فهرست مطالب

  • سال بیست و ششم شماره 4 (پیاپی 86، زمستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1393/11/30
  • تعداد عناوین: 9
|
  • علیرضا دقیقی اصلی، غلام رضا گرایی نژاد، سلین آقابگیان صفحات 3-24
    عملکرد اقتصادی کشورها در طول زمان تا حد زیادی به محیط سیاسی، نهادی و قانونی آنها وابسته است. این نهادها و سیاست ها، مشخص کننده کیفیت حکمرانی در بین کشورها هستند. نقش حکمرانی و نهادها در افزایش توسعه و کاهش فقر در کشورهای در حال توسعه بسیار مهم است. در این بررسی به روش داده های ترکیبی، تاثیر شاخص های حکمرانی خوب بر سطح فساد برای نمونه ای 24 کشوری از کشورهای با سطح توسعه یافتگی متوسط (شامل ایران) بین سال های 2008- 1996برآورد شده است. نتایج تخمین ها نشان داد برای کشورهایی با درجه توسعه یافتگی متوسط مایل به بالا (8/0>HDI>7/0) شاخص حاکمیت قانون بیشترین تاثیر را بر کاهش سطح فساد دارد، به طوری که اثر آن بر میزان فساد منفی و به شدت معنی دار است. در مورد کشورهایی با درجه توسعه یافتگی متوسط مایل به پایین (7/0>HDI>6/0) نتایج نشان داد که در گروه کشورهای مورد بررسی، مولفه های حق اظهارنظر و پاسخگویی، اثربخشی دولت، کنترل فساد و قوانین و مقررات اضافی تاثیر قابل ملاحظه و مثبتی بر کاهش سطح فساد نداشته اند، بلکه نشانگر مشکلات کیفی در اجرای این سیاست ها می باشند، اما در این کشورها ثبات سیاسی و حاکمیت قانون اثر معنی داری بر کاهش سطح فساد داشته است.
    کلیدواژگان: حکمرانی خوب، فساد، توسعه یافتگی متوسط، داده های ترکیبی (پانل دیتا)، شاخص توسعه انسانی
  • اسماعیل ملک اخلاق، محمود مرادی، ناهید درستکار احمدی، مهران مهدی زاده صفحات 25-48
    کارآفرینی استراتژیک به عنوان محرکی جهت دستیابی به مزیت رقابتی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه عمل می-کند، زیرا در آن کارآفرینی، به شناسایی فرصت ها و مدیریت استراتژیک به عنوان عاملی جهت تبدیل فرصت ها به مزیت رقابتی درک می شود. مطالعات نشان داده اند که کارآفرینی استراتژیک دارای ابعادی است که به واسطه آنها در جستجوی فرصت های کارآفرینانه و کسب مزیت رقابتی می باشد. هدف این مقاله، بررسی روابط میان ابعاد مزبور و مزیت رقابتی می-باشد. در این راستا، مدلی که نشانگر رابطه بین ابعاد کارآفرینی استراتژیک با مزیت رقابتی باشد، ارایه شده است. برای دستیابی به اهداف پژوهش علاوه بر مطالعات کتابخانه ای، مطالعات میدانی در کلیه نهادهای متولی صنعت ساختمان ایران با استفاده از ابزار پرسشنامه صورت گرفت. روایی پرسشنامه به روش اعتبار محتوی توسط اساتید دانشگاه و تحلیل عاملی بررسی و تایید شد و پایایی آن با آلفای کرونباخ 95 درصد مورد تایید قرار گرفت. پس از دسته بندی شاخص ها با تحلیل عاملی، با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (نرم افزار AMOS)، روابط ساختاری مدل آزمون شد. یافته ها نشان داد که مقادیر شاخص های برازش مدل، مناسب بوده و از 5 فرضیه، 1 فرضیه رد شد که این امر بیانگر تاثیر معنی دار ابعاد کارآفرینی استراتژیک بر مزیت رقابتی می باشد. نتایج پژوهش، مدیران عالی را به پیاده سازی مفهوم کارآفرینی استراتژیک که علاوه بر شناسایی و بهره برداری از فرصت های بالقوه، راه را برای صنعت جهت دستیابی به مزیت رقابتی بیشتر هموار می-سازد، ترغیب می کند.
