فهرست مطالب

  • سال چهل و پنجم شماره 3 (پاییز 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/11/21
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مرجان السادات حسینی، مصباح بابالار، محمد علی عسکری صفحات 225-234
    در این مطالعه، اثر کاربرد قبل و پس از برداشت پوتریسین به همراه تیمار گرمایی بر کیفیت و عمر انبارمانی میوه گلابی رقم اسپادونا بررسی شده است. آزمایش به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی در 3 تکرار انجام شد. میوه ها طی فصل رشد در 3 مرحله به ترتیب 30، 60 و 90 روز بعد از تمام گل با 4 سطح پوتریسین (0، 5/0، 1 و 2 میلی مولار) مه افشانی شدند. همان میوه ها پس از برداشت در پوتریسین (در همان غلظت های قبل از برداشت) و آب گرم در 3 سطح (40 و 50 درجه سانتی گراد و شاهد) به مدت 5 دقیقه غوطه ور شدند. میوه ها بعد از تیمار در سردخانه با دمای 1 ±0 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 80 85 درصد به مدت 21 هفته نگهداری شدند. میوه ها هر سه هفته یک بار از انبار خارج و از نظر خصوصیات مختلف کمی و کیفی مثل کاهش وزن، سفتی بافت میوه، pH، اسیدیته قابل تیتراسیون، مواد جامد محلول و شاخص طعم اندازه گیری شده قرار گرفتند. نتایج نشان داد کاربرد 1 و 2 میلی مولار پوتریسین در زمان داشت و پس از برداشت سبب حفظ سفتی بافت میوه، کاهش از دست دادن آب میوه از طریق پوست و نیز کند کردن روند تغییرات pH و اسیدیته قابل تیتراسیون نسبت به شاهد شدند. همچنین مواد جامد محلول و شاخص طعم در میوه های تیمار شده در ابتدای آزمایش کمتر از نمونه های شاهد بودند، در حالی که در مراحل پایانی مقادیر مواد جامد محلول بیشتر از شاهد بودند. تیمار گرمایی 40 و50 درجه سانتی گراد به مدت 5 دقیقه سبب افزایش مواد جامد محلول و شاخص طعم شدند، اما تاثیر معناداری بر کاهش وزن، سفتی بافت میوه، pH و اسیدیته قابل تیتراسیون نداشتند.
    کلیدواژگان: آب گرم، انبارمانی، پلی آمین، گلابی
  • سمیرا بیدکی، ویدا چالوی، همت الله پیردشتی صفحات 235-244
    به منظور بررسی اثر ورمی کمپوست و کوددهی پاییزه در کشت بدون خاک بر ویژگی های کیفی توت فرنگی رقم کاماروسا آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با 5 تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل 4 زمان کوددهی شیمیایی (به کار نبردن کود، کوددهی پاییزه، بهاره و بهاره + پاییزه)، 3 سطح ورمی کمپوست (10، 20 و 40 درصد حجمی)، 3 سطح کود دامی (10، 20 و 40 درصد حجمی) و بستر شاهد (50 درصد پیت:50 درصد پرلیت) بودند. تعداد گلدان های استفاده شده در آزمایش 140 عدد بود. نتایج به دست آمده نشان داد، بیشترین مواد جامد محلول ((TDS به میزان 35/13 درصد و اسیدیته قابل تیتراسیون ((TA به میزان 54/8 درصد در بستر کشت حاوی 10 درصد کود دامی با کوددهی بهاره مشاهده شد. همچنین بیشترین سفتی میوه (43/0 کیلو گرم بر سانتی متر مربع) نیز در بستر کشت حاوی 10 درصد کود دامی همراه با کوددهی بهاره+ پاییزه مشاهده شد. ظرفیت آنتی اکسیدانی کل از طریق خاصیت خنثی کنندگی رادیکال آزاد DPPH (1و 1- دی فنیل 2- پیکریل هیدرازیل) تعیین شد. ظرفیت آنتی اکسیدانی کل در بستر 10 درصد ورمی کمپوست با کوددهی بهاره، 20 درصد کود دامی با کوددهی پاییزه و 40 درصد کود دامی و بدون کوددهی به ترتیب به میزان حدود 18/95، 34/95، 47/95 درصد افزایش یافت. بیشترین مقدار آنتوسیانین ها (84/18 میلی گرم بر لیتر) در بستر کشت حاوی 40 درصد ورمی کمپوست با کوددهی پاییزه تولید شد. یافته های این برررسی نشان می دهد که با انتخاب بستر کشت و زمان کوددهی مناسب می توان صفات کیفی میوه توت فرنگی را بهبود بخشید.
