فهرست مطالب

  • Volume:7 Issue: 4, 2015
  • تاریخ انتشار: 1393/12/26
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمد ناطق، محمدرضا حیدری*، عباس عبادی، انوشیروان کاظم نژاد، محمدعلی بابایی بیگی صفحات 201-208
    اهداف
    بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه قلبی در معرض نوسانات همودینامیکی ناشی از استرس و اضطراب هستند و رایحه درمانی با تاثیر بر روی متغیرهای همودینامیک منجر به کاهش فشارخون و ضربان قلب می شود. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر به کارگیری رایحه درمانی با اسطوخودوس بر شاخصهای همودینامیک بیماران سندرم حاد کرونری بستری در بخش های مراقبت ویژه قلبی صورت گرفت.
    روش ها
    این پژوهش کارآزمایی بالینی تصادفی یک سوکور بر روی بیماران سندرم حاد کرونری بستری در بخش مراقبتهای ویژه قلبی بیمارستان نمازی شهر شیراز در سال 1392 انجام گرفت. 110 بیمار به صورت تخصیص تصادفی در دو گروه دارو و دارونما قرار گرفتند. در گروه دارو، از اسطوخودوس و در گروه دارونما از قطره روغن بادام بودار استفاده شد. قبل و بعد از مداخله، شاخصهای همودینامیک شامل فشارخون سیستولیک، فشارخون دیاستولیک و نبض بیماران اندازه گیری شدند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی مانند میانگین و انحراف معیار، کای دو، تی تست و آنوای اندازه های تکراری، توسط نرم افزار SPSS16 انجام گرفت.
    یافته ها
    بر اساس نتایج به دست آمده روند کاهش فشارخون سیستولیک، فشارخون دیاستولیک و نبض بیماران در گروه دارو بیشتر از گروه دارونما بود اما آزمون آماری آنوای اندازه های تکراری تفاوت معنی داری را در بین دو گروه از نظر فشارخون سیستولیک(586/0 P=)، فشارخون دیاستولیک (557/0= P)و نبض(846 /0= P) نشان نداد.
    نتیجه گیری
    رایحه درمانی با اسطوخودوس با تاثیر مثبت خود بر شاخص های همودینامیک بیماران می تواند به عنوان یک اقدام مکمل مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: رایحه درمانی، اسطوخودوس، همودینامیک، سندرم حاد کرونری، بخش مراقبت ویژه قلب
  • بهمن آقایی، ناهید رژه*، مجیده هروی کریموی، عباس عبادی، سید طیب مرادیان، سید داوود تدریسی، امیر میرصادقی صفحات 209-214
    اهداف
    جداسازی از دستگاه تهویه مکانیکی از فعالیت های رایج پرستاران در بخش های مراقبت ویژه است. آوای طبیعت به عنوان یک روش غیر دارویی در کاهش اضطراب و بی قراری در بیماران تحت تهویه مکانیکی موثر بوده است. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آوای طبیعت بر کاهش مدت زمان جداسازی از تهویه مکانیکی در بیماران تحت جراحی پیوند عروق کرونر قلب انجام شده است.
    روش ها
    این پژوهش از نوع نیمه تجربی بود که در سال 1392 بر روی 120 بیمار تحت جراحی پیوند عروق کرونر قلب در دو گروه شصت تایی آزمون و کنترل بر بیماران تحت جداسازی از دستگاه تهویه مکانیکی انجام شد. برای بیماران گروه آزمون، بلافاصله بعد از شروع اولین تحریک دمی بیمار و در فواصل بیست دقیقه ای تا زمان اکستوباسیون آوای طبیعت پخش می شد. البته اطلاعات تا بیست و سی دقیقه بعد از اکستوباسیون نیز جمع آوری شد. در گروه کنترل بعد از گذاشتن هدفون هیچ نوع آوایی پخش نشد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه دموگرافیک طبی و شیت ثبت اطلاعات محقق ساخته بود. اطلاعات از طریق روش های آماری توصیفی و استنباطی شامل آزمون تی مستقل، کای دو، آزمون دقیق فیشر با استفاده از نرم افزار SPSS16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که آوای طبیعت باعث کاهش زمان جداسازی از دستگاه تهویه مکانیکی در گروه آزمون در مقایسه با گروه کنترل شده است (001/0 p <).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که آوای طبیعت بعنوان یک درمان مکمل می تواند در کاهش مدت زمان و کمک به جداسازی از دستگاه تهویه مکانیکی موثر باشد. با توجه به سهل، ارزان و بدون عارضه بودن این روش، می توان این روش را درکنار سایر روش های مکمل در بخش مراقبت های ویژه برای کاهش مدت زمان فرایند جداسازی بیمار از دستگاه تهویه مکانیکی به کار گرفت.
