فهرست مطالب

هستی و شناخت (نامه مفید) - سال یکم شماره 2 (1393)
  • سال یکم شماره 2 (1393)
  • تاریخ انتشار: 1394/01/15
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سید محمد انتظام* صفحه 3
    فیلسوفان مسلمان در معنای حرکت در مقوله (جوهر و اعراض) احتمالات و تفسیرهای مختلفی را بیان کرده اند. در میان آن ها دو تفسیر، از اهمیت بیشتری برخوردار است. بر اساس یک تفسیر که در این مقاله از آن به تلقی سینوی از حرکت در مقوله یاد شده است، حرکت، حالتی از حالات جسم است و نباید آن را به معنای سیال بودن جوهر یا عرض دانست. مطابق این تلقی، حرکت در جوهر که معنایی جز سیال بودن جوهر ندارد، محال است. بر اساس تفسیری دیگر که در این مقاله از آن به تلقی صدرایی تعبیر شده است، حرکت، چه در جوهر و چه در عرض، حاکی از گونه ای از وجود است و وجود را به ثابت و سیال تقسیم می کند. این تلقی از حرکت، از نظر گروه نخست، از یک نگاه، فاقد ملاک اینهمانی و در نتیجه، ناقض خود است و از نگاهی دیگر، مستلزم جمع بین «اینهمانی» و «این نه آنی» به صورت تناقض آمیز است. گروه دوم با کاویدن واقعیت وجودی حرکت، آشکار می سازند که می توان حرکت در جوهر و عرض را به معنای سیال بودن و نا آرام بودن آن ها و حاکی از گونه وجود دان است و ملاک «اینهمانی» و «این نه آنی» را بدون اینکه به تناقض گویی بیانجامد از نحوه وجود آن بیرون کشید.
    کلیدواژگان: حرکت در مقوله، حرکت در عرض، حرکت در جوهر، اینهمانی، این نه آنی
  • عبدالرحیم سلیمانی* صفحه 21
    در ارزیابی باورهای دینی کسانی قائل شده اند که یک شخص در صورتی مجاز به پذیرش یک باور است که برای آن برهانی داشته باشد که همه عقلای عالم را قانع کند، یا گفته اند فرد باید برای همه باورها و اعمال خود برهان داشته باشد و به امر خردگریز تن ندهد. در نقطه مقابل، کسانی هستند که می گویند عقل ضد ایمان است یا با آن رابطه ندارد، یا می گویند همه باورها را باید از ظاهر متون دینی گرفت و به عقل اعتناء و توجه نکرد. عقل گرایی اعتدالی - انتقادی در مقابل هر دوی این گرایش ها قرار دارد و می گوید عقل اعتبار و حجیت دارد و بدون آن دینداری ممکن نیست، اما این عقل از یک سو در همه امور داوری ندارد و بنابراین باید در دین به امور خردگریز نیز تن داد، و از سوی دیگر این عقل در ارائه برهان مصون از خطا نیست و به همین دلیل انسان ها نمی توانند باورهای خود را به همگان بقبولانند. در این مقاله مولف در پی دفاع از موضع عقل گرایی اعتدالی - انتقادی است.
    کلیدواژگان: باورهای دینی، عقل گرایی حداکثری، عقل گرایی افراطی، ایمان گرایی، ظاهرگرایی، عقل گرایی اعتدالی، عقل گرایی انتقادی
  • سید عمار کلانتر*، مهدی قوام صفری صفحه 39
    سطرهای آغازین درباره عبارت ارسطو یکی از تاثیرگذارترین متون در تاریخ معناشناسی است و مقدمه ای مهم برای فهم و تقریر برخی از دیدگاه های ارسطوست. بر اساس تفسیر کلاسیک، ارسطو به طور عام بیان می کند که نوشته ها نشانگر آواها (الفاظ) است و آواها در وهله نخست نشانگر انفعال های نفس و انفعال های نفس شبیه اشیاء و در نتیجه آواها با واسطه نشانگر اشیاء است. در دوران معاصر، نورمان کرتزمن این تفسیر را به چالش کشید و تفسیر جایگزینی را مطرح کرد که سرآغازی برای باز تفسیر این فصل شد. این مقاله بر بخش اول از این فصل متمرکز می شود، برخی از تفسیر های کلاسیک و معاصر از آن را تقریر می کند و پس از بررسی برخی از واژگان کلیدی، تفسیر مختار را ارائه می دهد که بر اساس آن هدف اصلی ارسطو تفکیک بین سه حوزه لفظ، اندیشه و واقعیت و توجه به احکام مشترک و به ویژه اختصاصی آن هاست که در حل برخی دشواری ها سودمند است.
