فهرست مطالب

  • سال شانزدهم شماره 2 (پاییز و زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/11/30
  • تعداد عناوین: 10
|
  • جواد محمدمرادی، علی اکبر خادم، سید احمد حسینی، آرش وشکینی، علی اسدی الموتی، عبدالله محمدی سنگ چشمه* صفحات 75-83
    غلظت های صفر تا 200 میکرومولار اسید آلفا-لینولنیک (آلفالین) برای مطالعه اثر این اسید چرب بر بلوغ هسته ای اووسایت ها تعیین شد. اووسایت های بز در حضور غلظت های صفر (شاهد)، 10، 50، 100 و 200 میکرومولار آلفالین برای بلوغ کشت داده شدند. بیشترین درصد بلوغ برون تنی با افزودن 50 میکرومولار آلفالین به محیط کشت اووسایت ها حاصل شد (P<0.05). پس از پارتنوژنز/ لقاح برون تنی اووسایت ها، درصد تسهیم و درصد تولید بلاستوسیست اووسایت ها نیز در روزهای سوم و هشتم پس از کشت ثبت شد. میزان آپاپتوز سلول های بلاستوسیست نیز ارزیابی شد. پس از پارتنوژنز، درصد تسهیم اووسایت هایی که محیط کشت آن ها حاوی50 میکرومولار آلفالین بود تفاوتی با شاهد نداشت، ولی درصد تولید بلاستوسیست ها در این گروه بالاتر بود (P<0.05). پس از لقاح برون تنی، درصد تسهیم و درصد تولید بلاستوسیست گروه 50 میکرومولار آلفالین بیشتر از گروه شاهد بود (P<0.05). همچنین، بلاستوسیست های گروه 50 میکرومولار آلفالین، سلول های بیشتر و آپوپتوز سلولی کمتری در مقایسه با گروه شاهد داشتند (P<0.05). نتایج این پژوهش نشان داد که اضافه کردن 50 میکرومولار آلفالین به محیط کشت بلوغ برون تنی اووسایت های بز راندمان بلوغ هسته ای، درصد تسهیم، درصد تولید بلاستوسیست و کیفیت آن ها را افزایش می دهد.
    کلیدواژگان: آپوپتوز، آلفا، لینولنیک اسید، اووسایت بز، بلاستوسیست
  • بهریه شاهی، رسول پیرمحمدی*، عبدالرحمان امینی صفحات 85-92
    هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی آثار سطوح مختلف اسانس لیموترش بر قابلیت هضم مواد مغذی، متابولیت های خونی و تخمیر شکمبه ای در گوساله های نر هلشتاین بود. به این منظور، چهار اساس گوساله نر هلشتاین فیستوله گذاری شده (میانگین وزن بدن 20±650 کیلوگرم) برای پنج دوره هفده روزه و در قالب طرح بلوک کامل تصادفی چرخشی به پنج جیره آزمایشی شامل شاهد با سطوح 600، 800 و 1000 میلی گرم در روز اسانس لیموترش و شاهد با 300 میلی گرم در روز موننسین اختصاص داده شد. قابلیت هضم ظاهری ماده آلی در جیره حاوی 1000 میلی گرم در روز اسانس لیموترش از سایر تیمارها بالاتر بود (P<0.05). تیمارهای آزمایشی بر قابلیت هضم ماده خشک، پروتئین خام، چربی خام، فیبر نامحلول در شوینده خنثی و فیبر نامحلول در شوینده اسیدی اثری نداشت. اثر تیمارها بر غلظت گلوکز، لیپوپروتئین های با چگالی بالا، آلبومین، پروتئین کل، کراتینین، تری گلیسیرید و اوره معنادار نبود، ولی میزان کلسترول و غلظت بتاهیدروکسی بوتیرات در سرم تیمار شاهد بیش از سایر تیمارها بود (P<0.05). غلظت پروپیونات در مایع شکمبه حیواناتی که 1000 میلی گرم اسانس لیموترش دریافت کردند نسبت به تیمار شاهد بیشتر ولی غلظت بوتیرات آن ها از تیمار شاهد کمتر بود (P<0.05). نتایج آزمایش نشان داد که افزودن 1000 میلی گرم اسانس لیموترش بر قابلیت هضم ماده آلی، خصوصیات تخمیری شکمبه و غلظت بتاهیدروکسی بوتیرات خون گوساله های نر هلشتاین تاثیر مثبت دارد.
