فهرست مطالب

  • سال سوم شماره 6 (زمستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/12/20
  • تعداد عناوین: 9
|
  • حسین قمری گیوی*، محمد نریمانی، هیوا محمودی صفحات 1-9
    هدف
    پژوهش حاضر به مقایسهٔ اثربخشی روش های درمان شناختی و مواجهه ای بر اختلال وسواس فکری- عملی پرداخته است.
    روش بررسی
    این تحقیق آزمایشی و از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعهٔ آماری این پژوهش شامل تمامی بیماران مبتلا به وسواس فکری- عملی مراجعه کننده به مراکز بالینی شهرستان های سقز و بوکان با دامنهٔ سنی 40-20 سال بودند. نمونهٔ آماری این تحقیق شامل 45 بیمار مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی، با روش انتصاب تصادفی، انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامهٔ مادسلی و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) و آزمون تعقیبی کمترین تفاوت معنادار (LSD) استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که درمان شناختی و مواجهه ای به طور معناداری بر بهبود انواع وارسی کردن، شستشو، کندی و شک وسواسی در مقایسه با گروه کنترل اثربخش بوده اند (0٫01≥p).
    نتیجه گیری
    درمان شناختی ویتال در مقایسه با درمان مواجهه ای در درمان انواع وسواس ها تاثیرات بیشتری دارد.
    کلیدواژگان: درمان شناختی، مواجهه درمانی، وسواس فکری، عملی
  • حسن زارعی محمود آبادی*، مجید نعیم یاوری صفحات 10-17
    هدف
    امروزه سرد مزاجی در زمرهٔ ناتوانی های جنسی به حساب می آید. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین سرد مزاجی و ابعاد تعارضات زناشویی در زنان متاهل ساکن شهر یزد صورت گرفت.
    روش بررسی
    پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بوده و جامعهٔ آماری شامل همهٔ زنان متاهل ساکن شهر یزد در سال 1391 بوده است. از میان آن ها صد نفر از زنانی که شرایط ورود به پژوهش را دارا بودند به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش نیز شامل دو پرسشنامهٔ تعارض زناشویی (MCQ) و سرد مزاجی جنسی بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد بین تمام خرده مقیاس های تعارضات زناشویی رابطهٔ معنادار وجود دارد (0٫05>p). این مقدار همبستگی برای همکاری در منزل (0٫329-=r)، رابطهٔ جنسی (0٫459-=r)، واکنش های هیجانی (0٫359=r)، جلب حمایت فرزندان (0٫269-=r)، معنادار و منفی است. از طرفی مقدار همبستگی برای رابطهٔ فردی با خویشاوندان خود (0٫313=r)، رابطهٔ فردی با خویشاوندان همسر و دوستان (0٫375=r)، جداکردن امور مالی از یکدیگر (0٫393=r) با سرد مزاجی مثبت و معنادار است. همچنین میزان همبستگی بین سردمزاجی جنسی با سن زنان و مدت ازدواج که به ترتیب (0٫220= rو 0٫137=r) است معنادار نیست (0٫05
    نتیجه گیری
    بر اساس این یافته ها زنان دارای تعارض زناشویی بالاتر، سردمزاجی بالاتری از خود نشان داشته و تعارض زناشویی در زنان، با گذشت سال های ازدواج کاهش می یابد. با افزایش سرد مزاجی میزان حمایت همسر از زن کم می شود.
    کلیدواژگان: سرد مزاجی، ناتوانی جنسی، تعارض زناشویی، زنان
  • محمد خالدیان*، مژگان شوشتری، حمید ملکی، محمد علی هاشمی صفحات 18-26
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخلات روانشناختی- آموزشی بر بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ریاضی انجام گرفته است.
