فهرست مطالب

پژوهشهای علوم دامی ایران - سال ششم شماره 3 (1393)
  • سال ششم شماره 3 (1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/11/07
  • تعداد عناوین: 10
|
  • علمی پژوهشی- تغذیه طیور
  • سمیرا حسن پور باشی، ابولقاسم گلیان، احمد حسن آبادی صفحات 189-196

    در این پژوهش اثرات جایگزینی سنگ آهک با پس مانده کلسیم دار نیروگاه برق مشهد و سطح فسفر قابل دسترس جیره بر شاخص های تولیدی، درصد خاکستر، کلسیم و فسفر استخوان درشت نی و فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز سرم خون جوجه های گوشتی بررسی شد. به این منظور 384 قطعه جوجه خروس گوشتی یکروزه از سویه راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی به صورت فاکتوریل 2×4 با 8 تیمار و 4 تکرار 12 قطعه ای مورد استفاده قرار گرفت. جوجه ها با جیره های حاوی چهار سطح جایگزینی پس مانده کلسیم دار بجای سنگ آهک و دو سطح فسفر قابل دسترس در دوره 1 تا 42 روزگی تغذیه شدند. درصد خاکستر، کلسیم و فسفر استخوان درشت نی و فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز در سن 21 روزگی و وزن نسبی اجزای لاشه در 42 روزگی مورد اندازه گیری قرار گرفتند. نتایج حاصل نشان داد که میانگین وزن بدن و افزایش وزن روزانه تحت تاثیر منبع کلسیمی و سطح فسفر جیره قرار نگرفت. مصرف خوراک در دوره آغازین تحت تاثیر پس مانده کلسیمی قرار گرفت؛ بطوریکه میزان مصرف خوراک در سطح جایگزینی 3/33درصد بیشتر از دیگر سطوح بود (05/0>P). ضریب تبدیل غذایی جوجه های تغذیه شده با 100درصد فسفر توصیه شده بطور معنی داری بیش از آنهایی بود که با جیره80درصد تغذیه شده بودند. درصد خاکستر، کلسیم و فسفر استخوان درشت نی، فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز و وزن نسبی اجزای لاشه تحت تاثیر نوع منبع کلسیمی و سطح فسفر جیره قرار نگرفتند. با توجه به نتایج این آزمایش به نظر می رسد که پس مانده کلسیم دار نیروگاه برق را می توان در تغذیه جوجه های گوشتی مورد استفاده قرار داد.

    کلیدواژگان: جوجه گوشتی، آنزیم آلکالین فسفاتاز، پس مانده کلسیم دار نیروگاه برق مشهد، فسفر
  • محمد کاظمی فرد، حسن کرمانشاهی، منصور رضایی، ابولقاسم گلیان صفحات 197-207

    به منظور بررسی تاثیر سطوح مختلف عصاره رازیانه و ویتامین D3بر عملکرد، جوجه درآوری، خصوصیات کیفی جوجه و ایمنی آزمایشی در قالب فاکتوریل 3×3 به اجرا درآمد. این آزمایش با 360 قطعه مرغ مادر راس 308 پس از تولک بری (84-92 هفتگی) در طرح کاملا تصادفی شامل 3 سطح عصاره رازیانه (صفر، 50 و100 میلیگرم در کیلوگرم جیره) و 3 سطح ویتامین D3 (صفر، 3500 و4200 واحد بین الملل درکیلوگرم جیره) از هفته 84 تا 92 انجام شد. افزودن عصاره رازیانه به جیره مرغهای مادر گوشتی بطور عددی تلفات جنینی را در مرحله اولیه کاهش داد. جنسیت جوجه های تفریخ شده (جوجه خروسها) و وزن نسبی جوجه ها به طور معنی داری تحت تاثیر سطوح ویتامین D3 قرارگرفت