    کلیدواژگان: اسانس لیموترش، اسیدهای چرب فرار، فراسنجه های خونی، فیستولا، لیمونین
  • نسرین حسین پور، محمدعلی نوروزیان*، احمد افضل زاده صفحات 93-101
    این مطالعه به منظور بررسی اثر منابع مختلف مکمل آلی و معدنی مس بر فراسنجه های تولید گاز و قابلیت هضم مواد مغذی در بره های نر زندی انجام شد. در آزمایش اول، هجده راس بره نر (میانگین وزن 17.53±1.62 کیلوگرم) در قالب طرحی کاملا تصادفی در سه گروه شش راسی، در جایگاه های انفرادی به مدت هفتاد روز پروار شدند. تیمارها شامل شاهد (جیره پایه بدون مکمل مس)، جیره پایه به همراه 10 میلی گرم مس در کیلوگرم ماده خشک جیره به شکل پروتئینات و جیره پایه به همراه 10 میلی گرم مس در کیلوگرم ماده خشک جیره به شکل سولفات بود. تغذیه بره ها با جیره های حاوی مکمل مس میانگین افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل خوراک مصرفی را بهبود بخشید، ولی تاثیری بر مصرف خوراک نداشت. قابلیت هضم ماده خشک، ماده آلی، پروتئین خام و ADF در بره هایی که از جیره مکمل شده با مس آلی تغذیه شدند، نسبت به بره های سایر تیمارها بیشتر بود (P<0.01). در آزمایش دوم، میزان انرژی سوخت وسازی جیره های آزمایش اول برآورد و تاثیر منبع مس بر فراسنجه های تولید گاز بررسی شد. نرخ تولید گاز (c) در بین تیمارهای آزمایشی معنادار نبود اما پتانسیل تولید گاز (b) در تیمارهای حاوی مکمل مس بیشتر از تیمار شاهد بود (P<0.05). براساس نتایج تحقیق حاضر، افزودن مکمل مس به شکل آلی به جیره بره های پرواری از طریق بهبود قابلیت هضم مواد مغذی باعث بهبود عملکرد می شود.
    کلیدواژگان: بره زندی، تولید گاز، عملکرد، قابلیت هضم، مس آلی
  • فرزاد باقرزاده کاسمانی*، سمیرا امیدی کیا، حمیدرضا میرزایی، مهران مهری صفحات 103-111
    به منظور بررسی تاثیر افزودن پودر برگ مریم گلی (Salvia mirzayanii) به جیره در عملکرد، خصوصیات لاشه، وزن نسبی اندام های داخلی و جمعیت میکروبی روده های کور جوجه های گوشتی آزمایش انجام شد. تعداد 200 قطعه جوجه گوشتی یک روزه با پنج سطح مریم گلی (صفر، 25/0، 5/0، 75/0 و 1 درصد) در دامنه سنی یک تا 42روزگی تغذیه شدند. در دوره سنی یک تا 21روزگی، پرندگانی که 1 درصد پودر برگ مریم گلی در جیره خود دریافت کردند، مصرف خوراک و افزایش وزن کمتر و ضریب تبدیل بالاتری داشتند (0/05>P). در دوره سنی 22 تا 42روزگی و کل دوره پرورش (یک تا 42روزگی) ضریب تبدیل غذایی در پرندگان تغذیه شده با جیره حاوی 0/5 درصد پودر برگ مریم گلی، در مقایسه با گروه شاهد به طور معناداری کاهش یافت (0/05>P). بازده لاشه و وزن نسبی عضله سینه در پرندگان تغذیه شده با جیره حاوی 1 درصد برگ مریم گلی کمتر از سایر تیمارها بود (0/05>P). جمعیت باکتری های اسید لاکتیک در روده های کور پرندگانی که جیره حاوی 0/25 و 0/5 درصد مریم گلی مصرف کردند، در مقایسه با پرندگان شاهد افزایش یافت (0/05>P). تغذیه جیره های حاوی سطوح بالاتر از 0/5 درصد مریم گلی، جمعیت کلی فرم ها را در روده های کور نسبت به پرندگان شاهد کاهش داد (0/05>P). براساس نتایج تحقیق حاضر، افزودن 0/5 درصد پودر برگ مریم گلی به جیره جوجه های گوشتی، ضمن بهبود ترکیب فلور میکروبی روده های کور، عملکرد رشد را بهبود می بخشد.