    کلیدواژگان: ارسطو، درباره عبارت، لفظ، اندیشه، واقعیت
  • مرتضی بحرانی* صفحه 61
    خوانش های مختلفی از آثار و رساله های افلاطون و به ویژه نسبت آن ها با جمهور شده است. در این میان، رساله های مرد سیاسی و سوفسطایی از اهمیت خاصی برخوردار هستند. افلاطون در سوفسطایی می نویسد: «اگر فرصتی دست داد روزی دیگر فیلسوف را دقیق تر تماشا خواهیم کرد. اکنون بگذار به دنبال سوفسطایی بگردیم». این گزاره باعث شده که عده ای از شارحان افلاطون به دنبال اثر مفقود شده وی در باب «فیلسوف» باشند. اما آیا این گزاره به راستی به معنای آن است که افلاطون قصد رساله ای مستقل با نام «فیلسوف» داشته است، به ویژه از آن جهت که او پیش از این، مرد سیاسی را تالیف کرده بود؟ در این پژوهش، ضمن تبیین آرای مختلف شارحان افلاطون در خصوص نسبت مرد سیاسی و سوفسطایی، به این نکته پرداخته می شود که امکان منطقی تالیف رساله ای مستقل به نام «فیلسوف»، در کنار (و پس از) تالیف مرد سیاسی و سوفیست، منتفی بوده است؛ چرا که افلاطون با تالیف این دو هم پرسه، «فیلسوف» را نیز تعریف و تالیف کرده است و مولفه های شخصیتی فیلسوف را به ویژه با عطف توجه به کارویژه سیاسی او، برشمرده است. در این مقاله، با توسل به منطق درونی اندیشه افلاطون، برای این ادعا از وجوه مختلف، استدلال شده است.
    کلیدواژگان: افلاطون، مرد سیاسی، سوفیست، فیلسوف، وحدت (این همانی)
  • عقیل فولادی* صفحه 79
    این مقال، نخست به پیشینه بحث خیال می پردازد و بدین طریق تاثیرگذاران بر کانت را روشن می نماید. پس از آن توضیحی در باب ابژکتیویته داده می شود و سپس به بحث از خیال در نقد عقل محض پرداخته می شود.
    قوه خیال در نظام شناختی کانت دارای جایگاهی منحصر به فرد است. این نقش به مراتب، فعالانه تر از جایگاه خیال در نظام های فلسفی پیش از کانت است. خیال از سویی در بحث مهم و پیچیده استنتاج استعلائی مقولات فاهمه، فعال است و از سوی دیگر در بحث شاکله سازی این مقولات. این ها هر دو در فرآیند «ابژکتیو»شدن شناخت حائز اهمیتند. به علاوه صور پیشین مکان و زمان، مولود فعالیت این قوه اند. همه این امور نشانگر برجستگی خیال در معرفت شناسی این فیلسوف هستند؛ امری که در اخلاف بلافصل وی به وضوح اثر آن آشکار شد. البته این برجستگی، در عین اهمیت آن می تواند آفتی برای معرفت شناسی دانسته شود چرا که ابژکتیویته را مبتنی بر سوژه می نماید.
    کلیدواژگان: قوه خیال، استنتاج استعلائی، شاکله سازی، ابژکتیویته، معرفت شناسی
  • سجاد هجری* صفحه 99
    در جهان اسلام قول به تناهی ابعاد پارادایم غالب است؛ و برهان المسامته - از نوآوری های ابن سینا در کتاب عیون الحکمه - شاید مهم ترین برهانی است که بر آن اقامه شده است. بر اساس این برهان، چنانچه خطی نامتناهی وجود داشته باشد، اگر خطی به موازات آن فرض شود که از مرکز کره ای بگذرد، از حرکت استداری کره، بین این دو خط، در یک آن مسامته حادث می شود، اما حدوث مسامته در یک آن بین آن دو محال است. در میان حکیمان ابوالبرکات بغدادی، خواجه نصیر-الدین طوسی و علامه حلی به نقد و انکار این برهان پرداختند و فخر رازی و صدر المتالهین به نقدهای ایشان پاسخ دادند.
    در این مقاله ابتدا برهان مسامته مطرح می شود و نقدهای سه گانه ابوالبرکات و پاسخ های فخر رازی مورد بحث قرار می گیرد، سپس نقد خواجه نصیرالدین طوسی و پاسخ صدرالمتالهین به آن ذکر می شود و نشان داده می شود که پاسخ صدرالمتالهین ناتمام و اشکال خواجه وارد و در نتیجه برهان مسامته بر تناهی ابعاد نادرست است.