    کلیدواژگان: صنعت ساختمان، کارآفرینی استراتژیک، ابعاد کارآفرینی استراتژیک، خلاقیت و توسعه نوآوری، مزیت رقابتی
  • وحید ناصحی فر، هانیه آرزمجو *، محمدتقی تقوی فرد صفحات 49-72

    تغییرات سازمانی بسیار سخت، پیچیده، مبهم و در عین حال گریزناپذیرند. تحقیقات نشان داده اند که برنامه-ریزی، هدایت و حفظ تغییرات سازمانی بسیار مشکل و احتمال موفقیت آنها اندک است. برخورداری از مدل یکپارچه برای مدیریت تغییرات می تواند اتفاقات پیچیده – که ماهیت ذاتی هر تغییری است- را با تشخیص روابط بین عناصر حیاتی، ساده کند. به خصوص آنکه نیروهای نهادی و زمینه فرهنگی سازمان در شرف تغییر در آن الگو در نظر گرفته شود که این امر در زمینه سازمان های ایرانی به دلیل تفاوت چشمگیر با سازمان های غربی که مهد شکل گیری نظریات تغییر هستند، از اهمیتی ویژه برخوردار است. در این پژوهش با 21 مدیر و عامل تغییر که تغییراتی موفقیت آمیز در سازمان هایی با مالکیت، اندازه و در صنایع مختلف ایجاد کرده بودند، مصاحبه شد و نتایج مصاحبه ها، اسناد و مدارک سازمانی، پس از تحلیل محتوی و سنجش اعتبار کدگذاری انجام شده با تکینک آنتروپی شانون تحلیل شد. یافته ها حاکی از اهمیت توجه همه جانبه به ابعاد گوناگون محتوایی، زمینه ای و فرآیندی تغییر است و اینکه در هر گام از فرآیند تغییر - از زمان شکل گیری ایده تغییر تا تثبیت آن در سازمان - لازم است عوامل خاصی در هر بعد به تناسب سایر عوامل، مورد مداقه مدیران قرار گیرد.

    کلیدواژگان: الگوی یکپارچه تغییرات سازمانی، مدیریت تغییر، تکنیک آنتروپی شانون، محتوی تغییر، فرآیند تغییر، زمینه تغییر
  • پیمان اکبری، امید بهارستان، علی شائمی برزکی صفحات 73-100
    هدف از انجام این پژوهش تحلیل تاثیر هوش هیجانی و رفتار شهروندی سازمانی بر تعارضات سازمانی در دانشگاه رازی استان کرمانشاه است. جامعه آماری این پژوهش شامل 950 نفر از کارکنان این دانشگاه است که از بین آنها 274 نفر به عنوان نمونه به صورت تصادفی ساده و با استفاده از جدول مورگان انتخاب شدند. این پژوهش توصیفی، پیمایشی از نوع همبستگی است که جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه هوش هیجانی (2000) Weisinger، پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی (1990) Podsakoff et al. و پرسشنامه تعارض سازمانی (1985)Dubrin استفاده شد. روایی (محتوی، همگرا و واگرا) و پایایی (بار عاملی، ضریب پایایی مرکب، ضریب آلفای کرونباخ) پرسش نامه ها حاکی از آن بودند که ابزارهای اندازه گیری از روایی و پایایی خوبی برخوردار هستند. نتایج حاصل از آزمون فرضیات توسط نرم افزار SMART-PLS و با استفاده از آماره آزمون t و ضرایب مسیر (β) نشان داد که هوش هیجانی بر رفتار شهروندی سازمانی در بین کارکنان دانشگاه رازی تاثیر قوی، مستقیم و معنی دار؛ رفتار شهروندی سازمانی بر تعارضات سازمانی در بین کارکنان دانشگاه رازی تاثیر منفی، مستقیم و معنی دار؛ و همچنین هوش هیجانی بر تعارضات سازمانی در بین کارکنان دانشگاه رازی تاثیر منفی، مستقیم و معنی دار دارد. از طرفی رفتار شهروندی سازمانی می تواند نقش میانجی گری را در رابطه بین هوش هیجانی و تعارض سازمانی ایفا کند و از طرف دیگر هوش هیجانی می تواند به عنوان متغیر تعدیل-کننده اثر منفی که رفتار شهروندی سازمانی بر تعارضات سازمانی دارد را ارتقاء دهد.