    کلیدواژگان: جمعیت میکروبی، جوجه گوشتی، عملکرد، مریم گلی
  • حمید رضا خواجوی، محمد امیر کریمی ترشیزی*، حامد احمدی صفحات 113-122
    به منظور ارزیابی اثر تغذیه سطوح مختلف مکمل ورمی هوموس (به منزله منبع اسید هیومیک) بر عملکرد جوجه گوشتی، آزمایشی با استفاده از 240 قطعه جوجه گوشتی (راس 308) در قالب طرحی کاملا تصادفی با چهار تیمار (شامل سطوح صفر، 0/5، 1 و 1/5 درصد ورمی هوموس) و پنج تکرار و تعداد دوازده قطعه جوجه در هر تکرار به مدت 42 روز اجرا شد. اثر تیمارهای آزمایشی بر عملکرد، بازده لاشه، وزن نسبی اندام های داخلی، غلظت کلسیم و فسفر سرم و میزان خاکستر استخوان درشت نی معنا دار نبود. افزایش سطح ورمی هوموس تا 1 درصد جیره باعث کاهش خطیpH گوشت سینه شد (0/05>P)، اما در سطح 1/5 درصد pH را افزایش داد. سطوح 1 و 1/5 درصد مکمل ورمی هوموس در جیره مقدار pH گوشت ران را در مقایسه با گروه های شاهد و 0/5 درصد افزایش داد (P<0.01). غلظت مالون دی آلدئید در گوشت ران تازه و نگهداری شده با افزایش سطح مکمل ورمی هوموس در جیره به طور خطی کاهش یافت، اما در گوشت سینه به صورت درجه دو تغییر کرد (P<0.01). با افزایش سطح مکمل ورمی هوموس در جیره، میزان ظرفیت نگهداری آب به طور خطی افزایش یافت (P<0.01). افزودن 1 درصد ورمی هوموس در جیره، سبب بهبود رنگ، بو، آبداری و پذیرش کلی عضله سینه در مقایسه با تیمار شاهد شد (0/05>P)، اما بر صفات حسی گوشت ران اثر نداشت. براساس نتایج تحقیق حاضر، تغذیه مکمل ورمی هوموس تا سطح 1 درصد جیره بدون کاهش عملکرد سبب بهبود کیفیت، طعم و مزه گوشت سینه می شود.
    کلیدواژگان: اسید هیومیک، ظرفیت نگهداری آب، کیفیت گوشت، ورمی هوموس، ویژگی های حسی
  • ایران خدادادی، طاهره محمدآبادی*، مرتضی چاجی، محسن ساری صفحات 123-135
    این آزمایش برای بررسی اثر سطوح گوناگون پنیرک (صفر، 20، 40، و 60 میلی گرم در کیلوگرم علوفه آتریپلکس) بر تجزیه پذیری و فراسنجه های تخمیر علوفه آتریپلکس در شتر تک کوهانه انجام گرفت. فراسنجه های تخمیر با تکنیک تولید گاز و قابلیت هضم آزمایشگاهی با روش هضم دومرحله ای به کمک دو نفر شتر تک کوهانه ماده دوساله دارای فیستولای شکمبه اندازه گیری شد. افزودن پنیرک در دو سطح 40 و 60 میلی گرم در کیلوگرم علوفه موجب افزایش معنی دار حجم گاز تولیدی از علوفه آتریپلکس شد (0/05>P)، ولی ثابت نرخ تولید گاز تحت تاثیر افزودن پنیرک قرار نگرفت. اضافه کردن پنیرک (60 میلی گرم در کیلوگرم) به آتریپلکس میزان عامل جداکننده، تولید توده میکروبی، راندمان تولید توده میکروبی، و ماده آلی واقعا هضم شده را به طور معنی داری کاهش داد (0/05>P). افزودن 40 و 60 میلی گرم در کیلوگرم پنیرک به علوفه آتریپلکس pH محیط های کشت را کاهش داد (0/05>P). در مقایسه با تیمار شاهد بالاترین غلظت نیتروژن آمونیاکی مربوط به تیمار حاوی 20 میلی گرم در کیلوگرم پنیرک (11/73 میلی گرم در 100 میلی لیتر) بود (0/05>P). همچنین این تیمار بیشترین هضم پذیری NDF را در مقایسه با تیمار شاهد داشت (0/5>P). افزودن پنیرک در سطوح 20، 40، و 60 میلی گرم در کیلوگرم به آتریپلکس موجب افزایش تراکم گونه های پروتوزوئرها در زمان های 12 و 24 ساعت در مقایسه با 48 ساعت انکوباسیون شد (0/05>P). گونه های دیپلودینیوم کملی، دیپلودینیوم مگی، اپیدینیوم ایکوداتوم، و یودیپلودینیوم مگی در تیمارهای حاوی پنیرک تراکم بالاتری داشتند (0/05>P). براساس نتایج تحقیق حاضر، تخمیر بالای پنیرک می تواند به بهبود قابلیت هضم و تولید گاز علوفه آتریپلکس در جیره شتر تک کوهانه بیانجامد.
