فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 1 (پیاپی 34، بهار 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/04/18
  • تعداد عناوین: 8
|
  • عصا امینی*، رنگین حیدری، همایون فقیه صفحات 1-13
    این تحقیق به منظور برآورد نیاز آبی گیاهان باغی بر مبنای اقلیم های موجود در استان کردستان و نیز مقایسه آن با برآورد نیاز آبی همین محصولات بر مبنای شهرستان های استان انجام شد. اطلاعات پایه ی استان و داده های لازم از جمله داده های هواشناسی و اطلاعات گیاهی، از گزارش ها و نقشه های موجود استخراج گردید. اقلیم استان به روش دومارتن تعیین و به منظور تعیین نیاز آبی در هر اقلیم از مدل CROPWAT8.0 استفاده شد. در سطح شهرستان، نیاز آبی محصولات باغی پنج شهرستان که دارای ایستگاه سینوپتیک بودند با استفاده از این مدل محاسبه شد. شناسایی چند اقلیم متفاوت در سطح یک شهرستان موید برتری مبنای پهنه بندی اقلیم نسبت به تقسیم بندی بر مبنای محدوده ی شهرستان های یک استان در تعیین نیاز آبی است، به طوری که نیاز آبی محاسبه شده در روشی که مرز شهرستان ها به عنوان مبنای کار قرار می گیرد در صورتی قابل اطمینان است که کل مساحت شهرستان در یک اقلیم قرار داشته باشد. نتایج این تحقیق نشان داد که تفاوت بارزی در مقدار نیاز خالص آبیاری در سطح شهرستان در مقایسه با اقلیم های موجود در آن شهرستان، وجود دارد. بیشترین میزان تفاوت محاسبه نیاز خالص آبیاری بر مبنای اقلیم، افزایش 22 درصدی آن در میوه های گروه یک در اقلیم نیمه خشک در شهرستان سنندج نسبت به مقدار محاسبه شده بر مبنای مرز شهرستان بود. همچنین افزایش 9/0 درصدی نیاز خالص آبیاری میوه های گروه دو در اقلیم مرطوب شهرستان سنندج نیز کمترین میزان تفاوت به علت تغییر مبنای محاسبات از پهنه ی اقلیم به شهرستان می باشد. نتایج این تحقیق می تواند مورد توجه محققین و دست اندرکاران بخش کشاورزی و مدیریت منابع آب از طریق اختصاص منابع محدود آب بر مبنای شرایط اقلیمی منطقه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: منابع آب، مدیریت مصرف، اقلیم، محصولات باغی، مدل CROPWAT، الگوی مصرف
  • عبدالله بحرانی* صفحات 14-24
    این آزمایش در دانشگاه آزاد اسلامی واحد رامهرمز در سال زراعی 91-1390 در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی به صورت کرت های خرد شده با سه تکرار روی ذرت رقم SC500 انجام شد. کرت های اصلی شامل سه شیوه آبیاری کامل، آبیاری یک در میان متغیر و آبیاری یک در میان ثابت و کرت های فرعی شامل سه سطح 0، 150 و 300 کیلوگرم کود پتاسیم در هکتار بود. نتایج نشان داد که کرت های برخوردار از آبیاری کامل نسبت به آبیاری یک در میان ثابت و متغیر عملکرد دانه بالاتری داشتند، هرچند بالاترین کارآیی مصرف آب معادل 29/1 کیلوگرم دانه بر متر مکعب در تیمار آبیاری یک در میان متغیر و کمترین آن در تیمار آبیاری کامل با متوسط 08/1 کیلوگرم دانه بر متر مکعب به دست آمد. کاربرد کود پتاسیم محتوی رطوبت نسبی و درصد پروتئین دانه را در تیمارهای آبیاری یک در میان ثابت و متغیر نسبت به تیمار آبیاری کامل افزایش داد. تیمارهای آبیاری کامل و یک در میان ثابت به ترتیب کمترین و بیشترین میزان آبسیزیک اسید در برگ را در همه سطوح کود پتاسیم ایجاد کرد. با توجه به این که شیوه آبیاری یک در میان میزان آب مصرفی را کاهش داده و موجب افزایش کارایی مصرف آب گردید، بنابراین، استفاده از این روش آبیاری به خصوص به شیوه یک در میان متغیر، در شرایط کمبود آب و یا قیمت بالای آب زیاد باشد، می تواند روشی مناسب برای آبیاری ذرت در منطقه باشد.
