فهرست مطالب

بیماریهای گیاهی - سال پنجاهم شماره 2 (تابستان 1393)
  • سال پنجاهم شماره 2 (تابستان 1393)
  • 150 صفحه، بهای روی جلد: 20,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1393/10/02
  • تعداد عناوین: 13
|
  • حمیده پاسندی، ضیاءالدین بنی هاشمی * صفحه 109

    گونه Phytophthora capsici اولین بار توسط لئونیان در سال 1922 از فلفل در نیومکزیکو جداسازی و توصیف شد. در ایران اگر چه P. capsici از میزبان های مختلف گزارش شده است، اما اطلاعات دقیقی در خصوص تنوع جمعیت، دامنه میزبانی، ساختار بقا و تیپ آمیزشی این قارچ در دست نیست. این پژوهش به منظور تعیین دامنه میزبانی بیمارگر به ویژه روی گیاهان چوبی انجام شد. دمای بهینه رشد، فراوانی تیپ آمیزشی و تشکیل کلامیدوسپور در محیط زنده و غیر زنده با استفاده از 20 جدایه P. capsiciاز میزبان های گیاهی مختلف شامل کدو، فلفل، گوجه فرنگی و علف هرز بررسی شد. نتایج نشان داد که هر دو تیپ آمیزشی بیمارگر با فراوانی تقریبا مساوی میان جدایه ها وجود داشت. بیمارگر کلامیدوسپورهای فراوانی روی محیط کشت هویج آگار، شاهدانه آگار و بافت ریشه و طوقه کدو تولید کرد. از بین شش گیاه چوبی مایه زنی شده، بادام، زردآلو و پسته رقم سرخس بالاترین میزان حساسیت را نشان دادند اما نهال های فندق، کیوی و ازگیل آلوده نشدند. تمام جدایه هایآزمایش شدهP. capsici روی کدو بیماری زا بودند اما فلفل به اکثر جدایه ها مقاوم بود.

    کلیدواژگان: Phytophthora capsici، تیپ آمیزشی، کلامیدوسپور، دامنه میزبانی، گیاه چوبی
  • عبدالله احمدپور، محمدجوان نیکخواه، محمدرضا نقوی، فریدون پاداشت دهکایی صفحه 123
    بیماری لکه قهوه ای برنج یکی از مهم ترین بیماری هایی است که خسارت نسبتا قابل ملاحظه ای به برنج وارد می کند. در طی سال های زراعی 1390-1391، 348 جدایه های Bipolarisاز مزارع برنج (بذرها و برگ ها) و علف های هرز حاشیه مزارع برنج استان های مازندران، گیلان، گلستان، خوزستان و فارس جداسازی شد. با مطالعه خصوصیات مورفولوژیکی جدایه ها شش گونه از جنس مذکور شامل B. oryzae، B. cynodontis، B. spicifera، B. bicolor، B. sorokiniana و B. neergaardii شناسایی شد. گونه B. oryzae با 303 جدایه به عنوان گونه غالب از برگ های دارای علایم لکه قهوه ای و بذرهای برنج و 12 جدایه مشکوک به گونه B. oryzae از سوروف (Echinochloa colona)، پاسپالوم (Paspalum scrobiculatum)، ذرت، موز و گیاه گرامینه ناشناخته جداسازی شد و بقیه گونه های Bipolarisاز برگ ها و بذرهای بدون علایم بیماری لکه قهوه ای برنج جداسازی شدند. تنوع مورفولوژیکی زیادی بین جدایه های B. oryzae از نظر رنگ پرگنه، شکل و ابعاد کنیدیوم ها دیده شد و در چهار گروه مورفولوژیکی قرار گرفتند. با این حال براساس توالی یابی ناحیه rDNA-ITS و ژن gpd جدایه های انتخاب شده به عنوان گونه B. oryzae شناسایی شدند و عامل بیماری لکه قهوه ای برنج در ایران نیز گونه مذکور تشخیص داده شد و گیاهان سوروف، پاسپالوم، ذرت، موز و گیاه گرامینه ناشناخته میزبان های جدیدی برای گونه مذکور معرفی می شوند. هم چنین به مطالعه روابط فیلوژنتیکی گونه های Bipolaris در مطالعه حاضر براساس توالی یابی ناحیه rDNA-ITS و ژن gpdپرداخته شده است.
    کلیدواژگان: قارچ، تاکسونومی قارچ، بیماری های برنج، برنج، فیلوژنی قارچ، Cochliobolus
  • الهام صالحی، سیدمحسن تقوی، محمد صالحی، کرامت الله ایزدپناه صفحه 137
    زردی فیتوپلاسمایی یکی از بیماری های مهم و اقتصادی انگور در بسیاری از نقاط جهان است. در بازدیدهای سال های1391 و1392 علائمی شبیه به علائم زردی فیتوپلاسمایی در مناطق موکاری استان های فارس و لرستان مشاهده و قلمه هایی انتخاب و کشت گردید. عامل زردی با استفاده از سس (Cuscuta campestris Yank.) از موهای حاصل از کشت قلمه های تهیه شده از موهای دارای علائم در استان های فارس و لرستان به پروانش و با استفاده از پیوند از پروانش به پروانش انتقال داده شد و در پروانش های مایه زنی شده تولید علائم بارز بیماری های فیتوپلاسمایی کرد. درآزمون واکنش زنجیره ای پلیمراز(PCR) مستقیم با استفاده ازنمونه های پروانش مایه زنی شده و جفت آغازگر P1/P7قطعه مورد انتظار(1800 جفت باز از اپرون ار ان ای ریبوزومی) تکثیر شد. در آزمون پی سی آر دو مرحله ای با استفاده از جفت آغازگر P1/P7 در دور اول و R16F2n/R16R2 در دور دوم نیز قطعه مورد انتظار(1200 جفت باز از ژن آر ان ای ریبوزومیS16) تکثیر شد واز این لحاظ 12 نمونه از 20نمونه مو مبتلا به زردی تاکستان های فارس و لرستان، موهای علائم دار حاصل از کشت قلمه ها و پروانش های مایه زنی مثبت بودند. محصولات پی سی آر مستقیم جدایه های فارس و لرستان همسانه سازی و تعیین ترادف شده و به ترتیب تحت رس شمارهای KF130967 و KF130968 در بانک جهانی ژن ثبت گردیدند. جستجو با برنامه بلاست نشان داد که فیتوپلاسماهای عامل زردی مو در فارس و لرستان در بین ترادف های موجود در بانک جهانی ژن، بیشترین شباهت را با فیتوپلاسماهای گروه آر ان ای ریبوزومی تورم جوانه (Stolbur، 16SrXII)دارند. مقایسه چند شکلی طولی قطعات برشی (RFLP)حقیقی با استفاده ازمحصول PCR دو مرحله ای و RFLP مجازی با استفاده از ترادف ناحیه تکثیری جفت آغازگرR16F2n/R16R2. نشان داد که فیتوپلاسماهای زردی مو در استان های فارس و لرستان از یکدیگر قابل تشخیص نیستند و متعلق به زیر گروهA در گروه 16SrXII می باشند. با تعیین میزان تشابه نوکلئوتیدی و آنالیزتبارزایی با استفاده از ترادف کامل ژن آر ان ای ریبوزومی S16 نیز تعلق فیتوپلاسماهای زردی مو در استان های فارس و لرستان به16SrXII-A تایید شد. مقایسه نقوش حاصل از RFLP مجازی نشان داد که فیتوپلاسمای عامل زوال مو در استان خراسان جنوبی با فیتوپلاسماهای عامل زردی مو در استان های فارس و لرستان و سایر فیتوپلاسماهای گروه16SrXII-A متفاوت است. این اولین گزارش از وجود بیماری زردی فیتوپلاسمایی در غرب و جنوب ایران است. وجود زردی فیتوپلاسمایی مو در نواحی مختلف نشان می دهد که این بیماری در ایران سابقه طولانی دارد.