    کلیدواژگان: آتریپلکس، پروتوزوئرها، پنیرک، تولید گاز، قابلیت هضم
  • حسین غلامی*، محمدرضا کیانزاد صفحات 137-145
    برای انجام پژوهش حاضر، از تعداد 200 راس میش نژاد زل دو تا چهارساله، به صورت پرورش خالص زل و تلاقی استفاده شد. 30 راس بره نر و 30 راس بره ماده (خالص و آمیخته) حاصل از میش ها، در گروه های مجزا برای سه دوره 75، 100، و 125 روزه پروار شدند. در انتهای هر دوره پروار، 10 راس بره از هر جنس ذبح و لاشه آنها تفکیک شد. تفاوتی بین بره های خالص زل و تلاقی شال×زل و همچنین بین بره های نر و ماده، از نظر بازده لاشه، درصد گوشت لخم، و درصد استخوان در دوره های متفاوت پروار، مشاهده نشد. در هر سه دوره پروار، درصد چربی لاشه در بره های نر زل و ماده شال×زل کمتر از سایر گروه ها بود (P<0.05). وزن شیرگیری بره های آمیخته و وزن آنها در انتهای دوره پروار به ترتیب 22 و 26 درصد بیشتر از بره های خالص زل بود (P<0.05). در شرایط پرورش صنعتی این آزمایش، با تیمار بره های زل خالص، 5382 کیلوگرم و در تیمار بره های آمیخته (شال×زل) 6774 کیلوگرم وزن زنده تولید شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که پرورش بره های نژاد خالص زل و یا آمیخته های آن در شرایط صنعتی (متمرکز) اقتصادی و به سود دامدار خواهد بود.
    کلیدواژگان: پرورش خالص، تولید گوشت، دورگ گیری، گوسفند زل، گوسفند شال
  • مرتضی عالمی، فیروز صمدی*، صبا صمدی صفحات 147-155
    به منظور بررسی تاثیر پودر برگ کنگرفرنگی و ویتامین E بر عملکرد، وزن نسبی اندام های داخلی، و برخی فراسنجه های خون، از 240 قطعه بلدرچین یک روزه در چهار تیمار شامل جیره پایه (شاهد)، جیره پایه مکمل شده با سطوح 1/5 و سه درصد پودر برگ کنگرفرنگی، و جیره پایه مکمل شده با 300 میلی گرم در کیلوگرم ویتامین E با چهار تکرار و 15 پرنده در هر تکرار در قالب طرح کاملا تصادفی استفاده شد. افزایش وزن پرندگانی که در جیره ویتامین E دریافت کردند، از سایر تیمارها بیشتر بود (P<0.05). در کل دوره پرورش، تفاوت افزایش وزن پرندگانی که با جیره های حاوی کنگرفرنگی تغذیه شدند، با پرندگان شاهد معنی دار نبود. پرندگانی که جیره حاوی سه درصد پودر برگ کنگرفرنگی دریافت کردند، ضریب تبدیل خوراک بالاتری داشتند (P<0.05). غلظت های آلبومین و HDL سرم خون پرندگانی که با جیره حاوی 1/5 درصد پودر برگ کنگرفرنگی تغذیه شدند، از سایر تیمارها بیشتر بود (P<0.05). باتوجه به نتایج این تحقیق، استفاده از پودر برگ کنگرفرنگی تا سه درصد جیره بلدرچین، تاثیر منفی بر میزان مصرف خوراک و افزایش وزن در کل دوره پرورش (1-42روزگی) ندارد. استفاده از 300 میلی گرم در کیلوگرم ویتامینE در جیره بلدرچین ژاپنی سبب بهبود عملکرد رشد در سه هفته اول دوره پرورش می شود.