    کلیدواژگان: توت فرنگی، زمان کوددهی، کشت بدون خاک، کود دامی، ورمی کمپوست
  • علی عبادی، مصطفی عالی فر، محمدرضا فتاحی مقدم، اصغر استاجی صفحات 245-256
    انگور رقم فلیم سیدلس یکی از ارقام مهم و تجاری انگورهای رومیزی است که به دلیل خصوصیات میوه و تولید محصول زیاد در برنامه های اصلاحی استفاده می شود. اصلاح کنندگان به منظور به نژادی انگورهای بی دانه و با توجه به اهمیت در نظر گرفتن ارقام بی دانه به منزله والد مادری برای افزایش تولید نتاج بی دانه در یک چرخه به نژادی از روش نجات جنین استفاده می کنند. در این پژوهش تاثیر محیط های کشت امرشاد و رامینگ (ER) و نیچ و نیچ (NN) در حالت های جامد و دبل فاز در سه زمان جداسازی تخمک از حبه) 35، 45 و 55 روز پس از گرده افشانی) و دو زمان جداسازی جنین از تخمک)هشت و ده هفته پس ازکشت تخمک ها) بر میزان تکامل جنین های خارج شده از تخمک)جنین های کروی، قلبی، اژدری و جنین های چندگانه(، جوانه زنی جنین ها و گیاهچه های تولیدی از آن ها در انگور رقم فلیم سیدلس بررسی شد. نتایج نشان داد که جداسازی تخمک ها از حبه در زمان 55 روز پس از گرده افشانی و کشت آن ها در محیط کشت NN با حالت دبل فاز همراه با خارج کردن جنین از تخمک در زمان 10 هفته تاثیر مثبت و معناداری بر صفات بررسی شده داشت.
    کلیدواژگان: انگور فلیم سیدلس، بکرباری کاذب، کشت تخمک
  • اسماعیل چمنی، زهرا سادات نبوی مهاجر صفحات 257-266
    این پژوهش به منظور مطالعه تاثیر غلظت های مختلف تیوسولفات نقره (02/0، 05/0، 1/0، 25/0، 5/0، 75/0، 1 و 2 میلی مولار)، اسید هومیک (100، 500 و 1000میلی گرم بر لیتر)، نانوسیلور (5، 10 و 25 میلی گرم بر لیتر)، ساکارز (1، 5/2 و 5 درصد)، اسید سالیسیلیک (1، 2 و 4 میلی مولار) و اتیلن (0، 1، 10 و 100 میکرولیتر بر لیتر) بر طول عمر و برخی صفات کیفی گل بریده نرگس رقم داچ مستر در دو آزمایش جداگانه در قالب طرح کاملا تصادفی با 5 تکرار در آزمایشگاه فیزیولوژی پس از برداشت دانشگاه محقق اردبیلی انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد تیمارهای تیوسولفات نقره در غلظت های 2/0 و 5/0 میلی مولار در مقایسه با شاهد و سایر تیمارها طول عمر را 6/3 روز افزایش دادند و بیشترین اثر در حفظ وزن تر نسبی در مقایسه با شاهد و دیگر تیمارها به غلظت های مختلف تیوسولفات نقره تعلق داشت. کمترین تاثیر در افزایش طول عمر را غلظت های مختلف اسید هومیک و اسید سالیسیلیک در مقایسه با شاهد نشان داد. اما در غلظت های پایین نسبت به شاهد جذب محلول بیشتر بود. همچنین نتایج نشان دادند غلظت های پایین نانوسیلور و ساکارز بر طول عمر، جذب محلول و وزن تر نسبی تاثیر مثبت داشته اند. نتایج نشان داد که اتیلن به طور معناداری طول عمر گل ها را کاهش می دهد و میزان اتیلن تولیدی توسط این گل نشان داد که گل نرگس رقم داچ مستر فرازگراست.