    کلیدواژگان: زردی مو، فیتوپلاسما، انتقال با سس بیماری های مو، گروه 16SrXII
  • شهرام نعیمی، سیداکبر خداپرست، محمد جوان نیکخواه، چابا واگولجی، لاسلو کردیچ صفحه 139
    جنس Trichodermaاز مهم ترین جنس های قارچی در زمینه کنترل بیولوژیک بیماری های گیاهی، افزایش رشد و القای مقاومت در گیاهان به شمار می رود. ارتباط فیلوژنتیکی 81 جدایه متعلق به شش گونه از این جنس (شامل چند جدایه بیوکنترل امید بخش) که از مزارع برنج استان مازندران به دست آمده اند، بر اساس توالی قطعه ای از ژن αtef1بررسی شد. توالی های ژن مذکور در جدایه های مورد آزمایش به همراه توالی های به دست آمده از بانک ژن هم ردیف سازی شدند و تجزیه و تحلیل داده ها با روش های پیوست همسایه ها، پارسمونی بیشینه و تکامل کمینه انجام شد. نتایج نشان داد که جدایه های متعلق به T. harzianum (فراوان ترین گونه شالیزار در این تحقیق) 14 هاپلوتیپ مختلف را تشکیل دادند که در پنج گروه مجزا قرار گرفتند و بنابراین این گونه ی مرکب، بیشترین تنوع ژنتیکی را به نمایش گذاشت. جدایه های T. virens (دومین گونه فراوان مزارع برنج مازندران در این بررسی) فقط در دو هاپلوتیپ گروه بندی شدند. گونه های T. atroviride و T. hamatum با سه و دو جدایه به ترتیب سه و دو هاپلوتیپ را تشکیل دادند. سویه های بیوکنترل متعلق به یک گونه دارای هاپلوتیپ های متفاوتی بودند و همراه با سویه های غیر آنتاگونیست در شاخه های جداگانه ای قرار گرفتند. در نتیجه، هاپلوتیپ منحصر به فردی از αtef1 که به خاصیت آنتاگونیسم مرتبط باشد، بر اساس تجزیه و تحلیل توالی αtef1تشخیص داده نشد. ارتباطی بین هاپلوتیپ و مکان جغرافیایی وجود نداشت و از یک مزرعه، گونه ها و هاپلوتیپ های مختلف جداسازی شدند.
    کلیدواژگان: تنوع زیستی، هاپلوتیپ، برنج، کنترل بیولوژیک، ایران
  • اعظم سیروس، عبدالحسین جمالی زواره صفحه 151
    بیماری سفیدک پودری که عامل آن قارچ Podosphaera fusca است، یکی از بیماری های مهم کدوئیان است و رایج ترین روش کنترل آن استفاده از قارچکش ها می باشد. اما اثرات جنبی کاربرد قارچکش ها یافتن روش های دیگری را برای کنترل بیماری ضروری می سازد که از جمله آنها، القای مقاومت در گیاه است. در این پژوهش، اثر عصاره برگ کرفس در کنترل بیماری سفیدک پودری خیار و امکان القای مقاومت سیستمیک در گیاه، در آزمایش های گلخانه ای بررسی شد. بدین منظور، عصاره آبی، استونی و یا متانولی برگ کرفس با غلظت های 1% و 5% (وزن به حجم)، یک روز قبل و یا یک روز بعد از مایه زنی بیمارگر روی برگ های میزبان به کار رفت و سپس شدت بیماری بر اساس تعداد لکه های ایجادشده روی برگ، ده روز پس از مایه زنی محاسبه شد. به علاوه، اثر این عصاره در کنترل سیستمیک بیماری و نیز بر تندش اسپور بیمارگر در سطح برگ مایه زنی شده بررسی شد. هم چنین پس از تیمار اولین برگ حقیقی با عصاره کرفس، اثر آن بر فعالیت آنزیم بتا 1، 3 گلوکاناز در اولین و دومین برگ حقیقی بوته سالم و مایه زنی شده با بیمارگر، بررسی و با شاهد مقایسه گردید. نتایج نشان داد که عصاره برگ کرفس بیماری را به صورت موضعی در برگ اول کنترل کرد و کاربرد عصاره استونی آن در غلظت 5% تاثیر بیشتری در کنترل بیماری داشت. از طرفی کاربرد عصاره تاثیری بر جوانه زنی اسپور قارچ نداشت. بنابراین به نظر می رسد که کنترل بیماری توسط این عصاره، نه به دلیل خاصیت ضدقارچی، بلکه از طریق القای مقاومت در گیاه باشد. از طرف دیگر باتوجه به اینکه تغییرات فعالیت آنزیم بتا 1، 3 گلوکاناز در تیمارهای مختلف هماهنگی مشخصی با کنترل بیماری نشان نداد، به نظر می رسد این آنزیم نقش خاصی در مقاومت به بیماری ندارد و لازم است سایر سازوکارهای احتمالی القای مقاومت بررسی شود.
    کلیدواژگان: Podosphaera fusca، مقاومت القایی، عصاره گیاهی، آنزیم بتا 1، 3 گلوکاناز
  • عبدالکریم ذاکری، فرزاد افشاری، ساسان رجایی، محسن یاسایی، احمدرضا نیکزاد، فضل الله حسنی صفحه 163
    به منظور مشخص شدن نحوه توارث مقاومت به بیماری زنگ زرد و تعداد ژن های دخیل در مقاومت به بیماری در 17 لاین انتخابی امیدبخش گندم مربوط به اقلیم معتدل کشور، دو لاین انتخابی S-78-11 و S-79-10 از ژنوتیپ های امیدبخش اقلیم گرم و چهار رقم گندم تجارتی داراب 2، نیک نژاد، بهار و استار، تلاقی های بسیاری از این ارقام و لاین ها با رقم حساس استاندارد Avocet S انجام شده و بذرهای F1، F2 و F3 از هر تلاقی تولید شدند. جهت انجام تجزیه ژنتیکی، از عکس العمل دو جمعیتF3 منتج از همه تلاقی ها در مرحله گیاه کامل، یک جمعیت F3 حاصل از تلاقی رقم بهار با Avocet Sدر مرحله گیاهچه ای،والدین و ارقام شاهد نسبت به پاتوتیپ (نژاد) غالب زنگ زرد استان فارس (پاتوتیپ 166E138A+) یادداشت برداری شد. نتایج نشان داد که ژنوتیپ های امیدبخش M-79-4، M-79-5، M-79-13، M-79-18، M-80-13، M-80-20، M-81-5، از اقلیم معتدل، دو ژنوتیپ S-78-11 و S-79-10 از اقلیم گرم و رقم داراب 2 هرکدام دارای یک ژن مقاومت مرحله گیاه کامل و ژنوتیپ های امیدبخش M-79-17، M-80-6، M-80-12، M-81-8، M-81-13، M-81-15 هرکدام دارای دو ژن مقاومت مرحله گیاه کامل هستند. هم چنین واکنش مقاومت ژنوتیپ های امیدبخشM-80-4، M-80-5، M-81-18 و رقم نیک نژاد در مرحله گیاهچه و در مرحله گیاه کامل دلالت بر وجود دو ژن مقاومت داشت. تجزیه ژنتیکی در مراحل گیاهچه و گیاه کامل برای تلاقی رقم بهار با Avocet S نشان دهنده وجود یک ژن مقاومت از نوع گیاهچه ای و نیز یک ژن مقاومت از نوع گیاه کامل برای این ژنوتیپ بود. رقم استار و ژنوتیپ های امیدبخش M-79-13 وM-81-3 فاقد هر گونه ژن مقاومت نسبت به پاتوتیپ مذکور بودند. تجربیات گذشته در ارتباط با زنگ های گندم دلالت بر این دارد که تکیه بر مقاومت های تک ژنی به خصوص از نوع مقاومت مرحله گیاهچه ای که در برخی از ارقام و لاین های امیدبخش تحقیق حاضر نیز تعیین شد کم دوام بوده و اغلب با خطر شکسته شدن مقاومت در یک برهه زمانی کوتاه (5-4 سال) مواجه می باشد. به کارگیری ژن های مقاومت رقم نیک نژاد و لاین های امیدبخشی که دارای دو ژن مقاومت مرحله گیاه کامل بودند در برنامه های اصلاحی جهت تولید ارقام مقاوم به زنگ زرد گندم توصیه می شود.