    کلیدواژگان: مرغ مادر گوشتی، عصاره رازیانه، ویتامین D3، جوجه درآوری، تلفات جنینی
  • مصیب شلایی سید محمد حسینی صفحات 208-217
    این آزمایش به منظور بررسی و مقایسه اثرات استفاده از آنتی بیوتیک، اسید آلی، پروبیوتیک و پری بیوتیک بر عملکرد، کیفیت تخم مرغ و متابولیت های خونی مرغ های تخم گذار تجاری انجام شد. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با 160 قطعه مرغ تخم گذار سویه های-لاین (W36) از سن 32 تا 42 هفتگی در 5 تیمار، 4 تکرار و 8 قطعه مرغ تخم گذار در هر تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: 1- تیمار شاهد (بدون افزودنی)، 2- جیره پایه + 150 گرم در تن آنتی بیوتیک اکسی تتراسایکلین، 3- جیره پایه + 3 کیلوگرم در تن مکمل اسید آلی ارگاسید، 4- جیره پایه + 50 گرم در تن پروبیوتیک پروتکسین و 5- جیره پایه + 2 کیلوگرم در تن پری بیوتیک مانان الیگوساکارید. نتایج حاصله نشان داد که استفاده از آنتی بیوتیک، اسید آلی، پروبیوتیک و پری بیوتیک دارای اثرات معنی داری بر عملکرد و صفات کیفی تخم مرغ می باشند. بر این اساس حداکثر وزن تخم مرغ در تیمارهای دریافت کننده اسید آلی و پری بیوتیک بدست آمد که نسبت به تیمار شاهد معنی دار بود. گرم تخم مرغ تولیدی و ضریب تبدیل خوراک در تیمار دریافت کننده پری بیوتیک بطور معنی داری بهبود یافت. بیشترین وزن پوسته تخم مرغ نیز در تیمار دریافت کننده پری بیوتیک بدست آمد که نسبت به تیمار شاهد افزایش معنی داری نشان داد. از بین فاکتورهای خونی غلظت گلوکز خون در تیمار دریافت کننده اسید آلی نسبت به تیمار شاهد و آنتی بیوتیک بطور معنی داری افزایش پیدا کرد. از نتایج حاصل چنین استنتاج می شود که استفاده از اسید آلی و پری بیوتیک مانان الیگو ساکارید می توانند اثرات مثبتی بر عملکرد و خصوصیات تخم مرغ در مرغ های تخم گذار داشته باشند.
    کلیدواژگان: جایگزین های آنتی بیوتیک، عملکرد، خصوصیات تخم مرغ، متابولیت های خونی، مرغ های تخم گذار
  • علی اصغر ساکی، جلال سالاری، حسن علی عربی، مهران وطنچیان، معصومه عباسی نژاد صفحات 218-226

    آزمایشی با استفاده از هشتصد و پنجاه و پنج تخم مرغ نطفه دار در قالب طرح کاملا تصادفی با 8 تیمار (تزریق روز پنجم انکوباسیون) و 11 تیمار (تزریق روز هفدهم)، 3 تکرار و 15 عدد تخم مرغ در هر تکرار انجام شد. تیمارها شامل شاهد1 (بدون تزریق)؛ شاهد2 (تزریق نیم سی سی سرم فیزیولوژی) و در روز پنجم 30 و 45 میلی گرم نانوسیلور و 75 و 100 میلی گرم به ترتیب آویشن و مرزه و در روز هفدهم 30، 45 و 60 میلی گرم نانوسیلور و 100، 150 و 175 میلی گرم آویشن و مرزه بودند. تزریق روز پنجم کمترین وزن بورس در تیمارهای 75 و 100 میلی گرم آویشن و 75 میلی گرم مرزه بیشترین و تیمار 30 و 45 میلی گرم نانوسیلور مشاهده شد (05/0> P). وزن طحال در 75 میلی گرم آویشن بیشترین و در 30 میلی گرم نانوسیلور کمترین مقدار را داشت (05/0> P). وزن پوسته در روز تفریخ در تیمارهای شاهد، 30 و 45 میلی گرم نانوسیلور کمترین مقدار بود (05/0> P). روز بعد از تفریخ کلسیم و نانوسیلور استخوان در 45 میلی گرم نانوسیلور به طور معنی داری از دیگر تیمارها بالاتر بود (05/0> P). آنزیم آلکالین فسفاتاز در تیمار نانوسیلور به طور معنی داری بیشتر از تیمارهای دیگر بود (05/0> P). در نتایج روز هفدهم نسبت وزن کیسه زرده به وزن بدن در 150 و 175 میلی گرم مرزه به طور معنی داری بالاتر از تیمار شاهد 2 بود (05/0> P). سطوح کلسترول در تزریق 175 میلی گرم آویشن و 100 و 150 میلی گرم مرزه به طور معنی داری بالاتر از تیمارهای شاهد بود (05/0> P). نتیجه گیری کلی: با تزریق نانو نقره پارامترهای استخوان در جوجه های گوشتی بهبود یافت. همچنین با تزریق عصاره های آویشن و مرزه در تخم مرغ نطفه دار می توان از فعالیت آنتی اکسیدانی گلوکز موجود در این عصاره ها و دیگر خواص این گیاهان استفاده کرد.

