فهرست مطالب

یافته - سال شانزدهم شماره 4 (پیاپی 62، زمستان 1393)
  • سال شانزدهم شماره 4 (پیاپی 62، زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/11/26
  • تعداد عناوین: 12
|
  • علی شیخیان، خدیجه علی آبادی، لیلا رویین، منیجه هوشمندجا* صفحات 5-17
    مقدمه
    امروزه یادگیری الکترونیک به عنوان یکی از بسترهای موثر آموزشی محسوب می شود و با توجه به قصد دانشگاه علوم پزشکی لرستان برای پیاده سازی این نوع آموزش، پژوهش حاضر به بررسی امکان اجرای یادگیری الکترونیک در دانشگاه از دیدگاه اساتید، دانشجویان، مدیران و کارکنان اجرایی در سال تحصیلی 92-91 پرداخته است.
    مواد و روش ها
    روش مطالعه، توصیفی-مقطعی بوده است. تعداد 316 نفر دانشجو، 84 نفر عضو هیئت علمی و سیزده نفر از مدیران و کارکنان به روش سرشماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه چند بعدی داراب (آمادگی تجربه آموزشی و فنی، آمادگی فرهنگی، آمادگی تجهیزات، آمادگی شبکه ارتباطی، آمادگی قوانین و مقررات، آمادگی منابع انسانی، آمادگی مدیریت، آمادگی سیاست های آموزشی، آمادگی امنیت، آمادگی پشتیبانی) استفاده شد. روایی و پایایی ابزار مورد استفاده با روایی محتوایی و فرمول آلفای کرونباخ (0/82) تایید شد.
    یافته ها
    دانشگاه علوم پزشکی لرستان از نظر آمادگی تجربه آموزشی و فنی، آمادگی فرهنگی، آمادگی تجهیزات، آمادگی شبکه ارتباطی، آمادگی نیروی انسانی، آمادگی مدیریت، آمادگی سیاست های آموزشی، آمادگی امنیت و آمادگی پشتیبانی در سطح مطلوبی قرار ندارد و فقط از نظر قوانین و مقررات در سطح مطلوبی قرار دارد.
    بحث و نتیجه گیری
    در حال حاضر آمادگی لازم برای اجرای پروژه یادگیری الکترونیک در دانشگاه وجود ندارد و برای پیاده سازی این شیوه آموزشی باید زیرساخت های مربوط فراهم گردد.
    کلیدواژگان: امکان سنجی، یادگیری الکترونیک، آموزش الکترونیک، یادگیری از راه دور، دانشگاه علوم پزشکی لرستان
  • غلامرضا شهسواری، آرام طولابی، امیر رئوفی* صفحات 18-26
    مقدمه
    استرس اکسیداتیو در پاتوژنز بسیاری از بیماری ها دخالت دارد. شرایط استرس اکسیداتیو و عدم تعادل آنتی اکسیدان نقش عمده ای در بروز و توسعه بیماری آترواسکلروز دارد. هدف این مطالعه ارزیابی سطوح سرمی مالون دی آلدئید (MDA) بعنوان شاخص پراکسیداسیون لیپیدی و ظرفیت تام آنتی اکسیدانی (TAC) پس از مصرف آترواستاتین در بیماران مبتلا به گرفتگی عروق کرونر است.
    مواد و روش ها
    این مطالعه در 75 بیمار مبتلا به گرفتگی عروق کرونر تایید شده با آنژیوگرافی انجام شد. بیماران بر اساس مدت زمان مصرف آترواستاتین با دوز mg/day20 به سه گروه تقسیم شدند: 25 بیمار با مصرف کمتر از 6 روز، 27 بیمار با مصرف 6 تا 90 روز و 23 بیمار با مصرف بیش از 90 روز. اندازه گیری سطوح سرمی M DA و TCA بترتیب با روش تیوباربیتوریک اسید و بنزی انجام پذیرفت.
    یافته ها
    غلظت سرمی TAC در بیماران با دریافت بیش از 90 روز آترواستاتین mmol/l 0/101±0/830 در قیاس با گروه بیماران با دریافت کمتر از 6 روز mmol/l 0/076±0/0686 بطور معنی داری افزایش دارد (0/001=P) درحالیکه سطوح MDA در این بیماران بترتیب μmol/l 0/112±0/472 و μmol/l 0/43±0/73 بطور معنی دار کاهش می یابد (p=0.029).
    بحث و نتیجه گیری
    در نهایت یافته ها اشاره دارد که یک کاهش معنی دار سطوح سرمی MDA بعلاوه یک افزایش معنی دار TCAدر بیماران مبتلا به گرفتگی عروق کرونر با افزایش مدت زمان دریافت آترواستاتین در کاهش دادن استرس اکسیداتیو این بیماران همراه می باشد.
    کلیدواژگان: گرفتگی عروق کرونر، استرس اکسیداتیو، آترواستاتین
  • هما بابایی، آزاده جفرسته* صفحات 27-35
    مقدمه
    میزان زنده ماندن نوزادان نارس بستگی به سن داخل رحمی، وزن هنگام تولد و وضعیت آنها در هنگام بستری شدن در بیمارستان دارد. سیستم های نمره دهی مختلفی در جهت پیش بینی میزان مرگ و میر در نوزادان طراحی شده است. هدف از این مطالعه نیز بررسی ارزش سیستم نمره دهی CRIB II در پیش بینی مرگ نوزادان با وزن تولد کمتر از 1500 گرم می باشد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه توصیفی– تحلیلی که بمدت 8 ماه از شهریور ماه 1389 تا فروردین ماه 1390 انجام شد، نوزادان نارس بستری شده در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان امام رضا (ع) کرمانشاه که وزن تولد کمتر از 1500 گرم و سن داخل رحمی کمتر از 32 هفته داشتند و درطی 12 ساعت اول بعد از تولد بستری شده بودند بر اساس سیستم نمره دهی CRIB II، مورد ارزیابی قرار گرفتند.