    کلیدواژگان: گندم، زنگ زرد، پاتوتیپ (نژاد)، تجزیه ژنتیکی، مقاومت
  • الهام جمشیدی، بهروز جعفرپور، حمید روحانی، محمد صالحی صفحه 175
    تورم جوانه یکی از بیماری های مهم گوجه فرنگی در ایران و سایر نقاط دنیا می باشد. دربازدیدهای سال های 89-1388 این بیماری در مزارع گوجه فرنگی استان های خراسان رضوی، خراسان شمالی، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و فارس دیده گردید. علائم بارز بیماری عبارت بودند از کوچک ماندن، ضخیم شدن و رنگپریدگی برگ ها، ارغوانی شدن رگبرگ ها در قسمت زیرین برگ، رشد جوانه های جانبی ساقه، ضخیم شدن ساقه، تغییرات گل شامل بزرگ شدن کاسبرگ هایی که در انتها به هم چسبیده اند و تبدیل کاسه گل به یک جسم کیسه مانند، گل سبزی و فیلودی و عدم تشکیل میوه. عامل بیماری از طریق پیوند از گوجه فرنگی به گوجه فرنگی و به وسیله سس (Cuscuta campestris Yunck.)از گوجه فرنگی به پروانش انتقال داده شد. از پنج بوته گوجه فرنگی دارای علائم تورم جوانه در هر استان، بوته های گوجه فرنگی و پروانش مایه زنی شده، پروانش آلوده به عامل بیماری جاروک لیموترش به عنوان کنترل مثبت و گیاهان سالم گوجه فرنگی و پروانش به عنوان کنترل منفی دی ان ای کل استخراج و دی ان ای هر نمونه از نظر آلودگی فیتوپلاسمایی با روش واکنش زنجیره ای پلیمراز(PCR) آزمایش شد. در آزمون پی سی آر مستقیم با استفاده از جفت آغازگرP1/P7 وآزمون پی سی آر دو مرحله ای با استفاده از جفت آغازگرهای P1/P7 (دور اول) وRl6F2n/Rl6R2 (دور دوم) در نمونه های دی ان ای گوجه فرنگی دارای علائم در طبیعت، نمونه های گوجه فرنگی و پروانش مایه زنی شده و دارای علائم و کنترل مثبت قطعات مورد انتظار(به ترتیب 1800 و 1200جفت باز) از دی ان ای ریبوزومی تکثیر شد. هضم آنزیمی محصول پی سی آر دو مرحله ای با استفاده از آنزیم های AluI، RsaI، HinfI، HaeIII، HpaII وTaqI نشان داد که عامل تورم جوانه در استان های کردستان و خراسان شمالی متعلق به گروه جاروک نخود کبوتر(pigeon pea witches’ broom) ا (گروه آر ان ای ریبوزومی 16SrIX) و در استان های خراسان رضوی، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، کرمانشاه و فارس متعلق به گروه افژولش شبدر(clover proliferation) یا گروه آر ان ای ریبوزومی16SrVI می باشد. محصول پی سی آر مستقیم نمونه های تورم جوانه در این استان ها با استفاده ازInsT/AcloneTM PCR Product Cloning Kit در پلاسمیدpTZ57R/T و در سویه Escherichia coli DH5a همسانه سازی و تعیین ترادف شد. آنالیز تبارزایی ترادف ناحیه میانی ژن های آار ان ای ریبوزومیS 16و S 23 نیز عامل تورم جوانه گوجه فرنگی در استان های کردستان و خراسان شمالی را با فیتوپلاسماهای گروه16SrIX و عامل تورم جوانه در استان های خراسان رضوی، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، کرمانشاه و فارس را بافیتوپلاسماهای گروه16SrVI طبقه بندی کرد. RFLP کامپیوتری با استفاده از ترادف 1200 جفت بازی از ژن آر ان ای ریبوزومی S16 و 17 انزیم برشی علاوه بر تایید نتایج آنالیزهای RFLP فیزیکی و تبارزایی نشان داد که فیتوپلاسماهای طبقه بندی شده با گروه16SrIX متعلق به زیر گروه16SrIX-E و فیتوپلاسماهای طبقه بندی شده با گروه16SrVI متعلق به زیر گروه16SrVI-A هستند. این اولین گزارش از وجود بیماری فیتوپلاسمایی تورم جوانه در استان های خراسان رضوی، خراسان شمالی، آذربایجان شرقی، کردستان و کرمانشاه وگروه بندی فیتوپلاسماهای ردیابی شده در این تحقیق است.
    کلیدواژگان: فیتوپلاسما، تورم جوانه، RFLP، تعیین ترادف، درخت فیلوژنی، گوجه فرنگی
  • حدیث مصطفی نژاد، نوازاله صاحبانی، مریم عبدی، حمید روحانی، حسن رضا اعتباریان صفحه 177
    در این تحقیق بیست جدایه قارچ تریکودرما به عنوان عوامل بیوکنترل نماتود ریشه گرهی مورد آزمایش قرار گرفتند. ابتدا جدایه ها در محیط کشت مایع حاوی کیتین کلوئیدال کشت شدند. سه جدایه 125، 126 و Bi 10 از قارچ Trichoderma harzianum بیشترین میزان فعالیت آنزیم کیتیناز را نشان دادند. بررسی شش جدایه از میان قوی ترین و ضعیف ترین جدایه ها از نظر میزان فعالیت کیتیناز در کنترل نماتود در گلخانه نشان داد که همبستگی مثبت بین میزان فعالیت آنزیم کیتیناز و عملکرد در گلخانه وجود دارد. بررسی اثر T. harzianum 125 نیز نشان داد که این جدایه موجب افزایش فعالیت آنزیم های فنیل آلانین آمونیالیاز و پراکسیداز در ریشه گیاه گوجه فرنگی می گردد.
    کلیدواژگان: تریکودرما، کیتیناز، فنیل آلانین آمونیالیاز، پراکسیداز
  • جعفر نیکان، هیو بارکر صفحه 183
    ژن خاموشی پس از ترا نویسی (Post-transcriptional gene silencing =PTGS) به عنوان یک مکانیسم طبیعی که به وسیله آن گیاهان اسیدهای نوکلئیک بیگانه مانند ژنوم ویروس ها را شناسایی و تجزیه می کنند مطرح است. در این مطالعه فرض شد که در مقاومت سیب زمینی همسانه G8107(1) در برابر تجمع PLRV نیز چنین مکانیسمی دخالت دارد. این فرضیه با آزمایش انتقال ویروس از طریق پیوند آزمون شد. در این آزمایش قطعاتی از ساقه های عاری از ویروس سیب زمینی همسانه G8107(1) (به عنوان گیاه مورد آزمایش) و رقم Maris Piper (MP) (رقم حساس به PLRV به عنوان گیاه شاهد) روی ساقه های بوته های سیب زمینی رقم MP آلوده به PLRV پیوند شدند. سپس قطعاتی از ساقه های عاری از ویروس رقم MP روی قطعات حدواسط پیوند زده شدند. نتایج نشان دادند که میزان تجمع PLRV در پیوندک های پذیرنده ای که روی قطعات ساقه همسانه G8107(1) پیوند خورده بودند در مقایسه با پیوندک های پذیرنده پیوند شده روی ساقه های رقمMP تفاوت چشمگیری نداشتند. این امر نشان داد که وجود قطعات ساقه همسانهG8107(1) به عنوان پیوند حدواسط بر تجمع PLRV در پیوندک های پذیرنده پیوند شده روی آنها تاثیری نداشته است. ظاهرا هیچ گونه عامل ژن خاموشی که قادر به تجزیه آر.ان.ای PLRVباشد از همسانه G8107(1)به رقم MP منتقل نشده است. بنابراین عومل ژن خاموشی مفروض یا وجود ندارند یا اگر وجود دارند قابل انتقال نیستند. به هر حال چون ثابت شده است خاموشی ژن قابل انتقال است، به نظر منطقی تر می رسد که مقاومت سیب زمینی همسانه G8107(1) در برابر تجمعPLRV ناشی از ممانعت از تکثیر ویروس باشد تا تجزیه آن پس از تکثیر توسط مکانیسمی شبیه خاموشی ژن.