    کلیدواژگان: بلدرچین ژاپنی، عملکرد، فراسنجه های خونی، کنگرفرنگی، ویتامین E
  • پروین سعیدی، صالح طباطبائی وکیلی*، سمیه سالاری، خلیل میرزاده، مهدی زارعی صفحات 157-166
    به منظور بررسی اثر افزودن سیاه دانه به جیره در عملکرد، پاسخ ایمنی و برخی فراسنجه های خونی، از 192 قطعه جوجه یک روزه سویه راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تیمار، چهار تکرار و دوازده مشاهده در هر تکرار استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل سطوح افزایشی صفر (تیمار شاهد)، 0/4، 0/8 و 1/2 درصد سیاه دانه بود. در دوره رشد و کل دوره پرورش، وزن بدن در پرندگانی که جیره حاوی 0/4 و 0/8 درصد سیاه دانه مصرف کردند، بیشتر از پرندگان شاهد بود (P<0/05). افزودن سیاه دانه به جیره اثری بر مصرف خوراک و ضریب تبدیل غذایی در دوره های آغازین، رشد و کل دوره پرورش نداشت. وزن بورس فابرسیوس و تیموس در پرندگانی که 0/4 و 0/8 درصد سیاه دانه در جیره خود دریافت کردند، بیشتر از پرندگان شاهد بود (P<0/05). وزن کبد در پرندگان مربوط به تیمار 0/4 درصد سیاه دانه بیشتر از شاهد بود (P<0/05). افزودن سیاه دانه به جیره باعث کاهش معنادار غلظت گلوکز، تری گلیسرید، کلسترول و LDL و افزایش میزان HDL سرم خون شد (P<0/05). در پرندگانی که در جیره خود سیاه دانه دریافت کردند تعداد گلبول های سفید افزایش و نسبت هتروفیل: لنفوسیت کاهش یافت (P<0/05). توان آنتی اکسیدانی تام پلاسمای خون در پرندگانی که0/4 و 0/8 درصد سیاه دانه دریافت کردند، بیشتر از شاهد بود (P<0/05). به طور کلی، استفاده از سیاه دانه تا سطح 0/8 درصد در جیره، ضمن بهبود عملکرد، فعالیت سیستم ایمنی و توان آنتی اکسیدانی تام خون جوجه های گوشتی را افزایش می دهد.
    کلیدواژگان: جوجه گوشتی، سیاه دانه، عملکرد، کلسترول، هتروفیل
  • حسین منافی راثی*، محمد چمنی، سلمان افشار صفحات 167-178
    این تحقیق به منظور بررسی تولید آنزیم های هضم کننده الیاف در شکمبه و روش های مختلف استخراج و تغلیظ آن ها از محتویات شکمبه دام های کشتارشده انجام شد. به همین منظور، از دو روش هوموژن سازی و سونیکیشن برای آزادسازی آنزیم های متصل به مواد جامد محتویات شکمبه و از روش های رسوب دادن پروتئین ها با اتانل، تری کلرو استیک اسید و سولفات آمونیم، همچنین خشک کردن با برودت به منظور تغلیظ آنزیم های هضم کننده الیاف استفاده شد. به منظور بررسی اثر دما و مدت زمان نگهداری بر فعالیت آنزیم ها از روش های نگهداری در نیتروژن مایع، فریزر 70- و 20- درجه سانتی گراد استفاده شد. میانگین فعالیت ویژه آنزیم های سلولاز و زایلاناز به ترتیب 7/5 و 16/5 واحد به ازای هر میلی گرم پروتئین موجود در محلول بود. میزان آزادسازی و استخراج آنزیم از محتویات شکمبه در روش هوموژن سازی بیشتر از روش سونیکیشن بود. فعالیت و بازیافت آنزیم ها در روش های تغلیظ با برودت و رسوب دادن با سولفات آمونیم بیشتر بود. روش نیتروژن مایع برای نگهداری طولانی مدت و روش فریزر 70- برای نگهداری میان مدت مناسب تر بود. نتایج این تحقیق نشان داد که محتویات شکمبه دام های کشتارشده منبع مناسبی از آنزیم های هضم کننده الیاف گیاهی است و می توان با به کارگیری روش های استخراج و تغلیظ مناسب از آن ها استفاده کرد.
    کلیدواژگان: استخراج، تغلیظ، زایلاناز، سلولاز، محتویات شکمبه
|
  • Javad Mohammad- Moradi, Ali Akbar Khadem, Seyed Ahmad Hosseini, Arash Veshkini, Ali Asadi Alamouti, Abdollah Mohammadi-Sangcheshmeh* Pages 75-83
    In vitro maturation (IVM) was carried out in the presence of different concentrations (10، 50، 100 or 200 µM) of α-linolenic acid (ALA). Embryonic cleavage، blastocyst formation following parthenogenetic activation (PA) and in vitro fertilization (IVF)، and numbers of total and apoptotic cells in blastocyst were then determine for the 50 μM concentration and compared with the control group. Out data revealed that ALA increased maturation (MII) rate as compared with control group (P<0. 05) and oocytes in 200 μM ALA group showed a lower MII rate as compared with the control group. When oocytes treated with 50 μM ALA were subsequently used for PA or IVF، a higher (P<0. 05) rate of blastocyst formation was observed and these embryos had a higher total cell number and a lower apoptotic cell number (P<0. 05) as compared with the control group. In conclusion، our results show that supplementation of maturation medium with 50 μM ALA had a positive effect on meiotic maturation by increasing the MII rate and this in turn، stimulated blastocyst formation and also improved quality of the yielded blastocysts.