    کلیدواژگان: کم آبیاری منظم، آبیاری یک در میان، Zea mays، محتوای رطوبت نسبی، آبسیزیک اسید، محتوای کلروفیل
  • سپیده بیریای*، منوچهر خدارحمی، داود حبیبی صفحات 25-37
    به منظور ارزیابی شاخص های تحمل به شوری17 رقم تجاری و34 لاین بومی گندم نان برابر شوری حاصل از کلرید سدیم، آزمایشی در سال زراعی 1391 به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در دو تکرار و در سطوح شوری صفر، 8 و 16 دسی زیمنس بر متر، در سطح گلخانه انجام گردید. در این بررسی، وزن خشک کل گیاهچه اندازه گیری شد. برای ارزیابی تحمل به شوری ژنوتیپ ها، از شاخص های حساسیت به تنش، شاخص تحمل، شاخص تحمل به تنش، شاخص میانگین هندسی و شاخص میانگین تولیداستفاده شد. در این بررسی با توجه به شاخص هایبهره وری متوسط یا میانگین تولید، شاخص میانگین هندسی و شاخص تحمل به تنش ژنوتیپ های 4452 فراهان، 4468 ساروق، 4678 ترفان، پارسی، 2745 رضائیه و نیشابور به عنوان ژنوتیپ هایی که در هر دو شرایط شاهد و تنش شوری دارای زیست توده بالایی می باشند، شناسایی شدند، به همین جهت می توان از این ژنوتیپ ها هم در مناطق شور و هم در مناطق غیرشور و یا حتی در مناطقی که شور یا غیرشور بودن آن ها مشخص نیست، استفاده کرد، زیرا در هر دو شرایط تنش و نرمال، عملکرد بیولوژیک بالایی دارند. از طرف دیگر مشاهده شد که ژنوتیپ های روشن، MV–17، 22762، زارع، 22919، 2664 آذربایجان و 1856 مهاباد دارای کمترین میزان شاخص تحمل به تنشو شاخص حساسیت به تنشمی باشد و از این ژنوتیپ ها معمولا در شرایط تنش شوری استفاده می شود، زیرا دارای عملکرد بیولوژیکبالایی در شرایط تنش هستند.
    کلیدواژگان: گندم معمولی، Triticumaestivum، تحمل به تنش، شاخص هایجوانه زنی، عملکرد بیولوژیک، زیست توده
  • سلیمان جمشیدی*، سیده مریم شهیدی، محمد سهرابی، سمیرا جمشیدی صفحات 38-47
    چکیدهگلسنگ ها به عنوان یکی از منابع سرشار از ترکیبات طبیعی با خاصیت آنتی بیوتیک شناخته شده اند که از برخی از آنها به عنوان دارو و برای درمان بیماری های خاص استفاده می شود. در این پژوهش اثر بازدارندگی، باکتری ایستایی و کشندگی عصاره متانولی چهار گونه گلسنگ جمع آوری شده از منطقه ارسباران، آذربایجان شرقی شامل Pleopsidiumgobiensis، Parmelinatiliacea، Anaptychiasetifera و Lecanoraargopholis روی چند گونه باکتری گیاهی از جمله Bacillus subtilis، Pseudomonas fluorescens، Enterobactersp. در آزمایشگاه با روشدیسک گذاری و تعیین حداقل غلظت بازدارنده و کشنده مورد بررسی قرار گرفت. در روش نشر در آگار، عصاره های متانولی گلسنگ های مورد بررسی اثر بازدارنده قابل توجهی بر رشد باکتری ها به جز Enterobacter sp. داشتند. عصاره های گلسنگ A. setifera از بازدارندگی کمتری در مقایسه با سایرین بر رشد باکتری های مورد مطالعه داشت. عصاره متانولی همه گلسنگ ها کم و بیش بر باکتری های مورد مطالعه اثر بازدارنده و کشنده داشتند. گلسنگ های P. gobiensis و P. tiliacea اثر باکتری ایستایی و نیز کشندگی بسیار بیشتری در مقایسه با دو گلسنگ دیگر نشان دادند. عصاره های گلسنگی برابر B. subtilisبیشتر خاصیت بازدارندگی داشتند. در روش حداقل غلظت باکتری ایستایی و کشندگی، واکنش باکتری کشی و باکتری ایستایی Enterobacter sp. از دو باکتری دیگر به عصاره های گلسنگی بیشتر بود. با توجه به نتایج این مطالعه به نظر می رسد عصاره های گلسنگی از کارآیی قابل ملاحظه ای برای مقابله باکتری های گیاهی مورد مطالعه برخوردارند.