    کلیدواژگان: ژن خاموشی، پس ازترانویسی، PTGS، Gene، silencing
  • توحید الله وردی، حشمت الله رحیمیان، ولی الله بابایی زاد صفحه 185
    به بیماری های فیتوپلاسمایی پیچیدگی کلروتیک برگ زردآلو (Prunus armeniaca)، لپتونکروز آلوی ژاپنی (P. salicina) و بیماری های زردی و زوال هلو (P. persica)، آلوی اروپایی (P. domestica) و بادام (P. duilcis) زردی اروپایی درختان میوه هسته دار (ESFY) گفته می شود ((Seemüller et al. 1998a. فیتوپلاسمای عامل این بیماری از نظر فیلوژنتیکی با فیتوپلاسماهای افژولش سیب (AP)، زوال گلابی (PD) و پیچیدگی برگ زرد هلو (PYLR) بسیار نزدیک است. علائم زردی به همراه بازماندگی رشد برگ ها در تابستان 1391 در استان مازندران دیده شد. ده نمونه دارای علائم و دو نمونه فاقد علائم از باغ های مختلف جمع آوری و برای شناسایی عامل بیماری مورد بررسی قرار گرفتند.
    دی ان ای کل از نیم گرم بافت رگبرگ اصلی با به کارگیری CTAB(Murray & Thompson 1980) استخراج گردید و ردیابی فیتوپلاسما در نمونه های دی ان ا. توسط پی سی آر دو مرحله ای با جفت آغازگرهای P1/P7 (Deng & Hiruki 1991) (دور اول) و R16F2n/R2 (Gundersen & Lee 1996) و یا fU5/rU3 (Lorenz et al. 1995) (دور دوم) انجام شد. در نمونه های دارای علائم پس از انجام PCR دو مرحله ای یک باند 1200 جفت بازی با آغازگر R16F2n/R2 و یک باند 880 جفت بازی با آغازگر fU5/rU3 تکثیر شد در حالی که در نمونه های سالم باندی دیده نشد. دو محصول پی سی آر از هر یک از جفت آغازگرها به طور مستقیم تعیین توالی شدند. توالی های به دست آمده با توالی های مرجع دربانک جهانی ترادف ها توسط نرم افزار بلاست مقایسه شد. توالی های به دست آمده (شماره های دسترسیKF739403، KF739404، KF739405 و KF739406) به میزان 99 درصد با ‘Ca. Phytoplasma prunorum’ (شماره های دسترسی AJ575108، AJ542545 AJ575111) مشابهت داشتند. با توجه به اطلاعات موجود به نظر می رسد این اولین گزارش از همراهی‘Ca. Phytoplasma prunorum’ با کوتولگی برگ زرد درختان آلو در ایران است.
  • طاهره رحیم لو، یوبرت قوستا صفحه 187
    به منظور شناسایی گونه های مسئول در ایجاد بیماری لکه سیاه کلم برگی در طول تابستان و پائیز سال 1391، نمونه های برگ های آلوده از مزارع تحت کشت کلم در ارومیه جمع آوری شدند و هرکدام داخل پاکت کاغذی جداگانه قرار داده شد و به آزمایشگاه منتقل شد. عمل جداسازی قارچ ها با کشت نمونه های گیاهی روی محیط های کشت PCA (سیب زمینی- هویج-آگار)، PDA (سیب زمینی- دکستروز-آگار) و WA (آب-آگار) انجام گرفت. قارچ های رشد کرده با مشخصات جنس Alternaria با استفاده از روش تک هاگ کردن خالص سازی شدند. شناسایی گونه ها با استفاده از روش توصیه شده سیمونز (Simmons 2007) و در شرایط کنترل شده شامل دمای 25 درجه سلسیوس، دوره نوری/ تاریکی 8/16 ساعته زیر نور سفید فلورسنت، محیط کشت PCA و بعد از گذشت 7-5 روز انجام گرفت. گونه A. interruptaبا مشخصات زیر شناسایی شد: پرگنه ی قارچ به رنگ خاکستری روشن تا قهوه ای روشن بوده و حلقه های متحدالمرکز از رشد و هاگزایی را نشان می دهد (شکل a1). میسلیوم های رویشی هم در داخل و هم در سطح محیط کشت رشد می کنند. هاگ بر اولیه بلند بوده و معمولا بصورت انفرادی تولید می شود. زنجیره های هاگ ها اغلب ساده بوده و تعداد 17-8 هاگ در هر زنجیره تشکیل می شود که 4-3 هاگ موجود در ابتدای زنجیره بزرگ تر از بقیه هاگ ها هستند. هاگ های بزرگ تر بیضی شکل کشیده بوده، 6-4 بند عرضی و 1 بند طولی در عریض ترین بخش خود دارند و اندازه آنها 8-7×45-30 میکرومتر است (شکل b1). هاگ هایی که در بخش بالایی زنجیره قرار دارند تخم مرغی شکل بوده و اندازه آنها 6-4×20-10 میکرومتر است و 3-0 بند عرضی و ندرتا 1 بند طولی دارند (شکل c1). کاهش ناگهانی در اندازه هاگ ها در زنجیره دیده می شود که مهم ترین مشخصه این گونه است. دیواره خارجی هاگ ها صاف تا منقوط است. رنگ هاگ ها قهوه ای تیره و هاگ برها قهوه ای روشن است. آزمون بیماری زایی جدایه های این گونه روی برگ های جدا شده از گیاهان 3 ماهه کلم برگی انجام گرفت. ابتدا برگ های کلم زیر شیر آب شسته شده و توسط اتانول 70 درصد ضد عفونی سطحی شدند. برگ ها داخل ظروف پلاستیکی حاوی یک عدد کاغذ صافی مرطوب قرار داده شدند. حلقه های به قطر 5 میلی متر از حاشیه در حال رشد فعال پرگنه های قارچ (5-4 روزه) برداشته شد و در سطح پهنک برگ قرار گرفت، به طوری که قارچ مماس با سطح برگ باشد. درب ظروف جهت حفظ رطوبت بسته شد و مجموعه در اتاقک رشدی با دمای 25 درجه سلسیوس به مدت یک هفته نگهداری شد. در نمونه های شاهد از حلقه های محیط کشت بدون قارچ استفاده شد. بعد از گذشت این مدت نشانه های بیماری شامل زردی و قهوه ای شدن بافت برگ در اطراف محل مایه زنی دیده شد، در شکل1. پرگنه قارچ (a)، زنجیره هاگ (b) و هاگ بر و هاگ های بزرگ تر (c) در گونه A. interrupta Fig. 1. Fungal colony (a)، conidial chain (b) and conidiophore and larger conidia (c) in A. interrupta شکل2. برگ کلم مایه زنی شده توسط جدایه ای از گونه A. interrupta(a) و تیمار شاهد (b) Fig. 2. Cabbage leaf inoculated with an isolate of A. interrupta (a) and control treatment صورتی که در تیمار شاهد هیچ گونه نشانه ای دیده نشد (اشکال a2 و b2). عمل کشت و جداسازی مجدد قارچ تلقیح شده از برگ های آلوده شده کلم انجام گرفت و لذا اصول کخ در مورد جدایه های این گونه به اثبات رسید. گزارش های قبلی مبنی بر وجود گونه های Alternaria brassicicola، A. brassicae و A. raphaniمرتبط با آلودگی کلم در ایران وجود دارد (Ershad 2009) و این اولین گزارش از وجود و بیماری زایی گونه A. interruptaروی کلم در ایران است.