    کلیدواژگان: جوجه گوشتی، تزریق داخل تخم مرغ، عصاره آویشن، عصاره مرزه و نانو سیلور
  • علمی پژوهشی - تغذیه نشخوارکنندگان
  • عطیه رحیمی، عباسعلی ناصریان، رضا ولی زاده، عبدالمنصور طهماسبی، علیرضا شهدادی صفحات 227-238

    هدف از انجام این آزمایش، بررسی اثر استفاده از پوسته پسته و مکمل پلی اتیلن گلیکول (PEG) بر مصرف خوراک، قابلیت هضم مواد مغذی، تولید و ترکیبات شیر، فرآسنجه های چربی خون و پروفیل اسیدهای چرب شیر در بزهای سانن شیرده بود. بدین منظور از 9 راس بز سانن شیرده چند شکم زایش در قالب طرح مربع لاتین تکرار شده 3 × 3 با سه تکرار استفاده شد. آزمایش در سه دوره 21 روزه با 14 روز عادت پذیری و 7 روز نمونه-گیری انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل: 1) شاهد (بدون پوسته پسته) 2) 30 درصد پوسته پسته و 3) 30 درصد پوسته پسته + 1 درصد PEG بر اساس ماده خشک جیره بود. نتایج نشان داد که خوراک مصرفی بین تیمارهای آزمایشی اختلاف معنی داری نداشت. قابلیت هضم ظاهری ماده خشک، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی (ADF) و الیاف نامحلول در شوینده خنثی (NDF) بین تیمارهای آزمایشی اختلاف معنی داری نداشت، اما قابلیت هضم ماده آلی و پروتئین خام با افزایش تانن در تیمار 2 به طور معنی داری کاهش و در تیمار 3 افزایش یافت (05/0>P). تولید و ترکیبات شیر تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفتند. غلظت تری گلیسیرید در تیمارهای دارای پوسته پسته به طور معنی داری بالاتر بود (05/0>P)، اما سایر متابولیت های چربی تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفتند. استفاده از پوسته پسته سبب افزایش واکسنیک اسید، رومنیک اسید و میزان اسیدهای چرب غیر اشباع با یک باند دوگانه (MUFA) و کاهش اسیدهای چرب اشباع (SFA) در شیر شد.

    کلیدواژگان: تانن، پروفیل اسیدهای چرب شیر، عملکرد، بزهای سانن شیرده
  • رشید صفری، رضا ولی زاده، رسول کدخدایی، عبدالمنصور طهماسبی، عباسعلی ناصریان، عین الله عبدی قزلجه صفحات 239-248

    جهت بررسی تاثیر مصرف ریزکپسول های روغن ماهی بر متابولیت های خونی، ترکیب اسیدهای چرب شکمبه و پلاسمای خون از 12 راس بز شیرده سانن با روزهای شیردهی 5±30 در قالب یک طرح چرخشی 2×3 در دو دوره آزمایشی 30 روزه استفاده شد. تیمارها شامل: 1) کنترل (بدون افزودنی)، 2) روغن ماهی ریزپوشانی شده (%2 روغن ماهی ریزپوشانی شده در %6 پودر آب پنیر عمل آوری شده)، 3) روغن ماهی (%2 روغن ماهی و %6 پودر آب پنیر) بود. غلظت اسید چرب اشباع استئاریک شکمبه ای در تیمار روغن ماهی محافظت شده به طور معنی داری پایین تر از تیمار کنترل بود که این نسبت در ترکیب اسیدهای چرب پلاسمای خون نیزحفظ شده بود. روغن ماهی ریزپوشانی شده باعث افزایش معنی دار درصد اسیدهای چرب غیراشباع با چند پیوند دوگانه شد و غلظت اسید لینولنیک، اسید ایکوزاپنتاانوئیک، اسید دکوزاپنتاانوئیک و اسید دکوزاهگزاانوئیک پلاسما به عنوان اسیدهای چرب امگا 3 نسبت به تیمار کنترل به ترتیب 10، 20، 10 و 13 برابر و نسبت به تیمار روغن ماهی 10، 20، 2 و 5/2 برابر افزایش یافت. غلظت لیپوپروتئین با چگالی بالای خون در تیمار روغن ماهی محافظت شده به طور معنی داری بالاتر از تیمار کنترل و روغن ماهی محافظت نشده بود. با توجه به نتایج حاصله مکمل سازی روغن ماهی می تواند با تغییر ترکیب اسیدهای چرب خون دام مقدار اسیدهای چرب امگا 3 را در تولیدات دامی افزایش دهد. افزایش این اسیدهای چرب در تیمار روغن ماهی ریزپوشانی شده نشان دهنده کارایی مثبت فرآیند ریز پوشانی در محافظت اسیدهای چرب غیراشباع از بیوهیدروژناسیون میکروبی شکمبه است.

