فهرست مطالب

رسوب شناسی کاربردی - پیاپی 3 (بهار و تابستان1393)
  • پیاپی 3 (بهار و تابستان1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/06/18
  • تعداد عناوین: 7
|
  • بهروز رفیعی*، فروزان حسین پناهی، علی شکیبا آزاد، مجید صادقی فر صفحه 1
    دریاچه تالابی زریوار یکی از زیست بوم های مهم آبی ایران می باشد که در غرب ایران و در استان کردستان واقع شده است. هدف از انجام این تحقیق بررسی رسوبات بستر دریاچه زریوار جهت تعیین غلظت عناصر سنگین (Ni وCo، Mn، Ti، V) منشا و پراکندگی عناصر می باشد. به این منظور نمونه های رسوب از 31 ایستگاه جمع آوری شدند. فلزات نیکل، وانادیم، منگنز، تیتانیم و کبالت در رسوبات توسط دستگاه ICP-OES اندازه گیری شدند. برای تعیین ارتباط بین عناصر و پارامترهای فیزیکوشیمیایی نمونه ها از روش های آنالیز خوشه ای و هم بستگی پیرسون استفاده شد. عناصر نیکل، وانادیم، کبالت و تیتانیم دارای هم بستگی بالایی با یکدیگر هستند و با منگنز هم بستگی منفی دارند. هم چنین نقشه پراکندگی 5 فلز سنگین نیکل، وانادیم، منگنز، تیتانیم و کبالت در محدوده مورد مطالعه با استفاده از نرم افزار ARC GIS 9.2 ترسیم شده است. نتایج نشان می دهد غلظت عناصر سنگین کم بوده و رسوبات توسط Ni، Co، Mn، Ti، V آلوده نشده اند. حضور این فلزات در رسوبات بستر دریاچه زریوار توسط واحدهای زمین شناسی منطقه کنترل می شود. تغییرات میانگین غلظت عناصر کل ایستگاه ها، به ترتیب Ti > Mn > V > Ni > Co تعیین گردید. نتایج شاخص زمین انباشت (Igeo) نشان می دهد که نمونه ها نسبت به این 5 عنصر عملا غیرآلوده می باشند. به نظر می رسد عنصر منگنز دارای منشا متفاوتی نسبت به سایر فلزات مورد مطالعه باشد. نتایج فاکتور غنی شدگی برای این 5 عنصر پایین تر از حد آلودگی بوده و غنی شدگی کمی را نشان می دهد. نتایج ضریب آلودگی نشان دهنده آلودگی متوسط رسوبات نسبت به عناصر نیکل، کبالت، وانادیم و تیتانیم و عدم آلودگی نسبت به عنصر منگنز بوده که نشان دهنده تاثیر عوامل انسانی بر غلظت این فلزات می باشد.
    کلیدواژگان: فلزات سنگین، شاخص زمین انباشت، آلودگی، دریاچه زریوار، استان کردستان
  • سجاد قره چلو*، عبدالحسین امینی، علی کدخدایی، وحید فرجپور صفحه 12
    توزیع انواع منافذ در سنگ مخزن از کنترل کننده های اصلی حرکت سیال در مخزن می باشد. از این رو تعیین نوع و اندازه منافذ نقش اساسی در ارزیابی های مخزنی، بهینه سازی تعداد چاه ها در یک میدان و پیش بینی هیدروکربن قابل بازیافت دارد. مخازن هیدروکربنی، به ویژه انواع کربناته، از نظر نوع منافذ و شعاع منفذی بسیار متنوع هستند. در این مطالعه انواع منافذ در سازند مختلط کربناته-آواری آسماری ابتدا با استفاده از داده نگارها شناسایی شده، سپس جهت اعتبار سنجی با منافذ تعیین شده از داده مغزه نیز انطباق داده شده است. برای تعیین نوع و اندازه منافذ با استفاده از داده نگارها، تکیه اصلی بر روی نگار انحراف سرعت بوده است. با استفاده از نگار انحراف سرعت و رفتار الاستیک سنگ ها انواع منافذ در سازند مورد مطالعه به سه رده (انحراف مثبت، انحراف صفر و انحراف منفی) و هشت زیررده شامل درون دانه ای یا درون فسیلی، قالبی یا انحلالی، تخلخل میکروسکوپی، بین ذره ای، بین بلوری، بین دانه ای، تخلخل میکروسکوپی شیل و شکستگی رده بندی شده اند. در این میدان هر دو بخش آواری و کربناته سازند مورد مطالعه دارای توانایی تولید بالایی می باشند که برای تعیین کیفیت مخزنی آن ها از واحدهای جریانی با توجه به پراکنش نوع منافذ استفاده شده است. در این مطالعه واحدهای جریانی با استفاده از روش شاخص زون جریان تعیین شده اند. نتایج بدست آمده از این بررسی امکان تفکیک 3 واحد جریانی در بخش کربناته و 2 واحد جریانی در بخش آواری سازند آسماری را میسر ساخته است. هم چنین در تعیین هر یک از واحدهای جریانی توزیع نوع منافذ نیز در نظر گرفته شده است. نتایج حاصل از این مطالعه تولید از این میدان را تحت کنترل 4 نوع منفذ نشان می دهد که توسط نگار انحراف سرعت در امتدادچاه قابل شناسایی است.
