فهرست مطالب

  • Volume:11 Issue: 4, 2015
  • تاریخ انتشار: 1393/12/01
  • تعداد عناوین: 15
|
  • علی اکبر حقدوست، مژگان امامی، رضا دهنویه، نادر ممتازمنش، فرنگیس شوقی شفق آریا، محمدحسین مهرالحسنی صفحات 407-419
    زمینه و هدف
    هدف اصلی آموزش پزشکی، تربیت کارکنان توانمند و شایسته جهت حفظ و ارتقای سلامت جامعه است. در این راستا، مراکز مطالعات و توسعه آموزش علوم پزشکی (Education development centers یا EDC) برای زمینه سازی و ارزیابی کیفیت آموزش تاسیس شده اند. بنابراین با توجه به ضرورت وجود این مراکز، پژوهش حاضر با هدف بررسی چالش ها و ارایه راهکارهایی جهت بهبود عملکرد طراحی شد.
    روش کار
    این مطالعه از نوع کاربردی و کیفی بود که در سال 1392 صورت گرفت. جامعه مورد پژوهش، 288 نفر از مدیران و کارشناسان مراکز مطالعات و دفاتر توسعه دانشکده ها، معاونین آموزشی، روسای دانشگاه ها و اعضای هیات علمی بودند. داده ها به صورت زمان بندی شده طی یک همایش دو روزه در قالب 5 سخنرانی کلیدی، 3 پانل و 6 نشست تخصصی جمع آوری شد. لازم به ذکر است که تحلیل داده ها بر اساس روش تحلیل چارچوبی انجام پذیرفت.
    یافته ها
    در زمینه استقرار صحیح مراکز، 7 چالش اصلی و 18 چالش فرعی شناسایی گردید. به عبارت دیگر، ضعف حاکمیت و رهبری آموزشی باعث بروز چالش هایی در مراکز شد. در چارچوب حاکمیت و رهبری آموزشی مولفه هایی همچون سیاست گذاری، نظارت و ارزیابی و مولفه های زمینه ساز اجرا مانند ساختار، نیروی انسانی و فرایندها شناسایی گردید که ارتباط بین سیاست گذاری، نظارت و مولفه های زیرمجموعه از طریق دو مولفه کلیدی «مدیریت دانش و ارتباطات» تعریف گردید.
    نتیجه گیری
    مراکز مطالعات به دلیل دور شدن از جایگاه اصلی مدیریت دانش و ارتباطات در حوزه حاکمیتی و حمایت طلبی جهت تضمین و ارتقای کیفیت آموزشی، دچار چالش شده اند که سه روند «ادغام آموزش و ارایه خدمت، خصوصی سازی خدمات و عدم شفافیت تعاملات بخش دولتی و خصوصی» زمینه تشدید این چالش ها را فراهم نموده است.
    کلیدواژگان: حاکمیت و رهبری آموزشی، کیفیت آموزش، مراکز مطالعات و توسعه آموزش علوم پزشکی (EDC)
  • حسین کریمی مونقی، رزا منتظری * صفحات 420-433
    زمینه و هدف

    برای موفقیت هرچه بیشتر رشته آموزش پزشکی و شناسایی نقاط قوت و ضعف برنامه آموزشی (Curriculum) این رشته، پرداختن به مطالعات تطبیقی و بهره مندی از تجارب دانشگاه های موفق ضروری است. این مطالعه به منظور مقایسه عناصر تشکیل دهنده برنامه آموزشی رشته آموزش پزشکی دانشگاه های داندی (Dundee) اسکاتلند، کلگری (Calgary) کانادا و ماستریخت (Maastricht) هلند با ایران انجام شد.

    روش کار

    اطلاعات موردنیاز پژوهش تطبیقی حاضر با جستجو در سایت دانشگاه های مختلف و مکاتبه با آن ها جمع آوری شد. از این میان سه دانشگاه برتر در زمینه آموزش پزشکی شامل داندی، کلگری و ماستریخت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. الگوی مورد استفاده الگوی Beredy بود که چهار مرحله توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه را در مطالعات تطبیقی مشخص می کند.