    کلیدواژگان: ریزپوشانی، روغن ماهی، اسید چرب امگا 3، متابولیت های خون
  • معصومه تکلوزاده، امید دیانی، رضا طهماسبی، امین خضری صفحات 248-257

    در این تحقیق ترکیب شیمیایی، حجم گاز تولیدی، تجزیه پذیری موثر و شاخص ارزش غذایی ماده خشک و پروتئین خام پوست سبز گردوی فرآوری شده با قارچ نوروسپورا سیتوفیلا مورد مطالعه قرار گرفت. برای تعیین تجزیه پذیری پوست سبز گردو از سه راس گوسفند نر بالغ کرمانی دارای فیستولا استفاده شد. داده های جمع آوری شده در قالب طرح کاملا تصادفی آنالیز آماری شدند. با فرآوری پوست سبز گردو با قارچ نوروسپورا سیتوفیلا ظرفیت نگهداری آب و مقدار کل ترکیبات تاننی و فنولی به ترتیب به میزان 90 و 81 درصد به طور معنی داری کاهش یافت، در حالی که میزان خاکستر نامحلول افزایش پیدا کرد. فرآوری هیچ تاثیری بر مولفه های تجزیه پذیری و شاخص ارزش غذایی ماده خشک و پروتئین خام نداشت. حجم گاز تولیدی در زمان های انکوباسیون 6، 12 و 24 ساعت پوست گردوی فرآوری نشده در مقایسه با پوست گردوی فرآوری شده با قارچ به طور معنی داری بیشتر بود. به طور کلی فرآوری پوست سبز گردو با قارچ نوروسپورا سیتوفیلا تاثیر معنی داری بر ارزش غذایی این محصول فرعی نداشت.

    کلیدواژگان: پوست سبز گردو، نوروسپورا سیتوفیلا، تولید گاز، قابلیت هضم، تجزیه پذیری
  • علمی پژوهشی- ژنتیک و اصلاح دام و طیور
  • ساحره جوزی شکالگورابی، عبدالاحد شادپرور صفحات 258-264

    هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثر تلقیح تلیسه ها با اسپرم تعیین جنس شده بر پیشرفت ژنتیکی در مسیر ژنتیکی مادر مادران بود. برای این منظور سه استراتژی مختلف مبتنی بر استفاده از اسپرم تعیین جنس شده مورد بررسی قرار گرفت که عبارت بودند از 1: استفاده مستمر از اسپرم تعیین جنس شده (استراتژی CS)، 2: استفاده از اسپرم تعیین جنس شده در تلقیح اول و دوم و اسپرم معمولی در تلقیح سوم به بعد (استراتژی S2) و 3: استفاده از اسپرم تعیین جنس شده در تلقیح اول و اسپرم معمولی در تلقیح دوم به بعد (استراتژی S1). مقادیر پیشرفت ژنتیکی مورد انتظار از استراتژی های مذکور با مقدار مربوطه در حالت استفاده از اسپرم معمولی مقایسه شدند. تغییرات نسبت و شدت انتخاب و اثر آن بر پیشرفت ژنتیکی در سناریوهای مختلف که در آنها نرخ آبستنی متغیر بود بدست آمد. پیشرفت ژنتیکی در تمام سناریوهای مربوط به استراتژی CS بیشتر از سایر استراتژی ها بود. به طوری که پیشرفت ژنتیکی در استراتژی CS از 31/0 الی 32/0، در استراتژی S2 از 23/0 الی 30/0 و در استراتژی S1 از 20/0 الی 27/0 انحراف معیار ژنتیکی افزایشی متغیر بود. در عین حال پیشرفت ژنتیکی در استراتژی های مختلف مبتنی بر استفاده از اسپرم تعیین جنس شده بین 82/5 الی 65/39 درصد بیشتر از مقادیر مربوطه در اثر استفاده از اسپرم معمولی بود. علی رغم بهبود پیشرفت ژنتیکی در مسیر مادر مادران در اثر استفاده از اسپرم تعیین جنس شده در تلیسه ها، تغییرات ایجاد شده در مقایسه با پیشرفت ژنتیکی در سایر مسیرهای ژنتیکی قابل توجه نبوده و انتظار می رود درصد بالایی از پیشرفت ژنتیکی از دیگر مسیرهای ژنتیکی حاصل شود.

