فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 23 (پاییز 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/08/11
  • تعداد عناوین: 7
|
  • معصومه معدن کن، اسدالله واحد، طه صادری صفحات 1-20
    بسیاری از رباعیات منسوب به خیام در جای جای متون نظم فارسی به نام شاعران دیگر نیز ضبط شده ست. این امر علاوه بر ایجاد تردید در مورد صحت انتساب رباعیات خیام، انتساب چنین رباعیاتی را به شاعران دیگر نیز دشوار سازد. اختلاف در انتساب رباعیات تا حدی است که گاه برای یک رباعی نام هفت شاعر در منابع مختلف درج گشته است. بیش از یک سده است که پژوهشگران ایرانی و خارجی درباره صحت انتساب این قبیل رباعیات تحقیق کردهند اما ضرورت پژوهشی بیشتر در این زمینه همچنان به قوت خود باقی است. با این که صحت انتساب رباعیات منسوب به حافظ هم پیشتر به وسیله استادانی چون مسعود فرزاد، محمدامین ریاحی و دیگران مورد تحقیق قرار گرفته، هنوز راهی طولانی پیش روی پژوهشگران این حوزه برای تحصیل واقعیت وجود دارد. در مقاله حاضر با مطالعه یازده رباعی که هم به خیام و هم به حافظ منسوب شده، صحت انتساب این رباعیات به دو شاعر بررسی و نقد شده است. پس از ذکر محل و تاریخ انتساب رباعی به هر یک از دو شاعر، به سبک شناسی زبانی و سابقه تاریخی رباعیات و سنجش مضمون آن با مضامین رباعیات اصیل خیام پرداخته شده، در نهایت با رد تعلق آن به خیام و حافظ، انتسابشان به شاعری دیگر بیان شده است.
    کلیدواژگان: رباعیات، خیام، حافظ، نسخه پژوهی، سبک شناسی
  • جواد دهقانیان، صدیقه جمالی صفحات 21-36
    میرزا حبیب اصفهانی (1312/1311-1251ه. ق) در ترجمه سرگذشت حاجی بابای اصفهانی، میراث نویسندگی سنتی فارسی را به داستان نویسی جدید انتقال داده است. شیوه نگارش میرزا حبیب در این ترجمه -که متن های گوناگون در آن حضور دارند - به گونه ای است که گویی متن های گذشته در این آخرین شعله نثر سنتی، با هم همنوایی بزرگی را بر پا کرده اند. در این میان آثار سعدی به ویژه گلستان، حضوری چشمگیرتر دارد. از این رو، نگارندگان به بررسی روابط بینامتنی این اثر با گلستان سعدی بر مبنای نظریه «ترامتنیت» «ژرار ژنت» در سه سطح بینامتنیت صریح، بینامتنیت پنهان(غیرصریح) و بینامتنیت ضمنی و هم چنین بیش متنیت پرداخته اند. میزان ارجاعات ترجمه سرگذشت حاجی بابا به گلستان و وام گیری-های میرزاحبیب از این اثر، نقش زبان و اسلوب بیانی سعدی را در شکل گیری شیوه نگارش و طرز بیان میرزا حبیب آشکار می سازد. این نگرش در حقیقت پاسخ به این فرضیه است که می توان نثر معاصر را دنباله نثر سنتی دانست و پیوندهای زبانی و بیانی متون کلاسیک را با متون معاصر مشخص کرد.