    یافته ها

    دانشگاه های داندی، کلگری و ماستریخت تمرکز خود را در بیان مشخصات کلی برنامه آموزشی به طور واضح بر آموزش در حیطه علوم پزشکی قرار دادند. رسالت و چشم انداز، ارزش ها و باورهای رشته در هیچ یک از برنامه های مورد مطالعه مشاهده نشد. استراتژی های آموزشی مورد استفاده در دانشگاه های داندی و ماستریخت با بیان علت استفاده از آن ها و همچنین نحوه ارایه دوره توضیح داده شد. هر سه دانشگاه مورد مطالعه از مقاطع کارشناسی نیز دانشجو می پذیرفتند و در لیست دروس همه دانشگاه ها بر درس روش تحقیق در آموزش تاکید بسیار زیادی شده بود.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج حاصل از تطبیق برنامه آموزشی ایران با سه دانشگاه مذکور، به نظر می رسد که برنامه ایران جامع و کامل است، اما به منظور رفع کاستی ها و ارتقای آن مواردی همچون «بازنگری اهداف و استراتژی های آموزشی، ارایه دوره به دو صورت مجازی و حضوری، پذیرش از مقطع کارشناسی، ارایه دروس کمبود یا جبرانی تحت عنوان دیگری مانند دروس پیش نیاز و تاکید بیشتر بر درس شیوه های تحقیق در آموزش» پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: مطالعه تطبیقی، برنامه آموزشی، الگوی Beredy، رشته آموزش پزشکی، ایران، داندی، کلگری، ماستریخت
  • عصمت نوحی، علی اکبر حقدوست، بهشید گروسی صفحات 434-441
    زمینه و هدف
    دانشجویان در دوران تحصیل با مشکلات فراوانی مواجه می شوند که می تواند آسیب های جدی و آثار مخرب جبران ناپذیری به همراه داشته باشد. فشارهای روانی ناشی از تغییر شرایط زندگی، دوری از خانواده، مشکلات مالی و اقتصادی، ازدواج، اشتغال حین تحصیل و به تبع آن مشکلات آموزشی از جمله افت تحصیلی، انتقال و تغییر رشته غیر ضروری، کاهش و عدم کفایت علمی و تحصیلی، ترک تحصیل، کاهش کارایی، عدم دستیابی به اهداف آموزشی و طولانی شدن مدت تحصیل نمایانگر مسوولیت خطیر متولیان دانشگاه در جهت شناسایی و کنترل و پیشگیری از آسیب های آموزشی است. هدف این مطالعه، تعیین مشکلات حین تحصیل دانشجویان و وظایف و نقش استادان مشاور در جهت حل این مشکلات از دید دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان بود.
    روش کار
    مطالعه حاضر از نوع توصیفی- مقطعی و ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه ای مشتمل بر چهار بخش «ویژگی های فردی، عبارات مربوط به نظر دانشجویان در مورد وظایف مشاوره ای استادان، مشکلات حین تحصیل دانشجویان و نقش مدرسین در کاهش مشکلات» بود. روایی ابزار با استفاده از منابع معتبر علمی و نظرخواهی از صاحب نظران و پایایی آن به روش آزمون مجدد (78/0 = r) تعیین شد. داده ها پس از جمع آوری به وسیله نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    از 500 دانشجوی مورد مطالعه، 351 نفر (2/70 درصد) مونث و 149 نفر (8/29 درصد) مذکر و میانگین سنی آنان 7/21 سال بود. میانگین و انحراف معیار مشکلات تحصیلی دانشجویان در حیطه فردی و روحی- روانی برابر با 29/6 ± 4/14، مشکلات آموزشی و تحصیلی 51/11 ± 11/97، اجتماعی و ارتباطی 96/7 ± 6/98 و حیطه مالی و اقتصادی 1/6 ± 4/23 بود. از دید دانشجویان، نقش استادان مشاور در حل مشکلات تحصیلی نام برده شده با میانگین و انحراف معیار نمره 46/33 ± 2/98 گزارش شد.
    نتیجه گیری
    بیشترین مشکلات ذکر شده توسط دانشجویان مربوط به مسایل اجتماعی و آموزشی بود که می تواند دانشجویان را در دستیابی به اهداف آموزشی و حرفه ای دچار مشکل و اختلال سازد و آن ها را نیازمند به استفاده از سرویس های مشاوره و راهنمایی نماید. آشنایی ناکافی دانشجویان نسبت به خدمات مشاوره ای می تواند از دلایل عدم مراجعه آن ها جهت رفع مشکلاتشان باشد که می توان با برنامه ریزی های دقیق تر و اطلاع رسانی و توسعه فعالیت استادان مشاور قدم های موثرتری در جهت کاهش مشکلات حین تحصیل و ارتقای تحصیلی دانشجویان برداشت.
    کلیدواژگان: مشکلات حین تحصیل، نقش استادان مشاور، دانشجویان، استادان
  • فاطمه سادات رباطی، محمدحسین یارمحمدیان، احمدعلی فروغی ابری، نرگس کشتی آرای، محمد محمدباقری، مهدی رضایی فر صفحات 442-455
    زمینه و هدف
    برنامه درسی پنهان یکی از مباحث بسیار روشنگرانه ای است که صاحب نظران برنامه درسی در سال های اخیر مطرح ساخته اند. در این پژوهش، معیارهای انتخاب استاد راهنما از طریق تجارب کسب شده از فارغ التحصیلان مقطع دکتری بررسی شد.
    روش کار
    تحقیق حاضر از نوع کیفی و به روش پدیدارشناختی انجام گردید. شرکت کنندگان مطالعه همه فارغ التحصیلان دکتری و ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختار یافته بود. نمونه گیری به روش عادی و تحلیل داده ها به روش Colaizzi صورت گرفت. پژوهش حاصل شده مصاحبه با 54 نفر از گروه های پزشکی و غیر پزشکی و دانشگاه های دولتی و غیر دولتی بود و به بررسی تجربیات پنهانی که در مقطع دکتری در انتخاب استاد راهنما کسب کرده بودند، پرداخت.
    یافته ها
    از 123 جمله مضمونی، 12 مقوله اصلی شامل «ویژگی های رفتاری و اخلاقی، پست و موقعیت اجرایی، موقعیت علمی، شهرت، دسترسی به استاد، تبحر و تسلط بر تحقیق و آمار، تخصص در زمینه علمی خاص، ممنوعیت ها و محدودیت ها، دانشجویان سال بالایی، جنسیت، توان حمایتی استاد و آینده نگری» به دست آمد.
    نتیجه گیری
    عوامل پنهانی مانند ویژگی های اخلاقی و رفتاری استادان، مراتب شغلی و علمی، قوانین حاکم بر دانشگاه ها، آیین نامه ها و مقررات درون دانشگاهی، شبکه های غیر رسمی، محدودیت ها و حمایت های احتمالی می تواند بر انتخاب استاد راهنما تاثیرگذار باشد.
    کلیدواژگان: برنامه درسی پنهان، استاد راهنما، تجربه دانشجویان
  • کامبیز بهاءالدین بیگی، زهرا سادات ایزی، سیمین صالحی نژاد، زهرا جراره، رویا وطن خواه صفحات 456-463
    زمینه و هدف
    امروزه فن آوری های نوین، فرصت های برابری را برای آموزش نابینایان و دسترسی آنان به اطلاعات موردنیازشان فراهم آورده است. استفاده از این فن آوری ها توسط دانش آموزان دارای نقص بینایی یک الزام می باشد. این مطالعه با هدف ارایه یک نرم افزار کاربردی برای آموزش مسایل پزشکی جهت استفاده نابینایان و ارزیابی نظرات در مورد مزایا و معایب آن انجام گرفت.
    روش کار
    مطالعه حاضر از نوع کیفی بود که پس از انجام مصاحبه با 15 نفر از نابینایان در مقاطع مختلف تحصیلی، لیستی از مطالب آموزشی موردنیاز در حوزه بهداشت روانی تهیه و توسط یک نفر با صدای مناسب در فایل های صوتی ضبط گردید. مطالب ارایه شده در یک دیسک فشرده چند رسانه ای برای نابینایان تهیه و اجرا شد و در نهایت نظرات آنان مورد ارزیابی و بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    نابینایان به طور کلی از کیفیت نرم افزار راضی بودند و استفاده از آن را موجب افزایش میزان یادگیری خود می دانستند، اما در عین حال اعتقاد داشتند که باید محتوای مطالب بهتر باشد و اطلاعات کامل تری در مورد بیماری ها ارایه گردد و این نرم افزار برای سایر اطلاعات بهداشتی آنان نیز طراحی شود.
    نتیجه گیری
    با توجه به نقش فن آوری و ابزارهای آموزش الکترونیکی در افزایش یادگیری نابینایان و همچنین نیاز بیشتر این افراد به اطلاعات بهداشتی، لزوم توجه مربیان و مدیران آموزشی به طراحی و اجرای این ابزارها به منظور آموزش مسایل بهداشتی ضروری می باشد.
    کلیدواژگان: نابینایان، اطلاعات بهداشتی، آموزش الکترونیکی
  • زهرا جلیلی، فائزه صحبایی روی * صفحات 464-470
    زمینه و هدف