    روش بررسی
    جامعهٔ آماری پژوهش شامل دانش آموزان پسر پایهٔ چهارم ابتدایی با ناتوانی یادگیری ریاضی شهر اصفهان در سال تحصیلی 92-91 بود. به منظور انجام این پژوهش، 30 کودک با ناتوانی یادگیری ریاضی به شیوهٔ نمونه گیری تصادفی خوشه ایچند مرحله ای، انتخاب و به گروه های آزمایشی و کنترل تقسیم شدند (15 کودک در گروه آزمایشی و 15 کودک در گروه کنترل). روش پژوهش شبه آزمایشی بود. ابزارهای استفاده شده عبارت از مقیاس هوش کودکان وکسلر، چک لیست تشخیص اختلال ریاضی، آزمون عملکرد تحصیلی ریاضی ومصاحبهٔ بالینی بود. مداخلات روانشناختی- آموزشی بر روی گروه آزمایش انجام گرفت. داده های به دست آمده با روش آماری تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد که مداخلات روانشناختی- آموزشی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ریاضی موثر است (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    مداخلات روانشناختی- آموزشی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ریاضی موثر است. توجه به مداخلات روانشناختی- آموزشی (توجه، حافظه، کارکردهای اجرایی) به مثابهٔ مهارت زیربنایی یادگیری ریاضی می تواند رویکردی موثر در درمان ناتوانی های یادگیری ریاضی باشد.
    کلیدواژگان: مداخلات روانشناختی، آموزشی، عملکرد تحصیلی، ناتوانی یادگیری ریاضی
  • غلامعلی افروز*، علی اکبر ارجمندنیاء، حسین تقی زاده، سوگند قاسم زاده، راضیه اسدی صفحات 27-38
    هدف
    هدف این پژوهش، مقایسهٔ باورهای خودکارآمدی و سلامت روان و بررسی ارتباط آن ها در میان دانش آموزان تیزهوش و عادی بود.
    روش بررسی
    نمونهٔ این پژوهش متشکل از 100 دانش آموز (50 دانش آموز تیزهوش و 50 دانش آموز عادی) در شهرستان بابل بودند که به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار به کار گرفته شده، مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر، پرسشنامه سلامت عمومی و آزمون هوش ریون (فرم بزرگسال) بود. طرح پژوهش یک طرح تحلیلی- مقطعی بوده و برای تجزیه تحلیل داده ها، از آزمون های تی مستقل و همبستگی پیرسون استفاده شد.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد که بین میانگین باورهای خودکارآمدی (0٫001=p) و سلامت روان (0٫005=p) دانش آموزان مدارس تیزهوش و مدارس عادی تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین، بین باورهای خودکارآمدی و سلامت روان و مولفه های آن در دانش آموزان تیزهوش و عادی ارتباط معناداری وجود دارد (0٫650=r= 0٫01،p).
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته ها، به نظر می رسد که دانش آموزان مدارس عادی در قیاس با دانش آموزان مدارس تیزهوش سلامت روان کمتری دارند لذا توصیه می شود که دانش آموزان مدارس عادی توسط روانشناسان، مشاوران و سایر کارکنان این مدارس، مورد توجه بیشتری قرار گیرند.
    کلیدواژگان: باورهای خودکارآمدی، سلامت روان، دانش آموزان تیزهوش و عادی
  • مهران سلیمانی*، سمیرا مطیعی، حسن یعقوبی، لیدا حضرتی صفحات 39-49
    هدف
    پژوهش حاضر به دنبال تعیین تاثیر برنامهٔ آموزش شناختی در افراد دارای اختلال بیش فعالی و نقص توجه است.
    روش بررسی
    آزمودنی های پژوهش شامل 38 نفر کودک دارای اختلال بیش فعالی و نقص توجه بودند که به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش برنامهٔ آموزش شناختی کاگنی پلاس را به مدت 27 جلسه دریافت کرد. در حالی که گروه کنترل تمرین های تحصیلی معمول خود را انجام می دادند. به منظور تعیین تاثیر برنامهٔ مداخله ای بر مهارت های شناختی و شدت علائم اختلال بیش فعالی و نقص توجه از هوش آزمای تهران استنفورد بینه نسخهٔ پنچم و سیاههٔ رفتار کودکان استفاده شد.