    کلیدواژگان: انواع منافذ، نگار انحراف سرعت، واحد جریانی، کیفیت مخزنی، سازند آسماری
  • حسن رحیم پور بناب*، عادله جمالیان، وحید توکلی، رضا سرمدی، علیرضا یامینی صفحه 30
    بخش بالایی سازند سروک به سن سنومانین- تورونین سنگ مخزن اصلی میدان نفتی سروستان در استان فارس می باشد. سازند سروک در این میدان یک توالی کم عمق شونده به بالا را نشان می دهد. بررسی دقیق برش های نازک در دو چاه پنج و شش این میدان نشان می دهد که این سازند از 12 میکروفاسیس تشکیل شده و دسته بندی این میکروفاسیس ها در چهار کمربند رخساره ای رمپ درونی، رمپ میانی، رمپ خارجی و حوضه، حاکی از تشکیل این سازند در یک پلاتفرم کربناته از نوع رمپ هموکلینال است. شواهد پتروگرافی نشان می دهند که این رخساره ها تحت تاثیر محیط های دیاژنزی دریایی، جوی (ائوژنتیک و تلوژنتیک) و تدفینی قرار گرفته اند. انحلال جوی و شکستگی ها مهم ترین فرایند های افزاینده ی کیفیت مخزنی و سیمانی شدن و تراکم مهم ترین فرایند های کاهنده کیفیت مخزنی هستند. ارزیابی تکامل مخزن نشان می دهد دیاژنز جوی در زمان رویداد ناپیوستگی های سنومانین-تورونین و تورونین میانی، تاثیر قابل توجهی بر رخساره های پشته زیرآبی، ریف های تکه ای و واریزه های آن ها اعمال نموده و با ایجاد تخلخل های قالبی و حفره ای به ویژه در تورونین میانی سبب بهبود کیفیت مخزنی در این رخساره ها گردیده است.
    کلیدواژگان: سروستان، سروک، خصوصیات مخزنی، سنومانین، تورونین
  • محمدحسین قبادی*، بهروز رفیعی، مجتبی حیدری، ساجد الدین موسوی، موسی اسفندیاری صفحه 48
    سازند آغاجاری شامل تناوبی از مارن، ماسه سنگ و لای سنگ همراه با رگه های ژیپسی است که با سن میوسن-پلیوسن به طورگسترده در جنوب و جنوب غرب ایران رخنمون دارد. با این وجود، اطلاعات کمی در رابطه با نحوه ی تشکیل این سازند در دسترس می باشد. در این پژوهش، خصوصیات سنگ شناسی و آنالیز ژئوشیمیایی عناصر اصلی ماسه سنگ های این سازند به منظور شناسایی خاستگاه و تکتونیک خاستگاه آن در استان خوزستان مد نظر قرار گرفته است. بررسی های سنگ شناسی 29 نمونه ماسه سنگ مشخص کرد که این ماسه سنگ ها در رده کالک لیتایت و ولک آرنایت قرار دارند. بیش تر نمونه ها سیمان کلسیتی دارند؛ بقیه نمونه ها بدون سیمان و یا سیمان ژیپسی هستند. از سوی دیگر، دیاگرام های تفکیک خاستگاه نشان می دهند که این ماسه سنگ ها دارای خاستگاه رسوبی – کوارتزی هستند و از کوهزایی چرخه مجدد مشتق شده اند. آنالیز ژئوشیمیایی عناصر اصلی برای این ماسه سنگ ها موید آن است که ترکیب شیمیایی آن ها لیت آرنایت، ماسه سنگ آهن دار و نیز گری وک می باشند. هم چنین، ترسیم داده های ژئوشیمی عناصر اصلی بر روی نمودارهای تفکیک جایگاه تکتونیکی حوضه ی رسوبی، نشان دهنده ته نشینی این ماسه سنگ در یک حاشیه فعال قاره ای است.