    کلیدواژگان: اسید سالیسیلیک، اسید هومیک، تیوسولفات نقره، ساکارز، عمر گلجایی، گل نرگس رقم داچ مستر، وزن تر
  • راهله ابراهیمی، محمد رضا حسندخت، ذبیح الله زمانی، عبدالکریم کاشی، ایزابل رولدان رویز صفحات 267-277
    در این پژوهش، تنوع ژنتیکی 21 توده موسیر (Allium hirtifolium Boiss.) وحشی ایران از مناطق جنوب، جنوب غرب، غرب و مرکز ایران با استفاده از صفات مورفولوژیکی و نشانگرهای AFLP ارزیابی شد. نتایج نشان داد توده خوانسار دارای بیشترین عرض برگ (42/5 سانتی متر)، میانگین تعداد برگ در بوته (41/5)، قطر سوخ (84/10 سانتی متر)، ارتفاع سوخ (95/4 سانتی متر) و وزن متوسط سوخ (5/122گرم) بود و بنابراین، توده مناسبی برای اهلی سازی و کشت است. بر اساس تجزیه کلاستر توده های مطالعه شده از نظر صفات مورفولوژیکی در سه گروه قرار گرفتند که تا حد زیادی بر اساس نزدیکی و دوری جغرافیایی بود. در بررسی مولکولی توسط نشانگرهای AFLP از چهار ترکیب آغازگری EcoRI و MseI دارای سه نوکلئوتید انتخابی استفاده شد. در آنالیز مولکولی، 376 نشانگر حاصل شد که 204 نشانگر (28/53 درصد) چند شکلی نشان دادند. بر اساس دندروگرام حاصل از داده های مولکولی، توده های موسیر بومی ایران در حد تشابه 70 درصد در پنج گروه قرار گرفتند که مطابقت زیادی با پراکنش جغرافیایی آن ها نشان داد. همچنین توده کازرون از منطقه گرم تر جنوبی با توده های شمالی تر که از مناطق سردتر بوند تفاوت های ژنتیکی بارزتری داشت. نتایج نشان داد تکنیک AFLP ابزار مناسبی در ارزیابی تنوع ژنتیکی توده های موسیر ایرانی است.
    کلیدواژگان: اهلی سازی، تجزیه کلاستر، تنوع ژنتیکی، توده بومی، AFLP
  • رقیه جوانپور، سید ضیا نصرتی، میثم نژاد صاحبی صفحات 279-286
    پژوهش حاضر در بهار و تابستان سال زراعی 1389 با هدف بررسی تاثیر محلول پاشی تنظیم کننده رشد فنیل فتالامات بر عملکرد و اجزای عملکرد سه سبزی میوه ای شامل گوجه فرنگی، بادنجان و خیار و کلم پیچ به عنوان یک نوع سبزی برگی در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل زمان محلول پاشی و تعداد دفعات محلول پاشی با فنیل فتالامات اسید (غلظت هزار میلی گرم در لیتر) بود. گیاهانی بدون محلول پاشی به منزله شاهد در نظر گرفته شدند. اولین مرحله محلول پاشی در زمان شروع گل دهی بود و دو نوبت بعدی به فواصل 15 روز در مجموع تا 3 بار و در مورد خیار تا چهار بار تکرار شدند. نتایج آزمایش در مورد گوجه فرنگی نشان داد بیشترین تعداد میوه در بوته (73 عدد)، بیشترین عملکرد بوته (5 کیلوگرم) و عملکرد در واحد سطح (10 کیلوگرم) از محلول پاشی در شروع گل دهی به دست آمد. بررسی عملکرد خیار نشان داد بیشترین تعداد میوه (41 عدد) و عملکرد بوته (4/6 کیلوگرم) به محلول پاشی در زمان گل دهی اختصاص داشت. در مورد بادنجان بالاترین مقادیر تعداد میوه در بوته (7/6 عدد)، وزن تک میوه (3/447 گرم) و عملکرد تک بوته (3 کیلوگرم) مربوط به تیمار اول محلول پاشی (قبل از باز شدن گل ها) و تیمار دوم محلول پاشی (دو هفته بعد از باز شدن گل ها) بود. مطالعه تیمار محلول پاشی روی کلم پیچ نیز آشکار ساخت سنگین ترین هد کلم (4/2 کیلو گرم به ازای هر هد) و بیشترین وزن کل تک بوته (680/3 کیلوگرم) از محلول پاشی در سه نوبت محلول پاشی (بعد از استقرار نشا ها، دو هفته بعد از اولین مرحله و دو هفته بعد از دومین مرحله محلول پاشی) به دست آمد.