    کلیدواژگان: تناهی ابعاد، مسامته، حرکت استداری، خط نامتناهی
  • محمد سعیدی مهر*، روح الله فاتحی، سمیرا فرزین صفحه 129
    در حرکت قسری مفارق (حرکت پرتابه)، بنا به نظر مختار شیخ الرئیس، متحرک در اثر قوه یا میلی که در هنگام تماس با محرک اولیه از آن می گیرد، به حرکت خود ادامه می دهد تا آنجا که این قوه به تدریج از بین برود و حرکت پایان می یابد. هر چند این نظریه در واقع ابتکار فیلوپونوس بوده است، اما با تصحیحاتی که ابن سینا انجام داد، دیدگاه منسوب به او «نظریه میل» نامیده شده است. نظریه ای که از لحاظ تاریخ علم اهمیت دارد. در این مقاله، با مقایسه مفهوم میل با مفاهیم مکانیک نیوتنی، نتیجه گرفته می شود که مفهوم میل با هیچ یک از مفاهیم مکانیک نیوتنی مانند نیرو، انرژی جنبشی، تکانه و یا اینرسی قابل تطبیق نیست.
    کلیدواژگان: ابن سینا، حرکت قسری مفارق، حرکت پرتابه، محرک، میل، مکانیک نیوتنی
  • اسماعیل نوشاد، محمد مشکات صفحه 147
    پدیدار شناسی جان، از منظر هگل سیر تطور آگاهی از امر جزئی تا صورت معقول است. سعی هگل بر آن است تا از معضل شناخت شناسی سنتی - جدا افتادگی اساسی آگاهی و جهان واقع - گذر کرده و به صورت بندی جدیدی برسد. راه درک نحوه این گذار، چگونگی رفع (Aufheben) امر جزئی در دل مفهوم (Begriff) است. امر واقع به صورتی منفی در دل مفهوم جای می گیرد و همین منفیت بنیاد واقع بودگی در دل آگاهی است. سعی ما در این مقاله بیان منظور هگل از منفیت واقعیت در دل مفهوم با توجه به تفسیر خاصی است که جورجو آگامبن از ماهیت زبان دارد. آگاهی هیچ گاه نمی تواند به صورتی مستقل از امر واقع باشد، چرا که این منفیت و مقاومت آن، همواره، آگاهی را یک آگاهی شکافیده و بنابراین «ناخشنود» می سازد. این رخداد دلیل اصلی تنش مفهوم و بنابراین حرکت دیالکتیکی آن است.
    کلیدواژگان: منفیت، آگاهی، آگاهی ناخشنود، مفهوم، آگامبن
|
  • Seyed Mohammad Entezam* Page 3
    Muslim philosophers have offered different interpretations and possibilities on kinesis in category (substance and accident). Two interpretations are most important among others. According to one interpretation, which in this article is referred to as Avicenan approach, kinesis is a mode of corporeality and should not be understood as a fluidity of substance or accident. On this view, kinesis in substance, which implies nothing less than the fluidity of substance, would be impossible. Upon another interpretation, which is referred to as Sadrayian approach in this article, kinesis denotes a kind of being, both in substance and accident, and divides the being into fixed and fluid. According to the first approach, Avicenan approach, this kind of kinesis, from one point of view, falls short of the criterion of identity, so it is self-contradictory, and from another perspective, it compromises between "identity" and "otherness" in a contradictory manner. The second interpretation, investigating the existential reality of kinesis, makes it clear that kinesis in substance and accident can be considered as fluid and unresting, implying a mode of being. This way the criterion of "identity" and "otherness" is derived from this mode of existence, not resulting in any contradiction.
    Keywords: Kinesis in Category, Kinesis in Substance, Kinesis in Accident, Identity, Otherness
  • Abdorrahim Soleimani* Page 21
    In assessing religious beliefs, some people maintain that one is allowed to accept a belief if he has a sufficient proof which is convincing for all the rational people of the world. It has also been said that one should have sufficient proof for all their beliefs and actions and not to accept irrational matters. On the other hand, there are people who hold that reason is against faith or has no relation to it, or believe that all beliefs should be taken from the text of the scripture literally without taking any notice of reason. Moderate-critical rationalism is on the other end of the spectrum as regards the validity and proof of reason and holds that without reason it is impossible to be a truly believing person. However, not all matters can be established by reason and thus faith, on the one hand, sometimes should give way to irrational matters and on the other hand, reason is not always infallible in providing proof. So human beings cannot convince all people to accept their beliefs. In this article, the author seeks to defend moderate-critical rationalism.