    یافته ها
    یافته های پژوهش حاکی از تاثیر برنامهٔ مداخله در افزایش مهارت های دیداری فضایی آزمودنی ها بود (0٫05>p). به گونه ای که تغییر نمرات آن ها در پیش آزمون (میانگین 95٫63 و انحراف استاندارد 12٫30)و پس آزمون (میانگین 103٫52 و انحراف استاندارد8٫51) در مقایسه با نمرهٔ گروه کنترل در پیش آزمون (میانگین 98٫68 و انحراف استاندارد11٫88) و پس آزمون (میانگین 98٫26 و انحراف استاندارد10٫75) افزایش معناداری را نشان داد. بهبود عملکرد حاصل از برنامهٔ مداخله در مرحلهٔ پیگیری یک ماهه همچنان پایدار بود. نتایج پژوهش بروز تغییر معنادار در سایر مهارت های شناختی شامل استدلال سیال، دانش، استدلال کمی و حافظهٔ فعال را نشان نداد (0٫05>p). همچنین شدت علائم اختلال بیش فعالی و نقص توجه در مقایسهٔ پیش آزمون و پس آزمون تغییر معناداری را نشان نداد.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش نشانداد که برخی از مهارت های شناختی افراد دارای اختلال بیش فعالی و نقص توجه می تواند در اثر آموزش شناختی افزایش یابد با این وجود تعمیم این تاثیر بر سایر مهارت ها و علائم بالینی اختلال، به پژوهش های بیشتری نیاز دارد.
    کلیدواژگان: برنامهٔ آموزش شناختی کاگنی پلاس، بازپروی شناختی، مهارت های شناختی، آموزش حافظهٔ فعال، اختلال بیش فعالی و نقص توجه
  • مریم شکوری*، گیتا موللی، مرضیه عارفی، محمد طاهری صفحات 50-60
    مقدمه
    هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش گفتار نشانه دار بر افزایش آگاهی واجی و زیر مقیاس های آگاهی واجی (نامیدن و حذف واج آغازین، شناسایی کلمات دارای واج آغازین یکسان، نامیدن و حذف واج پایانی، شناسایی کلمات دارای واج پایانی یکسان و حذف واج میانی) کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر بود.
    روش بررسی
    این مطالعه، شبه تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. تعداد 10 نفر از کودکانی که دارای این شرایط هوشی تشخیص داده شده بودند به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور مساوی در دو گروه آزمایش و کنترل همتا سازی شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامهٔ آگاهی واج شناختی) سلیمانی 1387) بود. برنامهٔ آموزش گفتار نشانه دار در قالب 40 جلسهٔ نود دقیقه ای در گروه آزمایشی اجرا شد. در پایان دورهٔ آموزشی دو گروه پرسشنامهٔ مذکور را به عنوان پس آزمون تکمیل کردند.
    یافته ها
    بررسی و تحلیل نتایج با استفاده از نمرهٔ افزوده و آزمون تی، بیانگر تاثیر آموزش گفتار نشانه دار بر افزایش آگاهی واج شناختی و زیر مقیاس های آن، شامل نامیدن و حذف واج آغازین، شناسایی کلمات دارای واج آغازین یکسان، شناسایی کلمات دارای واج پایانی یکسان و حذف واج میانی بود (0٫05
    نتیجه گیری
    به صورت کلی یافته ها نشان دادند که آموزش گفتار نشانه دار به کودکان کم توان ذهنی، مشکلات خواندن این کودکان را کاهش داده و از مشکلات ارتباطی در حیطهٔ خواندن پیشگیری به عمل آورده است.
    کلیدواژگان: کم توانی ذهنی آموزش پذیر، آگاهی واجی، گفتار نشانه دار
  • سید حسین سیادتیان*، احمد عابدی، علیرضا صادقیان صفحات 61-70
    هدف
    توجه دیداری از مهارت ها و توانایی های مهم است که هر یک از دانش آموزان جهت طی نمودن مقاطع تحصیلی ملزم به داشتن آن هستند که این مهارت در دانش آموزان مبتلابه ناتوانی یادگیری املا دچار نقص است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی بازی درمانی بر بهبود توجه دیداری در دانش آموزان با ناتوانی یادگیری املا در مطالعهٔ مورد منفرد بود.
    روش بررسی
    شرکت کنندگان پژوهش حاضر سه دانش آموز مراجعه کننده به کلینیک درمانی شناخت شهر اصفهان بود. برای هریک از شرکت کنندگان 3 جلسه به عنوان خط پایه، 12 جلسه بازی درمانی و 3 جلسه پیگیری اعمال شد. برای سنجش میزان توجه دیداری از آزمون عصب روانشناختی نپسی (NEPSY) و سنجش ابتلا به ناتوانی یادگیری املا، از آزمون تشخیص املا استفاده شد.