    کلیدواژگان: هوش هیجانی، رفتار شهروندی سازمانی، تعارض سازمانی، دانشگاه رازی کرمانشاه
  • بهروز رضایی منش، صمد بارانی صفحات 101-118
    دوره کنونی حیات بشری با تحولات و دگرگونی های شگفت انگیزی همراه بوده است. سازمان ها به عنوان دستاورهای بشری باید برای حفظ بقاء و بالندگی، خود را با این تحولات عظیم سازگار سازند. یکی از رهیافت های اساسی در ارتقای ضریب ماندگاری سازمان ها و ارتقای توان مدیریتی، قایل شدن نقش محوری برای منابع انسانی سازمان می باشد. توانمندسازی منابع انسانی می تواند موجب ارتقای توانمندی نهایی سازمان گردد و بر این اساس است که مدیران سازمان ها تلاش دارند تا از راهبرد توانمندسازی منابع انسانی بهره گیری نمایند. این مقاله به بحث پیرامون توانمندسازی روان شناختی می پردازد و به تبیین نتایج حاصل از پژوهشی اشاره می نماید که با هدف تعیین عوامل موثر بر توانمندی روان شناختی منابع انسانی در شرکت شهرک های صنعتی استان تهران صورت گرفته است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به کمک نرم افزار SPSS بهره گرفته شد. یافته های پژوهش حاکی از وجود ارتباط معنی دار بین عوامل سازمانی، راهبردهای مدیریتی و منابع خودکارآمدی فردی با توانمندسازی روان شناختی کارکنان است. همچنین راهبردهای مدیریتی بیشترین اهمیت و تاثیرگذاری را در بین سایر متغیرها دارا می-باشد.
    کلیدواژگان: منابع انسانی، توانمندسازی روان شناختی، عوامل سازمانی، راهبردهای مدیریتی، منابع خودکارآمدی فردی
  • رحیم محمدی صالح، رشید بوکانی، رضا ویسی صفحات 119-134
    مبادله های تجاری یکی از شاخص های اصلی در برقراری ارتباط بین کشورهای همسایه و نیز امرار معاش است که از این طریق می توان از فرصت ها، منابع و قوت ها استفاده کرد و بدین وسیله در راه نیل به استمرار و پایداری دوستی و تفاهم، امنیت و رونق اقتصادی، ایجاد فرصت های اشتغال، تثبیت جمعیت و در نهایت توسعه منطقه ای تلاش کرد. مبادله های تجاری و اقتصادی، نیرو محرکه و موتور توسعه هر جامعه ای محسوب می شوند و این مبادله ها می توانند عامل پویایی و شکوفایی مناطق مرزی باشند و نقش اساسی در افزایش استانداردهای زندگی مردم، کاهش فقر، توزیع مناسب و برابر درآمدها، و جمعیت و تسریع همکاری های بیشتر بین نواحی مرزی داشته باشند. با وجود ظرفیت ها و پتانسیل های بالای نواحی مرزی، این نواحی در مقایسه با نواحی مرکزی در انزوای جغرافیایی قرار گرفته اند. این امر به لحاظ سیاست های غیر آمایشی و مرکز محور بودن، پیامدهای ناگواری از لحاظ عقب ماندگی های مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به دنبال داشته است. هدف پژوهش حاضر آن است که نقش مبادله های تجاری در تثبیت جمعیت روستایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد، بنابراین ناحیه مورد مطالعه محدوده ای در قسمت غربی شهرستان سردشت که هم مرز با کشور عراق است، می باشد. همچنین جامعه آماری پژوهش حاضر را 13 روستا که برابر با 309 خانوار بود، تشکیل دادند. با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه به تعداد 90 نفر از سرپرستان خانوار محاسبه شد و 3 روستای مورد نظر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایو افراد سرپرست خانوار نیز با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده های مورد نیاز از دو طریق عینی تکمیل پرسشنامه، مصاحبه و مطالعه کتابخانه ای جمع آوری گردید و داده های جمع آوری شده از روش آمار توصیفی، استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با تحلیل داده ها و اطلاعات، اثرات بازارچه مرزی بر میزان درآمد و تسهیلات رفاهی روستاییان نمونه و ماندگاری جمعیت در مقاطع مختلف و سرشماری های مختلف، مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که در محدوده مورد مطالعه، مبادلات مرزی می تواند منجر به ماندگاری جمعیت شود و می توان با ساماندهی اینگونه مبادلات در مناطق مرزی توسعه سکونت گاه های روستایی را انتظار داشت.