    کلیدواژگان: ترجمه سرگذشت حاجی بابای اصفهانی، گلستان سعدی، بینامتنیت، میرزا حبیب اصفهانی
  • محمدرضا یوسفی، نصرت مرادی صفحات 37-56
    علی قلی خان واله داغستانی، از شاعران قرن دوازدهم هجری است که درسال 1124ه.ق. بین یک خانواده داغستانی در اصفهان متولد و در سال 1146 ه. ق. عازم هند شد. او در هند وارد دربار پادشاهان گورکانی گردید و تا سال 1170ه. ق. که درگذشت به مشاغل درباری و نظامی اشتغال داشت. دیوان به جا مانده از واله مجموعا شامل 12 قصیده، 199 غزل، 8 قطعه، 5 مثنوی، 476 رباعی، 20 دوبیتی و 36 تک بیتی است که جمعا بالغ بر 3170 بیت فارسی و مقداری اشعار ترکی و اردو می شود. بیشتر اشعار او در قالب غزل و رباعی سروده شده است. واله در سرودن قصیده به شیوه انوری در غزل به شیوه حافظ و نظیری نیشابوری و در مثنوی به به اسلوب نظامی گنجوی توجه داشته است. بیشتر اشعار واله عاشقانه و در فراق معشوقه اش خدیجه سلطان - که موجب واله شدن او گردید - سروده شده است. وی دختر عموی واله بود و از کودکی با هم بزرگ شده بودند. حمله افغانان و تسلط نادر بر اصفهان موجب جدایی واله از او و شیفتگیش و نهایتا مهاجرت اجباری به هند شد. شرح این هجران جگرسوز هم در اشعار او بازتاب گسترده ای دارد هم در آثار معاصرانش مثل مثنوی «واله و سلطان» فقیر دهلوی. واله در هند علی رغم امکان زندگی مرفه، بسیار درویشانه و ساده می زیست و با فقرا حشر و نشر داشت. او شاعری شیعه مذهب بود و اشعاری در مدح امام علی(ع) و هجو برخی از افراد هم عصر خود دارد. ضمنا تشابه اسمی او با چند شاعر دیگر موجب شده است برخی فهرست نویسان دچار اشتباه شده، اشعار واله های دیگر را نیز به نام او ثبت کنند. در این نوشتار درصدد زدودن غبار از چهره این شاعر شیرین سخنیم.
    کلیدواژگان: واله داغستانی، زندگی و شرح احوال، دیوان اشعار، قرن دوازدهم، اصفهان، هند
  • حسن بساک، محمدرضا قاسم زاده شاندیز صفحات 57-74
    مولانا عبدالله هاتفی از شاعران دوره تیموری و اوایل عصر صفوی است که علاوه بر دیوان اشعار و مثنوی شاهنامه حضرت شاه اسماعیل، به تقلید از خمسه نظامی چهار مثنوی سروده است. هاتفی خواهرزاده عبدالرحمن جامی و از شاگردان وی است و جامی هاتفی را به خمسه سرایی تشویق کرد. «تمرنامه» معروفترین اثر هاتفی است که به تقلید از شاهنامه فردوسی و اسکندرنامه نظامی سروده شده است. این حماسه تاریخی به شرح زندگی تیمور گورکان به خصوص جنگ ها و نبردهای وی می پردازد. معانی تازه و لطیف، توصیف های زیبا و بدیع و آرایه های لفظی و معنوی، این مثنوی را در ردیف مهم ترین حماسه های تاریخی ادبیات فارسی قرار داده است. همچنین وجود واژگان کهن و نادر، لغات و اصطلاحات ترکی و مغولی رایج در زبان فارسی، آن را منبعی شایسته توجه فرهنگ نویسان قرار داده است. جنبه تاریخی اثر نیز حائز اهمیت فراوانی است. تصحیح این اثر می تواند فضای جدیدی برای پژوهش های گسترده تر در باب هاتفی و سبک آثار و اوضاع روزگارش فراهم آورد.
    کلیدواژگان: هاتفی، منظومه تمرنامه، نسخه خطی، ادبیات حماسی، عصرتیموری
  • رضا غفوری صفحات 75-88
    در سلسله روایاتی که از پهلوانی های رستم در دوران جوانی اش به دست ما رسیده است با دو روایت منظوم روبه رو می شویم که به «ببر بیان» و «داستان پتیاره» اشتهار دارند. موضوع این دو منظومه که تاکنون پیرایش و تصحیح نشده اند، چنین است که رستم برای نبرد با اژدهای مخوفی به سرزمین هندوستان می رود و با تدبیری که می اندیشد آن اژدها را از بین می برد. با وجود آنکه این دو منظومه از نظر مضمون مانند یکدیگرند، میان آن دو تفاوتهای چشمگیری دیده میشود. با بررسی بن مایه های اساطیری منظومه «ببر بیان» میتوان گفت این منظومه، در شمار آن دسته منظومه های حماسی است که روایتی کهن و اصیل دارند. با بررسی این مضامین اساطیری نیز درمی یابیم روایت داستان «ببر بیان»، نسبت به روایت «داستان پتیاره» کهن تر و پیشینه دارتر است می توان گفت درونمایه ها و مضامین «داستان پتیاره» برگرفته از روایت «ببر بیان» است.