    کلیدواژگان: مهار زیستی، فعالیت ضدباکتریایی، ترکیبات طبیعی، ضدمیکروب، باکتری ایستایی، باکتری کشی
  • حمید صادقی*، حسن رسولی، مسعود زاده باقری صفحات 48-57
    به منظور بررسی اثر تنش شوری ناشی از کلرید سدیم بر وضعیت جذب عناصر معدنی در اندام های مختلف سه رقم بادمجان (محلی جهرم، قلمی دزفول و دلمه هندی) پرورش یافته در هوای آزاد، پژوهشی در قالب طرح کاملا تصادفی با 10 تکرار انجام شد. نشاهای 10 هفته ای یکسان از نظر ارتفاع و قطر ساقه در محل یقه، به گلدان های پلاستیکی حاوی 9 کیلوگرم خاک غالب منطقه منتقل و به مدت 20 روز با آب شاهد آبیاری شدند. سپس تیمارهای شوری در 7 سطح شامل غلظت های شاهد، 10، 20، 40، 60، 80 و 100 میلی مولار کلرید سدیم مورد استفاده قرار گرفتند. مقادیر مختلف کلرید سدیم به آب آبیاری با هدایت الکتریکی 219 میکروزیمنس بر سانتی متر اضافه و به مدت پنج ماه اعمال شد. نتایج به دست آمده از اندازه گیری جذب عناصر معدنی نشان داد که شوری باعث افزایش غلظت سدیم ریشه، ساقه و برگ و افزایش کلسیم ریشه شد. افزون بر آن شوری بیشتر باعث کاهش در غلظت پتاسیم ریشه، کلسیم برگ و نسبت پتاسیم به سدیم ریشه، ساقه و برگ شد. ضمن اینکه شوری اثر معنی داری بر پتاسیم ساقه و برگ، کلسیم ساقه و همچنین میزان نیترات برگ نداشت. در بین ارقام مورد بررسی براساس اندازه گیری میزان انباشت یون های اضافی، رقم محلی جهرم به عنوان رقمی با بردباری بیش تر و رقم قلمی دزفول به عنوان حساس ترین رقم در برابر شوری ناشی از کلرید سدیم ارزیابی گردید.
    کلیدواژگان: Solanummelongena، تغذیه معدنی، تنش شوری، تغذیه گیاهی، عناصر پرمصرف، غربالگری
  • محمدحسن صادقی روش* صفحات 58-69
    به منظور امکان سنجی توسعه ی کشت بادام، طبقه بندی قابلیت اراضی منطقه خضرآباد با موقعیت جغرافیایی 55، 53 تا 20، 54 طول شرقی و 45، 31 تا 15، 32 عرض شمالی با روش تصمیم سازی چندمتغیره بر مبنای شاخص آسیب پذیری زیست محیطی انجام شد. در این روش، شاخص آسیب پذیری زیست محیطی در محدوده هر واحد کاری مشخص شد و پس از تلفیق واحدهای دارای طبقات یکسان، نقشه های نهایی پتانسیل اراضی به مقیاس 50000/1 در محیط نرم افزار Arc View به دست آمد. مطالعات انجام شده نشان داد که 43/22% از کل منطقه مطالعاتی به وسعت 17604 هکتار برای احداث باغات بادام مناسب می باشد. این مناطق عمدتا در بخش های کوهستانی و مرتفع جنوبی با شرایط اکولوژیکی و بیولوژیکی مناسب تر قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد که به کار بردن شاخص آسیب پذیری زیست محیطی برای طبقه بندی قابلیت اراضی، امکان تفکیک مناسب تر اراضی را برای کاربری های کشاورزی فراهم می آورد. همچنین، به هنگام انجام طرح های توسعه کشاورزی و باغداری نتایج این پژوهش، امکان برنامه ریزی را برای به حداقل رساندن ریسک و خطر آسیب به منابع طبیعی فراهم می سازد و می تواند در برنامه ریزی های توسعه ای، تعادل بین طرح های به اجرا گذارده شده و محیط زیست را فراهم کند.