    یافته ها
    یافته های این پژوهش نشان داد که طی تحلیل دیداری نمودار داده ها بر اساس شاخص های آمار توصیفی و تحلیل دیداری، مداخلهٔ مورد نظر دربارهٔ هر سه شرکت کننده اثر بخش بوده است (با PND صد در صد برای هر سه شرکت کننده).
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که توجه دیداری به طریق بازی درمانی در دانش آموزان با ناتوانی یادگیری املا بهبود پیدا می کند. ازاین رو می توان از بازی درمانی به عنوان یک روش درمانی در بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان مبتلا به ناتوانی یادگیری املا استفاده کرد.
    کلیدواژگان: بازی درمانی، توجه دیداری، ناتوانی یادگیری املا
  • شجاع کرمی*، پرویز شریفی درامدی، مجید طاهریان، ابراهیم محمودی مهر، اعظم کرمی صفحات 71-77
    هدف
    هدف از انجام تحقیق حاضر مقایسهٔ رضایت زناشویی والدین کودکان عقب ماندهٔ ذهنی تربیت پذیر بهره مند و بی بهره از خدمات توانبخشی آموزشی و مالی بود.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع توصیفی به روش پیمایشی بود. جامعهٔ آماری این پژوهش شامل والدین کودکان عقب ماندهٔ ذهنی تربیت پذیر بودند. نمونه ای به حجم 240 نفر با گروه های بهره مند و بی بهره از خدمات آموزشی و مالی به روش نمونه گیری تصادفی ساده از آن ها انتخاب شد. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامهٔ رضایت زناشویی انریچ بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و روش های آمار استنباطی (تحلیل واریانس یک راهه و آزمون های تعقیبی) استفاده شد.
    یافته ها
    به طور کلی، یافته ها نشان داد که بین رضایت زناشویی (گروه های بی بهره از خدمات آموزشی و مالی) و گروه های بهره مند از خدمات آموزشی و مالی تفاوت معنادار بوده (0٫039=p)، همچنین بین گروه فقط برخوردار از خدمات توانبخشی آموزشی و گروه های بی بهره از خدمات توانبخشی آموزشی و مالی تفاوت معنادار است (0٫031=p).
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که گروه بهره مند از خدمات آموزشی و مالی از گروه بی بهره از خدمات آموزشی و مالی از رضایت مندی بیشتری برخوردار بوده و گروه برخوردار از خدمات آموزشی نسبت به گروه بی بهره از خدمات آموزشی و مالی از رضایت بیشتری برخوردار است.
    کلیدواژگان: رضایت زناشویی، خدمات توانبخشی، مراکز بهزیستی، کودکان عقب ماندهٔ ذهنی تربیت پذیر
  • اکرم احمدی براتی*، سعید احمدی براتی، شهلا سلیمی، فرانک هلبی صفحات 78-83
    هدف
    بینایی به عنوان قوی ترین منبع ادراک جهان خارجی، وظیفهٔ انتقال 80 تا 90 درصد اطلاعات وارده به مغز را بر عهده دارد؛ بنابراین، وجود اختلالات حتی خفیف در عملکردهای آن، موجب بروز انحرافات شدید در رشد جسمی و روانی و حرکتی می شود. هدف این پژوهش، بررسی وضعیت رشدی قابلیت عکس العمل حرکتی کودکان کم بینا و نابینا از طریق مقایسهٔ آن ها با همتایان سالم بود.
    روش بررسی
    آزمودنی های این پژوهش توصیفی- مقایسه ای از میان تمامی دانش آموزان 8 تا 12 سالهٔ مدارس همگانی شهر کرمانشاه بود. شصت و پنج نفر به طور خوشه ایتصادفی به عنوان گروه سالم انتخاب شدند. سی نفر از دانش آموزان مدارس همگانی و استثنایی، با تیزی دید بین 0٫05 تا 0٫4 دیوپتر در چشم برتر، به عنوان گروه کودکان کم بینای داوطلب و شانزده نفر از دانش آموزان مدارس استثنایی شهر کرمانشاه، با تیزی دید حداکثر 0٫04 دیوپتر در چشم برتر، به عنوان گروه کودکان نابینای داوطلب انتخاب شدند. قابلیت عکس العمل حرکتی آزمودنی ها از طریق آزمون خط کش اندازه گیری شد.
