فهرست مطالب

  • سال پانزدهم شماره 1 (پیاپی 57، بهار 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/03/26
  • تعداد عناوین: 10
|
  • محمد عاشوری، خانم سیده سمیه جلیل آبکنار، معصومه پورمحمد رضای تجریشی* صفحه 10
    هدف
    هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش هوش هیجانی بر حرمت خود دانش آموزان ناشنوای شهرستان های تهران بود.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر، یک مطالعه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان پسر ناشنوای دوم راهنمایی شهرستان های تهران تشکیل دادند. برای انتخاب آزمودنی ها از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایاستفاده شد، به طوری که در این پژوهش 40 دانش آموز شرکت داشتند. آزمودنی ها به صورت تصادفی به دو گروه 20 نفری تقسیم شدند (یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل). گروه آزمایشی، آموزش هوش هیجانی را در 12 جلسه دریافت کردند در حالی که به گروه کنترل این آموزش ارائه نشد. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش آزمون هوشی وکسلر کودکان و پرسشنامه حرمت خود کوپر اسمیت بود. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بعد از مداخله، میانگین نمرات حرمت خود در گروه آزمایش به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود (P<0.05). همچنین میانگین نمرات گروه آزمایش در خرده مقیاس های حرمت خود خویشتن، حرمت خود اجتماعی، حرمت خود خانواده و حرمت خود تحصیلی به طور معناداری افزایش یافت (P<0.05).
    نتیجه گیری
    برنامه آموزشی هوش هیجانی باعث بهبود حرمت خود، حرمت خود خویشتن، حرمت خود اجتماعی، حرمت خود خانواده و حرمت خود تحصیلی دانش آموزان ناشنوا شد. بنابراین برنامه ریزی برای ارائه آموزش هوش هیجانی به این دانش آموزان اهمیت ویژه ای دارد.
    کلیدواژگان: هوش هیجانی، حرمت خود، دانش آموزان ناشنوا
  • سید حبیب الله کواری*، رضا یوسفی، سید محمدعلی حسینی، اصغر مکارم، مرجان فرضی صفحه 20
    مقدمه
    هدف از انجام این پژوهش تعیین قابلیت یادگیری سازمانی و موانع و تسهیل کننده های آن از دیدگاه کارکنان مراکز توانبخشی بهزیستی شهر تهران در سال 1391بود.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع توصیفی – تحلیلی است که به روش مقطعی اجرا شده است. جامعه آماری شامل کارمندان شاغل در مراکز توان بخشی سازمان بهزیستی شهر تهران در سال 1391بود. به روش نمونه گیری تصادفی ساده از مراکز با حجم نمونه 278 نفر محاسبه شد. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه محقق ساخته یادگیری سازمانی و پرسشنامه محقق ساخته موانع یادگیری و پرسشنامه محقق ساخته تسهیل کننده های یادگیری سازمانی استفاده شد.
    یافته ها
    یافته ها حاکی از بالا بودن قابلیت یادگیری سازمان در کارکنان مراکز توانبخشی بودند(SD = 41/5، M=2/156) علاوه بر این بین موانع یادگیری سازمانی و قابلیت یادگیری سازمانی رابطه معکوس و معنی داری نیز وجود داشت(P≤0.01، ضریب گاما=0/6-) ولی بین تسهیل کننده های یادگیری سازمانی و قابلیت یادگیری سازمانی رابطه معناداری یافت نگردید(P>0/05،ضریب گاما=0/16-)
    نتیجه گیری
    نتایج حاکی از قابلیت بالای یادگیری سازمانی در کارکنان مراکز توانبخشی بهزیستی شهر تهران می باشند. از آنجا که تحقیق نشان داد مهمترین مانع یادگیری سازمانی فشار کاری روزانه کارکنان و مهمترین تسهیل کننده یادگیری سازمانی شناخت نقاط قوت و ضعف کارکنان در یادگیری در بین کارکنان مراکز توانبخشی است، لذا به منظور ارتقا بهره وری سازمانی توجه کافی به این موانع و برنامه ریزی جهت حذف یا کاهش موانع یادگیری سازمانی و افزایش تسهیل کننده های یادگیری سازمانی کارکنان مراکز توانبخشی پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: قابلیت یادگیری سازمانی، موانع، تسهیل کننده ها، مراکز توان بخشی
  • لیلا دهقان، حمید دالوند*، عباس پور شهباز، سیدعلی صمدی صفحه 28
    زمینه و هدف
    هدف این مطالعه، تعیین روایی افزایشی فرم تجربی در مقایسه با فرم COPM به تنهایی، در تعیین مشکلات عملکرد کاری مادران دارای کودک فلج مغزی بود.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر، مطالعه ی دو مرحله ای پالایش آیتم، برای فرم تجربی مکمل مقیاس COPM بود. در مرحله اول، طراحی فرم تجربی و انجام امکان تکرارپذیری آن و در مرحله دوم پالایش آیتم ها صورت گرفت. برای بررسی امکان تکرار پذیری، فرم تجربی در اختیار 30 نفر از مادران کودکان فلج مغزی، و به منظور پالایش آیتمهای فرم تجربی، در ابتدا نسخه فارسی COPM و در ادامه فرم تجربی در اختیار 21 نفر از مادران مراجعه کننده به کلینیکهای کاردرمانی شهر تهران قرار گرفت.