    کلیدواژگان: آوای طبیعت، تهویه مکانیکی، جراحی پیوند قلب، جداسازی، بخش مراقبت ویژه
  • سعید هاشمی، علی طیبی*، ابوالفضل رحیمی، بهزاد عین اللهی صفحات 215-220
    اهداف
    تبعیت از رژیم غذایی یکی از ارکان اساسی درمان بیماران همودیالیزی است. عدم تبعیت از رژیم غذایی با پیامد های بالینی وخیم همراه است. بیماران همودیالیزی علاوه بر برنامه های آموزشی به اجرای یک برنامه پیگیری با هدف افزایش آگاهی، بهبود عملکرد و نگرش در تبعیت از درمان نیازمندند. لذا مطالعه حاضر با هدف «تاثیر بکارگیری مدل مراقبت پیگیر بر تبعیت از رژیم غذایی بیماران همودیالیزی» انجام شد.
    روش ها
    این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی شاهددار بود که در دو بیمارستان بقیه الله (عج) و چمران در سال 1392 روی 98 بیمار همودیالیزی انجام شد. نمونه های این مطالعه به روش مبتنی بر هدف انتخاب و به صورت تخصیص تصادفی در دو گروه شاهد و آزمون قرار داده شدند. پرسشنامه تبعیت از رژیم غذایی در مرحله پیش آزمون در هر دو گروه پر شد سپس در گروه آزمون بعد از در اختیار قرار دادن کتابچه آموزشی مدل مراقبت پیگیر با چهار مرحله آشنا سازی، حساس سازی، کنترل و ارزشیابی انجام شد. در پایان هر ماه تا ماه سوم پرسشنامه تبعیت از رژیم غذایی پر شد اما در گروه کنترل بدون هیچ مداخله ای در پایان هر ماه تا ماه سوم پرسشنامه تکمیل شد و سپس اطلاعات جمع آوری شده با آزمون های توصیفی، کای اسکوئر، تی تست و طرح اندازه های تکراری و نرم افزار SPSS18 تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    اغلب بیماران همودیالیزی از تبعیت غذایی مطلوبی برخوردار نبودند. با اجرای مدل مراقبت پیگیر میانگین نمره تبعیت از رژیم غذایی در مرحله پیش آزمون گروه آزمون از نمره 04/6 ± 95/148به 85/4 ± 25/156، 63/3 ± 08/177،38/3 ± 37/184 در پایان ماه اول، دوم و سوم افزایش یافته است و ارتباط معنی داری بین مدل مراقبت پیگیر و تبعیت از رژیم غذایی مشاهده شد (0001/0 p=).
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های مطالعه، بیماران تحت تاثیر مدل مراقبت پیگیر بر اثر مشاوره و آموزش از تبعیت از رژیم غذایی بهتری برخوردار شدند بنابراین پیشنهاد می شود تا پرستاران مراقبت های ویژه از این مدل برای پیشگیری از عوارض و بهبود رژیم غذایی بیماران همودیالیزی استفاده نمایند.
    کلیدواژگان: مدل مراقبت پیگیر، تبعیت از رژیم غذایی، همودیالیز
  • محمد بهنام مقدم، عزیز بهنام مقدم*، تهمینه صالحیان صفحات 221-226
    اهداف
    افسردگی به دنبال سکته قلبی یک اختلال شایع است که بر پیش آگهی بیماران قلبی اثر منفی دارد. یکی از روش های درمان افسردگی در بیماران قلبی، تکنیک های رفتاری شناختی است. هدف از این مطالعه بررسی کارآیی روش حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد بر میزان افسردگی بیماران مبتلا به سکته قلبی در پیگیری دوازده ماهه بود.