    کلیدواژگان: بازارچه مرزی، حوزه نفوذ، تثبیت جمعیت، روستا، سردشت
  • فاطمه گل علیزاده، حمیدرضا رضوانی، عاطفه طالب نژاد صفحات 135-150
    یکی از مهم ترین تصمیماتی که شرکت ها باید در فرآیند انتخاب راهبرد های ورود به بازارهای خارجی اتخاذ کنند، این است که تا چه اندازه ای باید بر فعالیت های بین المللی خودشان کنترل داشته باشند و تا چه اندازه ای این فعالیت ها را به دیگران بسپارند. در این پژوهش با مرور جامع ادبیات موضوع، دوازده متغیر شامل عدم قطعیت کشور مقصد، عدم -قطعیت بازار محصول، عدم قطعیت رقابتی، عدم قطعیت در رفتار شرکای احتمالی، تجربه بین المللی، دانش فنی، مهارت بازاریابی، میزان سرمایه گذاری کل، شدت رقابت صنعت، ماهیت فعالیت، اندازه شرکت و مرتبط بودن به عنوان تبیین-کننده های میزان تمایل شرکت ها به کنترل روی فعالیت های بین المللی خود پیشنهاد شد. برای آزمون فرضیه پژوهش داده ها از 150 متخصص در 42 شرکت صادر کننده صنایع غذایی استان مازندران جمع آوری شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که به جزء عدم قطعیت در رفتار شرکای احتمالی، سایر متغیرها تبیین کننده خوبی برای متغیر میزان کنترل هستند.
    کلیدواژگان: تمایل به کنترل، صادرات، بازارهای خارجی، تبیین کنندگی، صنایع غذایی
  • سید محمد زاهدی صفحات 151-174
    مقاله حاضر حاصل پژوهشی درباره شناخت مولفه های دانش، دانایی و ارایه مدل مناسب برای کاربرد مدیریت دانایی در معاونت های نظارت راهبردی و توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور (حوزه ستادی سازمان مدیریت و برنامه ریزی سابق) بود. بر اساس مبانی نظری و مدل مفهومی، متغیر های وابسته (مولفه های چرخه مدیریت دانش مشتمل بر کسب، خلق و توسعه دانش، تسهیم و انتقال دانش، ذخیره دانش و به کارگیری دانش) و مستقل (عوامل موثر بر استقرار مطلوب چرخه مدیریت دانش شامل فرهنگ سازمانی، فناوری، جریان ارتباط- اطلاعات، شفافیت مدارک، ساختار سازمانی، منابع انسانی و آموزشی) پژوهش تعیین و از جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان معاونت های یاد شده بالغ بر 1200 نفر، نمونه بر اساس جدول مورگان به تعداد 294 نفر انتخاب شد. ابزار اندازه-گیری، پرسشنامه ای حاوی 88 سوال بود که با توجه به مبانی نظری، تهیه و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ به میزان 88/0 تعیین گردید. در مجموع داده های حاصل از تعداد 266 پرسشنامه قابل استفاده، جمع آوری و مورد تحلیل قرار گرفت و از مصاحبه با تعدادی از خبرگان نیز برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. روش آماری پژوهش حاضر استفاده از معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل بود. بر اساس یافته ها، در هر چهار متغیر چرخه دانایی تفاوت قابل توجهی بین وضع موجود و وضع مطلوب وجود داشت. میانگین حاصل در مورد چهار متغیر چرخه دانایی: کسب و توسعه دانش، 04/3؛ تسهیم و انتقال دانش، 66/2؛ ذخیره دانش، 80/2 و به کارگیری دانش 77/2 بود که به استثنای یک مورد (کسب و توسعه دانش)، در سایر موارد وضعیت مناسبی دیده نشد. در بین عوامل تاثیرگذار بر چرخه مدیریت دانش یعنی: ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی، فناوری، منابع انسانی، آموزش، شفافیت اسناد و مدارک و جریان اطلاعات فقط منابع انسانی با بالاترین اثر (49/0)، فرهنگ (30/0) و آموزش (17/0) دارای اثر معنی دار بودند. در خاتمه، پیشنهاد هایی نیز برای بهبود وضعیت متغیر های مورد بررسی ارایه شد.