    یافته ها
    از 136 نوزاد مورد مطالعه، 50 نوزاد (36/8%) زنده ماند و 86 نوزاد (63/2%) فوت نمود. میانگین نمره CRIB IIدر نوزادان زنده مانده 2/9±5/8 و در نوزادان فوت شده 2/9±9/8 بود (0/001< P). بر اساس AUC نمره CRIB IIتوانست در حدود 85% (92-77: CI)موارد مرگ را پیش بینی نماید. همچنین بر اساس منحنی ROC بهترین نقطه برش برای نمره CRIB II 6/5 تعیین گردید.
    بحث و نتیجه گیری
    مطالعه ما نشان داد که شاخص CRIB II دارای ارزش بالایی در پیش بینی مرگ نوزادان با وزن تولد کمتر از 1500 گرم می باشد
    کلیدواژگان: نوزاد نارس، مرگ و میر نوزادی، CRIB II
  • حسن احمدوند*، علی خسروبیگی، غلامرضا شهسواری، مریم هرمزی، فواد عبدالله پور، شاهرخ باقری صفحات 36-43
    مقدمه
    شیوع دیابت درجهان درحال افزایش است. هدف این تحقیق بررسی اثرات حمایتی سلنیت سدیم بر چربی هایی سرم و شاخص های آتروژنی سرم در موش های صحرایی نر دیابتی شده نوع یک تحت اثر آلوکسان است.
    مواد و روش ها
    به طور تصادفی سی عدد موش صحرایی نر نژاد اسپراگ به سه گروه تقسیم شدند. گروه اول کنترل، گروه دوم دیابتی درمان نشده و گروه سوم دیابتی درمان شده با سلنیت سدیم با دوز(mg/kg 1)گروه های دوم و سوم از طریق تزریق تتراهیدرات آلوکسان (mg/kg 120) دیابتی شدند. بعد از هشت هفته درمان حیوانات را بی هوش کرده و از آنها خون تهیه شد و میزان گلوکز خون، تری گلیسرید، کلسترول، لیپوپروتئین با چگالی کم (LDL)، لیپوپروتئین با چگالی خیلی کم (VLDL)، لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL) و شاخص های آتروژنی سرم اندازه گیری شد.
    یافته ها
    سلنیت سدیم باعث کاهش معنی دار میزان گلوکز خون، تری گلیسرید، کلسترول، LDL، VLDL، و شاخص های آتروژنی سرم در گروه دیابتی درمان شده با سلنیت سدیم شد. میزان HDL در گروه درمان شده به طور معنی داری افزایش یافت.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج بدست آمده از این مطالعه نشان داد که سلنیت سدیم اثرات مفیدی بر قند خون و میزان چربی هایی سرم و شاخص های آتروژنی موش های صحرایی دیابتی نوع یک دارد.
    کلیدواژگان: دیابت، سلنیت سدیم، چربی هایی سرم، شاخص های آتروژنی، موش صحرایی
  • پروین آستی *، سهیلا اکبری، مژگان مسعودی، خاطره عنبری صفحات 44-53
    مقدمه
    درسال های اخیر، مداخلات پزشکی در لیبر شایع شده است که استفاده از اکسی توسین برای تسریع در زایمان یکی ازآنها می باشد. متاسفانه تجویز بی رویه آن می تواند منجر به عوارض مادری و نوزادی شود. هدف این مطالعه، مقایسه سرانجام زایمان با اکسی توسین و خودبخودی در زنان باردارکم خطرمی باشد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه توصیفی- مقایسه ای، 395 زن با جنین تک قل، نمایش سر، زایمان طبیعی، درمرحله فعال زایمان وارد مطالعه شدند. 197 نمونه باتوجه به دستور پزشک اکسی توسین دریافت کردندکه درگروه زایمان با اکسی توسین و 198 نمونه بدون دریافت اکسی توسین درگروه زایمان خودبخودی قرارگرفتند. در دو گروه، برخی از پیامدهای مادری و نوزادی مانند عوارض مادری، نمره آپگار دقیقه اول و پنجم، ورود به بخش مراقبت های ویژه نوزادان و... بررسی شد.داده ها با استفاده از نرم افزار 15 SPSS و آزمون های تی، کای دو و من ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد اکسی توسین به طور قابل ملاحظه ای باعث افزایش میزان اپی زیاتومی، پارگی کانال زایمان، خونریزی بعد از زایمان، بستری نوزاد در بخش مراقبت های ویژه و کاهش نمره آپگار دقیقه اول و پنجم نوزاد شد که از نظر آماری ارتباط معنی دار بود (0/05 ˂P).
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که سرعت بخشیدن به روند زایمان یک روش امن نیست و میزان عوارض مادری و نوزادی را افزایش می دهد. بنابراین، در صورت وجود دلایل پزشکی می توان از آن استفاده کرد.
    کلیدواژگان: زایمان خودبخودی، اکسی توسین، پیامد، مادری، نوزادی
  • رجب رشیدی*، محمد الماسیان صفحات 54-61
    مقدمه
    اولین گام در راستای کنترل آلاینده ها، اندازه گیری و تجزیه آنهاست، زیرا بدون آگاهی کامل ازکیفیت و کمیت آلاینده ها امکان مقایسه با استاندارد های مربوطه و نهایتا کنترل آنها عملی نخواهد بود. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی و تعیین مقدار ترکیبات آلی فرار در هوای شهر خرم آباد انجام شد.