    روش ها
    این پژوهش نیمه تجربی در بیماران مبتلا به سکته قلبی در شهر قزوین در سال 1392 انجام شد. در مجموع شصت بیمار مبتلا به سکته قلبی بر اساس پرسشنامه افسردگی بک، به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به طور تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. در گروه تجربی، روش درمانی حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد در سه جلسه انجام شد. در گروه کنترل هیچ مداخله ای صورت نگرفت. داده های علایم افسردگی، قبل از درمان، بعد از درمان و در پیگیری دوازده ماهه گردآوری شده و با استفاده از آمار توصیفی، آنالیز واریانس اندازه گیری تکراری (repeated measures)، کای اسکو اسکوار و نرم افزار SPSS17 تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین علایم افسردگی در گروه تجربی قبل از مداخله، بعد از مداخله و در پیگیری دوازده ماهه به ترتیب 41/6 ± 26/27، 71/3 ± 76/11 و 52/2 ± 5/8 بود که با استفاده از آزمون آنالیز واریانس اندازه گیری تکراری اختلاف آماری معناداری را نشان داد (001/0P<). میانگین علایم افسردگی در گروه کنترل قبل و بعد از مداخله به ترتیب 81/5 ± 53/24 و 09/6 ± 66/31 بود که با استفاده از آزمون تی زوجی اختلاف آماری معناداری را نشان داد (001/0P<).
    نتیجه گیری
    روش حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد، یک روش کارآمد برای درمان و کاهش افسردگی بیماران مبتلا به سکته قلبی است. پرستاران بخش مراقبت های ویژه می توانند از این روش جدید و موثر در درمان افسردگی بیماران استفاده نمایند.
    کلیدواژگان: افسردگی، سکته قلبی، حساسیت زدایی حرکات چشم و پردازش مجدد، پیگیری
  • ملیحه همتی اسمعیلی، فاطمه حشمتی نبوی*، حمیدرضا ریحانی صفحات 227-236
    اهداف
    خشونت بیمار و ملاقات کننده او اغلب جزء خطرناکترین مخاطرات شغلی است و برای کارکنان تبعاتی به دنبال دارد که در نهایت مستقیم یا غیرمستقیم، بر کیفیت مراقبت بیمار و رضایتمندی بیماران تاثیر می گذارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان خشونت بیمار و خانواده آن ها علیه پرستاران انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی مقطعی بر روی 68 نفر پرسنل پرستاری شاغل در بخش اورژانس مرکزی بیمارستان امام رضا (ع) در مشهد به روش سرشماری، در سال 1391، انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استانداردی است که توسط همکاری سازمان جهانی کار، سازمان جهانی بهداشت، انجمن بین المللی پرستاران و انجمن بین المللی خدمات عمومی طراحی شده است که پس از تعدیل بر اساس شرایط محیطی و اجتماعی، مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با نرم افزار آماری SPSS 17 و با استفاده از آمار توصیفی و آزمون همبستگی پیرسون و اسپیرمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    همه پرستاران در یک سال گذشته حداقل یک بار با خشونت کلامی مواجهه داشتند (7/14 درصد یک بار، 2/16 درصد همیشه و 1/69 درصد گاهی اوقات) و 1/22 درصد از آن ها نیز خشونت فیزیکی را در یک سال گذشته تجربه کرده بودند. ران ان ر دند؛ بیشتر پرستاران در مقابل آنان هیچ اقدامی انجام نداده بودند. بیش از نیمی از پر اعلام کردند که فا با واقعه، ذکر شده که حتی در صورت گزارش دهی هیچ اقدام خاصی توسط مافوق برای شناسایی علت خشونت ها صورت نپذیرفته است. به علاوه پیگیری بیشتر خشونت های گزارش شده غالبا رضایت بخش نبوده است.