    کلیدواژگان: کسب دانش، تسهیم دانش، ذخیره دانش، به کارگیری دانش، مدل مدیریت دانش
  • عباس خدابخش صفحات 175-199
    سازمان ها به دو طریق می توانند سرمایه انسانی را برای پر کردن منصب های محوری جذب نمایند، جذب درون سازمانی و جذب برون سازمانی. با استفاده از جذب درون سازمانی، سرمایه انسانی ویژه جذب می شود. سرمایه انسانی ویژه منحصر به فرد سازمان است و با معیارهای سابقه کار بالا و کارورزی (آموزش درون سازمانی) تعریف می شود. با استفاده از جذب برون سازمانی، سرمایه انسانی ضروری جذب می شود که قابلیت جابه جایی بین سازمان های مختلف را دارد و منحصر به یک سازمان خاص نیست. این سرمایه انسانی دارای تحصیلات بالا و آموزش های برون سازمانی است. از طرف دیگر، سابقه تاسیس بر افزایش موجودی دانش و مهارت های سرمایه انسانی سازمان به خصوص سابقه کار و آموزش های درون سازمانی تاثیر گذار است، اما این تاثیر بسیار کمتر از روش های جذب است. یافته های بالا، نتایج پژوهش حاضر است که در خصوص شرکت های با فناوری بالا انجام گرفت. روش جمع آوری داده ها پرسشنامه و بررسی اسناد و مدارک بود. داده ها طی 11 فرضیه با استفاده از نرم افزار های آماری و همچنین معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    کلیدواژگان: جذب سرمایه انسانی، سرمایه انسانی ویژه، سرمایه انسانی ضروری، سابقه تاسیس، شرکت های با فناوری بالا، معماری سرمایه انسانی
|
  • Alireza Daghighi Asli, Gholamreza Geraeinejad, Selin Aghabeigian Pages 3-24
    Nowadays this is undoubtedly recognized that economic performance for each country over time depends on a great extent to its political، institutional and legal environment. In fact، these institutions and policies determine governance quality and play an important role in development and poverty reduction in developing countries. In this study by using Panel Data method، the impact of good governance indicators on corruption level for a sample of 24 medium developing countries (including Iran) for 1996-2008 periods are estimated. Results indicate that for countries with HDI (Human Development Index) between 0. 7 & 0. 8 the rule of law indicator has the most influence on corruption level، so that the negative effect is highly significant. In the case of countries with HDI between 0. 6 and 0. 7، voice & accountability، government effectiveness، control of corruption and regulatory quality indicators have not significant impact and political stability and rule of law have negative and significant effect on corruption.
    Keywords: Good Governance, Corruption, Human Development Index, Panel Data, Medium Development
  • Esmaeil Malek-Akhlagh, Mahmoud Moradi, Nahid Dorostkar-Ahmadi, Mehran Mehdizadeh Pages 25-48
    Strategic Entrepreneurship (SE) works as a stimulus to meet competitive advantage requirements in both developing and developed countries since entrepreneurship considers identifying opportunities and strategic management acts as a factor to change opportunities into competitive advantage. According to previous studies، SE enjoys various dimensions that may lead to entrepreneurial opportunities and competitive advantage. The purpose of this paper is to examine the relationship between SE dimensions and competitive advantage. Hence، a structural model is formulated to represent the relationships between SE dimensions and competitive advantage. To hit the goals of the study، documentary studies were supplemented by field studies on the institutions in charge of construction industry in Iran through a questionnaire. The questionnaire validity was checked and confirmed through content validity test and factor analysis. Cronbach''s Alpha test proved 95 percent reliability. Having categorized the indicators by factor analysis، the structural relationships of the model were tested through structural equation modeling and AMOS software. Findings illustrated the model fitness indicator as appropriate، and only one out of five hypotheses was rejected to show significant influence of SE dimensions on competitive advantage. The results of the study recommend SE to top managers both to facilitate the way to achieve more competitive advantage and to identify and exploit potential opportunities.
