H.). It is generally acknowledged that in order to understand Khaqani's complex language and difficult meanings, his reader should have a good command over his mystical language, his syntactic and semantic elements as well as his style of expression. In Persian poetry, Khaqani is considered to be an iconoclastic figure who has his own unique style. His odes, due to their incomparable niceties, wonderful combination of words and use of difficult rhyme schemes, can be studied from modem literary perspectives, including formalism. That is because the skills that he consciously uses transform his automatic poetic language into a language that has foregrounding properties which can in turn help us to get a new view of things around us and lead to de-familiarization in a literary work. This paper attempts to touch upon the special characteristics of Khaqani's poetry, based on a formalistic approach. In addition, it tries to demonstrate that the poet presents new concepts and meanings and that the existence of certain old and stereotypical ideas adroitly transformed into new forms and clothed in language decorations highlighted with deviation do not reduce the worth of his poetry.
    Keywords: foregrounding, deviation, Khaqani's odes
  • Ebrahim Zaheri Abdevand*, Dr. Sayed Jamalodin Mortazavi Pages 89-114
    One way of identifying women in each community to assess the political, economic, social and cultural development is in the work of literature such as Shahnameh of Ferdowsi. The purpose of the present paper is to analyze the behavior and action of Sudabeh and Syndokht's epic based on their personality type. Sudabeh has a sensational character and that is why she tries to achieve what she wants. But due to patriarchal attitudes in society towards her, there is always a negative view. The other part of the paper is about positive and negative reactions towards these two characters which were analyzed based on feminist theories. In Patriarchal society, women are kept away from politics; unlike Sudabeh this would not be so popular with his behavior. Syndokht has a self-devoted character. If he engages in politics, his engagement is to support his family and not for any political reasons for gaining power political so his behavior pattern is typical of a good woman in a patriarchal society.
    Keywords: personality psychology, epic, Sudabeh, Syndokht
  • The Temporary Function of Crist sMask in Adonis sPoems
    Dr. Kamran Ghodoosi* Pages 115-144
    This paper is going to study the function of "Mask" in some of Adonis's poetries as a literary method. In fact the mask can be regarded as a new found type of symbolism, which can help the poet to bring his message forward indirectly. This method is divided in different types by attention to its various functions; so that recognizing them will be useful to realize the original message of each poetry on the other hand, "Christ" by its name can support several kinds of symbolic notions which cause it be used in various literary works today as apply it for their works according to the message they intend. In this research we try to study symbolic mask of Christ in Adonis poetries; therefore firstly will introduce the mask method and its categories, then analysis two of his poems by observing Christ s mask in them and finally by decoding the Christ as a symbol and objecting the subjective concepts in that poetries will realize this function which can be useful to send a message.
    Keywords: Adonis, mask, code, Christ, symbol
  • Simindokht Goodarzi Pages 145-168
    Sadegh Hedayat (1902-1951) is mainly known and loved for his novels and short stories whereas there are many people who do not appreciate hisliterature. Most of his novels and stories, even his translations from the French language have been researched and highly regarded, while many pieces of research and translations from Pahlavi language received less attention and remain unknown. This is despite the fact that, he was an expert and a pioneer in this subject as well with a lot of works, which in this study, one of these works titled: Zandwahumanyasn is examined and criticized and is duly compared to the only translation, which was conducted by Mohammad Taghi Rashed Mohasel. This text with an ideological content is related to the Zoroastrian beliefs regarding the end of the world and the manner of victory of goodness over badness. Line by line examination and comparing of his translations show how successful was Hedayat in following the grammatical rules and selection of equivalents in the transfer of concepts.
    Keywords: Zandwahumanyasn, translation, Correspondence, Hedayat, Rashed Mohasel
  • Mohsen Nazari* Pages 169-183
    Criticizing the false-readings and correcting the mistakes that a number of scholars have committed in reading and translating the two Pahlavi inscriptions is the stimulant of writing the article. The author offered better suggestions and showed the written words and speech used by preceding scholars. Giving a translation on the basis of full observation of Pahlavi grammatical principles is the result of this research. One of them is an inscription which is known as Seluk's inscription, and the other is the Kird¦ Ër's inscription in Naqsh e Rajab.
    Keywords: pahlavi inscriptions, inscription, read, translation, Seluk, Kirdir