    نتیجه گیری
    با وجود شیوع بالای خشونت علیه پرستاران در بخش های اورژانس، عدم وجود سازوکارهای گزارش و پیگیری خشونت های اتفاق افتاده و اجتناب پرستاران از گزارش خشونت ها، زوایای پنهان این پدیده بیش از بخش آشکار آن است. از آن جا که اغلب شاغلین بخش اورژانس خشونت را غیر قابل پیشگیری گزارش نموده اند، لازم است باتوسعه برنامه های آموزشی با هدف توانمندسازی پرستاران در مدیریت وقایع خشونت آمیز از اثرات مخرب این پدیده بر کیفیت مراقبت های اورژانس پیشگیری نمود.
    کلیدواژگان: خشونت محل کار، پرستار، بخش اورژانس
  • سجاد بشرپور*، محمد نریمانی، اکبر عطادخت صفحات 237-244
    اهداف
    سبک های دلبستگی در سازگاری افراد با شرایط فشار زا نقش دارند. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش سبک های دلبستگی در پیش بینی اختلال استرس پس از سانحه در پرستاران اورژانس انجام گرفت.
    روش ها
    روش این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. همه پرستاران مراکز اورژانس بیمارستان های شهر ارومیه در سال 1389جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند. تعداد صد نفر از این جامعه که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده بودند در این پژوهش شرکت داشتند. همه آزمودنی ها در محل اشتغال خود به پرسش نامه سبک های دلبستگی و مقیاس اختلال استرس پس از سانحه می سی سی پی پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس چند متغیری و تحلیل رگرسیون چندگانه و نرم افزار SPSS17 تحلیل شد.
    یافته ها
    بیست نفر از آزمودنی ها بر اساس مقیاس اختلال استرس پس از سانحه مبتلا به این اختلال تشخیص داده شدند. مقایسه سبک های دلبستگی آن ها با گروه سالم نشان داد که گروه مبتلا به اختلال، در سبک های دلبستگی ترسو و بی اعتنا، نمرات بالاتری نسبت به گروه سالم کسب کرده بودند و حدود ده درصد از کل واریانس نمره افراد در مقیاس اختلال استرس پس از سانحه توسط سبک های دلبستگی آن ها تبیین می شد.
    نتیجه گیری
    سبک های دلبستگی در تعیین آسیب پذیری به اختلال استرس پس از سانحه پرستاران مراکز اورژانس نقش دارند.
    کلیدواژگان: دلبستگی، اختلال استرس پس از سانحه، پرستاران اورژانس
  • زهرا صالحی، جمیله مختاری نوری*، سید محمد خادم الحسینی، عباس عبادی صفحات 245-252
    اهداف
    رضایت بیمار پدیده پیچیده ای است که تحت تاثیر عوامل گوناگون قرار دارد. رضایت بیمار یکی از مهمترین شاخص ها در بهبود کیفیت مراقبت است که می تواند به عنوان معیاری با ارزش در برنامه ریزی های آینده بیمارستانی، موثر باشد. باوجود اهمیت رضایت بیمار به عنوان نشانگر کیفیت، اطلاعات به روزی از میزان رضایت والدین نوزادان بستری در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان در دسترس نیست. هدف این پژوهش تعیین میزان رضایت والدین نوزادان بستری در بخش مراقبت های ویژه نوزادان بود.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی مقطعی، 300 نفر از والدین نوزادان بستری در بخش مراقبت های ویژه نوزادان با نمونه گیری خوشه ایاز دوازده بیمارستان دولتی منتخب شهر تهران در سال 1392 مشارکت نمودند. داده های جمعیت شناختی والدین و داده های مربوط به رضایت آن ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته روا و پایا شده در سه حیطه خدمات رفاهی، پرستاری و پزشکی با مقیاس لیکرت و در دامنه صفر تا صد اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و استنباطی (پیرسون و کای اسکوآر) در نرم افزار SPSS19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین نمرات رضایت در مورد مراقبت های پرستاری 5/14 ± 6/63، مراقبت های پزشکی 9/11 ± 05/54، خدمات رفاهی02/9 ± 03/42 و در مورد رضایت کلی5/31 ± 04/63 بود. بین متغیرهای بیمارستان (0001/0 p=)، سن (014/0 p=)، درآمد (007/0 p=)، سابقه بستری (0001/0 p=) و مدت بستری (015/0 p=) با میزان رضایتمندی کل ارتباط معنی دار مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    میزان نسبتا بالای رضایت والدین از سه حیطه خدمات رفاهی، مراقبت های پرستاری و پزشکی می تواند نشانگر مطلوب بودن کیفیت خدمات ارائه شده باشد و برای جلب رضایت بیشتر والدین لازم است کادر درمان همکاری و مساعدت بیشتری با یکدیگر داشته باشند. همچنین لازم است پزشکان و پرستاران ارتباط نزدیک تر و صمیمانه تری با والدین برقرار نمایند. برای ملاقات نوزاد با دیگر افراد خانواده امکانات و تسهیلات خاص در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: رضایت والدین، نوزادان بستری، بخش مراقبتهای ویژه نوزادان
  • زینب تابانژاد، مرضیه پازوکیان*، عباس عبادی صفحات 253-258
    اهداف
    در بسیاری کشورها نقش پرستار رابط برای افزایش کیفیت مراقبت های پرستاری در بیماران ترخیصی از بخش مراقبت های ویژه و بستری در بخش های عمومی در نظر گرفته شده است. این مطالعه به بررسی نقش پرستار رابط بر متغیرهای بالینی بیماران پس از ترخیص از بخش مراقبت های ویژه برای بار نخست در ایران پرداخت.
    روش ها
    در یک کارآزمایی بالینی بیماران با دو گروه (متشکل از چهل بیمار در هر گروه) در بیمارستان های منتخب نیروهای مسلح از ماه بهمن سال 1392 الی خرداد 1393 به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. متغیرهای بالینی طی مداخله پرستار رابط با استفاده از برگه ثبت داده ها اندازه گیری شد. روایی برگه ثبت داده ها توسط ده نفر از اساتید پرستاری مورد سنجش قرار گرفت و پایایی آن با ضریب گاتمن 868/0 محاسبه شد. گروه مداخله مراقبت پرستاری را از پرستار رابط دریافت کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آزمون کای اسکوئر، تی تست و SPSS19 استفاده شد.
    یافته ها
    گروه مداخله در متغیرهای همودینامیک و همچنین تست های آزمایشگاهی تفاوت معنادار آماری با گروه کنترل نداشت(p= 0/5).
    نتیجه گیری
    پیشنهاد می شود که مطالعات بیشتری در این زمینه با در نظر گرفتن ابعاد و حیطه های مختلف این نقش انجام گیرد.
    کلیدواژگان: بخش مراقبتهای ویژه، پرستار رابط، متغیرهای هموینامیک، تستهای آزمایشگاهی و بخش داخلی، جراحی
|
  • Mohammad Nategh, Mohammad Reza Heidari *, Abbas Ebadi, Anooshirvan Kazemnejad, Mohammad Ali Babaei Beigi Pages 201-208
    Aims
    Patients who are hospitalized in coronary care unit are at risk for hemodynamic instability secondary to anxiety and stress. Aromatherapy may have positive effects on hemodynamic status and can help reduce blood pressure and heart rate. The aim of this study was to investigate the effect of lavender aromatherapy on hemodynamic indices among patients with acute coronary syndrome.
    Methods
    This single-blind randomized clinical trial was conducted on patients who had been hospitalized in the coronary care unit of Namazi hospital، Shiraz، Iran، in 2013. A sample of 110 patients with acute coronary syndrome was recruited. Patients were randomly allocated to either the experimental or the placebo groups. Patients in the experimental and placebo groups were respectively treated with lavender essence and almond oil drop aromas. Participants’ systolic and diastolic blood pressures as well as heart rate were measured seven times—before، during، and after the study intervention. For analyzing the data، statistical tests such as Chi-square، t test، and repeated measures analysis of variance were performed by using the SPSS16.
