فهرست مطالب

  • سال سی‌ام شماره 6 (بهمن و اسفند 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/12/10
  • تعداد عناوین: 15
|
  • زهرا سلیمی، رضا حیدری، وحید نجاتی، آزاده اسکندری، زهرا قاسمی صفحات 843-851
    سماق (Rhus coriaria L.) درختچه ایست که سابقه طولانی در طب سنتی دارد و به دلیل داشتن ترکیب های فنلی به عنوان یک آنتی اکسیدان قوی در درمان بیماری ها مورد توجه قرار می گیرد. با توجه به اهمیت گیاهان دارویی به دلیل حداقل عارضه جانبی آنها، در این تحقیق عصاره آبی سماق برای تعیین خاصیت آنتی دیابتیک مورد بررسی قرار گرفت.در این تحقیق از 30 رت نر بالغ به وزن متوسط 180 تا 230 گرم استفاده شد. موش ها به 5 گروه 6 تایی تقسیم شدند. به رت های گروه کنترل، هم حجم ماده تزریقی سرم فیزیولوژی تزریق شد. رت های گروه دوم، با تزریق داخل صفاقی آلوکسان مونوهیدرات با دوز mg/kgbw120 دیابتی شدند. به رت های گروه سوم، چهارم و پنجم علاوه بر تیمار، مشابه گروه دوم، عصاره آبی سماق به ترتیب با دوزهای 50، 100 و mg/kgbw250 به مدت 4 هفته گاواژ گردید. میزان گلوکز خون در شروع دوره تیمار، همچنین در پایان هفته دوم و چهارم اندازه گیری شد. در پایان 28 روز، از قلب رت ها خونگیری بعمل آمد و میزان کلسترول تام، تری گلیسرید، LDL-C و HDL-C سرم اندازه گیری شد. تیمار با عصاره منجر به کاهش معنی دار در میزان گلوکز خون در مقایسه با گروه دیابتی شد (0/05>p). همچنین سطح کلسترول تام، تری گلیسرید و LDL-C در گروه های دیابتی تحت تیمار با عصاره در مقایسه با گروه دیابتی کاهش یافت (0/05>p). البته تغییرات HDL-C سرم در گروه های تحت تیمار با عصاره نسبت به گروه دیابتی معنی دار نبود. نتایج نشان داد که عصاره آبی سماق در مدل تجربی دیابت قندی در موش صحرایی موجب تغییرات مطلوب و سودمند در سطح گلوکز خون و لیپیدهای سرم می گردد.
    کلیدواژگان: سماق (Rhus coriaria L.)، گلوکز، لیپید، دیابت قندی، موش صحرایی
  • فاطمه رحیمی ملکشان، افشین توکلی، مهدی راستگو، محمدرضا عظیمی صفحات 852-860
    گلرنگ (Carthamus tinctorius L.) گیاهی سازگار با مناطق خشک و نیمه خشک است که برای تولید دانه و گلبرگ آن کشت می شود. این تحقیق به منظور انتخاب ژنوتیپ های مناسب گلرنگ برای تولید دانه و گلبرگ و مطالعه تاثیر زمان برداشت گلبرگ در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه زنجان به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. فاکتور اول زمان برداشت گلبرگ ها در دو سطح شامل: 1- برداشت گلبرگ در شروع گلدهی که پس از بازشدن طبق، اقدام به برداشت گلبرگ ها شد و 2- برداشت گلبرگ ها پس از انجام گرده افشانی و شروع پژمردگی گلبرگ ها بود. فاکتور دوم آزمایش ژنوتیپ های مختلف گلرنگ بهاره در 5 سطح شامل ژنوتیپ های: گلدشت، سینا، زنده رود، MEC88 و MEC59 بود. در این مطالعه صفات تعداد طبق در بوته، تعداد دانه در طبق، وزن هزاردانه، عملکرد دانه، بیولوژیک و گلبرگ و همچنین رنگ گلبرگ ها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که از بین ژنوتیپ ها، MEC59 دارای بالاترین میزان عملکرد دانه و گلبرگ بود، ولی رنگ گلبرگ های آن زرد کم رنگ است و برای تولید گلبرگ مناسب نیست. زمان برداشت تاثیر معنی داری بر عملکرد دانه نداشت، ولی تاخیر در برداشت گلبرگ ها باعث کاهش عملکرد گلبرگ ها شد. تعداد طبق در بوته همبستگی مثبت و معنی داری با عملکرد دانه و گلبرگ نشان داد. البته در بین ژنوتیپ های مورد مطالعه رقم زنده رود برای کشت دو منظوره بسیار مناسب است و رقم گلدشت نیز گلبرگ های قرمزتری دارد و برای تولید گلبرگ مناسب است.
    کلیدواژگان: عملکرد گلبرگ، رنگ گلبرگ، عملکرد دانه، گلرنگ (Carthamus tinctorius L.)
  • مرتضی یوسفی، وحیده ناظری، مهدی میرزا صفحات 861-878
    در این پژوهش به منظور بررسی تاثیر برخی از عوامل محیطی بر کمیت و کیفیت اسانس گیاه نوروزک (Salvia leriifolia Benth.)، دوازده جمعیت از این گیاه از مناطق مختلف رویشگاهی آن جمع آوری شد. اسانس گیری به روش تقطیر با آب توسط دستگاه کلونجر طبق فارموکوپه بریتانیا از سرشاخه های گلدار خشک شده انجام شد. ترکیب های شیمیایی اسانس ها با استفاده از دستگاه های گاز کروماتوگرافی (GC) و گاز کروماتوگراف متصل به طیف سنج جرمی (GC/MS) جداسازی، شناسایی و تعیین مقدار گردیدند. به منظور بررسی اثر برخی عوامل محیطی بر میزان اسانس و ترکیب های اصلی سازنده تیپ های شیمیایی از تجزیه همبستگی کانونیک توسط نرم افزار آماری SAS v. 9.1 استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد که میانگین بازده اسانس 1/5-0/7 درصد به ترتیب مربوط به جمعیت طبس سبزوار و بجستان بود. در مجموع، در اسانس های مورد مطالعه 22 ترکیب شناسایی شد که از میان این ترکیب ها سه ترکیب جونیپر کامفور (39/9-12%)، 1،8-سینئول (21-3/6%)، بتا-پینن (18/1-8/7%) و آلفا-پینن (10-4/4%) در میان جمعیت های مختلف از غلظت بالایی برخوردار بودند. تجزیه همبستگی چندگانه بین 8 ترکیب شیمیایی و 9 عامل محیطی نشان داد که شش متغیر اول کانونیک دارای همبستگی کانونیک قابل توجه و معنی دار بودند. ضرایب همبستگی کانونیک اولین متغیر نشان داد که میزان بالای آلفا-پینن و بتا-پینن و درصد کم دلتا-کادینول با مقدار کم کلسیم و پتاسیم خاک رابطه مستقیم و مثبتی دارند. به عبارت دیگر، کاشت گیاه نوروزک در خاک های غنی از کلسیم و پتاسیم باعث افزایش دلتا-کادینول موجود در اسانس شده و در عین حال میزان آلفا-پینن و بتا-پینن موجود در اسانس را کاهش می دهد.