    یافته ها
    در مرحله اول، ضریب تکرار پذیری نسبی برای همه خرده مقیاس های فرم تجربی، بالای 0/7 بود. در مرحله پالایش آیتم، در زیر بخشهای مدیریت امور خانه، تفریح بی سر و صدا، تفریح پر جنب و جوش و معاشرت در فرم COPM به تنهایی با فرم COPM بهمراه فرم تجربی تفاوت معنی داری دیده شد (0/01> P).
    نتیجه گیری
    فرم تجربی کمک می کند تا مشکلات عمکرد کاری مهمتر و بیشتری از مادران کودکان فلج مغزی مشخص گردد. لذا استفاده از فرم تجربی، برای شناخت بهتر تغییرات اکوپیشنه ای مادران کودکان فلج مغزی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: مقیاس عملکرد کاری کانادایی، مادر، عملکرد کاری
  • امین گندمکار* منصور اسلامی، سید اسماعیل حسینی نژاد، وحید جاهدی صفحه 36
    هدف
    کفش ناپایدار به عنوان عاملی ایمن برای افراد سالم و ابزاری جهت کاهش درد در افراد استئوآرتریتی حین راه رفتن پیشنهاد شده است.هدف از تحقیق حاضر،تاثیر کفش ناپایدار بر متغیرهای بیومکانیکی مرتبط با آسیب(سودمندی آن به عنوان کفش توانبخشی ایمن)هنگام دویدن در افراد سالم بود.
    روش بررسی
    25 نفر آزمودنی مرد جوان سالم(میانگین سنی27/2±21سال)به صورت در دسترس در این آزمون شرکت کرده و در شرایط پابرهنه،با کفش ناپایدار و کفش کنترل روی صفحه نیروسنج دویدند.متغیرهای توان مفصلی مثبت و منفی،حداکثر نیروی عمودی فعال و غیرفعال،نیروهای قدامی و خلفی،سرعت بارگذاری و ضربه نیروهای عمودی غیرفعال وخلفی طی همزمان سازی دوربین ویدئویی و صفحه نیروسنج ثبت و با استفاده از نرم افزارMATLABمحاسبه گردیدند.آزمون فرضیات با روش تحلیل واریانس با داده های تکراری در نرم افزارSPSS(نسخه20)انجام شد(P<0.05).
    یافته ها
    توان منفی مچ پا در کفش ناپایدار در مقایسه با کفش کنترل و پای برهنه به ترتیب 49%و35%به طور معناداری کاهش یافت(p<0.05،p=0.02).کفش ناپایدار توان مثبت مچ پا را در مقایسه با پای برهنه 23%کاهش معنادار داد(p=0.01).متغیرهای حداکثر نیروی عمودی غیرفعال وسرعت بارگذاری آن،حداکثر نیروی خلفی وضربه ناشی از آن هنگام دویدن باکفش ناپایدار در مقایسه باکفش کنترل به طورمعناداری افزایش یافت(p<0.05).
    نتیجه گیری
    کفش ناپایدار برخی از ریسک فاکتورهای آسیبی دویدن شامل حداکثر نیروی عمودی غیرفعال وسرعت بارگذاری آن،حداکثرنیروی خلفی وضربه حاصل از آن را افزایش داد.این کفش باکاهش توان منفی مچ پا نسبت به کفش کنترل،منجر به کاهش ظرفیت جذبی وکنترلی عضلات ساق و پایداری فعال این مفصل می شود.با وجود این،با افزایش توان مثبت مچ پا در مقایسه با پای برهنه وکاهش نیروی قدامی،می تواند ظرفیت پیشروی و تولید نیرو را در این مفصل بهبود بخشد.