    کلیدواژگان: تنظیم کننده رشد، سبزی های میوه ای، گل دهی
  • مهدیه خدایاری، منصور امیدی، علی اکبر شاه نجات بوشهری، داراب یزدانی، محمدرضا نقوی، زهره کدخدا صفحات 287-295
    به منظور افزایش و بهبود تولید انواع آلکالوئیدهای ارزشمند بنزوفنانتریدین در گیاه خشخاش، مهندسی های متابولیت فراوانی انجام شده است که یکی از آن ها استفاده از الیسیتورهاست که با تحریک سیگنال های سلولی موجب سنتز متابولیت های ثانویه در گیاهان یا کشت سلولی آن ها می شوند. در این مطالعه با توجه به اهمیت ویژه خشخاش در صنعت داروسازی به منزله تنها منبع تجاری تولید آلکالوئیدهای مورفین و سنگوئینارین و مشکل بودن سنتز شیمیایی این ترکیبات ارزشمند، پس از بهینه سازی محیط کشت کال زایی و انتخاب بهترین ریز نمونه، اثر دو الیسیتور عصاره مخمر و نانو TiO2 در دو زمان مختلف در کشت سوسپانسیون سلولی مریستم و ریشه در یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار بررسی شد. این الیسیتورها در سوسپانسیون های سلولی مریستم و ریشه موجب تجمع سنگوئینارین و تبائین شدند که بیشترین مقدار سنگوئینارین و تبائین در 48 ساعت پس از اعمال تیمار با الیسیتور عصاره مخمر به ترتیب 2/2 و 4/3 برابر نسبت به شاهد در همین زمان به دست آمد. نانو الیسیتور TiO2 توانست در 24 ساعت پس از اعمال تیمار موجب افزایش دو آلکالوئید مزبور تا 1/2 برابر نسبت به شاهد شود که با گذشت زمان این مقدار کاهش پیدا کرد. آنچه در این مطالعه مشاهده شد، تحریک پذیری زیاد سلول های مریستمی در برابر تیمار با هر دو الیسیتور و اثر آن در تجمع هر دو متابولیت بود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که با استفاده از الیسیتورها و مخصوصا نانوالیسیتورها می توان چرخه بیوسنتزی تولید و تجمع متابولیت های تبائین و سنگوئینارین را در این گیاه تحریک کرد و این القا می تواند در هر دو ریزنمونه ریشه و مریستم موثر و حتی با یکدیگر متفاوت باشد.
    کلیدواژگان: تبائین، سنگوئینارین، عصاره مخمر، نانو TiO2
  • افسانه شول، محمد حسین شمشیری، عبدالرضا اخگری، مجید اسماعیلی زاده صفحات 297-307
    به منظور بررسی اثر همزیستی قارچ میکوریز آربسکولار(Glomusmosseae) و باکتری سودوموناس فلورسنس[1] سویه P52 بر رشد رویشی دانهال های پسته رقم قزوینی در شرایط تنش خشکی، آزمایشی با چهار سطح تنش خشکی (100 درصد ظرفیت مزرعه به منزله شاهد و سطوح 75، 50 و 25 درصد ظرفیت مزرعه) و چهار سطح از کود زیستی[2] (گیاهان بدون میکوریز و باکتری به منزله گیاهان شاهد، تیمار میکوریز، تیمار باکتری و تیمار ترکیبی میکوریز و باکتری) اجرا شد. در این آزمایش کاربرد باکتری به تنهایی و همچنین در سطوح مختلف خشکی نتوانست بر آلودگی ریشه تاثیر گذار باشد اما افزایش تنش خشکی به تنهایی سبب افزایش آلودگی ریشه شد. بیشترین تعداد و سطح برگ، ارتفاع ساقه، وزن خشک برگ و ساقه در تنش خشکی 50 درصد ظرفیت مزرعه نسبت به شاهد مشاهده شد. با افزایش تنش خشکی طول ریشه افزایش یافت. وزن خشک ساقه، طول ریشه و سطح برگ در تیمار میکوریز و تیمار ترکیبی باکتری و میکوریز نسبت به شاهد بیشتر بود که افزایش طول ریشه نسبت به شاهد تفاوت معنا دار داشت. حداقل تعداد برگ، سطح برگ، قطر ساقه، طول ریشه و وزن خشک ساقه در تیمار باکتری نسبت به شاهد مشاهده شد. حجم ریشه و وزن خشک ریشه بیشترین میزان خود را در تیمار باکتری نشان دادند، که نسبت به شاهد اختلاف آن معنا دار بود. در مجموع تیمار تلفیقی میکوریز و باکتری بیشترین تاثیر را بر افزایش رشد رویشی دانهال های پسته بر جای گذاشت و از نظر رطوبتی گیاهان بهترین رشد را در شرایط 50 درصد ظرفیت مزرعه داشتند.