  • سیامک حنیفه، یوبرت قوستا، سعید عباسی صفحه 189
    طی مطالعه روی عوامل بیماریزای شاخه و تنه درختان سیب در باغ های زیر کشت این محصول در شهرستان ارومیه، از درختان سیب رقم گلدن با سن بالای 15 سال و با نشانه های شانکر در بخش تنه و شاخه ها، خشکیدگی شاخه ها، پوسته پوسته شدن سطح شاخه ها و نیز قهوه ای شدن پوست در بخش های آلوده (شکل 1-A)، جدایه هایی پیکنیدیوم دار به دست آمد.خالص سازی جدایه های رشد کرده به روش کشت نوک ریسه انجام گرفت. برای القای تشکیل اندام های باردهی ابتدا جدایه های خالص شده در تشتک های پتری حاوی محیط کشت آب آگار 2 درصد کشت شدند. سپس سوزن های سترون شده کاج در چند محل در سطح محیط کشت قرار داده شدند وتشتک های پتری به مدت 4 هفته در دمای 25 درجه سلسیوس و در زیر نور نزدیک ماورا بنفش (near-UV) و با دوره نوری 12 ساعت روشنایی و 12 ساعت تاریکی نگهداری شدند. بعد از گذشت این مدت، پیکنیدیوم ها به فراوانی روی سوزن های کاج تشکیل شدند (Pavlic et al. 2008).
    برای شناسایی، معیارهای مختلف ماکروسکوپی مانند رنگ و خصوصیات ظاهری رشدی پرگنه و مشخصات میکروسکوپی مانند رنگ، شکل و ابعاد هاگ، یاخته های هاگ زا و پیکنیدیوم مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تکمیل شناسایی مورفولوژیک،بخش ITS در یکی از جدایه های منتخب، با استفاده از آغازگر های ITS1 و NL-4 تکثیر و ترادف یابی گردید. بر اساس مطالعات ریخت شناختی و ترادف یابی بخش ITS، گونه Diplodia seriata De Not.شناسایی گردید (Phillips et al. 2007). جستجوی بلاست توالی به دست آمده با توالی های موجود در بانک ژن (NCBI) شباهت 100 درصدی آن را با توالی های متعلق به گونه D. seriata، تایید نمود. مشخصات توصیفی گونه به این شرح است: میانگین قطر رشد پرگنه در جدایه ها بعد از گذشت 3 روز برابر 80-75 میلی متر بود. بافت پرگنه در ابتدا سفید رنگ، ولی بعد از گذشت سه روز از بخش میانی به رنگ زیتونی متمایل به سبز تا زیتونی خاکستری تغییر یافته و در نهایت بعد از گذشت دو هفته کاملا سیاه رنگ شد. پرگنه دارای حاشیه منظم و با ریسه های هوایی متراکم و فشرده روی محیط کشت بود. کنیدیوماها به صورت پیکنیدیوم، گرد تا بیضی شکل، به قطر تقریبی 380 × 260 میکرومتر، به طور منفرد یا در دسته های چندتایی، به رنگ قهوه ای تیره تا سیاه و فرورفته در بافت تشکیل شده و در شکل[H1] 1. نشانه های شانکر و خشکیدگی شاخه درختان سیب رقم گلدن در باغ های ارومیه (A)، برش طولی پیکنیدیوم (B) و هاگ های (C) گونه Diplodia seriata و آزمون اثبات بیماری زایی گونه Diplodia seriataروی نهال ها (D) و میوه (E) سیب رقم گلدن.
    Fig. 1. Canker symptoms on stems of apple Golden cultivar in Urmia orchards (A)، Longitudinal section of pycnidium (B) and conidia (C) of Diplodia seriata and Pathogenicity tests of Diplodia seriata on seedlings (D) and fruits (E) of apple Golden cultivar.
    هنگام بلوغ کمی شکوفا است (شکل 1-B). یاخته های هاگ زا بی رنگ، صاف، استوانه ای شکل، در قسمت پایه متورم و به ابعاد 12-7 × 5-3 میکرومتر بودند. هاگ زایی در یک سطح با قطور شدگی حاشیه ای (Periclinal) و یا به صورت پی رست[H2] (Percurrent) و دارای 2 یا 3 حلقه بود. هاگ ها با دیواره ضخیم، با سطح بیرونی صاف، سطح درونی زگیل دار و کاملا مشخص، بیضی تا استوانه ای شکل، با انتهای گرد و در قسمت پایه به طور مشخص تخت و بریده و به ندرت گرد بودند. هاگ ها ابتدا بی رنگ و تک یاخته بوده و سپس قبل از خارج شدن از پیکنیدیوم با تشکیل یک بند عرضی، دو یاخته ای می شدند و رنگ آنها به قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره تغییر یافت(شکل 1-C). در برخی موارد، هاگ ها بعد از خروج از پیکنیدیوم دارای 2 یا 3 بند عرضی بودند. ابعاد هاگ ها (31-) 02/22- 6/20 (-12) × (12-) 05/10- 6/9 (- 5/7) میکرومتر و نسبت طول/عرض هاگ برابر 2/2 بود.اثبات بیماری زایی جدایه ها، با مایه زنی آنها روی نهال های دو ساله و نیز میوه سیب رقم گلدن در قالب طرح کاملا تصادفی به همراه تیمار شاهد انجام گرفت. بعد از گذشت 8 هفته، تمام نهال های مایه زنی شده نشانه های شانکر و خشک شدن پوست در اطراف محل مایه زنی را نشان دادند (شکل 1-D)، در آزمون بیماری زایی روی میوه ها، مشخص شد که بعد از گذشت 6 روز، در اطراف محل مایه زنی، نشانه ها به صورت پوسیدگی قهوه ای تیره با حاشیه کاملا مشخص و متمایز از بافت سالم ایجاد شد (شکل1-E) و در برش عمودی از بافت میوه در محل مایه زنی، پیشرفت پوسیدگی به داخل بافت گوشت میوه به طور مشخصی مشاهده شد. جداسازی قارچ از نهال ها و میوه های مایه زنی شده مجددا انجام گرفت. بر اساس بررسی منابع و اطلاعات موجود، این اولین گزارش از وجود و تعیین بیماری زایی گونه D. seriata مرتبط با شانکر درختان سیب در ایران است.