    کلیدواژگان: کفش ناپایدار، دویدن، سرعت بارگذاری، نیروی عمودی غیرفعال، توان مفصلی
  • مهدیه سادات خشوعی*، خانم فخری سادات میرلوحی صفحه 44
    هدف
    این پژوهش، با هدف بررسی عملکرد دانش آموزان دیرآموز اول ابتدایی در مقیاس های هوشی وکسلر، لایتر و گودیناف به مرحله اجرا درآمد.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع مقایسه ای است. جامعه آماری شامل همه دانش آموزان دیرآموز اول ابتدایی شهر اصفهان بود که از میان آن ها، تعداد 50 دانشآموز (25 دختر و 25 پسر) با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. از مقیاس تجدید نظر شده هوش وکسلر کودکان، مقیاس عملکردی بین المللی لایتر و آزمون نقاشی آدمک گودیناف، جهت سنجش هوش کلامی و غیرکلامی دانش آموزان استفاده شد. یافته ها با استفاده از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تی مستقل تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که دانش آموزان دیرآموز، در خردهمقیاس های وکسلر و لایتر دارای عملکردی مشابه بودند. مقیاس لایتر با وکسلر (P<0.05) و گودیناف (P<0.01) رابطه مثبت معنی داری دارد. همچنین، بین دانش آموزان دختر و پسر از نظر مقیاس های هوشی وکسلر، لایتر و گودیناف تفاوت معنی داری وجود ندارد (P>0.05).
    نتیجه گیری
    ارتباط بین مقیاس هوشی لایتر با وکسلر و گودیناف، نیز تاییدی بر صحت ارزیابی است. عملکرد دیرآموزان دختر و پسر اول ابتدایی در سه مقیاس هوشی مشابه بود.
    کلیدواژگان: دانش آموز دیرآموز، هوش کلامی و غیرکلامی، وکسلر، لایتر، گودیناف
  • علیرضا ذوالفقاری، داود فتحی، امید مساح* صفحه 52
    هدف
    اختلالات رفتاری طیف وسیعی از مشکلات دوران کودکی و نوجوانی را تشکیل می دهد که شیوع آن در مناطق مختلف ایران و جهان متفاوت است و آگاهی از آن، لازمه پیشگیری از آن و درمان و توانبخشی مبتلایان است. پژوهش حاضر به بررسی میزان شیوع اختلالات رفتاری در دانش آموزان دوره متوسطه استان همدان پرداخته است.
    روش بررسی
    این پژوهش توصیفی، از نوع زمینه یابی مقطعی می باشد. جامعه آماری آن تمامی دانش آموزان دوره متوسطه استان همدان در سال تحصیلی 92-91 بود و حجم نمونه 500 نفر دانش آموز دختر و پسر بود که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و به شیوه نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای بر اساس منطقه و جنسیت، انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه مبتنی بر تجربه آخنباخ فرمYSR استفاده شد و برای تحلیل داده ها از آزمون فریدمن و تی مستقل استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میزان شیوع اختلالات رفتاری در بین دانش آموزان استان همدان 10 درصد است. میزان شیوع در بین دختران بیشتر از پسران بوده و بیشترین اختلال مربوط به مشکلات گوشه گیری/اضطراب و مشکلات توجه و کمترین اختلال مربوط به مشکلات و شکایات جسمانی می باشد.
    نتیجه گیری
    میزان شیوع اختلالات رفتاری در استان همدان مشابه با سایر پژوهش های انجام شده بوده، اما میزان شیوع در جنسیت با سایر تحقیقات متفاوت است.
    کلیدواژگان: شیوع، اختلالات رفتاری، دانش آموزان دوره متوسطه
  • وحید مظلوم*، نادر رهنما صفحه 60
    هدف
    استئوآرتریت زانو از جمله شایع ترین اختلالات عضلانی اسکلتی محسوب می شود که باعث تخریب مفصل و متعاقب آن کاهش سطح عملکرد و نقص حس عمقی می شود. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر تمرینات پیلاتس بر استئوآرتریت زانو بود.
    روش بررسی
    تعداد 41 مرد بیمار مبتلا به استئوآرتریت زانو به صورت تصادفی در سه گروه تحت درمان با تمرینات پیلاتس، حرکت درمانی معمولی و کنترل قرار گرفتند. حس عمقی، سطح عملکرد، و ارزیابی شرایط بیماری به ترتیب توسط سیستم بایودکس، اندازه گیری مدت زمان انجام چهار فعالیت عملکردی و پرسشنامه Lequesne پیش از اعمال مداخله و پس از 8 هفته مورد بررسی قرار گرفتند. جهت تجزیه و تحلیل داده های آماری از آمار توصیفی، آزمون تحلیل واریانس (ANOVA) و آزمون تعقیبی شفه در سطح معنی داری 5 درصد استفاده شد.