    مواد و روش ها
    این پژوهش یک مطالعه توصیفی می باشد. در کل از هوای شهر خرم آباد 144 نمونه هوا بطور تصادفی در طول سال گرفته شد. نمونه برداری با استفاده پمپ نمونه بردار محیطی و لوله های جاذب کربن فعال صورت گرفت. روش نمونه برداری بصورت تصادفی- مداوم در طول 24 ساعت شبانه روز بوده است. آماده سازی نمونه و استخراج آلاینده ها به وسیله حلال دی سولفید کربن انجام گرفت و تجزیه نمونه ها توسط دستگاه گاز کروماتوگرافی طیف سنج جرمی مجهز به ستون های مویی انجام گردید. تحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS-17و استفاده از آزمون آماری T انجام شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مجموع غلظت ترکیبات آلی فرار در هوای شهر خرم آباد μg/m3 1140/9 بوده که حدود 7 برابر بیشتر از حداکثر غلظت مجاز USEPA می باشد. همچنین یافته های تحقیق نشان داد که بطور کلی میانگین غلظت کلیه BTEX در نقاط مختلف شهر خرم آباد بیشتر از حد مجاز استاندارد EPA برای هوای تنفسی است. در مقایسه میانگین غلظت ترکیبات آلی فرار در هوای شهر خرم آباد در فصول گرم و سرد سال، نتایج آزمون آماری T نشان داد که بین غلظت بنزن و تولوئن و فصل سال رابطه معنی داری وجود دارد (p < 0.05). اما در خصوص سایر هیدرو کربن های شناسایی شده با وجود بیشتر بودن غلظت آنها در فصول گرم، رابطه معنی داری وجود نداشت.
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این پژوهش مبنی بر هفت برابر بودن غلظت ترکیبات آلی فرار در هوای شهر خرم آباد نسبت به استاندارد های جهانی، می توان نتیجه گرفت که پیشگیری از آلودگی هوا برای شهر خرم آباد ضروری است و نیازمند طراحی یک سیستم مدیریت مناسب، برنامه ریزی صحیح، سیستم پایش مداوم، و ارتقای سطح آگاهی مردم می باشد.
    کلیدواژگان: ترکیبات آلی فرار، آلودگی هوا، خرم آباد
  • علی قربانی رنجبری*، محمدرضا یاریار، فاطمه جویبار، نازنین قربانی صفحات 62-69
    مقدمه
    کاکوتی یکی از گیاهان دارویی سنتی است. از ترکیبات شیمیایی فعال و اصلی این گیاه ماده ای تحت عنوان Pulegone می باشد که اثرات ضد دردی و ضد التهابی آن به خوبی مشخص شده است. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی اثرات ضد دردی گیاه کاکوتی (Ziziphora tenuior L.) بومی منطقه سیرجان (پاریز) در موش آزمایشگاهی نر بالغ است.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش، پس از جمع آوری برگ و سرشاخه گیاه کاکوتی از منطقه سیرجان عصاره گیری به روش خیساندن صورت پذیرفت. فعالیت ضد دردی با استفاده از تست فرمالین مورد ارزیابی قرار گرفت. از 6 گروه موش های در نظر گرفته شده به 3 گروه، عصاره هیدروالکلی در غلظت های 50، 100 و 150 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن به صورت درون صفاقی تزریق شد. گروه کنترل بدون درمان و گروه شاهد حلال دارو یعنی سرم فیزیولوژی را به صورت داخل صفاقی دریافت نمود. گروه نیز مورفین را به میزان 10 میلی گرم برکیلوگرم دریافت نمود. در ادامه داده ها جمع آوری شد و با استفاده از نرم افزار آماری17 SPSS و آنالیز واریانس یک طرفه در سطح معنی داری 05/0P< مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد، تزریق درون صفاقی گیاه کاکوتی منطقه سیرجان (پاریز) در غلظت های 50، 100 و 150 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن همانند مورفین موجب کاهش فاز اولیه و ثانویه درد القا شده توسط فرمالین در موش نر بالغ می شود.
    بحث و نتیجه گیری
    داده های تحقیق نشان داد که گیاه دارویی کاکوتی، اثرات ضد دردی بر موش های کوچک آزمایشگاهی دارد و گیاه مذکور بایستی در درمان های آینده مورد توجه قرار گیرد و جایگزین مناسبی برای داروهای شیمیایی می باشد
    کلیدواژگان: کاکوتی، درد، تست فرمالین، موش آزمایشگاهی
  • سید ابراهیم حسینی*، سیده طاهره شجاعی، سید علی حسینی صفحات 70-78
    مقدمه
    دیابت از بیماری های شایع می باشد که جهت درمان و کنترل آن، روش های درمانی مختلفی مانند استفاده از داروهای طبیعی و یا اصلاح شیوه زندگی به بیماران توصیه می شود. از آن جا که استفاده از داروهای گیاهی نسبت به بسیاری از داروهای شیمیایی از عوارض کمتری برخوردارند، این مطالعه با هدف بررسی اثر عصاره دارچین بر میزان قند خون، انسولین و مقاومت به انسولین در موش های صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین انجام گردید.
