فهرست مطالب

پژوهشهای تولیدات دامی - پیاپی 10 (پاییز و زمستان 1393)
  • پیاپی 10 (پاییز و زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/12/15
  • تعداد عناوین: 15
|
  • فریبرز خواجعلی، اعظم یوسفی، حسین حسن پور صفحات 1-12
    آزمایشی به منظور بررسی تاثیر مکمل خوراکی ال-کارنیتین بر فراسنجه های مرتبط با الکتروکاردیوگرام جوجه های گوشتی پرورش یافته در منطقه ای مرتفع (2100 متر) صورت گرفت. تعداد 192 قطعه جوجه خروس گوشتی یک روزه (سویه کاب 500) از یک جمعیت 300 تایی انتخاب و بین چهار تیمار با چهار تکرار 12 قطعه ای توزیع گردیدند. جوجه ها تا سن 42 روزگی روی بستر پرورش یافتند. تیمارهای آزمایشی شامل 4 سطح مکمل ال-کارنیتین بود. تیمار شاهد یک جیره پایه طبق توصیه انجمن ملی تحقیقات آمریکا (1994) دریافت کرد و تیمارهای دوم، سوم و چهارم جیره پایه را به ترتیب همراه با 50، 100 و ppm 150 ال-کارنیتین خوراکی دریافت کردند. نتایج نشان داد دامنه موجS، که نشانه هایپرتروفی بطن راست می باشد، در گروه دریافت کنندهppm 50 در اشتقاق II به طور معنی دار نسبت به گروه کنترل کاهش یافت، همچنین کاهش معنی دار دامنه این موج در گروه های دریافت کننده ال-کارنیتین نسبت به گروه کنترل در اشتقاق های III و aVF مشاهده می شود. دامنه موج R در اشتقاق II تفاوت معنی داری بین گروه های آزمایشی نشان نداد. همچنین از نظر دامنه موج T در بین گروه های آزمایشی در تمامی اشتقاق ها تفاوت معنی داری مشاهده نشد. نسبت وزن بطن راست به کل بطن ها که نشان دهنده هایپرتروفی بطن راست قلب می باشد، در گروه دریافت کنندهppm 50 ال-کارنیتین کاهش معنی داری نسبت به گروه شاهد نشان داد. نتیجه کلی این آزمایش نشان داد، ال-کارنیتین باعث پیشگیری از هایپرتروفی بطن راست می شود (05/0 P<) که در الکتروکاردیوگرام به شکل کاهش دامنه موج Sاثر خود را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: جوجه گوشتی، امواج الکتروکاردیوگرام، فشارخون ریوی، کارنیتین
  • علی اصغر ساکی، مرتضی حقی، عنایت رحمت نژاد صفحات 13-25
    این آزمایش جهت بررسی اثرات سطوح مختلف پروتئین (13 و 15 درصد) و متیونین (25/0، 30/0 و 35/0 درصد) بر عملکرد و شاخص های کیفی تخم مرغ در اواخر دوره تخم گذاری در مرغان تخم گذار انجام شد. تعداد 96 قطعه مرغ تخم گذار لگهورن سویه 36 W- با سن 80 هفته در یک آزمایش فاکتوریل 3×2 در قالب طرح کاملا تصادفی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج آزمایش نشان داد که با افزایش سطح متیونین بطور معنی داری درصد تولید و وزن تخم مرغ افزایش یافت (05/0 p<). سطوح مختلف پروتئین تاثیرمعنی داری بر درصد تولید و وزن تخم مرغ نداشت. اثر تیمار بر درصد تولید و وزن تخم مرغ معنی دار بود (05/0 p<)، به طوری که پرندگان تغذیه شده با جیره حاوی 15 درصد پروتئین و 35/0 درصد متیونین بیشترین درصد تولید و وزن تخم مرغ را داشتند. تیمارهای آزمایشی بر پارامترهای دیگر (درصد تخم مرغ شکسته و لمبه، شاخص های زرده و سفیده، سطح تخم مرغ، نسبت وزن به سطح تخم مرغ، رنگ زرده، واحد هاو، محتوی تخم مرغ و شاخص شکل تخم مرغ) اثر معنی دار نداشتند. می توان نتیجه گرفت که بهترین سطوح پروتئین و متیونین برای تولید تخم مرغ در اواخر دوره تخم گذاری در مرغان تخم گذار به ترتیب 15 و 35/0 درصد می باشد.
    کلیدواژگان: پروتئین، متیونین، تولید، کیفیت تخم مرغ
  • بهمن نویدشاد، فرزاد میرزایی آقجه قشلاق صفحات 26-43
    هدف از انجام این آزمایش بررسی اثرات اسید لینولئیک کنژوگه شده (CLA) و روغن ماهی کیلکا (غنی از اسیدهای چرب n-3) بر صفات تولیدی و اسیدهای چرب بافت های گوشت سینه و ران جوجه های گوشتی سویه راس 308 بود. جیره های آزمایشی حاوی 7% روغن ماهی یا مکمل LUTA CLA60 و یا مخلوط 5/3% روغن ماهی + 5/3% LUTA CLA60 بودند. نتایج این آزمایش نشان داد که غنی سازی گوشت جوجه های گوشتی با CLA و روغن ماهی کیلکا غنی از اسیدهای چرب n-3 امکان پذیر است. جیره های حاوی 7% روغن ماهی یا 7% مکمل LUTA CLA60 بطور نامطلوبی سرعت رشد و صفات لاشه پرنده های آزمایشی را تحت تاثیر قرار دارند. جوجه های تغذیه شده با جیره حاوی مخلوط 5/3% روغن ماهی + 5/3% مکمل LUTA CLA60 از صفات تولیدی قابل قبولی برخوردار بوده و همچنین سطوح قابل توجهی از هر دو ترکیبات ارزشمند CLA و اسیدهای چرب n-3 را ذخیره نمودند. به نظر می رسد که پروسه غنی سازی در بافت ران موثرتر از بافت سینه بوده است. بر اساس مشاهدات تحقیق حاضر، استفاده از مکمل CLA باعث افزایش غلظت CLA بافتهای سینه و ران به ترتیب در دامنه 163-161 و 219-207 میلی گرم در هر 100 گرم گوشت شد. این بدان معنی است که یک وعده 250 گرمی از گوشت مرغ غنی سازی شده بدین ترتیب حدودا 25% از نیاز CLA روزانه یک انسان بالغ را تامین خواهد نمود که این میزان به مراتب بالاتر از مقادیر CLA است که بطور معمول در گوشت مرغ یافت می شود.
