فهرست مطالب

  • سال سوم شماره 4 (زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/11/05
  • تعداد عناوین: 8
|
  • هنگامه شیروانی، فاطمه الحانی* صفحات 1-12
    زمینه و هدف

    بروز سرطان پستان و شیمی درمانی توام با عوارضی است که می تواند منجر به کاهش کیفیت زندگی شود. در این بین از وظایف کلیدی پرستاران انکولوژی پیشگیری و کنترل عوارض ناشی از سرطان و درمان آن می باشد. این پژوهش با هدف بررسی مشکلات ایفای نقش پرستاران در ارتقاء کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی درمانی انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه توصیفی تحلیلی به صورت مقطعی در سال 1392در دو بیمارستان آموزشی از شهرهای شهرکرد و اصفهان انجام شد و 45 نفر پرستار به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف وارد مطالعه شدند. با استفاده از پرسشنامه های اطلاعات دموگرافیک و مشکلات ایفای نقش پرستاران در ارتقاء کیفیت زندگی، موانع و مشکلات ایفای نقش این پرستاران در ارتقاء کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی درمانی بررسی و تعیین شد.

    یافته ها

    زیاد و سخت بودن روش های رگ گیری، کمبود کارکنان پرستاری، اهمیت ندادن مدیران به مسئله سنجش و ارتقاء کیفیت زندگی و نبود فرم سنجش کیفیت زندگی از عمده ترین موانع گزارش شد. بیشترین مشکل به ترتیب در حیطه های مدیریتی- اجرایی (42%)، فردی– پرستار(21%)، فردی- بیمار(14%)، آموزشی (13%) و محیطی– تجهیزاتی(10%) مشخص شد. راهکارهای برگزاری دوره های آموزشی برای مدیران، تهیه فرم سنجش کیفیت زندگی و لحاظ نمودن فعالیت آموزش به مددجو در ارزشیابی های پرستاری به عنوان راهکارهایی با امتیاز بالاتر بدست آمد و در نهایت راهکار توانمندسازی مدیران پرستاری به عنوان راهکاری برتر با پوشش دهی تمامی راهکارها پیشنهاد شد.

    نتیجه گیری

    بیشترین مشکل در حیطه مدیریتی- اجرایی گزارش شد؛ لذا پیشنهاد می شود برنامه ریزی هایی در جهت افزایش توانمند سازی مدیران پرستاری در راستای ارتقاءکیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی صورت پذیرد.