  • رامتین وامنانی، حشمت الله رحیمیان، سید محمد علوی، ولی الله بابایی زاد صفحه 191
    ویروئید کوتولگی رازک از جنس Hostuviroid در مناطق مرکبات کاری سراسر دنیا به عنوان عامل ایجاد کننده اککسیا و زایلوپروز در نارنگی هاC. unshiu Marco.، C. nobilis Lour.) reticulate Blanco،(Citrus و هیبریدهای آنها، اکثر تانجلوها (Macf. C. reticulate × C. paradisi) و تانجورها (C. reticulata × C. sinensis (L.) Osb.) هم چنین لیمو شیرین (C.limettioides Hort. ex Tanaka) شناخته شده و در اکثر آنها کوتولگی و ساقه آبله ای را ایجاد می کند. علائم کاککسیا در نارنگی و دورگه های آن شامل زردی عمومی درخت، صمغ زیر پوست، فرورفتگی هایی در آوند چوبی و تشکیل برجستگی های ریز در سطح کامبیوم پوست که در چوب فرو رفته اند است. شدت علائم بسته به رقم میزبان و استرین ویروئید متفاوت است. به منظور بررسی گسترش بیماری در بعضی گونه های دارای علائم و بدون علائم در مرکبات رایج استان مازندران، نمونه برداری به صورت تصادفی از درختان کلمانتین (C. reticulata Blanco)، ارقام قدیمی نارنگی وازه ساتسوما (C. unshiu) و لیموشیرین که همگی علائم ساقه آبله ای و صمغ زیر پوست را در قسمت بالایی ناحیه پیوند نشان می دادند و درختان لیمو ترش [(C. limon (L.) Burm. f.، Local cultivar)]، گریپ فروت دانکن (C. paradisi Macf.) که بدون علائم بودند صورت گرفت. استخراج RNA از برگ با استفاده ازماده ترایزول (Invitrogen، Carlsbade، CA) انجام شد. نتایج حاصل از واکنش زنجیره ای پلیمراز با ترانویسی معکوس RT-PCR)) با استفاده از آغازگرهای اختصاصی ویروئید کوتولگی رازک و الکتروفورز محصولات روی ژل آگاروز 2% نمایانگر وجود قطعات bp300 مورد انتظار ویروئید کوتولگی رازک در همه درختان ساتسوما (20 از 20) و 77% از درختان کلمانتین (19 از 25)، و به ترتیب در 63% (14 از22)، 100% (12 از 12) و 33% (5 از 15) از درختان لیموشیرین، لیموترش و گریپ فروت بود. این درختان فاقد علائم منابع پنهان ویروئید هستند که به نگهداری و گسترش ویروئید کوتولگی رازک کمک می کنند بنابراین استفاده از آزمایش های دقیق ردیابی مولکولی در مناطقی که برنامه های ریشه کنی به کار گرفته شده لازم است. این اولین گزارش آلودگی لیموترش و گریپفروت به ویروئید کوتولگی رازک از ایران است.
|
  • H.Pasandi, Z.Banihashemi Page 109

    Phytophthora capsici was originally isolated from pepper in New Mexico and described by Leonian in 1922. Although the species have been isolated from different plant species in different parts of Iran, there is scanty information regarding its diversity, host range, survival structure and mating types. The present study was an attempt to determine host range of this pathogen especially among woody plants. The optimum temperature for growth, frequency of mating types and formation of chlamydospore in vitro and in vivo was also determined using 20 isolates from different plant species including squash, pepper and tomato. The results showed that both mating types of the pathogen with almost equal frequency were present among isolates. The pathogen abundantly formed chlamydospores on carrot agar and in crown and roots of squash. Among six woody plants inoculated, almond, apricot and pistachio cultivar Sarakhs were highly susceptible to P. capsici but hazelnut, kiwi and loquat were not infected. All isolates of P. capsici used were pathogenic to squash but pepper was resistant to most isolates.

    Keywords: Phytophthora capsici, Mating type, Chlamydospore, Host range, Woody plants
  • A.Ahmadpour, M.Javan Nikkhah, M.R.Naghavi, F.Padasht Dehkaei Page 123
    Brown spot disease is an important disease of rice in the world and Iran. A collection of 348 Bipolaris isolates was made from cultivated rice paddies and weeds in Mazandaran, Guilan, Golestan, Khuzistan and Fars provinces, during 2011 and 2012. Six species of Bipolaris viz. B. oryzae,B. cynodontis, B. spicifera, B. bicolor, B. sorokiniana and B. neergaardii were identified using morphological and molecular data. Bipolaris oryzae was known as dominant species and the causal agent of rice brown disease in Iran. Based on morphological characteristics, B. oryzae isolates were grouped into four different morphological groups. Maize, muse, Echinochloa colona, Paspalum scrobiculatum and an unknown grass are introduced new hosts for B. oryzae in Iran. Moreover, phylogenetic relationships of some Bipolaris species based on sequencing of rDNA-ITS region and gpd gene have been studied.
    Keywords: Fungus, Taxonomy of fungi, Diseases of rice, Rice, Fungal Phylogeny, Bipolaris, Cochliobolus
  • E.Salehi, S.M. Taghavi, M.Salehi, K.Izadpanah Page 137
    Grapevine yellows (GY)-like symptoms were found widespread in vineyards of Fars and Lorestan provinces in Iran. To study the etiology of the diseases, cuttings from yellows affected vines were planted in pots and symptomatic vines developed from cuttings were used as the source of yellows agent. Agents of grapevine yellows from Fars (FGY) an Lorestan (LGY) were transmitted from symptomatic young grapevines to periwinkle via dodder inoculation and from periwinkle to periwinkle by grafting. Phytoplasmas were detected in symptomatic periwinkles by direct PCR using P1/P7 primer pair and in12 out of 20 symptomatic field vines, all symptomatic vines developed from cuttings and all inoculated periwinkles by nested PCR using P1/P7 and R16F2n/R16R2 universal primer pairs. Actual and virtual restriction fragment length polymorphism (RFLP) of nested PCR products (1.2 kbp), sequence homology and phylogenetic analysis of full length 16S rDNA classified FGY and LGY phytoplasmas in the 16SrXII-A. Comparison of virtual RFLP patterns indicated that FGY and LGY phytoplasmas are genetically different from the agent of grapevine declining disease previously reported from northeast of Iran as a stolbur related phytoplasma. This is the first report of GY disease in western and southern Iran. Presence of GY in widely separated regions in Iran indicates a long history for the disease in this country.
    Keywords: Grapevine yellows, Phytoplasma, Dodder transmission, Stolbur phytoplasma
  • S.Naeimi, S.A.Khodaparastt M.Javan Nikkhah, Cs.Vagvolgyi, L.Kredics Page 139
    Fungi belonging to genus Trichoderma are well known for their effectiveness in the biological control of different plant pathogenic fungi, inducing systemic resistance in crops and for promoting plant growth. Phylogeny of 81 Trichoderma isolates (with emphasis on some biocontrol strains) belonging to six species obtained from paddy fields in Mazandaran province, was studied by partial sequence analyses of the translation elongation factor 1-α (tef1α) gene. Data were analyzed by Neighbor-Joining, Maximum Parsimony and Minimum Evolution methods. For each analysis, one consensus tree was used out of all generated phylograms. Phylogenetic trees of the 41 Trichoderma isolates inferred by all methods and programs were similar. Results showed that 14 tef1α haplotypes can be recognized for T. harzianum (the most frequent species in rice fields) isolates grouped into five clades. Therefore, this complex species presented the highest intraspecific diversity when compared to other species in this study. In contrast, only two haplotypes were recognized for T. virens, the second most prevalent species. Furthermore, sequence analyses revealed three and two haplotypes for T. atroviride and T. hamatum, respectively. Results indicated that biological control strains represented various haplotypes and placed in different clades along with other native isolates. Consequently, a specific tef1α haplotype related to antagonism could not be distinguished. In addition, there was no correlation between tef1α haplotype and the geographic location and thus different species and haplotypes were isolated from the same sampling sites.
    Keywords: Biodiversity, riceRice, biological Biological control, haplotypeHaplotype, Iran
  • A.Sirous, A.H.Jamalizavareh Page 151
    Powdery mildew, caused by Podosphera fusca, is an important disease of cucumber, which is commonly controlled by fungicide application. The side effects of fungicides, however, necessitate searching for other control methods, including induction of disease resistance in the host plant. In this research, the effect of the celery leaf extract (CLE) on cucumber powdery mildew and possible induction of systemic resistance in the host plant was studied by greenhouse tests. The acetonic, methanolic, or water extracts of celery leaf tissues at concentrations of 1% and 5% (w/v) were sprayed on the host plants at either 1 day before, or 1 day after pathogen inoculation. The disease severity was evaluated based on the number of disease spots per leaf, ten days after inoculation. The effect of CLE on systemic control of the disease, germination of pathogen spores, and activity of β-1,3-glucanase (in the CLE -treated cucumber plants, with or without pathogen inoculation, and the non-treated control plants) were also studied. The results showed that CLE controlled the disease on the treated true leaf locally and the acetonic extract at a concentration of 5% showed higher efficacy in the disease control. Application of CLE was not effective on pathogen spore germination and it shows that control of cucumber powdery mildew by CLE was likely via resistance induction in the plant rather than its fungicidal effect. On the other hand, changes in β-1,3-glucanase specific activity in different treatments did not show any correlation with the disease control. Thus it seems that β-1,3-glucanase activity has not an specific role in this resistance induction, and it is necessary to investigate another probable mechanisms involved in inducing resistance.