    کلیدواژگان: اسید لینولئیک کنژوگه، روغن ماهی، غنی سازی گوشت، جوجه های گوشتی
  • محمد کاکه باوه، حمیدرضا طاهری، محمدطاهر هرکی نژاد صفحات 44-56
    این آزمایش به منظور بررسی استفاده از پروبیوتیک، پر بیوتیک و سینبیوتیک بر صفات عملکرد و جمعیت لاکتوباسیلوس ها در دستگاه گوارش جوجه های گوشتی انجام گردید، تعداد 630 قطعه جوجه گوشتی نر یک روزه سویه راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی با 7 تیمار و 6 تکرار و 15 قطعه در هر تکرار از سن 1 تا 42 روزگی پرورش داده شد. جیره های آزمایشی شامل 1) جیره شاهد (جیره پایه فاقد مکمل افزودنی)، 2) جیره پایه + پروبیوتیک پریمالاک، 3) جیره پایه + پربیوتیک تکنوموس، 4) جیره پایه + پر بیوتیک فرمکتو، 5) جیره پایه + پریمالاک + تکنوموس، 6) جیره پایه + پریمالاک + فرمکتو و 7) جیره پایه + سین بیوتیک بیومین ایمبو بودند. فراسنجه های مورد اندازه گیری شامل: خوراک مصرفی، افزایش وزن بدن، ضریب تبدیل خوراک، جمعیت لاکتوباسیلوس در ایلئوم و سکوم جوجه های گوشتی بودند. نتایج نشان داد که در مرحله آغازین تیمار حاوی پریمالاک+ فرمکتو بیشترین افزایش وزن را در بین تیمار های آزمایشی موجب شدند و اختلاف آن با گروه شاهد معنی دار بود (05/0 P<). مصرف خوراک در هیچ یک از دوره های آزمایشی تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی حاوی مکمل های افزودنی قرار نگرفت (05/0 P>). در دوره آغازین، تیمارهای حاوی پریمالاک+ فرمکتو و سین بیوتیک بیومین و همچنین در دوره رشد و کل دوره پرورشی تیمار تلفیقی پریمالاک+ فرمکتو موجب بهبود معنی دار ضریب تبدیل خوراک در مقایسه با گروه شاهد شدند (05/0 P<). از نظر شمارش جمعیت لاکتوباسیل ها، در سن 23 روزگی، تیمارهای حاوی پر بیوتیک فرمکتو و مجموع پریمالاک + فرمکتو موجب افزایش معنی دار جمعیت لاکتوباسیل در ایلئوم در مقایسه با شاهد شدند. در سن 42 روزگی، تیمارهای ترکیبی حاوی پروبیوتیک + پر بیوتیک و سینبیوتیک بیومین موجب افزایش معنی دار شمار لاکتوباسیل ها در سکوم نسبت به گروه شاهد شدند. به طور کلی نتایج این آزمایش نشان داد که استفاده از ترکیب پروبیوتیک + پر بیوتیک ممکن است موجب بهبود عملکرد و افزایش جمعیت لاکتوباسیل ها در دستگاه گوارش جوجه های گوشتی شود.
    کلیدواژگان: پروبیوتیک، بیوتیک، سین بیوتیک، عملکرد، لاکتوباسیلوس، جوجه های گوشتی
  • اکبر یعقوبفر، سید داود شریفی، گلستان گلستانی میلانو صفحات 57-68
    این آزمایش به منظور بررسی اثر مکمل آنزیمی ناتوزایم پلاس در جیره های غذایی حاوی گندم و کنجاله کلزا بر میزان انرژی قابل سوخت و ساز، قابلیت هضم پروتئین جیره و ویسکوزیته محتویات دستگاه گوارش جوجه های گوشتی انجام شد. به همین منظور از 72 قطعه جوجه ی گوشتی سویه تجاری آربراکرز در قالب طرح کاملا تصادفی با شش تیمار و سه تکرار در دو دوره آغازین (21-1 روزگی) و رشد (42-22 روزگی) استفاده شدند. جیره های آزمایشی عبارت بودند از: 1- جیره بر پایه ذرت و کنجاله سویا (شاهد)، 2- جیره حاوی 30 درصد گندم و 3- جیره حاوی 30 درصد گندم+10 درصد کنجاله کلزا، با افزودن ناتوزایم به مقدار 350 گرم در تن به جیره های مذکور در مجموع شش تیمار منظور شد. نتایج نشان داد که با افزودن آنزیم به جیره های حاوی گندم و کنجاله کلزا، نسبت بازده مصرف پروتئین و انرژی را به طور معنی داری بهبود یافت. آنزیم ناتوزیم پلاس سبب کاهش ویسکوزیته محتویات دستگاه گوارش و بهبود انرژی زایی و قابلیت هضم پروتئین دانه گندم و کنجاله کلزا و همچنین جیره های آزمایشی شد. نتایج این آزمایش نشان داد که استفاده از مولتی آنزیم ناتوزیم پلاس در جیره های حاوی دانه گندم و کنجاله کلزا، انرژی زایی و قابلیت هضم پروتئین و در نتیجه بازده استفاده از انرژی قابل سوخت و ساز و پروتئین جیره را بهبود می بخشد. استفاده از این آنزیم در جیره های حاوی گندم و کنجاله کلزا توصیه می شود.
    کلیدواژگان: آنزیم ناتوزیم پلاس، گندم، کنجاله کلزا، انرژی قابل متابولیسم، بازده انرژی و پروتئین
  • مهدی گنج خانلو، امین هژبری، ابوالفضل زالی، علی امامی، امیر اکبری افجانی صفحات 69-83
    در این پژوهش اثر روغن ماهی و عصاره آویشن بر قابلیت هضم ظاهری ماده خشک، ماده آلی و مواد مغذی، فعالیت جویدن و فراسنجه های شکمبه ای بزغاله های مهابادی مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور 28 راس بزغاله نژاد مهابادی 4 تا 5 ماهه با میانگین وزن اولیه 8/2 ± 8/17 کیلوگرم به طور تصادفی با یکی از 4 جیره: 1) شاهد، 2) مکمل شده با آویشن (2/0 درصد عصاره)، 3) مکمل شده با روغن ماهی (2 درصد) و 4) مکمل شده با روغن ماهی (2درصد) + آویشن (2/0 درصد عصاره) به صورت انفرادی و به مدت 94روز تغذیه شدند. روغن ماهی قابلیت هضم ظاهری چربی خام را افزایش (05/0= P) و قابلیت هضم ظاهری الیاف نامحلول در شوینده خنثی را کاهش داد (01/0= P). غلظت نیتروژن آمونیاکی شکمبه با مصرف آویشن کاهش یافت (05/0= P). افزودن آویشن به جیره سبب افزایش غلظت استات (09/0= P) و افزایش نسبت استات به پروپیونات (07/0= P) در شکمبه شد. تعداد پروتوزوآی شکمبه به طور معنی داری در تیمار آویشن و تیمار روغن ماهی در مقایسه با تیمار شاهد کاهش یافت (05/0= P). مدت زمان مصرف خوراک (دقیقه در روز) به وسیله تیمارها تغییر نکرد، اما مدت زمان نشخوار توسط تیمار آویشن به طور معنی داری کاهش یافت (05/0= P). نتایج حاصل از این آزمایش نشان داد که مکمل سازی جیره بزغاله های مهابادی با روغن ماهی و آویشن سبب افزایش قابلیت هضم ظاهری چربی و کاهش قابلیت هضم ظاهری الیاف نامحلول در شوینده خنثی و همچنین افزایش میزان استات شکمبه می شود.