    مواد و روش ها
    این تحقیق یک مطالعه تجربی است که بر روی 40 سر موش صحرایی نر بالغ انجام شد. نمونه ها طور تصادفی به 4 گروه شامل کنترل غیردیابتی، کنترل دیابتی و 2 دسته تجربی دریافت کننده دوز mg/kg60 عصاره دارچین به مدت 3 و 6 هفته تقسیم شدند. در پایان با خون گیری از قلب حیوانات میزان قند و انسولین، اندازه-گیری و با استفاده از اسکورHOMA مقاومت انسولینی مشخص گردید. نرمال بودن توزیع داده ها از طریق آزمون کالموگروف- اسمیرنوف و آنالیز نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS-20 و با کمک آزمون های ANOVA و توکی انجام گرفت. در نهایت 0/05≥P از نظر آماری معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که در گروه های دریافت کننده عصاره دارچین شاخص های قندی و انسولینی به طور معناداری اصلاح گردید (0/05˂P).
    بحث و نتیجه گیری
    دارچین احتمالا با داشتن ترکیبات فلاونوئیدی و آنتی اکسیدانی از طریق افزایش برداشت گلوکز توسط سلول های مختلف بدن و با کاهش سطح استرس اکسیداتیو باعث اصلاح شاخص های قندی و انسولینی خون شده است.
    کلیدواژگان: دارچین، گلوکز، انسولین، مقاومت انسولینی، موش صحرایی
  • عسل بانو فامیلی، رضا کچویی*، رضا میرنژاد، نورامیر مظفری، حسن میرحاج محمد آبادی صفحات 79-87
    مقدمه
    تشخیص گونه های نوکاردیای عامل نوکاردیوزیس در آزمایشگاه های روتین پزشکی بر پایه روش های فنوتیپی است که بسیار مشکل و اغلب طولانی و زمان بر است. هدف از این مطالعه شناسایی عوامل نوکاردیوزیس در نمونه های BAL بیماران مشکوک به سل مراجعه کننده به بیمارستان های تهران به روش PCR است.
    مواد و روش ها
    در طی 8 ماه تعداد 116 نمونه شستشوی برونش (BAL) از بیماران بستری در بیمارستان های بقیه الله (عج)، شریعتی و امام خمینی تهران جمع آوری گردید. استخراج DNA به روش فنل کلروفرم صورت گرفت. جهت انجام Duplex PCR از دو جفت پرایمر NG1 و NG2 اختصاصی جنس نوکاردیا و پرایمرهای BetF و BetR به عنوان ژن استفاده شد. به منظور شناسایی گونه عامل بیماری، محصولات PCR از روی ژل تخلیص و تعیین توالی گردید.
    یافته ها
    به روش مولکولی Duplex PCR، نوکاردیوزیس در 7 نمونه (6/03%) تشخیص داده شد. پس از تعیین توالی محصولات PCR، مشخص شد که گونه های جداسازی شده متعلق به گونه هایN. cyriacigeorgica (مورد6) و N.otitidiscaviarum (مورد1) می باشد.
    بحث و نتیجه گیری
    در مطالعه حاضر استخراج DNA گونه های نوکاردیا در نمونه شستشوی برونش به روش دستی و در حداقل زمان انجام گرفت که سابقه قبلی در ایران نداشت. همچنین بررسی در افراد مشکوک به سل صورت گرفت که به صورت محدود کار شده است، گونه N. cyriacigeorgica گونه غالب عامل نوکاردیوزیس بود که طی سال های اخیر معرفی شده است و باید در آزمایشگاه ها، مراکز درمانی و تحقیقاتی مد نظر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: نوکاردیا، واکنش زنجیره پلی مراز، لاواژ برونکو آلوئولار
  • فاطمه سادات سید نعمت الله روشن، حسن ناوی پور*، فاطمه الحانی صفحات 88-99
    مقدمه
    کم خونی فقرآهن شایعترین بیماری خونی درکودکان و نوجوانان می باشد و مانند سایر بیماری های مزمن کیفیت زندگی فرد مبتلا را تحت تاثیر قرار می دهد. مطالعه حاضر به منظور تعیین اثر الگوی توانمندسازی خانواده محور بر کیفیت زندگی دختران نوجوان مبتلا به کم خونی فقر آهن انجام گردیده است.
    مواد و روش ها
    این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی از نوع کاربردی است که با انتخاب60 دخترنوجوان مبتلا به کم خونی فقرآهن در دو گروه آزمون و کنترل از طریق نمونه گیری تصادفی انجام شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های اطلاعات دموگرافیک وکیفیت زندگی اختصاصی نوجوانان (KIDSCREEN-52) بود. الگوی توانمندسازی خانواده محور در گروه آزمون اجرا و آزمون ثانویه 1/5 ماه بعد از مداخله انجام شد. درنهایت 0/05˂P معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    قبل از مداخله میانگین امتیاز کیفیت زندگی نوجوان بین گروه آزمون و شاهد با آزمونt مستقل تفاوت معنی داری وجود نداشت در حالی که بعد از مداخله بین دو گروه با آزمون t مستقل اختلاف معنی داری از نظر میانگین نمرات کیفیت زندگی مشاهده گردید (0/000=P). همچنین با انجام آزمون t زوجی قبل و بعد از مداخله درگروه آزمون از نظر نمرات کیفیت زندگی تفاوت معنی داری مشاهده شد (0/000=P) در حالی که درگروه کنترل این اختلاف معنی دارنبود.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج پژوهش نشان داد که اجرای الگوی توانمندسازی خانواده محور در افزایش کیفیت زندگی دختران نوجوان مبتلا به کم خونی فقر آهن موثر بوده است.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، توانمند سازی خانواده محور، کم خونی فقر آهن، دختران نوجوان
  • مهدی محسنی*، فریده ملکشاهی، بابک هادیان، فرزاد ابراهیم زاده صفحات 100-109
    مقدمه
    بیماران نارسایی مرحله نهایی کلیه، درد ناشی از کانولاسیون های مکرر فیستول را به عنوان شدیدترین استرس حاصل از روند درمان و بزرگ ترین دغدغه زندگی خود می دانند. پرستاران به عنوان یکی از اهداف اساسی اقدامات خود، وظیفه تسکین این درد را بر عهده دارند. براین اساس، این مطالعه با هدف تعیین تاثیر دو داروی موضعی پیروکسیکام و املا بر شدت درد ناشی از کانولاسیون فیستول در بیماران همودیالیزی انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به روش کار آزمایی بالینی بر روی 75 بیمار مراجعه کننده به بخش دیالیز بیمارستان شهدای عشایر خرم آباد 1392 انجام شد. بیماران به صورت تصادفی به سه گروه A (پیروکسیکام)، گروه B (املا) و گروه C (پلاسبو) تقسیم شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه شامل سه بخش اطلاعات دموگرافیک، مقیاس دیداری اندازه گیری درد (VAS) و چک لیست عوارض جانبی احتمالی داروها بود. شدت درد حین کانولاسیون فیستول در سه گروه، در دو نوبت قبل و پس از مداخله اندازه گیری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری کروسکال والیس و من ویتنی و نرم افزار SPSS19 استفاده شد.