    کلیدواژگان: اسپرم تعیین جنس شده، پیشرفت ژنتیکی، مسیر مادر مادران
  • زینب محمدی، هدایت الله روشنفکر، محمد تقی بیگی نصیری، حمید رجبی معماری صفحات 265-269

    هدف از انجام این تحقیق تکثیر ناحیه تنظیمی در بر گیرنده جهش هایی که بیان ژن میوستاتین را تغییر می دهند و تعیین توالی آن بود. از 12 راس گاو نجدی واقع در ایستگاه پشتیبانی گاو نجدی شوشتر خونگیری به عمل آمد، DNA استخراج شده برای تکثیر دو قطعه bp561 و bp730 استفاده شد. بعد از اطمینان از صحت محصولات PCR بر روی ژل آگارز 1 درصد، توالی یابی انجام گردید و اجزای پروموتور ژن میوستاتین در گاو نجدی مشخص شد. نتایج بدست آمده در این بررسی، سه جهش جایگزینی، حذف و اضافه در قطعهbp561 و دو جهش جایگزینی و حذف در قطعه bp730 در ناحیه پروموتور ژن میوستاتین دیده شد.در نتیجه این جهش هابر روی باکس ها و اجزای پروموتور تاثیر نداشتند.

    کلیدواژگان: ژن میوستاتین، GDF، 8، PCR، جهش، ماهیچه مضاعف
  • داود کریمی، مجتبی طهمورث پور، محمد دادپسند، علی اصغر اسلمی نژاد، مونز ساندو لوند صفحات 270-278

    هدف از این تحقیق، ارزیابی صحت حاصل از امپیوت الگوی نشانگری کم تراکم (بطور میانگین در 10 تکرار 6640 نشانگر) به الگوی نشانگری تراکم متوسط در جمعیت شبیه سازی شده گاو جرسی با استفاده از نرم افزار FImpute و ارزیابی قابلیت اعتماد ارزش اصلاحی ژنومی برآورد شده برای دو صفت تولید شیر (40/0=2h) و باروری (04/0=2h) بر اساس تعداد مختلف ماده های جمعیت مرجع بود. نهصد راس گاو نر که براساس الگوی نشانگری تراکم متوسط (K50) تعیین ژنوتیپ شده بودند، به منظور ارزیابی صحت امپیوت تعداد مختلف ماده های جمعیت مرجع بکار گرفته شدند. نه سناریو برای پیش بینی ارزش اصلاحی ژنومی 3000 حیوان تصادفی انتخاب شده جمعیت آزمون (1000 حیوان در هر نسل) طراحی و ارزیابی شد. میانگین صحت امپیوت ژنوتیپ ماده ها به الگوی تراکم متوسط 64/98 درصد بود. با توجه به میزان بالای نرخ امپیوت نشانگرها تنها یک درصد اختلاف بین ارزش اصلاحی ژنومی پیش بینی شده حاصل از نشانگرهای K50 در مقایسه با نشانگرهای امپیوت شده وجود داشت. با توجه به این اختلاف جزیی و از آنجا که هزینه تعیین ژنوتیپ یک حیوان بر مبنای الگوی تراکم متوسط دو برابر الگوی کم تراکم است، توصیه می شود که تمام نرهای پروف شده نسل مرجع براساس الگوی K50تعیین ژنوتیپ شده و همه ماده ها به الگوی تراکم متوسط امپیوت شوند تا علاوه بر دستیابی به صحت بالای پیش بینی ارزش اصلاحی ژنومی برای هر دو صفت، بتوان با کاهش چشمگیر هزینه تعیین ژنوتیپ، تعداد حیوانات بیشتری را در جمعیت مرجع بکار برد که خود منجر به افزایش اطلاعات فنوتیپی، شجره ای و ژنتیکی و در نهایت صحت پیش بینی ژنومی می شود.