    کلیدواژگان: عصاره آویشن، بزغاله مهابادی، روغن ماهی، قابلیت هضم
  • فرشید فتاح نیا، سید غلامرضا موسوی، ابراهیم عبدی، علی نقی شکری صفحات 84-97
    این آزمایش برای تعیین بخش های نیتروژن و تجزیه پذیری شکمبه ای ماده خشک و پروتئین دانه سویای خام و حرارت داده شده (برشته یا اکسترود شده) انجام شد. نمونه ها در زمآنهای 2، 4، 8، 16، 24 و 48 ساعت در شکمبه 4 راس بره نر کردی (با میانگین وزن زنده 3 ± 50 کیلوگرم) دارای کانولای شکمبه انکوباسیون شدند. بخش های مختلف نیتروژن نمونه ها با روش های شیمیایی اندازه گیری شد. اکسترود کردن، نیتروژن غیرپروتئینی و پروتئین غیر قابل حل در شوینده اسیدی در دانه سویا را کاهش داد. برشته کردن، پروتئین قابل حل در بافر و نیتروژن قابل حل در شوینده خنثی را در مقایسه با سویای خام به ترتیب کاهش و افزایش داد. کمترین مقدار نیتروژن غیرپروتئینی و پروتئین غیر قابل حل در شوینده اسیدی در سویای اکسترود شده مشاهده شد. اکسترود کردن دانه سویا بخش سریع تجزیه (a) و بخش کند تجزیه (b) پروتئین را به ترتیب کاهش و افزایش داد. برشته کردن و اکسترود کردن به طور معنی داری نرخ تجزیه پذیری (c) را کاهش دادند. تجزیه پذیری موثرماده خشک و پروتئین خام دانه سویا به طور معنی داری به وسیله فرآوری حرارتی کاهش یافت. برشته کردن و اکسترود کردن بر بخش بالقوه قابل تجزیه (a+b) ماده خشک و پروتئین خام دانه سویا اثری نداشتند. فرآوری حرارتی به طور موثری باعث تغییر در بخش های نیتروژن و کاهش تجزیه پذیری پروتئین خام دانه سویا در شکمبه در مقایسه با سویای خام شد. همچنین اکسترود کردن در مقایسه با برشته کردن نیتروژن غیرپروتئینی و پروتئین غیر قابل حل در شوینده اسیدی، بخش سریع تجزیه و تجزیه پذیری موثر پروتئین دانه سویا را به طور معنی داری کاهش و بخش کند تجزیه آن را افزایش داد.
    کلیدواژگان: فرآوری حرارتی، دانه سویا، تجزیه پذیری شکمبه ای، بخش های نیتروژن
  • حسین عبدی بنمار، عبدالله سبحانی سنجبد صفحات 98-112
    هدف از این پژوهش مقایسه برآورد تجزیه پذیری ماده خشک برخی مواد خوراکی شامل کنجاله سویا، کنجاله کلزا، دانه جو، دانه ذرت، یونجه خشک و ذرت سیلو شده با استفاده از روش های آزمایشگاهی و کیسه های نایلونی بود. روش آزمایشگاهی مورد استفاده شامل مرحله هضم شکمبه ای در روش تعیین آزمایشگاهی قابلیت هضم ماده خشک بود. تفاوت معنی داری بین دو روش از نظر برآورد بخش سریع تجزیه در مورد تمام مواد خوراکی به جز کنجاله کلزا (07/0= P) مشاهده شد. دو روش به لحاظ برآورد فراسنجه کند تجزیه در مورد کنجاله سویا (0139/0= P)، دانه جو (0006/0= P)، یونجه خشک (0101/0= P) و ذرت سیلو شده (0070/0= P) تفاوت معنی داری با یکدیگر داشتند. بین دو روش در برآورد نرخ تجزیه پذیری مواد خوراکی مورد آزمایش به جز مواد علوفه ای تفاوت معنی داری مشاهده نشد. ولی، همبستگی بالایی بین دو روش از نظر برآورد بخش کند تجزیه (72/0= r)، نرخ تجزیه پذیری (89/0= r)، پتانسیل تجزیه پذیری (98/0= r) و تجزیه پذیری موثر مشاهده شد. نتایج نشان داد که تفاوت هایی بین دو روش از نظر برآورد فراسنجه های تجزیه پذیری وجود دارد، ولی ضرایب همبستگی معنی داردر مورد برآورد برخی از فراسنجه های تجزیه پذیری می تواند نشان از کارایی نسبی روش ابداعی باشد.
    کلیدواژگان: روش کیسه های نایلونی، روش آزمایشگاهی، تجزیه پذیری شکمبه ای
  • عیسی دیرنده، زربخت انصاری پیرسرائی، رضا معصومی صفحات 113-121
    هدف از پژوهش حاضر بررسی اثرات آپوپتوتیک افزایش تراکم سلول های گرانولوزا و افزایش استرادیول بر بیان نسبی ژن های مرتبط با آپوپتوسیز (Bcl-2، Bax و GADD45β) و چرخه سلول (CCDN-2) بود. به همین منظور بعد از جمع آوری تخمدان گاوها از کشتارگاه، سلول های گرانولوزای فولیکول های 4 تا 8 میلی متری جداسازی شدند. سپس تعداد سلول های زنده شمارش شده و نمونه سلول های گرانولوزا برای شش روز کشت داده شدند. تیمارها شامل 1) 500 هزار سلول در 1000 میلی لیتر مایع کشت (کنترل)، 2) 500 هزار سلول در 500 میلی لیتر مایع کشت (گروه آپوپتوتیک: افزایش تراکم دلیل آپوپتوتیک بودن است) و 3) 500 هزار سلول در 500 میلی لیتر مایع کشت و افزودن استرادیول از روز دوم کشت (گروه آپوپتوتیک + استرادیول) بودند. همچنین، بیان ژن های مرتبط با آپوپتوسیز و چرخه سلولی و غلظت استرادیول نمونه ها بررسی شد. نتایج نشان داد بیان نسبی ژن های Bax و GADD45β در گروه آپوپتوتیک نسبت به دو گروه دیگر بیشینه بود، ولی با افزودن استرادیول بیان نسبی آنها کاهش یافت و به سطح کنترل بازگشت. نسبت Bcl-2 به Bax در گروه آپوپتوتیک نسبت به دو گروه دیگر کاهش یافت، در حالی که با افزودن استرادیول این نسبت به طور معنی داری افزایش نشان داد ولی همچنان مقدار آن نسبت به گروه کنترل کمتر بود. بیان نسبی ژن CCDN-2 در گروه آپوپتوتیک نسبت به دو گروه دیگر کمینه بود ولی اختلاف معنی داری بین گروه استرادیول و گروه کنترل دیده نشد. به طور کلی نتایج پژوهش حاضر نشان داد استرادیول می تواند سلول های گرانولوزا را در برابر آپوتوزیس ناشی از افزایش تراکم محافظت کند و این کار را ممکن است از راه افزایش سرعت چرخه سلولی گامه G1 به S انجام دهد.