    کلیدواژگان: پرستار، کیفیت زندگی، سرطان پستان، شیمی درمانی، توانمندسازی مدیران پرستاری
  • فاطمه جعفری، نسترن هاشمی، منیره رئیسی صفحات 13-19
    زمینه و هدف
    تغذیه درست در میان بیماران همودیالیزی از مهم ترین عوامل افزایش طول عمر و کاهش بستری شدن در بیمارستان می باشد و گفته می شود مداخلات آموزشی در این خصوص بسیار تاثیر گذار است. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش رژیم غذایی بر برخی فاکتورهای اثرگذار در بیماران همودیالیزی مراجعه کننده به بخش همودیالیز بیمارستان هاجر (س) شهرکرد انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال 1390 بر روی 100 نفر از بیماران همودیالیزی که به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شده بودند انجام شد. برای بیماران مداخله آموزشی شامل آموزش رژیم غذائی مشتمل بر آموزش چهره به چهره همراه با ارائه جزوه آموزشی در دو جلسه طی یک ماه اجرا گردید. تغییرات وزن، فشار خون، کراتینین و اوره خون بیماران قبل از آموزش، دو هفته بعد ویک ماه بعد از آموزش اندازه گیری و اثر آموزش رژیم غذائی بر فاکتورهای ارزیابی شده قبل و بعد از مداخله مقایسه شد.
    یافته ها
    میانگین سنی بیماران مورد مطالعه 14/15±20/56 سال در محدوده 80-13 سال بود. میانگین وزن بیماران یک ماه بعد از مداخله آموزشی (54/14±66/64 کیلوگرم) نسبت به قبل از مداخله (10/15±50/66 کیلوگرم) کاهش معنی داری نشان داد (002/0=P). میانگین فشار خون سیستولیک و دیاستولیک بیماران قبل از مداخله به ترتیب 12/18±44/152 و 64/7±16/88 میلی متر جیوه و یک ماه بعد از مداخله 08/13±70/128 و 5/7 ±02/79 بود؛ که این کاهش معنی دار گزارش شد (001/0=P). تغییرات میزان کراتینین و اوره خون بیماران، هر دو طی مطالعه کاهش یافت اما تنها میزان کاهش اوره خون معنی دار بود (001/0=P).
    نتیجه گیری
    آموزش رعایت رژیم غذایی مناسب در این مطالعه توانست موجب کاهش وزن بیماران، بهبود سطح فشار خون و تعدیل فاکتورهای بیوشیمیایی خون شود؛ لذا اجرا و تداوم برنامه های آموزشی در این خصوص توسط مراقبین بهداشتی ضروری و حائز اهمیت می باشد.
    کلیدواژگان: همودیالیز، رژیم غذایی، فشار خون، وزن بدن
  • ابراهیم علی افسری ممقانی، یوسف سلیمانی کیوی، پریوش طلعتی، فهیمه جلالی، معصومه پور ایران، لیلا عطایی صفحات 20-27
    زمینه و هدف
    کمر درد یکی از مشکلات شایع در سراسر دنیا و ایران است و پرستاران نیز به تبع شرایط کاری جز گروه های پر خطر محسوب می شوند که در صورت مزمن شدن می تواند در کیفیت زندگی آن ها تاثیر جدی داشته و سبب پایین آمدن کیفیت کار، کاهش زمان مفید فعالیت و افزایش تعداد روزهای غیبت کاری شود. این مطالعه با هدف تعیین کیفیت زندگی پرستاران مبتلا به کمر درد مزمن طراحی و اجرا شده است.
    روش بررسی
    در این پژوهش توصیفی تحلیلی تعداد 450 نفر پرستار شاغل در بیمارستان های آموزشی تبریز در سال 1392 حاضر به همکاری در مطالعه شدند. داده ها از طریق چک لیستی دو قسمتی شامل مشخصات دموگرافیکی و پرسشنامه تعدیل یافته اسوستر (Modified Oswestry Low Back Pain Questionnaire) جمع آوری شد. کیفیت زندگی پرستاران مبتلا به کمردرد مزمن تعیین گردید.
    یافته ها
    از کل پرستاران شرکت کننده در تحقیق 8/65 درصد (250 نفر) معیار ورود به مطالعه را داشتند. اختلال به وجود آمده در کیفیت زندگی اکثر پرستاران مبتلا به کمردرد مزمن (04/38 درصد) در حد متوسط بود و در 88/6 درصد از پرستاران اختلال به وجود آمده خیلی شدید به دست آمد. بیشترین و کمترین اختلال به وجود آمده در مبتلایان به کمر درد مزمن به ترتیب مربوط به روابط اجتماعی و مراقبت از خود بود. شدت درد تجربه شده در پرستاران متوسط تا شدید گزارش شد.
    نتیجه گیری
    با توجه به شیوع بالای کمردرد مزمن در پرستاران و تحت تاثیر قرار گیری کیفیت زندگی آن ها بر اثر این اختلال، برگزاری کلاس های آموزشی و ایجاد محیطی با حداقل عوامل خطر برای کمردرد در محیط های کاری پرستاران برای کاهش آسیب های فردی و اجتماعی و اقتصادی ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: کمردرد مزمن، کیفیت زندگی، پرستار، مراقبت از خود، روابط اجتماعی
  • مهدی صادقی، حسین ابراهیمی، میلاد بازقلعه صفحات 29-38
    زمینه و هدف
    تغییر رویکرد سنتی به توانمندسازی در آموزش و مراقبت بیماران دیابتی می تواند با ایجاد بستر مناسب، زمینه ساز بهبود خود مراقبتی و وضعیت سلامتی در بیماران دیابتی باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط توانمندی با ابعاد کیفیت زندگی و برخی عوامل مرتبط با آن در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه توصیفی تحلیلی در سال 1392 بر روی 156 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 در شهرستان شاهرود انجام شد. با استفاده از فرم اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه سنجش توانمندی (DES-28) و پرسشنامه کیفیت زندگی مختص بیماران دیابتی، ارتباط بین توانمندی بیمارن با ابعاد کیفیت زندگی و برخی عوامل مرتبط با آن ارزیابی و سنجیده شد.
    یافته ها
    میانگین نمره توانمندی بیماران 84/16 ±56/82 بود. بین توانمندی بیماران با تمام ابعاد کیفیت زندگی آن ها همبستگی مثبت و معنی داری وجود داشت (05/P<). بین توانمندی با سن بیماران همبستگی منفی معنی داری وجود داشت (54/0-=r،01/0=P). همچنین تفاوت معنی داری در میزان توانمندی بیماران برحسب متغیرهای جنس (04/0=P)، وضعیت تاهل (001/0 (P<، نوع زندگی (001/0P<)، تحصیلات (001/0P<) و درآمد (02/0 P<) مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این مطالعه، بیماران با توانمندی بالاتر از سطوح بالاتر کیفیت زندگی در همه ابعاد برخوردار بودند. همچنین توانمندی بیماران با برخی مشخصات دموگرافیک آن ها در ارتباط بود. بنظر می رسد پرستاران می توانند با شناسایی عوامل تاثیرگذار بر توانمندی و گنجاندن برنامه های آموزشی مبتنی بر توانمندسازی در بالین به منظور دستیابی به سطح بالاتری از کیفیت زندگی کمک کنند.
    کلیدواژگان: دیابت نوع 2، توانمندی، کیفیت زندگی، خودمراقبتی
  • یاسر سعید، زینب تابانژاد*، بتول نحریر، عباس عبادی، هادی خوشاب، سعید باباجانی صفحات 39-46
    زمینه و هدف