    یافته ها
    مشخصات دموگرافیک آزمودنی ها در مورد سن و مدت ابتلای به عارضه به صورت (میانگین±انحراف معیار: سن 8/9±52/1 سال، مدت ابتلا 11/2±23/3 ماه) بود.سطح عملکرد و میزان خطای بازسازی زاویه هدف در هر دو گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری (0/001>P) بهبود یافت، اما تفاوت بین گروه های تحت درمان معنادار نبود (05/0P>). شاخص Lequesne در هر دو گروه تمرینات پیلاتس و حرکت درمانی نسبت به گروه کنترل به طور معناداری (0/001>P) بهبود یافت، با این حال اثرات روش پیلاتس در بهبود این شاخص به طور معناداری (P>0.05) بیشتر از روش حرکت درمانی بود.
    نتیجه گیری
    تکنیک درمانی پیلاتس می تواند باعث بهبود حس عمقی و ارتقای سطح عملکرد بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو شود. مطالعات بیشتری جهت پی بردن به ساز و کار این نوع تمرینات نیاز است.
    کلیدواژگان: استئوآرتریت، زانو، پیلاتس، حرکت درمانی، عملکرد، حس عمقی
  • طاهره پورخانی*، مرجان صومعه، علی اصغر نورسته، حسن دانشمندی صفحه 70
    مقدمه
    مفصل مچ پا بخش آناتومیکی است که در معرض بیشترین آسیب در بین ورزشکاران قرار دارد. ناپایداری مچ پا مسئول %25 همه زمان هایی است که ورزشکاران به دلیل آسیب نمی توانند در فعالیت ورزشی شرکت کنند. کارایی بالینی نوارپیچی در ورزشکاران با ناپایداری مچ پا همچنان در ابهام است.
    هدف
    بنابراین هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر نوارپیچی مچ پا به روش مولیگان بر تعادل پویای ورزشکاران با ناپایداری مزمن مچ پا و ورزشکاران سالم است.
    روش
    32 ورزشکار شامل 16 فرد با ناپایداری مزمن مچ پا (6 زن و 10 مرد، سن؛ 0/3±23/5 سال، قد؛ 10/3±175/4 سانتیمتر، وزن؛ 14/5±73/60 کیلوگرم) با نمره پرسشنامه شاخص ناتوانی پا و مچ پا %8/62±74/5 و نمره پرسشنامه شاخص ورزشی ناتوانی پا و مچ پا %68/7±5/63 و 16 فرد سالم (6 زن و 10 مرد، سن؛ 7/1±22/81 سال، قد؛ 12/26±173/6 سانتیمتر، وزن؛ 11/4±66/4 کیلوگرم) با نمره پرسشنامه شاخص ناتوانی پا و مچ پا %100 و نمره پرسشنامه شاخص ورزشی ناتوانی پا و مچ پا %100 در این مطالعه شرکت کردند. تعادل پویا بوسیله آزمون تعادلی ستاره در جهات داخلی، قدامی–داخلی و خلفی–داخلی قبل و پس از نواربندی به شیوه مولیگان، ارزیابی شد. برای تجزیه و تحلیل آماری از آزمون تی مستقل و همبسته استفاده شد.
    یافته ها
    تعادل پویا در گروه سالم در مقایسه با گروه آسیب دیده به طور معناداری بهتر بود (0/05 ≤ p).کاربرد نوارپیچی باعث بهبود معنادار تعادل پویا (دستیابی در جهات داخلی، قدامی–داخلی و خلفی–داخلی) در دو گروه شد(0/05 ≤ p) (بجز دستیابی در جهت قدامی– داخلی در گروه سالم)(0/05 < p).