    کلیدواژگان: نوروزک (Salvia leriifolia Benth.)، عوامل محیطی، خصوصیات شیمیایی، همبستگی چندگانه
  • بهرام میرشکاری صفحات 879-888
    به منظور ارزیابی تاثیر پیش تیمار بذر گل همیشه بهار با آهن و بر روی برخی شاخص های جوانه زنی و عملکرد آزمایشی در سال 1390 در دو مرحله آزمایشگاهی و مزرعه ای در سه تکرار در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز اجرا شد. تیمارهای مورد مطالعه شامل پیش تیمار بذر با آهن و بر در غلظت های 0/5%، 1%، 1/5% و 2% همراه با شاهد آب مقطر و دو تیمار ترکیبی 1/5% آهن + 1% بر و 2% آهن + 1% بر بود. براساس نتایج پیش تیمار بذر در غلظت های 1% و 1/5% آهن و بر به تنهایی یا در تیمارهای ترکیبی درصد جوانه زنی بذر همیشه بهار را در مقایسه با شاهد بهبود بخشید. بذرهای پرایم شده در محلول 1/5% سولفات آهن از شاخص قدرت گیاهچه بالاتر (برابر 2/3) برخوردار بودند. در بذرهای تیمار شده با اسید بوریک شاخص قدرت گیاهچه در صورت افزایش غلظت بر در محلول غذایی به بیش از 1% محدود شد. البته عملکرد گل در تیمارهای حاوی 1/5% سولفات آهن + 1% اسید بوریک، 1/5% و 2% سولفات آهن و 2% سولفات آهن + 1% اسید بوریک به ترتیب حدود 39%، 34%، 24% و 28% بیشتر از شاهد بود. اسانس روغنی در بین تیمارها از 0/1 میلی لیتر در مترمربع در دو تیمار 1/5% و 1% اسید بوریک تا 0/27 میلی لیتر در مترمربع در تیمار ترکیبی 1/5% سولفات آهن + 1% اسید بوریک از خود تغییر نشان داد. اما از نظر این صفت تیمار 2% سولفات آهن + 1% اسید بوریک با تولید 0/14 میلی لیتر اسانس در کلاس آماری پایین تری نسبت به دیگر تیمار ترکیبی قرار گرفت. بنابراین تیمار بذر با آهن و بر می تواند به عنوان روشی برای بهبود عملکرد اسانس گل همیشه بهار توصیه شود.
    کلیدواژگان: اسید بوریک، بهبود عملکرد، شاخص قدرت گیاهچه، محلول غذایی
  • مجید پوریوسف صفحات 889-897
    به منظور بررسی تغییرات عملکرد و اسانس رازیانه (Foeniculum vulgare Mill.) تحت شرایط تنش خشکی و زمان های مختلف برداشت، آزمایشی در بهار 1390 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه زنجان به اجرا درآمد. آزمایش به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. در این آزمایش تاثیر تنش خشکی در سه سطح شامل شاهد (آبیاری کامل)، تنش خشکی در مراحل گلدهی و پرشدن دانه در کرت های اصلی و زمان برداشت در سه سطح شامل برداشت در مراحل خمیری نرم (محتوای رطوبت دانه 58%)، خمیری سخت (محتوای رطوبت دانه 37%) و رسیدگی کامل (محتوای رطوبت دانه 16%) در کرت های فرعی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آزمایش نشان داد که تاثیر تنش خشکی بر عملکرد دانه، وزن هزاردانه، تعداد چترک در چتر، تعداد دانه در چترک، تعداد دانه در چتر، درصد و عملکرد اسانس معنی دار (0/05 ≤ p) بود. تمامی صفات مذکور تحت شرایط تنش خشکی به طور معنی داری (0/05 ≤ p) کاهش یافتند. بیشترین عملکرد دانه (1436/63کیلوگرم در هکتار) و اسانس (34/54 کیلوگرم در هکتار) از تیمار شاهد (آبیاری کامل) و کمترین میزان صفات مذکور از تیمار تنش در مرحله پر شدن دانه حاصل شد. همچنین نتایج نشان داد که تاثیر زمان برداشت بر عملکرد دانه و اسانس، محتوای اسانس، وزن هزاردانه، تعداد دانه در چترک و تعداد دانه در چتر معنی دار (0/05 ≤ p) بود. به طوری که بیشترین عملکرد دانه (1425/75 کیلوگرم در هکتار) از برداشت در مرحله رسیدگی کامل و کمترین آن (784/81 کیلوگرم در هکتار) از برداشت در مرحله خمیری نرم بدست آمد. بیشترین عملکرد اسانس (33/97 کیلوگرم در هکتار) نیز از برداشت در مرحله خمیری سخت بدست آمد که تفاوت معنی داری با مرحله رسیدگی کامل نداشت. با توجه به نتایج آزمایش چنین می توان استنباط کرد که رازیانه در مراحل رشد زایشی حساس به تنش خشکی بوده و عملکرد کمی و کیفی آن تحت تاثیر زمان برداشت قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: رازیانه (Foeniculum vulgare Mill.)، تنش خشکی، زمان برداشت، عملکرد دانه، اجزای عملکرد
  • معصومه موقری، حسین ارزانی، علی طویلی، حسین آذرنیوند، محسن ساروی، مهدی فرح پور صفحات 898-914
    عدم شناخت کافی از توانمندی های مراتع باعث شده تا این منابع برای تولیدات دامی در حد زیادی مورد بهره برداری قرار گرفته و سایر مقوله های بهره برداری از نظر دور نگه داشته شوند. این در حالیست که کشور ایران با داشتن بیش از 8000 گونه گیاهی یکی از غنی ترین جوامع گیاهی دنیا را داراست و بخش عمده ای از این فلور غنی را گیاهان دارویی تشکیل می دهند. حوزه آبخیز لاسم به دلیل تنوع گیاهی زیاد دارای قابلیت بالایی در زمینه گیاهان دارویی می باشد. به همین منظور شناسایی و تعیین شایستگی برای کاربری گیاهان دارویی این حوزه هدف این تحقیق قرار گرفت. نقشه نهایی شایستگی گیاهان دارویی در این حوزه از تلفیق دو معیار پوشش گیاهی و عوامل محیطی با بکارگیری سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) تهیه گردید. نمونه برداری در تیپ های گیاهی منطقه (به عنوان واحد کاری) به روش تصادفی با استقرار دو ترانسکت 100 متری عمود برهم و با اندازه گیری داده های حضور و عدم حضور گیاهان دارویی، درصد تاج پوشش، ترکیب و تولید گونه های دارویی در پلات های 1 مترمربعی انجام شد. از 120 گونه شناسایی شده در منطقه تعداد 58 گونه از 20 خانواده گیاهی با خاصیت دارویی شناسایی شدند. نتایج بررسی شایستگی گیاهان دارویی این حوزه نشان می دهد که حدود 6/10% منطقه (1071/4 هکتار) در طبقه شایستگی خوب 1S)، 28/1%) منطقه (2841 هکتار) در طبقه شایستگی متوسط (2S)، 41/5% (4193/5هکتار) در طبقه شایستگی ضعیف (3S) و 20% (2006/8 هکتار) از اراضی منطقه در طبقه غیرشایسته (N) قرار گرفتند. به طور کلی مهمترین عامل کاهش دهنده شایستگی مراتع حوزه آبخیز لاسم، شاخص اقتصادی تولید می باشد. همچنین با توجه به شرایط توپوگرافی این حوزه، شیب منطقه نیز در کاهش شایستگی مراتع منطقه نقش قابل ملاحظه ای داشت.