    Keywords: Podosphera fusca, Induced resistance, Plant extract, β 1, 3, glucanase enzyme
  • Page 163
    This study was carried out to identify the number of resistance genes and mode of inheritance to yellow rust caused by Puccinia striiformis f. sp. tritici among selected elite genotypes of 2000-2002 and several commercial wheat cultivars. The wheat elite genotypes and cultivars were crossed to susceptible parent Avocet S. F1 populations were grown to produce F2 and F3 generations in the successive years. For genetic analysis, two F3 families from each cross at adult plant stage in the field and one F3 family of cross Bahar/Avocet S at seedling stage in the greenhouse along with parents, some of the commercial and control cultivars were examined to Puccinia striiformis f. sp. tritici pathotype 166E138A+ (that was the dominant yellow rust race in Fars province). Genetic analysis showed that elite genotypes including M-79-4, M-79-5, M-79-18, M-80-13, M-80-20, M-81-5, and the cultivar Darab 2, and elite genotypes S-78-11 and S-79-10 each had one adult plant resistance gene. The elite genotypes M-80-6, M-80-12, M-81-8, M-81-13 and M-81-15 were shown to confer two adult plant resistance genes. The resistance in elite genotypes M-79-17, M-81-18, M-80-4 and M-80-5 and cultivar Nik­Nejad each was controlled by two dominant genes at least one of which operated at the seedling stage. The cultivar Bahar was shown to have one seedling and one adult plant resistance gene. The elite genotypes M-79-13 and M-81-3 and the cultivar Star were shown to lack any resistance genes at both seedling and adult plant stages. Past experiences with wheat rusts indicate that relying on single resistance genes particularly those with seedling resistance genes that were also identified in some of the cultivars and elite lines in the present research are usually short lived and mostly encounter with the danger of breaking of resistance in a short period (4-5 years) of time. Deployment of resistance genes of Nik­Nejad cultivar and those elite lines that carried two adult plant resistance genes is recommended in breeding programs in order to produce resistant cultivars with more longevity.
    Keywords: Wheat, Genotype, Yellow (stripe) rust, Pathotype (race), Response, Genetic analysis, Resistance
  • E.Jamshidi, B.Jafarpour, H.Rouhani, M.Salehi Page 175
    Tomato plants with symptoms of big bud were observed in Khorasan Razavi, Khorasan Shomali, Azerbaijan Gharbi, Azerbaijan Sharghi, Kermanshah, Kurdistan and Fars provinces of Iran. Affected tomato plants showed proliferation of lateral shoots, small thickened and chlorotic leaves, purple coloration, hypertrophic calyxes, floral virescence, phyllody and failure of fruit setting. Agents of tomato big bud (TBB) disease from these provinces were transmitted from naturally symptomatic tomato plants to tomato by graft and from tomato to periwinkle via dodder inoculation. The presence of phytoplasma in affected plants was shown by direct and nested polymerase chain reaction (PCR) assays using the phytoplasma-specific primer pairs, P1/P7 and R16F2n/R2. Restriction fragment length polymorphism (RFLP) analysis of nested R16F2n/R2 primed PCR product (1.2 kbp) identified TBB phytoplasmas from Kurdistan and Khorasan Shomali provinces as members of the pigeon pea witches’broom (16SrIX) group, and TBB phytoplasmas from Khorasan Razavi, Azerbaijan Gharbi, Azerbaijan Sharghi, Kermanshah and Fars provinces as members of the clover proliferation (16SrVI) group. Phylogenetic analysis of 16S-23S spacer region and putative restriction site analysis of the R16F2n/R2 primed sequence also classified TBB phytoplasmas in the clover proliferation (16SrVI) and pigeon pea witches’broom (16SrIX) phytoplasma groups. The same analyses showed that TBB phytoplasmas related to clover proliferation group belong to subgroup 16SrVI-A and those related to pigeon pea witches’broom group belong to subgroup 16SrIX-E. To our knowledge this is the first report of tomato big bud disease in Khorasan Razavi, Khorasan Shomali, Azerbaijan Sharghi, Kermanshah and Kurdistan provinces and the first report of subgroup classification of associated phytoplasmas.
    Keywords: Phytoplasma, Mollicutes, Big Bud, rRNA, in Silico RFLP, Tomato, Iran
  • Page 177
    In this study, 20 isolates of Trichoderma were examined for their effectiveness as biological control agents of root knot nematode. The isolates were cultured in liquid culture medium containing colloidal chitin. According to results, isolates 125, 126 and 10 Bi of Trichoderma harzianum showed maximum chitinase activity compared to others. In greenhouse experiments, biological control potential of 6 isolates with maximum or minimum enzyme activity against the nematode was compared. Results showed that isolates with maximum rate of enzyme activity in laboratory experiments had better performance in greenhouse studies. T. harzianum 125 induced an increase in the activity of phenylalanine ammonia lyase and peroxidase in the roots of tomato plants.
  • Page 183
    Post-transcriptional gene silencing (PTGS) has been proposed as a natural mechanism by which plants recognize and degrade foreign nucleic acids, such as virus genomes. It was thought that such a mechanism might underlie the resistance of potato clone G8107(1) to PLRV accumulation. The idea was examined by graft transmission experiment in which, stem segments of potato clone G8107(1) as test plant and those of the cultivar Maris Piper (MP) (susceptible to PLRV) as control, were grafted on top of the stems of a PLRV-infected root sock plant of the cultivar MP. The virus-free scions of the cultivar MP (as receptors) were also grafted on top of both test and control grafts. The results indicated that the amounts of PLRV antigen in the receptor scions grafted on top of either test or control intermediate grafts were not substantially different, indicating that the presence of stem segments of the clone G8107(1) as intermediate graft has not affected the accumulation of PLRV in the receptor scions, grafted on top of them. Apparently, no silencing factor capable of degrading PLRV-RNA has been transmitted from clone G8107(1) to the cultivar MP. Therefore, the putative silencing factors are either not present in this clone or if there are, they are not transmitted. However, because it has been demonstrated that silencing is transmissible, it is less likely that the virus RNA degradation due to a gene silencing mechanism is involved in the resistance of this potato clone to PLRV. It seems more plausible that the inhibition of PLRV replication underlies the resistance rather than virus degradation.
  • Page 185
    In Europe, chlorotic leaf roll of apricot (Prunus armeniaca L.), leptonecrosis of Japanese plum (P. salicina L.) and yellows and decline diseases of peach (P. persica L.), European plum (P. domestica L.) and almond (P. dulcis L.) have common aetiology and the single name 'European stone fruit yellow's (ESFY) is proposed for them (Seemülleret al. 1998a). European stone fruit yellows (EFSY), associated with ‘Candidatus Phytoplasma prunorum’ is an important disease of Prunus spp. Ca. P. prunorum is phylogenetically related to apple proliferation (AP), pear decline (PD) and peach yellow leaf roll (PYLR) phytoplasmas. Plum trees showing symptoms of yellowing and leaf stunt were observed in August 2012 in several orchards in Mazandaran province, the south coast of the Caspian Sea. Ten symptomatic and two symptomless plants were collected for the identification of the disease causal agent. Total DNA was extracted from 0.5 g of leaf midribs using the CTAB method (Murray & Thompson 1980). The dna samples were subjected to nested-PCR using primer pairs P1/P7 (Deng & Hiruki 1991), followed by R16F2n/R2 (Gundersen & Lee 1996) or fU5/rU3 (Lorenz et al. 1995). Following PCR with primer pairs R16F2n/R16R2 and fU5/rU3, amplified fragments of the expected size, 1200bp and 880bp, respectively were detected in symptomatic plants but not in symptomless plants. Two amplicons from each primer pair were purified and directly sequenced. The sequences were compared with those of the phytoplasma reference strains, using blast analysis. The sequences (GenBank Accession numbers KF739403, KF739404, KF739405 and KF739406) showed 99% similarity with those of ‘Ca. P. prunorum’ (Accession NOs. AJ575108, AJ542545, AJ575111). To our knowledge, this is the first report of a ‘Candidatus Phytoplasma prunorum’ (16SrX) strain associated with the yellowing and leaf stunt in plum trees in Iran.
