فهرست مطالب

کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 29 (پاییز و زمستان 1393)
  • پیاپی 29 (پاییز و زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/12/22
  • تعداد عناوین: 8
|
  • کوروش منوچهری*، علی اصغر باباصفری صفحه 9
    در تقسیم بندی شعر از لحاظ محتوا و عوامل درونی، با چهار گونه حماسی، غنایی، تعلیمی و نمایشی رو به رو هستیم. این تقسیم بندی بدین معنی نیست که یک اثر ادبی به طور کامل به یک گونه خاص تعلق دارد زیرا در آثار ادبی، گونه های شعر با یکدیگر تداخل دارند. به دیگر سخن یک اثر غنایی می تواند دارای بخش های حماسی باشد و در یک اثر حماسی می توان نشانه هایی از شعر تعلیمی یا غنایی دید.
    حماسه هیچ گاه از جنبه های غنایی تهی نبوده است. بویژه منظومه سام نامه که از آثار دوره سبک عراقی در ادب فارسی است و جنبه عاشقانه آن بسیار پر رنگ می نماید. در بررسی این منظومه، دوازده موضوع غنایی از جمله: شکوائیه، مرثیه، نیایش نامه، ساقی نامه و مغنی نامه، سوگند، مفاخره و... شناسایی شده است. در اغلب این موضوعات غنایی، زبان و لحن حماسی رعایت نشده است. به دیگر سخن، این منظومه دارای وحدت لحن نیست. همچنین بسامد بسیار برخی از گونه های غنایی، متاثر از اوضاع اجتماعی زمان سرایش منظومه یعنی روزگار استیلای مغول است.
    کلیدواژگان: سام نامه، خواجوی کرمانی، ادب حماسی، ادب غنایی
  • زهرا سادات طاهری قلعه نو*، حسن ذوالفقاری، بهادر باقری صفحه 45
    این مقاله بر مبنای دانش نام شناسی، به بررسی شخصیت های قصه های عامیانه می پردازد. مبنا بررسی ها قصه فیروزشاه نامه است؛ زیرا در این رمانس عامیانه 234 شخصیت با تیپ های اجتماعی مختلف و تنوع نام ها دیده می شود. علاوه بر این با مراجعه موردی به سایر رمانس های عیاری؛ چون ابومسلم نامه، اسکندرنامه، امیرارسلان نامدار، سمک عیار، حسین کرد شبستری،حمزه نامه و داراب نامه طرسوسی بهمقایسه و تحلیل نام های اشخاص داستانیاین آثار نیز پرداخته ایم. هدف این پژوهش، تحلیل و بررسی نام شخصیت های مختلف از منظرهایی؛ چون تیپ اجتماعی، معنا و مفهوم، ساختار، آوا، مکان زندگی و جنسیت است. با این تقسیم بندی نام شخصیت ها بر مبنای تیپ اجتماعی افراد؛ حیوانات و موجودات وهمی و نام های معنادار و بی معنا و نام های ساده، مشتق و ترکیبی و نام های ی هجایی، دو هجایی، سه هجایی، چهار هجایی و بیشتر و نام های پسوند دار مکانی و نام های زن و مرد تفکیک و تحلیل شده است. نتایج بیانگر آن است که شاهان 17%، صاحب منصبان،جنگجویان،غلامان 98%، اربابان معرفت 1%، فرهیختگان 2%، اشرافیان 1%، عیاران 7%، جادوگران 1%، پهلوانان 6%، فرومایگان4%، زنان 10%، پیشه وران و صاحبان مشاغل 3%، کودکان 1%، موجودات وهمی 5% از شخصیت های داستان را به خود اختصاص داده اند. تعداد اسامی بی معنا با 53% اسم، تعداد بیشتری از اسامی و اسامی معنادار با 47% کمترین میزان است. از نظر ساختار نیز نام های ساده با 67% اسم بیشتر از اسامی مشتق با 13% و اسامی اسامی ترکیبی با 20% است. از منظر آوایی نیز نام های سه هجایی با 72% بیشترین سهم را در بر دارد. از منظر مکان زندگی حدود 9% اسامی با توجه به پسوند اسمی که دارند به مکان زندگی شخصیت ها اشاره دارند و حدود 91% بدون پسوند مکانی هستند. در کل از میان شخصیت های این داستان 10 % را زنان و 90 % را مردان در بر گرفته اند.