    کلیدواژگان: Amygdalis communis، امکان سنجی، تصمیم سازی چندمعیاره، برنامه ریزی توسعه، مناطق خشک، محیط زیست
  • وحیده صمدیان ساربانقلی، سید رضا طبایی عقدایی*، بهلول عباس زاده، محمدحسین لباسچی صفحات 70-78
    با توجه به نقش تغذیه در کمیت و کیفیت محصول گل محمدی، آزمایشی در سال 1390 در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور به صورت کرت های خرد شده بر پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. عامل اصلی مصرف کودهای تلفیقی در پنج سطح (1: شاهد بدون کوددهی، 2: نیتروژن 40، فسفر 40 و پتاسیم 0 کیلوگرم به همراه 15 تن در هکتار کود دامی در هکتار، 3: نیتروژن 40، فسفر40 و پتاسیم 40 کیلوگرمبه همراه 15 تن کود دامی در هکتار، 4: نیتروژن 80، فسفر 80 و پتاسیم 40 کیلوگرم به همراه 30 تن کود دامی در هکتار و 5: نیتروژن 120، فسفر 120 و پتاسیم 80 کیلوگرم به همراه 40 تن کود دامی در هکتار)و عامل فرعی محلول پاشی با کلات آهن در چهار سطح به صورت 1، 2 و 3 بار و بدون محلول پاشی بود. اثر کودهای تلفیقی و محلول پاشی کلات آهن بر تمام صفات اندازه گیری شده در سطح احتمال 1% معنی دار بود. تیمار کودی نیتروژن 80، فسفر 80 و پتاسیم 40 کیلوگرم به همراه 30 تن کود دامی در هکتارتولید بیش ترین تعداد گل در بوته و در هکتار را در پی داشت. به لحاظ آماری بین تعداد محلول پاشی ها تفاوت معنی داری وجود نداشت و هر سه سطح محلول پاشی نسبت به تیمار شاهد عملکرد گل بالاتر و معنی داری نشان داد. اثر متقابل تیمار کودی نیتروژن 80، فسفر 80 و پتاسیم 40 کیلوگرم به همراه 30 تن کود دامی در هکتاربا دو بار محلول پاشی بیش ترین درصد اسانس را داشت. مصرف همزمان کودهای شیمیایی، دامی و محلول پاشی ریزمغذی ها باعث افزایش عملکرد شد. بنابراین با این ترکیبات کودی می توان کاهش کمیت و کیفیت محصول در نیمه دوم گلدهی را جبران نمود.