  • Page 187
    In order to identify the Alternaria species involved in cabbage black spot disease, samples of infected leaves were collected from Urmia cabbage fields during the summer and autumn of 2012. Each sample was included in a separate paper bag and the samples were transferred to laboratory. Isolation of the fungi was carried out with culturing the samples on Potato Dextrose Agar (PDA), Potato Carrot Agar (PCA) and Water Agar (WA). The growing fungi with Alternaria characteristics were purified by single spore method. Identification to species levels was based on Simmons’ recommended method (Simmons 2007) under controlled conditions at 25°C, 8/16 light/dark cycle (cool white fluorescent) and PCA medium after 5-7 days. Alternaria interrupta was identified based on the followingcharacteristics. Colonies exhibit concentric rings of growth and sporulation. Vegetative mycelium grows on and within the culture medium. Primary conidiophores are relatively long and simple. Conidial chains on PCA are usually simple, with 8-17 conidia, of which 3-4 initial conidia are relatively large and the remainder abruptly smaller in size. Initial conidia are narrow ellipsoid, 30-45×7-8 µm, have 4-6 transepta and 1 longiseptum in the widest part. Conidia in the upper part are ovoid, 10-20×4-6 µm and have 0-3 transepta and rarely 1 longiseptum in a few conidia of a chain. Conidiophore color is light brown and conidium color is dark brown. The outer wall of conidia is smooth or punctuate (see Fig. 1 in Farsi section). Pathogenicity tests were done on detached, 3 month- old cabbage leaves. Healthy leaves were first washed under tap water, then surface sterilized with 70٪ ethanol and placed in a plastic container containing a wet filter paper. A 5 mm- diameter mycelial plug from the edge of actively growing, 4-5 day- old fungal colony was placed on the leaves. The treated leaves were kept in a growing chamber at 25°C for 1 week. Control leaves received agar plugs without fungus. Characteristic symptoms of the disease including chlorotic and necrotic areas around the inoculated sites developed only on the inoculated leaves (see Fig. 2 in Farsi section). Reisolation of inoculated fungus from infected leaves was done and Koch's postulates were fulfilled. Presence of Alternaria brassicicola, A. brassicae and A. raphani inassociation with infected cabbages has been previously reported in Iran (Ershad 2009), but this is the first report of isolation and pathogenicity test of A. interrupta on cabbage in this country.
  • Page 189
    During the surveys of apple trunk and branch diseases in Urmia orchards, a pycnidial fungus was frequently isolated from Golden Delicious cultivar trees of over 15 years old with symptoms of stem and branch cankers, branch dieback, bark scaling and discoloration (Fig. 1-A in Farsi section). Purification of the isolated fungus was carried out by hyphal tip method. Formation of asexual fruiting bodies of the fungus was induced by the use of pine needles. The purified fungi were cultured on 2 percent water agar medium and then, sterilized pine needles were placed at different parts of the medium. Inoculated Petri plates were kept for four weeks at 25 °C under near-ultraviolet light (near-UV) with 12:12 h photoperiod (Pavlic et al. 2008). Different macro- and micro- morphological characters such as color and growth characteristics of the colony, color, shape and dimensions of conidia, conidiogenous cells and pycnidia were studied. Also, the ITS region of one selected isolate was amplified and sequenced using the ITS1 and NL-4 primers. Based on morphological and ITS sequence analysis, the fungus was identified as Diplodia seriata. The results of Blast search showed high similarity (100 percent) of the sequenced isolate with the isolates of D. seriata deposited in GeneBank. Descriptive characters of the species are: Colony diameter after four days at 25 °C is 75 to 80 mm; colony color is at first white, then turns olive green to olive gray and finally after two weeks becomes dark; colony with regular margins, aerial mycelium dense and thick; conidiomata pycnidial, 380 × 260 µm in diameter, solitary or aggregated, globose to ovoid, dark brown to black, immersed, partially erumpent when mature (Fig. 1-B in Farsi section); conidiogenous cells hyaline, smooth, cylindrical, swollen at the base, 7-12 × 3-5 µm, proliferating at the same level to produce periclinal thickening, or proliferating percurrently, giving rise to 2-3 annelations; conidia at first aseptate, thick-walled with smooth outer surface and verruculose inner surface clearly, ovoid to cylindrical, apex obtuse, base truncate or rarely rounded, hyaline, becoming pale brown and soon darkening before release from the pycnidia and becoming 1-septate (Fig. 1-C in Farsi section), rarely 2 or 3 septate after discharge, (12-) 20.6-22.02 (-31) × (7.5-) 9.6-10.05 (-12) µm, L/W = 2.2[H1]. Pathogenicity test was carried out on potted 2 years old seedlings and fruits of apple Golden Delicious cultivar based on completely randomized design. In seedlings, eight weeks postinoculation, symptoms of bark darkening and canker were seen in inoculated areas (Fig. 1-D in Farsi section). In fruits, six days after inoculation, the brown rot symptoms were seen around the inoculated area (Fig. 1-E in Farsi section), progressing into the fruit flesh. No symptoms were developed in the controls. Reisolation of the inoculated fungus were done from the newly infected tissues and Koch's postulates were fulfilled. All the tested isolates were pathogenic on fruits and seedlings. To our knowledge, this is the first report of isolation and pathogenicity confirmation of D. seriata from apple trees in Iran.
  • Page 191
    Hop stunt viroid (HSVd) of the genus Hostuvirod, is mostly known around the world as the agent of cachexia-xyloporosis disease of mandarins (Citrus reticulata Blanco, C. unshiu Marco., and C. nobilis Lour.) and their hybrids, tangelos (C. reticulata × C. paradise Macf.) and tangors [C. reticulata × C. sinensis (L.) Osb.]. Sweet lime (C. limettioides Hort. ex Tanaka) is also susceptible, displaying stunted growth and stem pitting. Symptoms on mandarins and their hybrids include overall chlorosis of the trees, gum impregnation of the bark, formation of pits in the xylem and pegs on the cambial surface of the bark which fit in the pits on the wood. The severity of symptoms varies with the host species and cultivar and strain of the viroid. To estimate the prevalence of the viroid in some symptomatic and symptomless species of citrus commonly grown in Mazandaran province, samples were taken randomly from symptomatic Clementine mandarin (C. reticulata, Blanco), old line Wase Satsuma (C. unshiu) and sweet lime all of which displayed stem pitting and impregnation of gum in the bark tissue at and above the bud union and symptomless trees of lemon [(C. limon (L.) Burm. f., local cultivar)] and Duncan grapefruit (C. paradisi Macf.). RNA was extracted from the bark of one year old stems using TRIzol (Invitroge, Carlsbade, CA). Reverse transcription (RT) polymerase chain reaction (PCR) was performed using specific primers for HSVd and the products were electrophoresed on 2% agarose gels. The expected fragments of 300bp typical of HSVd, were detected in all Satsuma (20 out of 20) and 77% Clementine mandarin (19 out of 25), whereas 63% (14 out of 22), 100%(12 out of 12) and 33% (5 out of 15) of trees of sweet lime, lemon and grapefruit, respectively, were found to be infected with the HSVd. These symptomless trees are hidden sources of the viroid, contributing to maintenance and spread of HSVd and necessitate the use of sensitive molecular detection assays wherever eradication programs are in practice. This is the first report on infection of lemon and grapefruit with the HSVd in Iran.