    یافته ها
    میانه کاهش شدت درد در گروه املا به وضوح بیشتر از دو گروه پیروکسیکام و پلاسبو بوده و این تفاوت معنی دار می باشد (0/001˂P) و در مورد مقایسه گروه پیروکسیکام و پلاسبو نیز مشخص شد که میانه کاهش شدت درد در گروه پیروکسیکام به مراتب بیشتر از گروه پلاسبو می باشد، ولی این مقدار در سطح معنی داری نبود.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که پماد املا در کاهش درد ناشی از کانولاسیون فیستول بیماران همودیالیزی از ژل پیروکسیکام موثر بوده است، لذا بر اساس نتایج این مطالعه می توان پیشنهاد نمود که از پماد املا به عنوان روشی آسان و با قابلیت کاربرد توسط خود بیمار، جهت کاهش درد حین کانولاسیون فیستول بیماران همودیالیزی استفاده شود.
    کلیدواژگان: پیروکسیکام، املا، درد، کانولاسیون فیستول، همودیالیز
  • اعظم فروغی پور*، رخساره معمار صفحات 110-117
    مقدمه
    بیماری مولتیپل اسکلروزیس (MS) مهمترین بیماری تخریب غشاء میلین می باشد. برای علت آن یک پایه خودایمنی شناخته شده و نیز مطالعات نیز نشان داده است که تغییرات هورمونهای جنسی از جمله تستوسترون نقشی در این مکانیسم دارد. هدف این مطالعه تعیین این تغییرات و رابطه آن با شدت بیماری می باشد.
    مواد و روش ها
    32 بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در این مطالعه مقطعی انتخاب شدند و با تعداد 60 نفر سالم بعنوان گروه کنترل همسان سازی شدند و میزان سرمی هورمون تستوسترون در هر دو گروه به طور تصادفی در دو مرحله لوتئال و فولیکولی سیکل قاعدگی تعیین و سپس رابطه میزان هورمون با شدت بیماری بررسی گردید.
    یافته ها
    در این مطالعه سطح سرمی تستوسترون در بیماران در طی مرحله فولیکولی 0/3±0/0461 و گرم در هر میلی لیتر بود در مقایسه گروه کنترل 0.40 ±0.82 (P=0.011) و در طی مرحله لوتئال 0/7 ±0/58 نانوگرم در هر میلی لیتر بود در مقایسه گروه کنترل0/3±0/88 (P=0.03) مشاهده شد. بنابراین میانگین میزان سرمی تستوسترون از نظر آماری تنها در هر دو مرحله لوتئال و فولیکولی سیکل قاعدگی به طور معنی داری پایین می باشد (0/05>P)، ولی ارتباطی با شدت بیماری ملاحظه نشد.
    بحث و نتیجه گیری
    تستوسترون ارتباط مثبتی با بیماری ام اس دارد. بنابراین مطالعات دیگری در جهت بررسی ارتباط و تآثیر سیستم آندوکرین در علت و درمان بیماری ام اس باید انجام گیرد.
    کلیدواژگان: بیماری ام اس، تستوسترون، مرحله فولیکولی، مرحله لوتئال
|
  • Ali Sheikhain, Khadigeh Aliabadi, Leila Roein, Manijeh Hooshmandja * Pages 5-17
    Background
    Nowadays, e-Learning is considered as one of the effective media of education. Since there is a tendency to implement this project at Lorestan university of medical sciences, the current study aimed to investigate the feasibility of implementing e-Learning project at this university from the perspective of professors, students, managers and executive staff in 2012-13.
    Materials And Methods
    The study design was descriptive and cross sectional. Using stratified random sampling, 316 students, 84 faculty members and 13 managers and staff were selected by census method. In order to collect data, Darab Multidimensional Questionnaire (DMQ) (readiness of training and technical experience, cultural readiness, readiness of equipment, readiness of communication network, readiness of regulations, readiness of human resource, readiness of management, readiness of training policies, readiness of security and readiness of support) was used. The validity and reliability of the instrument were obtained using content validity and Cronbach's alpha (0.82), respectively.
    Results
    Readiness of training and technical experience, cultural, equipment, readiness of communication network, human resource, management, training policies, security, and support in the university is not at the desirable level; however, readiness of regulations is at the desirable level.