    کلیدواژگان: شایستگی مرتع، گیاهان دارویی، GIS، روش فائو (1991)، حوزه لاسم
  • سهیل بازاری مقدم، مصطفی شریف روحانی، عیسی شریف پور، ذبیح الله پژند، جلیل جلیل پور، مهدی معصوم زاده صفحات 915-922
    امروزه اهمیت استفاده از گیاهان دارویی در مبارزه با بیماری های عفونی و غیرعفونی کاملا آشکار بوده و لزوم جایگزینی آنها با داروهای شیمیایی به ویژه در صنعت آبزی پروری ضروری به نظر می رسد. این مطالعه با هدف بررسی و تعیین غلظت کشندگی عصاره هیدروالکلی سیر (Allium sativum L.) در بچه تاسماهی ایرانی در راستای اجرای مطالعات کاربردی انجام شد. این تحقیق بر روی بچه تاسماهیان ایرانی با میانگین وزنی 0/51 ± 3/22 گرم اجرا شد. به منظور مطالعه تاثیرات این عصاره ها، 240 عدد بچه تاسماهی در 7 تیمار و یک گروه شاهد (هر تیمار با سه تکرار) در نظر گرفته شد. طی مدت آزمایش، کلیه فاکتورهای فیزیکوشیمیایی آب نظیر درجه حرارت، اکسیژن محلول، pH، نیتریت، نیترات، آمونیوم، هدایت الکتریکی و سختی نیز در تیمارهای مختلف اندازه گیری شد. این آزمایش براساس روش O.E.C.D و در مدت زمان 96 ساعت اجرا گردید. بدین منظور با استفاده از روش محاسباتی Probit Analaysis، نسبت به ترسیم معادله خط رگرسیون و بعد تعیین مقادیر مختلف غلظت های کشنده اقدام گردید. در این تحقیق میزان LC10، LC50 و LC90 عصاره هیدروالکلی سیر به ترتیب معادل 909/91، 1279/97 و 1800/52 میلی گرم در لیتر تعیین شد. نتایج حاصل از بررسی میکروسکوپی بافت های آبشش در تیمار های مختلف پس از انجام مراحل مختلف بافت شناسی، حکایت از وجود ضایعاتی نظیر پرخونی، هیپرپلازی، طویل شدن لاملای ثانویه، نکروز سلولی و چسبندگی لاملای ثانویه به همدیگر داشت.
    کلیدواژگان: عصاره هیدروالکلی، سیر (Allium sativum L.)، تاسماهی ایرانی، غلظت کشنده، آبشش
  • ابراهیم شریفی عاشورآبادی، حسن روحی پور، محمدحسن عصاره، سیدرضا طبایی عقدائی، محمدحسین لباسچی، بهروز نادری صفحات 923-931
    به منظور تعیین نیاز آبی گل محمدی (Rosa damascena Mill.)، آزمایشی در سال 1391 با استفاده از لایسیمترهای تحقیقاتی مرکز تحقیقات البرز، واقع در جنوب شهرستان کرج انجام شد. بدین منظور از لایسیمترهای زهکش دار که در آن یک گیاه بالغ از گل محمدی قرار داشت، استفاده گردید. لایسیمترهای مشابه ای نیز به کشت گیاه مرجع یونجه و همچنین بدون گیاه و دارای خاک اختصاص داده شد. آبیاری کلیه لایسیمترها، براساس نمونه برداری و اندازه گیری وزن تر و خشک نمونه خاک بود و به نحوی تنظیم گردید که در حد ظرفیت زراعی باشد. میزان آب ورودی از طریق حجمی اعمال شد و آب خارج شده از هر لایسیمتر نیز در مخازن جداگانه جمع آوری و اندازه گیری شد. ویژگی های مورد مطالعه شامل میزان تبخیر و تعرق گل محمدی و گیاه مرجع یونجه بود. ضرایب گیاهی گل محمدی در طول دوره رشد گیاه از نسبت تبخیر و تعرق گل محمدی به گیاه مرجع یونجه بدست آمد. به منظور مقایسه روش های مستقیم و غیرمستقیم در برآورد تبخیر و تعرق گیاه مرجع، از روش های محاسباتی بلینی کریدل و پنمن مانتیث اصلاح شده توسط فائو استفاده گردید. طبق نتایج بدست آمده، میزان کارایی مصرف آب گل محمدی 2/18 گرم در لیتر و نسبت تعرق برابر با 0/46 لیتر محاسبه شد. میزان تبخیر و تعرق گل محمدی از اول فروردین ماه تا اتمام گلدهی با دریافت 820 درجه روز رشد معادل 111/5 میلی متر برآورد شد. میزان تبخیر و تعرق گل محمدی تا انتهای دوره رشد با دریافت 3740 درجه روز رشد، معادل 1147 میلی متر بود. میزان تبخیر و تعرق گیاه مرجع، با استفاده از لایسیمتر 1247 میلی متر تعیین شد، که پس از دریافت حرارتی معادل 3832/8 درجه روز رشد قابل مشاهده بود. این در حالیست که در روش های محاسباتی مانند بلینی کریدل و پنمن مانتیث اصلاح شده توسط فائو، میزان تبخیر و تعرق گیاه مرجع به ترتیب 1392 و 1159/7 میلی متر برآورد شد. به بیان دیگر در روش های لایسیمتری و محاسباتی برآورد مشابهی از تبخیر و تعرق گیاه مرجع ارائه گردید.
    کلیدواژگان: گیاهان دارویی، گل محمدی (Rosa damascena Mill.)، نیاز آبی، ضرایب گیاهی، لایسیمتر، مدل سازی تبخیر تعرق
  • قاسم حسین طلایی، مجید امینی دهقی صفحات 932-942
    به منظور بررسی تاثیر کودهای زیستی و شیمیایی بر عملکرد کمی و کیفی گیاه دارویی زیره سبز (Cuminum cyminum L.)، آزمایشی به صورت فاکتوریل با چهار فاکتور شامل کود فسفات زیستی (تلقیح و عدم تلقیح)، کود شیمیایی فسفر (0، 40 و 80 کیلوگرم در هکتار)، کود زیستی نیتروکسین (تلقیح و عدم تلقیح) و کود شیمیایی نیتروژن (0، 25 و 50 کیلوگرم در هکتار) در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سی و شش تیمار و سه تکرار در سال زراعی 90-1389 در مزرعه تحقیقاتی گیاهان دارویی دانشگاه شاهد تهران اجرا شد. در این آزمایش صفات تعداد چتر در بوته، تعداد دانه در چتر، وزن هزاردانه، تعداد ساقه فرعی، ارتفاع بوته، عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه، شاخص برداشت، درصد اسانس و عملکرد اسانس مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بدست آمده حکایت از آن داشت که بین تیمارهای کودی از نظر تعداد چتر در بوته، تعداد دانه در چتر، عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه، شاخص برداشت و عملکرد اسانس اختلاف معنی داری در سطح 1% وجود دارد. تیمار تلقیح با کود فسفات زیستی، 40 کیلوگرم در هکتار کود شیمیایی فسفر، تلقیح با کود زیستی نیتروکسین و 25 کیلوگرم در هکتار کود شیمیایی نیتروژن با تولید 29/73 عدد چتر در بوته، 11/1 عدد دانه در چتر، 245 گرم در مترمربع عملکرد بیولوژیک، 101/3 گرم در مترمربع عملکرد دانه، 47/22% شاخص برداشت و 2/96 گرم در مترمربع عملکرد اسانس بیشترین مقدار را در مقایسه با سایر تیمارهای کودی داشت و کمترین مقدار صفات مورد مطالعه در تیمار شاهد بدست آمد.