    کلیدواژگان: فیروزشاه نامه بیغمی، نام شناسی داستان، قصه های عامیانه فارسی
  • محدثه هاشمی*، زینب نوروزی صفحه 89
    ادبیات شگرف در حیطه نقد و انواع ادبی مطرح شده است. در این نوع ادبی با رخدادهایی رو به رو هستیم، که خواننده در نگاه اول نمی تواند، تصمیم بگیرد، که این حوادث واقعی است یا غیرواقعی. خواننده در طول رمان درمی یابد، اتفاقاتی که رخ می دهد، واقعی است و در ادامه با توجی هات عقلانی و منطقی و در نظر گرفتن برخی شروط، ماجراها را طبیعی در نظر می گیرد. ادبیات شگرف در دو حوزه ساختاری و محتوایی قرار می گیرد و افرادی چون تودورف در ساختار و کسانی چون فروید در بحث روانشناسی و محتوایی به تعریف و توضیح آن پرداخته اند. هر دو نظریه پرداز تردید و ترس را اصلی ترین ویژگی های ادبیات شگرف می دانند. ترس و تردید در خواننده، راوی و شخصیت ها وجود دارد. تردید مقوله ای است که تودورف بر آن تاکید دارد، در حالی که فروید ترس را بیشتر مدنظر قرار می دهد. نگارندگان در این مقاله به تحلیل ساختاری و محتوایی رمان «درخت انجیر معابد» نوشته احمد محمود از منظر ادبیات شگرف، می پردازند. برای تحلیل و بررسی رمان، ابتدا کلیتی از اثر در انطباق با ادبیات شگرف بیان شد، همچنین شروط و توجی هاتی که تودورف برای ادبیات شگرف قائل شده است، در این مقاله ذکر و بررسی شد، سپس عناصر و شگردهای داستان نویسی رمان که منطبق با ادبیات شگرف است، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. از میان این عناصر و تکنیک ها، نوع توصیف شخصیت ها، زاویه دید، کانونی شدگی بیانگر تردید شخصیت است و جریان سیال ذهن، مضمون، تداعی معانی و تقابل به خواننده این امکان را می دهد تا در برداشت هایش به تردیدی که در شخصیت و متن به وجود آمده است، پی ببرد. نتیجه این پژوهش حاکی از آن است، که در این اثر با انواع تردید رو به رو هستیم: تردید خواننده، راوی و شخصیت. در نتیجه رمان درخت انجیر معابد به خاطر برجسته بودن ویژگی تردید در آن و نیز وجود اتفاقات عجیب و غریب و نیز نحوه خاص روایت در پیوند با عناصر داستان در آن در زمره ادبیات شگرف قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: ادبیات شگرف، عناصر و شگردهای داستان نویسی، درخت انجیر معابد، احمد محمود
  • عظیم جباره ناصرو*، زهرا ریاحی زمین صفحه 133
    یکی از مضامینی که در بیشتر منظومه های پهلوانی پس از شاهنامه دیده می شود، حضور قهرمانان و پهلوانان دور ه های گذشته و تاثیر آنها در داستان است. بررسی منظومه های پهلوانی پس از شاهنامه فردوسی نشان می دهد که نیاکان و درگذشتگان- که اغلب قهرمانان و پهلوانان دوره های گذشته هستند- به سه گونه در این منظومه ها حضور یافته و تاثیرات بنیادینی در سیر داستان ایجاد کرده اند: 1- نخست اینکه در بیشتر منظومه های پهلوانی، دخمه ها، قلعه ها و گاه مناره ای وجود دارد که قهرمان دوره گذشته پندنامه و گنجی در آن به جای گذاشته است؛ اغلب پهلوان/ پادشاه دوره گذشته به وسیله آن پندنامه با قهرمان داستان ارتباط برقرار می کند و اندیشه او را تحت تاثیر قرار می دهد.2- گاه نیز قهرمان دوره گذشته به خواب قهرمان داستان می آید و با راهنمایی های خود، او را به راهی می خواند و یا اینکه از کاری بازمی دارد. 3- وجود جنگ ابزارهای پهلوانان دوره گذشته در دست قهرمان داستان. گفتنی دیگر اینکه قهرمانان مزبور با دیوان و جادوگران ارتباط دارند و اغلب این قهرمانان برای حفاظت از گنجی که پنهان کرده اند، از دیوان و جادوان مدد گرفته اند. در این جستار کوشش شده است با بررسی منظومه های پهلوانی پس از شاهنامه فردوسی، حضور نیاکان و چگونگی تاثیر آنها در جریان داستان ها بررسی شود.