    Results
    There was a downward trend of systolic and diastolic blood pressures and heart rate changes across the seven measurement time-points in both groups. However، there was no significant difference between the study groups regarding systolic blood pressure (P value = 0. 586)، diastolic blood pressure (P value = 0. 557) and heart rate (P value = 0. 846).
    Conclusions
    Given its positive effects on hemodynamic indices، aromatherapy can be used as an effective alternative therapy.
    Keywords: Aromatherapy, Lavender, Hemodynamic, Acute Coronary Syndrome, Coronary care unit
  • Bahman Aghai, Nahid Rejeh *, Majideh Heravi, Abbas Ebadi, Tayeb Moradyan, Davood Tadrissi, Amir Mirsadeghi Pages 209-214
    Aims
    Weaning from mechanical ventilation is a frequent nursing activity in Intensive Care Unit (ICU). Nature-based sound as a non-pharmacological method was effective in alleviating anxiety and agitation in patients undergoing mechanical ventilation. The aim of this study was to determine the effect of nature-based sound on shortening length of weaning from mechanical ventilation time in patients undergoing Coronary Artery Bypass Graft (CABG) surgery.
    Methods
    This is a quasi-experimental study in which 120 patients undergoing CABG surgery had participated. These patients were undergoing weaning from mechanical ventilator; they were randomly divided into two intervention and control groups of 60 subjects. The study was done in 2013. The intervention group listened to nature-based sounds through headphones، immediately after the first trigger، they listened to the sound at 20 min intervals until extubation. Data was collected until twenty three minutes after extubation too. Patients of the control group had headphones with no sound. Data collection tools included a demographic- medical questionnaire and a researcher-made data recording sheet. Data analysis was done through descriptive and inferential statistical methods including independent t-test، chi-square and Fisher''s exact test by using SPSS 16 software.
    Results
    Findings showed that the intervention group had significantly lower length of mechanical ventilation time than the control group (P<0. 001).
    Conclusions
    The results showed that nature-based sound as a non-pharmacological treatment can be effective in shortening length of weaning from mechanical ventilation time and it can be helpful in this process. Since it’s a safe، easy and inexpensive method and it has no complications، it can be used besides other non-pharmacological methods in shortening duration of patients’ weaning from mechanical ventilation in ICU.
    Keywords: Nature, based sound, mechanical ventilation, Cardiac bypass surgery, Weaning, Intensive Care Unit (ICU)
  • Saeid Hashemi, Ali Tayebi *, Abolfazl Rahimi, Behzad Einolahi Pages 215-220
    Aims
    Adherence to dietary regimens is essential to the success of hemodialysis whose absence is associated with significant health problems and complications for patients receiving hemodialysis. Besides educations، hemodialysis patients need a continuous care plan that improves their adherence knowledge، practice، and attitude. This study aimed at examining the effect of Continuous Care Model on hemodialysis patients’ dietary adherence.
    Methods
    This randomized controlled trial was conducted on 98 patients who received hemodialysis in Baqiyatallah and Chamran hospitals، Tehran، Iran، in 2013. Subjects were recruited by using the purposive sampling technique and were randomly allocated to either the treatment or the control groups. Written and verbal educational materials about hemodialysis and dietary adherence were provided to patients in the treatment group. Then، the four-step continuous care plan was implemented. The steps included orientation، sensitization، control، and evaluation. Study participants were invited to fill the Dietary Adherence Questionnaire at four time points including before the intervention (T1) as well as one، two، and three months afterward (T2–T4). The Chi-square and the repeated measures analysis of variance test were performed by using the SPSS v. 18. 0.
    Results
    Most participants had poor dietary adherence. The Continuous Care Model significantly improved their dietary adherence scores—from 148. 95±6. 04 (T1) to 156. 25±4. 85 (T2)، 177. 08±3. 63 (T3)، and 184. 37±3. 38 (T4). There was a significant relationship between Continuous Care Model and dietary adherence (P value = 0. 0001).
    Conclusions
    Educations and counseling services that are provided through the Continuous Care Model can improve hemodialysis patients’ dietary adherence. Using this model for enhancing hemodialysis patients’ dietary adherence and preventing non-adherence-related complications is recommended.