    کلیدواژگان: زیره سبز (Cuminum cyminum L.)، بازده اسانس، کود زیستی، کود شیمیایی
  • لیلا رازقی، مجید عزیزی، سید مهدی زیارت نیا، عبدالرضا باقری، سیدحسین نعمتی صفحات 943-953
    کرفس کوهی (Kelussia odoratissima Mozaff.) از تیره چتریان از گونه های شناخته شده دارویی بومی مراتع ایران بوده که تاکنون وجود آن در سایر مناطق جهان گزارش نشده است. به دلیل برداشت بی رویه آن در اوایل دوره رویشی و زمان نسبتا زیاد مورد نیاز برای استقرار و تولید بذر، این گیاه فرصت تجدید حیات و تولید بذر را نداشته و به همین دلیل از گیاهان در معرض انقراض ایران محسوب می شود. پیشرفت های صورت گرفته در زمینه کشت بافت می توانند کارآیی بسیاری در تکثیر گیاهان در معرض خطر انقراض و همچنین افزایش توان ژنتیکی گیاهان دارویی داشته باشند. به منظور بررسی تاثیر تیمارهای هورمونی بر القای کالوس از گیاهچه های استریل ریزنمونه تهیه گردید. تیمارها شامل محیط کشت پایه MS به همراه سطوح مختلف هورمون [2-4-D (0/5، 1 و 2 یا a1، a2، a3) + Kin (0، 0/5 و 1 یا b1، b2، b3)] و محیط کشت پایه MS به همراه [NAA (0/5، 1 و 2 یا a4، a5، a6) + BA (0، 0/5 و 1 یا b4، b5، b6)] بود. پس از یک ماه میزان رشد، وزن و درصد کال زایی اندازه گیری و مقایسه شد. با در نظر گرفتن صفات فوق بیشترین اندازه کالوس (41/6 میلی متر) و بیشترین درصد کال زایی (93%) در غلظت [(mgl-0/15) Kin + (mgl-12) 2،4-D] و بیشترین وزن کالوس (0/1408 گرم) در غلظت [(mgl-11) NAA + (mgl-0/15) BA] بدست آمد. سپس به منظور بررسی کالوس ها در شرایط محیط مایع و ایجاد سوسپانسیون سلولی، ترکیب های هورمونی برگزیده [(2)2-4-D + (5/0) Kin] و [(2) NAA + (0/5) BA] در دو محیط MS و B5 با سه سطح آنتی اکسیدان (PVP، PVPP و PVP + PVPP) جمعا 12 تیمار در 4 هفته متوالی ارزیابی شدند. نتایج تفاوت معنی داری را در سطح 5% بین عوامل موثر بر وزن خشک سلول نشان داد، در حالی که این عوامل بر روی وزن تر تاثیر معنی داری نداشتند. بیشترین وزن تر و خشک مربوط به محیط B5 با PVP (0/1) به میزان 1/6940 گرم بود. وزن تر و خشک سلول در طی هفته های متوالی روند افزایشی را نشان داد.
    کلیدواژگان: القاء کالوس، Kelussia odoratissima Mozaff، کشت سلولی، ترکیب هورمونی
  • محمدعلی علیزاده، حامد خاموشی، علی اشرف جعفری، جهانفر دانشیان صفحات 954-964
    بذر 8 جمعیت بابونه از 3 گونه Anthemis pseudocotula Boiss.، A. tinctoria L. و A. triumfettii L. All. به صورت تک بوته در دو تاریخ اردیبهشت و تیر سال 1390 کشت گردید. طرح کرت های خرد شده با سه تکرار و منظور نمودن تاریخ کشت به عنوان فاکتور اصلی و جمعیت به عنوان فاکتور فرعی بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی مورد استفاده قرار گرفت. هر واحد آزمایشی 6 ردیف با فاصله 50 سانتی متر و 10 بوته در هر ردیف با فاصله 40 سانتی متر را شامل بود. در طول دوره رشد صفات طول و عرض تاج پوشش، ارتفاع گیاه، تعداد گل و عملکرد سرشاخه تر و خشک و درصد اسانس جمعیت های 3 گونه اندازه گیری شد. نتایج تجزیه واریانس داده ها نشان داد که تفاوت بین تاریخ های کشت (p < 0.05)، جمعیت ها و اثر متقابل جمعیت در تاریخ کشت معنی دار (p < 0.01) بود. مقایسه میانگین صفات نشان داد که گونه Anthemis pseudocotula از نظر صفات طول و عرض تاج پوشش، ارتفاع گیاه و تعداد گل نسبت به میانگین دو گونه دیگر برتری داشت. مقایسه میانگین بین جمعیت ها نشان داد که جمعیت 20172 (گلستان) در بیشتر صفات رویشی از گونه Anthemis pseudocotula از دو جمعیت 20137-گلستان و 20171-یزد برتر بود. ولی جمعیت های گونه Anthemis tinctoria از نظر صفات رویشی و زایشی تفاوت معنی داری نداشت. با محاسبه درجه حرارت تجمعی رشد روزانه بین گونه ها و جمعیت های آنها مشخص شد که درجه حرارت رشد روزانه گونه Anthemis pseudocotula کمتر از دو گونه دیگر بود، بنابر این زودتر از آنها به گل رفت. بازده یا درصد اسانس گونه A.tinctoria از نظر کمی بیشتر از بازده اسانس Anthemis triumfettii و Anthemis pseudocotula بود.
    کلیدواژگان: بابونه، تاریخ کشت، Anthemis pseudocotula Boiss، A. tinctoria L، A. triumfettii L. All
  • مرجان حشمتی، محمدرضا جلالی ندوشن، شهرزاد فخریه صفحات 965-976
    به منظور ارزیابی اثر عصاره آبی آلوئه ورا (Aloe vera L.) در حیات سلول های عصبی حرکتی، بیان گیرنده مرگ (P75NTR و نوروتروفینمنتج از مغز) BDNF مورد بررسی قرار گرفت. 24 موش بزرگ بالغ ماده نژاد اسپراگ داولی از انستیتو رازی تهیه شد. حیوانات به 4 گروه: 1- لامینکتومی (مهره 11-9 پشتی) و تزریق عصاره آبی آلوئه ورا، 2- لامینکتومی و تزریق عصاره آبی آلوئه ورا به همراه فشار بر نخاع، 3- لامینکتومی و تزریق سرم فیزیولوژی و 4- لامینکتومی و تزریق سرم فیزیولوژی به همراه اعمال فشار بر نخاع تقسیم شدند. تزریقات روزانه و داخل صفاقی به مدت 4 هفته انجام گردید. پس از گذشت 4 هفته موش ها کشته شدند. شمارش سلول های عصبی حرکتی نخاع و مورفومتری انجام شد. بیان گیرنده P75NTR و BDNF به روش ایمنوهیستوشیمیایی بررسی شد. نتایج مطالعات شمارش سلول های عصبی حرکتی نخاع و مورفومتری، حکایت از کاهش به همراه خونریزی و ایجاد حفره در لابه لای سلول های بافت نخاع بدنبال فشار مکانیکی داشت. عصاره آبی آلوئه ورا سبب کاهش مرگ سلول های عصبی حرکتی (p ≤ 0.05) به همراه افزایش بیان BDNF گردید (p ≤ 0.05)؛ باوجود افزایش بیان گیرنده P75NTR در گروه دوم، سبب کاهش معنی دار مرگ سلول های عصبی گردید (p ≤ 0.05) که می تواند ناشی از نقش دوگانه گیرنده و خواص متعدد و متنوع گیاه آلوئه ورا باشد. البته اثر ایمنو مدولاتوری نیز به گونه ای نقش متعدد آلوئه ورا و حیات یا مرگ سلول های عصبی در زمان های مختلف نقش دوگانه گیرنده P75NTR را همانند نتایج تحقیق حاضر مطرح می کند.