    کلیدواژگان: منظومه های پهلوانی، حماسه سرایی، قهرمانان حماسی، دیو
  • سمیه فرازمند*، سیدمحمود الهام بخش صفحه 161
    با تشکیل حکومتهای ایرانی در قرنهای سوم و چهارم و حمایتهای امرای این حکومتها از شعر فارسی، هر روز تعداد بیشتری به شعر و شاعری روی آوردند. این روند در دوران حکومتهای غیر ایرانی ای که پس از سامانیان بر ایران فرمانروایی کردند، حتی گاه با شدت بیشتری نیز ادامه یافت. داستان پاداشها و امتیازات مختلفی که شاعران در دربارها می یافتند، در منابع تذکره ای و تاریخی ذکر شده است. در عین حال، پیوستن به دربار و تقرب به پادشاهان، رنجها و ناکامی هایی نیز برای شاعران به همراه داشته است. دربار برای شاعران، خطرآفرین بوده، آزادیشان را محدود می کرده و گاه حتی آنان را به تحمل توهینها و آزارها نیز وامی داشته است. در نتیجه این وضعیت، بسیاری از آنان، از شعر و شاعری اظهار بیزاری و حتی عده ای از دربار کناره گیری کردند.
    در این مقاله، ابتدا انواع ناکامی هایی که شاعران را در محدوده زمانی از آغاز شعر فارسی تا حمله مغول، آزرده ساخته، ذکر شده است. این ناکامی ها به ترتیب بسامد عبارتند از: فقر یا نیاز مادی، باز ماندن از سیر و سفر، بی توجهی به شاعران یا عدم توجه کافی به آنان، زندانی شدن، رانده شدن از دربار، مرگ بر اثر ارتباط با دربار، هجو شدن، عزل شدن از مقام خود، تبعید، تعقیب، مصادره اموال و واداشته شدن به کارهای پست. در مرحله بعد، علت وقوع این ناکامی ها بررسی و نشان داده شده است که استبداد حکومتهای این دوره، تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی و خست ممدوحان، در کنار عوامل روانی و شخصیتی شاعران درباری و در مواردی اقبال بد، در وقوع این ناکامی ها موثر بوده اند. در ادامه، بازتاب ناکامی های شاعران در شعر آنان بررسی شده است. در این بخش به اعتذاریه ها، شکواییه ها و مفاخره های شاعران که غالبا، حاصل ناکامی های آنان، پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: شعر مدحی، شاعران درباری، ناکامی شاعران، شکوائیه، مفاخره
  • روح الله خادمی*، محمدحسین کرمی صفحه 187
    در کنار رودخانه خروشان شعر فارسی در بستر زمان، نقد شعر همچون جویبار کوچکی از دیرباز جریان داشته است. این جویبار در مقطعی به مجد همگر شاعر استاد قرن هفتم می رسد که به پشتوانه ملک الشعرائی، دست به نقد ادبی نیز زده است. مباحثی چون داوری شعر انوری و ظهیر فاریابی و نیز مقایسه بین سعدی و امامی، از مباحث مشهور در نقد سنتی روزگاران گذشته است. به مدد این دو داوری، در بررسی تاریخی نقد شعر در ایران، مجد همگر به عنوان یکی از منتقدین ادبی قرن هفتم شناخته شده است. اما انتقادات مجد همگر به این دو مورد محدود نمی شود و دیوان او به لحاظ دیدگاه های نقادانه قابل تامل است. در این مقاله دیدگاه های انتقادی مجد در نقد فنی، نقد اخلاقی، نقد اجتماعی و نقد بی معیار مطالعه و بررسی شده است.
    حاصل بررسی ها بیانگر آن است که مجد همگر در حوزه نقد فنی، تکرار را نمی پسندد و در عین حال شاعران خراسانی و غزنین را شاعرانی نغزگوی می داند. در حوزه نقد اخلاقی به رغم نکوهش ملازمت دربارها و هزل سرایی، در مواردی به چنین توصیه ای پایبند نیست. در نقد بی معیار، نقد ذوقی را چندان قابل اعتنا نمی داند.
    در مجموع مجد همگر علاوه بر شاعر بودن منتقد توانایی است اگرچه خود نیز در مواردی هنجارهای نقد را زیر پا گذاشته است.