    عوامل بسیاری در فرایند آموزش نقش دارد و می تواند بر یادگیری فراگیران موثر باشد. مطالعه حاضر با هدف ارزشیابی محیط آموزشی از دید دانشجویان روان شناسی بالینی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی تهران و بر اساس مدل DREEM (Dundee ready education environment measure) صورت گرفت.

    روش کار

    این مطالعه از نوع توصیفی بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و پرسش نامه DREEM بر روی 30 دانشجوی دختر دانشکده روان شناسی بالینی در سال 1393 انجام شد. داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    بیشتر نمونه ها در گروه سنی 22-18 سال قرار داشتند و 7/76 درصد آن ها مجرد بودند. میانگین و انحراف معیار امتیازات کسب شده از ادراک دانشجویان در حیطه های پنج گانه شامل حیطه یادگیری 52/13 ± 99/40 از 60 امتیاز، حیطه استادان 76/10 ± 07/37 از 55 امتیاز، حیطه توانایی علمی 89/8 ± 64/23 از 40 امتیاز، حیطه جو آموزشی 74/14 ± 17/39 از50 امتیاز و ادراک دانشجویان در حیطه شرایط اجتماعی 78/8 ± 20/22 از 35 امتیاز بود. بین میانگین امتیاز محیط آموزشی دانشگاه از دیدگاه دانشجویان و اطلاعات دموگرافیک (سن، تاهل و سال تحصیلی) تفاوت آماری معنی داری مشاهده نشد (001/0 < P).

    نتیجه گیری

    از ویژگی مهم شرایط اجتماعی دانشگاه این است که در یادگیری تاثیر مستقیمی دارد. پس بهبود این شرایط باید در اولویت کارهای مسوولین قرار گیرد. برگزاری کلاس های آموزشی و بازآموزی برای کسب تکنیک های مربوط به ارتقای مهارت های یادگیری و محیط های آموزشی، مشاوره با دانشجویان و در نظر گرفتن روش هایی برای مدیریت مشکلات از طرف مدرسین و مسوولین جهت بهبود شرایط تحصیلی دانشجویان کمک کننده است.

    کلیدواژگان: ارزشیابی، محیط آموزشی، مدل DREEM، دانشجویان روان شناسی بالینی
  • سعید طالبی، سعید مظلومیان، احمدرضا اکبری، عفیفه داودی صفحات 471-484
    زمینه و هدف
    هدف پژوهش حاضر، ارایه مدل عوامل موثر بر قصد استفاده از فن آوری اطلاعات در آموزش و یادگیری دانشجویان دانشگاه های پیام نور فارس و علوم پزشکی شیراز بود.
    روش کار
    این مطالعه از نوع مقطعی با استفاده از فرمول Krejcie و Morgan و با در نظر گرفتن پرسش نامه های بازگشت داده نشده و حذف پرسش نامه های ناقص صورت گرفت. 120 پرسش نامه از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز و 317 پرسش نامه از دانشجویان دانشگاه پیام نور استان فارس با استفاده از روش آماری تحلیل مسیر و نرم افزار AMOS تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    تاثیر سهولت استفاده در قصد استفاده از فن آوری دانشجویان پیام نور (338/0) بیشتر از دانشجویان علوم پزشکی (204/0) و تاثیر سودمندی استفاده در قصد استفاده از فن آوری دانشجویان علوم پزشکی (280/0) بیشتر از دانشجویان پیام نور (218/0) بود. در نهایت تاثیر نیل به هدف در سهولت استفاده از فن آوری دانشجویان پیام نور (356/0) بیشتر از دانشجویان علوم پزشکی (255/0) مشاهده شد. در سایر ضرایب مسیر، بین مدل دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی و پیام نور تفاوت معنی داری وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    مدل طراحی شده با داده ها برازش مناسب و قابل قبولی نشان داد. با توجه به تایید فرضیه های موردنظر، مدل علی ارایه شده در پژوهش حاضر مدل مناسبی برای دانشگاه ها و سایر موسسات آموزشی است که یادگیری مبتنی بر فن آوری را به عنوان یکی از راهبردهای مهم در دوره های مجازی خود در نظر دارند.
    کلیدواژگان: نیل به هدف، قصد استفاده از فن آوری، سهولت استفاده از فن آوری، جذب شناختی، سودمندی استفاده از فن آوری، خودکارامدی رایانه، آموزش
  • حسین کریمی مونقی، اکرم ژیانی فرد*، حمید جعفرزاده، حمیدرضا بهنام، جلیل توکل افشاری صفحات 485-499
    زمینه و هدف

    حفظ و ارتقای حرفه ای اعضای هیات علمی یکی از مهم ترین عواملی است که در ارزیابی شاخص های اختصاصی عملکرد هر دانشگاه مورد بررسی قرار می گیرد و تحقق آن نتایج بهتری را در خروجی های این سیستم ایجاد می کند. مطالعه حاضر برای شناسایی روند ارتقا و موانع و مشکلات آن و با هدف کشف، توصیف و تفسیر تجارب اعضای هیات علمی در مورد فرایند ارتقای مرتبه علمی طراحی و اجرا شد.

    روش کار

    در این مطالعه، رویکرد پدیدارشناسی جهت کسب اطلاعات غنی درباره تجربه اعضای هیات علمی از روند ارتقای حرفه ای مورد استفاده قرار گرفت. شرکت کنندگان 22 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد بودند که به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه انفرادی نیمه ساختار یافته و جهت تحلیل از روش van Manen استفاده گردید.