    کلیدواژگان: ضایعات مکانیکی طناب نخاع، عصاره آبی آلوئه ورا (Aloe vera L.)، گیرنده مرگ (P75NTR)، نوروتروفینمنتج از مغز (BDNF)
  • ساسان زندی اصفهان، فیروزه سقایی، عبدالله قاسمی پیربلوطی، احسان زندی اصفهان صفحات 977-984
    استفاده از داروهای ضددرد و ضدالتهاب در طب بالینی ضروری و اجتناب ناپذیر است. از طرف دیگر، مصرف روزافزون دارو های شیمیایی، عوارض جانبی متعددی را به همراه دارد که بعضا می تواند از خود بیماری خطرناک تر باشد؛ بنابراین تحقیق درباره خواص دارویی گیاهان برای کشف داروهایی با اثر مشابه و حتی بهتر از داروهای شیمیایی با عوارض جانبی کمتر از اهمیت بالایی برخوردار است. به همین منظور در این تحقیق از عصاره الکلی بخش های هوایی گیاه دارویی آویشن دنایی (Thymus daenensis Celak) استفاده شد. در این آزمایش از 75 سر موش سوری نر با وزن تقریبی30-20 گرم که در 15 گروه 5تایی تقسیم شدند، استفاده شد. روش بررسی شامل آزمون رایزینگ و فرمالین برای بررسی اثرات ضددرد و آزمون گزیلن برای بررسی اثرات ضدالتهاب بود. عصاره در دوزهای 400، 600 و 800 میلی گرم بر کیلوگرم مورد آزمایش قرار گرفت. از نرمال سالین به عنوان محلول خنثی و از داروی مورفین با دوز 10 میلی گرم بر کیلوگرم برای کنترل مثبت در آزمون درد و از دگزامتازون با دوز 10 میلی گرم بر کیلوگرم در آزمون التهاب استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS تجزیه و مقایسه میانگین ها با آزمون چنددامنه ای دانکن انجام شد. براساس نتایج بدست آمده، عصاره الکلی آویشن دنایی اثرات ضددردی را در آزمون رایزینگ نشان داد. همچنین، اثرات ضددردی گیاه، در فاز اول آزمون فرمالین معنی دار نبود ولی در فاز دوم معنی دار شد. به طوری که عصاره الکلی آویشن دنایی در دوز 800 میلی گرم بر کیلوگرم اثرات نسبی ضدالتهابی نشان داد. نتیجه کلی تحقیق حکایت از آن داشت که آثار ضددردی عصاره الکلی آویشن دنایی احتمالا ناشی از ترکیب های پارا-سایمن، بتا-کاریوفیلین، کارواکرول و به خصوص تیمول می باشد. البته تایید قطعی اثرات ضدالتهابی گیاه نیاز به افزایش دوز و بررسی اثرات ضدالتهابی از طریق آزمون های دیگر دارد.
    کلیدواژگان: آویشن دنایی (Thymus daenensis Celak)، درد، التهاب، موش سوری
  • یعقوب آقایی نوروزلو، محمدحسین میرجلیلی، وحیده ناظری، علیرضا مشرفی عراقی صفحات 985-998
    گیاه چای کوهی با نام علمی Stachys lavandulifolia Vahl. یکی از 34 گونه مختلف جنس Stachys است که در کشور ایران رویش طبیعی دارد. در این پژوهش پس از شناسایی رویشگاه های این گونه در چهار منطقه از استان آذربایجان غربی، دو منطقه از استان آذربایجان شرقی، یک منطقه از استان البرز و یک منطقه از استان کردستان، از هر رویشگاه ده نمونه کامل گیاهی در زمان گلدهی برای ارزیابی ریخت شناسی و سرشاخه های گلدار برای استخراج اسانس جمع آوری شد. مشخصات جغرافیایی و اقلیمی مربوط به هر رویشگاه یادداشت برداری گردید و از هر رویشگاه یک نمونه خاک برای ارزیابی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک نمونه گیری شد. خصوصیات رویشی و زایشی هر جمعیت به علاوه میزان اسانس گونه مورد مطالعه در هر رویشگاه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بدست آمده با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و SAS تجزیه آماری شد و همبستگی بین صفات ارزیابی شده و میزان اسانس تعیین گردید. تجزیه خوشه ای، صفات ارزیابی شده جمعیت های مورد مطالعه را در دو گروه مجزا قرار داد. جمعیت های جمع آوری شده از استان آذربایجان شرقی (عجب شیر و آذرشهر) در یک گروه و جمعیت های جمع آوری شده از استان های آذربایجان غربی، البرز و کردستان در گروهی دیگر قرار گرفتند. تفاوت این دو گروه در جدا شدن از هم را می توان به شرایط اقلیمی مختلف در این رویشگاه ها و سازگاری این گونه به شرایط مختلف محیطی در این رویشگاه ها نسبت داد. در نهایت جمعیت موجود در رویشگاه آذرشهر به دلیل داشتن خصوصیات رویشی و زایشی بهتر و بازده بالای تولید اسانس نسبت به جمعیت های دیگر می تواند در برنامه های به نژادی یا برای کشت و تولید مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: عوامل محیطی، صفات ریختی، اسانس، چای کوهی (Stachys lavandulifolia Vahl.)
  • علی اکبر زارع، محمدجعفر ملکوتی، حسین علی بهرامی، فاطمه سفیدکن، رضا شاه حسینی صفحات 999-1011
    به لیمو (Lippia citriodora H. B. et K.) از گیاهان دارویی ارزشمندی است که اسانس به عنوان عمده ترین ترکیب شیمیایی آن دارای ترکیب های موثره ای نظیر نرال و ژرانیال بوده و به صورت خام و فرآوری شده کاربرد وسیعی در صنایع دارویی، غذایی، آرایشی و بهداشتی دارد. در گیاهان دارویی تغذیه متناسب و بهینه با استفاده از نهاده های شیمیایی و زیستی تاثیر چشمگیری بر عملکرد و شاخص های فیتوشیمیایی مرتبط با عملکرد دارد. این پژوهش با هدف بررسی اثر مصرف متعادل کود (کوددهی براساس نتایج آزمون خاک) و پلیمر سوپرجاذب بر عملکرد و ترکیب های شیمیایی گیاه به لیمو در قالب بلوک های کامل تصادفی با هفت تیمار و سه تکرار بشرح: T1: بدون کوددهی (شاهد)، T2: کوددهی براساس عرف زارع، T3: کوددهی براساس مصرف متعادل کود یا همان تجزیه خاک، T4: کود زیستی، T5: تیمار دوم + کود زیستی، T6: تیمار سوم + کود زیستی و T7: تیمار سوم + کود زیستی + پلیمر سوپرجاذب در دانشگاه تربیت مدرس در شرایط گلخانه انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که بین تیمارها از لحاظ کلیه پارامترها در سطح 1% اختلاف معنی دار وجود داشت. کمترین و بیشترین عملکرد تر گیاه به ترتیب مربوط به تیمارهای شاهد (6410 کیلوگرم در هکتار) و تیمار مصرف متعادل کود + کود زیستی + پلیمر سوپرجاذب (15435 کیلوگرم در هکتار) بود. به همین روال حداقل و حداکثر عملکرد برگ خشک در تیمارهای شاهد (702 کیلوگرم در هکتار) و تیمار مصرف متعادل کود + کود زیستی + پلیمر سوپرجاذب (1503 کیلوگرم در هکتار) بدست آمد. البته کمترین و بیشترین میزان اسانس در تیمارهای شاهد (7/4 کیلوگرم در هکتار) و تیمار مصرف متعادل کود + کود زیستی (20/5 کیلوگرم در هکتار) حاصل شد. از نظر مجموع ترکیب های اصلی ژرانیال و نرال تیمارهای شاهد و مصرف متعادل کود + کود زیستی به ترتیب با کسب مقادیر 41/2% و 52/27%، کمترین و بیشترین میزان را به خود اختصاص دادند.