    یافته ها
    تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی (بوسیلهٔ آزمون تحلیل واریانس یک سویه و آزمون تعقیبی توکی) برای بررسی تفاوت میانگین شاخص ها در سطح 0٫05≤p انجام شد.
    نتیجه گیری
    یافته های آماری نشان دادند که بین سطح رشد قابلیت عکس العمل حرکتی کودکان نابینا و کم بینا و سالم تفاوت معناداری وجود دارد؛ به طوری که کودکان نابینا در وضعیت بهتری قرار داشتند. این واقعیت می تواند بیانگر ظرفیت بالای سازوکارهای جبران کنندهٔ نقص گیرندهٔ بینایی آن ها باشد.
    کلیدواژگان: قابلیت عکس العمل، کم بینایی، نابینایی، دانش آموزان
|
  • Hossein Ghamarigivi *, Mohammad Narimani, Hiva Mahmoodi Pages 1-9
    Objective
    The aim of this study was to compare the efficacy of Cognitive and Exposure therapies in the treatment of obsessive-compulsive disorder (OCD).
    Methods
    An experimental study was conducted through pre-test, post-test methods, using a control group. The statistical population of the study included all 20-40 year old OCD patients visiting clinical centers in Saghez and Boukan. Forty five patients with OCD were randomly selected from this population as samples. The experimental group underwent both cognitive and exposure therapies. The control group did not receive any kind of therapy. Data gathering was done with the Madsly questionnaire for OCD. Data analysis was done using multivariate analysis of covariance (MANCOVA) and the least significant difference (LSD) test to compare scores differences between pretest and posttest variables in the experimental and control groups.
    Results
    Findings showed that cognitive and exposure therapies had significant impacts on improving obsession, checking out, washing, slowness and obsessive doubts in comparison to the control group (p<0.01).
    Conclusion
    The results showed that Whittle’s Cognitive therapy had greater impact on reducing obsessions as compared to Exposure therapy.
    Keywords: Cognitive Therapy, Exposure Therapy, Obsessive, Compulsive Disorder
  • Hassan Zareei Mahmoodabadi *, Majid Naeim Yavari Pages 10-17
    Objective
    Today frigidity is considered a sexual disability. The aim of this study was to investigate the relationship between sexual frigidity (as a sexual disability) and the dimensions of marital conflict in married women in Yazd.
    Methods
    The study was descriptive-correlational. The study population consisted of all married women living in Yazd. A hundred women who possessed the inclusion criteria were selected by purposeful sampling. The instruments of this research included two questionnaires: the Marital Conflict (MCQ) & Sexual Frigidity questionnaires. The data were analyzed by descriptive statistics (mean, standard deviation) and Pearson’s correlation coefficient at (p=0.05).
    Results
    Results showed a significant relationship between women’s sexual frigidity and the dimensions of marital conflict (p<0.05). This correlation was negatively associated with: partnership at home (r=0.329), sexual relationship (r=0.459), emotional reactions (r=0.359), and support seeking from children (r=0.269). Sexual frigidity was positively associated with: individual relationship with own relatives (r=0313), individual relationship with spouse’s relatives and friends (r=0.375), and separation of finances from each other (r=0.393). Moreover, there was not a significant relationship between sexual frigidity and duration of marriage (r=0.137) & women’s age (r=0.220) (p>0.05).
    Conclusion
    Based on these findings, women with higher marital conflicts show higher sexual frigidity. Furthermore, marital conflicts decreased with the passage of years of marriage. An increased sexual frigidity also reduced partner support.
    Keywords: Sexual Frigidity, Sexual Disability, Marital Conflict, Women
  • Mohammad Khaledian *, Mojgan Shooshtari, Hamid Maleki, Mohammad Ali Hashemi Pages 18-26
    Objective
    The aim of the current research was to investigate the effectiveness of early Psycho-Educational interventions in improving the academic performance of children with mathematics learning disabilities.