    کلیدواژگان: سلول گرانولوزا، استرادیول، آپوپتوسیز
  • مهناز احمدی همدانی، یوسف جعفری آهنگری، سعید زره داران صفحات 122-134
    هدف از این مطالعه، به کارگیری سطوح مختلف ز ر ده تخم مرغ بر کیفیت اسپرم قوچ زل در شرایط پیش و پس از انجماد بود. منی از 4 راس قوچ سالم و بالغ با استفاده از شوک الکتریکی اخذ و نمونه های مناسب با رقیق کننده تریس به نسبت 1 به 4 مخلوط و پس از رسیدن به دمای 5 درجه سانتی گراد، ارزیابی شدند. پایوت های نیم میلی لیتری با منی رقیق شده پر و ابتدا روی بخار ازت مایع منجمد و پس از آن در ازت مایع نگهداری شدند. پس از 10 روز، یخ گشایی پایوت ها انجام گرفت و ویژگی های مورفولوژیک، زنده مانی، تحرک و حرکت پیش رونده اسپرماتوزوا بررسی شد. این پژوهش در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تیمار شامل سطوح 10، 15 و 20 درصد زرده تخم مرغ و 9 تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که تاثیر زرده تخم مرغ بر درصد زنده مانی، تحرک، حرکت پیش رونده، اسپرم طبیعی و درصد بازیابی اسپرم معنی دار نبود (05/0 P>)، اما با توجه به بیشتر بودن کیفیت اسپرماتوزوا در سطح 20 درصد زرده تخم مرغ و تامین منبع انرژی به منظور ادامه حیات، علیرغم معنی دار نبودن آن، در صورت مقرون به صرفه بودن قیمت تخم مرغ، می توان از سطح 20 درصد زرده تخم مرغ در رقیق کننده تریس برای حفظ و نگهداری طولانی مدت اسپرم قوچ زل، استفاده نمود.
    کلیدواژگان: کیفیت اسپرم، زرده تخم رغ، قوچ زل
  • آرش وشکینی، عبدالله محمدی سنگ چشمه، علی اکبر خادم، علی اسدی الموتی، مهدی خدایی مطلق صفحات 135-147
    اسیدهای چرب غیراشباع با چند باند دوگانه فزون بر نقش انرژی زایی با تاثیر بر بافت های تولید مثلی از جمله اثر بر فولیکول های تخمدان و جسم زرد و همین طور مهیا نمودن پیش ساز های سنتز ترکیباتی نظیر استروئید ها و پروستاگلاندین ها بر تولید مثل موثر هستند. در این مطالعه اسید آلفا-لینولنیک (آلفالین) به محیط کشت بلوغ برون تنی اووسایت های بز افزوده شد تا اثر آن بر توانایی تکوین آنها بررسی شود. لذا، ابتدا مایع فولیکولی از فولیکول های کوچک و بزرگ تخمدان های بز جمع آوری شد تا مقدار آلفالین آنها به روش کروماتوگرافی گازی اندازه گیری شود. نتایج این آزمایش اولیه نشان داد که غلظت آلفالین از فولیکول های کوچک (6/64 میکرو مولار) به فولیکول های بزرگ (6/100 میکرو مولار) افزایش یافت (05/0 P). سپس با توجه به غلظت آلفالین در مایع فولیکولی فولیکول های کوچک و بزرگ، اووسایت ها در حضور غلظت های صفر (شاهد)، 10 (آلفالین-10)، 50 (آلفالین-50)، 100 (آلفالین-100) و 200 (آلفالین-200) میکرومولار کشت داده شدند. 24 ساعت پس از بلوغ برون تنی، گسترش سلول های کومولوس اووسایت ها و راندمان رسیدن آنها به مرحله ی متافاز میوز-2 بررسی شد. در ادامه اووسایت های تیماری از آلفالین که بیشترین بلوغ برون تنی را نشان داد به روش پارتنوژنز فعال شدند و درصد تسهیم و تولید بلاستوسیست آنها با گروه شاهد مقایسه شد. داده ها در هر مرحله ثبت و به روش آزمون مقایسه ی میانگین ها و یا کای دو با استفاده از نرم افزار SAS آنالیز شدند. افزودن آلفالین به محیط کشت بلوغ برون تنی اووسایت ها اثری بر گسترش سلول های کومولوس نداشت (05/0˃ P) و تنها در بیشترین غلظت (آلفالین-200) مقدار گسترش سلول های کومولوس را کاهش داد (05/0 P). درصد بلوغ برون تنی اووسایت ها در گروه آلفالین-50 افزایش معنی داری (05/0 P) را در مقایسه با گروه شاهد نشان داد (1/68% در مقابل 2/57%). افزودن 50 میکرومولار آلفالین به محیط کشت بلوغ برون تنی اووسایت ها همچنین درصد تسهیم (2/65 %) و تولید بلاستوسیست (1/25%) را در مقایسه با گروه شاهد بهبود بخشید (به ترتیب 8/52% و 7/16%، 05/0 P). به طور کلی، نتایج این مطالعه ی نشان داد که افزودن غلظت مناسب آلفالین به محیط کشت بلوغ برون تنی می تواند راندمان بلوغ، درصد تسهیم و تولید بلاستوسیست را در اووسایت های بز افزایش دهد.
    کلیدواژگان: اسید آلفا، لینولنیک، اووسایت، بلاستوسیست، بلوغ برون تنی، مایع فولیکولی
  • علیرضا خان احمدی، شهابدین قره ویسی، رسول خاتمی نژاد، جلیل عرب صفحات 148-155
    در سال های اخیر جهش هایی با اثرات عمده روی نرخ تخمک ریزی در دو جایگاه ژنی مربوط به لیگاند های TGFβ و نیز گیرنده های مربوط به TGFβ شناسایی شده است. این مطالعه برای شناسایی چند شکلی های مربوط به لیگاندهای BMP15 (واریانت B4) و GDF9 (واریانتG1) در گوسفند دالاق انجام شد. 100 نمونه خون از دو گله در سطح شهرستان گنبد کاووس جمع آوری شد و استخراج DNA به روش بهینه یافته نمکی انجام گرفت. با استفاده از دو جفت آغازگر اختصاصی قطعات 153 و 462 جفت بازی از اگزون 2 ژنBMP15 و نیز اگزون 1 ژن GDF9 توسط واکنش های زنجیره ای پلیمراز تکثیر انجام گرفت. هضم محصولاتPCR به ترتیب با استفاده از آنزیم های برشی DdeI و HhaI انجام شد. نتایج حاصل از هضم محصولات PCR وجود جهش در جایگاه B4 را تایید نکرد در حالیکه در جایگاه G1 چند شکلی مشاهده شد. فراوانی ژنوتیپ هتروزایگوت در جمعیت مورد مطالعه برابر با 15% برآورد شد.