    کلیدواژگان: عناصر پرمصرف، میکروالمان، ماکروالمان، ریزمغذی ها، تغذیه، Rosadamascena
  • مهراب یادگاری*، سحر کریمی صفحات 79-88
    گیاه پالایی تکنیکی جهت پالایش زمین و اصلاح خاک های آلوده از فلزات سنگین است. به دلیل انتشار آسان، همچنین تحمل بالا به خشکی، شوری و فلزات سنگین،خرفه به عنوان یک گیاه انباشتگر فلزات سنگین مطرح می باشد.به منظور بررسی اثر فلزات سنگین نیکل و کادمیوم بر رشد، عملکرد و سایر صفات زراعی گیاه دارویی خرفه، آزمایشی بر پایه طرح کاملا تصادفی به صورت فاکتوریل با دو عامل سطوح مختلف نیکل (0، 20، 60 و 120 میلی گرم بر کیلو گرم) و سطوح مختلف کادمیوم (0، 5، 20 و 40 میلی گرم بر کیلو گرم) در بهار و تابستان سال 1391 به صورت گلدانی در مزرعه ی تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد انجام شد. نتایج نشان داد که سطوح مختلف کادمیوم و نیکل، تاثیر معنی داری بر خصوصیات مورفولوژیک و فیزیولوژیک گیاه خرفه داشته و با افزایش غلظت، مقدار صفات ارزیابی شده به طور معنی داری نسبت به تیمار شاهد کاهش یافت. بیشترین ارتفاع بوته، وزن تر و خشک شاخساره و ریشه ی گیاه، درصد عصاره مربوط به گیاهان شاهد و پایین ترین میزان مربوط به گیاهان تحت تیمار با بالاترین سطوح آلودگی ترکیبی نیکل (120 میلی گرم بر کیلوگرم) و کادمیوم (40 میلی گرم بر کیلوگرم) و نیز تیمار منفرد کادمیوم (40 میلی گرم بر کیلوگرم) بود. همچنین نقش منفی کادمیوم به مراتب بیشتر از نیکل بود و باعث کاهش شدید صفات مورد بررسی گردید.
    کلیدواژگان: هوی متال، Portulaca oleracea، Ni، Cd، سمیت خاک
|
  • Ata Amini*, Rangin Heydari, Homayoun Faghih Pages 1-13
    The current study was conducted to estimate of orchards water requirements based on various climate zones in Kurdistan province، Iran and to compare those requirements of the same crops based the province cities. Basic information and essential data such as meteorological and vegetation data were extracted from reports and available maps. The Kurdistan climate was derived using De Martonne method and the water requirements in each climate were determined using CROPWAT8. 0 model. Cities water orchards requirements having synoptic station were estimated using this model. Recognizing of various climates in a city level revealed that water requirement estimation studies based on climates give better results than those were conducted based on the cities in the province. As the calculated water requirements values based on city’s border can be trusted while the whole city located in a climate zone such as the Ghorve and Bijar. The findings of the research indicated a significant difference between the calculated water requirements based on cities and those derived considering the climate zones distinguished in the same city، such as Sanandaj، Saghez and Marivan. The most visible differences in calculated water requirement based on climate zone revealed in group 1of orchards in semi-arid climates for Sanandaj which were increased as 22% more than that estimated based on the city’s border. In addition، the 0. 9% increments in water requirements in group 2 for humid zone in Sanandaj were the slightest changes obtained in this research due to altering of the calculation based on city’s border to climate zone. The results would be of interest of researchers and those who are involving in agriculture and water resources management fields through the allocation of limited water resources based on the climatic conditions.
    Keywords: water resources, consumption management, climate, orchards, CROPWAT Model, consumption pattern
  • Abdollah Bahrani* Pages 14-24
    The experiment was conducted in Islamic Azad University - Ramhormoz Branch in 2011، based on a complete randomized block design as split-plot with three replications on S 500 corn cultivar. The main plots consisted of three irrigation methods including full، variable، and fixed irrigation methods. Each subplot received three rates of potassium fertilizer as 0، 150 or 300 kg ha-1. The results showed that the plots received full irrigation resulted in significantly higher grain yield than other irrigation methods. The highest water use efficiency (1. 29 kg m-3) was obtained in variable irrigation and the lowest one (1. 08 kg m-3) was in full irrigation. Potassium application increased relative water content and grain protein percentage in variable irrigation and fixed irrigation than full irrigation treatment. Full and fixed irrigation treatments produced the lowest and the highest abscisic acid concentration at any potassium levels. Considering that the alternative irrigation method، whether variable or fixed، decreased used water and also increased water use efficiency، therefore using mentioned irrigation method can be a suitable method in deficit water condition and high water cost، could be better than full irrigation method in corn in this region.