    Methods
    The study population consisted of 4th grade elementary male students with math learning disabilities in Esfahan in the educational year 2012-2013. Thirty such students were selected using multistage random cluster sampling and divided into experimental and control groups (each group consisted of 15 children). The data collection tools included: Wechsler Intelligence Scale for Children–Revised Fourth Edition, Dyscalculia Diagnostic Test, math academic performance test. Clinical interviews were also held. The design was quasi-experimental and the early psycho-educational intervention was performed in the experimental group. Data was analyzed by analysis of covariance.
    Results
    Findings indicate that early psycho-educational interventions can improve the academic performance of children with mathematics learning disabilities (p<0.001).
    Conclusion
    Early psycho-educational interventions (attention, memory, executive function) can considerably help students with math learning disabilities, as basic math learning skills are strengthened.
    Keywords: Psycho, Educational, Early Interventions, Academic Performance, Mathematics Learning Disabilities
  • Gh Afrooz *, A. Arjmandnia, H. Taghizadeh, S. Ghasemzadeh, R. Asadi Pages 27-38
    Objective
    The purpose of this study was to compare self-efficacy beliefs and mental health and their relationship between gifted and normal students.
    Methods
    A cross-sectional study was conducted. The sample of this study was randomly selected and consisted of 100 students (50 gifted student and 50 normal students) in Babul. Data were collected by Sherer’s General Self-Efficacy Scale, General Health Questionnaire and Raven’s Intelligence Test (Adult forms). Independent t-test, Pearson's correlation and multivariate regression tests were used to analyze the data.
    Result
    There were significant differences between the average mental health (p= 0.001) and self-efficacy beliefs (p= 0.005) of gifted and normal students. Also, there were significant relationships between self-efficacy beliefs and mental health and its components in gifted and normal students (p= 0.01, r= 0.650).
    Conclusion
    According to the results, it seems that normal students had lower levels of mental health as compared to gifted students. It is recommended that students of normal schools by psychologists, counselors and other staff in the schools, more attention to them.
    Keywords: Self, Efficacy Beliefs, Mental Health, Gifted, Normal Students
  • Mehran Soleimani *, Samira Motiee, Hasan Yaghubi, Lida Hazrati Pages 39-49
    Objective
    This study aimed to assess the effectiveness of a cognitive training program in individuals with ADHD.
    Methods
    The participants included 38 ADHD children who were randomly assigned to the experimental and control groups. The experimental group practiced with the CogniPlus training programs for 27 sessions, while the control group practiced their routine educational activities. The ‘Tehran-Stanford-Binet Intelligence Scale’-Fifth Edition (SB5) and the ‘Child Behavior Checklist’ (CBCL) served as the data collection tools for determining the benefits of the cognitive training program on cognitive skills and ADHD symptoms.
    Results
    The findings revealed improvement in the experimental group’s visuospatial skills, such that these skills were maintained over a 1-month follow up period (p<0.05). The experimental group’s visuospatial skills had increased from (M=95.63, S=12.30) in the pretest to (M=103.52, S=8.51) in the intervention phase, as opposed to the control group in which scores did not show significant changes from pretest (M=96.68, S=11.88) to post-test (M=98.26, S=10.75). Statistical analyses did not reveal significant differences between the two groups’ performances in other cognitive skills, such as: Fluid Reasoning, Knowledge, Quantitative Reasoning, and Working Memory. Moreover, the severity of ADHD symptoms did not change from pre-test to post-test.
    Conclusions
    Cognitive training may enhance certain cognitive skills in ADHD individuals, but more research is required to generalize the positive effects of these programs to the other clinical features of ADHD.
    Keywords: CogniPlus Training Programs, Cognitive Training, Cognitive Skills, Working Memory training, ADHD
  • Shakouri *, Movallali, Arefi, Taheri Pages 50-60
    Objective
    This research aimed to study the effect of Cued Speech teaching on raising phonological awareness in children with educable intellectual disability by studying the subunits of phonological awareness: syllable segmentation, alliteration, naming, matching the starting phonemes and phoneme deletion and rhythm.