    کلیدواژگان: مجد همگر، نقد شعر، نقد سنتی، نقد بی معیار
  • محمود آقاخانی بیژنی*، اسماعیل صادقی، سید جمال الدین مرتضوی صفحه 225
    پژوهش حاضر، به نقد و تحلیل عناصر داستان در گزیده ای از شعر های روایی شاعران معاصر اختصاص یافته است. در این پژوهش، پس از مقدمه که اشاره ای به اشعار روایی است، مهمترین عناصر داستان: شامل پیرنگ (طرح)، شخصیت، دیدگاه، فضا و صحنه در ده شعر روایی معاصر بررسی شده است. برخی از این شعر های روایی دارای پیرنگی ساده و بر اساس زمان خطی، و برخی دیگر پیچیده اند و بر اساس زمان غیر خطی گسترش می یابند. شخصیت های این شعر ها ساده، تمثیلی و در مواردی پویا هستند و شاعران با توصیفات مستقیم و غیر مستقیم، آنان را به خواننده معرفی می کنند. این شعر ها از زوایای مختلفی چون دانای کل (راوی سوم شخص)، من راوی (راوی اول شخص) و گفت و گو روایت می شوند و در بعضی از این شعر های روایی، مکالمه، عنصر درونی متن روایی است. شاعران با توصیف شخصیت ها و محیط اطرافشان صحنه آرایی می-کنند و این توصیفات فضایی کاملا طبیعی را برای خواننده ترسیم می کند که زمان و مکان آنها کلی است.
    کلیدواژگان: شعر روایی معاصر، عناصر داستان، نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث، سیاوش کسرایی، قیصر امین پور، حمید مصدق
  • کیانوش دانیاری، علی نوری* صفحه 257
    ناصرخسرو(394-481 ه.ق.) بیش و پیش از آنکه شاعر باشد، فیلسوف، استاد اخلاق و کلامی ژرف اندیشی است که تمام هم او بیم دادن مخاطبان به پرهیز از ظاهربینی و تاکید بر ضرورت تامل و ژرف نگری در امور عالم بوده است. هدف اصلی ناصرخسرو از سرودن اشعار، توجه دادن به تحول و استعلای شخصیت انسان است. وی معتقد است انسان موجودی است که ماهیتش از قبل مشخص نیست ومی تواند براساس «آزادی» و «انتخاب» به وجود واقعی خود دست پیدا کند. او انسان را مسئول اعمال خویش می داند و سعی می کند وی را نسبت به این مسئولیت، حساس و نگران کند. فیلسوفان اگزیستانسیالیست نیز نگاهی کم و بیش مشابه ناصرخسرو به انسان و مسائل او دارند. «نگرانی» و «دلهره» (Anguish، Anxiety) از اصول مهم اگزیستانسیالیسم محسوب می شود؛ زیرا از نظر آنان، دلهره و نگرانی باعث حرکت و استعلای انسان می گردد. نگرانی های اساسی مطرح در مکتب اگزیستانسیالیسم عبارتند از نگرانی آزادی(Anguish of Freedom)، نگرانی بودن (Anguish of Being) و نگرانی در قبال «اینجا» و «اکنون» (Anguish Before Here And Now). در این مقاله سعی شده است تامسائل اصلی مطرح در مکتب اگزیستانسیالیسم با نگرانی های موجود در دیوان ناصرخسرو مقایسه و بررسی شود و علاوه بر این موارد، نوع خاصی از نگرانی که می توان آن را با ملاحظاتی، «نگرانی از طبیعت» نامید، در دیوان ناصرخسرو وجود دارد که در جنب دیگر موارد، در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد.آنچه از این بررسی و پژوهش به دست آمد حاکی از آن است که آراء ناصرخسرو شباهت های چشمگیری با اندیشه ها و آراء فیلسوفان اگزیستانسیالیسم دارد؛ بویژه از حیث اضطراب های هستی شناسانه و دلهره نسبت به موقعیت و سرنوشت انسان.
    کلیدواژگان: اگزیستانسیالیسم، ناصرخسرو، دلهره های فلسفی، کی یر کگورد
|
  • Kooroush Manouchehri*, Ali A. Babasafari Page 9
    Isfahan University Abstract Categorizing poem by content, results in four literary genres that are epic, lyric, didactic and dramatic. It does not mean that these genres are pure literary genres as they have been integrated with each other. In other words, a lyrical work can have epical parts, and an epical work can mix with didactic or lyrical themes. Epic poems are not devoid of lyrical themes, especially, Sam Nameh that belongs to the Iraqi era, and its romantic aspect is very dominant. In this study, lyrical themes such as love story, oath, hymn, elegy, panegyric, complaint, anacreontic verse, boasting poem, etc have been presented. In these lyrical themes, the epical tone and antiquity of the language are not considered: As Sam Nameh does not have unity of tone, and the frequency of most of lyrical themes is under the social influence of Mongol's dominant era.