    Keywords: regular deficit irrigation, alternative irrigation, Zea mays, relative water content, abscisic acid, chlorophyll content
  • Sepideh Biriyay*, Manouchehr Khodarahmi, Davood Habibi Pages 25-37
    To evaluate of salinity tolerance indices in 17 commercial cultivars and 34 lines of bread wheat against salinity of sodium NaCl، an experiment was conducted in growing season of 2012 in factorial experiment based on randomized complete block with two replications and in salt concentration of 0، 8 and 16 ds m in the greenhouse. In this study، total plant dry weight was measured. To assess the salt tolerance of genotypes stress susceptibility (SSI)، tolerance (TOL)، stress tolerance (STI)، geometric mean productivity (GMP) and the mean productivity (MP) indices were used. In this study، regarding to the indices of MP، GMP and STI، Farahan 4452، Saruq 4468، Trfan 4678، Parsi، Rezaieh 2745 and Nishapur genotypes identified to have the highest yield in both control and salt stress conditions. Therefore، they can be used in saline and non-saline or uncertain areas، also because they had high biological yield. On the other hand، it was observed that Roshan، MV-17، 22762، Zarea، 22919، Azerbaijan 2664 and Mahabad 1856 genotypes had the lowest rate of TOL and SSI indices and they can be grown in saline areas because of having high biological yield in stress condition.
    Keywords: common wheat, Triticum aestivum, stress Tolerance, germination index, biological yield, biomass
  • Soleiman Jamshidi*, Seyyedeh Maryam Shahidi, Mohammad Sohrabi, Samira Jamshidi Pages 38-47
    Lichens are known as one of the greatest sources of natural compounds having antibiotic properties which some of them are being used as drugs for special diseases therapy. In current study، inhibitive، bacteriostatic and bactericidal activities of methanol extracts of five lichens derived from Arasbaran، East Azarbaijan Province of Iran including Pleopsidium gobiensis، Parmelina tiliacea، Anaptychia setifera and Lecanora argopholis on some plant derived bacteria such as Pseudomonas fluorecens، Bacillus subtillis and Enterobacter sp. were studied using disc diffusion and minimal inhibitory and bactericide concentration methods. Methanol extracts of lichens had significant inhibitive effects of studied bacteria other than Enterobacter sp. in disc diffusion agar method. A. setifera extracts had less inhibitive in bacteria than others. All lichens extracts had more or less bacteriostatic and bactericidal effects on bacteria. Methanol extracts of all lichens had various bacteriostatic and bactericidal effects on bacteria P. gobiensis and P. tiliacea had much more bacteriostatic and bactericide comparing two other lichens. Lichens extracts was more inhibitive against B. subtillis. The bacteriostatic and bactericidal reaction of Enterobacter sp. to lichen extracts was more than two other bacteria. Regarding results of the results، the lichens extracts could have remarkable potential for studied plant bacteria biocontrol and might be considered as promising agents against pathogens.
    Keywords: biocontrol, antibacterial activity, natural compounds, antimicrobials, bacteriostatic, bactericide
  • Hamid Sadeghi*, Hassan Rassoli, Masood Zadeh Bagheri Pages 48-57
    To study the effect of NaCl salinity on the uptake of mineral elements in different organs of eggplant three cultivars including Jahrom landrace، Dezful slim، Indian cottage grown in outdoor conditions، an experiment was performed based on a completely randomized design with 10 replications. Ten days old seedlings equal in height and stem diameter in crown area were transformed into plastic pots containing 9 kg local field soil and irrigated with tap water for 20 days. Seven salinity levels were used with concentrations of 0، 10، 20، 40، 60، 80 and 100 mM NaCl. Different amounts of NaCl were added to tap water with electrical conductivity of 219 μS. cm-1 and salinity stress followed for five months. The results showed that the salinity caused increasing Na+ concentration in root، shoot، and leaf and Ca2+ in roots. Moreover، the salinity decreased the root potassium، leaf calcium، and the ratio of K+/Na+ in root، stem and leaf. No significant changes were recorded in the accumulation of potassium in leaf and stem calcium in stem and nitrate in leaf. Among studied cultivars based on measuring the accumulation of excess ions، the Jahromi landrace were evaluated as a higher tolerance genotype in comparison with Dezful slim cultivar which showing the highest sensitivity to NaCl salinity.
