فهرست مطالب

نقد ادبی و بلاغت - سال سوم شماره 1 (بهار و تابستان 1393)
  • سال سوم شماره 1 (بهار و تابستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/05/05
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مرضیه یحیی پور، یلدا بیدختی نژاد صفحات 1-16
    مقاله پیش رو، به بررسی تحلیلی یکی از تیپ هایی پرداخته است که در داستان های ماکسیم گورکی بسیار به چشم می خورد و حتی می توان گفت استفاده از این تیپ قهرمان، از ویژگی های کار گورکی به شمار می رود. با بررسی برخی آثار داستانی و همچنین زندگی نامه نویسنده می توان دریافت که گورکی بیش از همه با این قشر از اجتماع آشنایی داشته، در میان آنها زندگی کرده، رنج هایشان را چشیده و برای اولین بار آنها را وارد ادبیات نموده است. چنان که کسانی چون گوگول و چخوف «انسان های کوچک» را وارد ادبیات کردند، گورکی هم راه ورود بی خانمان ها، کولی ها و پابرهنگان را به داستان و رمان گشود. او برای «پابرهنه»ها ویژگی های منحصربه فردی قائل است که در داستان و از زبان خود شخصیت ها هم به آن اشاره می شود. پابرهنگان گورکی، قهرمانانی بالقوه اند در سیمای آوارگان و خانه به دوشان. آزادگی، آزادی خواهی، اندیشه های ناب، داشتن روح سرکش و ناآرام و همچنین نگنجیدن در قالب های تعریف شده زندگی را می توان از ویژگی های پابرهنگان گورکی دانست.
    کلیدواژگان: پابرهنه ها، ماکسیم گورکی، تیپ شخصیتی، اقشار اجتماعی، داستان
  • ابراهیم رحیمی زنگنه صفحات 17-29
    بدون تردید یکی از موضوعات مورد اتفاق تمامی عرفای شرق و غرب، این است که زبان برای بیان تجربه های عرفانی نارساست؛ یعنی حقایق و مفاهیم بلند عرفانی که برای اهل معرفت از طریق شهود حاصل می شود، قابل بیان نیست. مولانا جلال الدین نیز در مثنوی به اشکال مختلف همین حقیقت را به زیبایی تبیین کرده و عملا تنگنای زبان را در بیان حقایق عرفانی نشان داده است. برای بیان حقایق و مفاهیم عرفانی، چهار مانع موضوع، متکلم، کلام، و مستمع وجود دارد. لذا نگارنده در این جستار سعی کرده است این موانع چهارگانه را از نگاه مولانا در مثنوی نشان دهد. مولانا در مثنوی در مورد هریک از این موانع به گستردگی سخن گفته است. اما آنچه که بیش از هر چیز او را آزار می دهد و آن را مانع بیان حقایق و رموز الهی می داند، مستمع ناآگاه است. بنابراین می توان گفت که از بین موانع چهارگانه نامبرده، مانع مستمع بیش از موانع دیگر، مورد نظر مولانا بوده است و در مورد آن در مثنوی سخن گفته است.
    کلیدواژگان: تجربه های عرفانی، زبان، عرفان، مثنوی مولوی
  • صادق ابراهیمی کاوری، سهاد جادری، عبدالکریم آلبوغیش، راحله نجفی صفحات 31-49
    بینامتنی شخصیت های ادبی تاریخی، یکی از فنون هنری شعر است که در دوره معاصر، فراوان توسط شاعران معاصر عرب به کار می رود؛ در میان این شخصیت ها، شاعران کلاسیک گذشته به سبب نزدیکی فکری و ذوقی ای که با شاعران معاصر عرب دارند، سهم بیشتری از این فراخوانی را به خود اختصاص می دهند. در میان شاعران گذشته، بینامتنی ابوالعلاء المعری که به عنوان فیلسوف الشعراء شناخته شده و نظرات فلسفی و طرز زندگی عجیبی داشته و علی رغم نابینایی، خود یکی از بزرگ ترین شاعران دوره طلایی ادبیات عرب بوده است، سهم بسزایی از این بینامتنی ها را از آن خود کرده است. در مقاله پیش رو قصد آن است که بینامتنی شخصیت معری به عنوان یک روش نقدی جدید که توسط شاعران معاصر به کار گرفته شده است، بررسی شود و چگونگی این بینامتنی نزد شاعران پیشروی این فن ذکر گردد.