    کلیدواژگان: گوسفند دالاق، GDF9، BMP15، دوقلوزایی
  • خدیجه نصیری، عبدالرضا صاحی، احد یوسفی، مهدی امین افشار صفحات 156-165
    ژن OPN در میانه کروموزوم شماره 6 گاو قرار دارد و مطالعات گزارش کردند که این ژن برای رشد غدد پستانی و نیز شیردهی ضروری است. ژن UTMP روی کروموزم شماره 21 قرار دارد و نقش در نرخ زنده مانی جنین و نرخ باروری دارد. همچنین مطالعات نشان داده اند که این دو ژن دارای ارتباط معنی داری با صفات تولید شیر و سلامت دارند. هدف از این تحقیق بررسی چند شکلی ژن های OPN و UTMP در گاوهای نر نژاد هلشتاین ایرانی بود. DNA ژنومی از 100 نمونه اسپرم گاوهای نر هلشتاین استخراج شد. آغازگرها توسط نرم افزار Oligo طراحی و برای تکثیر قطعات 826 جفت بازی از ژن OPN و قطعه 568 جفت بازی از ژن UTMP استفاده گردیدند. محصولات واکنش زنجیره ای پلیمراز با استفاده از آنزیم برشی BsrI هضم گردیدند. نتایج نشان دادند که فراوانی ژنوتیپ های CC CT، و TT ژن OPN به ترتیب 69/16، 62/48 و 69/34 و فراوانی آلل های C و T آن به ترتیب برابر با 41/0 و 59/0 بوده است. فراوانی های ژنوتیپی مشاهده برای ژنوتیپ های AB، BB، BC و CC ژن UTMP به ترتیب برابر با 27/0، 49/0، 13/0 و 11/0 بوده است و دو ژنوتیپ AA و AC در جمعیت مورد مطالعه مشاهده نشد و نتایج بیانگر سه آلل A، B و C به ترتیب با فراوانی های 135/0، 69/0 و 175/0 بودند. با استفاده از آزمون کای مربع، حالت تعادل برای جمعیت بررسی شد و ژنوتیپ های این جایگاه ها از تعادل هاردی واینبرگ انحراف نشان دادند. با توجه به اثر مطلوب این دو ژن بر صفات تولید شیر می توان فراوانی آللی این دو ژن را در جهت اهداف اصلاح نژاد تغییر داد.
    کلیدواژگان: چند شکلی، ژن OPN، ژن UTMP، گاوهای نر هلشتاین ایران
  • محسن قلی زاده، قدرت رحیمی میانجی، اردشیر نجاتی جوارمی صفحات 166-178
    دوقلوزایی از صفات مهم اقتصادی در پرورش گوسفند می باشند. صفات تولید مثلی نه تنها در بین نژادهای مختلف گوسفند بلکه در بین گوسفندان یک نژاد نیز دارای تفاوت های عمده می باشند. در این تحقیق مطالعه الگوی عدم تعادل لینکاژی و ارتباط ژنومی هاپلوتیپی با استفاده از 42416 نشانگر تک نوکلئوتیدی برای شناسایی نواحی ژنومی موثر بر نرخ دو قلوزایی در گوسفند بلوچی انجام شد. نمونه های خون از 96 راس گوسفند بلوچی همراه با داده های فنوتیپی مرتبط به صفات زایش و رشد متعلق به دو گله از ایستگاه تحقیقاتی عباس آباد تهیه شد. نمونه ها با استفاده از ریز آرایه های نانویی گوسفندی (50K) تعیین ژنوتیپ شدند. با استفاده از نرم افزار PLINK ماتریس خویشاوندی IBS و هاپلوتیپ ها برای افراد محاسبه و مطالعه ارتباط هاپلوتیپ ها برای نرخ دو قلوزایی برای 4 شکم زایش با در نظر گرفتن بعد اول آزمون MDS و اثر گله به عنوان متغیر کمکی انجام شد. برای کنترل نرخ اشتباه در سطح خانواده، از تصحیح بنفرونی استفاده شد. ارتباط معنی دار پیشنهادی برای هاپلوتیپ ها روی کروموزوم های 1، 10 و 15 شناسایی شد. مقدار عدم تعادل لینکاژی با استفاده از آماره r2 بین تمام جفت لوکوس ها محاسبه شد.. در فاصله کمتر از 10 Kb میانگین r2 برابر 33/0 بوده و برای نشانگرهای با فاصله 200 تا 500 کیلو باز میانگین r2 086/0 بود. مقدار عدم نعادل لینکاژی در گوسفند بلوچی نسبت به آنچه در گاو شیری گزارش شده کمتر بوده و مشابه دیگر جمعیت های کوسفند می باشد. مطالعه بیشتر این نواحی در شناسایی ژن های کاندید دوقلوزایی در گوسفند کمک شایانی خواهد نمود.
    کلیدواژگان: دو قلوزایی، گوسفند، LD، هایپلوتیپ، پویش ژنومی
  • خبات خیرآبادی، صادق علیجانی صفحات 179-189
    در این تحقیق از رکوردهای روز آزمون مقدار شیر، چربی و پروتئین مربوط به دوره اول شیردهی 11368 راس گاو هلشتاین به منظور مقایسه پارامترهای ژنتیکی برآورد شده با استفاده از روش حداکثر درست نمایی محدود شده براساس مدل رگرسیون تصادفی تک صفتی و چند صفتی استفاده شد. این داده ها طی سال های 1380-1390 توسط مرکز اصلاح نژاد دام و بهبود تولیدات دامی کشور از 133 گله جمع آوری شده بودند. دامنه وراثت پذیری مقدار شیر، چربی و پروتئین در طول دوره شیردهی بر اساس مدل تک صفتی به ترتیب از 107/0 تا 226/0، 049/0 تا 145/0 و از 087/0 تا 239/0، اما با مدل چند صفتی این مقادیر به ترتیب از 109/0 تا 223/0، 051/0 تا 118/0 و 084/0 تا 190/0 متغیر بود. حداقل میزان واریانس های ژنتیکی و محیط دائمی مربوط به اوج تولید تا اواسط دوره شیردهی بود. فرض مستقل بودن صفات در طول دوره شیردهی منجر به برآورد کمتر از حد واقعی مولفه محیط دائمی و برآورد بیش از حد واقعی وراثت پذیری تقریبا تا انتهای دوره شیردهی شد. همبستگی های ژنتیکی بین صفات تولیدی در طول دوره شیردهی ثابت نبوده و در انتهای دوره شیردهی بالاتر بود. به هر حال بیشترین مقدار همبستگی ژنتیکی بین مقدار شیر و پروتئین مشاهده شد.