    یافته ها

    تحلیل داده های مصاحبه منجر به ایجاد مضمون اصلی «گذر از باتلاق حرفه ای ارتقای آکادمیک» و پنج زیرمضمون شد که شامل «مشکلات مربوط به فرایند اداری، مشکلات مربوط به عملکرد کمیته ها، مشکلات مربوط به صلاحیت عمومی، مشکلات مربوط به کلیت آیین نامه ارتقای مرتبه علمی و عوامل انگیزشی» بود.

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه بر مسایل پیش روی فرایند ارتقا تاکید می کند. کیفیت سنجی، همگن سازی فرایندها و به کارگیری نیروی متخصص در کمیته های دانشکده از عوامل تاثیرگذار بر روند ارتقا است. نتایج مطالعه حاضر می تواند سیاست گذاران و مدیران دانشگاه های علوم پزشکی در سطوح مختلف را در تصمیم گیری ها و یافتن راهکارهایی برای تسهیل فرایندهای ارتقای آکادمیک و برطرف کردن مشکلات و موانع یاری رساند.

    کلیدواژگان: اعضای هیات علمی، ارتقای مرتبه علمی، روند ارتقا، پدیدارشناسی
  • حسین حبیب زاده، نسرین خواجه علی *، حمیدرضا خلخالی، یوسف محمدپور صفحات 500-507
    زمینه و هدف

    خودکارامدی نقش مهمی را در به کارگیری دانش و مهارت های بالینی ایفا می کند. یکی از روش های افزایش خودکارامدی، استفاده از تجربه و نتایج تحقیقات بالینی است. هدف از این مطالعه، تعیین تاثیر آموزش مبتنی بر شواهد بر خودکارامدی دانشجویان پرستاری بود.