    Keywords: Apoptosis, blastocyst, goat oocyte, α, linolenic acid
  • Bahriye Shahi, Rasoul Pirmoohamadi*, Abdolrahman Amini Pages 85-92
    The aim of this study was to evaluate the effects of different levels of Citrus Limon essential oil on nutrient digestibility, blood and ruminal metabolites in male Holstein calves. This study were conducted using four male Holstein calves, each fitted with a permanent rumen cannula (average body weight 650±20 kg) that received experimental diets including control with 600, 800 and 1000 mg/d lemon essential oil and control with monensin 300 mg/d in a change-over complete randomized block design with five periods of 17 days. Apparent digestibility of OM in ration including of 1000 mg per day of Citrus Limon was highther than the others treatments (P<0.05). Experimental treatments had not affected on DM, CP, EE, NDF and ADF digestibility. The effect of treatments were not significant on glucose, HDL, albumin, total protein, cratinin, and triglyceride and urea concentration, but cholesterol values and BHB concentration in serum of control treatment were more than the other treatments (P<0.05). The concentration of propionate in rumen of animals received 1000 mg Citrus Limon essential oil, was more than control of treatment, but their concentration of butyrate was low than control treatment (P<0.05). In conclusion, results showed that utilization of 1000 mg per day dose of Citrus Limon essential oil in diet could improve the OM digestibility, rumen fermentation characteristics and blood BHB concentration of male Holstein calves.
    Keywords: blood parameter, Citrus limon, essential oil, fistula, monensine, volatile fatty acids
  • Nasrin Hoseinpour, Mohammad Ali Norouzian*, Ahmad Afzalzadeh Pages 93-101
    This study was conducted to investigate effect of different sources of copper on gas production parameters and nutrients digestibility in Zandi male lambs. In the first experiment, 18 male lambs (initial body weight 17.53±1.62) divided into three groups and fed one of the three experimental diets for 70 days. Dietary treatments were control (basal diet without copper supplement), basal diet plus 10 ppm copper from sulfate and basal diet plus 10 ppm from proteinate copper. In comparison with control, copper supplementation improved average daily gain and feed conversion ratio, but there was no significant difference among the dietary treatments for dry matter intake. Dry matter, organic matter, crude protein and acid detergent fiber digestibility was higher for lambs fed with organic copper compared to lambs fed with control and inorganic copper (P<0.01). In the second experiment, an in vitro gas production technique was used to evaluate the effects of copper sources on the amount and rate of gas production, dry matter degradability, utilization of metabolizable energy (ME), and ruminal fermentation patterns using rumen fluid from three lambs as inoculum. Rate of gas production (c) did not differ among the treatments. Asymptotic of gas production (b) was higher for diets containing supplemental copper compared to control. It seems that supplementation of fattening lamb diet with of organic copper could be improved rumen fermentation and performance of lambs.
    Keywords: digestibility, gas production, organic copper, performance, Zandi lamb
  • Farzad Bagherzadeh Kasmani*, Samira Omidikia, Hamid Reza Mirzaie, Mehran Mehri Pages 103-111
    This experiment was conducted to evaluate the effects of dietary Salvia mirzayanii supplementation on performance, carcass characteristics, internal organs and cecal microbial population in broilers. A total of 200, one-day-old broiler chicks (Ross 308) were fed five experimental diets containing different levels of S. mirzayanii (zero, 0.25, 0.50, 0.75 and one percent of diet) until 42 days of age. From 1-21 days of age, birds fed one percent S. mirzayanii) had lower body weight gain and feed intake and higher feed conversion ratio (P<0.05). Regarding 22-42 days of age and whole of experiment (1-42), feed conversion ratio in birds fed diet containing 0.5 percent S. mirzayanii significantly (P<0.05) decreased compared with control group. Relative carcass and breast muscle weights of birds fed one percent S. mirzayanii were lower than other groups (P<0.05). Using S. mirzayanii at the levels of 0.25 and 0.5 percent significantly increased cecal lactic acid bacterial population (P<0.05). Feeding with the levels higher than 0.5 percent S. mirzayanii decreased cecal coliforms compared with control group (P<0.05). Based on results of this experiment, using 0.5 percent S. mirzayanii leaf powder in diet of broilers would improve cecal microbial population as well as growth performance.