    کلیدواژگان: پارامترهای ژنتیکی، رگرسیون تصادفی تک صفتی، رگرسیون تصادفی چند صفتی، همبستگی های ژنتیکی
|
  • Fariborz Khajali, Azam Yousefii, Hosseyn Hassanpour Pages 1-12
    The present experiment investigated the effect of different levels of dietary L-carnitine on electrocardiographic pathern of broilers reared at high altitude (2100 m). A number of 192 day-old chicks (Cobb 500) were selected from a group of 300 chicks and assigned to four treatments with four replicates of 12 birds. All chicks were raised on floor pen up to 42 days of age. Treatments composed of four levels of dietary L-carnitine (0, 50, 100, and 150 mg/kg). The control diet was formulated to meet the NRC (1994) nutrients recommendations. Results indicated that in Lead II,the amplitude of S-wave was significantly reduced (P<0.05) in broilers fed 50 mg/kg L-carnitine compared to the control. Such reduction in S-wave was also observed in Leads III and aVF. Amplituds of R-wave in Lead II and T-waves in all Leads did not show any significant difference among treatments. The right ventricular weight ratio tended to reduce in birds fed L-carnitine supplemented diets so that the difference between the control and 50 mg/kg L-carnitine treatment was significant (P<0.05). The results of this study showed that supplementary L-carnitine had beneficial effect on electrocardiographic response, as manifested in reduced S-wave amplitude and heart function in broiler chickens.
    Keywords: Chicken, Electrocardiography, L, carnitine, Pulmonary Hypertension
  • Ali Asghar Saki, Morteza Haghi, Enayat Rahmatnejad Pages 13-25
    This experiment was conducted to examine the effect of different levels of protein (13 and 15%) and methionine (0.25, 0.30 and 0.35%) on performance and some egg indices in the late laying period of layer hens. Ninety six leghorn 80 weeks W-36 layers were used as a 2×3 factorial arrangement based on the completely randomized design. The results have shown that as methionine level was increased, the production percentage and egg weight were increased (P<0.05). Different levels of protein had no significant (P>0.05) effect on the production percentage and egg weight. Treatment effect on the production percentage and egg weight was significant (P<0.05), as birds fed diet containing 15% protein and 0.35% methionine had the highest production percentage and egg weight. Experimental treatments had no significant (P>0.05) effect on other parametes (cracked and soft eggs sell, yolk and albumen indices, egg area, egg weight to area ratio, yolk color, haugh unit, egg content and egg shap index). It can be concluded that the best levels of protein and methionine for egg production in the late laying period of laying hens are 15 and 0.35%, respectively.
    Keywords: Protein, Methionine, Production, Egg Quality
  • Bahman Navidshad, Farzad Mirzaei Aghje Gheshlagh Pages 26-43
    An experiment was conducted to investigate the effects of dietary conjugated linoleic acid (CLA) and fish oil (n-3 rich) on the performance and fatty acid profile of breast and thigh tissues in broiler chickens. The dietary fats were included in the experimental diets at 7% for single fats and 3.5% + 3.5% of the dual mix of Luta CLA 60 and fish oil. The results of the present study showed that it is possible to enrich the broiler chicken meat with both the CLA and n-3 fatty acids. The diets containing 7% fish oil or 7% Luta CLA 60 supplement adversely affected the growth rate, carcass yield. The chickens fed the diet containing 3.5% fish oil + 3.5% Luta CLA 60 had an acceptable performance and noteworthy levels of valuable compounds, CLA and n-3 fatty acid, it seems that the enrichment procedure was more effective in the thigh than the breast. The findings of this study showed that the CLA supplement increased the CLA concentration in the breast and thigh tissues in a range of 161-163 and 207-219 per 100 g meat, respectively. This means that a 250 g meal of this enriched chicken meat can meet almost 25% of the daily CLA requirement of an adult human which considerably is higher than the normal CLA content of chicken meat.
    Keywords: CLA, n, 3 PUFA, Meat enrichment, Broiler chickens
  • Mohamad Kakebaveh, Hamid Reza Taheri, Taher Harki Nejad Pages 44-56
    An experiment was conducted to investigate the effect of probiotic, prebiotic and synbiotic on performance and Lactobacillus population in broiler chickens. Six hundred and thirty 1-d-old broiler chicks were used in a completely randomized design with 7 treatments and 6 replicates of 15 birds per replicate. Dietary treatments were; 1) basal diet (control diet without supplemental additives), 2) basal diet + probiotic of Perimalac, 3) basal diet + prebiotic of Technomos, 4) basal diet + prebiotic of fermacto, 5) basal diet + perimalac+ technomos, 6) basal diet + perimalac + Fermacto and 7) basal diet + symbiotic of Biomin IMBO. Parameters that were measured were: Feed intake, body weight gain, Feed conversion ratio and Lactobacillus population in ileum and cecum. In the starter period the body weight gain was significantly increased by the inclusion of combination of Perimalac + Fermacto as compared with the control (P<0. 05). In this experiment, feed intake was not affected by treatments (P > 0.05). During the starter period the treatments containing of Perimalac + Fermacto and Synbiotic Biomin, and during the grower and total periods the treatments containing Perimalac + Fermacto led to significant improvement in feed conversion ratio compared with the control group (P<0. 05). In the 23 and 42 days of the experiment, the treatments containing Fermacto alone, or Perimalac + Fermacto and Synbiotic increased the lactobacillus population in in the ileum and cecum in compared with the control group (P<0. 05). In conclusion, combination of probiotic and prebiotic improved the overall performance and increased intestinal population of Lactobacilli in broiler chickens.
    Keywords: Probiotic, Prebiotic, Synbiotic, Performance, Lactobacillus, Broilers
  • Akbar Yaghobfar, Seyed Davood Sharifi, Golestan Golestani Milano Pages 57-68
    This study was carried out to investigate the effect of Natuzyme plus enzyme on energy and protein efficiency for weight gain and metabolizable energy and protein digestibility of diets containing wheat and canola meal in broiler chickens. Seventy two day- old Arbor acres broiler were used in completely randomized design with 6 treatments and three replicates for starting (1-21 d) and grower (22-42 d) periods. Dietary treatments were 1. Corn- soy based diet (control), 2. Diet containing 30% wheat, 3. Diet containing 30٪ wheat +10٪ canola. These diets supplemented with enzyme (Natuzyme plus, 0. 350 g/kg) to provide 6 experimental diets. Results showed that Natuzyme Plus supplement significantly improve energy and protein efficiency for weight gain (P<0. 05). Enzyme addition to diets decreased the gut viscosity and increased metabolizable energy and protein digestibility of diets. The resulted of this study indicated that the supplementation diets containing wheat grain and canola meal increased the metabolizable energy and protein digestibility of diets and lead to improvement in energy and protein efficiency for weight gain, thus, it is recommended to supplement diets containing wheat grain and canola meal by plus natuzyme.