    روش کار

    پژوهش تجربی حاضر در سال 1391 بر روی 48 دانشجوی ترم سه رشته پرستاری دانشگاه علوم پزشکی ارومیه صورت گرفت. نمونه گیری به صورت در دسترس انجام شد. شرکت کنندگان به صورت تصادفی به دو گروه شاهد (24 نفر) و مداخله (24 نفر) تقسیم شدند که با توجه به کارآموزی دانشجویان در بخش ارتوپدی، در 8 گروه قرار گرفتند. دانشجویان گروه مداخله آموزش مبتنی بر شواهد را به صورت کارگاه دو جلسه دو ساعته گذراندند. میزان خودکارامدی قبل و بعد از آموزش دانشجویان گروه شاهد و مداخله به وسیله پرسش نامه خودکارامدی عمومی (Generalized self-efficacy یا GSE) مورد ارزیابی قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 و آزمون های آماری 2 c، t، Mann–Whitney و Wilcoxon با ضریب و فاصله اطمینان 2 ± 95 درصد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    3/33 درصد دانشجویان دختر و 7/66 درصد پسر بودند. میزان خودکارامدی دانشجویان گروه مداخله که بر اساس مبتنی بر شواهد آموزش دیده بودند، با انجام آزمون Mann–Whitney به طور معنی داری بالاتر از دانشجویان گروه شاهد بود (001/0 > P) و در گروه شاهد تفاوت معنی داری مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    آموزش مبتنی بر شواهد بیش از روش مرسوم منجر به ارتقای خودکارامدی در دانشجویان پرستاری می شود. بنابراین پیشنهاد می گردد که این روش در آموزش بالینی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: آموزش مبتنی بر شواهد، خودکارامدی، دانشجویان پرستاری
  • علی اکبر واعظی، حسین توانگر، مصطفی جوادی صفحات 508-522
    زمینه و هدف
    عوامل تاثیرگذار بر فرایند آموزش مداوم پرستاران یا سبب انگیزش پرستاران به شرکت در برنامه های آموزش مداوم و به دنبال آن تمایل به ارتقای دانش و بهبود مهارت ها در عملکرد بالینی و بهبود مراقبت از بیمار می شود و یا مانع از دستیابی به این هدف مهم می گردد که شناخت دقیق این عوامل می تواند تحول مثبتی در اجرای برنامه های آموزش مداوم ایجاد کند و موجب تحقق اهداف آموزش مداوم (که بهبود مراقبت از بیمار است) شود. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل موثر بر اجرای موفق فرایند آموزش مداوم پرستاری بر اساس تجارب پرستاران انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه با رویکرد کیفی از نوع تحلیل محتوای مرسوم در سال 1391 انجام شد. 28 پرستار شامل سوپروایزرهای آموزشی، مدیران پرستاری و پرستاران با روش نمونه گیری مبتنی بر هدف در مطالعه مشارکت داده شدند. جمع آوری داده ها با مصاحبه بدون ساختار و یادداشت در عرصه و تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل محتوا انجام گرفت.
    یافته ها
    از داده ها سه طبقه اصلی «بهره جویی ازآموزش اجباری، زمینه مساعد برای آموزش و آموزش منفعل» حاصل شد. زیرطبقات کلی این سه طبقه شامل «قوانین الزام آور آموزشی و منفعت طلبی از آموزش، وجود منابع متنوع آموزشی، شرایط مناسب برای آموزش، تمایل آموزشی، متعهد بودن به آموزش و شایستگی آموزشی، انگیزه آموزشی ناکافی کارکنان و مدیران، صلاحیت ناکافی آموزشی مدیران پرستاری و نظارت آموزشی غیر فعال/صوری» بود.
    نتیجه گیری
    با شناخت عوامل انگیزشی و موانع موثر بر فرایند آموزش مداوم پرستاران بر اساس تجارب خودشان می توان سیاست گذاران و طراحان برنامه های آموزش مداوم و مدیران پرستاری را در توسعه مقررات آموزش مداوم بر اساس برنامه ها و فعالیت های موثر یاری داد و اهداف آموزش مداوم اثربخش را عملی ساخت.
    کلیدواژگان: تحقیق کیفی، پرستاران، عوامل موثر بر آموزش مداوم، تحلیل محتوا
  • علی فخرموحدی، سجاد صادقی، محدثه یوسف پور صفحات 523-533
    زمینه و هدف
    آموزش بالینی فرایند مهمی است که دانشجویان را برای زندگی حرفه ای آماده می سازد. مطالعه حاضر با هدف تعیین دیدگاه دانشجویان کارشناسی پرستاری نسبت به تاثیر رفتارهای مربیان بر میزان یادگیری در طول کارآموزی های بالینی طراحی گردید.
    روش کار
    این مطالعه به صورت توصیفی- مقطعی بود که بر روی 145 دانشجوی کارشناسی پرستاری صورت گرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات، معیار لیکرت 7 امتیازی بود که دیدگاه دانشجویان پرستاری نسبت به تاثیر رفتار مدرسین بر میزان یادگیری آن ها را در کارآموزی بالینی مورد ارزیابی قرار می داد. در نهایت داده های به دست آمده توسط آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    تحلیل داده ها نشان داد که میانگین رفتارهای موثر در سطح بالاتر از حد متوسط قرار دارد (21/1 ± 59/5). همچنین ویژگی های رفتاری مانند ارتباطات بین فردی، شخصیتی، توانایی تدریس، ارزشیابی و شایستگی حرفه ای به ترتیب بیشترین امتیازات را کسب کرد.
    نتیجه گیری
    رفتار حرفه ای و مناسب مدرسین در طول کارآموزی بالینی دانشجویان باعث ارتقای یادگیری آنان خواهد شد. بنابراین متولیان و مسوولین آموزش پرستاری باید بستر لازم را در جهت ارتقای رفتارهای مدرسین در محیط های بالین فراهم آورند.
    کلیدواژگان: دانشجویان پرستاری، عملکرد مدرسین پرستاری، یادگیری
  • ملوک ترابی، جهانگیر حقانی، مرضیه کریمی افشار، پیمان محسنی صفحات 534-541
    زمینه و هدف
    اضطراب ناشی از امتحانات مشکل اساسی دانشجویان است که می تواند منجر به اختلالات شدید روانی و عدم موفقیت در امتحانات گردد. هدف از انجام این تحقیق، بررسی میزان اضطراب ناشی از امتحان در دانشجویان دندان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال 1392 بود.
    روش کار
    مطالعه مقطعی- توصیفی حاضر بر روی دانشجویان دندان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمان که به صورت سرشماری انتخاب شده بودند، انجام شد. روش جمع آوری اطلاعات پرسش نامه ای متشکل از اطلاعات شخصی، علت اضطراب و روش کاهش آن، نوع امتحان و پرسش نامه استاندارد 20 سوالی سنجش اضطراب امتحان Spielberger بود. داده ها پس از جمع آوری توسط نرم افزار آماری SPSS و آزمون های t و رگرسیون خطی در سطح معنی داری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    57/56 درصد از شرکت کنندگان مطالعه مرد با میانگین سنی 18/2 ± 71/22 سال بودند. 71/37 درصد با والدین خود زندگی می کردند. میانگین نمره پرسش نامه 57/10 ± 29/47 از حداکثر 80 به دست آمد. اولین کار در اوقات فراغت 30/30 درصد افراد، ورزش و اولین علت اضطراب امتحان، ترس از نیاوردن نمره قبولی بود. امتحانات نظری پایان ترم در 90/54 درصد افراد بیشترین نوع امتحان منجر به اضطراب و شایع ترین عامل کاهش اضطراب نیز دیدن دوستان بود. بین میانگین نمره شدت اضطراب امتحان با سال تحصیلی دانشجو، وضعیت تاهل، کار دانشجویی، جنس و سن ارتباط آماری معنی داری مشاهده نشد، اما بین مکان زندگی و میانگین نمره پرسش نامه ارتباط آماری معنی داری وجود داشت.
    نتیجه گیری
    دانشجویان شرکت کننده در تحقیق حاضر دارای درجاتی از اضطراب ناشی از امتحان بودند. بنابراین آموزش روش های کاهش اضطراب امتحان در طول ترم تحصیلی توسط افراد صاحب نظر توصیه می شود.
  • فرشید خسروپور، مژگان نیکویی صفحات 542-549
    زمینه و هدف
    عملکرد تحصیلی مهم ترین عامل ارزشیابی دانشجویان است. عزت نفس به رضایت فرد از خود بستگی دارد و کمال گرایی توجه به ملاک های بالا در عملکرد را شامل می شود. انگیزه پیشرفت تمایل برای کسب موفقیت است. به دلیل این که متغیرهای فوق می توانند بر عملکرد افراد تاثیرگذار باشند، این پژوهش با هدف بررسی رابطه کمال گرایی، انگیزه پیشرفت و عزت نفس با عملکرد تحصیلی دانشجویان انجام شد.
    روش کار
    پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود. از میان کلیه دانشجویان سال آخر دانشکده پرستاری دانشگاه آزاد کرمان (132 نفر)، با در نظر گرفتن جدول Morgan حجم نمونه 97 نفر تعیین شد که به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. 7 پرسش نامه به دلیل کامل نبودن حذف گردید. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه کمال گرایی اهواز (Ahvaz perfectionism scale یا APS)، پرسش نامه انگیزه پیشرفت Hermans (Hermans achievement motivation scale یا HAMQ) و پرسش نامه عزت نفس Coopersmith (Self esteem inventory یا SEI) استفاده گردید و معدل کل دانشجویان به عنوان عملکرد تحصیلی در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    بین کمال گرایی، انگیزه پیشرفت و عزت نفس با عملکرد تحصیلی رابطه مثبت معنی داری وجود داشت (05/0 > P). کمال گرایی، انگیزه پیشرفت و عزت نفس با یکدیگر 31 درصد واریانس عملکرد تحصیلی را پیش یبنی کردند، اما بررسی رابطه خطی متغیرهای پیش بین مورد بررسی نشان داد که فقط رابطه انگیزه پیشرفت با عملکرد تحصیلی معنی دار بود.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد برای بهبود موفقیت تحصیلی دانشجویان باید به ویژگی های کمال گرایی، عزت نفس و به ویژه انگیزه پیشرفت توجه شود.
    کلیدواژگان: کمال گرایی، انگیزه پیشرفت، عزت نفس، عملکرد تحصیلی
  • زینب حیدری، فریبا حقانی صفحات 552-554
|
  • Ali Akbar Haghdoost, Mozhgan Emami, Reza Dehnavieh, Nader Momtazmanesh, Farangis Shoghi Shafagh Aria, Mohammad Hossien Mehrolhassani Pages 407-419
    Background and Objective
    The main objective of medical education is the training of competent and qualified personnel to maintain and improve public health. In this regard, education development centers (EDC) for medical sciences have been established to provide and assess the quality of education. Therefore, due to the need for these centers, this study aimed to examine their challenges and provide strategies to improve their performance.
    Methods
    An applied and qualitative study was carried out in 2013. The study population was 288 members of the managers and personnel of study centers and development offices of faculties, educational deputies, heads of universities, and faculty members. Data was collected during a 2-day scheduled conference in the form of 5 key lectures, 3 panels, and 6 Focus Group Discussions. Data analysis was performed using framework analysis.
    Results
    In the correct establishment of the centers, 7 key challenges and 18 sub-challenges were identified. Within the framework of the educational governance and leadership, components such as policy making, monitoring, evaluation, and predisposing components of implementation like structure, manpower, and processes were identified. The relationship between policy making, evaluation, and sub-components is defined by two key factors of knowledge management and communications.
    Conclusion
    EDC centers have been challenged because of moving away from the original position of knowledge management and communications in the field of governance to ensure and improve the quality of education. The 3 trends of integration of education and service delivery, privatization of services, and lack of clarity of interactions between public and private sector have exacerbated these challenges.
    Keywords: Governance, educational leadership, Quality of education, Education development centers for medical sciences
  • Hossein Karimi Moonaghi, Roza Montazeri Pages 420-433
    Background and Objective