    کلیدواژگان: به لیمو (Lippia citriodora H. B. et K.)، مصرف متعادل کود، سوپرجاذب، عملکرد، اسانس، ترکیب ها
|
  • Z. Salimi, R. Headari, V. Nejati, A. Eskandary, Z. Ghasemi Pages 843-851
    Sumac is a shrub with a long history in traditional medicine and due to the phenolic compounds, it has been used as strong antioxidant in treatment of diseases. According to the importance of medicinal plants with the least side effects, in this study the aqueous extract of sumac (Rhus coriaria L.) was investigated to determine the antidiabetic effects. In this experiment, 30 adult male Wistar rats, with average weight of 180-230 g, were used, divided into 5 groups of 6 each. The rats in the control group were injected with physiological serum with the same volume of injection material. The rats in the second group were made diabetic by intraperitoneal injection of Alloxan monohydrate (120 mg/kgbw). In addition to the same treatment of the second group, the rats of third, fourth and fifth groups were orally treated by aqueous extract of sumac at 50, 100 and 250 mg/kgbw for four weeks. Blood glucose level was measured at the start of treatment and at the end of the second and fourth weeks. At the end of 28 days, rats were bled from the heart and total cholesterol, triglycerides, serum LDL-C and HDL-C were measured.Treatment with extract of sumac resulted in a significant reduction in blood glucose, triglyceride, cholesterol and serum LDL-C in comparison to diabetic group (p<0.05). Changes in serum HDL-C in the groups treated with the extract were not significant compared to diabetic group. Results showed that the aqueous extract of sumac in an experimental model of diabetes mellitus in rats caused appropriate changes in the level of blood glucose and serum lipids.
    Keywords: Rhus coriaria L, glucose, lipids, diabetes mellitus, rat
  • F. Rahimi Malekshan, A. Tavakoli, M. Rastgoo, M.R. Azimi Pages 852-860
    Safflower (Carthamus tinctorius L.), adapted to arid and semi arid regions, is grown for seed and petal production. This research, conducted at Research Farm of Zanjan University, was aimed to select the best genotype for seed and petal production using a factorial experiment in a randomized complete block design with three replications. The first factor included the harvesting time of petals at two levels including petal harvesting in the beginning of the flowering and petal harvesting after pollination and petals wilting. The second factor included different genotypes of safflower at five levels (Goldasht, Sina, Zendehrod, MEC88, and MEC59). The traits investigated in this study included number of petals per plant, number of seeds per petal, 1000-seed weight, seed and petal yield and petals color. According to the obtained results, the highest seed and petal yield were obtained for MEC88 genotype; however, its petals were pale yellow and not suitable for petal production. The harvesting time of petals had no significant effects on seed yield but delayed harvesting of petals caused to the reduction of petal yield. Number of capitol per plant showed a positive and significant correlation with seed and petals yield. Among the studied genotypes, Zendehrod cultivar is very suitable for dual-purpose cultivation and Goldasht cultivar is suitable for petal production due to the dark red petals.
    Keywords: Petals yield, petal color, seed yield, safflower (Carthamus tinctorius L.)
  • M. Yousefi, V. Nazeri, M. Mirza Pages 861-878
    In this study, 12 populations of Salvia leriifolia Benth. were collected to investigate the effects of environmental factors on the quantity and quality of essential oil. Oil was extracted using hydrodistillation based on the British Pharmacopoeia method. Chemical compositions of essential oils were detected using the GC-FID and GC-MS techniques. The influence of environmental factors on essential oil and chemical composition was analyzed using canonical correlation by SAS v. 9.1. Results showed that the average yield of essential oil were between 0.69-1.5% (v/w) for Tabas Sabzevar and Bajestan, respectively. Twenty-two compounds were identified, among which the concentration of juniper camphor (12.0-39.9%), 1,8-cineole (3.6-21%), β-pinene (8.7-18.1%) and α-pinene (4.4-10%) was high. Canonical correlation analysis among eight morphological traits and nine chemical properties revealed that the first six canonical variables had a significant canonical correlation. Canonical correlation coefficients of the first variable showed that high levels of α-pinene and β-pinene and low percentage of δ-cadinole had a direct and positive relationship with low amounts of soil calcium and potassium. In other words, the cultivation of S. leriifolia in soils rich in calcium and potassium increases δ-cadinole and α-pinene content and decreases β-pinene content in the essential oil.
    Keywords: Salvia leriifolia Benth, environmental factors, chemical properties, canonical correlation analysis
  • B. Mirshekari Pages 879-888
    In order to evaluate the effect of seed priming with iron and boron on germination parameters and yield of marigold (Calendula officinalis L.), laboratory and field experiments were conducted in Islamic Azad University, Tabriz Branch, with three replications in 2011. The studied treatments were the seed priming with iron and boron at concentrations of 0.5%, 1%, 1.5% and 2%, distilled water as control and two combined treatments of Fe1.5%+B1% and Fe2%+B1%. Results revealed that seed priming with Fe 1% and 1.5% and B, alone or in the combined treatments, improved the seed germination speed of marigold as comared to the control. The seedling vigor index of primed seeds in Fe 1.5% solution increased up to 2.3. In the seeds primed with boric acid, the seedling vigor index was limited when the concentration of B in solution increased more than 1%. Dry flower yield in treatments of Fe1.5%+B1%, Fe1.5%, Fe2% and Fe2%+B1% were 39%, 34%, 24% and 28% more than control, respectively. Essential oil values among treatments ranged from 0.1 mL m-2 in B1.5% and B1% to 0.27 mL m-2 in Fe1.5%+B1%. Lower essential oil yield was obtained for the treatment of Fe2%+B1% (0.14 mL m-2) compared to B1.5% and B1%. Our results clearly showed that seed priming with iron and boron could be recommended as a method for improvement of essential oil yield in marigold.
    Keywords: Boric acid, yield improvement, seedling vigor index, solution
  • M. Pouryousef Pages 889-897
    To study the changes of yield and essential oil of fennel (Foeniculum vulgare Mill.) under drought stress condition and different harvesting times, a field experiment was conducted at College of Agriculture, University of Zanjan in the spring of 2011. The experiment was conducted as a split plot based on complete randomized block design with three replications. In this study, the effects of water stress in three levels including control, drought stress at flowering and grain filling stages were assigned to the main plots and three harvesting times including harvest at soft dough (58% moisture content of grain), hard dough (37% moisture content of grain) and maturity stages (16 % moisture content of grain) were assigned to the sub plots. Results showed that the effect of drought stress on grain and essential oil yield, grain essential oil content, 1000-grain weight, number of umbellet in umbrella, number of grain in umbellet, number of grain in umbrella was significant (p ≤ 0.05). Majority of mentioned traits decreased significantly (p ≤ 0.05) under drought stress condition. Therefore, the highest grain yield (1436.63 kg/ha) and essential oil yield (34.54 kg/ha) were obtained in control treatment (full irrigation) and the lowest amounts of mentioned traits were obtained in drought stress at grain filling stage. According to the obtained results, the effect of harvest time on grain and essential oil yield, grain essential oil content, 1000-grain weight, number of grain in umbellet and number of grain in umbrella, was significant (p≤0.01). Therefore, the highest and lowest grain yield (1425.75 and 784.81 kg/ha) was obtained in hard dough and maturity stages, respectively. In addition, the highest essential oil yield (33.97 kg/ha) was obtained in hard dough stage but there was no significant difference about essential oil yield between hard dough and maturity stages. It can be concluded that the fennel plant is sensitive to drought stress at reproductive growth stages and the quantity and quality of fennel yield can be affected by harvest time.