    کلیدواژگان: شعر معاصر عربی، شعر عباسی، ابوالعلاء المعری، نقد ادبی و بینامتنی شخصیت
  • افسانه حسن زادهدستجردی، سیدمصطفی موسوی راد صفحات 51-70
    با وجود تنوعی که میان متون ادبی نویسندگان زن ایرانی در سال های پس از انقلاب به ویژه از دهه هفتاد تاکنون وجود دارد، در همه آنها حساسیتی آشکار نسبت به مسائل زنان و روابط جنسیتی دیده می شود. اغلب نویسندگان این آثار، با به کارگیری تکنیک ها و مولفه های فرمی یکسان، اندیشه های مشترک خود درباره زن ایرانی را مطرح کرده اند. پرنده من و ماهی ها در شب می خوابند، دو رمان خلق شده در دهه هشتاد، ازجمله این متون هستند و بررسی آنها می تواند ما را در شناخت بهتر تحولات ادبی در دهه های اخیر و جریان داستان نویسی در ایران یاری کند. پژوهش حاضر به تحلیل این رمان ها با توجه به مولفه های فرمی و مضمونی «نوشتار زنانه» اختصاص دارد. این بررسی نشان می دهد که در هر دو اثر، اندیشه های زنانه با بهره گیری از تمهیداتی مانند انتخاب راویان زن، روایت داستان در فضاهایی همچون خانه، آشپزخانه یا محفل زنانه، شخصیت پردازی منفی مردان و نمایش گفتمان مخالف و نیز با تاکید بر مضامینی چون سلطه مردسالاری، جدایی عاطفی میان زن و مرد، تنهایی زنان و بی وفایی مردان مطرح شده است.
    کلیدواژگان: رمان فارسی، نوشتار زنانه، تحلیل متن، پرنده من، ماهی ها در شب می خوابند
  • غلامعباس رضایی هفتادر، شعیب علی خواجه صفحات 71-86
    زیبایی شناسی قصص قرآن کریم به معنای شناسایی بخشی از جمال و هنر بیان قرآن است. قرآن کریم کتاب داستان سرایی نیست، اما قصه های واقعی خویش را که اهداف دینی تربیتی دارند، با قالبی هنری، اسلوبی بلاغی و تصاویری زنده و پویا بیان کرده که با اندک دقتی می توان به جنبه های هنری آن در محتوا و ساختار پی برد. ساختار هندسی قصص مذکور به گونه ای ارائه شده اند که می توان بیشتر عناصر داستانی همچون عنصر شخصیت، حادثه، گفت وگو، پی رنگ، زمان و مکان را در آنها یافت و بررسی کرد. این عناصر با توجه به هدف و کارکرد قصه ها در مواضع مختلف به گونه ای خاص به کار گرفته شده اند؛ چنانچه سه مورد اول به طور برجسته در قصص قرآن به کار رفته اند؛ پی رنگ نیز باعث ارتباط محکمی میان اجزای قصص قرآن شده، اما دو مورد اخیر اهمیت چندانی نداشته و کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین هیچ یک از عناصر قصص در قرآن کریم، مقصود بالذات نیستند. در تحقیق حاضر سعی بر آن است که علاوه بر بیان کلیاتی، مانند: مفهوم لغوی و اصطلاحی دو کلمه زیبایی و قصه، اسلوب، روش عرضه و عناصر قصص قرآن کریم بررسی شود.
    کلیدواژگان: قرآن، قصص، زیبایی شناسی، عناصر
  • اسماعیل شفق صفحات 87-102
    یکی از مباحث اصلی علم معانی، تعیین صدق و کذب جمله های خبری است. چنانچه گزاره ای قابل صدق و کذب باشد، خبری است، و اگر چنین نبود، انشایی است. نخستین مطرح کنندگان صدق و کذب خبر، از میان متکلمان و فلاسفه بوده اند. اما تمام گزاره های ادبی مطابق با زبان منطق نیستند؛ این قبیل گزاره ها ویژگی هایی دارند که منطق گریزی در آنها به وضوح مشاهده می شود. گزاره های ادبی الزاما خبری نیستند، بلکه هدف آنها القاء بینش جدید در مواجهه با پدیده ها و جهان پیرامون است. در این پژوهش، پس از بررسی آراء متفکران اسلامی و غیر اسلامی در خصوص صدق و کذب گزاره ها، به این نتیجه رسیده ایم که صدق و کذب را تنها باید با سرچشمه گزاره ها سنجید و ضروری است که در علم معانی، در بخش مربوط به نحوه سنجش صدق و کذب خبر، بازنگری شود.