    Keywords: Sam Nameh, Khajukermani, Epic, Lyric
  • Zahra S. Taheri*, Hassan Zolfeghari, Bahador Bagheri Page 45
    The science of onomastics is a part of lexicology and a subsidiary section of general linguistics and helps us to analyze fiction characters through their names. This paper tries to analyze the characters of folk tales based on onomastics. The original text in this research is Firoozshah Nameh because it consists of more than 300 characters (human, demons and fairy) with positive and negative roles and various names. Noticing on the importance of this folk romance and few researches about it, this paper tries to introduce some literary values of it. Moreover it refers to other important Iranian folk romances like Abumoslim Nameh, Iskandar Nameh, Amir Arsalan e Namdar,… and analyses the names of their characters. Based on onomastics it tries to show the relations between the names and themes of the story. This paper is amongst the first researches in onomastics of fiction characters in Iran, so with dividing the names of characters and offering the statistical analysis it can be a pattern for other similar debates in other literary fields.
    Keywords: Narrative onomastic, Iranian folk tales, Firoozshah Nameh
  • Zeynab Nowruzi, Mohaddese Hashemi* Page 89
    Fantasy literature has been raised in the field of literary criticism. In this kind of literary we face events that the reader at first glance cannot decide which of these events is true or false. Throughout the novel the reader finds out the events that occur are real and consider the events as natural by the rational justification and considering some conditions. Fantasy literature is placed in structural and content areas and people like Todrov in structure and Freud such in psychological and content discussion as those discussed defined and explained it. Both of theorists knew doubt and fear as the main features of fantasy literature. Fear and doubt exist in the reader, the narrator and the characters. Doubt is a notion that Todorov emphasizes on it, while Freud considers fears more. The authors of this paper analyze the structure and content of the novel "Derakht-e Anjir-e Maabed" written by Ahmad Mahmoud with regard to fantasy literature. For analyzing the novel, first the totality of the work described incompliance with the fantasy literature, as well as the conditions and justifications for the fantasy literature that Todorov distinguishes are studied in this paper, then the elements and techniques of fiction novel comply with fantasy literature reviewed and analyzed. Among these elements and techniques, the kind of describing characters, point of view, and focal disruption represent the doubt of character, and stream of consciousness, contents, association of meanings, and contrast gives the reader the chance to realize the doubt in characters and the text in his impressions. The results show that there is a variety of hesitance in this novel, hesitance of reader and hesitance of narrator and character. So the novel "Derakht-e Anjir-e Maabed" proves well to belong to the fantasy literature because of prominent the feature of doubt, occurrence of strange events, and specific narrative in connection with elements of story.
    Keywords: Fantasy Literature, Elements, Techniques of Fiction, Derakht, e Anjir, e Maabed, Ahmad Mahmood
  • Azim Jabbareh Nasero*, Zahra Riahi Zamin Page 133
    One of the themes most commonly viewed in Persian epic poems after Shahnameh is the presence of heroes from the past eras and their effective role in the story. A survey on heroic poems after shahnameh demonstrates that the ancestors and the death –the majority of which are heroes and champs from past eras- have taken part and made fundamental effects in the story in three ways: 1- first of all, in most of the heroic poems there are crypts, castles and minarets in which the past hero has left a didactic letter and a treasure. The past hero/king relates to the protagonist through that letter and makes some influence on his thoughts. 2. sometimes the passed away hero calls the living one for doing something or prevents him from doing something through a dream. 3- the third way consists of the weapons of passed away heroes being used by the protagonist. This essay also considers the past hero’s relationship with beasts and sorcerers. In most cases, these heroes have asked beasts and witches for help in order to preserve the buried treasure. This essay seeks to study the presence of past heroes and their influence on the story through considering the epic poems after Shahnameh.