    کلیدواژگان: ماسه سنگ، سازند آغاجاری، ژئوشیمی، خاستگاه تکتونیکی، استان خوزستان
  • مبین ابراهیم نژاد*، علی اصغر ثیاب قدوسی، رامین نیکروز صفحه 62
    نهشته های کربناته پرمین در منطقه ماکو گسترش بیش تری از سایر نقاط ایران داشته و متشکل از سنگ های آهکی خاکستری تیره با ضخامت حدود 926 متر می باشد. بر اساس مطالعات چینه نگاری سنگی، سه واحد سنگی (سنگ آهک های بلروفون دار، سنگ آهک های چرت دار و سنگ آهک های توده ای متبلور و دولومیتی) در نهشته های پرمین قابل تفکیک هستند و مطالعات بیوستراتیگرافی منجر به شناسایی چهار بیوزون گردیده که نشان دهنده ی سن (مورگابین- جلفین) برای این نهشته های کربناته در برش مورد مطالعه هستند. بر اساس مطالعات میکروسکوپی 9 میکروفاسیس شناسایی شده که متعلق به یک محیط کربناته رمپ با زیر محیط های رمپ درونی، رمپ میانی و رمپ بیرونی هستند. مقادیر حساسیت مغناطیسی در این نهشته ها بینSI 6-10×10- تا SI6-10×30 اندازه گیری شده و اغلب مقادیر منفی نشان می دهند. ادغام نتایج حاصل از مطالعات حساسیت مغناطیسی (MS)، چینه شناسی و میکروفاسیس نشان می دهد که نرخ کربنات زایی در زمان ها و محیط های رسوبی مختلف عامل اصلی در تغییرات حساسیت مغناطیسی در برش مورد مطالعه است.
    کلیدواژگان: چینه شناسی، میکروفاسیس، حساسیت مغناطیسی، پرمین، ماکو، نهشته های کربناته
  • پرویز غضنفری*، سهیلا یونس زاده جلیلی، شیما قلی پوری صفحه 74
    امروزه فرآیندهای فرسایش و رسوب گذاری در علومی چون زمین شناسی، جغرافیای طبیعی و آبخیزداری مورد بررسی قرار می گیرد. حفاظت از خاک از دید پیشگیری از فرسایش خاک و از بین رفتن زمین های حاصل خیز و پیشگیری از پرشدن زود هنگام سدهای مخزنی دو مسئله بسیار مهمی است که در این گونه پژوهش ها مورد توجه است. به همین دلیل، میزان فرسایش، برآورد تولید رسوب سالیانه و رسوب دهی حوضه های آبریز، با به کارگیری مدل های تجربی، مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. در این پژوهش، حوضه های آبخیز خور و سفیدارک در حوضه آبخیز رودخانه کردان (استان البرز) به عنوان مطالعه موردی برگزیده شده است. هدف این پروژه، برآورد تولید رسوب سالیانه در حوضه های یادشده با استفاده از مدل هایEPM و MPSIAC، و مقایسه آن ها است. در این راستا، پس از بررسی های میدانی، در هر یک از زیرحوضه ها با بهره گیری از نقشه های سنگ شناسی، خاک شناسی، پوشش گیاهی اطلاعات تلفیق شدند. سپس جدول های مربوطه برای محاسبه کمی هر یک از عوامل به منظور بررسی فرسایش به روش MPSIAC تهیه و در پایان با به کارگیری روش EPM رده بندی شدت فرسایش آن انجام گرفت. میانگین رسوب ویژه در 7 زیرحوضه منطقه در دو مدلMPSIAC وEPM 28/3 و 99/1 متر مکعب بر هکتار در سال (به ترتیب) و میانگین فرسایش ویژه در این دو مدل 05/11 و 93/3 متر مکعب بر هکتار در سال می باشد. در هر دو روش بیش ترین میزان تولید رسوب مربوط به سازندهای زاگون و شمشک است.