    Conclusion
    There is currently no readiness required for the implementation of e-Learning project and that the relevant infrastructures should be provided to promote the current situation.
    Keywords: Feasibility Study, E, learning, Distance education, Distance learning, Lorestan university of medical sciences
  • Gholamreza Shahsavari, Aram Tootabi, Amir Raoufi * Pages 18-26
    Background
    Oxidative stress is involved in the pathogenesis of many diseases. Conditions of oxidative stress and antioxidant imbalance plays a major role in the occurrence and development of atherosclerosis. The main objective of this study is to evaluate serum levels of malondialdehyde (MDA) as an index of lipid peroxidation and total antioxidant capacity (TAC) after consumption of atorvastatin in coronary artery stenosis patients.
    Materials And Methods
    This study was carried out on 75 patients with angiographically proven coronary artery stenosis. The patients with coronary artery stenosis were divided into the following 3 groups according to consumption duration of atorvastatin: 25 patients were classified statins consume less than 6 days, 27 patients taking statins for 6 to 90 days, and 23 patients taking statins for more than 90 days. The levels of serum MDA and TAC were measured by thiobarbituric acid and Benzie methods, respectively.
    Results
    The serum TAC concentrations of patients taking statins for more than 90 days(0.83 ± 0.101 mmol/l) were significantly increased (p=0.001) compared with patients that atorvastatin consume less than 6 days (0. 686 ± 0.076 mmol/l) while the levels of MDA decreased significantly (p<0.029), 0.472 ± 0.112 µmol/l and 0.73 ± 0.43 µmol/l, respectively.
    Conclusion
    In conclusion, results indicate that a significant reduction of plasma MDA levels as well as a significant enhancement of TAC in coronary artery stenosis patients with long time receiving atorvastatin contribute to the lowering oxidative stress in this patients.
    Keywords: Coronary artery stenosis, Oxidative stress, Statin
  • Homa Babaei, Azadeh Jafrasteh * Pages 27-35
    Background
    The survival rate of premature newborns depends on gestational age, birth weight and condition when they are hospitalized. Different scoring systems to predict mortality in newborns has been designed. The purpose of this study was to evaluate value of CRIB II scoring system in predicting mortality rate of infants with birth weights less than 1500 grams.
    Material And Methods
    In this 8 month cross - sectional study (September 2010 to April 2010) which was conducted in the NICU of Imam Reza hospital in Kermanshah, preterm newborns with birth weight less than 1500 gr and gestational age less than 32 weeks who were admitted within 12 hours after birth in the NICU, were evaluated based on CRIB II scoring system.
    Results
    50 neonates out of 1360 (36.8%) survived and 86 neonates(63.2%) died. Average CRIB II score in newborn survived was 5.8±2.9 and in infants died was 9.8±2.9 (p <0.0001). Based on the AUC, the CRIB II score could predict about 0.85 (CI: 0.77-0.92) of mortality. Also based on the ROC curve cut-off point for scoring CRIB II, was 6.5.
    Conclusion
    Our study showed that CRIB II has a high value(about %85) in predicting mortality in newborns with birth weights less than 1500 grams.
    Keywords: Preterm newborn, Neonatal mortality, CRIB II
  • Hasan Ahmadvand *, Ali Khosrowbeygi, Gholamreza Shahsavari, Maryam Hormozi, Foad Abdolahpour, Shahrokh Bagheri Pages 36-43
    Background
    The prevalence of diabetes is rising in the world. The aim of this study was to determine the possible protective effect of sodium selenite on serum lipid profile and atherogenic indexes in Alloxan-induced Type 1 diabetic rats.
    Materials And Methods
    Forty Sprage-dawley male rats were divided into four groups randomly; group one, as control, group two, sham (control treated with sodium selenite (1mg/kg)), group three, diabetic untreated, and group four, treated with sodium selenite (1mg/kg), respectively. Diabetes was induced in the second and third groups by alloxan injection subcutaneously. After 8 weeks, animals were anaesthetized, blood samples were also collected before killing to measure the blood glucose, triglyceride, cholesterol, LDL, VLDL, HDL and serum atherogenic indexes.
    Results
    Sdium selenite inhibited a significant decrease of BG, TG, C, LDL and VLDL. HDL level. Sodium selenite inhibited significantly serum atherogenic indexes level.
    Conclusion
    This study showed that sodium selenite exerts beneficial effects on the BG, lipid profile and atherogenic indexes in alloxan-induced Type 1 diabetic rats.
    Keywords: Diabetes, Lipid profile, Atherogenic indexes, Sodium selenite, Rat
  • Parvin Asti *, Sohela Akbari, Mojghan Masoudi, Khatereh Anbari Pages 44-53
    Background
    Medical interventions in labor have been common in recent years. Oxytocin is amongst them which is used to speed delivery. Unfortunately the indiscriminate administration of it could lead to maternal and infant complications. The aim of this study was to compare labor outcome with oxytocin and spontaneous delivery in low risk pregnant women.
    Materials And Methods
    In this descriptive – comparative study, 395 women with single fetus, cephalic presentation, normal delivery, in the active phase of labor were selected. 197 of the cases, as Oxytocin group, received oxytocin by physician,s order during their labor and 198 of the samples, as the second group, had spontaneous vaginal delivery. In both groups, some of the maternal and neonatal outcomes including: maternal morbidity, Apgar score at minutes one and five, admitted in neonatal intensive care unit and were studied.Data were analyzed using SPSS 16, t-test, Chi-square and Mann Whitney tests.
    Results
    The findings showed that oxytocin significantly increased rates of episiotomy, laceration, post partum hemorrhage, hospitalization of neonate in intensive care unit and reduction of Apgar score at minutes one and five that were statistically significant (p <0.05).