    امروزه درگیری شغلی به عنوان یک عامل مهم در اثر بخشی سازمان مطرح می باشد؛ به طوری که هر چه درگیری شغلی کارکنان بالاتر باشد اثربخشی سازمان نیز افزایش خواهد یافت. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط میان درگیری شغلی با ویژگی های جمعیت شناختی در پرستاران انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی که به صورت مقطعی در سال 1392 انجام شد، تعداد 436 نفر پرستار از بیمارستان های منتخب شهر تهران و کرمان به روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه درگیری شغلی کانونگو استفاده شد. نقطه برش برای درگیری شغلی، نمره 40 تعیین و ارتباط میان درگیری شغلی با ویژگی های جمعیت شناختی در پرستاران بررسی شد.

    یافته ها

    اکثر پرستاران در رده سنی 40- 31 سال قرار داشتند. میانگین نمره درگیری شغلی 02/10±07/36 بدست آمد. از میان ویژگی های جمعیت شناختی، از نظر جنسیت، مردان نسبت به زنان درگیری شغلی بالاتری داشتند (01/0=P). همچنین نمره درگیری شغلی پرستاران شاغل در بیمارستان های نظامی به نسبت بیمارستان های غیر نظامی بالاتر بود (001/0=P). از نظر سایر ویژگی های جمعیت شناختی مثل وضعیت تاهل، سابقه کار، سن و تحصیلات از نظر نمره درگیری شغلی اختلاف معنادار آماری وجود نداشت (P>0/05).

    نتیجه گیری

    با توجه به پایین بودن نمره درگیری شغلی، پیشنهاد می شود که به عوامل تاثیرگذار و انگیزه های لازم جهت بهبود و افزایش درگیری شغلی پرستاران با توجه به متغیرهای محیطی مورد توجه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: درگیری شغلی، جمعیت شناختی، پرستار
  • عصمت نوحی، منصوره کربلایی زاده، فرخ اباذری صفحات 47-55
    زمینه و هدف
    بستری شدن کودک یکی از ترسناک ترین حوادث زندگی برای کودکان و والدین و از مهم ترین علل پیدایش اضطراب در آنان می باشد. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر مشارکت و مراقبت خانواده محور بر اضطراب مادران کودکان مبتلا به عفونت گوارشی انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه کار آزمایی بالینی تعداد 90 مادر دارای کودک مبتلا به عفونت گوارشی به روش نمونه گیری تصادفی در دو گروه برابر کنترل و آزمون قرار گرفتند. در گروه مداخله کودکان مراقبت مشارکتی را دریافت نمودند. در گروه کنترل کودکان تحت مراقبت های معمول قرار گرفتند. اضطراب مادران در زمان ترخیص با استفاده از پرسشنامه استاندارد اضطراب آشکار و پنهان اسپیلبرگر تعیین و در دو گروه مقایسه شد.
    یافته ها
    میانگین سنی 90 مادری که مطالعه را به پایان رساندند 32/4±86/28 سال بود. از نظر ویژگی های جمعیت شناسی اختلاف معناداری بین دو گروه وجود نداشت. در زمان ترخیص میانگین نمره کلی اضطراب مادران در گروه کنترل 43/5 ±29/101 و در گروه مداخله 22/7± 71/80 بدست آمد؛ که این کاهش در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل معنی دار بود (001/0p<). پس از مداخله، میانگین نمره اضطراب آشکار به طور معناداری در گروه آزمون نسبت به قبل از مداخله کاهش یافت و در سطح متوسط قرار گرفت؛ ولی میانگین نمره اضطراب پنهان علارغم کاهش همچنان در سطح متوسط به بالا قرار داشت.
    نتیجه گیری
    اجرای مراقبت مشارکتی بیش از روش معمول مراقبتی منجر به کاهش اضطراب مادران می شود؛ بنابراین پیشنهاد می شود از این روش در مراقبت کودکان بستری استفاده گردد.
    کلیدواژگان: ارتباط مادر، کودک، پرستاری خانواده محور، کودک، اضطراب، اسهال
  • نسیم بهرامی، محمدعلی سلیمانی*، یونگ هواک چان، رضا مسعودی، لیلی ربیعی صفحات 56-64
    زمینه و هدف