    کلیدواژگان: صدق و کذب، خبر، انشا، سرچشمه های صدق
  • مرتضی براتی، نصرالله امامی صفحات 103-122
    تلاش ها برای یافتن تعریفی در باب شعر، دیرگاهی است که ذهن بسیاری از ادیبان را به خود مشغول داشته است. اگرچه همه مردم، هستی شعر را باور دارند، اما در بیان چیستی آن، هم باور نیستند. تنوع تعریف ها درباره شعر سبب شده است تا برخی از ادیبان اساسا شعر را تعریف ناپذیر بدانند؛ زیرا هنوز تعریفی که مورد پذیرش همگان باشد، وجود ندارد. همیشه شعرهایی بوده اند که حصار تعریف های موجود را شکسته و با معیارهای سنتی در تعریف شعر همخوانی نداشته اند. با تامل و درنگی در تعریف های مطرح شده می توان شعر را «ایجاد شگفتی در زبان و به وسیله زبان» دانست. هرگونه شگفتی ای که شاعر در زبان ایجاد می کند، شعر است. شاعر هم با بیان عاطفه، تخیل و تصویرگری و هم به مدد توان موسیقایی واژه ها و در کنار آن ها به مدد اندیشه های ژرف و عمیق، در حوزه زبان شگفتی می آفریند و خواننده را نیز در این امر سهیم می کند. بدین ترتیب دریافته می شود که شعر برای آگاهی رسانی نیست، بلکه در پی تاثیرگذاری و ایجاد اعجاب و شگفتی هنری است. این موضوع بدان سبب که یکی از واقعیت های انکارناپذیر در قلمرو شعر است، موجب شده تا تعاریف ادیبان شرق و غرب در مفهوم شناسی شعر به وجه اشتراک آشکاری برسند؛ چنان که گویی رازگونگی و ملهم بودن شعر برای همه آن ها حقیقتی پذیرفته شده تلقی می گردد.
    کلیدواژگان: شعر، تعریف، خیال، اندیشه، زبان و شگفتی
  • رضا دهقانی، سیمین دخت گودرزی صفحات 123-142
    نام صادق هدایت عموما یادآور نویسنده ای است پیشرو در ادبیات داستانی با آثاری که طرفداران و مخالفان بسیاری دارد؛ از این رو تاکنون تحقیقات فراوانی پیرامون آثار داستانی و ترجمه هایش به ویژه از زبان فرانسه به انجام رسیده، اما کارهای تحقیقی و ترجمه های او از متون پهلوی کمتر مورد توجه و تحقیق قرار گرفته است. هدایت در این زمینه نیز پیشرو بوده و آثار زیادی برجای گذاشته که در این تحقیق یکی از این آثار با نام زند وهومن یسن در بوته نقد و بررسی قرار گرفته و با تنها ترجمه ای که پس از او به قلم «محمدتقی راشد محصل» صورت گرفته است، مقایسه می شود. این متن با محتوایی اعتقادی به باورهای زرتشتیاندرباره پایان جهان و چگونگی پیروزی نیکی بر بدی مربوط می شود. بررسی و قیاس سطر به سطر ترجمه ها نشان می دهد که هدایت تا چه میزان در معادل گزینی ها و رعایت نکات دستوری در انتقال مفاهیم موفق عمل کرده است.