    کلیدواژگان: ارزیابی ژنومی، جمعیت مرجع، امپیوت، تراکم نشانگر، گاو شیری
|
  • Samira Hasan Pour Bashi, Abolghasem Golian, Ahmad Hasan Abadi Pages 189-196

    An experiment was conducted to evaluate the effect of replacing dietary limestone with Mashhad power plant Calcium-waste in combination with available phosphorus level on growth performance، tibial strength and blood alkaline phosphatase activity in broiler chickens. Three hundred and eighty four male broiler chickens were used in a complete randomized design experiment with a 4×2 factorial arrangement of treatments and four replicates of 12 birds each. Limestone was replaced with Ca-waste source at the rate of 0، 33. 3، 66. 6 and 100% in combination with two levels of available phosphorus (80% and 100% of Ross recommended) in the starter، grower and finisher diets during 1- 42 days of age. Tibia ash، Ca and P percentage (only treatments contain 100% Ross recommended phosphorus) and sera alkaline phosphatase activity of chicks، were measured at 21 days of age. One bird from each replicate was weighed، slaughtered and carcass weight and carcass cuts were weighed on 42 days of age. Experimental diets were formulated to be isoenergetic and isonitrogenous with similar nutrients with the exception of total phosphorus. The results showed that the dietary limestone can be replaced up to 100% by Mashhad power plant Ca-waste source without any significant effect on body weight، serum alkaline phosphatase، carcass weight and cuts، tibia ash، calcium and total phosphorus. Also feed conversion ratio was significantly influenced by diet phosphorous levels during grows period.

    Keywords: Broiler chickens, Alkaline phosphatase, Mashhad power plant Ca, waste, Phosphorous
  • Mohammad Kazemi Fard, Hasan Kermanshahi, Mansoor Rezaei, Abolghasem Golian Pages 197-207

    A 3×3 factorial arrangements experiment was conducted to evaluate the effect of Fennel extract and Vitamin D3 on performance، hatchability، chick quality characteristics and Immunity. This experiment was done with using 360 Ross 308 broiler breeders after molting (84 - 92 weeks) in a completely randomized design with three levels (0، 50، and 100 mg/kg of diet) of fennel extract and three levels (0، 3500 and 4200 IU/kg of diet) of Vitamin D3. Fennel extract supplementation of broiler breeder diet decreased initial embryonic mortality in the whole experiment of period. Gender of chickens (male percent)، relative chick weight was significantly affected by VitaminD3. In addition، vitamin D3 supplementation in diet caused an increase in Newcastle antibody titer.

    Keywords: Broiler breeder, Embryonic mortality, Fennel extracts, Hatchability, Vitamin D3
  • Mosayeb Shalaei, Seyed Mohammad Hosseini Pages 208-217
    This experiment was conducted to evaluate and compare antibiotic، organic acid، probiotic and prebiotic effects on performance، egg quality and blood metabolites in commercial laying hens. The experiment was a completely randomized design with 160 laying hens strain Hy line (W-36) from 32 to 42 weeks of age with 5 treatments and 4 replicates of 8 hens each. The experimental treatments consisted: 1- basal diet، 2- basal diet + 150 g/ton oxy tetracycline antibiotic، 3- basal diet + 3 kg/ton of organic acid supplementation، 4- basal diet + 50 g/ton probiotic (Protexin) and 5- basal diet + 2 kg/ton of mannan oligosaccharide prebiotic. The results showed that the use of antibiotic، organic acid، probiotic and prebiotic have significant effects on performance and egg quality traits. Accordingly، the maximum egg weight was obtained in treatments receiving organic acid and prebiotic that was significant compared to control treatment. Egg mass and feed conversion ratio in treatment received prebiotic significantly improved. The maximum egg shell weight was obtained in treatment received prebiotic that compared to the control treatment showed a significant increase. Between blood factors، glucose concentration in treatment received organic acid compared to control and antibiotic treatments، significantly increased. Consequently the use of organic acids and mannan oligosaccharides can have positive effects on performance and egg characteristics of laying hens.
    Keywords: Antibiotic alternatives, Performance, Egg characteristics, Blood metabolites, Laying hens
  • Aliasghar Saki, Jalal Salary, Hasan Aliarabi, Mehran Vatanchian, Masoumeh Abbasinezhad Pages 218-226