    نتیجه گیری
    بنابراین، به نظر می رسد نوارپیچی مچ پا به روش مولیگان می تواند تعادل پویا را در ورزشکاران با و بدون ناپایداری مزمن مچ پا بهبود بخشد. کلمات کلیدی: کشیدگی مچ پا/ تعادل پویا/ نوارپیچی مچ پا
    کلیدواژگان: کشیدگی مچ پا، کنترل پاسچر، نواربندی مچ پا
  • امیر رحمانی رسا*، سعیده سادات مرتضوی، وحید راشدی، مسعود غریب صفحه 78
    مقدمه
    حرکت یکی از جنبه های رشدی فرد است که از بدو تولد تا آخر عمر همراه او بوده و مهمترین عامل برای رسیدن فرد به اهداف و تامین نیازهای خویش است. بررسی دقیق مهارت های حرکتی درشت و ظریف در شیرخوارگی، تشخیص و درمان زودهنگام اختلالات حرکتی را آسانتر می نماید. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی رشد حرکتی شیرخواران 2-0 ساله شهر همدان انجام شد.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر از نوع مقطعی و توصیفی تحلیلی بوده که 124 شیرخوار به روش نمونه گیری خوشه ایتصادفی از بین مراکز بهداشت شهر همدان تحت سنجش قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات آزمون رشدی حرکتی پی بادی (PDMS) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS-16 استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج مطالعه نشان داد اختلاف معناداری از نظر متغیرهای جنس، نوع زایمان، مرتبه زایمان، سابقه مصرف سیگار پدر و سابقه مصرف سیگار مادر در رشد حرکتی درشت و ظریف وجود ندارد. براساس یافته ها با افزایش سن، مهارت حرکتی درشت، ظریف و کل، همچنین و بهره رشد حرکتی درشت، ظریف و کل افزایش می یابد (0/001 > P).
    نتیجه گیری
    میانگین سن حرکتی و همچنین بهره رشد حرکتی شیرخواران مورد مطالعه در محدوده بهنجار بود، با این حال برنامه های تقویت حرکتی برای تسهیل روند رشد حرکتی شیرخواران پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: آزمون پی بادی، شیرخوار، مهارت های حرکتی درشت و ظریف
  • حسین طالبی، عبدالله موسوی، یونس لطفی، سقراط فقیه زاده صفحه 84
    زمینه و هدف
    مطالعه حال حاضر، در زمره پژوهشهای بنیادین انجام گرفته برای بررسی توانایی جداسازی اصوات گفتاری همزمان در کودکان کم شنوا می باشد. جداسازی همزمان، یکی از مولفه های پایه ای رویکرد تجزیه و تحلیل صحنه شنوایی (ASA) بوده و نقش مهمی در فرآیند درک گفتار، دارا می باشد. در این مطالعه، پتانسیلهای دیررس شنوایی کودکان کم شنوا بررسی شده و با پاسخ های گروه هنجار مقایسه شدند.
    روش بررسی
    در 10 کودک هنجار و 10 کودک کم شنوای 4 تا 6 ساله، پاسخ های دیررس شنوایی یا ALRs (دامنه مجموعه N1-P2) برای دوازده جفت واکه سنتز شده ای که به طور همزمان و به صورت دوگوشی ارائه می شدند، ثبت گردیدند. تفاوت جفت واکه های مورد نظر، در فرکانس پایه آنها بود؛ به نحوی که، فرکانس پایه هر یک از آنها به میزان نیم semitone از دیگری تفاوت داشت.
    یافته ها
    مقایسه دامنه مجموعه N1-P2 میان دو گروه هنجار و کم شنوا نشان دهنده وجود اختلاف آماری معنادار در شماری از جفت واکه ها بود (P-value<0.05). با بررسی دقیقتر نتایج، دامنه مجموعه N1-P2 (که شاخصی از کشف تغییرات واکه ها و بازنمایی تحریکات گفتاری در دستگاه شنوایی مرکزی در شرایط نبود توجه فعال شرکت کنندگان می باشد) در گروه کودکان کم شنوا از مقدار کمتری برخوردار بود.
    نتیجه گیری
    پژوهش حاضر گویای اختلال جداسازی اصوات گفتاری همزمان در کودکان کم شنوا می باشد. این مطالعه، شواهدی را درباره بروز مشکلاتی در کشف ویژگی های گفتاری در مسیر پایین به بالا (مبتنی بر فرکانس پایه و تفاوت های آن) در کودکان مذکور فراهم می نماید.
    کلیدواژگان: تجزیه و تحلیل صحنه شنوایی (ASA)، جداسازی اصوات گفتاری همزمان، کودکان کم شنوا
|
  • Dr Mohammad Ashoori, Mrs Seyede Somayeh Jalilabknar, Dr Masomeh Pormohamad Rezaytajrishi* Page 10
    Objective
    The purpose of the present research was to investigation of the effectiveness of emotional intelligence training on the self-esteem of deaf students in Tehran province.