    Keywords: construction industry, strategic entrepreneurship (SE), strategic entrepreneurship dimensions, developing creativity, innovation, competitive advantage
  • Vahid Nasehifar, Hanieh Arazmjoo, Mohammad-Taghi Taghavifard Pages 49-72

    Organizational change is difficult، complex، ambiguous and، at the same time، unavoidable. Studies have shown that planning، directing، and maintaining organizational change is difficult and brings about little chance of success. Enjoying an integrated model of change management may help simplify complicated occurrences، inherently imbedded in any change، by identifying relationships among critical elements، especially if the institutional factors and cultural context of the organization that undergoes changes are considered in this model. This، in turn، would be very advisable due to the noticeable differences between Iranian organizations and those of the western countries، where the change theories have been introduced and developed. In this study، the researchers interviewed 21 managers and change agents who had generated successful changes in organizations with various types of ownership، size and industry. The interview results and organizational documents later underwent content analysis before the codified validation was analyzed by Shannon Entropy. The findings recommend the necessity of considering all aspects of change including content، context and process. It also recommends that in each step of the change process، from the moment the idea is developed until it is stabilized in the organization، the interaction of particular factors relative to others must be taken into consideration.

    Keywords: Integrated Model of Organizational Change, Change Management, Shannon Entropy Technique, Change Content, Change Process, Change Context
  • Peyman Akbari, Omid Baharestan, Ali Shaemi Barzaki Pages 73-100
    The main purpose of this study is to analyze the impact of emotional intelligence and organizational citizenship behavior on organizational conflict in Razi University of Kermanshah Province، Iran. The statistical population of this study was 950 employees of Razi University، out of whom the sample size of 274 were selected by simple random sampling method and Morgan Table in the first half of 2012. This study is a descriptive–survey research and uses correlational analysis. Weistinger’s Emotional Intelligence Questionnaire (2000)، Podsakoff et al’s Organizational Citizenship Behavior Questionnaire (1990) and Dubrin’s Organizational Conflicts Questionnaire (1985) were used to gather data. Validity (content، convergent، and divergent) and reliability (factor loading، composite، and Cronbach''s alpha) of the questionnaires indicated that the instruments were fairly valid and reliable. The results of hypothesis testing with the application of SMART-PLS software، T-test statistics and Path Coefficients (β) indicate that Razi University employees’ emotional intelligence has strong، direct and significant impact on their organizational citizenship behavior، yet organizational citizenship behavior negatively، directly and significantly affects organizational conflict، and emotional intelligence has direct، negative and significant effects on organizational conflict. The organizational citizenship behavior، on the one hand، can play the moderator role in relationship between emotional intelligence and organizational conflict. On the other hand، emotional intelligence can work as a moderating variable to promote the negative effects of organizational citizenship behavior on organizational conflict.
    Keywords: emotional intelligence, organizational citizenship behavior, organizational conflict, Razi University
  • Behrooz Rezaeemanesh, Samad Barani Pages 101-118
    Human life has recently undergone surprising changes. Organizations، as human achievements، have to adapt themselves to such great developments in order to survive and improve. One of the basic approaches to enhancing organizational «retention coefficient» and improving managerial capabilities is to allocate a central role to human resources of organizations. Human resources empowerment can promote the ultimate capability of the organization and that is why managers attempt to put strategic empowerment into use. This article discusses human resources psychological empowerment and tries to elaborate on the results obtained from a research undertaken to determine effective factors of human resources psychological empowerment in Tehran Province Industrial Parks Company. Methodologically، the research is descriptive-correlational، having employed Pearson’s correlation coefficient and multivariate regression to analyze the collected data by means of SPSS software. The findings indicate a significant relationship between employees'' psychological empowerment and organizational factors، managerial strategies and self-efficacy resources. Meanwhile، managerial strategies proved to be the most effective of all factors.
    Keywords: human resources, psychological empowerment, organizational factors, managerial strategies, self, efficacy resources
  • Rahim Mohammadi-Saleh, Rashid Boukani, Reza Veysi Pages 119-134
    Commercial and economic transactions are considered as the driving force and engine of development in any society. Such transactions may act as the factors of dynamism and prosperity of border areas while playing an essential role in improving life standards of people، poverty reduction، appropriate and equitable distribution of incomes and population size، as well as expediting better cooperation among border areas. This study tries to analyse the role of commercial transactions in stabilizing the rural population. The statistical population of the research consists of 309 households residing in 13 villages located in the western part of Sardasht Township in Iran''s border with Iraq. Based on Cochran''s formula and simple random sampling method، the sample volume composed of 90 households of 3 villages calculated by cluster sampling method. The data gathered by questionnaires، interviews and documentary studies were analysed through the use of descriptive and inferential statistics. The data were analysed to determine the effects of border markets on the sample rural residents'' income and welfare facilities and their population retention in different times mentioned in different census takings. The results showed that border transactions may lead to rural population retention in the under-studied area، and that by organizing such transactions we can expect the expansion of rural settlements in border areas may end in the development of rural settlements.