    وزن هنگام تولد با بسیاری از فاکتورها و وضعیت های خاص طبی که در دوران حاملگی وجود داشته یا ایجاد می شوند ارتباط دارد. این مطالعه با هدف بررسی و ارزیابی برخی تعیین کننده های وزن هنگام تولد در نوزادان متولد شده در قزوین انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی که به صورت مقطعی در سال 1389 انجام شد، میانگین وزن 3076 نوزاد که به روش زایمان طبیعی در قزوین متولد شده بودند، مورد بررسی قرار گرفت. پیش گویی کننده های تک متغیره و چند متغیره برای وزن هنگام تولد با استفاده از مدل خطی عمومی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    میانگین وزن نوزادان و سن مادران به ترتیب 36/458±18/3248 گرم و 70/5±33/25 سال بود. شیوع وزن کم هنگام تولد در 67/6 درصد (205 نوزاد) و ماکروزومی در 15/3 درصد (97 نوزاد) مشاهده شد. پیش گویی کننده های تک متغیره برای وزن بیشتر در زمان تولد شامل مولتی پاریته، جنسیت مذکر نوزاد، نوزادان ترم و پست ترم، عدم وجود پره اکلامپسی در مادر و مادران با سن بیشتر از 18 سال بودند. بر اساس مدل چند متغیره، اغلب پیش گویی کننده های تک متغیره به جز سن مادر که اثر خود بر وزن هنگام تولد را از دست داد، در مدل باقی ماندند. نوزادان متولد شده در فصل بهار (01/0 =P) و زمستان (01/0 =P) به طور معنی داری وزن هنگام تولد بیشتری در مقایسه با نوزادان متولد شده در فصل تابستان داشتند.

    نتیجه گیری

    برخی تعیین کننده های وزن هنگام تولد غیر قابل تعدیل بوده و انجام مداخلات بر روی آن ها امکان پذیر نیست اما با تعدیل برخی فاکتورها نظیر انتخاب سن مناسب برای حاملگی می توان وزن مطلوب نوزادان در هنگام تولد را انتظار داشت.