    Keywords: Solanum melongena, mineral nutrition, salinity stress, plant nutrition, macroelements, screening
  • Mohammad Hassan Sadeghi Rave* Pages 58-69
    To feasibility development of Amygdalus communis cultivation, land capability classification on the basis of Multiple Criteria Decision Making (MCDM) and Environmental Vulnerability Index (EVI) indices was studied in Khezrabad desert area (with 53˚, 55 - 54˚, 20' E and 31˚, 45- 32˚, 15 N), in Yazd province. In this study, the environmental vulnerability index was determined in each work unit; then the final maps of land potential with a 1:50000 scale resolutions were obtained by units with the same class, by Arc View3.2 software. The results showed that 22.43% of the whole studied area (17604 ha) was proper for almond cultivation. This part is located at mountainous and hilly areas. These areas have better ecological and biological conditions comparing to other parts of studied area. According to the results, EVI index was suitable ability for zoning of land capabilities for Amygdalus communis cultivation. The results could be apply for decreasing the risk of agricultural development projects and making balance between development projects and environment according to priorities and zonation of land capability of the area.
    Keywords: Amygdalus communis, feasibility, Multiple Criteria Decision Making (MCDM), development planning, arid area, environment
  • V. Samadiyan, Sarbangholi, S. R. Tabaei, Aghdaei*, B. Abbaszadeh, M. H. Lebaschy Pages 70-78
    According to the nutrition role in product quality and quantity of Rosa damascena, in order to determine appropriate amounts and new consumption methods (foliar spray), this project was conducted in Research Institute of Forests and Rangelands, as split plot with three replications during 2011. Main plot consisted of combined fertilizer at 5 levels 1: N0, P0 & K0kg/ha + manure 0ton/ha, 2: N40, P40 & K0kg/ha + manure 15ton/ha, 3: 40, P40 & K40kg/ha + manure 15ton/ha, 4: N80, P80 & K40kg/ha + manure 30ton/ha & 5: N120, P120 & K80kg/ha + manure 40 ton/ha) and sub plot were foliar spray of iron chelate at four levels (0, 1, 2 & 3 times). The analysis of variance showed that the effect of main and sub factor were significantly different for all of measured traits (α≤0.01). According to results, the highest flower number per bush (3937.8n/plant) and hectare 4374840n/ha) belonged to fertilizer treatment 4. There was no significant difference between foliar spray numbers but each of them had higher flower yield per bush and hectare than control treatment (free foliar spray). Interaction effect of fertilizer treatment 4 in 2 foliar spray showed the highest oil percent with 0.0658%. The highest oil yield (3965.8g/ha) observed in treatment 4 in 3 foliar spray. Based on these results, simultaneous use of chemical fertilizer (NPK), manure and foliar spray of microelements increased yield. So, this fertilizer compound could be compensated the problem of reducing quality and quantity of product in the second half of flowering period.
    Keywords: macroelements, microelements, foliar spray, nutrition, Rosa damascena
  • Mehrab Yadegari*, Sahar Karimi Pages 79-88
    In order to soil remediation from pollution by heavy metals, a new technical has been recently proposed called phytoremediation. Purslane is also highly tolerant against lack of water and salinity and can be regarded as a hyper accumulator of heavy metals. To study the effect of the nickel and cadmium on growth, yield and other characters of Portulaca oleracea L. a pot experiment was carried out in a completely randomized factorial design with three replications in the field of Azad University of Shahrekord, Iran, in the spring and summer of 2012. Treatments of this experiment included different levels of nickel (0, 20, 60, 120 mg/kg) and different levels of cadmium (0, 5, 20, 40 mg/kg). The results of this research showed that different levels of nickel and cadmium have a significant effect on the morphological and physiological characters of Portulaca oleracea L. and along with increasing the concentration of the heavy metals, these characters significantly decreased in comparison with the control plants. In classifying the averages of height, shoot and root dry matter and percentage of the extract, the highest amount belonged to the control plants and the lowest amount to the plants under combined treatment of nickel (120 mg/kg) and cadmium (40 mg/kg) and the single treatment of cadmium (40 mg/kg). Furthermore, the toxic properties of cadmium are more than nickel decreased most of measured characters.
    Keywords: heavy metal, Portulaca oleracea, Ni, Cd, Soil Toxicity