    Keywords: Natuzyme Plus, Energy, protein efficiency ratio, Metabolizable energy, Broiler, Canola meal, Wheat
  • Mehdi Ganjkhanlou, Amin Hozhabri, Abolfazl Zali, Ali Emami, Amir Akbari Afjani Pages 69-83
    This study was carried out to determine the effects of supplementing fish oil and thyme extract on dry matter, organic matter and nutrient digestibility, chewing activity and rumen metabolites in Mahabadi goat kids. For this aim, twenty-eight Mahabadi goat kids (average initial BW of 17/8 +- 2/8 kg, 4-5mo) were randomly assigned to four treatments: 1) control (basal diet), 2) supplemented with 0.2% thyme extract, 3) supplemented with 2% fish oil and 4) supplemented with 0.2% thyme extract and 2% fish oil. Animals were kept in individual pens with self-mangers for 94 d. Addition of fish oil decreased NDF digestibility (P=0.01) and increased EE digestibility (P=0.05) versus the control. Ruminal ammonia concentration decreased by thyme extract (P=0.05). Addition of thyme increased acetate concentration (P=0.09) and acetate to propionate ratio (P=0.07). It was found that diets 2 and 3 significantly decreased protozoa count compared with diet 1 (P=0.05). Time to eat (minutes per day) was not affected by treatments, but chewing time significantly decreased by with thyme essence (P<0.05). The results of this experiment indicate that supplementation of goat kid diet with fish oil and thyme extract decreased NDF digestibility and increased EE digestibility and increased rumen acetate concentration.
    Keywords: Mahabadi kids, Thyme extract, Fish oil, Digestibility
  • Farshid Fatahnia, Seyed Gholamreza Mosavi, Ebrahim Abdi, Alinaghi Shokri Pages 84-97
    This experiment was conducted to determine nitrogen fractions and ruminal dry matter and protein degradability of raw or heated (roasted or extruded) soybean seed. Samples were incubated for 2, 4, 8, 16, 24 and 48 h in the rumen of 4 cannulated Kurdish male lambs (50 ± 3 kg BW). N itrogen fractions of samples were measured by chemical methods. Results showed that extruding decreased non-protein nitrogen (NPN) and acid detergent insoluble nitrogen (ADIN) in soybean seed. In compared with raw soybean seed, roasting decreased and increased buffer soluble nitrogen and neutral detergent insoluble nitrogen (NDIN), respectively. Lowest NPN and ADIN were observed in extruded soybean seed. Soybean seed extruding decreased and increased the rapidly degradable fraction (a) and the slowly degradable fraction (b) of protein, respectively. Roasting and extruding significantly decreased the rate of degradation (c). Effective degradability (ED) of soybean seed dry matter and crude protein significantly decreased by heat processing. Roasting and extruding had no effect on degradability potential of soybean seed dry matter and crude protein. The results of this experiment showed that heat processing significantly altered nitrogen fractions and decreased ruminal protein degradability of soybean seed. Also, extruding was better than roasting because it decreased NPN, ADIN, a fraction and ED and increased b fraction of soybean seed protein.
    Keywords: Heat processing, Soynean seeds, Ruminal degradability, Nitrogen fractions
  • Hossein Abdi Benmar, Abdolah Sobhani Senjabod Pages 98-112
    The objective of this study was to compare dry matter degradability of some feedstuffs including soybean meal, canola meal, barley grain, corn grain, alfalfa hay and corn silage by in vitro and in situ techniques. The in vitro method includes the ruminal digestion stage of the in vitro dry matter digestibility technique. Significant differences were observed between two methods in the estimation of the immediately soluble fraction for all feedstuffs except for canola meal (P<0.05). Two methods had significant differences with each other for estimating the potentially degradable fraction of soybean meal, barley grain, alfalfa hay and corn silage (P<0.05). It was not observed significant differences between two methods for estimating the degradability rate of the feedstuffs except for forage feeds. But, high correlations were observed between two methods in the estimation of the potentially degradable fraction (r=0.72), rate of degradability (r=0.89), potential of degradability (r=0.98) and the effective degradability (P<0.01). The results showed that there were significant differences between two methods in the estimation of degradability parameters, but the observed high correlation coefficients for some degradability parameters could indicate the relative ability of the innovative method.
    Keywords: In situ method, In vitro method, Degradability
  • Essa Dirandeh, Zarbakht Ansari Pirsaraei, Reza Masoomi Pages 113-121
    The objective of this study was to evaluate the apoptotic effects of increasing granulosa cell density and increasing estradiol on relative gene expression associated with apoptosis factors (Bcl-2, Bax and GADD45β) and cell cycle (CCDN-2). For this reason after collecting ovaries of cows from an abattoir, granulosa cells were separated from 4- to 8-mm follicles. Then, viable cells were counted and granulosa cell samples were cultured for 6 days. Treatments were included 1) 500,000 cell/1000 ml liquid culture (Control), 2) 500,000 cell/500 ml liquid culture (apoptotic group: increasing cell density cause apoptosis), 3) 500,000 cell/500 ml liquid culture and estradiol from day two of culture (apoptotic group+estradiol). Also, expression of genes associated with apoptosis factors and cell cycle, and estradiol of samples were evaluated. Results showed relative gene expression of Bax and GADD45β was greatest in apoptotic group compared to two other groups; but, with adding estradiol expression of these two genes decreased to control level. Bcl-2/Bax ratio decreased in apoptotic group compared with two other groups; while, adding estradiol significantly increased this ration, but, still it was lower than control group. Relative gene expression of CCDN-2 was lowest in apoptotic group compared to two other groups; but, no significant difference was observed between control and estradiol group. Overall results of the present study showed that estradiol can protect granulosa cells against apoptosis induced with increasing in cell density and probably it was done through progression of the cell cycle from G1 to S stage.
    Keywords: Granulosa cell, Estradiol, Apoptosis
  • Mahnaz Ahmadi Hamedani, Yusef Jafari Ahangari, Saeid Zerehdaran Pages 122-134
    The objective of this study was to investigate the effect of different levels of egg yolk on quality of Zel ram spermatozoa in pre and post freezing conditions. Semen samples were collected from 4 healthy and mature rams using an electro-ejaculator and suitable samples were mixed with Tris extender in a ratio of 1:4 semen and samples were assessed, after cooled to 5-0C. Then, 0.5 ml of straws were filled with diluted semen. At first, straws were frozen on liquid nitrogen vapor, then kept in liquid nitrogen and after 10 days straws were thawed to investigation of morphological characteristics, viability, motility and progressive motility of spermatozoa. This experiment was carried out on the basis of completely randomized design with 3 treatments include levels of egg yolk 10, 15 and 20% and 9 replications. Results showed that the effect of egg yolk on viability, motility, progressive motility, normal spermatozoa and recovery percentage of spermatozoa were not significant (P>0.05), but the higher quality of spermatozoa and supply of energy source given in 20% egg yolk for lifespan, despite the absence of significant, if price of egg yolk is economical, 20% egg yolk can be used in Tris extender for maintaining and long term storage of Zel ram spermatozoa.