    کلیدواژگان: وزن هنگام تولد، وزن کم هنگام تولد، نوزاد، پیشگویی کننده های تک متغیره، مدل چند متغیره
  • فاطمه گودرزی، حیدرعلی عابدی، کوروش زارع، فضل الله احمدی صفحات 65-79
    زمینه و هدف
    داشتن یک بیمار نباتی در خانواده تجربه پیچیده و استرس زایی است و مراقبت از چنین بیمارانی با ناتوانی کامل در منزل بسیار چالش زا می باشد. مطالعه حاضر با هدف تبیین تجارب و چالش های مراقبتی خانواده های دارای بیمار در وضعیت نباتی صورت گرفته است.
    روش بررسی
    در مطالعه کیفی حاضر که به صورت مقطعی از مرداد ماه سال 1392 تا شهریور ماه سال 1393 در برخی استان های ایران (خوزستان، تهران و لرستان) صورت گرفت، 17 مشارکت کننده شامل 14 مراقب خانگی و 3 مراقب حرفه ای به مطالعه وارد شدند. جهت جمع آوری داده ها از مصاحبه های بدون ساختار و مشاهده استفاده شد. جمع آوری داده ها تا رسیدن به اشباع داده ها و پدیدار شدن الگوهای اصلی ادامه یافت. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوایی صورت گرفت.
    یافته ها
    چالش های مراقبتی که خانواده های دارای بیمار نباتی با آن مواجه بودند در قالب پنج الگوی اصلی شامل ولع آموزش، عهده داری مراقبتی دشوار، هزینه های فرساینده، برزخ حرف و حدیث ها و پسرفت روحی پدیدار گردید.
    نتیجه گیری
    یافته های مطالعه حاضر نشان داد که خانواده های دارای بیماران نباتی طی دوره مراقبت از بیمار خود با چالش های متعددی روبرو هستند که بخش عمده ی این چالش ها مرتبط با سیاست های سیستم سلامت و برخی نیز مرتبط با سطح آگاهی عموم جامعه می باشد، لذا توجه بیشتر به این چالش ها از سوی مسئولان مرتبط پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: بیمار نباتی، مراقب خانگی، چالش مراقبتی، پسرفت روحی، آگاهی
|
  • Hengameh Shirvani, Fatemeh Alhani Pages 1-12
    Background And Aim

    Breast cancer and chemotherapy are with complications that they can lead to reduce quality of life. One of the important tasks of oncology nurses is prevention، control of complications of cancer and its treatment. The aim of this study was to investigate challenges nursing role on improving quality of life in women with breast cancer undergoing chemotherapy.

    Methods

    This study was a cross sectional descriptive-analytic research that was done in 2013 in two educational hospitals in Shahrekord and Isfahan. Samplings were collected from 45 nurses by purposive sampling. Data were collected by demographic questionnaires and nursing role questionnaires on improving the quality of life in women with breast cancer undergoing chemotherapy.

    Results

    High and hard procedures such as venipuncture، nursing staff shortage، low importance by managers to assess and improve the quality of life، and lack of quality of life assessment form in ward، respectively are the main obstacles. In other words، the most problems are in the field of execution- management (%42)، individual-nurse (%21)، individual-patient (%14)، education (%13)، and equipment-environment (%10)، respectively. Then، strategies for holding training courses for managers، and providing quality of life assessment form to consider the evaluation of nursing education with higher points were obtained. Finally، strategy of “Empowerment of nurse managers «was suggested as the best way to cover all strategies.

    Conclusion

    Most problems were reported in the executive management field. Therefore، it is suggested that managers try to facilitate field of research and plan for the implementation of the» Empowerment of nurse managers«for improving quality of life in women with breast cancer undergoing chemotherapy.