    کلیدواژگان: زند وهومن یسن، ترجمه، مطابقت، هدایت، راشد محصل
  • محمدصادق بصیری، محمدرضا صرفی، علی تقوی صفحات 143-162
    ادبیات داستانی را از منظرهای گوناگونی ازجمله از دیدگاه مکاتب ادبی، می توان نقد و تحلیل کرد. در این میان، رئالیسم که گویی هماره از دغدغه های فکری بسیاری از نویسندگان بوده، از اقبال بیشتری برخوردار بوده است. ادبیات داستانی نوین ایران از همان نخستین تجربه های خود، دلبستگی خود را به رئالیسم نشان داده است و غالب نویسندگان کوشیدند با نگاهی نقادانه، تصویرگر شرایط سیاسی - اجتماعی روزگار خود باشند؛ هرچند رئالیسم آنان، گاه با رمانتیسم و گاه با جلوه هایی از سوررئالیسم و سمبولیسم تعدیل می شود. در پژوهش حاضر، پس از بیان خطوط اصلی و ویژگی های بنیادین رئالیسم در ادبیات داستانی، به نقد و تحلیل تاثیر و حضور رئالیسم در ادبیات داستانی ایران، از آغاز تا سال های پایانی دهه پنجاه پرداخته شده است. در این بخش، تاکید بر آن بوده است تا چگونگی و میزان اقبال نویسندگان مطرح و شاخص ادبیات داستانی ایران به رئالیسم، تحلیل و واکاوی شود؛ از این رو، بسط مطالب به فراخور نوع رویکرد هر نویسنده به رئالیسم و استمرار او در آفرینش داستان ها و رمان های واقع گرایانه است.
    کلیدواژگان: ادبیات داستانی، مکاتب ادبی، رئالیسم، رمان، داستان
  • ذوالفقار علامی، سپیده یگانه * صفحات 163-181

    غزل نئوکلاسیک که با ظهور شعر نو، در شعر کلاسیک ایران ایجاد شد یکی از جریان های شعری معاصر محسوب می شود که تا امروز همچنان پویا و مورد توجه است. هدف سرایندگان پیشگام آن، همگام ساختن قالب سنتی غزل با اقتضائات روز بود. این جریان شعری از امکاناتی که شعر نو به شعر فارسی، در سطوح بیان، زبان و عناصر ادبی افزوده، بهره برده و خود نیز ابعادی نوین در غزل ایجاد کرده است؛ از آن جمله می توان به تلفیق ادبیات غنایی و حماسی در غزل نئوکلاسیک اشاره کرد که با بسیاری از تعاریف ارائه شده از انواع ادبی، مغایرت دارد و زمینه ساز ایجاد جریان ادبی تازه ای به نام غزل حماسی شده است. تلفیق ادبیات غنایی و حماسی در غزل نئوکلاسیک به دو شیوه «بهره گیری از نمادها و بن مایه های حماسی» و «ماهیت حماسی غزل نئوکلاسیک»، حاصل می شود که در این پژوهش به تفصیل پیرامون آن سخن می رود.

    کلیدواژگان: غزل نئوکلاسیک، نمادپردازی، نمادهای حماسی، ماهیت حماسی غزل، سیمین بهبهانی، حسین منزوی، محمدعلی بهمنی
|
  • Marzieh Yahyapour, Yalda Beidokhti Nezhad Pages 1-16
    In present paper، we try to analyze one of Maxim Gorky’s specific types of characters which almost all assess his works with. Studying some works of his fictions and considering the biography of author، it can be claimed that Gorky had been the one who knew these types of people very well، lived with them، experienced their plains and sufferings profoundly and made them to be entered through his literature. Just like Gogol and Chekhov who introduced the idea of “little people” to literature، Gorky brought the concept of “vagabonds”، the homeless and the gypsies into the general course of story-writing. He considers unique traits for his barefoot characters and expresses these traits through the language of his heroes. Gorky’s barefoot characters are potentially heroes with the appearance of refugees and wanderers. The vagabonds of Gorki’s stories have some main features: liberty، freedom، pure thoughts، turbulent and frenetic soul، and also not being restricted in pre-defined frameworks of life.
    Keywords: Vagabonds, M. Gorky, character, social classes, story
  • Ebrahim Rahimi Zangene Pages 17-29
    Undoubtedly، the disability to express the mystical experiences is what all mystics in East or West have rigid consensus on; it means that mystical facts and high concepts obtained through intuition aren’t possible to be expressed. Jalāl al-Dīn Muhammad Balkhī، Mowlavi has clearly explained in his masnavi the different forms of the issue and actually shows the literal difficulties to express mystical experiences. To express mystical facts and concepts there exist four barriers: subject، teller، speech، and listener. So the author، in present paper، tries to show Mowlana’s viewpoint about the above mentioned barriers in his Masnavi. Although he has extensively spoken about each of the barriers، but what has him hurt more than any other things and prevents him to express the listener the divine truths. So it can be said that listener has been the most important one out of the four main barriers، as Mowlavi believed، which made him to speak about in Masnavi.