    Keywords: Continuous Care Model, Dietary adherence, Hemodialysis
  • Mohammad Behnammoghadam, Aziz Behnammoghadam *, Tahmineh Salehian Pages 221-226
    Aims
    Depression following Myocardial Infarction (MI) is a common disorder with a negative effect on prognosis of cardiac patients. One of the therapeutic methods of depression in cardiac patients is cognitive-behavioral technique. The aim of the present study was to assess the efficacy of Eye Movement Desensitization and Reprocessing (EMDR) on depression in patients with Myocardial Infarction (MI) in a 12-month follow up.
    Methods
    It was a quasi-experimental study، which was performed on patients with MI in Qazvin in year 2013. 60 patients، who were suffering from MI were selected through convenient sampling and based on Beck’s depression questionnaire; they were randomly divided into two experimental and control groups. EMDR therapeutic method was performed in three sessions in the experimental group. The control group received no intervention. Data collection on depressive symptoms was done before treatment، after treatment and in a 12-month follow up and they were analyzed by using descriptive statistics، repeated measures ANOVA، chi- square and SPSS 17 software.
    Results
    Depressive symptoms mean in the experimental group before and after intervention and in a 12-month follow up was 27. 26±6. 41، 11. 76±3. 71 and 8. 5±2. 52 respectively; repeated measures ANOVA showed significant statistical difference (p<0. 001). Depressive symptoms mean in the control group before and after intervention was 24. 53 (±5. 81) and 31. 66 (±6. 09) respectively، it showed significant difference by using paired t-test (p<0. 001).
    Conclusions
    The EMDR is an efficient method for treating and reducing depression in patients with MI. Critical care nurses can use this new and effective method for treating depression.
    Keywords: Depression, Myocardial Infarction (MI), Eye Movement Desensitization, Reprocessing (EMDR), Follow up
  • Maliheh Hemmati Esmaeili, Dr Fatemeh Heshmati Nabavi *, Dr Hamid Reza Reihani Pages 227-236
    Aims
    Patients and their families’ violence is mostly among the most dangerous occupational hazards، which has some consequences for the medical staff and influences quality of patients’ care and satisfaction directly or indirectly. The present study is done with the aim of determining the level of patients and their families’ violence against nurses.
    Methods
    This cross - sectional study was performed through census method on 68 nursing staff working in Central Emergency of Imam Reza hospital in Mashhad in 2012. Data collection tools included a standard questionnaire designed by the collaboration of International Labor Organization، World Health Organization، International Society of Nurses and International Association of Public Service; the questionnaire has been used after its adjustment with the social and environmental criteria. Data analysis was done through SPSS17 software and by using descriptive statistics and Pearson and Spearman correlation test.
    Results
    All the nurses were exposed to verbal violence at least once during the last year (14. 7 percent once، 16. 2 percent always and 69. 1 percent sometimes) and 22. 1 percent of them had experienced physical violence during the last year. The most common cause of violence against nurses was patients'' relatives and most of the nurses have not taken any action against them. More than half of the nurses stated that they do not report the incident since they think it’s useless to report or talk about it; they also stated that there was no specific action taken by the superior for identifying the cause of violence in the case of their reporting. In addition tracking the reported violence has most often been unsatisfactory.
    Conclusions
    Despite high prevalence of violence against nurses of emergency departments، lack of reporting mechanisms and tracking violence and nurses’ avoidance of reporting violence، hidden aspects of this phenomenon are more than the obvious ones. Since most of the people working in emergency departments have reported that violence can’t be prevented، it is necessary to prevent destructive effects of this phenomenon influencing the quality of emergency cares by developing educational programs aimed at empowering nurses in managing violent incidents.
    Keywords: Workplace Violence, Nurse, Emergency Department
  • Sajjad Basharpoor *, Mohammad Narimani, Akbar Atadokht Pages 237-244
    Aims
    Evidences indicated that attachment styles are important in people’s adjustment with stressful situations. Therefore، this study has been carried out to assess the role of attachment styles in the prediction of Post-Traumatic Stress Disorder (PTSD) in emergency nurses.