    کلیدواژگان: رستم، ببر بیان، داستان پتیاره، اژدها، سیمرغ
  • فاطمه اشراقی، نرگس گنجی صفحات 89-104
    یکی از ارزشمندترین موضوعات ادبیات تطبیقی، به سبب روابط تاریخی و فرهنگی دیرین میان فارسی زبانان و ملل عرب، بررسی پیوندهای ادب فارسی و عربی است. وام ستانی شاعران پارسی گوی از شاعران عرب به ویژه از ابوطیب متنبی شاعر شهیر دوره عباسی (354 303 ه. ق.)، از موضوعات دلاویز این بخش از ادبیات تطبیقی است. این پژوهش به بررسی دیوان مسعود سعد سلمان (515 438 ه. ق.) شاعر پارسی گوی دوره غزنوی می پردازد تا چند و چون تاثیر متنبی بر سروده های وی را روشن سازد زیرا وی از جمله شاعرانی است که مهارتش در زبان عربی و آشنایی-اش با دیوان متنبی، به بهره گیری هنرمندانه از مضامین سروده های این شاعر عرب انجامیده است. افزون بر این، همسانی در اندیشه و احساس و زیستن در شرایط سیاسی نسبتا مشابه، سبب فراخوانی و همخوانی برخی مضامین در آثار دو شاعر شده است. این پژوهش با نگاهی تطبیقی به چکامه های ابوطیب متنبی و مسعود سعد سلمان، به بررسی درون مایه های همسان میان اشعار دو دیوان می پردازد و با آوردن نمونه های متعدد نشان می دهد که مسعود سعد گاه به برگردان ابیاتی از متنبی پرداخته و هنرمندانه از آن ها سود جسته است. آنگاه مضامینی مشترک را مطرح می سازد که برخاسته از توارد خاطر میان این دو شاعر است و نمی توان آن ها را ترجمه یا اقتباس به شمار آورد.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، ابوطیب المتنبی، مسعود سعد سلمان، مضامین مشترک
  • هادی درزی رامندی صفحات 105-130
    تاریخ طبرستان کتابی بسیار ارزشمند مشحون از مطالب تاریخی، جغرافیایی، ادب فارسی و عربی، اتیمولوژی و فقه اللغه، علم رجال، حکایات، شیعه شناسی و... است و دامنه مطالعاتی گسترده ای را در بر می گیرد؛ به ویژه در زمینه حکایت های تاریخی و ادبی و وقایع مربوط به جنبش های آزادی خواه که توسط بزرگان مفتخر به عنوان «سید» رهبری شده، کتابی بی نظیر و بی مانند است. متاسفانه این کتاب با داشتن حوزه دانش و اطلاعات وسیع، آن چنان که باید و شاید مورد توجه محققان و پژوهندگان واقع نشده است. یکی از این حوزه ها که اصلا بدان توجه نشده، مسئله تصحیح و نسخه چاپی این اثر ارزشمند است. تنها نسخه چاپی موجود این کتاب به اهتمام عباس اقبال آشتیانی در سال های 1321-1320 ش به زیور طبع آراسته شده است. مزیت بزرگ این چاپ استفاده از نسخه خطی متعلق به قبل از قرن دهم(تاریخ تحریر 978 ق،نسخه رمز گذاری شده با حرف الف) است که اکنون متاسفانه در هیچ یک از فهرست های نسخ خطی اثری از آن دیده نمی شود. در این مقاله کوشیده شده تا به تنها تصحیح موجود این کتاب نگاهی دقیق تر شود لذا بسیاری از پیشنهادها و گزینش های مصحح در متن کتاب به نقد کشیده شده و با درنگ و دقت بیشتر سعی شده است ضبط صحیح به خواننده نمایانده شود.