    Conclusion
    The results showed that the acceleration of delivery is not a safe method and increases the rate of maternal and infant complications. Therefore, it should be used in the case of medical necessities.
    Keywords: Spontaneous labor, Oxytocin, Outcomes, Maternal, Newborn
  • Rajab Rashidi *, Mohammad Almasian Pages 54-61
    Background
    The first step in controlling pollutants is to measure and analyze them, because comparing them with standards and practically controlling them will not become possible without full awareness of the qualities and quantities of pollutants. The present study was conducted to assess and determine the amount of volatile organic compounds in the air in Khorramabad, Iran. Methods and Materials: The present research is a descriptive study. On the whole, a total of 144 samples were randomly taken from the air in Khorramabad during one year. Sampling was done through an environmental sampling pump and activated carbon absorbent tubes. The sampling method the continuous random 24-hour type. The preparation of the samples and the extraction of the pollutants were carried out by solvent carbon disulfide. The samples were analyzed using Gas Chromatography – Mass Spectrometry (GC-MS) device equipped with capillary columns. Data analysis was conducted using SPSS 17 and t-tests.
    Results
    The results of the present study showed that the total concentration of the volatile organic compounds (VOCs) in the air of Khorramabad was 1140.9 µg/m3, which was about 7 times greater than the maximum acceptable amount set by USEPA (United States Environmental Protection Agency). Additionally, the findings of the present research indicate that, totally the mean concentration of all volatile organic compounds in different areas of the city of Khorramabad was higher than the permissible level set by EPA for breathable air. The comparison of the mean concentration of VOCs in the air in Khorramabad in the warm and cold seasons using the t-test indicated that there is a significant relationship between the concentrations of benzene and toluene and the season of the year (p < 0.05). But for the other identified hydrocarbons no significant relationship was found despite the fact that they have higher concentrations during the warm season.
    Conclusion
    Regarding the results of this study which indicated that the concentration of the VOCs in the air of Khorramabad is seven times greater than the amount set by international standards, it can be concluded that taking action to prevent the contamination of the air in Khorramabad is absolutely essential and calls for the design of an appropriate management system, proper planning, a continual monitoring system, and enhancement of the level of awareness of the people.
    Keywords: Volatile organic compounds, Air pollution, Khorramabad
  • Ali Ghorbani Ranjbary *, Mohamadreza Yaryar, Fatemeh Joybar, Nazanin Ghorbani Pages 62-69
    Background
    Ziziphora tenuior is one of the traditional medicinal plants. The main active chemical compounds in this plant is Pulegone that its anti-inflammatory and its analgesic effects is well specified. In the present study, the analgesic effects of Ziziphora tenuior native of Sirjan zone (underflow) on the adult male mice was studied.
    Materials And Methods
    In this study, after collecting leaf and twigs in Sirjan zone, The extract of Ziziphora tenuior was prepared by soaking method. Action of analgesia was evaluated using the formalin test. Hydro alcoholic extract at concentrations of 50, 100 and 150 mg per kg of body weight, was injected intraperitoneally. The control group had no treatment, and case group received drug solvent, normal saline intraperitoneally, and group 6 received morphine to rate of 0/2 mg kg. The data gathered and analyzed by SPSS 17 software and ANOVA statistical test in a significant level (P<0/05).
    Results
    The results of this study showed that in adult male rats intraperitoneal injection of Ziziphora tenuior of Pariz zone (Sirjan) at concentrations of 50, 100 and 150 mg kg as morphine reduced the primary and secondary phases of pain which induced by formalin.
    Conclusion
    The data showed that the medicinal herb of Ziziphora tenuior, has analgesic effects on mice and this plant should be considered in future treatments and it can be a good alternative to chemical drugs.
    Keywords: Ziziphora tenuior, Pain, Formalin test, Mice
  • Sebrahim Hosseini *, Staereh Shojaei, Sali Hosseini Pages 70-78
    Background
    Diabetes is a common disease that for its treatment and control different methods are recommended such as the use of natural remedies and lifestyle modification. Since the use of herbal medicines have less side effects than many chemical drugs, hence, this study aimed to investigate the effect of cinnamon extract on blood glucose, insulin and insulin resistance in diabetic rats with streptozotocin.
    Materials And Methods
    This experimental study was conducted on 40 adult male rats, that were randomly divided into 4 groups including non diabetic control, diabetic control and two experimental groups receiving doses 60mg/kg of cinnamon extract for 3 and 6 weeks. At the end, by phlebotomizing of rat's heart, blood glucose and insulin were measured and using HOMA score insulin resistance was measured. To be normal data distribution, Kolmogorov-Smirnov test was done and data analyzed by SPSS-20 software and ANOVA and post hoc Tukey tests.
    Results
    The results showed that in the group receiving the cinnamon extract, glycemic and insulin indexes were significantly adjusted.
    Conclusion
    Cinnamon is probably due to have flavonoid and antioxidant compounds with antioxidant by increasing glucose uptake via the different body cells and due to reduction of oxidative stress level led to adjust glycemic and insulin indexes of blood
    Keywords: Cinnamon, glucose, insulin, insulin resistance, Rat
  • Asalbanoo Famili, Reza Kachuei *, Reza Mirnejad, Nooramir Mozafari, Hasan Mirhaj Mohammad Abadi Pages 79-87
    Background
    Identification of Nocardia spp. in routine medical laboratories is based on phenotypic methods that is often time- consuming. The objective of this study was to diagnose Nocardia agents by PCR technique in BAL samples of patients with suspected tuberculosis admitted to hospitals in Tehran.