    An experiment was conducted with 855 fertilized eggs in 8 treatments (injection in 5th day of incubation) and 11 treatments (injection in 17th day of incubation) with 3 replicates of 15 eggs each. Treatments included first control (no injection)، second control (injection of 0. 5 ml. of sodium chloride); in 5th day، experimental treatments included 30 and 45 mg. silver nanoparticles، and 100 mg. of thyme and savoury. In 17th day treatments included 30، 45، and 60 mg. silver nanoparticles، and 100، 150، and 175 mg. of thyme and savoury extracts. Injection in 5th day indicated that the bursa weight reached its maximum in treatments 75 and 100 mg. of thyme، and 75 mg. of savoury، and in treatments with 30 and 45 mg. of silver nanoparticles had a minimum level (P).

    Keywords: Broilers, In ovo Injection, Thyme Extract, Savoury Extract, Silver Nanoparticles
  • Atieh Rahimi, Abas Ali Naserian, Reza Valizadeh, Abdolmansoor Tahmasebi, Alireza Shahdadi Pages 227-238

    The aim of this study was to evaluate the effects of feeding Pistachio Hull (PH) as a source of tannin and Polyethylene Glycol (PEG) supplementation on feed intake، nutrients digestibility، milk yield and compositions، blood lipid metabolits and milk fatty acids profile in Saanen dairy goats. Nine maltiparus Saanen dairy goats were used in a 3 × 3 replicated latin square design with 21-d periods، including 14 d of adaptation followed by 7 d of sampling. Three treatments were formulated: T1) Control، without PH، T2) 30% PH and T3) 30% PH + 1% PEG (DM basis). Results showed that DMI was not affected by the diets. DM، ADF and NDF digestibility were not significantly different between treatments (P)

    Keywords: Tannin, Milk fatty acids profile, performance, Saanen dairy goats
  • Rashid Safari, Reza Valizadeh, Rasool Kadkhodaei, Abdolmansoor Tahmasebi, Abasa Ali Naserian, Enollao Abdi Ghezeljeh Pages 239-248

    To estimate the effect of microencapsulated fish oil on blood metabolites، rumen and blood plasma fatty acids concentrations twelve Sannan dairy goats with 30 ± 5 days in milk (DIM) were allocated to 3 treatments in a 3×2 change over design with 2 periods of 30 days. Treatments were: 1) the control (without fish oil)، 2) microencapsulated fish oil (2% fish oil capsulated in 6% treated whey protein concentrate، 3) fish oil (2% fish oil and 6% whey protein concentrate). Concentration of C18:0 in the rumen for microencapsulated fish oil decreased significantly in comparison with the control. The same manner was observed in goat’s blood plasma for microencapsulated fish oil. Microencapsulated fish oil led to a significant increase in polyunsaturated fatty acids concentration، hence concentration of C18:3، C20:5 EPA، C22:5 DPA and C22:6 DHA as a source of ω3 fatty acids increased 10، 20، 10 and 13 folds in comparison with the control and 10، 20، 2 and 2. 5 folds in comparison with the fish oil treatment، respectively. HDL concentration in protected fish oil was significantly higher than that for the control and unprotected fish oil treatments. It seems that fish oil supplementation caused significant changes in blood fatty acids composition of ruminants as well as ω3 fatty acids in their products. Significant increase of ω3 fatty acids in blood plasma of microencapsulated fish oil treatment showed the protective effect of capsulation against rumen microbial biohydrogenation.

    Keywords: Microencapsulation, Fish oil, ω, 3fatty acid, Blood metabolites
  • Maasoomeh Takalloozadeh, Omiid Dayani, Reza Tahmasbi, Amin Khezri Pages 248-257

    In this research، chemical composition، gas production characteristics، effective degradability and nutritive value index (NVI) of DM and CP by in situ method of treated walnut hull by Nurospora Sitophila were studied. Three fistulated Kermani ram were used for determination of Walnut hull degradability. Data were analysed using completely randomize design. By processing walnut hull with Neurospora Sitophila، water holding capacity and total content of tannin and phenol decreased significantly، while the insoluble ash increased significantly. Processing had no significant effect on degradability parameters and NVI of dry matter and crude protein. Gas production volume in untreated Walnut hull in times 6، 12 and 24 hours increased significantly with comparison to the treated Walnut hull. Generally، processing of walnut hull with Nurospora Sitophila had no significant effect on nutritive value of this feedstuff.