    Keywords: Nurse, Quality of life, Breast cancer, Chemotherapy, Empowerment nursing managers
  • Fatemeh Jafari, Nastaran Hashemi, Monireh Reisi Pages 13-19
    Background And Aims
    Good nutrition in hemodialysis patients is one of the most important factors of increased longevity and decreased hospitalization and it is argued that training is highly effective in this regard. The aim of this study was to determine the effect of diet training on variations in blood pressure، weight، and some factors in the hemodialysis patients referred to hemodialysis ward of Hajar Hospital، Shahrekord.
    Methods
    This clinical-trial study was conducted in 2011 on 100 hemodialysis patients who were recruited based on purposive sampling. Training intervention including face to face training along with offering two training pamphlets was implemented in two sessions within a month for the patients،. Variations in weight، blood pressure، creatinine، and blood urea were measured and recorded by the researcher in initial، after two weeks، and a month after training. The effects of diet training were compared on evaluated factors before and after intervention.
    Results
    In this study، mean age of the studied patients was 56. 215. 14 ranged 13-80 years old. The weight mean of the patients after one month of training interventions (64. 66±14. 54) decreased significantly compared to initial stage (66. 50±15. 10) kg. (P=0. 002). Also، the mean systolic and diastolic blood pressure of patients prior to training intervention was 152. 44±18. 12 mmHg and 88. 16±7. 64 mmHg، respectively، and one month after training intervention 128. 7±13. 08 and 79. 02±7. 5، respectively. This decrease was reported significant (P=0. 001). On the variations in creatinine and blood urea of the patients، both decreased throughout the study، but only the decrease in blood urea was reported significant (P=0. 001).
    Conclusion
    Since adherence to appropriate diet in this study could cause weight loss، improve blood pressure level، and Moderate blood biochemical factors. Implementation and continuation of training programs in this regard by health caregivers is necessary and important.
    Keywords: Hemodialysis, Diet, Blood pressure, Body weight
  • Ebrahim Aliafsari Mamaghani, Yosef Soleimani Kiwi, Parivash Talati, Fahime Jalali, Masome Pour Iran, Leyla Atai Pages 20-27
    Background And Aims
    Low back pain is a common problem throughout the world and Iran. Nurses also due to their working conditions are considered among high-risk groups. If this situation be chronic، it can have a serious impact on their quality of life، result in low quality of work، reduce the time to do useful work and increase the number of days missed. The aim of this study was to assess quality of life of patients with low back pain.
    Methods
    In this descriptive- analytic study، 250 nurses working in educational hospitals in Tabriz admited to participate in this research in 2013. Data were collected by a two-part cheklist containing demographic characters and Modified Oswestry Low Back Pain questionnaire. The quality of life of nurses suffering from chronic low back pain was determined.
    Results
    Of the total nurses participating in research، 65. 8% (n = 250) obtained inclusion criteria. There was impaired quality of life in patients with chronic low back pain in moderate level in most nurses (38/04%). 6/88% of nurses''impairments was very severe. There was the most disruption in patients with chronic low back pain in the social relations and the least was related to self-care. It was reported experienced pain severity in nurses moderate to severe.
    Conclusions
    The high prevalence of low back pain in nurses affects their quality of life. So، holding training classes and providing an environment with minimal risk factors for low back pain in nurses'' work environments to reduce the individual، social and economic damage seems necessary.
    Keywords: Chronic low back pain, Quality of life, Nurse, Self, care, Social relations
  • Mahdi Sadeghi, Hossein Ebrahimi, Milad Bazghaleh Pages 29-38
    Background And Aim
    Change the traditional approach to empowerment in education and care in diabetic patients is by creating a proper ground for improvement self-care and health status in patients with diabetes. The present study was conducted to determine the relationship between empowerment with dimensions of quality of life and some related factors in patients with type 2 diabetes.
    Methods
    This descriptive-analytic study was performed on 156 patients with type2 diabetes in Shahroud town in 2013. The relationship between empowerment with dimensions of quality of life and some related factors was evaluated using demographic information form، empowerment Questionnaire (DES-28)، diabetes patients-specific quality of life questionnaire.
    Results
    The overall mean of empowering score in patients was 82/56±16/84. There was a significant and positive correlation between empowerment and all dimensions of quality of life (P=<05). There was a significant negative correlation between empowerment with age of patients (P=0. 01، r=0. 54). Moreover، a significant difference in the patients'' empowerment according to sex (P=0. 04)، marital status (P<0. 001)، lifestyle (P<0. 001)، education (P<0. 001)، income (P=0. 02) was observed.
    Conclusion
    According to the results this study، Patients with more empowerment had higher levels of quality of life in all dimensions. Also، the patients'' empowerment was correlated with some demographic data. It seems nurses can help by identifying effective factors on empowerment and inclusion of training programs based on empowerment in clinical environment r to achieve higher levels of their quality of life.
    Keywords: Diabetes type 2, Quality of life, Empowerment, Self, management
  • Yaser Saeed, Zeinab Tabanejad, Batoul Nehrir, Abbas Ebadi, Hadi Khoshab, Saeid Babajani Pages 39-46
    Background And Aim

    Nowadays، job involvement is introduced as an important factor in the effectiveness of the organization، so that the high job involvement will increase the effectiveness of the organization. The aim of this study was to determine the relationship between job involvement and demographic characteristics of the nurses.

    Methods

    In this cross - sectional descriptive-analytic study، 436 nurses from hospitals in Tehran and Kerman in 2013 were recruited by convenience sampling. The Job Involvement Questionnaire was used for data collection. The cutoff point for job involvement score was 40 and the relationship between job involvement and demographic characteristics of the nurses was evaluated.

    Results

    Most the average age of participating nurses in the study 31-40 years. The mean score of job involvement was 36. 07± 10. 02. Among the demographic characteristics، in terms of gender، men had higher job involvement than women (P=0. 01). Also، the job involvement of nurses in military hospitals was higher than civilian hospitals (P<0. 001). There was no statistically significant difference between other demographic such as marital status، education، age and work experience with job involvement score (P>0. 05).