    Methods
    This was a quasi-experimental study with pretest-posttest study with control group. Ten children with educable intellectual disability were chosen and divided into two equally populated groups, the experimental group and the control group. The ‘1378 Solaymani Phonological Awareness Questionnaire’ was used in the beginning and at the end of the study for both groups. We held 40 sessions of Cued Speech training (90 minutes each) for the experimental group.
    Results
    Analysis of data with added score and t-test revealed that phonological awareness skills and its subunits including syllable segmentation and rhythm had significantly improved in the experimental group (p<0.05). However, no significant effect was observed in their alliteration.
    Conclusion
    According to our results, teaching Cued Speech to children with educable intellectual disability improves their phonological skills and prevents communication problems associated with reading.
    Keywords: Children with educable intellectual disability, Phonological Awareness, Cued Speech
  • Seyed Hossein Siadatian *, Ahmad Abedi, Alireza Sadeghian Pages 61-70
    Objectives
    Visual attention is one of the most important skills and abilities students require to pass different school levels. These abilities are defected in students suffering from dysgraphia. The current study investigated the effect of play therapy on improving visual attention in students with dysgraphia through a single subject study.
    Methods
    Three of the students visiting Esfahan’s Cognitive Therapy Centre were selected as the participants of this study. Each participant went through 3 sessions as the base line, 12 sessions of play therapy and 3 sessions of follow-up. NEPSY and the spelling test were used to measure the amount of improvement in visual attention and dysgraphia, respectively.
    Results
    Results of the visual analysis of data and descriptive statistics showed the effectiveness of the intervention in all three participants (100% PND for all three participants).
    Conclusions
    Visual attention improved by play therapy in students with dysgraphia. Therefore, play therapy can be used as a method for improving academic performance in students suffering from dysgraphia.
    Keywords: Play Therapy, Visual Attention, Dysgraphia
  • Sh Karami *, P. Sharifi Daramadi, M. Taherian, E. Mahmoodi Mehr, A. Karami Pages 71-77
    Objective
    The purpose of this study was to compare marital satisfaction in parents of children with trainable intellectual disability deprived of and benefiting from educational-financial rehabilitation services.
    Methods
    A descriptive-analytical study was conducted through the census method. 240 parents of the aforementioned children were selected through random sampling in Khorramabad. The ENRICH marital satisfaction questionnaire was used to collect data. Data analysis was done using descriptive statistical tests (mean, SD), inferential tests (one-way ANOVA and follow-up tests).
    Results
    Overall, the results showed a significant difference between the parental marital satisfaction of the group of children benefiting from and those deprived of financial & educational rehabilitation services (p=0.039). Furthermore, there was a significant difference between the group that had received educational services only, as compared to that which had not received any services at all (p=0.031).
    Conclusion
    Provision of educational-financial services improves marital satisfaction in parents of ‘trainable mentally retarded children’.
    Keywords: Marital satisfaction, Rehabilitation centers, Trainable Mentally Retarded Children
  • Akram Ahmadibarati *, Saeed Ahmadibarati, Shahla Salimi, Faranak Helbi Pages 78-83
    Objective
    Vision is the most powerful source of perception of the external world, and is responsible for transferring 80-90 percent of information to the mind. So, even slight disorders in its functions cause severe deviations in physical, psychological and motor growth. The purpose of this study was to study the motor reaction capability in blind and visually impaired children by comparing them with their healthy equals.
    Methods
    The study population of this descriptive-comparative study consisted of 8 to12 year-old students of Kermanshah’s public schools. Sixty five students were selected through cluster sampling as the healthy group. Thirty students with a visual sharpness of 0.05-0.04 Diopter in the superior eye volunteered from public and exceptional schools as the group with visual impairment. And 16 students with a maximum visual sharpness of 0.04 Diopter in the superior eye volunteered as the blind group. The subjects’ reactions were measured by the ruler test. Data analysis was done by descriptive and inferential statistics (one-way ANOVA and post hoc Tukey’s test) to examine the difference in means at a p≤0.05.
    Results
    There were significant differences between the motor reaction capability of ‘blind & visually impaired’ and healthy children, such that blind children were in a better condition.
    Conclusion
    The results indicate that blind & visually impaired individuals have a high capacity to learn relief mechanisms to compensate for their defective visual receptors.
    Keywords: Reaction Capability, Low Vision, Blindness, Students, Vision Disorders