    کلیدواژگان: پسته قزوینی، تنش خشکی، سودوموناس فلورسنس، میکوریز آربسکولار
  • عبدالکریم زارعی، ذبیح الله زمانی، محمدرضا فتاحی مقدم، سید علیرضا سلامی، امیر موسوی صفحات 309-317
    به منظور بررسی فرایند سخت شدن بذر در انار، برخی پارامترهای بیوشیمیایی مربوط به آن در قسمت گوشتی آریل یا در بذر تعدادی ژنوتیپ نرم دانه و سخت دانه انار در زمان های مختلف رشدی میوه، از تشکیل تا رسیدن آن ارزیابی شد. اندازه گیری میزان لیگنین در بذر و بقیه اندازه گیری ها در قسمت گوشتی آریل انجام شد. تجزیه واریانس داده ها تفاوت های معناداری بین ژنوتیپ ها و مراحل مختلف رشدی نشان داد. میزان فعالیت آنزیم پراکسیداز در مرحله اول نمونه گیری که دانه ها کاملا نرم بودند، در همه آن ها نسبتا زیاد بود، سپس در مراحل دوم (شروع سخت شدن در ژنوتیپ های سخت دانه) و سوم اندازه گیری کاهش یافت و در مرحله آخر در ژنوتیپ های سخت دانه افزایش و به چهار برابر ژنوتیپ های نرم دانه رسید، در حالی که در انواع نرم دانه ثابت ماند. میزان فعالیت آنزیم لاکاز طی فصل رشد روند نامشخص تری از خود نشان داد و تفاوت های زیادی در ژنوتیپ های سخت و نرم دانه نشان نداد، اگر چه در اغلب ژنوتیپ ها میزان آن در مراحل پایانی رشد میوه کاهش یافت. در ژنوتیپ های نرم دانه میزان پروتئین کل در مرحله اول نمونه برداری بیشتر از بقیه مراحل بود و در مرحله دوم کاهش یافت و در مراحل بعدی با کمی افزایش تقریبا ثابت ماند. در ژنوتیپ های سخت دانه میزان پروتئین کل تا مرحله سوم رشدی کاهش و سپس افزایش نشان داد و در نهایت میزان پروتئین کل در ژنوتیپ های نرم و سخت دانه در مرحله آخر نمونه برداری به یک مقدار مشابه رسید. میزان لیگنین بذر طی مراحل رشدی در همه ژنوتیپ ها روند افزایشی نشان داد، ولی در همه مراحل در انواع نرم دانه مقداری کمتر از انواع سخت دانه بود. با توجه به نتایج، تفاوت قابل توجه در میزان فعالیت آنزیم پراکسیداز در مرحله آخر رشدی، و فعالیت بسیار بیشتر این آنزیم نسبت به آنزیم لاکاز (حداقل ده هزار برابر)، ممکن است آنزیم پراکسیداز آنزیم اصلی در ایجاد تفاوت در سختی بذور انار باشد.
    کلیدواژگان: آریل، پارامترهای بیوشیمیایی، پراکسیداز، لاکاز، لیگنین
  • رضا بورد، شمس علی رضازاده، محمدرضا نقوی، منصور امیدی، سپیده ترابی، سعید پروانه، فرهاد حریری اکبری، رحیم تقی زاد فرید صفحات 319-324
    گیاه. Artemisia annua L، گیاهی یک ساله، دارویی و آروماتیک است که در آسیا، اروپا و شمال آمریکا گسترش فراوان و در ایران نیز در مناطق شمالی پراکنش وسیعی دارد. در این پژوهش تغییرات کمی و کیفی اسانس سرشاخه گیاه A.annua در مراحل مختلف رشد شامل مراحل رویشی، ابتدای گل دهی، و گل دهی کامل بررسی شد. سرشاخه خشک شده در سایه با روش تقطیر با آب با استفاده از دستگاه کلونجر اسانس گیری شد. اسانس های حاصل به وسیله دستگاه های GC و GC/MS تجزیه و تحلیل شد. بیشترین مقدار اسانس در سر شاخه در مرحله گل دهی (3/1 درصد) مشاهده شد. در اسانس سرشاخه ها در مراحل رویشی، ابتدای گل دهی و گل دهی کامل به ترتیب 29، 28 و 28 ترکیب شناسایی شد. ترکیبات عمده در اسانس سرشاخه ها در مراحل مختلف مشترک و شامل کامفور، بتا سلینن، 1، 8 سینئول، آلفا پینن، کاریوفیلن اکساید، برنئول، کامفن، آرتمیزیاکتون و پینوکارون بود. درصد عمده ترکیبات شناخته شده منوترپن ها بودند. نتایج نشان می دهد که اسانس سرشاخه های گیاه A.annua سرشار از منوترپن ها هستند و 3/64 درصد، 63 درصد و 6/67 درصد از کل ترکیبات شناسایی شده به ترتیب در مراحل رویشی، ابتدای گل دهی و گل دهی کامل را تشکیل می دهند. نتایج تغییرات اندکی را در نوع ترکیبات نشان داد، در حالی که درصد ترکیبات در مراحل مختلف متغیر بود.