    Materials And Methods
    In this study, 116 BAL samples of patients admitted in Baqiyatallah, Imam Khomeini and Shariati hospitals were collected within 8 months. Nocardia DNA was extracted by phenol-chloroform protocol. In Duplex PCR, primers NG1 and NG2 were used to amplify a Nocardia genus- specific 598-bp fragment of 16S rRNA gene. BetF and BetR primers were used as housekeeping gene to amplify 204-bp fragment. Gel-purified PCR products were sequenced.
    Results
    Using Duplex PCR, 7 (%6.03) samples were positive for Nocardia spp.. Sequencing results showed that the species identified were N.cyriacigeorgica (6 case) and N. otitidiscaviarum (1 case).
    Conclusion
    In the present study, DNA extracted from Nocardia Spp. in BAL specimens by manual method during minimum time which had not previous record in Iran. The study also was carried out on patients with suspected tuberculosis which restricted work has already been done on them. In this study, N. cyriacigeorgica was dominant species that has been introduced during recent years, which should be considered in clinical laboratories and research centers.
    Keywords: Nocardia spp, PCR, Bronchoalveolar lavage (BAL)
  • Fatemeh Alsadat Seyed Nematollah Roshan, Hasan Navipor *, Fatemeh Alhani Pages 88-99
    Background
    Iron deficiency anemia is the most common hematological disease in children and adolescents and like other chronic diseases affects patient's quality of life. The present study has been done in order to investigate the effect of family centered empowerment model on the quality of life of adolescent girls with iron deficiency anemia.
    Materials And Methods
    The present semiexperimental practical research was performed by choosing 60 adolescent girls with iron deficiency anemia in test and control groups through random sampling. The research tools included the questionnaires of demographic information and the adolescent quality of life (KIDSCREEN-52). The family centered empowerment model was implemented in test group and the post test was carried out 1.5 month after the end of intervention.
    Results
    Before the intervention independent t-test showed that there was no significant difference in the quality of life in adolescent girls between case and control groups(P=0.473)While, after the intervention independent t-test showed a significant difference between the two groups from viewpoint of mean scores of life quality (P=0.000). Also, the paired t-test showed a significant difference before and after intervention in case group from view point of scores of the quality of life(P=0.000) While, this difference was not significant in control group (P=0.085).
    Conclusion
    The findings showed that the family centered empowerment model was effective on increasing the quality of life in adolescent girls with iron deficiency anemia.
    Keywords: Quality of life, Family centered empowerment, Iron deficiency anemia, Adolescent girls
  • Mehdi Mohseni *, Faredeh Malekshahi, Babak Hadian, Farzad Ebrahim Zadeh Pages 100-109
    Background
    Patients with end-stage renal failure, consider recurrent fistula cannulation pain as the most severe stress, resulted from the treatment process, and a major concern of their life. Nurses as one of the main targets of their actions, have a duty to relieve the pain. Accordingly, this study was conducted to determine the effectiveness of two topical piroxicam and EMLA on fistula cannulation pain intensity in hemodialysis patients.
    Materials And Methods
    This clinical trial study was conducted on 75 patients referred to dialysis ward in Khorramabad Shohada hospital in 2013. Patients were randomly divided into three groups: group A (piroxicam), group B (EMLA) and group C (placebo). Data collection tools included demographic information, Visual Analogue Scale (VAS) and a checklist for possible side effects of the drugs. Pain intensity during fistula cannulation was measured in the three groups on two occasions, before and after the intervention. The collected data were then analyzed using Mann-Whitney and Kruskal-Wallis tests and SPSS19 software.
    Results
    The median pain intensity before and after the intervention in the three groups, was significantly different (p <0/001). The highest median pain intensity reduction was in the EMLA, piroxicam and placebo groups respectively. In addition, a short term side effect (blanching) in 16% of the subjects was detected in EMLA group.
    Conclusion
    The results showed that EMLA cream was more effective than piroxicam gel in reducing the pain intensity of fistula cannulation in dialysis patients. Therefore, our study recommends to use EMLA cream as an easy method with ability to work by patients, to reduction pain during fistula cannulation in hemodialysis patients.
    Keywords: Piroxicam, EMLA, Pain, Cannulation, Fistula, Hemodialysis
  • Azam Foroughi Pour *, Rokhsareh Meamar Pages 110-117
    Background
    Multiple Sclerosis (MS) is the most common demyelinating disease. An autoimmune basis has been confirmed for pathogenesis of MS, and studies have shown that sex hormones such as testosterone may play a role in the disease mechanism. The purpose of this study was to survey these changes in MS patients.
    Materials And Methods
    31 MS patients were included in this cross-sectional study and matched with 60 healthy coses as control group. The serum testosterone level of both groups were randomly determined in follicular and luteal phases. Then the testosterone hormone levels and their correlation with the disease were studied.
    Results
    In this study, testestrone level in patients was 0.461 ± 0.3 ng/ml in the follicular phase compared to controls with mean level of 0.82 ± 0.4 ng/ml(pv=0.011). Mean testestrone level in female patients was 0. 58 ± 0.7 ng /ml in the luteal phase compared to controls with mean level of 0.88± 0.3 ng/ml (pv = 0.03). Patients with MS had significantly lower testosterone, in the follicular and luteal phase, but no relation with the disease was observed.
    Conclusion
    Testestrone has a positive relation with MS. Further studies to determine the cause of relation and effect of endocrine system on MS pathogenesis and treatment are suggested.
    Keywords: Multiple Sclerosis, Testestrone, Follicular phase, Luteal phase