    Materials and Methods
    The present research was an experimental study by pre-test, post-test design with control group. The study population included of boys deaf students from secondary schools (2ed grade) in Tehran province. Subjects were selected randomly by cluster sampling method. In this study were participated 40 students. Subjects were divided into two groups by randomly (experimental and control group), each of which was consisted of 20 students. Experimental group received emotional intelligence training in 12 sessions while control group did not. The instruments of present research were Wechsler intelligence scale for children and Cooper Smith self-esteem questionnaire. The obtained data were statistically analyzed by MANCOVA.
    Results
    The findings of this research showed that there was significant increase in self-esteem scores mean of experimental group in the post intervention in comparison with control group (P<0.05). Also scores mean of experimental group increased significantly in ego self-esteem, social self-esteem, family self-esteem and academic self-esteem (P<0.05).
    Conclusion
    The emotional intelligence training program led to improvement the self-esteem and their subscales of deaf students. Therefore, planning for providing of emotional intelligence training is a particular importance.
    Keywords: Emotional intelligence, Self, esteem, Deaf students
  • Seyyed Habib Allah Kavari *, Reza Yosefi, Seyyed M.Ali Hoseini, Asghar Makarem, Marjan Farzi Page 20
    Objective
    The objective of this research was to investigate the organizational learning capability and it’s barriers and facilitators from Rehabilitation centers employees point of view in Tehran in 1391.
    Materials And Methods
    This study was descriptive – analytical and was conducted sectional. Statistical population include Rehabilitation centers staff in Tehran in 2012 that samples were randomly selected from centers and sample size was 278 (including 64 mels,148 females). For data gathering, barriers and facilitators of organizational learning and organizational learning capability questionnaires were used. Data were analyzed by using SPSS software.
    Results
    Results indicated high significant organizational learning capability among rehabilitation center staffs. (,SD = 41/5, M=2/156). Organizational learning capability was significantly negative relation with Organizational learning barriers. (P ≤ 0.01,gama= -0/6). But relation between Organizational learning capability and Organizational learning facilitators was not statistically significant (P>0/05,gama=-0/16).
    Conclusions
    The results showed organizational learning capability in rehabilitation centers staff in Tehran was high value. the most important barrier of learning organization was day to day pressure of work and the most important facilitator of this was an appreciation of strengths and weaknesses in learning between rehabilitation centers staff. So due to promoting organizational productivity it is necessary to paying attention to it’s barriers and making plans for removing or reducing them and increasing organizational learning facilitators in rehabilitation centers is offered.
    Keywords: Organizational learning capability, Barriers, Facilitators, Rehabilitation Centers, Tehran
  • Leyla Dehghan, Hamid Dalvand*, Abbas Pourshahbaz, Seyed Ali Samadi Page 28
    Background
    The aim of this study was to determine the cumulative validity of experimental form in comparison with the Canadian Occupational Performance Measure) COPM(independently to identify occupational performance problems in the mothers of children with Cerebral Palsy (CP).
    Materials And Methods
    This study is an item refinement for experimental form, performed in two stages: firstly designing experimental form and testing reliability; secondly its item refinement. Participants were 30 mothers of children with CP in first stage and 21 mothers of children with CP in second stage from different occupational therapy clinics in Tehran.
    Results
    In first stage, Spearman correlation coefficients showed that all the subscales had good test-retest reliability (r>0.7). There were observed significant difference in household management, quiet recreation, active recreation and socialization subscales of experimental form along COPM form compared COPM form alone in item refinement stage.
    Conclusion
    It seems that experimental form offers to detect more important occupational performance problems of mothers. Therefore, we recommended use of experimental form for knowing changes of mothers occupational of children with CP.
    Keywords: Canadian Occupational Performance Measure, mother, occupational performance
  • Amin Gandomkar * Mansour Eslami, Seyed Esmaeil Hosseini Nejaad, Vahid Jahedi Page 36
    Objective
    Unstable shoes have been recommended to osteoarthritis patients in order to reduce walking injuries. The aim of this study was to test the effect of unstable shoe on biomechanical selected variables related to injury during stanse phase of running.
    Materials and Methods
    Twenty five healthy young male students available men (21±2.27years) participated in this study. Subjects were asked to ran on the force plate in barefoot, with unstable and control shoe conditions. Active and passive joint power, peak anterior-posterior forces, active and passive vertical force, loading rate and impulse of posterior and passive vertical forces variables were recorded using synchronizing force plate and video camera and calculated in MATLAB software. A repeated measure of ANOVA used to test the hypothesis in SPSS software (version 20, p<0.05).