    کلیدواژگان: درمنه، Artemisia، annua Artemisia، GC، MS، GC
|
  • Marjan Sadat Hosseini, Mesbah Babalar, Mohammad Ali Askari Pages 225-234
    In this study، the effect of pre-and post-harvest treatment of putrescine as well as heat treatment were evaluated on quality and storage life of pear fruit «Spadona». The factorial experiment was conducted using a completely randomized design of three replications. During growth season، fruits were sprayed with four levels of putrescine (0، 0. 5، 1، 2 mM) at three stages including 30، 60 and 90 days after full-bloom. After harvest، the same fruits were dipped in the putrescine (at the same concentration of pre-harvest treatment)، and hot water at 3 levels (40، 50 °C and control) for 5 min. After treatment، fruits were stored for 21 weeks at 0 ± 1°C and 80-85% relative humidity. During the storage period، fruits were carried out every three weeks and some of their qualitative and quantitative traits such as weight loss، firmness، pH، titrable acidity، total soluble solids، flavor index were measured. Result showed that the application of 1 and 2 mM putrescine treatments during pre- and post-harvest، maintained fruit firmness، decreased weight loss from fruit skin، and retarded changes in pH as well as titrable acidity compared to the control. Also، TSS and flavor index were higher at beginning of experiment in the treated fruits while at final stages، TSS was increased compared to the control. Heat treatment at 40 and 50 °C for 5 min increased TSS and fruit flavor index، but did not affect weight loss، fruit firmness، pH and titrable acidity.
    Keywords: pear (Pyrus communis), polyamine, hot water, storage
  • Samira Bidaki, Vida Chalavi, Hemmatollah Pirdashti Pages 235-244
    The use of vermicompost and fall fertilization in soilless culture on strawberry cv. Camarosa quality characteristics was evaluated in a factorial based on completely randomized design pot experiment with 5 replicates. Experimental treatments were four chemical fertilization timings (no fertilizer، using fertilizer at fall، spring، fall + spring) and three levels of vermicompost (10، 20 and 40% v/v)، three levels of cattle manure (10، 20 and 40% v/v) and control medium (50% peat: 50% perlite). The total number of pots in this experiment was 140. The results showed the highest total soluble solids (TDS)، 13. 35%، and titratable acidity، 8. 54%، on growing medium containing 10% cattle manure with spring fertilization. Likewise، the highest fruit firmness (0. 43 kg/cm2) was observed in growing medium containing 10% cattle manure with fall + spring fertilization. The total antioxidant activity was obtained using the DPPH (2، 2-diphenyl-1-picrylhydrazyl). The total antioxidant capacity was increased in medium containing 10% vermicompost with spring fertilization، 20% cattle manure with fall fertilization and 40% cattle manure without fertilization (95. 18، 95. 34، and 95. 47%)، respectively. The highest anthocyanin (18. 84 mg/l) was produced in growing medium containing 40% vermicompost with fall fertilization. It can be concluded that an appropriate choice of growing media and fertilization timing can alter different qualities of strawberry fruits according to production goal and type of consumption. The finding of present study showed that the selection of right growing media and fertilization timings could improve strawberry fruit quality.
    Keywords: strawberry, vermicompost, fertilization timings, manure, soilless culture
  • Pages 245-256
    Flame Seedless is one of the most important and commercial table grape cultivar that is used for breeding program due to its specific characteristics of fruit high production. In order to breed new seedless grape cultivars and with considering importance of selecting seedless varieties as a female parent to increase the production rate of seedless offspring in a breeding cycle، embryo rescue technique used. In this study، effect of ER and NN media with solid and double-phase states and three ovule culture time (35، 45 and 55 days after pollination) as well as different date for separation of embryos out of ovule (8 and 10 week after ovule culture) were studied on embryo development stages (globular، heat، torpedo and polyembryos)، embryo germination and plant production in grapevine cv. Flame Seedless. Results showed that separation of ovules from berry in 55 days after pollination and their culture in NN medium with double-phase state as well as embryo dissecting at 10 weeks after ovule culture had positive and significant effect on measured traits.
    Keywords: double, phase medium, stenospermic, ovule culture
  • Esmail Chamani, Zahra Sadat Nabavi Mohajer Pages 257-266
    In order to study the effects of Silver Thiosulfate (0. 02، 0. 05، 0. 1 and 0. 2 mM)، Humic Acid (100، 500 and 1000 mg l-1)، Nano Silver (5، 10، 25 mg l-1)، SalisilicAcid (1، 2 and 4 mM) and Sucrose (1%، 2. 5% and 5%) on the vase life and some qualitative characteristics of cut Narcissus var Duch Master floweres، two expriments were counducted in postharvest laboratory of Mohaghegh Ardabili University. This experiment carried out based on compeletly randomized design used 5 replications. The results of experiments revealed that different treatments significantly (P<0. 05) affected all measured traits. Mean comparision showed that STS at rates of 0. 1 and 0. 2 was the best treatment at all measured traits compared to control. The results of second experiment revealed that، the highest and lowest flower vase life were related to STS and control، respectively. Sucrose at all concentrations also enhanced flower vase life and the highest effect was related to 2. 5% sucrose. Nano silver positively increased flower vase life compared to control with best effects at 1 to 10 mg/l. STS tends to maintain relative fresh weight compared to control and other treatments at all concentrations. In final day، mean comparison showed that plants treated by STS at rates of 0. 25 and 0. 75 mM and nano silver at rate of 5 mg/l and 2. 5% sucrose had the higher solution uptake. Results showed that ethylene significantly decreased flower vase life. The results also revealed that Narcissus is sensitive to ethylene.