    Keywords: broiler, microbial population, performance, Salvia mirzayanii
  • Hamid Reza Khajavi, Mohammad Amir Karimi Torshizi*, Hamed Ahmadi Pages 113-122
    In order to evaluate the effect of feeding different levels of vermi-humus supplement (as a source of humic acid) on the performance of broiler chickens an experiment was conducted using 240 broiler chickens (Ross 308) in a completely randomized design by four treatments (vermi-humus levels of 0, 0.5, 1 and 1.5 percent) and five replicates of 12 chickens per each for 42 day. The experimental treatments had no significant effect on the growth performance, carcass percentage, internal organs weights, serum concentrations of calcium and phosphorus and tibia bone ash. Increasing the levels of vermi-humus up to one percent of diet resulted in linear decline in pH of breast meat (P<0.05), although the level of 1.5 percent increased the pH value. The thigh meat pH increased at 1 and 1.5 percent levels of vermi-humus supplementation in diet compared to control and 0.5 percent groups. The concentration of malon dialdehyde of fresh and preserved thigh meat decreased linearly with increasing the levels of vermi-humus supplementation in diet, while the malon dialdehyde of breast meat changed in quadratic manner (P<0.01). Water holding capacity of meat increased linearly with enhancement of level of vermi-humus supplement in the diet (P<0.01). Addition of vermi-humus at the level of one percent in diet leads to improvements in the color, smell, juiciness and overall acceptance of breast meat compared to the control (P<0.05), but these parameters had not affected in thigh meat. The results showed that feeding vermi-humus up to one percent of diet could improve the breast meat quality, taste and flavor without adverse effect on performance.
    Keywords: humic acid, meat quality, sensory characteristics, vermi, humus, water holding capacity
  • I. Khodadadi, T. Mohammadabadi*, M. Chaji, M. Sari Pages 123-135
    This experiment aimed to investigate the effect of (zero, 20, 40 and 60 mg/kg Atriplex forage) malva sylvestris on digestibility and microbial fermentation of Atriplex in one-humped camel. Fermentation parameters by gas production technique and in vitro digestibility by two-stage digestion were measured by two years old female fistulated camels. Addition 40 and 60 mg/kg malva sylvestris increased gas produced from Atriplex forage (P<0.05). Gas production rate constant didn’t affect by malva sylvestris (P>0.05). Addition malva sylvestris (60 mg/kg) to Atriplex, significantly decreased partitioning factor, microbial biomass, the efficiency of microbial biomass and organic matter actually degradable (P<0.05). Addition of Malva sylvestris 40 and 60 mg/kg were significantly reduced medium pH (P<0.05). The compared with control the highest ammonia-nitrogen concentrations was for treatment containing 20 mg/kg malva sylvestris (11.37 mg/100 ml) (P<0.05). Also this treatment had the greatest NDF digestibility comparison to control (P<0.05). Adding malva sylvestris in 20, 40 and 60 mg/kg to Atriplex increased the protozoa population at 12 and 24 in comparison to control 48 h incubation (P<0.05). Species of Diplodinium camli, Diplodinium maggi, Epidinium ecudatum and Eudiplodinium maggi in treatments containing malva sylvestris were the highest. In conclusion, high fermentation malva sylvestris increase digestibility and gas production of Atriplex in one-humped camel diets.
    Keywords: Atriplex, Digestibility, Gas production, Malva sylvestris, Protozoa
  • Hossein Gholami*, Mohammad Reza Kianzad Pages 137-145
    This study was carried out by using two hundred ewes (2-4 years old) as pure breeding (Zel × Zel) and crossbreeding (Chal × Zel). In each treatment, 30 male and 30 female lambs were fattened in a feedlot experiment for three periods; 75, 100 and 125 days. At the end of each period, 10 lambs of each treatment were slaughter and carcasses analysis was down. The lean meat percentage and bone percentage in each feedlot periods was not affected by genetic composition and lamb gender (P< 0.05), but carcass fat percent in feedlot periods were significantly (P<0.05) lower in Zel male and crossbred female lambs. Weight of crossbred lambs at the weaning and finishing were 22 and 26 percent heavier than the purebred lambs, respectively. In this study, under industrial breeding conditions, ewes produced 5382 kg live weight lambs in pure breeding system (with 165 percent increase) and 6774 kg live weight lambs, under crossbreeding system (with a 234 percent increase). Consequently, breeding of purebred or crossbred Zel lambs which fattened in an intensive feedlot condition would be economically beneficial to farmers.