    کلیدواژگان: تاریخ طبرستان ابن اسفندیار، تصحیح اقبال آشتیانی سهو، بدخوانی، بازنگری
|
  • M. Madankan, A. Vahed, T. Saderi Pages 1-20
    Many ascribed quatrains to Khayam in various Persian versed texts have been recorded under the name of other poets. In addition to creating doubt about the validity of ascription of Khayam’s quatrains، this also makes the ascription of such quatrains to other poets difficult. The discrepancy about the ascription of such quatrains is so that sometimes seven poets are mentioned for a quatrain in different sources. It is more than a century that Persian and foreign scholars have studied about the validity of ascribing such quatrains but the need for more researches still remains. Though the validity of ascribing the quatrains attributed to Hafiz has been investigated before by scholars like Masoud Farzad، Mohammadamin Riahi and others، there is still a long way before researchers in this field for reaching reality. Studying eleven quatrains which have been ascribed to both Hafiz and Khayam، this article aims to explore the validity of such ascription to the two poets. After mentioning the place and date of ascribing the quatrains to each of the poets، the linguistic stylistics and history of these quatrains are discussed and their theme is evaluated comparatively with the theme of authentic quatrains of Khayam. Finally، refuting their ascription to both Khayam and Hafiz، their ascription to another poet is proposed.
    Keywords: quatrains, Khayam, Hafiz, paleography, stylistics
  • J. Dehqanian, S. Jamali Pages 21-36
    In the translation of Adventures of Haji Baba of Ispahan، Mirza Habib Isfahani has transferred the heritage of traditional Persian writing to the modern fiction writing. Mirza Habib method in this translation in which different texts are present is as if previous texts are playing in an orchestra in this last flame of traditional prose. Amongst such texts، Sa’di’s works، especailly Gulistan، have a prominent presence. Thus، the authors of this article aim to explore intertextual relations of this work with Gulistan on the basis of Gerard Genette theory of transtextuality in three levels of explicit intertextualit، covert intertextuality (implicit) and connotative intertextuality as well as hypertextuality. The references of this translation to Gulistan and Mirza Habib’s borrowings from this work reveal the role of Sa’di’s language and expressive style in the formation of Mirza Habib’s method of writing and style. Such an attitude is، indeed، a response to the hypothesis that whether contemporary prose can be considered as the sequence of traditional prose and linguistic and expressive links of classic texts with contemporary texts can be identified or not.
    Keywords: the translation of Adventures of Haji Baba of Ispahan, Sadi's Gulistan, intertextuality, Mirza Habib Isfahani
  • M. Yousefi, N. Moradi Pages 37-56
    Ali Qoli Khan Valeh Daqestani is one of the twelfth century (AH) poets who was born in 1124 in a Daqestani family and went to India in 1146. In India، he entered the court of Gurkani kings and did military as well as court jobs until 1170 when he died. His Divan consists of 12 odes، 199 sonnets، 8 Qet’ehs، 5 Mathnavis، 476 quatrains، 20 couplets and 36 one-verses which are in all not exceeding 3170 Persian stanzas and a few Turkish and Urdu verses. Most of his poems are in the form of sonnet and quatrain. In composing his poems، he paid attention to the manner of poets like Anvari in ode، Hafiz and Naziri Nishaburi in sonnet and Nizami Ganjavi in Mathnavi. Most of his poems are romantic and for showing separation from his beloved Khadijeh Sultan، the very person who made him Valeh. She was the daughter of his uncle and they had been grown with each other from childhood. The invasion of Afghans and the Nadir’s dominance over Isfahan separated them and led to his infatuation and finally compulsive immigration to India. The description of this sad separation has been reflected vastly in his poems as well as the works of his contemporaries like Mathnavi “Valeh and Sultan” by Faqir Dehlavi. In spite of possibility of well living in India، he had a very simple and dervish-like living and accompanied the poor. He is a Shiite poet and has some poems in praise of Imam Ali and satire of some of his contemporaries. The similarity of his name with other poets has led some catalogue-makers into mistake and consequently the poems of other Valehs have been recorded under his name. This article aims to shed light on some corners of his life and career.