    Methods
    It was a descriptive-correlational study. The statistical population of this study was all the emergency nurses of Uroumieh hospitals in 2010. 100 people of the population were selected randomly for this study. All the participants were tested individually by Mississippi PTSD scale and attachment styles questionnaire at their work place. Data analysis was done by multivariate ANOVA tests and multiple regression analysis and SPSS17 software.
    Results
    According to PTSD scale، twenty participants of the study were suffering from PTSD. Comparing their attachment styles with the healthy group (the group without PTSD) it was shown that the group with PTSD took higher scores in terms of fearful and dismissive attachment styles in compare with healthy group (without PTSD). The results of multi-regression analysis showed that 10 percent of the total variance of individuals in PTSD scale was explained by attachment styles.
    Conclusions
    Attachment styles are important in determining susceptibility of hospital emergency nurses to PTSD.
    Keywords: Attachment, Post, Traumatic Stress Disorder (PTSD), Emergency nurses
  • Zahra Salehi, Jamileh Mokhtari Noori *, Mohammad Khademhoseini, Abbas Ebadi Pages 245-252
    Aims
    Despite the importance of patient satisfaction as an indicator of quality، updated information is not available on the satisfaction of parents of infants hospitalized in neonatal intensive care. The aim of this study was “to determine the degree of satisfaction of parents of infants hospitalized in the neonatal intensive care unit (NICU)”.
    Methods
    In this cross-sectional study، parents of 300 infants admitted to the neonatal intensive care unit participated with cluster sampling of twelve elected government hospital in Tehran in 2012. Demographic data and data on parental satisfaction using valid and reliable researcher made questionnaire in three domains of welfare، medical and nursing services was measured with a likert scale ranged from 0-100. Data using descriptive statistics (mean، standard deviation) and inferential statistics (Pearson chi-square) were analyzed in SPSS19 software.
    Results
    The mean satisfaction about the nursing care 63. 6±14. 5، medical care 54. 05±11. 9، welfare services 42. 03±9. 02 and the overall satisfaction 63. 04±31. 5. A significant relationship was observed between variables hospitals (p=0. 0001)، age (p=0. 014)، income (p=0. 007)، history of hospitalization (p=0. 0001) and length of hospitalization (p=0. 015) between total satisfaction.
    Conclusions
    The relatively high level of parental satisfaction with the three domains of welfare، medical and nursing care services، can be a desirable indicator of the quality of services provided، and the it is necessary for more parental satisfy، the medical team has more cooperation and assistance together. Doctors and nurses also need to establish closer communication and more intimate with parents. To be considered special amenities and facilities to meet the other family members with newborns.
    Keywords: Parents\ satisfaction, Infants admitted, NICU
  • Zeinab Tabanejad, Marzieh Pazokian *, Abbas Ebadi Pages 253-258
    Aims
    The liaison nurse role has been defined in many countries for improving the quality of nursing care delivery to patients who are transferred from intensive care units to general medical-surgical wards. The aim of this study was to examine the impact of ICU liaison nurse role on patients’ clinical outcomes after being discharged from intensive care unit.
    Methods
    In this two-group controlled clinical trial، a convenience sample of 80 patients was drawn in 2014 from selected military hospitals located in Tehran. Patients were randomly allocated to either the control (40 patients) or the experimental groups (40 patients). After being transferred from intensive care unit to general wards، patients in the experimental group received care from a liaison nurse. A data sheet was used for collecting the study data. The validity of the sheet was confirmed by a panel of ten nursing faculties. The Gutmann coefficient of the scale was 0. 868 which confirmed the acceptable reliability of the sheet. Study data were analyzed by using the SPSS19 and by conducting the Chi-square and independent-samples t tests.
    Results
    Hemodynamic and laboratory parameters in the experimental group were not significantly different from the control group (p value > 0. 05).
    Conclusions
    Conducting further studies for evaluating different aspects of liaison nurse role is recommended
    Keywords: Intensive care unit, Liaison nurse, Hemodynamic parameters, Laboratory tests, Medical, Surgical ward