    Keywords: Mystical Experiences, Language, Mysticism, Mowlavi's Masnavi
  • Sadegh Ebrahimi Kavari, Sohad Jaderi, Abulkarim Albugheish, Rahelh Najafi Pages 31-49
    Intertextuality of literary-historic figures is one of the artistic techniques of poetry in modern era being used a lot by contemporary Arab poets. Because of their proximity to Arab contemporary poets، the previous classic poets have a great share of the call. Among the previous poets، Abul ‘Ala Al-Ma‘arri، known as the philosopher of the poets، with his philosophical attitudes and strange lifestyle and despite his blindness، was one of the greatest poets of the golden era of Arabic literature and achieved a considerable proportion of these intertextualities. In present paper، we initially try to review Al-Ma‘arri’s intertextual character as a new critical approach used by contemporary poets to qualify the manner of poets confront such technique.
    Keywords: Contemporary Arabic Poetry, the Poetry of Abbasids, Abul Ala Al Maarri, Literary Criticism, intertextuality
  • Afsaneh Hasanzadeh Dastgerdi, Mostafa Mousavi Rad Pages 51-70
    Despite the diversity among Iranian women writers of literary texts in the years after the islamic revolution، especially since the 1990s on، a clear sensitivity to the issues of women and sexual relations is obviously traceable. Most of these authors have propounded their similar thoughts about Iranian woman using the same techniques and formalistic components. Parande-ye-man (My Bird by Fariba Vafi) and Mahiha dar shab mikhaban (The Fishes sleep at night by Soudabeh Ashrafi) are outstanding novels created through 2000s that their study can help us to get better understanding about literary evolution occurred in that decade and Iranian fiction writing. The present study analyzes the two above mentioned novels with respect to formalistic components considering the issue of their “Feminine Writing”. Consensus of scholars and literary critics was the major criteria in selecting these novels among other works created by women through 2000s. This study shows that both Iranian female writers in above cases have used similar measures such as: selection of female narrators، narrating the stories in similar locations such as homes، kitchens and other feminine circles، men’s negative characterization of women، putting emphasis on the theme of patriarchal domination of the society، emotional separation between men and women، women’s solitude، and unfaithfulness of men.
    Keywords: Iranian Novel, Female Writing, Text Analysis, Parande, ye, man, Mahiha dar shab mikhaband
  • Gholam Abbas Rezaei Haftador, Shoaib Ali-Khajeh Pages 71-86
    The aesthetics of the stories of holy Quran means identification of beauty and art in its expression. The Quran is not a book of fictions، but its real stories، with religious and educational purpose، have artistically been expressed، with a rhetorical style and dynamic images that one can realize its artistic aspects in content and structure. The geometric structure of its stories makes it possible to find and study most of fiction writing elements such as character، incident، dialogue، plot، time and place in its text. These elements have specifically been used in different positions according to the purpose and function of the stories. The first three elements، odf above-mentioned elements، have predominantly been used in Quran stories. Although plot has made a strong relation between the components of its stories، time and place are the elements have received little attentions. None of the story elements are the essential purpose of Quran. In present study، besides the terminology and lexical meaning of the words beauty and story، the style، the method of expression، and the story elements of Quran are what would be studied.
    Keywords: Quran, the stories, aesthetics, elements
  • Esmaeil Shafagh Pages 87-102
    One of the main subjects of rhetoric is assigning the truth and falsity of declarative sentences. If a proposition may be assessed as a truth or falsity، it will be considered as a declarative sentence، otherwise it will be compositional. There were some theologians and philosophers who brought up the discussion of truth and untruth of declaration for the first. Although all literal propositions are not consistent with the language of logic، but illogical movement is clearly of their features. The literal propositions aren’t necessarily declarative، but they aim to induce a new understanding of the phenomenon and the world around. In this study، considering the views of Muslim and non-Muslim scholars about the truth or falsity of propositions، I realized that the truth or falsity of propositions should only be assessed by their origins and a review looks being necessary about the assessment of a proposition accuracy in semantics.