    Results
    negative power at Ankle joint decreased significantly by 49%, 35% using unstable shoe compared to contol shoe and barefoot conditions respectively (P=0.02,P<0.05). Furthemore, unstable shoe decreased significantly the active ankle power compared to barefoot condition by 23% (P=0.01). Loading rate and peak of passive vertical force, impulse and peak of posterior force increased significantly in unstable shoe compared to control shoe (P<0.05).
    Conclusion
    Unstable shoe increased some of running related injuries risk factors such as Loading rate and peak of passive vertical force, impulse and peak of posterior force. Furthemore, this shoe could decrease absorption potential shank muscles and ankle active stability compared to control shoe. However, with increase of ankle active power compared to barefoot and lower anterior force, Unstable shoe could improve the ankle joint force generation and propulsion potential.
    Keywords: Running, Unstable shoe, Loading rate, passive vertical force, joint power
  • Dr Mahdieh Sadat Khoshouei *, Fakhri Sadat Mirloohi Page 44
    Objective
    This research has been conducted with the aim of examining the performance of slow-learner first grade elementary students in Wechsler, Laiter and Goodenough Intelligence scales.
    Materials and Methods
    The present study was a comparative study. The statistical population was consisted of slow-learner students who were studying in the 1st grade in elementary schools in Isfahan 50 students (25 girls, 25 boys) were selected randomly. The Wechsler Intelligence Scale for Children-Revised, Leiter international performance scale and the Goodenough Draw-a-man test were used to measure verbal and nonverbal intelligences of students. Data were analyzed by using Pearson’s correlation coefficient and independent t-test.
    Results
    the results showed that slow-learner students in Wechsler and Leiter scales had subscales were similar function. A significant correlation was found between the Leiter score with Wechsler (P<0.05) and with Goodenough (P<0.01) scores. In addition, there was no significant differences between the scores of girls and boy students regarding to the Wechsler, Leiter and Goodenough intelligence scales (P>0.05).
    Conclusion
    the relationship between Leiter scale with Wechsler and Goodenough scales confirms the correctness of present assessment. Slow-learner boy and girl students of 1st grade in elementary school had the same performance on three intelligence scales.
    Keywords: Slow, Learner student, Verbal, Nonverbal intelligences, Wechsler, Leiter, Goodenough
  • Alireza Zolfaghari, Davood Fathi, Omid Massah* Page 52
    Objective
    Behavioral disorders of childhood and adolescence represent a range of problems and Its prevalence varies in different parts of Iran and the world. Knowledge of them is essential to the prevention, treatment and rehabilitation of patients. The aim of this survey is assessment of behavior disorders prevalence in high school students in Hamedan province.
    Materials and Methods
    In this descriptive and cross sectional study, 500 boy and girl students were selected from Hamedan high schools by multistep cluster sampling, based on region and gender. Data were gathered by Achenbach experience questionnaire (YSR form) and analyzed by Friedman and independent T tests.
    Results
    The findings showed that prevalence of behavioral problems among students in the province is 10 percent and it was higher in girls than boys. Most disorders were withdrawal disorder / anxiety and attention problems and somatization disorder was the least problem.
    Conclusion
    Prevalence of behavior disorders in Hamedan province compared to other studies is moderate, but the behavior disorders prevalence of boys and girls are different from other researchs.
    Keywords: Prevalence, Behavior disordes, High school students
  • Mr Vahid Mazloum *, Dr Nader Rahnama Page 60
    Objectives
    Knee Osteoarthritis (OA) as one of the most prevalent musculoskeletal disorders, leads to joint degeneration and consequent deterioration of function and proprioception. The aim of this study was to investigate the effects of Pilates exercise on knee OA.
    Materials and Methods
    Forty-one male individuals were randomly categorized into three groups, including Pilates, conventional exercise therapy, and control. Proprioception, objective assessment of functional performance, and patients’ pain and disability were examined using Biodex system, aggregate time of four activities of daily living, and Lequesne Index. Descriptive statistical, One-Way ANOVA, and Scheffe test were utilized to analyze the data (P<0.05).
    Results
    The result of descriptive analysis of demographic data was as follow: (Mean±SD: Age 52.1±8.9 years, Time of knee OA involvement 23.3±11.2 months). While there was no significant (P>0.05) difference between the experimental groups in improving of functional status and angle reproduction error, they both resulted in more significant (P<0.001) influence than the control. However, significant improvement (P<0.001) in Lequesne Index was gained by participants who followed the exercise protocols, but the Pilates technique had more significant (P<0.05) effects.