    Keywords: Chal breed, Crossbreeding, Meat production potential, Pure breeding, Zel breed
  • Morteza Alemi, Firooz Samadi*, Saba Samadi Pages 147-155
    In order to investigate the effects of Artichoke leaf powder and vitamin Eon performance, internal organs relative weight and some blood parameters, 240 day-old quails were assigned to four treatments including, basal diet (control), basal diet supplemented with levels of 1.5 and 3 percent of Artichoke leaf powder and basal diet supplemented with 300 mg/Kg diet vitamin E with four replicates and 15 birds in each in a completely randomized design. Birds receiving diet supplemented with vitamin E showed greater body weight gain than other treatments (P<0.05). No significant different was observed in body weight gain between birds receiving diets supplemented with Artichoke leaf powder and those birds received control diet, throughout the experiment. Birds treated with diet containing three percent Artichoke leaf powder had higher feed conversion rate (P<0.05). The concentrations of albumin and HDL were greater in blood serum of birds fed diet containing 1.5 percent Artichoke leaf powder compare to other treatments (P<0.05). According to the results of this study, using Artichoke leaf powder till three percent has no negative effect on feed intake and weight gain throughout the study (1-42 d). Inclusion of 300 mg/kg vitamin E in the diet of Japanese quail improves growth performance during the first three weeks of study.
    Keywords: Artichoke, blood parameters, Japanese quail, performance, vitamin E
  • Parvin Saeedi, Saleh Tabatabaei*, Somayeh Sallary, Khalil Mirzadeh, Mehdi Zarei Pages 157-166
    In order to evaluation the effect of Nigella Sativa supplementation on performance, immune response and some of blood parameters, a total of 192 one day old Ross 308 broilers were used in a completely randomize design with four treatments, four replicates and 12 observations in each replicate. Treatments included the increasing levels of zero (control), 0.4, 0.8 and 1.2 percent Nigella sativa. In grower and whole period of experiment, the weight of birds received 0.4 and 0.8 percent of Nigella sativa was higher than control group birds (P<0.05). The supplementation of Nigella sativa in diet has not effect on feed intake and feed conversion ratio in starter, grower and total rearing periods. The weights of bursa and thymus in birds received 0.4 and 0.8 percent of Nigella sativa werehigher than control group birds (P<0.05). The weight of liver in birds belong to 0.4 percent of Nigella sativawas higher than control group (P<0.05). Addition of Nigella sativa in dietreduced the glucose, triglyceride, cholesterol, LDL and increased the HDL in blood serum. The use of Nigella sativa in dietary of birds caused the higher total white blood cells and lower heterophil: lymphocyte ratio. The birds which received 0.4 and 0.8 percent of Nigella sativa had the higher total antioxidant capacity than control group in blood plasma. In conclusion, the use of Nigella sativa up to 0.8 percent in diet, in addition to improvement the performance, increased the immune system activity and total antioxidant capacity in Ross 308 broiler chickens.
    Keywords: broiler chickens, cholesterol, heterophil, Nigella sativa, performance
  • Hossein Manafi Rasi*, Mohammad Chamani, Salman Afshar Pages 167-178
    This study was carried out to determine the potential of rumen microorganisms in samples taken from slaughterhouse to produce fibrolytic enzymes and to compare different methods for extraction, concentration and conservation of them. According to the results, the average specific activity of cellulase and xylanase were 7.5 and 16.5 U/mg protein respectively. The application of homogenizing and sonication methods to extract rumen content enzymes showed that the former had better performance in the liberation of enzymes. To determine optimum time length for the maximum release of enzymes from solid phases, various time lengths including one, 1.5 and two min were examined. Based on this experiment, one minute appeared the best. To attain a high level of concentration of enzymes obtained from rumen liquor, various procedures were applied. The results indicate that freeze drying and precipitation of enzyme using ammonium sulphate were the best methods, while trichloroacetic acid precipitation turned out to be the most inappropriate method due to improper effect on enzymatic activity. In order to examine the effect of temperature and time length on enzymes activities, some methods including liquid nitrogen, freezing in -70° and freezing in -20° were applied. The comparison of different methods of enzymes conservation indicated that applying liquid nitrogen for long term as well as keeping in the freezer (-70°) for medium term purposes were the best.
    Keywords: Cellulase, Concentration, Conservation, Extraction, Rumen, Xylanase