    Keywords: Walnut Hull, Nurospora Sitophila, Gas Production, Digestibility, Degradability
  • Sahereh Joezy, Shekalgorabi, Abdol Ahad Shadparvar Pages 258-264

    The objective of the current study was to examine the extent of variation of genetic improvement in dam of dams genetic pathway after insemination of heifers with sex sorted semen. For this purpose three different sexed semen based strategies were examined including 1: continuous use of sex sorted semen (strategy CS)، 2: use of sex sorted semen for the first and the second inseminations and use of conventional semen for the third and later inseminations (strategy S2) and 3: use of sex sorted semen for the first insemination and use of conventional semen for the second and later inseminations (strategy S1). Predicted values of genetic improvement resulted from the referred strategies were compared to its related values in the case of utilizing conventional semen. Changes in the selection proportion and selection intensity and its effect on genetic improvement were achieved in different scenarios under different conception rates. In all scenarios، genetic improvement of CS strategy was greater than its value in other strategies. Genetic improvement varied in additive genetic standard deviation unit from 0. 31 to 0. 32 in CS strategy، from 0. 23 to 0. 30 in S2 strategy and from 0. 20 to 0. 27 in S1 strategy. Furthermore، predicted genetic improvement in sexed semen based strategies was about 5. 82 to 39. 65 % greater than its related value when continuous utilization of conventional semen was applied. In spite of enhancing genetic improvement in dam of dams pathway after utilizing sex sorted semen in heifers، changes were not considerable compared with the obtained genetic improvement from other genetic pathways; And a greater genetic improvement is expected from other genetic pathways.

    Keywords: Sex sorted semen, Genetic improvement, Dam of dams pathway
  • Zeinab Mohammadi, Hedayatollah Roshanfekr, Mohammad Taghi Beigi Nasiri, Hamid Rajabi Meamari Pages 265-269

    The aim of the current study is to amplification the regularity region encompassed the mutations changing the Myostatin gene express and also to determine sequential analysis. The blood samples taken from 12 Najdi Cattles in Najdi Cattle station in Shushtar city، Khuzestan province. Then the DNA extracted to amplification 730bp and 561bp fragments. Sequencing was performed after the precision in PCR products put-upon Agarose gel 1% and Myostatin gene pro-motor was determined. In Myostatin gene’s pro-motor region، three mutations، Insertion، Deletion and Substitution in 561bp fragment and the two mutations، Deletion and Substitution in 730bp were appeared، results pointed out. Reported mutations on boxes and pro-motor components did not influence upon Myostatin gene.

    Keywords: Myostatin gene, Mutation, Doubled, muscle, Najdi Cattle
  • Davood Karimi, Mojtaba Tahmoores Pur, Mohammad Dadpasand, Ali Asghar Aslami Nejad, Mogens Sando Lund Pages 270-278

    The objective of this study was to evaluate the potential gain in accuracy of predictions by imputing genotypes from a low-density marker panel (6640 marker with 10 replicates) to a medium-density marker panel in a simulated population of Jersey cattle using FImpute software and also to evaluate the reliability of genomic estimate of breeding values (GEBV) for milk yield (h2=0. 40) and fertility rate (h2=0. 04) with different number of cows in the reference population. A population of 900 medium-density panel of genotyped proven sires was simulated to quantify the accuracy of imputation of reference cows. To evaluate the reliability of GEBVs of 3000 randomly selected animals of test population، nine scenarios were employed. Average accuracy of imputation for cows was 98. 64 percent. Only one percent difference observed in GEBVs of 54k and GEBVs achieved for imputed markers. According to high rate of imputation، however، just 1 percent difference obtained between comparing GEBV of 54k and GEBV achieved of imputed markers. Therefore، despite of little difference and although the genotyping cost of a medium-density panel is two-fold of low-density، using of 50K genotyped proven sires plus all cows imputed to medium-density is recommended. Following this procedure، not only the higher rate of GEBV for both traits would be achieved but also by decreasing the cost of genotyping، more animals of reference population would be used in prediction model. The more the reference animals، the more the pedigree، phenotypic and genotypic data are available to predict marker effects and، therefore، genomic estimated breeding value.

    Keywords: Genomic prediction, Reference population, Imputation, Marker density, Dairy cow