    Keywords: Religious Beliefs, Maximum Rationalism, Extreme Rationalism, Fideism, Literalist, Moderate Rationalism, Critical Rationalism
  • Seyed Ammar Kalantar*, Mahdi Ghavam Safari Page 39
    The first lines of Aristotle's On interpretation are one of the most influential texts in the history of semantics and an important introduction to understanding and elaboration of some of Aristotle's views. According to the classical interpretation, Aristotle generally states that one’s writings represent spoken sounds and spoken sounds are in the first place representation of reactions of the soul and reactions of the soul are similar to things and spoken sounds are, as a result, mediated representation of things. In contemporary period, Norman Kretzmann challenged this interpretation and suggested an alternative one which became a starting point for reinterpreting this chapter. This article focuses on the first part of this chapter, gives an account of some classical and contemporary interpretations, and after studying some keywords, it offers an interpretation which holds that Aristotle's main purpose was to recognize three realms of spoken sound, thought, and reality and to address common and specific rules which are helpful in solving some problems.
    Keywords: Aristotle, on Interpretation, Spoken Sound, Thought Reality
  • Morteza Bahrani* Page 61
    There have been different readings of Plato’s works and treatises, especially in relation to “Republic”. Among them, treatises of this statesman and sophist are of special importance. Plato, in “Sophist”, writes that he would have a sufficient inquiry on “Philosopher” in a near future. This statement has led some researchers to look for Plato’s lost book on the “philosopher”. Does the statement really mean that he had in mind to write the book “Philosopher” especially considering the fact that he had written the “Statesman” before this? This paper, by focusing on the different readings, studies the relationship between “Sophist” and “Statesman”, and claims that writing of an independent treatise by Plato, under the name of “Philosopher” was not what he intended to do. In fact, by writing “Sophist” and “Statesman” he had characterized “Philosopher” to his readers. All the characteristics of the “Philosopher” are available in the previous treatises. This article drawing on the internal logic of Plato’s thought, this claim has been investigated from different perspectives.
    Keywords: Plato, Sophist, Statesman, the Philosopher, the Unity
  • Agheel Fuladi* Page 79
    This article first deals with the historical background of imagination and those who influenced Kant. Then, objectivity is explained and finally, the role of imagination in the Critique of Pure Reason is discussed.Imagination as a mental faculty has a unique place in Kant’s cognitive system. It plays a more active role in his system than it does in the philosophical systems before Kant. On the one hand, imagination is active in the sophisticated discussion of the transcendental deduction of the categories of understanding. On the other hand, it is active in schematism of the categories. Both of them are important in the objectivity of knowledge. The a priori forms of space and time are born of this faculty. All these are indicative of imagination’s prominent position in Kant’s epistemology; the issue that can be seen clearly in Kant's immediate successors. However, this prominence may be seen as a shortcoming in epistemology since it hinges objectivity on the subject.
    Keywords: Faculty of Imagination, Transcendental Deduction, Schematism, Objectivity, Epistemology
  • Sajjad Hejri* Page 99
    The finitude of dimensions is the dominant Paradigm in the Muslim World and the most important argument for it is perhaps the argument of “Collimation”, proposed by Avicenna in his book ‘Oyoon Al Hikam, Fountains of wisdom’. According to this argument, if we assume an infinite line and then draw another parallel one which crosses the center of a sphere, then, as a result of the circular motion of the sphere, Collimation will happen between these two lines instantly. But such Collimation in an instant is impossible.Among Muslim philosophers, ‘Abul Barakat Al-Baghdadi’, ‘Khaje Naṣīr al-Dīn Al-Ṭūsī’, and ‘Allameh al-Hilli’ have critiqued and refuted this arguement. And ‘Mulla Șadrā’ and 'Fakhr Al-Dīn Razi' have defended it against these criticisms.In this article, first the argument is elaborated. Then, Abul Barakat’s criticisms and Fakhr Al-Dīn Razi’s replies are explained. Khaje Naṣīr al-Dīn Al-Ṭūsī’s critique and Mulla Șadrā’s reply will come next. It will be shown that Mulla Șadrā’s reply is incomplete but Al Tusi’s criticism is reasonable. Therefore, the Collimation argument fails to prove true.
    Keywords: Finitude of Dimensions, Collimation, Circular Motion, Infinite Line
  • Mohammad Saeedi Mehr*, Rohollah Fatehi, Samira Farzin Page 129
    According to Ibn Sina (Avicenna), in the forced movement of the moving object (projectile motion), the moving object acquiring the potency or inclination from the first mover continues motion until this force gradually diminishes and comes to a stop. Although this theory was first proposed by Philoponus, with the modifications Ibn Sina made, this theory has been called “Mayl Theory”. This theory is important in the history of science. This article, comparing the concept of inclination with the concepts of Newtonian mechanics, concludes that the concept of inclination does not correspond to any of the Newtonian mechanic concepts such as force, kinetic, momentum or inertia.
    Keywords: Ibn Sina, Departure of Forcible Motion, Projectile Motion, Mover, Inclination (Mayl), Newtonian Mechanics