    Keywords: narcissus Duch master, vase life, fresh weight, salisilicacid, humic acid, silver thiosulfate, sucrose
  • Rahele Ebrahimi, Mohammad Reza Hassandokht, Zabih-O-Lah Zamani, Abd-Olkarim Kashi, Izabel Roldan-Ruiz Pages 267-277
    In this research work، genetic diversity of 21 wild Persian shallot (Allium hirtifolium Boiss.) accessions from south، southwest، west and center of Iran was evaluated using morphological traits as well as AFLP markers. Results showed that Khansar accession had the highest leaf width (5. 42 cm)، mean leaf number per plant (5. 41)، bulb diameter (10. 84 cm)، bulb height (4. 95 cm) and mean bulb weight (122. 5 g) which was the suitable accession for domestication and culturing. Based on cluster analysis، studied accessions were divided into three groups according to their morphological characters which mostly had coincidence with geoghraphical distribution. Molecular survey by AFLP markers was done using four primer combinations of EcoRI and MseI with three selective nucleotides. In molecular analysis 376 bands were obtained in which 204 bands were polymorphic (53. 28%). Based on dendrogram from molecular data، Persian shallot accessions at 70 % similarity was divided into five groups which mostly showed coincidence with geographical distribution. Also Kazerun accession from warmer southern region of Iran had obvious genetical differences with accessions from colder northern regions. Results showed that AFLP technique is a suitable tool for evaluation of genetic diversity for Persian shallot accessions.
    Keywords: AFLP, genetic diversity, landrace, cluster analysis, domestication
  • Roghayeh Javanpour, Seyed-Zia Nosrati, Meysam Nejadsahebi Pages 279-286
    To determine effects of phenyl-phethalamate acid on yield and yield components of tomato، cucumber، eggplant and cabbage، this experiment was investigated in a randomized complete block design with three replications in the spring and summer of 2010. Treatments included the time and number of foliar spraying with phenyl-phethalamate acid (1000 ppm). Control plants were not sprayed. The first step of foliar spraying was the start of flowering. Next sprays were repeated three times and 4 times for cucumber 15 days intervals. According to results، foliar spraying at flowering time had the highest effects on fruit numbers (73 fruits)، yield per plant (5 kg) and yield per area (10 kg/m2) in tomato. In cucumber، the highest fruit numbers (41 fruits) and yield per plant (6. 4 kg/m2) was observed in flowering stage. The highest fruit number (6. 7 fruits)، mean fruit weight (447. 3 g fruit-1) and yield per plants (3 kg/plant) was observed in eggplant with application of phenyl-phethalamate before flowering as well as 2 weeks later. In cabbage، foliar spraying at transplanting time، 2 and 4 weeks later، produced the largest heads (2. 4 kg head -1) and the highest plant total weight (3. 68 kg F. W.).
    Keywords: flowering, fruit, bearing vegetables, growth regulator
  • Mahdiyeh Khodayari, Mansoor Omidi, Ali Akbar Shahnejat Bushehri, Darab Yazdani, Mohammad Reza Naghavi, Zohreh Kadkhoda Pages 287-295
    To develop an optimal bioprocess for benzophenanthridin alkaloids production، various metabolite engineering are studied to increase yields، in which one of them is elicitation. Elicitors are biotic or abiotic molecules that have effectively stimulated the production of plant secondary metabolites in cell and organ cultures. Since this plant serves as the only commercial source of morphine and sanguinarine production and chemical synthesis of those alkaloids are not economically feasible، therefor، in this study، after selection of the best media and explant، the effects of two elicitors، nano TiO2 and yeast extract، were studied at different time points (24 and 48h) following treatments on sanguinarine and thebaine production in meristem and root suspension cell cultures. This research was conducted using a randomized complete design with factorial arrangement and three replications. It was observed that these elicitors had the positive effect on accumulation of sanguinarine and thebaine. Elicitation with yeast extract at 48h intervals enhanced the accumulation of sanguinarine (2. 2 times) and thebaine (3. 4 times) compared to the control. Treatment of nano TiO2 in 24h increased both alkaloids (2. 1times) which decreased over the time. This study showed the higher excitability of meristemic cells compared to the root suspension cell culture. Therefore، due to the more provoking and increasing effects on sanguinarine and thebaine content throughout the study، these elicitors and in particular nano one are proved to be promising and suitable candidate for elicitation in both meristem and root cell suspension cultures.