    Keywords: border markets, market extension, population stabilization, rural areas, Sardasht Township
  • Fatemeh Golalizadeh, Hamidreza Rezvani, Atefeh Talebnejad Pages 135-150
    One of the most important decisions companies should make in the process of selecting strategies to enter foreign markets is the extent to which they intend to control themselves and the extent of such international activities they choose to leave to other parties. Having comprehensively reviewed the related literature، the following 12 variables explaining the degree of tendency among companies to control their international activities were proposed: uncertainty of target country، uncertainty of the product market، competitive uncertainty، uncertainty of potential partners'' behavior، international know-how experience، marketing skills، total amount of investment، competition intensity in the given industry، nature of the foreign (trade) activity، size of the firm، and finally، business relatedness. To test the research hypotheses، data were gathered from 150 experts in 42 food exporting companies in Mazandaran province. The results of data analysis demonstrated that except for uncertainty of potential partners'' behavior، other variables could appropriately explain the control variable.
    Keywords: tendency to control, exports, foreign markets, explainability, food industries
  • Seyed-Mohammad Zahedi Pages 151-174
    This study tries to pinpoint the knowledge elements and present an appropriate knowledge management (KM) application model for ‘Vice-Presidency for Strategic Planning and Supervision’ and ‘Vice-Presidency for Management and Human Capital Development ‘ (the staff body of former Management and Planning Organization) in Iran. The dependent and independent variables of the research were defined according to the theoretical bases and the conceptual model. The dependent variables were knowledge management (KM) cycle elements including knowledge acquisition، creation and development; knowledge sharing and transfer; knowledge storing and application. The independent variables were composed of the factors influencing successful establishment of KM cycle including organizational culture، technology، information communication process، documents transparency، organizational structure، human resources، and training. The research population، consisting of managers and experts of both deputies، was 1200 and the sample size according to Morgan and Krejcei table amounted to 291. The instrument of data gathering was a questionnaire with 88 questions، the reliability of which was calculated to be 0. 88، based on Cronbach''s Alpha test. Finally، 266 questionnaires were collected and subsequently analyzed. Meanwhile، a number of experts were interviewed in order to improve the quality of the research. Structural equations and LISREL software were employed for the statistical method of the research. According to the findings of the study، there was significant difference between the present and desired situations regarding all the four variables of knowledge management cycle. The average scores for the four variables of knowledge management cycle were as follows: knowledge acquisition، creation and development: 3. 04; knowledge sharing and transfer: 2. 66; knowledge storing: 2. 80; and knowledge application 2. 77. These findings indicate that they were not in good condition except for the first item، i. e.، knowledge acquisition، creation and development. From among the independent variables، only human resources (0. 49)، culture (0. 30)، and training (0. 17) had significant impact on knowledge management cycle. At the end of the research، some recommendations were presented for improving the variables of the study.
    Keywords: knowledge acquisition, knowledge sharing, knowledge storing, knowledge application, knowledge management
  • Abbas Khodabakhsh Pages 175-199
    Organizations may attract human capital to fill pivotal positions in two ways، namely internal attraction and external attraction. Applying internal recruitment، organizations attract idiosyncratic human capital. Idiosyncratic human capital is exclusively unique to the organization and is defined with such criteria as long experience and internship (intra-organizational training). Yet، by external recruitment، organizations attract the required human capital. Not being exclusively specific to any particular organization، required human capital is deemed inter-organizationally transferable. Such human capital is well-educated and has gone through extra-organizational training. On the other hand، the foundation record of the organization can increase knowledge-base and human capital skills، particularly work experience and intra-organizational training. However، this impact is less than that of the recruitment method. The above conclusions are the findings of this research project conducted in high-tech companies. The data gathering methods included questionnaire and documents survey. Data were analyzed for 11 hypotheses applying statistical software and structural equations.
    Keywords: human capital attraction, idiosyncratic human capital, required human capital, foundation record, high, tech companies, human capital architecture