    Keywords: Fennel (Foeniculum vulgare Mill.), drought stress, grain yield, yield components
  • M. Movaghari, H. Arzani, A. Tavili, H. Azarnivand, M. Saravi, M. Farahpoor Pages 898-914
    Due to the lack of sufficient knowledge on rangeland suitability, rangelands are utilized intensely to provide livestock products and therefore other aspects of utilization have been ignored. However, Iran with more than 8000 plant species is one the world's richest plant communities so that medicinal plants comprise much of this rich flora. Due to the high species diversity, Lasem Watershed has a great potential in the field of medicinal plants. This research was aimed to determine the suitability of medicinal plants in the mentioned watershed. The final suitability map of medicinal plants was prepared by combining vegetation and environmental factors in GIS environment. Sampling was performed randomly within the vegetation types using two 100-m perpendicular transects to measure vegetative characteristics including the frequency, canopy cover percentage, composition and production of medicinal species in 1-m2 plots. According to the obtained results, around 10.6% of the study area (1071.4 ha) was in good suitability class (S1), 28.1% (2841 ha) in fair suitability class (S2), 41.5% (4193.5 ha) in poor suitability class (S3), and 20% of the study area (2006.8 ha) was classified as non-suitable (N). Generally, production economic index was identified as the most important factor, reducing the rangeland suitability of Lasem watershed. In addition, due to the topographic conditions of the region, slope plays a significant role in reducing rangeland suitability.
    Keywords: Rangeland suitability, Medicinal plants, GIS, FAO method, Lasem watershed
  • S. Bazari Moghaddam, M. Sharif Rohani, I. Sharifpour, Z. Pajand, J. Jalilpour, M. Masoumzadeh Pages 915-922
    Today, the importance of using herbal drugs for campaigning against infectious and non infectious diseases is completely obvious and the need to replace them with chemical ones, particularly in the aquaculture industry, seems essential.This study was carried out to determine thelethal concentration (LC96h) of hydroalcoholic extract of garlic (Allium sativum L.) in Persian sturgeon (Acipenser persicus) fingerlings. Fingerlings were 3.22±0.51g in weight. In order to study the effects of these extracts, 240 fingerlings were selected in seven treatments and one control group with three replications for each treatment. During the experiment, all water physicochemical parameters including the temperature, dissolved oxygen, pH, nitrite, nitrate, ammonium, electric conductivity and water hardness were measured. This experiment was carried out according to O.E.C.D method within 96h. In this regard, the linear regression equation was drawn using probit analysis, and then different values of lethal concentrations were estimated. In this survey, according to probit analysis, the LC10, LC50 and LC90 of hydroalcoholic extract of Allium sativum were recorded to be 909.91, 1279.97, 1800.52 mg/l, respectively. The results of microscopic histology of gill samples in different treatments revealed some damages such as hyperemia, hyperplasia, elongation of secondary lamellae, cell necrosis and adhesion of secondary lamellae.
    Keywords: Hydroalcoholic extract, Allium sativum L, Persian sturgeon, lethal concentration, gill
  • E. Sharifi Ashoorabadi, H. Rouhipour, M.H. Assareh, S.R. Tabei Aghdaei, M.H. Lebaschy, B. Naderi Pages 923-931
    In order to investigate of water requirement in Rosa damascene Mill., an experiment was carried out in the Alborz Research Center in 2012. The lysimeters with drainage system were used for Rosa damascene (adult plant), Medicago sativa (reference plant) and control group (only soil). For each lysimeter, the soil moisture content was measured by weighting method before and after applying irrigation treatments based on the field capacity. The amount of water requirement and run-off were measured in each lysimeter. The evapotranspiration of Rosa damascene (ETc) and reference plant (ETo) was estimated by lysimeter. The plant coefficient of Rosa damascene (Kc) was calculated by ETc/ETo ratio. In order to comparison of lysimeter data with indirect methods, the Blaney Criddle and Penman-Monteith methods (corrected by FAO) were used to determine the evapotranspiration in reference plant. According to the obtained results, WUE and ETo in Rosa damascene were calculated to be 2.18 and 46.0, respectively. The evapotarnspiration of Rosa damascene after 820 GDD in full flowering, was 111 mm. The ETc after 3740 GDD in the late stage was estimated to be 1147 mm. The evapotarnspiration of reference plants, after 3833 GDD, in lysimeter, Blaney Criddle and Penman-Monteith methods were 1247, 1392 and 1160 mm, respectively. Based on results, a similar estimation of ETo content was obtained by lysimetr and computational methods.
    Keywords: Medicinal plants, Rosa damascena, Water requirement, Kc coefficient, lysimeter, Modelling in ETo
  • Gh.H. Talaei, M. Amini Dehaghi Pages 932-942
    In order to study the effects of biological and chemical fertilizers on yield and yield components of cumin (Cuminum cyminum L.), an experiment was conducted in Shahed University in 2011.The factors included biological phosphorus at two levels (inoculated and non-inoculated), chemical phosphorus at three levels (0, 40, 80 kg.ha-1 P2O5 from triple super phosphate), biological nitrogen with trade name Nitroxin (inoculated and non- inoculated), and chemical nitrogen at three levels (0, 25, 50 kg.ha-1 N from urea). Experimental treatments were arranged in a RCBD in a factorial arrangement with three replications. In this experiment, number of umbels per plant, number of seeds per umbel, 1000 seeds weight, plant height, seed yield, biological yield, harvest index (HI), essential oil percentage and essential oil yield were measured. According to the obtained results, significant differences were found among fertilizer treatments for number of umbels per plant, number of seeds per umbel, biological yield, seed yield, harvest index (HI), and essential oil yield (p<0.01). Results showed that the maximum number of umbels per plant (29.73 number), number of seeds per umbel (11.1 number), biological yield (245 g.m-2), seed yield (101.3 g.m-2), harvest index (47.22%) and essential oil yield (2.96 g.m-2) were obtained by applying 40 kg/ha-1 triple super phosphate, biological phosphorus, 25 kg.ha-1 N and biological nitrogen. The minimum values were recorded for control group.
    Keywords: Cumin (Cuminum cyminum L.), essential oil yield, biofertilizer, chemical fertilizer
  • L. Razeghi, M. Azizi, S.M. Ziaratnia, A.R. Bagheri, S.H. Nemati Pages 943-953
    K. odoratissima Mozaff., belonging to the Apiaceae family, is a known medicinal and forage species, endemic to Iran. It has not been reported in other regions of the world. Due to the excessive harvesting in the early period of growth and the relatively high time required for the establishment and seed production, this species does not have the opportunity to revitalize and seed production and for this reason, it is considered as one of the endangered species of Iran. Advances in tissue culture can be most effective in propagation of endangered plants as well as increasing the genetic potential of medicinal plants. To study the effect hormonal treatments on callus induction sterile seedling explants were prepared. Treatments included MS basal medium along with different hormonal levels (2,4-D (0.5, 1 and 2 mg/l) or a1, a2, a3 + Kin (0, 0.5 and 1 mg/l) or b1, b2, b3) and Ms basal medium with (NAA (0.5, 1 and 2 mg/l) or a4, a5, a6 + BA (0, 0.5 and 1 mg/l) or b4, b5, b6). After a month, growth (size), weight and callus induction percentage were measured and compared. Considering the above traits, the maximum size of callus (6.41mm) and the most callus induction percentage (93%) were obtained at 2,4-D (2mgl-1)+kin (0.5mgl-1) while the highest callus weight was obtained at NAA (1mgl-1) + BA (0.5mgl-1).Combined hormones (2mg/l 2,4-D + 0.5 mg/l kin) and (2mg/l NAA + 0.5mg/l BA) in two media, MS and B5, along with three antioxidants (PVP, PVPP and PVP + PVPP), totally 12 treatments, were evaluated within four consecutive weeks under broth condition and cell suspension establishment. According to the results, significant differences were found (p< 0.05) among the factors affecting cell dry weight while these factors had no significant effect on fresh weight. The highest fresh and dry weights were obtained at B5 medium with PVP (0.1) (1.6940 gr). Fresh and dry weight of cells showed an increasing trend during the consecutive weeks.