    Keywords: thebaine, sanguinarine, nano tio2, yeast extract
  • Afsaneh Shool, Mohammad Hossein Shamshiri, Abdolreza Akhgar, Majid Esmaeilizadeh Pages 297-307
    In order to investigate the symbiotic effect of arbuscular mycorrhizae (Glomus mosseae) and a bacteria (Pseudomonas fluorescence) on vegetative growth of pistachio seedlings (Pistacia vera cv. Qazvini) under drougth stress، a greenhouse experiment was conducted using four drougth stress levels (100% FC as control، 75، 50 and 25% FC) and four levels of biofertilizers (non mycorrhizal and non bacterial plants as control، mycorrhizal treatment، bacterial treatment and a mixed treatment of both). In the experiment، application of bacteria in different drougth stress levels could not affect root colonization with mycorrhizae whereas increase in root colonization percentage was observed along with increase in drougth intensity. The highest values of leaf area and number، stem height and dry weight of leaf and stem were obtained with 50% FC in comparison with control. Root lenght was increased with increase in drougth stress levels. Dry weight of stem، root length and leaf area were more in mycorrhizal and mixed treatments in comparison with control. The least values of leaf area and number، stem diameter، root length and stem dry weight were observed in bacterial treatment in comparison with control. Root volume and dry weight were maximum in bacterial treatment with a significant difference with control. Totally، it can be concluded that the mixed treatment had the most effect on vegetative growth of pistachio seedling under different drougth stress levels and from drought point of view، 50% FC was the best treatment which improved the most vegetative growth parameters.
  • Abdolkarim Zarei, Zabihollah Zamani, Mohammad Reza Fatahi Moghaddam, Seyed Alireza Salami, Amir Mousavi Pages 309-317
    In order to study seed hardening process in pomegranate، some of the relevant biochemical parameters were evaluated in fleshy part of arils or seeds in various soft and hard seeded pomegranate genotypes from the initial fruit set upto ripening stages. Lignin was determined from the seeds and enzyme assays were performed on the flesh of arils. Analysis of variance revealed significant differences among different genotypes and stages. At the first stage that the seeds of all genotypes were soft، the peroxidase activity was relatively high and decreased in the second (start of the seed hardening in hard seed genotypes) and third stages. Thereafter، at the final stages، it increased in the hard seed genotypes (four times of that in soft seed genotypes)، whereas remained low in the soft seed ones. Laccase activity during the growing season had a non predictable trend and did not show much differences in the soft and hard seed genotypes، although in most of the genotypes، its activity decreased at the last stage. In the soft seed genotypes، total protein was in the highest value at the early stage، and decreased at the second stage، then in the next stages، after a little increase، reached to a constant amount. In the hard seed genotypes، the total protein decreased until the third stage، afterward increased to the ripening. The protein content of soft and hard seed genotypes in the last stage of sampling reached to the same value. Lignin content of pomegranate seeds increased gradually during different stages، and the soft seed genotypes had less lignin in their seed compared to the hard seed ones. According to the results، considerable differences that were observed in the peroxidase activity at the last sampling stage، and higher activity that observed in peroxidase than laccase (at least 10،000 times)، may indicate a main role for this enzyme to make differences in the seed hardness of pomegranate.
    Keywords: aril, peroxidase, laccase, lignin, biochemical parameters
  • Reza Bovard, Shams Ali Rezazadeh, Mohammad Reza Naghavi, Mansour Omidi, Sepide Torabi, Saeed Parvane, Farhad Hariri Akbari, Rahim Taghizad Farid Pages 319-324
    Artemisia annua is a medicinal annual herb that widely distributed in Asia، Europ، North America، and also is grown in north reagions of Iran. In this study، variation in the quantity and quality of the essential oil of A. annua apical shoots at different developmental stages including vegetative، early flower opening and full flowering stages is reported. The obtained oils by hydrodistilation of dried samples were analyzed by GC and GC/MS. The maximum percentage of oil was in full flowering stage. 29، 28 and 28 compounds were identified in the oils of apical shoots in vegetative، early flower opening and full flowering plants، respectively. The major components of the branches essential oils were similar in all stages which included camphor، beta-selinene، 1،8-cineole، α-pinene، caryophyllene oxide، borneol، comphene، Artemisia ketone. Results showed that the essential oil of A. annua apical shoots were rich in monoterpenes. 64. 3%، 63% and 67. 6% of the total identified compounds were monoterpens in vegetative، early flower opening and full flowering stages، respectively. Results also indicated a few variation in kind of compounds، while the percentage of compounds were various relatively.
    Keywords: Artemisia, Artemisia annua, GC, GC, MS