    Keywords: Valeh Daqestani, biography, Divan of poems, Isfahan, twelfth century, India
  • H. Besak, M. Qasemzadeh Shandiz Pages 57-74
    Molana Abdullah Hatefi is one of the poets of Timurid and early Safavid periods who has composed four Mathnavis، imitating Nizami’s Khamseh، in addition to divan of poems and Shahnameh Hazrat Shah Ismail. He is the nephew and student of Abdulrahman Jami and Jami himself encouraged him to compose Khamseh. Timornameh is his most famous work which has been composed as an imitation of Ferdowsi’s Shahnameh and Nizami’s Iskandarnameh. This historical epic describes the life of Timur Gurkan، especially his wars and battles. Novel and delicate meanings، beautiful and innovative descriptions and lexical and semantic embellishments put this Mathnavi amongst the most important historical epics of Persian literature. Also، the presence of old and rare words، Turkish and Mongolian words and idioms prevalent in the Persian language have made this work a valuable source for lexicographers. The historical aspect of this work is also of significance. The correction of this work can open a new space for broader researches on Hatefi، the style of his works and the condition of his time.
    Keywords: Hatefi Jami, manuscript, epic literature, Timornameh book of verse, Timurid literature
  • R. Qafouri Pages 75-88
    In a chain of narratives about the heroic actions of Rustam in his youth to which we have access، we are facing with two versed narratives known as “Babr-e Bayan” and “story of the shrew”. The subject of these two narratives which have not been corrected yet is that Rustam goes to Hindustan for fighting a scaring dragon and kills it by the trick he devises. Though the two narratives are similar regarding the theme، there are notable differences between them. Investigating the mythical motifs of “Babr-e Bayan”، it can be said that it is amongst the epic versed works which enjoy an authentic and ancient narrative. Moreover، the exploration of such motifs shows that this story is older than “story of the shrew”. In other words، the themes and motifs of the latter have been taken from the narrative of the former.
    Keywords: Rustam, Babr, e Bayan, story of the shrew, dragon, Simorq
  • F. Ishraqi, N. Ganji Pages 89-104
    The review of belletristic links between Arabic and Persian can be considered as one of the most valuable realms of study in comparative literature، because these two nations have always had a history of cultural and historical relationships. One of the most interesting subjects in this area is the way in which Persian poets adopted their Arab colleagues’ - specially Abu al-Tayyib al-Mutanabbi (the famous poet of Abbasid period (915- 965MD) -contents and purports. This study is going to have an in depth review of Masu’d Sa’d-i Salman’s poems -Persian poet of Ghazanavid period- (1046-1121) – in order to investigate al-Mutnbbi’s influence on him. Besides his proficiency in Arabic language and his familiarity with al-Mutnbbi’s poems، the intellectual and emotional similarity between the two and living in a relatively identical political condition had led to a kind of resemblance in the contents of their works. This survey reviews similar contents of the two Divan using comparative aspect in Abu al-Tayyib and Masu’d Sa’d-i Salman’s poems. Several exemplifications show that Masu’d Sa’d-i Salman sometimes translated al-mutanbbi’s poets and used them artily. Sometimes however، we can find identical contents originating from connotation between the two poets، so they should not be considered as adoption or translation.
    Keywords: comparative literature, Abu al Tayyib al Mutanbbi, Masud, i Sad Salman, joint contents
  • H. Darzi Ramandi Pages 105-130
    Tabarestan history is a very valuable book full of historical and geographical issues، Persian and Arabic literature، etymology and philology، science of dignitaries، tales، Shiite studies etc، and covers a vast range of studies; especially it is a unique book with regard to historical and literary tales about the liberalist movements which have been leaded by great figures entitled as “Seyed”. Though covering a vast domain of knowledge and information، unfortunately this book has not been considered by scholars and researchers as much as it deserves. One of the fields which has not been considered at all is the correction and printed version of this valuable work. The only available printed version of this book has been published by Abbas Iqbal Ashtiani in 1321 (AH) and its great advantage is using of the manuscript belonging to pre-tenth century which now there is no trace of it in the indices of manuscripts unfortunately. Anyway، the author aims to take a more precise look at the only available correction of this book and consequently many suggestions and selections of the corrector in the text of the book have been explored critically in order to offer the reader the correct record.
    Keywords: mistake, misreading, reconsidering, correction