    Keywords: Callus induction, Kelussia odoratissima Mozaff, cell suspension culture, media composition
  • M.A. Alizadeh, H. Khamushi, A.A. Jafari, J. Daneshian Pages 954-964
    Seeds of eight populations of Anthemis pseudocotula Boiss., A. tinctoria L. and A. triumfettiiL. were cultivated as single plant by using three replicated split plot design for planting date as main factor and the populations of three species as minor factor on the basis of randomized block design on two dates (May, and July). The study was conducted at Alborz Research Station in 2011. Each experimental unit included six rows with a distance of 50 cm and 10 plants per row, with a distance of 40 cm. During the growth period, the traits of crown length and width, plant height, number of flowers, fresh and dry weight were evaluated for the populations of three species. Analysis of variance showed that there were significant differences between two dates of cultivation (p<0.05), as well as among populations and their interaction effects (p<0.01) for all traits. Mean comparison of traits showed that crown length and width, plant height, number of flowers, fresh and dry weight of Anthemis pseudocotula were higher as compared to Anthemistinctoria and A. triumfettii. According to the obtained results, the vegetative and generative traits of Anthemis pseudocotula from 20172-Golestan population were superior as compared to other populations. However, no significant differences were found for the populations of Anthemis tinctoria. Our results clearly showed that Anthemis pseudocotula had lower GDD as compared to other species and flowered earlier. The percentage of essential oil ofAnthemis tinctoria was higher thanthat ofAnthemis pseudocotulaandAnthemistriumfettii.
    Keywords: Chamomile, cultivation date, Anthemis pseudocotula Boiss, A. tinctoria L, A. triumfettii L
  • M. Heshmati, M.R. Jalali Nadoushan, Sh. Fakhrieh Pages 965-976
    This research was aimed to evaluate the effects of aqueous extract of Aloe vera L., on motoneuron survival, P75NTR and BDNF expression. Twenty-Four Sprague-Dawley rats were obtained from Razi Institute. They were divided into four groups:1-laminectomy ((T9-T11 vertebra)+injection of Aloe vera extract. 2- laminectomy+injection Aloe vera extract+compression. 3- laminectomy+injection of saline normal. 4- laminectomy+injection of normal saline + compression. Intraprituneal injection continued for four weeks. After four weeks, they were sacrificed. Spinal cord motoneurons were counted and their morphometry was studied. Expression P75NTR and BDNF were analyzed by immunohistochemistry. Results showed that compression caused motoneurons reduction with hematoma among the cells and in cavitation. The aqueous extract of Aloe vera caused to decrease the motoneurons death and increase the BDNF expression (p ≤ 0.05). In the second group, despite increasing expression of P75NTR, motoneuron death decreased significantly (p ≤ 0.05) which may be due to the dual role of the receptor or various properties of Aloe vera. The immunomodulatory effect of Aloe vera and multiple action of P75 in survival or motoneuron death in different times of life were confirmed in this research.
    Keywords: Mechanical spinal cord injury, aquae extract of Aloe vera L, P75NTR receptor, BDNF
  • S. Zandi Esfahan, F. Saghaei, A. Ghasemi Pirbalooti, E. Zandi Esfahan Pages 977-984
    The use of analgesic and anti-inflammatory medications is indispensable in clinical medicine. On the other hand, the increasing use of chemical drugs has several side effects that can sometimes be more dangerous than the disease itself. Therefore, research on the medicinal properties of plants to explore the effects of drugs with similar or even better than chemical drugs with fewer side effects is of great importance. In this research, analgesic and anti-inflammatory effects of Thymus daenensis Celak were investigated. For this purpose, 75 male mice weighing approximately 20-30 g were divided into 15 groups of 5 mice each. Writhing and formalin tests were applied to study analgesic effects and Xylene test was used to examine the anti-inflammatory effects. Extract at doses of 400, 600 and 800 mg/kg was tested. Saline solution and morphine (10 mg/Kg) were used in analgesic experiment and dexamethasone (10 mg/ kg) was used for anti-inflammatory experiment as positive group. Data were analyzed by SPSS software and mean comparisons were performed by Duncan’s Multiple Range Tests. According to the results, ethanolic extract of Thymus daenensis showed analgesic effects in Writhing test. Analgesic effects were not significant in the first phase of formalin test but it was significant in the second phase. Ethanolic extract of Thymus daenensis showed antiinflammatory effects at dose of 800 mg/kg-1. The conclusion is that analgesic effects of ethanolic extract of Thymus daenensis probably are caused by para cymene, -β-caryophyllene, carvacrol and especially thymol. Increasing doses and study on anti-inflammatory effects through other tests are needed for final confirmation of anti-inflammatory effects of Thymus daenensis.
    Keywords: Thymus daenensis Celak, pain, inflammation, mice
  • Y. Aghaei Noroozloo, M.H. Mirjalili, V. Nazeri, A.R. Moshrefi Araghi Pages 985-998
    Stachys lavandulifoliaVahl. is one of the 34 species of the genus Stachys, growing naturally in Iran. In this study, the natural habitats of Stachys lavavandulifolia were identified in different regions of Alborz, Kurdistan, West Azarbaijan and East Azarbaijan. Ten complete plants were collected from eight localities in order to study and evaluate morphological traits. Flowering stems were used to investigate essential oil quantitatively. Data of locations and vegetative and reproductive characters of each population were recorded and the amount of essential oil of each location was measured. Results were analyzed using cluster analysis method with SPSS and SAS softwares and the correlation between evaluated traits and essential oil productivity was determined.The traits evaluated in the populations were classified in two distinct groups by cluster analysis. Populations collected from Alborz (Gachsar), Kurdistan (Saqez) and West Azarbaijan (Manbar, Baba nazar, Chahar tagh and Damerchi) were classified in same group and populations from East Azarbaijan (Azarshahr and Ajabshiri) were classified in a separate group. Differences between these two groups may be due to the different climates in the habitats and adaptation of this species to different environmental factors. As a result, Azarshar population, due to having better vegetative and reproductive traits and high essential oil yield as compared to other populations could be taken into consideration for breeding programs or for cultivation and production.
    Keywords: Ecological factors, morphological triats, essential oil, Stachys lavandulifolia Vahl
  • A.A. Zarea, M.J. Malakouti, H.A. Bahrami, F. Sefidkon, R. Shahhosseini Pages 999-1011
    Lippia citriodora H. B. et K. is a valuable medicinal plant whose extract, as its main chemical composition, has active components such as Geranial and Limonene widely used in pharmaceutical, food, cosmetic and health industries. In medicinal plants, balanced fertilization using chemical and biological inputs has great effect on yield and phytochemicals related to yield production. This study was conducted in the greenhouse of Tarbiat Modares University. In this experiment, seven treatments were performed in a completely randomized block design with three replications. The aim of this study was to investigate the effects of balanced fertilization and super-absorbent polymer on the chemical components and yield of Lippia citriodora. After planting and harvesting operations and growth performance measurements, essential oil was dehydrated by distilled water method using Clevenger and Sodium sulfate. Using gas chromatography and gas chromatography connected to spectrum, 15 compounds were determined in essential oil, consisting more than 90% of essential oil components. Results showed that there was a significant difference among treatments (p< 0.01). The lowest and highest fresh yield were related to control (6410 kg.ha-1) and balanced fertilization + bio-fertilizer + super-absorbent polymer (15435 kg. ha-1) treatments, respectively. The lowest and highest dry leaf yield were obtained in control (702 kg.ha-1) and balanced fertilization + bio-fertilizer + super-absorbent polymer (1503 kg. ha-1) treatments, respectively. The lowest and highest essential oil content was achieved in control (7.4 kg.ha-1) and balanced fertilization + bio-fertilizer + super-absorbent polymer (20.5 kg.ha-1) treatments, respectively. In terms of overall essential oil components, the minimum and maximum contents of Neral and Geranial were obtained in control and balanced fertilization treatments with 41.2% and 52.27%, respectively.
    Keywords: Lippia citriodora H. B. et K, balanced fertilization, super, absorbent polymer, yield, essential oil, components