    Keywords: True, false, Declarative Sentences, Composition, the origins of truth
  • Morteza Barati, Nasrolla Emami Pages 103-122
    Attempts to define poetry have occupied the minds of many writers for a long time. Although all people believe in the existence of poetry، but there is not a consensus on what it is. The diversity of definitions about poetry has led some writers to know basically poetry undefinable، for a widely accepted definition has not yet provided. There have always been some kinds of poetry which have broken the restrictions of existing definitions and have found clear inconsistencies to the traditional criteria of poetry. A short contemplation on proposed definition about poetry helps us to reach this
    Conclusion
    “Poetry creates wonder in language by language itself.” Therefore any wonder the poet creates in the language can be called poetry. Expressing his emotions، imaginations and visualizations with the help of his profound thoughts، and using the musical potential of the terms، the poet creates wonder in language and makes the audience or the reader to share with him. This undeniable fact in the realm of poetry has resulted in an explicit consensus on poetry definition between belletrists in East and West، so that they seem to accept the mysterious nature of poetry as a proved fact.
    Keywords: poetry, definition, imagination, thought, language, wonders
  • Reza Dehghani, Simindokht Goodarzi Pages 123-142
    The name of Sadegh Hedayat (1903-1951) reminds many people of a pioneering author in Fiction، with works having a lot of advocates and opponents. Hence، many studies have been conducted regarding his works in the area of stories and translation from French، but his researches on and translations from the Pahlavi Language has less been noticed and analysed، however، he was one of the leading authors in this field and had left many works. In this study، one of these works: “Zand i wahuman Yasn” is going to be examined، criticized and compared to the only existing translation by Mohammad Taghi Rashed Mohasel. This text، with faith content related to the Zoroastrian beliefs regards the end of the world and the quality of victory of goodness over badness. A line by line examination and comparison between these two translations shows how successful Hedayat was in following the grammatical rules and selecting suitable equivalents in order to transfer the concepts.
    Keywords: Zand i wahuman Yasn_translation_Correspondence_Hedayat_Rashed Mohasel
  • Mohmmad Sadegh Basiri, Mohammad Reza Sarfi, Ali Taqavi Pages 143-162
    Literary fiction can be criticized and analyzed through different approaches and literary schools. Meanwhile، the most attention has been devoted to realism، as the most important and permanent intellectual concern of many writers. Iranian modern literary fiction has shown its affection to realism from the beginning، and most of Iranian writers have tried to illustrate the social-political situation of their period; however، their realism has occasionally been moderated by some features surrealism and symbolism. In present essay، after explaining the main principles of realism in fictional literature، we would have a critical review and analysis on the impact and presence of realism in Iranian fictional literature from its rise up to the end of 1970s. We emphasize on the quality and the amount of famous Iranian writers attention to realism; so it can be said that the expansion of the subjects has been accomplished upon each of the writers approach to realism and his perseverance in creating realistic novels and fictions.
    Keywords: Literary Fiction, Literary Schools, Realism, Novel, Fiction
  • Zolfaghar Allami, Sepideh Yeganeh Pages 163-181

    Neo-classical sonnet، created out of Iran’s classic poetry، is one of the contemporary poetic movements which have always been dynamic. The purpose of its leading poets was to make the traditional form of sonnet attuned with modern requirements. This poetic movement has benefited the poetic possibilities of which free verse has provided for Persian poetry in terms of locution، language and literary elements and has created new aspects in classical sonnet; for instance we can refer to the combination of lyrical and epic literature through neo-classic sonnet which contradicts many definitions of literary types and has paved the way for creation of a new literary movement، namely epic sonnet. The combination of lyrical and epic literature in neo-classic sonnet would be reached in two ways; “utilization of epic symbols and motifs” and “epic nature of neo-classic sonnet”، which will be discussed in great details in the present research.

    Keywords: Neo, classic sonnet, symbolism, epic symbols, epic nature of sonnet, Simin Behbahani, Hossein Monzavi, Mohammad Ali Bahmani