    Conclusion

    According to the low scores of job involvement، attention to the effective factors and motivation factors in environment variables to improve nurses'' job involvement is recommended.

    Keywords: Job involvement, Demographic characteristics, Nurse
  • Esmat Nouhi, Mansoureh Karbalaizadeh, Farokh Abazari Pages 47-55
    Introduction
    Hospitalization of children is one of the most frightening events in life for parents and children، and a major cause of anxiety emergence in children. The aim of this study was to determine the effect of mothers'' participation and the family-centered care on mother''s anxiety with children suffering from gastrointestinal infections.
    Methods
    In the present clinical trial study، 90 mothers with children suffering from gastrointestinal infections divided in two groups: control (45 mothers) and intervention groups (45 mothers). Children in intervention group received participation care. Control group received normal care and intervention، collaborative care received. Using Spielberger State-Trait Anxiety Inventory questionnaire، mothers’ anxiety in discharge time was determined and compared together in two groups.
    Results
    The results showed that the mean anxiety score of mothers was in the control group at discharge (101. 29±5. 43) and in the intervention group (80. 71±7. 22). This decrease in intervention group was significant compared to control group (p<0. 001). After the intervention، the obvious anxiety mean score decreased significantly in the experimental group compared to the baseline and set in average level (p<0. 001)، but the hidden anxiety mean score set higher than average.
    Conclusion
    Collaborative care over usual care approach leads to reducing maternal anxiety. Therefore، it is recommended that this method is used in the care of hospitalized children.
    Keywords: Mother, Child Relationship, Family, centered nursing, Child, Anxiety, Gastrointestinal infections
  • Nasim Bahrami, Mohammad Ali Soleimani, Yong Hoan Chan, Reza Masoudi, Leyla Rabiei Pages 56-64
    Background And Aim

    Birth weight is related to many factors and specific medical conditions that have been existed or developed in during pregnancy. The aim of this study was to investigate and evaluate some determinants of birth weight in Qazvin.

    Methods

    In this cross- sectional descriptive-analytic study in 2010، 3076 women with the normal vaginal delivery (NVD) entered into the study. The univariate and multivariate predictors for birth weight were analyzed using General Linear Model (GLM).

    Results

    Average neonatal birth weight was 3248. 18 ± 458. 36 gr and maternal age was 25. 33 ± 5. 70 years. The prevalence rate of low birth weight and macrosomia were 6. 67% (205 newborns) and 3. 15% (97 newborns)، respectively. Univariate predictors for heavier birth weights are multi-parity، male neonates، term & post term neonates، neonates of non-preeclampsia mothers and mothers above 18 years old. Upon multivariate، most of the univariate predictors remain except mother’s age lost its influence on birth weight; Season of Birth became statistically significant with spring (P= 0. 01) and winter (P= 0. 01) having bigger babies compared to summer period.

    Conclusion

    Some of determinants of birth weight are non- modifiable and interventions on them are not possible، but by adjusting some factors such as selection of the appropriate age for pregnancy، it is possible to have optimal birth weight.

    Keywords: Birth weight, Low birth weight, Newborn, Univariate predictors, Multi predictors
  • Fateme Goudarzi, Heidarali Abedi, Kourosh Zarea, Fazlollah Ahmadi Pages 65-79
    Background And Aims
    Having a vegetative patient in the family is a complicated and stressful experience. Caring such patients with complete disability at home is very challenging. The present study aimed at exploring the caring experiences and challenges of the families with patients in the vegetative state.
    Methods
    In this qualitative study that was done from August، 2013 to Sep، 2014 in some provinces of Iran (Khuzestan، Tehran and Lorestan)، 17 vegetative patients’ caregivers including 14 family caregivers and 3 professional caregivers were entered to the study. Unstructured interviews and observations were used for gathering data. Data collecting was continued until saturating data and emerging main themes. Data analysis was performed by content analysis method.
    Results
    Caring challenges that families with vegetative patient were faced included in 5 main themes: education greed، undertaking hard caring، corrosive costs، limbo of words and emotional erosion.
    Conclusions
    The finding of present study showed that all the families with vegetative patients during caring period were faced with various challenges. The main part of these challenges is related to policies of health system and some of them were related to knowledge level of the public. So، more attention to these challenges by authorities is recommended.
    Keywords: Vegetative patient, Family Caregiver, Care challenge, Emotional erosion, Knowledge