    کلیدواژگان: پتانسیل رسوب دهی، خور و سفیدارک، استان البرز، EPM و MPSIAC
|
  • B. Rafiei*, F. Hoseinpanahi, A. Shakiba Azad, M. Sadeghi Far Page 1
    Zarivar Lake، located west of Marivan city، Kurdistan Province، is an important freshwater lake in Iran. This study determined the concentration، origin، and distribution of heavy metals (Ni، Co، Mn، Ti، and V) in Zarivar Lake bed sediments. The sediment samples were collected from 31 stations. Cluster and Pearson correlation analyses were used to evaluate the relation between metals and physicochemical parameters of the samples. Ni، V، Co، and Ti were strongly correlated with each other and were negatively correlated with Mn. A distribution map of the metals was drawn using the ARC GIS 9. 2 software. Results showed that metal concentrations were low and sediments were not contaminated by Ni، Co، Mn، Ti، and V. The presence of metals in bed sediments is controlled by local geological units. The mean variation in metal concentrations was Ti > Mn > V > Ni > Co. The results of the geoaccumulation index (Igeo) showed that the samples were practically not polluted by these five metals. The source of Mn appears to be different from the other studied metals. Enrichment factors for these five elements were lower than pollution limits، which indicated low enrichment. The pollution index showed moderately polluted sediments with regards to Ni، Ti، Co، and V، and unpolluted sediments with regards to Mn، which showed the human impact on the concentration of these metals.
    Keywords: Heavy Metals, Geoaccumulation Index (Igeo), Contamination, Zarivar Lake, Kurdistan Province
  • S. Ghareh, Cheloo*, A. H. Amini, A. Kadkhodaie, V. Farajpour Page 12
    Pore type distribution in reservoir rocks is the main factor controlling fluid flow in porous media. Therefore، determination of pore types in reservoir rocks leads to better prediction of the number of wells to be drilled in the field and to improved forecasts of recoverable hydrocarbon. Hydrocarbon reservoirs، especially carbonate rocks، have complex pore types and sizes. In this study، pore types of the Asmari formation are recognized with log data and are validated by core data. For determination of pore types from log data، a velocity deviation log method was used. Based on velocity deviation log and elastic properties، pore types were classified into three classes (positive، zero، and negative) and eight subclasses. They include intraparticle (intrafossil)، moldic or vuggy، microporosity، interparticle، intercrystalline، intergranular، shale microporosity، and fracture porosities. In this field both carbonate and clastic intervals had high potential for production. To determine reservoir quality، hydraulic flow units along with their pore type’s spectrum were investigated. For this purpose، flow units were determined with the flow zone index method. Results of this study led to the determination of three flow units in the carbonate section، with two flow units in the clastic interval. Accordingly، pore type distribution was investigated in each individual flow unit. Finally، results of this study showed that the production in this field is controlled with four pore types that were recognized by the velocity deviation log along the well bore.
    Keywords: Pore types, velocity deviation log, flow units, reservoir quality, Asmari Formation
  • H. Rahimpour, Bonab*, A. Jamalian, V. Tavakoli, R. Sarmadi, A.R. Yamini Page 30
    The upper part of the Sarvak formation (Cenomanian–early Turonian) is the main reservoir rock in the Sarvestan oil field. The Sarvak formation showed a shallowing-upward sequence in this field. Detailed petrography on thin sections in two wells (SV#5 and SV#6) suggested that the Sarvak formation is composed of 12 microfacies that can be classified in four facies belts، including inner ramp، mid ramp، outer ramp، and basin. These facies indicated a homoclinal ramp-type carbonate platform at the time of deposition. According to petrographic evidence، the facies were influenced by marine، meteoric (eogenetic and telogenetic)، and burial diagenesis. Meteoric dissolution and fracturing were the most important factors enhancing reservoir quality، while cementation and compaction reduced porosity and permeability. The evaluation of the reservoir development showed that meteoric digenesis during Cenomanian–Turonian and mid-Turonian times has had a significant influence on shoals، patch reefs، and their taluses، which created vuggy and moldic porosity and improved their reservoir quality، especially during the mid-Turonian.
    Keywords: Sarvestan, Sarvak, Reservoir characteristics, Cenomanian, Turonian
  • M.H. Ghobadi*, B. Rafiei, M. Heydari, S. Mousavi, M. Sfandiari Page 48
    The Aghajari formation alternates sandstone، marl، and siltstones with gypsum veins. The formation is a wide outcrop in the southern and southwestern parts of Iran، and dates from the Miocene to Pliocene. However، very little information is available on the nature of the genesis of this formation. In this study، petrographical properties and major element geochemistry of sandstones from the formation in Khuzestan province were performed to identify the provenance and tectonic setting of these rocks. Petrographic examinations of 29 sandstone samples revealed that these sandstones are calclithites and volcarenites. Five of the studied rocks samples are grain-supported. One sample has gypsum cement، and the others have calcite cement. Moreover، discriminant plots showed that the provenance of the sandstones is sedimentary quartz that is derived from recycled orogeny. The major element geochemistry analysis demonstrated that the chemical compositions of the rocks are litharenite، ferrous sandstones، as well as greywacke. Moreover، projecting the major element geochemistry data on tectonic setting discrimination plots indicated that the sandstones had been deposited in an active continental margin.