    Conclusion
    Pilates training can improve functional ability and proprioception in patients with knee OA. Further studies are required to find out the mechanism.
    Keywords: Osteoarthritis, Knee, Pilates, Therapeutic Exercise, Function, Proprioception
  • Tahereh Pourkhani*, Marjan Somehe, Ali Asghar Norasteh, Hassan Daneshmandi Page 70
    The ankle joint is the most frequently injured anatomical site in athletes. Ankle instability is responsible for 25% of all time lost from sport. Clinical efficacy of the effect of taping in athletes with chronic ankle instability is unknown. So the purpose of this investigation is the study of the influence of Mulligan ankle taping on dynamic balance in the athletes with and without chronic ankle instability. 32 athletes participated in this investigation: 16 subjects with chronic ankle instability, 6 women and 10 men (age 23.5±0.3 years, height 175.4±10.3 cm, weight 73.6±14.5 kg, Foot Ankle Disability Index 74.5±8.62% and Foot Ankle Disability Index Sport 63.5±7.86%) and 16 healthy subjects, 6 women and 10 men (age 22.81±7.1 years, height 173.6±12.26 cm, weight 66.4±11.4 kg, Foot Ankle Disability Index and Foot Ankle Disability Index Sport 100%). Dynamic balance was assessed with Star Excursion Balance Test in 3 reaching directions (medial, antero-medial and postero-medial) before and after Mulligan ankle taping. Independent and paired t-test were used for statistical analysis. Dynamic balance in healthy group significantly was better than injured group (p≤0.05). Application of taping caused significantly improvement in dynamic balance in both groups (reaching in media, antero-medial and postero-medial directions) (p≤0.05) (except reaching in antero-medial direction in healthy group) (p>0.05). So it seems that Mulligan ankle taping can improve dynamic balance in the athletes with and without chronic ankle instability.
    Keywords: ankle sprain, dynamic balance, ankle taping
  • Mr Amir Rahmani Rasa*, Mrs Saeedeh Sadat Mortazavi, Mr Vahid Rashedi, Mr Masoud Gharib Page 78
    Introduction
    Movement is a continuous aspect of life and an important factor to achieve the goals and meet the needs. Precise assessment of gross and fine motor skills, simplifies the diagnosis and treatment of motor disorders. Hence this study was implemented in order to investigate the motor development in Infants of Hamadan.
    Materials and Methods
    This cross-sectional study was conducted through descriptive-analytic procedures, 124 infants were selected using randomized cluster sampling in health care centers of Hamadan. Peabody Developmental Motor Scales (PDMS) was the means of gathering the data. The analysis was implemented through SPSS-16.
    Results
    The results showed that there was no significant difference between the fine and gross motor on gender, type of childbirth, childbirth order, history of father / mother’s smoking Moreover there is positive relationship between age and gross/fine motor development (quotient) (P < 0.001).
    Conclusion
    The mean motor age and motor development quotient were of normal range. Hence, motor training programs are recommended in order to facilitate the motor development of the above – mentioned infants.
    Keywords: Peabody test, Infant, Gross, fine motor skills
  • Hossein Talebi, Abdollah Moossavi, Younes Lotfi, Soghrat Faghihzadeh Page 84
    Objective
    This study was a basic investigation of the ability of concurrent speech segregation in hearing impaired children. Concurrent segregation is one of the fundamental components of auditory scene analysis and plays an important role in speech perception. In the present study, we compared auditory late responses or ALRs between hearing impaired and normal children. Materials/
    Methods
    Auditory late potentials in response to 12 double vowels were recorded in 10 children with moderate to severe sensory neural hearing loss and 10 normal children. Double vowels (pairs of synthetic vowels) were presented concurrently and binaurally. Fundamental frequency (F0) of these vowels and the size of the difference in F0 between vowels was 100 Hz and 0.5 semitones respectively.
    Results
    Comparing N1-P2 amplitude showed statistically significant difference in some stimuli between hearing impaired and normal children (P-value<0.05). This complex indexing the vowel change detection and reflecting central auditory speech representation without active client participation was decreased in hearing impaired children.
    Conclusion
    This study showed problems in concurrent speech segregation in hearing impaired children evidenced by ALRs. This information indicated deficiencies in bottom-up processing of speech characteristics based on F0 and its differences in these children.
    Keywords: Auditory scene analysis (ASA), Concurrent speech segregation, Hearing impaired children