    Keywords: Heroic Poems, Crypts, Treasure, Beast, Dream
  • Somayeh Farazmand, * Seyed Mahmood Elhambakhsh Page 161
    With the establishment of Iranian governments through the third and fourth centuriesA.H. and their encouragement, more and more poets inclined to poetry. During thereign of non-Iranian governments ruling after the Samanid era, this trend continuedeven more highly than before. So that a great number of scientists and the learnedones in hope for income and profits, began to compose panegyric poems about thekings and dignitaries. One can find some details about the rewards and applaudsgained by the poets at courts in different historical and anthology books. Meanwhile,joining the court and attendance of the kings has caused some sufferings anddisappointments for them, too.The court environment created dangers and limited the freedom of the poets. Inmany cases, it even made them tolerate insults and pains while sometimes they onlyachieved a little sum of money. As a result of this condition which continued moreintensely through the fifth and sixth centuries, we find many poets who displayedhatred towards poetry or even left the court.In this essay, firstly, the variety of disappointments imposed on the poets duringthe period between the rise of Persian poetry and the Mongol invasion is investigated.We can enumerate them according to the quantity and frequency of each one asfollows: Poverty and lack of welfare, disability to travel through the country orabroad being forgotten and lack of attention towards them, being imprisoned,banishment from the court, unexpected death subject to court conditions, beinglampooned, deposal of ones, tenure, going on exile, being under legal pursuance,requisition of patrimony and tolerating base jobs.After that, the cause of these disappointments is studied which shows that thedictatorship of the rulers in this era, the change in political and social conditions, theincrease in the number of poets and the meanness of the patrons along with somepsychological factors in the poet's characters as well as ill fate in some cases haveaffected the appearance of these disappointments. This part also deals with the poemsincluding apology, complaint and self-glorying of the poets mainly caused by theirdisappointments.
    Keywords: Panegyric poem, Court poets, Poet's disappointments, Complaint, Self, glorying
  • Roohallh Khademi*, Mohammad H. Karami Page 187
    Along roaring river of Persian poetry in the context of the time, poetry criticism like a small brook has been flowing smoothly. This stream at a short section conduces to Majdehamgar, master poet of seventh-century who as “poet laureate”, considered as a literary critic. The comparison made by him between poetry of Anvari and Zahir and Sa’di and Emami, is one of known issues in the old traditional criticism. Through these two judgments, in historical review of poetry criticism in Iran, Majdehamgar is known as one of the seventh century literary critics. Other critical views of Hamgar in his “Divan” is significant too. Critical perspectives of Majdehamgar like “technical” criticism, “moral” criticism, “social” criticism and “without criteria” review is studied and discussed in this article.
    Keywords: Majdehamgar, Poetry criticism, Traditional criticism, Criticism without criteria
  • Mahmood Aghakhani Bizhani*, Esmaeel Sadeghi, Jamal, Aldin Mortezavi Page 225
    Present research dedicated to literary criticism and analysis of story elements in ten selected narrative poems of contemporary poets. Introduction refers to the narrative poems, then the most important story elements: plot, character, points of view, set in ten contemporary narrative poems have been considered. These narrative poems have simple plots each of which based on a linear time and others which are complicated having a non-linear time. Characters in these traces are flat, allegorical and in some cases dynamic and the poets introduce them to the readers through direct and indirect descriptions. These poems narrated according to different viewpoints including: omniscient (third person), first person point of view and dialogue, and in some sorts of traces, conversation serves as the intrinsic (internal) element of narrative passage. Poets create the setting by use of/via characters and their surroundings descriptions and it means that these descriptions draw a thoroughly natural picture of the setting with the general time and place to the reader.
    Keywords: Contemporary Narrative Poem, Story Elements, Plot, Character, Point of view
  • Kianoosh Daniyari, Ali Noori* Page 257
    Naser Khosrow more than anything else is a philosopher, a master of ethic and a literary figure with thoughtful ideas. He urges the people to think deeply about the universe and emphasizes on thoughtful ideas about nature. The main aim of Nasser Khosrow in his poems is to aware people to the evolutionary trend of human personality and its transcendental nature. He believes that human is a creature whose identity is not determined and he can gain his own real essence based on “Freedom” and “choice”. His Divan mainly advises the audience to move toward the path of transcendence. He considers human responsible and tries to make him sensitive and worry about this responsibility. More or less, the Existentialist philosophers have the same views to human. A sense of anguish is also important to Existentialists. They believe in such idea as the cause toward enrichment and transcendence. According to existentialism the most fundamental anguishes are: anguish of freedom, anguish of being, anguish of possibility, and anguish of time and place. In the present article an attempt is made to compare the views offered by Naser Khosrow with ones provided by Existentialists.
    Keywords: Possibility, Being, Anguish, Existentialism, Naser Khosrow