    For greater success of the discipline of medical education and recognition of its weaknesses and strengths, performing a comparative study and utilizing the experiences of successful universities is necessary. This study was performed to compare the elements of the curricula of medical education discipline in the universities of Dundee (Scotland), Calgary (Canada), and Maastricht (Holland) with Iran.

    Methods

    Data were gathered by searching university websites and communicating with them. The 3 universities of Dundee, Calgary and Maastricht, which had a high ranking in the medical education major, were selected as the study sample. The research model used in this study was the Beredy model that specifies the four stages of description, interpretation, proximity, and comparison in comparative studies.

    Results

    The universities of Dundee, Calgary, and Maastricht, in stating the general characteristics of curriculum, have clearly focused on education in the field of medical sciences. Elements of mission, vision, and value were not observed in their curricula. In the universities of Dundee and Maastricht, educational strategies and the reason for their application, and the manner of course presentation had been explained. All 3 universities enrolled bachelor students. The course of research in education was emphasized by all universities.

    Conclusion

    Based on this comparative study the curriculum of medical education in Iran seems complete and comprehensive. However, for quality improvement, the revision of goals and strategies of the discipline is necessary. Moreover, the presentation of courses in two forms of virtual and traditional education, admission of bachelor (BSc) students, replacement of compensatory course with prerequisite courses, and emphasizing of research method in education courses are recommended.

    Keywords: Comparative study, Curriculum, Beredy model, Medical education, Iran, Dundee, Calgary, Maastricht
  • Esmat Noohi, Ali Akbar Haghdoost, Behshid Garuosi Pages 434-441
    Background and Objective
    Students are faced with many problems that can be associated with irreversible damage and devastating effects. Psychological pressure is caused by changes in living conditions, separation from family, economic and financial problems, marriage, employment while studying, and consequently educational problems including academic failure, unnecessary transfer and changing of field of study, and lack of scientific competence and dropping out, reduced performance, poor educational achievement. All these show that the authorities have a grave responsibility in recognizing, controlling, and preventing educational damages. Thus the aim of the present study was to identify student's academic problems and the role of lecturers and counselors in resolving these problems from the view of students of Kerman University of Medical Sciences, Kerman, Iran.
    Methods
    The present research is a cross-sectional study. The data collection tool was a questionnaire consisting of 4 parts; demographic characteristics, the opinion of students about the counseling duties of lecturers, student's problems, and the role of lecturers in reducing problems. Validity and reliability of the questionnaire were determined using content validity and test-retest (r = 0.78), respectively. Data analysis was performed using SPSS software.
    Results
    Our findings indicate that of the 500 students studied, 351 were female (70.2%) and 149 (29.8%) male. The average age of the participants was 21.7 years. The mean and standard deviation of the students ' psycho-emotional problems was 14.4 ± 6.29, educational problems 97.11 ± 11.51, social and communicative problems 98.6 ± 7.96, and financial and economic problems 23.4 ± 6.1. Based on the view of students, the mean and standard deviation of the role of counselors in the mentioned academic problems was 98.2 ± 33.46.
    Conclusion
    The majority of the problems expressed by students were related to social and educational issues, which can cause problems for the students in respect to their educational and professional goals. As a result of these problems, students may require guidance and counseling services. Students ' inadequate knowledge of consulting services may be the cause of their lack of use of these services for solving their problems. With careful planning, and updating and expanding counselor's activities and knowledge, more effective steps can be taken to reduce educational problems and promote the academic status of students
    Keywords: Academic problems, Counselors\ role, Students, Teachers
  • Fatemeh Robati, Mohammad Hosein Yarmohammadian, Ahmad Ali Foroughi Abari, Narges Keshtiaray, Mohammad Mohammad, Bagheri, Mahdi Rezaeifar Pages 442-455
    Background and Objective
    Hidden curriculum is one of the new topics presented by scholars of curriculum development during recent years. In this study, the criteria for selecting a supervisor were studied through experiences gained by PhD students.
    Methods
    This research is a qualitative and a phenomenological study. The study participants consisted of 54 graduated PhD students from both medical and non-medical state and Azad universities. Data were collected using semi-structured interviews and analyzed using Colaizzi method. Moreover, simple random sampling method was used. Thus, the present study focused on the hidden experiences of PhD students on selecting a supervisor.
    Results
    In this study, 12 main categories were extracted from 123 common factors of this investigation. These categories consisted of behavioral and ethical characteristics, executive positions, scientific positions, being well-known or famous, and having access to supervisors, skill and mastery in research and statistics, specialty and expertise in a specific field, access to senior students, and limitations and constraints,, gender, supportive ability of supervisors, and the anticipating the future.
    Conclusion
    The results showed that hidden factors such as ethical and behavioral characteristics of supervisors or professors, their academic and scientific ranks, governing laws on the universities, guidelines and regulations of the universities, informal networks, and the possible supports and limitations can affect the selection of a supervisor.
    Keywords: Hidden curriculum, Academic supervisor, Student\'s experiences
  • Kambiz Bahaadinbeigi, Zahra Sadat Izi, Simin Salehinejad, Zahra Jarareh, Roya Vatankhah Pages 456-463
    Background and Objective
    Today, new technology has provided the visually impaired with equal opportunities for education and access to essential information. The use of these technologies by students with visual impairment is vital. The purpose of this study was to design an application for health training of the visually impaired and assess their views about its advantages and disadvantages.
    Methods
    This was a qualitative study in which a list of mental health information essential for the visually impaired was provided as a result of interviewing 15 blind individuals with different education degrees. Subsequently, this information was recorded in audio files by a person with appropriate voice and presented in the form of a multimedia compact disc. Finally, their views were evaluated.
    Results
    The results of this study showed that the blind were generally satisfied with the quality of the software and believed it improves their learning. However, some of the participants believed its content must be better and present more complete information about diseases. They believed that this application should be designed for other health information necessary to them.
    Conclusion
    Considering the role of information technology and e-learning tools in improvement of learning in the visually impaired and the necessity of health information for them, trainers and training managers must consider designing and implementing of such tools to educate essential health issues.
    Keywords: Visually impaired, Health information, E, learning
  • Zahra Jalili, Faeizeh Sahbaei, Rooy Pages 464-470
    Background and Objective