    Keywords: Sperm quality, Egg yolk, Zel ram
  • Arash Veshkini, Abdollah Mohammadi, Sangcheshmeh, Ali Akbar Khadem, Ali Asadi Almouti, Mahdi Khodaei Motlagh Pages 135-147
    Besides their role in making energy, polyunsaturated fatty acids can affect on ovarian follicles and corpus luteum by providing the precursors required for the synthesis of signaling molecules such as steroids and prostaglandins. The effects of α-linolenic acid (ALA) on developmental competence of oocytes in goats were evaluated in this study. Initially, ALA content of follicular fluid of small and large follicles was determined using GC–mass chromatography. Our results indicated that the ALA concentration was in a range of 64.6 to 100.6 μM for small and large follicles, respectively. Then, based on preliminary results, goat oocytes were matured in presence of 0 (Control), 10 (ALA-10), 50 (ALA-50), 100 (ALA-100) and 200 (ALA-200) μM of ALA. Twenty four hours after in vitro maturation (IVM), oocytes in each group were evaluated for their cumulus cell expansion and also for their maturation rate. Furthermore, matured oocytes were treated for parthenogenetic activation and the cleavage and blastocyst rates of control and ALA-treated group were recorded at day 3 and 8 post-activation. Data from each stage were recorded and analyzed via Compare Means Test and/or chi-square analysis using SAS software. Supplementation of maturation media with different concentration of ALA had no effect on cumulus cell expansion except in the highest concentration (ALA-200) that decreased the cumulus cell expansion (P˂0.05). Our findings indicated that maturation rate was higher (P˂0.05) in ALA-50 group as compared with the control group (68.1% vs. 58.2%). Moreover, supplementation of maturation medium with 50 μM ALA improved the cleavage rate (65.2% vs. 52.8%) and blastocyst rate (25.1% vs. 16.7%) as compared with the control group (P˂0.05). Collectively, our results showed that treatment of maturation medium with optimum concentration of ALA had a beneficial effect on oocyte maturation by increasing the maturation rate and this in turn, can stimulate the embryonic development.
    Keywords: Alfa, Linolenic Acid, Blastocyst, Follicular Fluid, In Vitro Maturation, Oocyte
  • Alireza Khanahmadi, Shahabeddin Gharehveysi, Rasul Khataminejad, Jalil Arab Pages 148-155
    Recently, mutations with major influence on ovulation rate and litter size were identified in TGFβ superfamily ligands and receptors. This study was conducted to identify polymorphisms in GDF9 and BMP15 genes in Dalagh sheep breed. One hundred mature ewes from two flocks in Golestan province were genotyped for the GDF9 (G1) and BMP15 (B4) variants. Two fragments of 462bp and 153bp of GDF9 and BMP15 genes were amplified by PCR-RFLP method. PCR product was digested using HhaI and DdeI endonuclease restriction enzymes. The results of the digested PCR products, did not confirm mutation at position B4 but Polymorphism was observed at G1position. The heterozygote genotype frequency in the population was estimated at 15%.
    Keywords: Dalagh sheep, GDF9, BMP15, Litter size
  • Khadije Nasiri, Abdolreza Yusefi, Ahad Salehi, Mahdi Aminafshar Pages 156-165
    OPN gene is located in the middle of chromosome 6 and it is reported that this gene is essential for the growth of mammary glands and lactation. UTMP gene is located on chromosome 21 and it plays a role in embryo survival rates and fertility rates. Studies have also shown that these two genes have a significant association with milk production traits and health traits. The aim of this study was to investigate the polymorphism of OPN and UTMP genes in Iranian Holstein Bulls. Genomic DNA of 100 bulls was extracted from semen samples. Primers were designed with Oligo software and utilized for amplification of 826 bp of OPN gene and 568 bp fragments of UTMP gene. PCR products were digested with BsrI enzyme. Results had shown that genotype frequencies CC, CT and TT of OPN gene were 16.69, 48.62, and 34.69, respectively and the allelic frequencies of C and T were 0.41 and 0.51, respectively. Genotype frequencies2 observed for genotypes AB, BB, BC and CC of UTMP were 0.27, 0.49, 0.13 and 0.11 respectively and genotypes AA and AC were not observed in studied population. Results showed that A, B and C allele frequencies were 0.135, 0.69 and 0.175, respectively. The x2 test has shown deviation from H ardy-Weinberg equilibrium for OPN and UTMP genes in the studied population. With respect to the favoralde effect of both genes on milk production traits, the allelic frequency of these genes could be changed in order to breeding purposes.
    Keywords: Polymorphism, OPN gene, UTMP gene, Iranian Holstein bulls
  • Mohsen Gholizadeh, Ghodrat Rahimi Mianji, Ardeshir Nejati Javaremi Pages 166-178
    Twinning trait is an important trait in sheep breeding. Reproductive traits differ greatly across sheep breeds, but also between sheep in a single flock. Identification of ewes with higher twinning rate and more raised lambs per year is an important parameter for breeding and farming success. A genome-wide haplotype association study, using 42,416 Single Nucleotide Polymorphisms (SNPs) was conducted to identify genomic regions affecting twinning rate in Baluchi sheep. We also studied LD patterns in this population. Blood samples from a total of 96 sheep from two herds and data on their twinning rate during the first four parities were collected. Animals were genotyped using the IlluminaOvineSNP50K BeadChip assay. Genetic stratification and herd effect were included as confounding effects and fitted into the statistical analyses. Haplotype based GWAS for twinning was performed with the first MDS component and herd effect as covariates. To control the Association with twinning rate was tested using the software PLINK. Suggestive associations were identified for SNP on chromosomes 1, 10 and 15. LD was evaluated by measuring r2 between all pairs of loci. For SNPs up to 10 kb apart, the average r2 was 0.33, for SNPs separated by 200–500 kb the average r2 was 0.086. The extent of LD in Baluchi sheep extends over much more limited distances than reported in dairy cattle and seems to be similar to other ovine populations. Further studying of these regions in validation studies will help the identification of candidate genes for twinning rate in sheep.
    Keywords: Twining, Sheep, LD, Haplotype, Genomic wide association
  • Khabat Kheirabadi, Sadegh Alijani Pages 179-189
    In this research test-day records of milk, fat and protein yields of first lactation of 11368 Holstein cows were used to comparison of estimated genetic parameters by restricted maximum likelihood method based on single trait and multiple trait random regression models. These data were collected from 133 herds during 2001 to 2010 by Cattle Breeding and Dairy Product Improvement Center. Heritability of milk, fat and protein yield during lactation based on single trait model were ranged from 0.107 to 0.226, 0.049 to 0.145 and 0.087 to 0.239, respectively, but by multiple trait model these values were ranged from 0.109 to 0.223, 0.051 to 0.118 and 0.084 to 0.190, respectively. Minimum genetic and permanent environmental variances were in peak to mid lactation. Assuming independent of traits during lactation, permanent environmental variance was underestimated and heritability was overestimated nearly to end of lactation. Genetic correlations between production traits during lactation were not constant and it was higher at the end of lactation. However, the largest genetic correlation was observed between milk and protein yield.
    Keywords: Genetic parameters, Single, trait random regression, Multiple, trait random regression, Genetic correlations