    Keywords: sandstones, Aghajari Formation, geochemistry, tectonic setting, Khouzestan province
  • M. Ebrahim Nejad*, A. A. Siabeghodsi, R. Nikruz Page 62
    Vast Permian carbonate deposits exist in the Maku area as compared with other parts of Iran، and comprise dark gray limestones with a thickness of about 926 m. Based on lithostratigraphic studies، there are three lithologic units (bellerophon limestones، cherty limestones، and crystallized and dolomitic massive limestones) in the Permian deposits. Biostratigraphic studies led to the identification of four biozones representing the Murgabian– Djulfian age for carbonate deposits in the studied section. According to microscopic studies، there are nine microfacies that belong to the carbonate ramp with inner-ramp، mid-ramp، and outer-ramp environments. Magnetic susceptibility values of these deposits were measured between 10 × 10−6 SI and 30 × 10−6 SI، and mostly show negative values. Integration of magnetic susceptibility، stratigraphy، and microfacies studies showed that the carbonate production rate on ages {1. 2 [EN] Meaning unclear} and in different depositional environments were the main factors leading to magnetic susceptibility changes in the studied section.
    Keywords: Stratigraphy, microfacies, magnetic susceptibility, Permian, Maku, carbonate deposits
  • P. Ghazanfari*, S. Youneszadeh Jalili, Sh. Gholipouri Page 74
    Nowadays، erosionand sedimentation processes are studied in the sciences such as geology، natural geography and watershed management. Soil conservation and prevention of rapid filling of reservoir dam are very important problems. Accordingly، rate of erosion، estimation of annual sediment production and sediment yield of catchment basin using experimental models are intriguing for researchers. In this research، Khor and Sefidarak watershed basin in Alborz provenance are selected as case studies. The purpose of this project is to estimate the annual delivery sediment in these basins، using EPM and MPSIAC models، and make comparisons between them. In this relation، after field surveying، lithology، soil، vegetation cover and other maps، for each subbasin were used and carried out the compilation of all information. Corresponding tables were prepared for quantitative calculation of each parameter for study of erosion using MPSIAC model and classification of erosion intensity was carried out using EPM model. Average specific sediment yield for the seven basins in two models MPSIAC and EPM is 3. 28 and 1. 99 cubic meters per hectare per year (respectively) and Average specific erosion in these two models MPSIAC and EPM is 11. 0 and 3. 93 cubic meters per hectare per year.
    Keywords: sediment yield potential, Khor, Sefidarak, EPM, MPSIAC
  • A. H. Jalilian* Page 90
    The Surmeh Formation comprises the Jurassic rocks of the Zagros Mountains and is considered as one of the most important petroleum reservoir units in the Persian Gulf basin. This formation is mainly composed of thick bedded and cliff forming carbonate rocks. The aims of this study are to investigate depositional history and sequence stratigraphy of the Surmeh Formation in the Fars province or eastern Zagros. Field and laboratory examination of the formation revealed the presence of 15 lithofacies related to different evolutionary stages of a carbonate platform. The results of different measured sections indicated that the lower part of the Surmeh Formation is composed of thick-bedded dolomitic facies containing Lithiotis fossils of Toarcian age related to a shallow marine epeiric platform. At the Aalenian tectonic movement along the preexisting basin faults resulted in the formation of adistally steepened ramp and Pars intrashelf basin. Consequently، alternating shale and limestone (calciturbidites) were deposited in the deep marine environment of an outer ramp during Bajocian. During Bathonian، overproduction of carbonates and progradation of platform facies over basinal deposits resulted in reestablishment of the homoclinal ramp that was in existence in the study area until the end of Jurassic. Vertical facies variations and comparison with global sea level curve revealed the existence of two second-order depositional sequences in the Surmeh Formation. The given sequences by themselves include 6 third-order sequences and correlate with lower Zuni I and lower Zuni II super sequences of Sloss (1963).
    Keywords: Surmeh Formation, Jurassic, Fars region, Pars intrashelf basin