    Universities use different tools to evaluate their own teaching practices and many factors are involved in the education process that may affect learning. This study aimed to evaluate educational environment from the view of clinical psychology student of the Science and Research Branch of the Islamic Azad University, Tehran, Iran, based on the Dundee Ready Educational Environment Measure (DREEM) model.

    Methods

    This descriptive study was conducted on 30 female students of clinical psychology in Islamic Azad University. The subjects were selected through convenience sampling method. Data were collected using DREEM and analyzed using SPSS software.

    Results

    The majority of samples were 18-23 years old and 76.7% of them were single. The mean and standard deviation of students ' perception score in the 5 domains of learning (total score = 60), teachers (total score = 55), academic ability (total score = 40), educational environment (total score = 50), and social conditions (total score = 35), respectively, were 40.99 ± 13.52, 37.07 ± 10.76, 23.64 ± 8.89, 39.17 ± 14.74, and 22.20 ± 8.78. No statistically significant difference was observed between demographic information and mean educational environment score (P < 0.001).

    Conclusion

    An important characteristic of the social status of the university is that it directly impacts education. Thus, the improvement of this status must be prioritized by officials. In this respect, holding training and retraining classes in order to gain learning skills and improve educational environments, consulting students, and designing problem management methods may be effective in the educational empowerment of students.

    Keywords: Students, Educational environment, Dundee ready educational environment measure (DREEM)
  • Saeid Talebi, Saeid Mazlomian, Ahmad Reza Akbari, Afifeh Davodi Pages 471-484
    Background and Objective
    The present study presents a model of effective factors in the intention to use information technology (IT) in teaching and learning among students of Payame Noor University and Shiraz University of Medical Sciences, Iran.
    Methods
    This was a cross-sectional study performed using Krejcie and Morgan ' s (1970) formula and by considering unreturned questionnaires and eliminating incomplete questionnaires. The 120 questionnaires from students of Shiraz University of Medical Sciences and 317 questionnaires from Payame Noor University of Fars province were analyzed using path analysis and AMOS software.
    Results
    The results show that the impact of perceived ease of use on student's intention to use IT is higher in Payame Noor University students (0.338) than Shiraz University of Medical Sciences (0.204). The impact of perceived usefulness on intention to use IT was higher among Shiraz University of Medical Sciences (0.280) than Payame Noor University students (0.218). Moreover, the impact of goal achievement on perceived ease of IT use was higher in Payame Noor University students (0.356) than Shiraz University of Medical Sciences students (0.255). No significant differences were observed between the students of Shiraz University of Medical Sciences and Payame Noor University in other paths.
    Conclusion
    The data showed acceptable and favorable fitting with the model. Based on the confirmed hypothesis, the causal model presented in this study is an appropriate model for universities and other educational institutions that apply technology-based learning as an important strategy in their virtual courses.
    Keywords: Goal achievement, Intention to use technology, Perceived ease of use, Cognitive absorption, Perceived usefulness, Computer self, efficacy, Education
  • Hossein Karimi, Moonaghi, Akram Zhianifard, Hamid Jafarzadeh, Hamid Reza Behnam, Jalil Tavakol, Afshari Pages 485-499
    Background and Objective

    One of the most important factors in the evaluation of specific performance indices of each university is the professional maintenance and promotion of faculty members. This will result in more desirable output results from this system. The aim of this study was to explore, describe, and interpret faculty members ' experiences of the academic promotion process and its obstacles and problems.

    Methods

    A phenomenological approach was used in this research. The study population consisted of 22 faculty members of Mashhad University of Medical Sciences, Iran, who were selected through purposeful sampling. Data were collected through semi-structured interviews and analyzed using the van Manen method

    Results

    The main theme of "passing the academic promotion marsh" and 5 sub-themes emerged from data analysis. The subthemes consisted of problems related to administrative processes, problems related to the performance of committees, problems related to general competence, problems related to the academic promotion guideline, and motivational factors.

    Conclusion

    Our findings emphasize the problems and barriers of the promotion process. Quality assessment, homogenization of processes, and the use of experts in college committees are some of the factors that affect the promotion process. The findings of this study can assist policymakers and administrators of Medical Sciences Universities at different levels in decision making and finding solutions to facilitate the academic promotion process and rectify its problems and obstacles.

    Keywords: Faculty members, Academic rank promotion, Promotion process, Phenomenology
  • Hossein Habibzadeh, Nasrin Khajeali, Hamid Reza Khalkhali, Yosof Mohammadpour Pages 500-507
    Background and Objective

    Clinical efficacy plays an important role in clinical knowledge and skill application. One of the ways to increase self-efficacy is using experience, and results of clinical research. The aim of the present study was to evaluate the impact of evidence-based education on nursing student's self-efficacy.

    Methods

    This experimental study was conducted on 48 nursing students in their 3rd semester in Urmia University of Medical Sciences, Iran. The study subjects were selected using convenience sampling and randomly divided into 2 groups of intervention and control (n = 24). Considering the students ' training in the orthopedic ward, the intervention group participants were divided into 8 groups. Students in the intervention group were trained in evidence-based education in 2 sessions each lasting 2 hours. Self-efficacy was evaluated before and after training in the control and intervention groups using the generalized self-efficacy (GSE) scale. Data were analyzed using SPSS software, and chi-square, t-test, Mann-Whitney test, and Wilcoxon test. Data were analyzed using confidence interval of 95 ± 2%.

    Results

    Of the students, 33.3% were female and 66.7% male. Mann-Whitney test showed the self-efficacy of the intervention group students to be significantly higher than control group students (P < 0.001). No significant differences were observed in the control group.

    Conclusion

    Evidence-based education causes greater improvement in self-efficacy in comparison to conventional methods. Therefore, the use of this method is recommended in clinical education.

    Keywords: Evidence, based education, Efficacy, Nursing students
  • Ali Akbar Vaezi, Hossein Tavangar, Mostafa Javadi Pages 508-522
    Background and Objective
    Factors effective in the continuous nursing education process may motivate nurses to participate in continuous education programs, and thus, result in knowledge promotion and improvement of skills in clinical practice and improvement of patient care. However, they may also prevent the achieving of these goals. The precise recognition of these factors can result in constructive modification in continuous education programs and achieving of the goals of continuous education (improving patient care). Thus, the aim of this study was to explain the factors influencing the successful implementation of the continuous nursing education process based on the experiences of nurses.
    Methods
    This qualitative study was conducted in 2012. The study subjects consisted of 28 individuals, including nurses, nursing supervisors, and nursing managers. The participants were selected using purposive sampling method. Data were collected through unstructured interviews and field notes. In addition, data analysis was conducted using content analysis.
    Results
    From the data, 3 main categories of "advantage of compulsory education", "appropriate context for education", and "passive training" were achieved. The sub-categories of these 3 categories consisted of compulsory training regulations and gaining advantage from training, various sources of education, suitable educational conditions, educational willingness, commitment to education and educational competency, insufficient educational motivation of employees and managers, inadequate educational qualification of nursing managers, and passive educational supervision.
    Conclusion
    The identification of motivational factors and barriers of the continuous nursing education process based on nurses ' experiences can assist continuous education program policy makers and planners and nursing managers in the development of continuous education regulations based on effective programs and activities.
    Keywords: Qualitative research, Nurses, Effective factors of continuous education, Content analysis
  • Ali Fakhr, Movahedi, Sajjad Sadeghi, Mohaddeseh Yousefpour Pages 523-533
    Background and Objective
    Clinical teaching is an important process that prepares students for professional life. The present study aims to identify bachelor nursing student's viewpoints toward the effect of lectures ' behaviors on their learning during clinical courses.
    Methods
    This was a descriptive cross-sectional study. The participants consisted of 145 nursing students. Data collection tool was a seven-point Likert scale that measured student's viewpoints toward the effect of lecturers ' behaviors on their learning during clinical courses. Finally, the data were analyzed using descriptive and inferential statistics methods, and SPSS software.
    Results
    Data analysis showed that mean effective behaviors was higher than the average limit (5.59 ± 1.21). Moreover, behavioral characteristics such as interpersonal relations, personality, teaching ability, evaluation, and professional competency obtained the highest scores, respectively.
    Conclusion
    Professional and appropriated behaviors of lecturers during student's clinical courses can enhance their learning. Thus, the executive authorities and training providers in the field of nursing education must provide the necessary circumstance to enhance lecturers ' behaviors in clinical settings.
    Keywords: Nursing students, Nursing faculty performance, Learning
  • Molouk Torabi, Jahangir Haghani, Marzieh Karimi Afshar, Payman Mohseni Pages 534-541
    Background and Objective
    Exam anxiety is a significant problem among university students and can be accompanied by a decline in performance and severe psychological problems. This study was designed to investigate exam anxiety levels among dental students of Kerman University of Medical Sciences, Iran, in 2013.
    Methods
    This descriptive cross-sectional study was conducted on dental students of Kerman University of Medical Sciences. The participants were selected using census method. The data collection tool was a questionnaire consisting of the 20-item standard Exam Anxiety Questionnaire (Spielberger), demographic characteristics, causes of anxiety, methods of decreasing exam anxiety, and exam method. Data were analyzed using SPSS software, and linear regression and Student ' s t-test.
    Results
    Of the participants, 56.57% were men, their mean age was 22.7 ± 2.18, and 37.71% lived with their parents. The mean score of the exam anxiety questionnaire was 47.29 ± 10.57, the maximum score being 80. The first activity during leisure time was exercising (30%) and fear of failure was the first cause of exam anxiety. Theoretical final exams were the cause of the exam anxiety in 54.90% of participants. Seeing friends was the most common method of decreasing anxiety. There was no significant correlation between mean exam anxiety score and sex, age, academic year, marriage status, and academic performance. A significant correlation was observed between area of residence and mean exam anxiety score.
    Conclusion
    Based on our findings, dental students had varying degrees of exam anxiety. Thus, we recommend the training of exam anxiety reduction methods during the course of the term by professionals.
    Keywords: Exam anxiety, Dental students, Kerman (Iran)
  • Farshid Khosropour, Mojgan Nikoie Pages 542-549
    Background and Objective
    Academic performance is the most important factor in student evaluation. Self-esteem is related to self-satisfaction and perfectionism is the setting of high goals in performance. Achievement motivation is the willingness to gain success. Because these variables can affect academic performance, the aim of this study was to investigate the relationship between students ' perfectionism, achievement motivation, self-esteem, and academic performance.
    Methods
    This was a correlational-descriptive study. Based on Morgan ' s table, 97 students were randomly selected from all last year nursing students of Kerman Branch, Islamic Azad University. Due to being incomplete 7 questionnaires were excluded. The data collection tools consisted of Ahvaz Perfectionism Scale (APS), Hermans Achievement Motivation (HAMQ) Scale, and the Coppersmith Self-Esteem Inventory (SEI). Total average scores of students were considered as academic performance.
    Results
    Results showed a positive significant correlation between academic performance and perfectionism, achievement motivation, and self-esteem (P < 0.05). Perfectionism, achievement motivation, and self-esteem predicted 31% variances in academic performance. Nevertheless, investigation of the liner correlation of these variables showed that only the correlation between achievement motivation and academic performance was meaningful.
    Conclusion
    It is seems that for the improvement of students ' academic achievement, perfectionism, self-esteem, and especially achievement motivation must be taken into consideration.
    Keywords: Academic performance, Perfectionism, Self, Esteem, Achievement
  • Zeinab Heidari, Fariba Haghani Pages 552-554